
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74
رسوایی بزرگ دولت باکو
ماجراي رشوهدهي كلان الهام علي اف جهت ملاقات با جرج بوش
(روزنامه آزادي، چاپ باكو ـ 25/04/87 )

استيون پين لابي گراي امريكائي كيست و با گروه حاكمه باكو چه ارتباطي دارد؟
روزنامه ساندي تايمز انگلستان در شماره مورخ 13 ژوئيه خود مقاله اي جنجالي در مورد رژيم باكو چاپ كرده است. در اين مقاله از فعاليتهاي لابي و سياسي غير قانوني استيون پين لابي گراي امريكائي بحث شده است.
استيون پين رئيس شركت لابي Worldwide Strategic Partners سفارشات سياسي دولت باكو و برخي دولتهاي آسياي مركزي را اجراء نموده و طي آن قانون را نقض نموده است. استيون پين فردي است كه آشنائي نزديكي با جرج بوش رئيس جمهوري امريكا، ديك چيني معاون رئيس جمهور و كانداليزا رايس وزير امور خارجه اين كشور دارد. وي همچنين عضو شوراي مشاوره وزارت امنيت داخلي امريكا مي باشد.
دوست بوش چگونه به تله افتاد؟
ساندي تايمز جهت به تله انداختن اين فرد كه داراي چنين روابط سطح بالائي است از اطلاعات «يرجان دوسمحمداف» مشاور سابق تيمور كوليباياف داماد به قتل رسيده نور سلطان نظربايف رئيس جمهوري قزاقستان استفاده نموده است. وي در سال 2006 از قزاقستان به انگلستان گريخته است. بنابه درخواست روزنامه؛ يرجان دوسمحمد اف به بهانه اينكه عسگر آقايف رئيس جمهوري سابق قزاقستان قصد دارد وجهه جهاني خود را بهبود بخشد، ضمن يك حكايت دروغين به استيون پين مراجعه نموده است. وي ابتدا توسط ايميل با پين تماس گرفته و به وي اعلام نموده است كه امكانات خوبي براي به دست آوردن پول جهت افراد نزديك به حزب جمهوريخواه و بوش وجود دارد. پين فوراً به نامه پاسخ داده و يك هفته بعد به لندن پرواز نموده است. پين با يرجان دوسمحمداف در رستوران هتلي در لندن ملاقات نموده ولي نفهميده كه شخص سومي كه در ملاقات حضور داشته خبرنگار بوده است.
با 750 هزار دلار در امريكا با چه كساني مي توان ملاقات نمود؟
در فيلم ويدئوئي مخفي كه از ملاقات برداشته شده است، پين اعلام نموده است كه در مقابل 600 الي 750 هزار دلار، ملاقات آقايف با ديك چيني و كانداليزا رايس را ترتيب خواهد داد. در اين ملاقات يرجان دوسمحمد اف به پين مي گويد كه آقايف پس از اتمام زمان رياست جمهوري از سه سال قبل ساكن مسكو مي باشد و جهت بهبود وجهه خود قصد ملاقات با مقامات عالي رتبه در امريكا را دارد. و پين نيز پاسخ مي دهد كه در آن صورت مي بايستي خانواده آقايف به كتابخانه بوش كمك نمايند. بد نيست كه ابتدا چند صد هزار دلار به حساب كتابخانه واريز نمايند. با اين عمل آنها نشان خواهند داد كه چقدر در اينكار جدي مي باشند. با «جون نگراپونته» معاون رايس و استيون هادلي مشاور امنيت ملي رئيس جمهوري نيز مي توان ملاقات نمود.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:30
|
|

هموطن
حزب پانايرانيست اعلام صدور حكم اعدام براي معلم ايرانپرست كرد آقاي فرزاد كمانگر را قوياً محكوم نموده و از همه مسئولين قضايي و مدافعين حقوق بشر ميخواهد كه براي نجات جان اين معلم بيگناه كرد اقدام عاجل كرده و مانع از اجراي اين حكم ظالمانه شوند.
پاينده ايران
حزب پانايرانيست
28/4/87
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:24
|
|
به یاد دلاورمردان کودتای پايگاه شاهرخي (کودتای نوژه)
زنده يادان 18 تير 1359 هميشه به ياد ايرانيان خواهند بود. فراموش نکنيم در روزي که دانشجويان را به عنوان قرباني و هديه به فاطمه زهرا از بلندي های خوابگاه دانشجويان به پائين پرتاب مي کردند در 18 تير 1359 تعداد زيادی از دليران آرتش شاهنشاهی ايران که خيال پس گرفتن کشور از دولتمردان را داشتند يکی بعد از ديگری در راه ميهن بوسيله دولتمردان و جلادان حکومت اسلامی تيرباران شدند. هر سال در 18 تير همچنان به ياد آنان و قربانيان دانشجوی کوی دانشگاه خواهيم بود . . .

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:53
|
|

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:15
|
|
پروفسور دکتر فیروز نادری

مطمئنأ هر ایرانی نام "دکتر فیروز نادری" را شنیده ، شخصی که یکی از بزرگترین اشخاص نام آور مقیم خارج از کشور که در زمینه علوم فضایی و ناسا یک شخص بسیار معروف و شناخته شده برای دنیا میباشد ، مدیریت وی در پروژه مریخ و موفقیت وی در هدایت این پروژه ماه ها جزو مهمترین اخبار شبکه های خبری جهان بود ....شخصی که بالاترین نشان ناسا را دریافت میکند و موثرترین فرد سال ایالات متحده معرفی میشود. شخصی ایرانی که بزرگتر از وی در دنیای علوم نداریم.
دکتر فیروز نادری در سال 1325 در شهر شیراز به دنیا آمد ، تحصیلات ابتدایی خود را در شیراز و دوره متوسطه را در دبیرستان اندیشه تهران به اتمام رساند سپس در سال 1964 به آمریکا رفت و پس از تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق ،در سال 1976 تحصیلات دکترای خود را در رشته مهندسی الکترونیک به پایان رساند.
فیروز نادری پس از اتمام تحصیلات خود در سال 1976 به وطن باز می گردد و فعالیت خود را در مرکز سنجش از دور ايران در تهران آغاز می کند و پس از دو الی سه سال فعاليت در ايران به دليل نبود امکانات مورد نيازش برای بسط تحقيقات و پژوهش هایش کشور را به مقصد آمريکا ترک می کند و در سال 1979، يعنی حدود 29 سال پیش فعاليت خود را در ناسا آغاز می کند.
او در این مدت مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره های مخابراتی متحرک ، رادارهای سنجش از دور اقیانوسی ، رصد خانه های تحقيقاتی اختر فيزيک و اکتشاف مريخ و ساير اجرام منظومه شمسی بر عهده داشت.
نادری علاوه بر اينکه مديریت طرح سرمنشاء را برای جستجوی سيارات فراخورشيدی بر عهده داشت ، مديريت آزمونهای علمی پروازهای فضايی را که وظيفه اصلی اش رصد و بررسی بادهای زمين از جو بود را نيز بر عهده داشت.
اوج موفقیت دکتر نادری در مدیریت پروژه مریخ و هدایت مریخ نوردهای روح و فرصت بود ، پروژه ای که اگر دکتر نادری نبود شاید تا سال ها و حتی ده ها سال آینده نیز ناسا موفق به اتمام آن نمیشد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 18:53
|
|
به نام خداوند جان و خرد
پنجه های تامکت
تهیه و تنظیم : باهماد پان ایرانیست کرمان

روز 10 آذرماه 1359، خلبانان گردان 82 شکاری ادعای سرنگونی 3 جنگنده عراقی را در درگیری که نزدیک آبادان اتفاق افتاد نمودند.همین گردان صبح روز بعد نیز بسیار موفق عمل کرد.یکی از F-14ها در یک پرواز گشت رزمی در 68 مایلی غرب بوشهر در حال پوشش هوایی بر روی جزیره خارک سکوی نفتی نوروز و کوروش بود که رادار کنترل زمینی اعلام کرد چند فروند هواپیمای دشمن در 5/19 مایلی با سرعت بالا از سمت شمال نزدیک می شوند.
عامل زمان، بسیار حیاتی بود و سرعت عمل بسیار بالای خلبانان را می طلبید. در فاصله 10 مایلی، موشک بر روی 2 فروند میگ MiG-21 که جلوتر از سوخوی Su-20ها و برای پوشش دادن به آنها حرکت می کردند. قفل شد. این فاصله از کمینه فاصله شلیک موشک فینیک کمتر بود، اما این موشک تنها سلاح در اختیار تامکت بود. افزون بر این، تامکت مزبور سنگین تر از آن بود که بتواند درگیری تن به تن انجام دهد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 16:2
|
|
مفاد پیمان 1975 ایران و عراق
(قرارداد الجزایر)

شاهنشاه ایران و رییس جمهور عراق نظر به اراده ی صادقانه ی طرفین، منعکس در توافق الجزیره مورخ 6 مارس1975 برای نیل به حل و فصل قطعی و پایداری کلیه مسائل ما به اختلاف بین دو کشور ، نظر به این که طرفین بر اساس پروتکل قسطنطنیه مورخ 1913 و صورت جلسات کمیسیون تحدید حدود 1914 به علامت گذاری مجدد قطعی مرز زمینی و بر مبنای خط تالوگ به تحدید مرز رودخانه ای خود مبادرت نموده اند.
نظر به اراده طرفین به برقراری امنیت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پیوندهای هم جواری تاریخی و مذهبی و فرهنگی و تمدنی موجود بین ملت های ایران و عراق، با تمایل به تحکیم پیوندهای مودت و حست هم جواری تشیید مناسبات فیمابین در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و توسعه مبادلات و مناسبات انسانی بین مردم خود، بر اساس اصل تمامیت ارضی و مصونیت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلی با تصمیم به بذل مساعی در جهت برقراری عصری جدید در مناسبات دوستانه بین ایران و عراق بر مبنای احترام کامل استقلال ملی وسلطه حاکمیت مساوی دولت ها، با اعتقاد به مشارکت در اجرای اصول و تحثث امال و اهداف میثاق ملل متحد از این طریق، تصمیم به انعقاد عهدنامه حاضر گرفتند و بدین منظور نمایندگان تام الاختیار خود را به ترتیب ذیل تعیین نمودند:
از طرف شاهنشاه ایران:جناب آقای عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه ی ایران.
از طرف رییس جمهوری عراق: جناب آقای سعدون حمادی، وزیر امور خارجه ی عراق.
مشارالیهم پس از ارایه اختیارنامه های خود که در کمال صحت و اعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زیر توافق نمودند:
ماده ی1- طرفین معظمین متعاهدین، تایید می نمایند که مرز زمینی دولتی بین ایران و عراق همان است که علامت گذاری مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذاری مجدد مرز زمینی و ضمایم پروتکل مذکور که به این عهدنامه ملحق می باشند انجام یافته است.
ماده ی2- طرفین معظمین متعاهدین تایید می نمایند که مرز دولتی در شط العرب همان است که تحدید آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مذکور که به عهدنامه ی حاضر ملحق می باشند، انجام یافته است.
ماده ی3- طرفین معظمین متعاهدین ، متعهد می شوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنیت در مرز و ضمایم آن که ملحق به این عهدنامه می باشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقیق و موثر به منظور پایان دادن به هر نوع رخنه ی اخلال گرانه، صرف نظر از منشاء آن، اعمال دارند.
ماده ی4- طرفین معظمین متعاهدین ، تایید می نمایند که مقررات سه پروتکل و ضمایم آنها، مذکور در موارد 2،1و3 عهد نامه حاضر که پروتکل های فوق الذکر بدان ملحق و جز لایتجزای آن می باشند، مقرراتی قطعی و دایمی و غیر قابل نقض بوده و عناصر غیر قابل تجزیه یک راه حل کلی را تشکیل می دهند. نتیجتا خدشه به هر یک از عناصر متشکله این راه حل کلی اصولا مغایر با روح توافق الجزیره خواهد بود.
ماده ی5- در قالب غیر قابل تغییر بودن مرزها و احترام کامل به تمامیت ارضی دو دولت، طرفین معظمین متعاهدین تایید می نمایند که خط مرز زمینی و رودخانه ای آنان لایتغیر و دایمی و قطعی می باشد.
ماده ی6-1-در صورت اختلاف درباره ی تفسیر یا اجرای عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمایم آنها این اختلاف با رعایت کامل مسیر خط مرز ایران و عراق ، مندرج در مواد1و2 فوق الاشعار و نیز با رعایت حفظ امنیت در مرز ایران و عراق، طبق ماده ی(3) فوق الذکر ، حل و فصل خواهد شد.
6-2-این اختلاف در مرحله اول طی مهلت دو ماه از تاریخ درخواست یکی از طرفین از طریق مذاکرات مستقیم دو جانبه بین طرفین معظمین متعاهدین، حل وفصل خواهد شد.
6-3- در صورت عدم توافق ، طرفین معظمین متعاهدین طرف مدت سه ماه، به مساعی جمیله یک دولت ثالث دوست توسل خواهند جست.
6-4- در صورت خودداری هر یک از طرفین از توسل به مساعی جمیله یا عدم موافقت مساعی جمیله، اختلاف طی مدت یک ماه از تاریخ رد مساعی جمیله یا عدم موفقیت ان ، از طریف داوری حل و فصل خواهد شد.
6-5-در صورت عدم توافق بین طرفین معظمین متعاهدین نسبت به آیین و یا نحوه ی داوری، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین می تواند ظرف پانزده روز از تاریخ احراز عدم توافق، به یک دادگاه داوری مراجعه نماید.
برای تشکیل دادگاه داوری و برای حل و فصل هر یک از اختلافات، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین یکی از اتباع خود را به عنوان داور تعیین خواهد نمود و دو داور، یک سرداور انتخاب خواهند نمود.
اگر طرفین معظمین متعاهدین ظرف مدت یک ماه پس از وصول درخواست داوری از جانب یکی از طرفین از دیگری به تعیین داور مبادرت نمایند و یا چنانچه دوران قبل از انقضای همین مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرفین معظمین متعاهدی که داوری را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رییس دیوان بین المللی دادگستری تقاضا نماید. تا طبق مقررات دیوان دایمی داوری داورها یا سرداور را تایین نماید.
ماده ی7- این عهدنامه حاضر و یه پروتکل و ضمائم آنها طبق ماده ی (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسید.
ماده ی8- عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائیم آنها، طبق مقررات داخلی به وسیله هر کی از طرفین معظمین متعاهدین به تصویب خواهد رسید.
عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاریخ مبادله ی اسناد تصویب که در تهران انجام خواد شد به موقع اجرا درخواهند آمد.
بنا به مراتب، نماینگان تام الاختیار طرفین معظمین متعاهدین عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها را امضا نمودند.
بغداد 13 ژوئن 1975
عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه ایران
سعدون حمادی، وزیر امور خارجه عراق
عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها با حضور جناب عبدالعزیز بوتفلیقه ، عضو شورای انقلاب و وزیر امور خارجه الجزایر به امضا رسید.
این عهدنامه که دارای 8 ماده و سه پروتکل و ضمائم آن می باشد در تاریخ 21 اردیبهشت 1355 و 29 اردیبهشت 1355 به ترتیب به تصویت مجلسین شورای ملی و سنای وقت رسیده است.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:22
|
|
به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست جهت گیری و بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب را که در آن ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران تکرار شده به شدت محکوم و آن را مصداق بارز اقدام علیه امنیت و صلح جهانی و منطقه ای قلمداد کرده و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار می دهد.
جهان به اصطلاح عرب و هر جهان واقعی یا کذایی دیگری میبا یست بدانند;انگشت هاي شومي كه به سمت تماميت ارضي ايران اشاره رود با اراده ملت ايران قطع خواهد شد.
با مشاهده چنين رفتارهاي نامسالمت آميز و نيت هاي تجاوزطلبانه بديهي است كه از سوي سازمان جوانان حزب پان ايرانيست در راستاي مواضع اعلاميه پيشين اقدامات مقتضي به منصه ظهور خواهد رسيد.
شامگاه 11/1/1387 خورشيدي
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:21
|
|











[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 15:27
|
|
به نام خداوند جان و خرد
بوی عید و عیدی نفت
29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران
آخرین مقاله تحریریه پان ایرانیست کرمان در سال1386
58 سال پیش یک عده آن قدر شور و انرژی داشتند که حتی روز آخر سال هم مجلس تشکیل دادند، هیچ کدامشان اصلا حواسشان به لباس نو و آجیل و شیرینی شب عید نبود.فقط یک چیز مهم بود؛ نفتی که سرمایه بود. و آنان در آخرین روز سال به مجلس رفتند تا آن را به مردم ایران هدیه دهند.
از ویلیام ناکس دارسی تا قرارداد دارسی:
"دولت اعلحضرت شاهنشاهی ایران به موجب این امتیازنامه، اجازه مخصوص به جهت تفتیش و تفحص و پیدا کردن و استخراج و بسط دادن و حاضر کردن برای تجارت و نقل و فروش نفت،گاز طبیعی و قیر و موم طبیعی در تمام وسعت ممالک ایران در مدت 60 سال از تاریخ امروز را به ویلیام ناکس دارسی از سوی انگلیس اعطا می نماید.معادن نفت شوشتر و قصرشیرین و دالکی بندر بوشهر نیز به این شرکت اهدا می شوند."
مظفرالدین شاه علیل وقتی که پای این برگ را مهر می کرد. حتی روحش هم خبر نداشت که چه خیانتی انجام می دهد، چرا که فقط در آن زمان چهره زنان فرنگی و شهرهای اروپایی در ذهنش بود و اینکه هزینه سفر به ممالک فرنگ را تامین کند.
ویلیام ناکس دارسی، در نیوتون آبوت انگلیس به دنیا آمد، پسر یک وکیل که مجبور شد درسش را نیمه کاره در جزیره رها کند تا به جزیره جدید انگلیسی ها(استرالیا) مهاجرت کند. تحصیلات اش را به دنیال پدرش در رشته حقوق ادامه داد تا بعد از تحصیلات اش یک وکیل شود. با وجود اینکه در وکالت خوب بود، استعداد عجیبی در سفته بازی و سرمایه گذاری داشت. در استرالیا به کار دلالی پرداخت و با یکی از زنان استرالیایی هم محلش ازدواج کرد. خیای از شرکت های بزرگ استرالیایی هم در همین سال ها احداث شدند. دارسی هم با 2 برادر دیگرش یک تیم تشکیل داد و آن تیم یک شرکت معدن راه انداخت.4 سال بعد دارسی بزرگترین سهامدار این شرکت و مدیر عامل آن بود. حالا دارسی در سن 37 سالگی 6 میلیون پوند(2میلیارد دلار با تبدیل به پول الان) ثروت داشت.
از آنجا که دیرگ عمر دارسی به چل چلی افتاده بود، به انگلیس برگشت و خانه و زندگی شاهانه ای به هم زد. گویا این چند سال از عمر دارسی بیشتر به مسائل خانوادگی گذشت. 8 یال بعد همسرش فوت کردو دارسی در آستانه 50 سالگی سر از ایران درآورد و با شاه ایران دست دوستی داد و سعی کرد تا در این مملکت دنبال نفت بگردد. در نیمی از ایران به دنبال نفت گشت و تقریبا تا حد ورشکستگی به تلاش اش ادامه داد. آن قدر تحت فشار مالی قرار گرفت که مجبور شد به خاطر 100 هزار پوند، مقدار زیادی از سهامش را بفروشد و باز به اکتشاف ادامه دهد. بالاخره بعد از 8 سال تلاش بی نتیجه، در یک روز گرم بهاری وقتی الات مسجد سلیمان هم به ارتفاعت زاگرس کوچ کرده بودند، اولین قطره نفت ایران را از زمین استخراج کرد و 6 ماه بعد، شرکت نفت ایران و انگلیس را تاسیس کرد.تنها 2 سال بعد، لوله نفتی برای جابه جایی نفت از مسجد سلیمان به پالایشگاه آبادان کشیده شد؛ پالایشگاهی که یکی از بزرگترین پالایشگاه های جهان شد و هنوز هم جزو معدود شاهکارهای مهندسی نفت شمرده می شود.
دست و دلبازی در نفت:
دولت مرکزی ایران تا مدتها اطلاعی از اینکه در قصر شیرین چه می گذرد نداشت. و حتی نمی دانست که نفت به چه کسانی فروخته می شود، همان قدر که شرکت انگلیسی پولی به آنها بدهد، کافی بود. تمام نفت موردن یاز انگلیس در جنگ جهانی اول از مسجد سلیمان تامین شد. فروش نفت شرکت انگلیسی به نیروی دریایی انگلیس در قیمت های پایین هم سهم 16 درصدی ایران را عملا خیای کمتر می کرد. بعد از آمدن رضاخان و وارد شدن دولت مرکزی به کار، درآمد شرکت نفت یک چهارم شد. شرکت دلیل این کاهش درآمد را بحران اقتصادی دانست اما رضاخان ثرارداد را داخل بخاری انداخت. شکایت و شکایت کشی ایران و انگلیس، با کمک کسانی مثل قوام الدوله کار را به جایی رساند که قرار داد 30 سال دیگر هم(تا 1360) تمدید شود! البته با تغییراتی که سود ایران را کمی بیشتر از خیلی کم می کرد.
شرکت نفت ایران و انگلیس به شرکت بزرگ بریتیش پترولیوم(شرکت نفت انگلیس) تغییر نام داد، شرکتی که رشد خود را مدیون ایران و منابع نفتشان است و در حال حاضر یکی از بزرگترین شرکت های نفتی دنیاست. در سال 1331 کنسرسیوم جدید نفتی ای با همکاری چندین شرکت از کشورهای مختلف تشکیل و سهم ایران از معاملات 50-50 شد. در سال 1353 محدودیت شرکت های عضو کنسرسیوم ادامه یافت اما باز ماهیت تسلط آنان بر درآمدهای ایران همچنان برقرار بود.تجربه اثبات کرده بود تا وقتی نیروی کار مهندس و فنی از خارج باشد. نمی توان به درآمد مساعدی از نفت چشم داشت. در این تاریخ همچنان قرار داد دارسی با تغییر نام اجرا می شد. با وقوع انقلاب کلیه قراردادهایی که پیش از انقلاب در زمینه اکتشاف و استخراج نفت با شرکت های خارجی به امضا رسیده بود. به استناد ماده واحده مورخ 18 دی ماه سال 1358 شورای انقلاب ، ملغی و کان لم یکن اعلام شد و عمر قرار داد دارسی به پایان رسید.
نفت سرمایه ملت، ملی شد:
58 سال پیش یک عده آن قدر شور و انرژی داشتند که حتی روز آخر سال هم مجلس تشکیل دادند، هیچ کدامشان اصلا حواسشان به لباس نو و آجیل و شیرینی شب عید نبود.فقط یک چیز مهم بود؛ نفتی که سرمایه بود. و آنان در آخرین روز سال به مجلس رفتند تا آن را به مردم ایران هدیه دهند. نهضت ملی شدن صنعت نفت رسما از زمان حمله متفقین به ایران و زمزمه های امتیاز نفت ایران توسط انگلیس و شوروی آغاز شد، روسها چشم طمع به نفت شمال را داشتند و انگلیسی ها خواستار محکمتر شدن قرارداد دارسی که بتوانند جای پای خود را در ایران محکمتر سازند و استعمار خود را سر و سامانی بدهند. و چه بلاها که ما بر سر این نفت کشیدیم و آذربایجان را با آن پس گرفتیم و انگلیسی ها را راندیم و .....
در زمان نهضت ملی شدن نفت، اصل حرف منتقدان این بود ملی شدن یک صنعت بدون پشتوانه فنی بی معناست. این همان بلایی بود که به محض ملی شدن صنعت نفت سر ما آمد، مصدق ماند و دولت بی نفت. انگلیسی ها همه اعتصاب کردند و بعد هم که 28 مرداد شد و جریان باز برگشت به اول خط. اما یک نکته مهم وجود دارد، دیگر انگلیس صاحب نفت ایران نبود. گرچه باز هم سهم ایران خیلی کم بود اما لااقل یک شرکت ملی نقت تاسبس شده بود که نظارت داشت و لااقل ایران می دانست چقدر از نفتش به یغما رفته و می رود! این حاصل تلاش مردم بود. وقتی صنعت نفت ملی شد. تنها پشتوانه اجرایی آن مردم بودند، مردمی که به منافع انگلیسی ها حمله کردند و آنقدر به آنان فشار آوردند تا مجبور شدند بپذیرند که باید تنها پیمانکار باشند نه کارفرما.
ایران در دنیای نفت چه جایگاهی دارد؟
ایران دومین دارنده ذخایر نفت خام جهان است(اگر منابع غیر رسمی نفت خام در کانادا را در نظر نگیریم) 10 درصد نفت خام جهان در ایران واقع است. ایران همچنین چهارمین تولید کننده نفت در جهان و دومین تولید کننده نفت در اوپک است. ایران 5 درصد نفت خام مصرفی جهان را تولید می کندو تمام این ماجرا تنها 101 سال به طول خواهد انجامید. اگر ذخیره جدیدی در ایران کشف نشود.
حوزه های نفتی در ایران به تکنیک های بالابری بازیابی نفت مانند تزریق گاز احیاج دارند تا به محصول برسند به همین خاطر میزان تولید نفت خام در ایران در طول زمان با کاهش رو به روست. به دلیل یارانه انرژی بالا در ایران، مصرف خانگی محصولات نفتی در ایران با رشد بسیار بالایی رو به روست. در حالی که در دنیا برای هر هزار دلار تولید ناخالص ملی، به اندازه 200 تا 300 دلار انرژی نفتی مصرف می شود. در ایران برای هر هزار دلار تولید ناخالص ملی 800 دلار انرژی نفتی هزینه می شود..
چهارمین کشور صادر کننده نفت و سهمیه بندی بنزین!
هیچگاه از یاد نمی برم حرف آن مهندس فرانسوی شرکت توتال را در عسلویه بر روی خاک ایران در کنار ساحل خلیج فارس رو به من کرد و گفت، اگر ما به اندازه شما نفت داشتیم، پیاده رو هایمان هم از طلا بود. آری باور این سخت است که می بینی بر روی گنج خوابیده ای اما هیچ از ان نصیبت نمی شود. و مجبوری برای چند لیتر بنزین که با نفت یعنی همان طلای سیاهی که از جنوب خاک کشورت استخراج می کنند و با قیمتی چند برابر به خودت می فروشند خیابانها را بگردی و التماس این اداره و آن اداره را کنی. و آخرسر هم با یک سال دوندگی برای کارت سوخت و .... بگویند بنزین را با قیمت فلان در سال 1387 آزاد اعلام خواهند کرد.
آری 58 سال پیش مجلسی بود که حتی یک روز مانده به تحویل سال نو نمایندگانش به مجلس رفته و ملی شدن صنعت نفت کشورشان را به ملتشان هدیه دادند تا در یادها ثبت کنند که اینان برای ملت رفتند ، جنگیدند و تصویب کردند. اما اینک می بینیم که نماینده مجلس جمهوری اسلامی کفن مجلس هفتم خشک نشده سر از بستون آمریکا درآورد و همگان را در حاکمیت به زیر سوال برد.
|
کشور |
ذخایر (میلیارد بشکه) |
میزان تولید (میلیار بشکه) |
سال عمر |
|
روسیه |
60 |
5/9 |
17 |
|
عربستان سعودی |
260 |
8/8 |
81 |
|
آمریکا |
21 |
9/4 |
12 |
|
ایران |
136 |
7/3 |
101 |
|
مکزیک |
12 |
2/3 |
10 |
|
کانادا |
179 |
2/7 |
182 |
|
کویت |
99 |
5/2 |
108 |
|
امارات متحده عربی |
97 |
5/2 |
107 |
|
ونزوئلا |
80 |
4/2 |
91 |
|
نیجریه |
2/36 |
3/2 |
43 |
|
عراق |
115 |
2/2 |
143 |
|
لیبی |
5/41 |
8/1 |
63 |
|
|
|
|
|
ذخایر نفتی به 3 دسته تقسیم می شوند، دسته اول اثبات شده که به معنای منابعی اند که به احتمال 90 درصد با تکنولوژی روز قابل استحصال بوده و به صرفه اند، دسته دوم منابعی هستند که به احتمال 50 درصد بتوان از آنها استفاده کرد و دسته سوم تنها به احتمال 10 درصد قابل استحصال خواهند بود. مثلا آمریکا به اضافه نفت 2500 میلیارد بشکه قیر طبیعی هم دارد و بزرگترین معدن قیرجهان است.قیر طبیعی نفتی بسیار سنگین است که هم اکنون قابل استحصال نیست اما شاید روزی بتوان آن را به ذخایر نفتی اضافه کرد.جدول بالا فقط منابع دسته اول و اثبات شده را گزارش کرده است.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 13:8
|
|
به نام خداوند جان و خرد
باور طلوع(اقلیتی به نام حاکمیت فرقه ای)
نگاشته ای از بانو حوریه رستمی
آرزو داشتم وقتی قلم به دست می گیرم و برای آیندگان از پیشرفت و عظمت دورانی که در آن زندگی می کنم بنویسم. دریغروزهایی که می گذرد روزگار تلخی برای سرزمینم است.روزگاری که در آن لحظه های شاد کیمیاست. آن چنان که به دیده درد می نشیند و به دل زخمی ماندگار. سخت است دیدن کودکان تازه بالع بر سر چهار راه ها، یا چهره ی سوگوار پدری بی کار که نقش مهم خود را در اداره ی خانواده اش فنا شده می بیند. دیگر ناله بر زمینی که پنجه های تیز اهریمن برای تکه تکه کردنش هر دم دامی تازه می نهد. فقر و فحشا و بی کاری بر پیکره میهنم پیچیده زوزه های نومیدی به خوابش می خواند. دردمندانه از حادثه تلخ 57 تا کنون تاریخ در این خاک عزیز در جیرت تکرار بشر می برد.قصه تلخ و واقعی تفتیش عقاید، ظلم و ستمی که بر زنان و مردان فرهیخته ی ایرانی می رود، روند پرشتاب هجرت مردمانی که آرزو داشتند میهن خود را بسازند و حکایت غل و زنجیر...اما ولی.
در این روزهای تلخ و سیاه
که هنوز هم باور امیدمان بود
خبر رفتنت مثل زخمی ماندگار به باورم نشست
با دلی پر درد باورم را پینه زدم
و به سفر تلخت فکر کردم بی لحظه ای درنگ
مویه های مادرت به دلم زخم می زند
و بیش از آن جوانی تازه به بار نشسته ات
در تنگنای قابی سیاه!
هم اندیش من باور ندارم
این سان تلخ عبور کردی
و امید به بار نشستن اندیشه های مان را
بر دوش من گذاشتی
چگونه می توان به زخم نبودنت مرحم گذاشت
در این روزهای سرد و بن بست زده
در میان مردی که توان همراهی از آنان بریده
و به شماره نفس می کشند
اما!هم اندیش من باور طلوع دارم
آن روز با اندیشه های تابناکت خواهم رقصید
در سرزمین که مردمانش خود باورند
حوادث تلخی که در این سالها بر سرزمین ما گذشته ، سبب شکل گیری اندیشه ی تابی است که کلماتی نظیر اقلیت دینی را به پستو خانه های جهل و فنا بازگردانده. فارغ از هر نوع گرایش دینی مذهبی و سیاسی وجه نظر و همت آن، ملت ایران؛ مردم ایران و خانواده ی ایرانی است. اتفاقا همین تفکر از درون خانواده های ایرانی جوشیده و با یادآوری رسالت خویش مجدانه جامعه ی بزرگ ایرانی را فرا خوانده است.
در طی این سالها ی تلخ همه ما شاهد جنبش های گسترده دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان بوده ایم. جنیش هایی که صدای مردم ایرانند. اما دردمندانه نظاره گر سرکوب وحشیانه این جنیش های از سوی حاکمیت فرقه ای نیز بوده ایم. حاکمیتی که گمان دارد در اکثریت است وجامعه ی عظیم ایرانی در اقلیت. این تصرف غاصبانه حقی است که با آن حاکمیت فرقه ای حقی مطلق برای خود قائل شده است. نابودی چنین اندیشه اهریمنی جز به یاری زنجیر نیرومند خانواده ممکن نیست.
تا زمانی که جنبش های مستقل دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان به پیوندهای عمیق و ناگسستنی با خانواده ها ایمان نیاورند هم چنان بابت جنیش های مستقل محض هزینه های گزاف و غیر قابل جبران خواهند پرداخت. به گونه ای کهتجمع آنها در صورت تداوم یک سویه نگری، سخت و سخت تر می شود.چرا که ویژگی زنان و مردان ایرانی همیشه تاریخ این بوده که درکنار هم باشند فرزندان نیز آهسته و پیوسته تداوم بخش مبارزات عمیق و آگاهانه علیه ستم بوده اند. این نقش عمیق این گونه جان گرفته سوی تحقق آزادی و عدالت گام برمی دارد.
هرچند تکرار حوادث تلخ بر پیکر تاریخ ایران ناگوار است اما جامعه ی آگاه ایرانی با مرور همان دوران به نوع مبارزه ی مردم آن روزگار نگاهی دقیق افکنده و عمیق ترین مبارزه را علیه مهاجمان بیگانه و حکومت های استبدادی به سامان رسانده است. بانگاهی به نهضت های مقاومت ملت ایران در طول تاریخ علیه حکومت های مستبد نفس آن مبارزات غرور آفرین در مفاهیم ناب خود، برابر شکل گیری حیات مجعول عبارت اقلیت های دینی بوده است که قصد به زنجیر کشیدن و نابودی فرهنگ ناب و همه انسانی ایرانی را داشته است. ریشه های مقاومت علیه اشاعه چنین تفکرات منحطی نه تنها خشک نگردید بلکه امروز به گونه ای پی گیر و خستگی ناپذیر به مطالبه رسیده است.
امروز همه باور دارند گوناگونی ومی و دینی ذات فرهنگ ایرانی و غنی بخش آن است ، باور دارند اقلیتی در ایران وجود ندارد مگر اقلیتی به نام حاکمیت فرقه ای. این آگاهی فراگیر نتیجه سیاست چماق حاکمیت فرقه ای از سال 57 تا کتون بوده است. نتیجه ای که سوی وحدت و چاره اندیشی علیه حاکمیتی است که به آزادی های فردی و اجتماعی و ... احترام و تمکین نمی آورد. اقلیتی که با نیروهای جهل و زور به هر صورت ممکن بر مردم ایران ستم روا داشته خود خواهانه همه ی سرمایه های مادی و معنوی ما را به باد فنا و تمسخر سپرده است.
امروز مردم ایران می دانند و می خواهند نهضتی مردمی را با به هم پیوستن همه جنبش های حق طلب تحقق بخشند. نهضتی فراگیر و مسئول برابر تاریخ.
حوریه رستمی/دوم دی ماه 1386
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 15:50
|
|
مصاحبه ی سرور ابوالفضل عابدینی با شبکه ی تلویزیونی صدای آمریکا

هم میهنان گرامی مصاحبه ی سرور عابدینی خبرنگار و روزنامه نگار پان ایرانیست در اهواز با صدای
آمریکا پیرامون اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه ی خوزستان را میتوانید از اینجا با حجم کم(300
کیلوبایت) دریافت کنید
با تشکر
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:20
|
|
ایران سرمنشاء نگارش
ایران-استان کرمان-جیرفت
.jpg)
پروفسور یوسف مجیدزاده، سرپرست هیات باستان شناسی جیرفت؛ از کشف قدیمی ترین خط دنیا در جیرفت خبر داد. به گفته ی کارشناسان، تا قبل از کشف لوح موجود در منطقه ی هلیل رود و جیرفت فقط دو خط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان خط های دوران باستان شناخته می شد. اما خط های کشف شده که به صورت اشکال هندسی هستند، هیچ گونه معادلی برای شان وجود ندارد و تا کنون نیز هیچ یک از کارشناسان دنیا موفق به خواندن آنها نشده اند.
مجیدزاده افزود: کشف این الواح تمام تاریخ منطقه و دنیا را به هم ریخته است زیرا تا قبل از این فرض بر این بود که در منطقه ی جنوب شرق ایران در دوران باستان سواد وجودن نداشته است اما این کشفیات خلاف این ادعا را اثبات کرده است. با کشف این آثار تاریخی کارشناسان بیان داشتند که این کشفیات متعلق به پادشاهی بزرگی در دوران باستان به پایتختی جیرفت است که بیش از 400 کیلومتر را در بر می گرفته است، اما نکته جالب توجه این است که مسئولین سازمان میراث فرهنگی و مدعیان امور فرهنگی کشور هیچ عکس العملی را تا کنون نشان نداده اند و این خبر مهم تنها در یکی دو نشریه و چند سایت خبری پخش شد!!.
کیان مهر
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:28
|
|
بیانیه حزب پان ایرانیست درباره حقوق تاریخی و گذشت ناپذیر ملت ایران

هم میهنان در خبر های داخلی و خارجی آمده است که حاکمیت فرقه ای در سطوح گونا گون مشغول مذاکراتی با بیگانگان میباشد ،از جمله در مورد معاهده الجزایر و اروند رود حقوق مسلم و خدشه ناپذیر ایران در خلیج فارس به ویژه در سه جزیره(تنب کوچک ، تنب بزرگ و ابوموسی( دریای مازندران ،وضعیت عراق و حتی لبنان و افغانستان که همه این موارد در دستور کار قرار دارد.
از آنجا که حفظ منافع ملی و حقوق تاریخی و سیاسی ملت بزرگ ایران در پهنه جهان بشری و اذامه حیات سرافراز ایران و ایرانی از اولویت اساسی برخوردار است ، حزب پان ایرانیست هر گونه قرارداد ، مقاوله نامه ، معامله و تفاهم نامه و غیره را که در تعارض با منافع ملی و حقوق تاریخی و سیاسی ملت بزرگ ایران باشد مردود اعلام کرده و به حاکمیت فرقه ای هشدار میدهد که مبادا برای ادامه حیات غیر مشروع خود حقوق و منافع ملی ایران را وجه المصالحه قرار دهد و بیگانگان نیز بدانند که هرگونه تضییع حقوق تاریخی و منافع ملی ایران با پاسخ منفی ملت ایران در آینده رو برو خواهد بود.
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست
شامگاه سوم اسفندماه 1386
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 22:28
|
|
حاجیهای انباردار چه دینی دارند؟ 
زنده یاد احمد کسروی
امروزه مسلمانها بخصوص شیعه ها آلوده ترین مردمانند . از صبح تا شام دروغ می گویند ، قسم های دروغ میخورند ،كلاه همدیگر بر میدارند ، آشكارا رشوه میدهند ، آشكارا رشوه میگیرند ، انبارداری میكنند ، گرانفروشی میكنند ، كالای تقلبی می فروشند . شما خودتان در بازار هستید ، بهتر میدانید كه چه خبر است .
----------------
در خانه یكی از تاجر ها كه از سفر مكه باز گشته میهمانی بوده ، شب گفتگو هایی میان چهار نفر رخداده كه ما آن چهار نفر را احمد ، علی ، جعفر ، باقر نامیده گقته های آنها را در این دفتر می نویسیم .
***
شب پیش از شام روضه خوانی روضه خوانده در میان سخنان خود می گوید - یك مذهب تازه پیدا شده : پاكینی ! - با این عنوان بسخنان پوچی می پردازد . پس از شام كه دیگران «.… یكنفر پیدا شده اسمش كسروی است ، مذهبی آورده می روند ، این چهار نفر چون سه نفرشان اعضاء تجارتخانه صاحب خانه هستند و یكنفرشان ( كه احمد باشد ) قوم و خویش اوست می مانند كه شب را در آنجا بخوابند . پیش از خوابیدن این گفتگو ها در میان آنها بمیان می آید .
***
جعفر : این كسروی دیگر چه میگوید ؟
باقر : دلم میخواهد یكروز بروم بخانه اش بیبنم حرفش چیست ؟
علی : راستی بیایید یكروز برویم ببینیم چه می گوید ؟
احمد : میخواهید بروید چه كار كنید ؟ … آیا معقولانه حرف بپرسید یا جر وبحث كنید ؟
جعفر : با او كه نباید معقولانه حرف زد ، مگر حرفهای او معقولانه است ؟
احمد : شما او را دیده اید ؟
جعفر : ندیده ام .
احمد : كتابها یش را خوانده اید ؟ ..
جعفر : نخوانده ام .
احمد : پس از كجا دانستید حرفهایش معقولانه نیست ؟
باقر : مگر نشنیدید روضه خوان چه می گفت ؟ ..
احمد : حرفهای روضه خوان چه سندیت دارد ؟ .. آیا این عیب شما نیست كه با حرف یكروضه خوان نا فهم و بیدانش تحریك شده اید و میخواهید بروید با كسیكه تاكنون ندیده و گفته هایش را نشنیده اید جر وبحث كنید ؟ .
علی : حرفهای آقا احمد حسابیست . ما اگر خوا.ستیم برویم باید برویم و معقولانه سئوالهایی كنیم و مطلبی بفهمیم .
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:9
|
|
خبرگزاري فارس: مهارت خلبان، جان يكصد مسافر پروازي را كه با 8 ساعت تأخير، فرودگاه مشهد را به مقصد تهران ترك كرده و در راه دچار نقص فني شده بود، نجات داد.
هواپیمای فوکر100 خطوط هوایی آسمان
به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، در حالي كه طبق برنامه، قرار بود پرواز شماره 578 شركت هواپيمايي آسمان، ساعت 17 و 30 دقيقه از فرودگاه شهيد هاشمينژاد مشهد پرواز كند، مسئولان اين فرودگاه به مسافران اين پرواز اعلام كردند كه هواپيما دچار نقص فني است و پرواز با تأخير انجام ميشود، اما آمادهسازي آن، حدود 8 ساعت به طول انجاميد.
براساس اين گزارش، فوكر 100 نفره، حوالي ساعت يك و 30 دقيقه بامداد براي سوار شدن مسافران آماده شد و اين هواپيما ساعت يك و 40 دقيقه، فرودگاه شهيد هاشمينژاد را به مقصد تهران ترك كرد.
يكي از مسافران اين پرواز در تماس تلفني با خبرگزاري فارس به خبرنگار ما گفت: «هواپيما با صداي بسيار شديدي باند فرودگاه را ترك كرد و اوج گرفت و خلبان، ضمن پوزش از مسافران به دليل تأخير بسيار طولاني در پرواز، مختصات سفر را براي مهمانان شرح داد.»
مهدي گلمحمدي افزود: «در همين حين، من كه كنار يكي از موتورهاي هواپيما نشسته بودم، متوجه از صدا افتادن آن شدم. بعد از اين بود كه هواپيما با چرخش به سمت مشهد، راه فرودگاه مبدأ را در پيش گرفت و خلبان، بدون آنكه مسافران را از نقص فني آگاه كند، هواپيما را آماده فرود كرد.»
وي ادامه داد: «نهايتاً خلبان با مهارت بسيار توانست هواپيما را به شكل گلايدري روي باند بنشاند و جان مسافران را نجات دهد.»
تعدادي از مسافران اين پرواز نيز با تأييد گفتههاي گلمحمدي، علاوه بر تشكر از كاپيتان «گلستانه»، خلبان هواپيما از سرگرداني خود به دليل بروز نقص فني در اين هواپيما با وجود تأخير 8 ساعته انتقاد كردند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:44
|
|
شیرمرد پان ایرانیست از زندان آزاد شد

سرور عابدینی بعد از آزادی
سرور ابوالفضل عابديني نصر ساعت ۷ شب روز يكشنبه(ديروز) از زندان آزادگرديد.سرور عابديني كه روز ۲۲ آبان ماه سال ۱۳۸۶ به دليل پوشش خبري اعتصابات کارگران نيشکر هفت تپه در دفتر روزنامه بهار سبز خوزستان توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شده بود شب گذشته با قرار وثيقه ۵۰ ميليون توماني از زندان کارون اهواز آزاد شد .شعبه ۳ دادگاه انقلاب اهواز ايشان را به اتهام نوشتن نامه به رهبري و توهين به مقام عظماي ولايت به يکسال زندان محکوم كرد.چندي پيش نيز سرور "كسرا عَلاسوند" يار ديگر ما كه همان روز همراه با سرور عابديني دستگير شده بود از زندان آزاد گرديده بود.
آزادي ايشان را به خانواده گرامي اش و همه ياران پان ايرانيست شاد باش مي گوييم و اميدورايم روزي همه زندانيان سياسي از بند رژيم رها شوند.
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:1
|
|
گزارشی از مراسم خاکسپاری ابر تروریست حزب الله

عکسی از عماد مغنیه (حاج رضوان) هنگام هواپیماربايی
در ساعات پیش از ظهر امروز در بیروت تشنج بزرگی حکمفرما بود و هر لحظه بیم آن می رفت که در گیریهای خونین بین طرفداران حزب الله لبنان که ازجانب جمهوری اسلامی ایران حمایت می شوند و نیروهای ملی لبنان که خواهان پایان بخشیدن به دخالت های فتنه گرانه ایران و سوریه در آن کشور هستند روی دهد.
علت این تنش آن است که گروه حزب الله لبنان قرار است جسد عماد مغنیه ابرتروریستی را که پریشب در سوریه هلاک شد به خاک سپارد و در همان ساعات ملی گرایان لبنان قصد دارند در سالروز قتل رفیق الحریری نخست وزیر لبنان به راه پیمائی دست بزنند و یکبار دیگر با صدای بلند از جمهوری اسلامی ایران و رژیم حزب بعث سوریه خواستار شوند به دخالت های خود در آن کشور پایان بخشند.
گرچه رسانه های همگانی در ایران روز گذشته کوشیدند ماجرای هلاک شدن عماد مغنیه را با حکومت ایران مرتبط نسازند، و تا آنجا که می توانند کمتر درباره واقعه ترور او سخن بگویند، ولی بهر حال گزارشهای متعددی در این باره در تهران انتشار یافت و سخنگوی وزارت خارجه ایران به مجازات رسیدن این ابرتروریست را به اسرائیل نسبت داد.
محمد علی حسینی در سخنان خود عملا تائید کرد که عماد مغنیه به ترور می پرداخته است. او گفت: مسلمانان این حق مشروع را دارند که در برابر اشغالگران مقاومت کنند- و افزود: جمهوری اسلامی ایران ترور عماد مغنیه از رهبران بزرگ مقاومت اسلامی لبنان را به شدت محکوم می داند و آن را نمونه بارز دیگری از تروریسم سازمان یافته و دولتی رژیم صهیونیستی تلقی می کند.
عماد مغنیه که یکی از خطرناک ترین تروریست های جهان لقب گرفته بود، از جمله مسؤول قتل حدود 300 سرباز و تفنگدار آمریکائی در جریان دو اقدام تروریستی در لبنان، ربودن هواپیمای مسافری TWA ، انفجار سفارت اسرائیل در آرژانتین، انفجار کانون همیاری یهودیان آرژانتین در بوئنوس آیرس، ربودن سربازان اسرائیلی و یک سلسله جنایات دیگر بود.
مغنیه در شماره 22 ابرتروریست بین المللی در لیست سیاه ایالات متحده بود که ماموران اطلاعاتی آمریکا برای یافتن و مجازات آنها تلاش می کنند. سخنگوی دولت آمریکا روز گذشته در واکنش به نابودی عماد مغنیه گفت: با هلاک شدن او ما از این پس دنیای بهتری خواهیم داشت.
سخنگوی وزارت خارجه ایران با حمایت از سلسله جنایاتی که مغنیه در دو دهه اخیر مرتکب شده بود، گفت: بی شک سابقه مبارزات این مجاهد شهید که عمری را در مبارزه و مجاهدت علیه غاصبان اشغالگر سپری کرده بود برگ زرینی در تاریخ مبارزات مردمی علیه صهیونیست های اشغالگر است.
این حمایت همه جانبه رژیم ایران از فردی که دستهای او تا مرفق به خون صدها نفر انسانهای بی دفاع و غیر نظامی در سراسر جهان آغشته بود، گواه دیگری از تروریستی و تروریست پرور بودن جمهوری اسلامی ایران است که سران او بارها ادعا کرده و گفته اند که هر نوع ترور را به هر بهانه که باشد محکوم می دانند و بارها ادعا کرده اند که خودشان یکی از قربانیان ترور بوده اند.
این واقعیت که نابود کردن عماد مغنیه در یک محله ثروتمند دمشق و در نزدیکی سفارت حکومت ایران و یک مدرسه ایرانی و ساختمانهای مربوط به اداره امنیت سوریه انجام گرفت، بسیار پر اهمیت تلقی شد.
در برخی گزارشها آمده است که مغنیه پس از بازگشت از جشن سفارت ایران به مناسبت سالگرد به قدرت رسیدن حکومت دینی هلاک شد.
سازمانهای اطلاعاتی می گویند او سالها در ایران می زیست و توسط سپاه پاسداران مورد آموزش قرار گرفته بود و به دستور جمهوری اسلامی ایران عمل می کرد.
مغنیه در سالهای اخیر بین تهران و دمشق در رفت و آمد دائم بود و در شرائط بسیار سری زندگی می کرد.
این واقعیت که علیرغم همه احتیاط کاریهای مغنیه، سازمانهای اطلاعاتی دقیقا او را زیر نظر داشتند و در فرصت مناسب توانستند زیر صندلی راننده در اتومبیل شخصی او مقادیر زیادی مواد تخریبی پنهان کنند، و پس از آنکه وی سوار اتومبیل شد و هویت وی مسلم گردید، از طریق فرمان از راه دور انفجار رخ داد، نشان از مهارت و حرفه ای بودن طراحان و مجریان این سوءقصد دارد. این واقعیت موجب وحشت سوریه و نگرانی حکومت ایران شده است.
در حالی که رژیم ایران از نابودی مغنیه ابراز تاسف شدید کرد، مقامات دولت سوریه کوشیدند این رویداد را یک امر کم اهمیت جلوه گر سازند و درباره سوابق عماد مغنیه چیزی نگفتند و تنها از کشته شدن او خبر دادند.
نابود کردن این ابرتروریست در شهر دمشق که زیر نظارت دقیق نیروهای امنیتی قرار دارد و بیگانگان به سختی می توانند وارد آنجا گردیده و در خیابان ها رفت و آمد کنند، و آنهم در ساعات دیر وقت شب، نشان قدرت سازمانهای اطلاعاتی است که توانستد به زندگی چنین فرد جنایتکاری پایان بخشند و از آدمکشی های بیشتر او جلوگیری کنند.
با آنکه حزب الله لبنان نیز در کنار جمهوری اسلامی ایران، هلاک شدن عماد مغنیه را به اسرائیل نسبت داد و تهدید کرد که از این کشور انتقام خواهد گرفت، مقامات رسمی اسرائیل هرگونه ارتباط این کشور با نابودی آن ابرتروریست را تکذیب می کنند.
دفتر نخست وزیری اسرائیل در بیانیه کوتاهی که روز گذشته انتشار داد از جمله نوشت: این رویداد و گزارشهای مربوط به آن را به دقت دنبال می کند ولی از آن اطلاع قبلی نداشته است.
اهود باراک وزیر دفاع اسرائیل و همچنین ژنرال گبی اشکنازی رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل در این باره کاملا سکوت کردند. با اینهمه، برخی آشنایان امور نظامی گفتند این احتمال را نباید از نظر دور داشت که نابودی مغنیه یکی دیگر از عملیات درخشان سرویس های اطلاعاتی اسرائیل (موساد) بوده است.
نابودی موفقیت آمیز و تحسین برانگیز این ابرتروریست، دو ماه پس از عملیات نظامی نابودی یک هدف حساس امنیتی در قلب خاک سوریه صورت گرفت که اسرائیل و سوریه به سکوت درباره چگونگی آن ادامه می دهند. ولی منابع اطلاعاتی می گویند هدف بمباران شده یک کوره اتمی در دست ساختمان بوده که سوریه آن را با کمک کره شمالی برپا می کرد.
منابع اطلاعاتی ادعا می کنند که این نخستین بار نیست موساد در عملیات ماهرانه و خیره کننده، تروریست های ارشد را به سزای اعمال خود می رساند.
آنها یادآوری می کنند که همه آمران و عاملان قتل ورزشکاران اسرائیلی در المپیاد مونیخ در سال 1979 یکی پس از دیگری شناسائی شدند و به کیفر اعمال خود رسیدند. همچنین معاون یاسر عرفات که ابوجهاد نامیده می شد در سال 1985 در خانه ویلائی محل سکونتش در تونس به هلاکت رسید.
در سال 1992 دبیرکل حزب الله لبنان که عباس موسوی نام داشت در عملیات ماهرانه ای هلاک گردید و گفته می شود که حزب الله لبنان به دستور جمهوری اسلامی ایران و برای تلافی کردن این قتل، سفارت اسرائیل در آرژانتین را در همان سال منفجر کرد و دو سال پس از آن ساختمان کانون همیاری یهودیان در بوئنوس آیرس (آمیا) را منفجر ساخت. در جریان این دو رشته عملیات تروریستی بیش از 300 نفر کشته یا زخمی شدند.
همچنین ترور فتحی شقاقی سرکرده گروه تروریستی "جهاد اسلامی آزادی فلسطین" (ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی ایران) را که در سال 1995 در جزیره مالت روی داد به اسرائیل نسبت می دهند.
منابع اطلاعاتی می گویند از دو سال پیش که مئیر داگان ریاست موساد را به دست گرفته سازمان اطلاعاتی اسرائیل توانسته است قدرت بازدارندگی خود را باز یابد.
آگاهان می گویند قتل عماد مغنیه هشدار قاطعی نیز به سران سازمان تروریستی حماس در نوار غزه است. برخی سیاستمداران در اسرائیل در هفته های اخیر خواستار آن شده بودند که اگر حملات راکتی از نوار غزه به سوی شهرها و شهرک های اسرائیل ادامه یابد، اسرائیل متقابلا به نابودی سران جناح سیاسی سازمانهای ترور فلسطینی نیز بپردازد.
این تصمیم موجب وحشت سران حماس شده و اکنون چندین روز است که آنها در خفا زندگی می کنند و در ملاء عام دیده نمی شوند. در بیروت حسن نصرالله دبیرکل گروه تروریستی حزب الله لبنان نیز از هنگام جنگ دوم لبنان در یک سال و نیم پیش می کوشد تا آنجا که می تواند در مخفیگاه به سر برد و در ملاء عام ظاهر نشود.
دولت ایالات متحده که از هلاک شدن مغنیه ابراز خرسندی عمیق کرده و این رویداد را نابودی یک ابرتروریست نامیده است، یادآور شد که او مسؤول قتل حدود 300 سرباز آمریکائی بوده و به کیفر اعمال خود رسیده است.
تارنمای وزارت امور خارجه اسرائیل
hamdami.com
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 9:12
|
|
خائنین به ملت ایران را بشناسیم
در تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان بخوانید:
انقلاب به روایت تصویر - بخش نخست
انقلاب به روایت تصویر - بخش دوم
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:3
|
|
به نام خدا
اولین شکارهای سیمرغ نیروی هوایی
IRANIAN F-14 TOMCAT UNITS IN
COMBAT

تهیه و تنظیم: باهماد پان ایرانیست کرمان
زمستان 1386
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 17:30
|
|
هوگو چاوز هم به ماهیت جمهوری اسلامی پی برد
به گزارش خبرنگار «فردا» و به نقل از دنياي اقتصاد، حسامي مدير عامل شركت هواپيمايي ايران اير (هما) انصراف كشور ونزوئلا را از تحويل هواپيماهاي خود به شركت هما را علي رغم وجود قراردادهاي في مابين اعلام كرد
ایرباس 340 اهدایی ونزوئلا به ایران ایر
خبرها حاكي از آن است كه ونزوئلا هواپيماهاي خود را همسو با تحريم ايران پس گرفته است به گفته حسامي قرارداد هما براي خريد هواپيماي دوم نيز مسكوت مانده و اين هواپيما تحويل داده نشده است
اين در حالي است كه چند ماه پيش دولت ونزوئلا براي شمارهگذاري سمندهاي ايراني توليد شده در آن كشور مشكلاتي به وجود آورده بود كه بعد از مدتي با رایزنی طرف ايراني حل شد


اين اقدام ونزوئلا در حالي است كه اين كشور بارها از سوي مقامات ارشد كشورمان دوست ناميده شده و علاوه بر مبادلات تجاري گسترده با ايران، مقامات دو كشور مسافرت زيادي به پايتخت همديگر داشته اند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 12:42
|
|
آیت الله ها از قلاب هسته ای جسته اند اما یک راه برای به قلاب انداختن آنان وجود دارد
اکونومیست : چه کسی می توانست تصور کند که یک حکومت دینسالار با یک رئیس جمهور که هولوکاست را انکار می کند، حکومتی که نوجوانان را در ملاء عام به دار می آویزد و زنان را سنگسار می کند بتواند حصاری دیپلماتیک در اطراف آمریکا و متحدان اروپایی آن ایجاد کند؟ و می افزاید که این دقیقا همان کاری است که رژیم ایران کرده است.
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن سرمقاله شماره 2 فوریه خود را به تحولات دیپلماتیک در بحران هسته ای جمهوری اسلامی اختصاص داده است.
در ابتدای این مقاله که با عنوان "آیا ایران برنده شده است؟" آمده که آیت الله ها از قلاب هسته ای جسته اند اما یک راه برای به قلاب انداختن آنان وجود دارد.
اکونومیست می نویسد که چه کسی می توانست تصور کند که یک حکومت دینسالار با یک رئیس جمهور که هولوکاست را انکار می کند، حکومتی که نوجوانان را در ملاء عام به دار می آویزد و زنان را سنگسار می کند بتواند حصاری دیپلماتیک در اطراف آمریکا و متحدان اروپایی آن ایجاد کند؟ و می افزاید که این دقیقا همان کاری است که ایران کرده است.
اکونومیست در اشاره به گزارش اخیر دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد غیرنظامی بودن برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی در سال های اخیر، می نویسد که دلیل اصلی موفقیت ایران در واقع گلی بود که دستگاه های جاسوسی آمریکا وارد دروازه خودی کردند، یعنی همان گروهی که مسئول بی کفایتی اطلاعاتی منجر به جنگ عراق شناخته شده اند.
به نوشته این هفته نامه، لازم نیست شخص ذهنی ملتها داشته باشد تا درک کند که اگر آیت الله های ایران به بمب اتمی دست یابند، جهان باید در انتظار حوادث نامطلوبی باشد و این ادعای ایران که برنامه های خود را با هدف های صلح آمیز دنبال می کند با ناباوری گسترده همراه است و به همین دلیل نیز در تلاش برای وادار کردن ایران به توقف برنامه غنی سازی اورانیوم، روسیه و چین هم به آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در شورای امنیت پیوسته اند.
اکونومیست یادآور می شود که تا دو ماه پیش، تمامی این کشورها آمادگی داشتند تا به قطعنامه سوم شورای امنیت، شامل تحریم های سختگیرانه تر علیه ایران رای مثبت دهند اما به طور ناگهانی گزارش دستگاه های امنیتی آمریکا انتشار یافت و آنچه را که پنج سال اقدامات دیپلماتیک رشته بود، پنبه کرد.
تضعیف اقدامات علیه ایران
هفته نامه بریتانیایی در ادامه این مطلب می نویسد که علت انتشار گزارش دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده نحوه بهره برداری سیاسی دولت آمریکا از گزارش های اطلاعاتی برای آغاز جنگ عراق بوده و به همین دلیل نیز در این گزارش آمده است که ایران از پنج سال پیش تلاش برای دستیابی به جنگ افزار اتمی را کنار گذاشته است.
به نوشته اکونومیست، با وجود اینکه اسرائیل و تعدادی از متحدان آمریکا، که به همان اطلاعات مورد استفاده در تدوین این گزارش دسترسی دارند با این نتیجه گیری موافق نبوده اند، اما عناوین خبری مربوط به گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا عملا زیر پای اقدامات دیپلماتیک را خالی کرد و چین و روسیه در جلسه ای که ماه گذشته در لندن برگزار شد تصریح کردند که اگر قرار باشد قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب شود، باید بیشتر شکل یک "پشت دستی" ملایم را داشته باشد تا بیشتر کردن فشار منگنه اقتصادی.
در همانحال، ایران برای خود متحد جدیدی را به شکل محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی اتمی، یافته است که به مبارزه برای خنثی کردن اقدامات کسانی که آنان را "کله پوکها در واشنگتن" می نامد دست زده و برای این منظور به ایران کمک می کند تا به وضعیت برنامه های اتمی خود سر و سامان بدهد و برای جلوگیری از بروز جنگی دیگر، برگه حسن رفتار دریافت کند.
اکونومیست در ادامه می پرسد: همکاری جاسوسان خوش نیت و یک ناظر صلحدوست اتمی چه ایرادی دارد؟ و پاسخ می دهد: هیچ ایرادی ندارد مگر اینکه صداقت جاسوسان عمدا دستخوش سوء تعبیر شود و ناظر صلحدوست هم در ماموریت خود برای کشف و افشای تمامی جزئیات فعالیت های هسته ای ایران قصور به خرج دهد.
اکونومیست در ادامه می نویسد که یک هیات متبسم از مقامات ایرانی که در اجلاس جهانی اقتصاد شرکت کرده بود گفت که ادعای صلح آمیز بودن برنامه هسته ای این کشور هم توسط سازمان های جاسوسی آمریکا تایید شده و هم ایران به زودی تمامی سوالات مربوط به این برنامه ها را پاسخ خواهد داد تا پرونده اتمی این کشور بسته شود و وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید ورزید که به این ترتیب، تصویب تحریم های جدید، حتی در حد پشت دستی ملایم مورد نظر روسیه و چین نیز دیگر لزومی نخواهد داشت.
این نشریه می نویسد که این نظر وزیر خارجه ایران قابل قبول نیست زیرا هرچند گزارش اطلاعاتی آمریکاییان اظهار می دارد که ایران احتمالا در سال 2003 فعالیت در زمینه تولید جنگ افزار اتمی را متوقف کرد اما در عین حال می افزاید که جمهوری اسلامی تا آن زمان چنین فعالیتی را دنبال می کرد و معلوم نیست به چه پیشرفت هایی دست یافته بود و در همانحال، هدف تحریم های شورای امنیت بمب های اتمی که ممکن است ایران در صدد ساختن آنها باشد یا نباشد نیست بلکه فعالیتی است که این کشور در روز روشن و به شکلی علنی به آن اشتغال دارد، یعنی غنی سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم و کشوری که بتواند اینگونه سوخت ها را تولید کند به سادگی قادر است آنها را در یک کلاهک اتمی جای دهد.
خطر رقابت اتمی در منطقه
این هفته نامه می نویسد که درست است که برخی از کشورها اجازه یافته اند تا بدون هیچ عیب و ایرادی به غنی سازی اورانیوم ادامه دهند اما دلیل محروم کردن ایران از آنچه که "حق قانونی" خود می داند سابقه فریبکاری جمهوری اسلامی است که باعث شد تا آژانس بین المللی انرژی اعلام کندکه این کشور به تعهدات خود عمل نکرده است.
اکونومیست می افزاید که با توجه به این سابقه، لازم است که تمایل آقای البرادعی به خاتمه دادن به این رویارویی او را وسوسه نکند تا از سوالات بی پاسخ صرفنظر کند زیرا با نزدیک شدن خاتمه دوره کنونی ریاست جمهوری آمریکا و ضعف تحریم های بین المللی، ممکن است ایران واقعا به هدف خود برسد.
این هفته نامه در ادامه می پرسد آیا اگر ایران بتواند از تور امنیتی آژانس بین المللی عبور کند، خطری در پی خواهد داشت در حالیکه کره شمالی برای مدتی از معاهده منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای خارج شد، اسرائیل هرگز این معاهده را امضا نکرده و هند و پاکستان نیز بمب های اتمی خود را به نمایش گذاشته اند؟
اکونومیست در پاسخ می نویسد که یک خطر آشکار دستیابی واقعی یا احتمالی ایران به اسلحه اتمی به راه افتادن رقابت هسته ای در منطقه است که باعث خواهد شد عربستان سعودی، مصر، سوریه و حتی ترکیه نیز به سرعت اتمی شوند و با توجه به اینکه اتحاد شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد چند بار به لبه پرتگاه جنگ بمب اتمی نزدیک شدند، رقابت اتمی در خاورمیانه خطر فاجعه اتمی در نتیجه اشتباه محاسبه این کشورها را به شدت افزایش می دهد.
به نوشته اکونومیست، برای برخی کشورها، همین یک خطر حمله به تاسیسات اتمی ایران قبل از دستیابی احتمالی این کشور به بمب اتمی را موجه جلوه می دهد اما اگر ایران واقعا در صدد ساختن اسلحه اتمی باشد، پیشگیری از بروز رقابت اتمی اقدامی مناسبتر است.
این هفته نامه یادآور می شود که رئیس جمهور آمریکا گفته است که این کشور مانع از آسیب پذیری اسرائیل در برابر حمله اتمی می شود و با گسترش چتر حمایتی خود به عربستان سعودی و مصر می تواند قبل از بحرانی شدن وضعیت منطقه، از بروز چنین وضعیتی جلوگیری کند.
راه قانع کردن رهبران ایران
اکونومیست در عین حال می افزاید که راه حل بهتر این است که به طور کلی، از اتمی شدن ایران جلوگیری شود و آقای بوش گفته است که هنوز هم این امکان وجود دارد که اقدامات دیپلماتیک بتواند به چنین نتیجه ای برسد اما در حال حاضر، راه تحقق این هدف مشخص نیست و تنها می توان گفت که وی هنوز یک کارت برنده را در اختیار دارد که عبارتست از مذاکره با ایران برای حل تمامی اختلافات با آمریکا از موضوع آینده عراق گرفته تا روند صلح خاورمیانه.
این نشریه می نویسد که تا کنون رهبران ایران پیشنهاد آمریکا برای گفتگو "در هر زمان و هر مکانی بر سر هر موضوعی" را با اشاره به این پیش شرط ایالات متحده رد کرده اند که ایران باید قبل از هر اقدامی، غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد.
اکونومیست اظهار می کند که نکته عجیب در این است که در شرایط کنونی، بهترین راه در برابر آمریکا برای وارد کردن فشار بر حکام ایران کنار گذاشتن این شرط است.
این هفته نامه در توضیح این دیدگاه می نویسد که در چنین وضعیتی، ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد و از گفتگو با آمریکاییان خودداری می ورزد اما اگر روسیه و چین برای جلب توجه جهانیان، با وضع تحریم های سختگیرانه تر علیه جمهوری اسلامی موافقت کنند، ادامه مخالفت رهبران جمهوری اسلامی با تعلیق غنی سازی اورانیوم آنان را به تنگنا خواهد انداخت.
به نوشته اکونومیست، در چنین صورتی آیت الله ها باید به مردم عادی ایران توضیح دهند که چرا باید برای خودداری از گفتگو با آمریکا و دستیابی به فن آوری هسته ای، بهایی سنگین به شکل محرومیت های اقتصادی بپردازند.
اکونومیست نتیجه می گیرد که اگر نتوان از راه دیگری رهبران ایران را ترغیب کرد تا از برنامه تولید بمب اتمی صرفنظر کنند، شاید قرار دادن آنان در وضعیتی توجیه ناپذیر چنین نتیجه ای را میسر سازد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 11:14
|
|
الله اکبر......
نوشتاری از سرور منوچهر یزدی
در روزهای سرد بهمن ماه 1357 من هم برای اولین بار از فریاد الله اکبر شگفت زده شدم ...!
روی پشت بام خانه ما که متصل به خانه های همسایکان بود عده ای زن و مرد و بچه جمع شده و با صداهای درهم و گوشخراش و نا منظم الله اکبر میگفتند . این افراد عبارت بودند از:
دو پسر همسایه که پدرشان سا واکی بود
دو خانم و آقا ی جوان که هردو توده ای بودند
یک سرهنگ ارتش با خانم بی حجاب و پسر دانشجویش
مرد محترمی که سخت معتاد بود با یک پسر و یک دختربالغش
دختر همسایه که نیمه عریان دلبری میکرد و پسر ها هم در اطرافش
یک آمریکایی که در اداره تسلیحات ارتش کار میکرد و الله اکبر گویان عکس میگرفت
یک مرد مسن با موهای سپید همراه دو نوه کوجولویش
و من..... که در آستانه چهل سالگی تماشاگر متحیر صحنه بودم ....
آن شب وقتی صداها فروکش کرد و همسایه ها به گفتگوی سیاسی !! پرداختند من هم به جمع آنان پیوستم و دربحث ها شرکت کردم و از هریک جداگانه پرسشی مشخص را مطرح میکردم
بد نیست شما هم در جریان این گفتگو قرار بگیرید :
از پسر همسایه ساواکی پرسیدم : شما جرا الله اکبر میگفتید ؟
پاسخ : بابام گفت هوا پس است شما هم بروید الله اکبر بگویید...
از خانم و آقای توده ای پرسیدم : شما که با الله اکبر بیگانه اید شما جرا ؟
پاسخ : دستور حزب است ...
از سرهنگ ارتش سوال کردم : جناب سرهنگ ، آیا شما هم با این فریاد های اعتراض موافقید
پاسخ : والله بچه های مسجد ما را تهدید کردند ...ما هم ....!!!
از آقای معتادی که همراه دختر و پسرش ناله میکرد و الله اکبر میگفت پرسیدم : جناب آقای ... شما در مید ان رزم چه میکنید ... ؟
پاسخ : کدوم رزم آقا جان ما آمدیم با بچه ها حال کنیم ...
نزدیک شدن به دختر خانم عشوه گر خیلی دشوار بود ، چون جوانان انقلابی بد جوری او را دوره کرده بودند .
اما با آمریکایی راحت تر بودم ، پرسیدم : شما برای تهیه عکس و فیلم اینجا حضور دارید یا ماموریت...؟!!
خندید و گفت : هردو ...!!
مرد مسن همراه نوه هایش در شرف بازگشت بود که جلویش را گرفتم و گفتم : جناب آقای...... خسته نباشید ، کوچولوها هم الله اکبر گفتند ؟
پاسخ : ای آقا خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو... !!
آن شب با حال پریشان به خانه باز گشتم و به همسرم گفتم : وای به حال مردمی که نمیدانند چه میخواهند و وای به حال کشوری که در چنبره اوهام گرفتار شده و وای به حال الله که از آسمان به زمین کشیده شده و ابزار سیاسی گشته است ..
و امروز که در آستانه ایام فجر ایستاده ایم پس از بیست و نه سال دیگر از پشت بام خانه ها صدای الله اکبر شنیده نمیشود ، حال باید ناله های الله اکبر را از درون زندانها بشنویم.....از زبان جوانان بیکاره و سرگردان.....از حلقوم. دانشجویان در بند و گرفتار ... امروز باید نقش الله اکبر را در جهره زنان ستم دیده و تهی شده از اعتبا ر و دخترانی که در بازار برده فروشی کشور های عربی و اسلامی به فروش میرسند بخوانیم....
از معتادانی که پایی در گنداب زندگی و گردنی بر دار مردگی دارند... از صاحبان سفره خالی که نان شان را دزدیده اند ... از کارگرانی که دیگر نای فریاد زدن ندارند .... از کارمندانی که در حسرت یک زندگی متوسط بسر میبرند ...
من امروز صدای الله اکبر را از درون یک علامت سوال بزرگ که آینده را در محبس خود جای داده میشنوم ..
من امروز صدای الله اکبر را از خانه هایی میشنوم که جوانان شان را برده و سپس آدرس قبرشان را به عزیزان شان داده اند ...
من صدای الله اکبر را از سراسر دریای مازندران میشنوم که به دست دزدان تزاری پاره پاره گشته و کسی به نجاتش بر نخاسته است ...
من امروز صدای الله اکبر را از کف های خروشان خلیج فارس و دریای عمان میشنوم که جایگاه انیران شده است
من امروز صدای الله اکبر را از قلب جنگلهای تخریب شده و از اعماق زمینهایی که منابع اش به تاراج رفته میشنوم
من امروز صدای الله اکبر را از خانه های خاموش و لب های فرو بسته و بغض های در گلو شکسته و دلهای غم گرفته و مجالس تهی از شادمانی و فضای بشدت بیم آلود شهرها و روستاهای میهنم میشنوم
من ار فراز منجنیق ها که شادی را به دار کشیده اند و جوانی را در پای آن قربانی کرده اند فریاد الله اکبر را میشنوم .... آری صدای الله اکبر را از غرش رعد آسای ریزش دیوار ارزشها میشنوم...
و اما ... از گلدسته ها نیز صدایی دیگر ، از نوعی دیگر و با لطافتی آسمانی که بر تن و روانم مینشیند... میشنوم آن صدای گرم خدا ست ..... صدا نیست ... فریاد خداست که چه بیرحمانه اورا در قلب آسمانها بر دار سیاست و قدرت و ریا کشیده اند
.شما فریاد الله را از گلدسته های شهرتان نمیشنوید که چه سان آدمیان را به قدرت نهفته در درون شان فرا میخواند که ما نامش را خرد نهاده ایم؟ ؟
اگر چنین است فرمان خدا را بشنوید و فجر تابنده خرد را به سرای زندکی تان هدایت کنید و مقدم اش را گرامی بدارید که آن هدیه الهی است و نه نماینده او...
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:7
|
|
میراژ از خیانت تاخدمت:
عراق در سال ۱۹۸۰ در حال برسی میراژ بود و با توجه به روابط گرم صدام با فرانسه در اواخر این سال با توجه به نا توانی جنگنده های روسی در رهگیری خلبانان ماهر ایرانی این جنگنده ها به سرعت وارد نبرد 8 ساله ایران و عراق شدند تا برگ برنده را به دست صدام بدهند. واقعیت این بود که میگ های روسی در مقابل جنگنده های به روز و خلبانان زبده ایرانی به اسباب بازی تبدیل شده بودند و هنگامی که چند فروند جنگنده و بمب افکن فوق پیشرفته روسی ان زمان یعنی میگ25 و توپولف-22 توسط خلبانان ایرانی حتی خلبانان اف-5 نابود شد زنگ خطر برای صدام به صدا در امد.

حدود 4 فروند بمب افکن سنگین توپولف-22 توسط تامکتهای ایرانی از سالهای 1984 تا 1988 نابود شدند.
البته اموزش خلبانان عراقی در شهرهای خارکف و کیف شوروی پیشین هم با کیفیت کمی انجام میشد که البته عجله نیروی هوایی عراق برای تحویل خلبان را میتوان باعث این امر دانست.به هر حال برای اموزش هر خلبانان عراقی تنها 80 تا 150 هزار دلار خرج میشد ولی در زمان شاه ایران برای هر خلبان ایرانی این رقم چیزی در حدود 2 میلیون دلار بود! که به راحتی میتوان علت زبده بودن پایلوت های ایرانی را دانست.
در ابتدای ورود این جنگنده ها با توجه به ضعف شدید پدافند عراق در مقابل ایران فقط به صورت رهگیر استفاده میشدند.در مقابل ایرانی ها خلبانان عراقی از همه نوع سلاحی استفاده کردند ولی موشک "سوپر-530" به سلاح رایج این درگیری ها تبدیل شده بود.
نیروی هوایی عراق عاجز از خلبانان ایرانی امید خود را روی فرانسه گذاشت.
طبق اسناد وزارت دفاع عراق تا اواسط ۱۹۸۳ تعداد ۳۵ فروند جنگنده ایرانی شکار جنگنده های عراقی شدند برای همین ۳۵ شکار عراقی ها صدها موشک هوا به هوا از انواع جنگنده هایشان شلیک کردند که باز میتوان مهارت ایرانی ها رو در گمراهی موشک ها دریافت.البته تعداد موشکهای هوا به هوای شلیک شده رقمی بسیار بالاتر و نجومی تر بود!!
خلبانانmirage عراقی در این سالها فقط توانستند نابودی 6 جنگنده ایرانی رو در حساب خود وارد کنند که این جنگنده ها شامل 2 فروند F-4E دو فروند F-14A یک فروند RF-4E و یک فروند F-5E بودند که البته فقط دو پیروزی انها توسط "سوپر-530 " بود.

موشک سوپر-530
البته طبق اسناد غیر رسمی موشکهای سوپر-530 حامل MIRAGE F-1 های عراقی در سال 1988 یکفروند فانتوم و دو فروند تامکت رو هدف قرار دادند.
یکی از خلبانان این جنگنده هایMIRAGE F-1 که موفق به نابودی یک فروند فانتوم ایرانی شده بود خلبان عراقی " آ-سالم " بود که در دوران جنگ با ایران بیش از 300 پرواز با MIRAGE F-1خود بر MIRAGE F-1علیه ایران داشت.
سالم نبرد خود با فانتوم ایرانی رو چنین بیان میکند:
در قالب یک دسته چهار فروندی از جنگنده های MIRAGE-F1EQ4 برای پوشش و حفاظت از جنگنده های تهاجمی در حال عملیات به پرواز درامدیم.جنگنده من به 2 موشک "مازیک" و دو مخزن سوخت 1200 لیتری مجهز بود.
MIRAGE-F1EQ4 عراقی مجهز به موشکهای مازیک
در حین انجام ماموریت مورد تهاجم یک دسته از فانتومها قرار گرفتیم و یکی از فانتوم ها دو موشک به سمت من شلیک کرد که در اخرین لحظه برخورد با مانوری شدید و خطر ناک جان سالم بدر بردم.در این هنگام توانستم خودم رو به پشت یکی از فانتومها برسونم و سریعا اقدام به شلیک یک موشک "مازیک "کردم.موشک هم به سرعت از بدنه جدا شد و فانتوم رو تکه تکه کرد و خلبانان این فانتوم فرصت بیرون پریدن نیافتند و فانتوم به زمین برخورد کرد.
اصلی ترین جایگاه استفاده از میراژهای های عراقی حمله به نفت کشها و پایانه های نفتی ایران بود.در اوایل ورود به خدمت این جنگنده ها فقط به هلیکوپترهای AS-321GV سوپر فریلون و جنگنده های سوپر اتندارد حامل موشک های ضد کشتی AM-39 اگزوست پوشش میدادند و عملیات تهاجمی نداشتند.اما در اواخر سال 1984 تعدادی از این جنگنده ها به موشکهای اگزوست مجهز شدند.

MIRAGE F-1EQ5 عراقی مجهز به موشک اگزوست
اولین بار در 3 دکابر 1984 خلبان یک فروند میراژF-1EQ5 برای اولین بار روی یک ناوچه ایرانی موشک خود را لاک کرد اما به دلایل نامعلوم (احتمالا اشکال در سیستم هدفگیری ناشی ازECM کشتی یا تامکت) موفق به شلیک نشد و به خانه بازگشت.
اولین موفقیت در نابودی نفت کش در 14 فورال 1985 هنگامی که موشک اگزوست عراقی نفت کش "نپتونیا" رو نابود کرد توسط MIRAGE F-1EQ5 به دست امد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 14:0
|
|
آقای اعلمی؛ نه باج بدهيد، نه باج بگيريد! به مردم بپيونديد
الف – بيقرار
آقاي اكبر اعلمي نماينده كنوني و دوره ششم مجلس اسلامي ظرف چند روز گذشته طي نامه اي كه بر روي سايتهاي خبري وبعضي مطبوعات انتشار يافت، اعلام نموده است كه اگربه شكايت او رسيدگي نشود واصل استصحاب درمورد او وتائيد صلاحيش اعمال نگردد، براي دفاع از حيثيت خود ونه آرمانهاي مردم وموكلين ( چون در نامه مورداشاره نامي ازمردم وموكلين بميان نيامده است) دريكي ازميادين شهرتبريزسخنراني خواهد كرد وبه افشا گري ناگفته ها خواهد پرداخت تا بقول خودش ( سيه روي كند آناني را كه درآنها غش بوده است)
عجب اينجاست كه چرا تاكنون اين ناگفته ها مكتوم مانده ومطرح نشده است، وحالا كه بحث منافع فردي ومحروميت از امتيازات نمايندگي بميان آمده، اعلمي اين چنين گستاخانه و بي پروا لب به اعتراض ميگشايد، واعلام ميدارد كه بسيم آخرخواهد زد!! آيا اين خصيصه همان خصيصه اصلاح طلبان ومنفعت طلبان وسازشكاران نيست؟؟
آيا اين بدان معنا نيست كه باج دادن وباج گرفتن در رژيم جمهوراسلامي، درعرصه داخلي وسياست خارجي يك اصل تفكيك ناپذيرازاصول حكومت واصلي نهادينه شده درگستره آن بحساب ميايد؟؟
نگارنده بعنوان يك ايراني و بعنوان يك مخالف سياسي تمام عيار اين رژيم قرون وسطائي وعقب افتاده ميخواهم از آقاي اكبراعلمي بعنوان يك كانديداي مثلا"اصلاح طلب كه درنامه مفصل خود با برشمردن مشخصه هاي مسلمانيش، منجمله اينكه بمدت 29سال درخدمت اين نظام بوده، اما جزئيات خدمات خود دراين ساليان را توضيح نداده، واينكه 32سال درخدمت مبارزه براي تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي بوده، و32ماه نيزدرجبهه هاي جنگ بوده وبه افتخار جانبازي 45 درصدي نائل آمده، و دو دوره هم نماينده مجلس اسلامي بوده است و چه و چه، بپرسم كه آيا با اعاده صلاحيتش بازهم لب فرو خواهد بست وناگفته ها را كماكان مكتوم نگه خواهد داشت؟؟؟
براستي اگر صلاحيت نمايندگي شما با وساطت اين يا آن ملاي ... برطرف شود واجازه مبارزات دروغين در انتخابات فرمايشي را پيدا كنيد ودر حين مبارزات انتخاباتي حذفتنان كنند، مشكل تان حل شده وهم طراز با حل مشكل شما يا ديگركانديداهاي مشابه شما، مشكلات عديده ملت ايران و شهروندان تيريزي واهالي استان آذربايجاني شرقي حل خواهد شد؟؟؟
اگرچنين باشد كه اكبر اعلمي گفته، ازهم اكنون اين اتهام متوجه او خواهد بود كه درتمامي جنايات و چپاولگريهاي رژيم دخيل وسهيم بوده ، وبدليل اينكه از افشاي واقعيات و ناگفته ها در دوران نمايندگي خود درنزد ملت ايران وموكلينش استنكاف نموده ، بايد درپشت ميزاتهام قرار گرفته وپاسخگوي اعمال خود باشد. نه اعلمي، كه تمامي عناصري كه درطي سه دهه گذشته همه چيزرا ديدند، اما بنابرمصلت فردي يا سكوت كردند، يا مباشرت ومشاركت.
واگرغيرازاين است، اعلمي و اعلمي ها بايد دريافته باشند كه زمان براي آنها باسرعت هرچه تمامتردرحال سپري شدن است. همان بهتركه به چنين نظام باج خور وباج گيري، نه ( باج بدهند ونه باج ) بگيرند. مصلحت شان دراينست كه بعداز سه دهه خدمت كردن وشراكت درانواع واقسام جنايات وخيانتهاي رژيم به ندا، وفرياد آزاديخواهانه ملت ايران گوش فرا دهند، وپيش ازاينكه چون ظروف مصرف شده وتاريخ گذشته به كناري پرتاب شوند، بصف مردم ايران پيوسته وآن سخنراني را كه مدعي شده دريكي ازميادين تبريزايراد خواهد نمود باشجاعت ايراد نمايد، وفريادگرظلمي باشد كه ازسوي اين رژيم برملت ايران رفته است.
دراين صورت هم اكبراعلمي وهم ديگراصلاح طلبان خواهند توانست كه درايراني آزاد وآباد وفارغ ازهرگونه نظارت استصوابي وتائيد صلاحيت قطره چكاني والتماس ودريوزگي سياسي نورچشم مردم ايران باقي بمانند.
ايران – تهران
8 / بهمن / 86
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 5:10
|
|
به نام خداوند جان و خرد
فرهنگ است یا نیرنگ؟
نوشتاری از دکتر پیام آذربایجانی
همانطور که در سایر نوشتارهایم نیز گفته ام، تاریخ ایران همواره با فرازها و نشیبها فراوانی همراه بوده است. تاریخ نگاری علمیست که وجدان می طلبد و همت، به خصوص در مورد تاریخ سرزمینی به نام ایران که هزاران سال قدمت دارد حفظ امانت در انتشار یافته ها و تحقیقات امریست بسیار مهم و الزامی. تاریخ ایران را می توان در سه مرحله مورد مطالعه قرار داد، بخش ابتدا، تاریخ قبل از اسلام است و بخش دوم ، تاریخ دوران اسلامی و بخش سوم تاریخ معاصر ایران. ما نیز در این نوشتار هرچند کوتاه به بیان واقعیاتی از تاریخ معاصر ایران می پردازیم که هرچند عیان است ، اما کمتر کسی بیانش می کند. و بر این اساس است که پای عده ای خام و جاهل را در پژوهشهای تاریخی باز نموده اند که تحریف تاریخ می کنند و استناد خود را عدله قرار دهند.
فاجعه بزرگی همانند غائله 21آذر و پیدایش فرقه دموکرات آذربایجان (آذربایجان دموکرات فرقه سی) یکی از موضوعات مهم در تاریخ معاصر ایران است که تا بدین زمان نیز بسیار بدان پرداخته شده است و بر همگان کاملا آشکار می باشد که اینان که بودند و از کجا تغذیه مالی می شدند و به کجا رفتند. ما نیز در نوشتار فوق بدان نمی پردازیم که سخن در چند سطر نمی گنجد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 4:17
|
|
فرود اضطراری فوکر 160 نفره در بندرعباس

هواپیمای فوکر 100 متعلق به هواپیمایی ایران (هما)
خبرگزاری حکومتی مهر: پرواز 214 هواپيمايي جمهوري اسلامي در مسير پروازي قشم ـ تهران صبح امروز به دليل نقص فني مجبور به فرود اضطراري در فرودگاه بندرعباس شد.
اين پرواز فوکر 160 نفره که قرار بود صبح امروز از قشم راهي تهران شود، پس از تاخير بيش از دو ساعته با ترک فرودگاه قشم و تنها پس از دقايقي از پرواز مجبور به نشست اضطراري در فرودگاه بندرعباس شد.
اين پرواز هم اکنون همچنان در فرودگاه بندرعباس باقي است تا قطعه مورد نظر از طريق يکي از پروازهاي تهران بندرعباس براي اين هواپيما ارسال شود.
مسافرين پرواز که به شدت دچار اضطراب و دلهره شدهاند، پرواز را ترک کردهاند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 18:7
|
|
مديركل فرودگاه بينالمللي امام خميني بركنار شد

خبرگزاري فارس:يك منبع آگاه اعلام كرد: غلامحسين باقريان مديركل فرودگاه بينالمللي امام خميني از اين سمت بركنار شد.
اين منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري فارس افزود: بروز برخي مشكلات در اين فرودگاه سبب بركناري باقريان بوده است .
وي ادامه داد: در حال حاضر خلعت زاده معاون برنامه ريزي و پشتيباني فرودگاه بينالمللي امام خميني بعنوان سرپرست اين فرودگاه منصوب شده است.
در تماس خبرنگارفارس با جعفرزاده سخنگوي سازمان هواپيمايي كشوري وي ضمن تاييد بركناري باقريان از علت بركناري مديركل اسبق فرودگاه بين المللي امام خميني اظهار بي اطلاعي كرد.
باقريان از 4 سال پيش تاكنون مسئوليت فرودگاه بين المللي امام خميني را برعهده داشت
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:23
|
|
اسنادی با قدمت فوتو شاپ برای پان ترکان!!
نقشه هایی که در زیر آمده است از یکی از تارنماهای جدایی طلبان پان ترک کپی شده است.
نقشه هایی که ادعا شده دارای قدمت تاریخی بوده و در آنها حدود کشور آذربایجان مشخص شده است!!
شما خود چه قضاوت می کنید؟

به نظر می آید که در قرون گذشته جهانگردان و تاریخ نگاران با رایانه نقشه ها را ترسیم می نمودند!!
ارامنه، و جمهوری آجاریا نیز ترک بوده ولی ما خبر نداشتیم.

عجب نقشه ای و عجب قدمتی! از خطوط پیداست که احتمالا مارکوپولو این نقشه را در یکی از کافی نت های تبریز رسم نموده! شاید هم واسکودوگاما به او یاری رسانده!
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 2:1
|
|
شورای نویسندگان باهماد پان ایرانیست کرمان
سرپرست نوشتار : دکتر پیام آذربایجانی
آهای آقایان چرا سکوت کرده اید؟ آقایان اوپوزوسیون خارج از کشور پس کجایید؟ فعالین حقوق بشر زبان به سخن بگشایید ! پس چه شد آن همه من من کردن ها و حرص حقوق بشر زدن ها؟
هر روز به یک بهانه به حکومت می تاختید، حال چرا همانند لالان تاریخ ساز به کناری رفته اید؟
خبر زیر به نقل از تارنمای ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در تاریخ ۶ آذر ماه ۱۳۸۶ آورده شده است :
يك مقام آگاه گفت(کدام مقام آگاه؟ در کجا؟): اتهام "ابوالفضل عابديني نصر" تلاش براي بمبگذاري و ضربه زدن به مراكز اقتصادي خوزستان بوده است. (ابوالفضل عابدینی یک ایرانی وطن پرست بوده و هست و هیچگاه به ضرر منافع مردم خوزستان و ملت ایران قدم بر نداشته است، که بهترین مثال باز پس گیری حقوق کارگران نیشکر هفت تپه از صاحبان کارخانه می باشد.)
وي كه خواست نامش در خبر ذكر نشود سه شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود:( طبق معمول سانسور خبری در ایران نام وی ثبت نشده است)
عابديني به اين منظور مبالغي را از يك تشكل ضدانقلاب در خارج از كشور دريافت، و براي عملي شدن اهدافش با فريب چند نفر از دوستانش اقدام به يارگيري نموده است.(کدام تشکل ضد انقلابی به عابدینی مبالغی را داده است؟ عابدینی شب ها در محل کارش می خوابید، و حتی در اواخر کرایه رفتن به خانه خود را نیز نداشت ،چرا که تمام فعالیتهای خود را صرف احیای حقوق کارگران گذاشته بود و خود و شغل خود را فراموش کرده بود، با آنکه رامهرمز با اهواز فاصله ای ندارد ، عابدینی چندین ماه بود حتی خانواده خود را ندیده بود)
اين مقام آگاه گفت: عابديني چند سال پيش به يك تشكل ضدانقلاب مستقر در خارج از كشور كه داراي خط مشي مسلحانه ميباشد وصل شد. گفتني است برخي رسانههاي بيگانه تلاش دارند عابديني را كه اخيرا به دليل اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شد يك خبرنگار معرفي كنند. ( به نظر شما کدام تشکل ضد انقلاب خارج از کشور مسلحانه فعالیت می کند؟ مگر ما به جز گروهک مجاهدین خلق (منافقین) تشکل ضد انقلابی که مسلحانه فعالیت کند داریم؟ عابدینی همیشه خود را پان ایرانیست می دانست و هیچگاه با گروهکهای ضد ایرانی از جمله مجاهدین خلق رابطه ای نداشته، و حتی بارها دعوت رادیو و تلویزیون کوموله، و جنبش های چپ که مسلحانه فعالیت می کردند و تا الان نیز در خاک عراق به واسطه برادران آمریکایی دوباره مسلح شده اند را در کرده بود.)
رييس خانه مطبوعات خوزستان نيز در گفت وگو با ايرنا اظهارداشت: عابديني هيچ گونه پروندهاي به عنوان خبرنگار يا روزنامه نگار در خانه مطبوعات خوزستان ندارد. "ابراهيم افتخار" افزود: اين در حالي است كه خبرنگاران خوزستان در خانه مطبوعات داراي پرونده هستند. (آقای ابراهیم افتخار به چه قیمت پرونده عابدینی را فروختی؟ به چه جرم او را خبرنگار جعلی معرفی نمودی؟ آیا از حقیقت می ترسی؟ عابدینی دبیر سرویس اقتصادی هفته نامه بهارسبز بود، آیا شخصی که خبر نگار نباشد می تواند این سمت را در یک هفته نامه داشته باشد؟)
سردبير هفته نامه " بهارسبز" نيز گفت: در مدت چهار سالي كه بعنوان سردبير در اين نشريه مشغول بكار بودهام، ابوالفضل عابديني هيچگونه همكاري خبري با نشريه نداشته است. " محمد مالي " افزود: عابديني امسال حدود پنج ماه در كارهاي اجرايي و جذب آگهي، با اين نشريه همكاري داشته است.وي اظهار داشت: با توجه به تعريفي كه از خبرنگار وجود دارد، عابديني از خبرنگاران اين نشريه نبوده است.(آقای محمد مالی، تعریف شما از خبر نگار چیست؟ آیا می دانید تعریف مردم ایران از شما و امسال شما چه می باشد؟ یک دروغ گو..... کسی که به سانسور مطبوعات در کشور کمک می کند کسی که هویت یک انسان را انکار کرده تا به منافع شوم خود و جاهلان کمک کند. آقای محمد مالی در مورد عکس ها و نوشته های زیر چه نظری دارید؟
ابوالفضل عابدینی اگر خبرنگار نبود و فقط در جذب آگهی با شما همکاری داشت پس چگونه دبیر سرویس اقتصادی مجله شما بود؟ آقای مالی از چه کسی ترسیده ای و شاید هم سبیل مبارک را چرب کرده اند؟ کدام یک؟؟؟)
آن چیز که نمایان است، بی گناهی ابوالفضل عابدینیست، چرا که خبر های رسیده از خوزستان حاکی از آن است که ابوالفضل عابدینی قربانی ، مافیای اقتصادی و مفسدان اقتصادی در خوزستان شده، زیرا وی در چند ماه اخیر به صورت شبانه روزی، خبر اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه و کاغذ سازی کارون شوشتر را بازتاب می داده که در این میان اسامی بسیاری از مافیای اقتصادی که در جریان پایمال شدن حقوق کارگران دست داشتن فاش شده .


http://paniran.persiangig.com/image/ario.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar91.jpg
مصاحبه سرور ابراهیم میرانی ، عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول حزب پان ایرانیست شاخه خوزستان با خبرگزاری صدای آمریکا:
در پی اتهامات بی پایه و اساس به سرور ابوالفضل عابدینی ، خبرنگار پان ایرانیست خوزستانی، سرور ابراهیم میرانی ، از اندامان شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول حزب پان ایرانیست شاخه خوزستان، در برنامه خبرها و نظرهای خبرگذاری صدای آمریکا به رد اتهامات عابدینی پرداختند.
با تلاش دوستان پان ایرانیست خوزستان، و اعضای تیم پان ایرانیست شاخه کرمان مستقل در ترکیه، این مصاحبه که به روشنگری درباره اتهامات ابوالفضل عابدینی می پردازد بر روی تارنما قرار گرفته است که توجه خوانندگان گرامی را بدان جلب می نماییم.
مصاحبه ی دکتر میرانی با صدای آمریکا(حجم کم )
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 22:4
|
|
حضور در نشست قطر؛ احمدی نژاد بايد به مجلس فراخوانده شود

يـك عـضـو كـمـيـسـيـون امنيت و سـيـاسـت خـارجـي در خـصـوص حضور ريـيـــس جــمـهــوري در اجــلاس شــوراي هـمـكاري كشورهاي حاشيه خليج فارس گفت: حتي اگر در اين جلسه سخني از نام مجعول خليج عربي برده شده باشد به نظر مـن بـايـد مـجلس، رياست جمهوري را به صحن پارلمان فرابخواند و دلايل شركت در اين اجلاس را از وي جويا شود.
داريـوش قـنبري نماينده ايلام در گفت و گو با آفــتـــاب در ايـــن خــصـــوص گـفــت: حـضــور ايـشــان در ايــن اجـلاس اقـدامي ناپخته و غيرديپلماتيك است. به نظر من ريـيــس جـمـهــوري نـمــيبــايـســت در ايـن نـشـسـت حـضـور مييافت. من نميدانم مشاورين ايشان چه كساني هستند. هـرچند اين امر نياز به مشاوره هم ندارد و يك اصل ساده سـيــاســي اســت. وقـتــي اجـلاسـي تـشـكـيـل مـيشـود كـه نـام شوراي همكاري، بر آن نهاده شده حداقل انتظار اين است كه ميزبان حرمت ميهمان را نگه دارد.
وي افزود: البته اين نخستين بار نيست كه رييس جمهور دست به چنين اعمالي مــيزنــد. نــامــههــايــي كــه بــه روســاي جـمـهــوري آمــريـكــا و فرانسه، صدراعظم آلمان و پاپ بنديكت شانزدهم نوشته شد، حضور در دانشگاه كلمبيا و عدم ترك جلسه عليرغم برخي از اهانتها و اكنون نيز حضور در قطر از جـمـلـــه ايـــن اقـــدامـــات اســت.
ايــن نـمــايـنــده مجلس با تاكيد بر غيرديپلماتيك بـودن ايـن اقـدام ادامـه داد: عـرف ايـن است كه ريـــيــــــس جـــمـــهــــــور بــــــراي شــــــركـــــت در يـــــك نـشـسـت، نـخـسـت بـه عـزت مـلـي توجه داشته باشد و همانگونه كه بارها مقام معظم رهبري فرمودهاند سياست خارجي را بر مبناي اقتدار ملي هدايت كند. متاسفانه بهرغم آنكه دولت نـهــم شـعــار ايــن را مــيدهـد در عـمـل گـاهـي شـاهـد اجـراي كارهاي ديگري هستيم.
اين نماينده مجلس تصريح كرد: حتي اگر در اين اجلاس صحبتي از نام مجعول خليج عربي بـرده شـده بـاشـد بـه نـظـر من بايد رييس جمهور به مجلس فراخوانده شود و مجلس بايد از ايشان در خصوص اينكه بر اساس چه طرح و ايدهاي در اين اجلاس حضور يافتهاند توضيح بخواهد.
قنبري ادامه داد: رييس جمهور در بحث هـسـتـهاي اعـلام مـيكند كه ما در خصوص حقوق مسلم خود با هيچ قدرتي پاي ميز مذاكره نمينشينيم. حالا چطور است كه راجع به مهمترين مسايلي كه به تماميت ارضي ما مربوط ميشود و در برابر جايگزين كردن نام مجعول خليج عـربـي بـه جـاي نـام خـلـيـج فـارس و در بـرابـر ادعاي بيپايه مالكيت جزاير سهگانه سكوت اختيار ميشود؟
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 5:41
|
|
بیانیه مشترک کارگران نیشکر هفت تپه و شرکت نفت و نیشکر کارون :
ما کارگران شرکت نفت و نیشکر کارون و نیشکر هفت تپه به همراه دیگر هم میهنان خوزستانی خشم خود را از اتهامات بی اساس وارده به ابوالفضل عابدینی اعلام میداریم و از روز چهار شنبه اعتصابات نامحدود خود را تا آزادی ایشان آغاز میکنیم
ما خواهان سندیکا و حقوق مدنی خویش هستیم و سرکوب و دستگیری فعالان مدنی ,کارگران و خبرنگاران را محکوم می کنیم
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 18:20
|
|
پرویز داوودی، معاون اول رئیس جمهور گفت: « احمدی نژاد تابوهای سیاسی را شکست.» با توجه به اهمیت تابو و ضرورت شکستن آن، احمدی نژاد کدام تابوهای سیاسی را که روسای جمهور قبلی نشکسته بودند، شکسته است؟
تابوی اول: رئیس جمهور باید محترمانه رفتار کند.
تابوی دوم: رئیس جمهور باید حرف دهانش را تا حدی بفهمد.
تابوی سوم: رئیس جمهور باید به مردم احترام بگذارد.
تابوی چهارم: رئیس جمهور باید جلوی مردم درست راه برود.
تابوی پنحم: رئیس جمهور در مورد کشورش اطلاعات داشته باشد.
تابوی ششم: رئیس جمهور نباید همیشه باعث شرمساری برای کشور باشد.
تابوی هفتم: رئیس جمهور باید به فکر مردم کشور خودش باشد، نه مردم کشورهای دیگر.
تابوی هشتم: رئیس جمهور در کنار علائق شخصی، مثل رفتن به مسافرت و دیدار با آدمهای معروف، باید گاهی هم برای اداره کشور وقت بگذارد.
تابوی نهم: رئیس جمهور باید تمیز باشد.
تابوی دهم: رئیس جمهور نباید همیشه دروغ بگوید، باید ماهی هم یک بار راست بگوید.
یک تبرئه و چند نتیجه گیری
موسویان، از اتهام جاسوسی تبرئه شد. جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: « موسویان، در خصوص اتهام جاسوسی بی گناه شناخته شد.» در مرحله اول، ناطق نوری گفت: « اتهامات مطرح شده علیه موسویان صحت ندارد.»، حداد عادل گفت: « از تبرئه موسویان خوشحال می شویم.»، حزب تندروی موتلفه گفت: « حکم قاضی فصل الخطاب است.»، عطریانفر گفت: « تبرئه موسویان افتخار دستگاه قضائی است.» آرمین گفت: « قاضی موسویان در مقابل فشارها ایستاد.»
در مرحله دوم، حدود بیست نفر از دانشجویان بسیجی جلوی قوه قضائیه اجتماع کردند، و خواستار اعدام موسویان شدند و از قوه قضائیه خواستند برای اثبات استقلال خود از قوه مجریه گوش به فرمان این قوه باشد. این گروه دانشجویی، اولین گروه دانشجویی جهان است که به جای اینکه طرفدار آزادی دیگران باشد، طرفدار زندانی شدن آنهاست. احمدی نژاد در ساعات اولیه این واقعه گفت: « در کار قاضی دخالت نمی کنیم.» وی نیم ساعت بعد عصبانی شد و گفت: « متن صحبت های موسویان را منتشر کنید.» وزارت اطلاعات هم محض رضای خدا و برای حفظ امنیت کشور، به موبایل احمدی نژاد پاسخ مثبت داد و به رای صادره توسط قاضی اعتراض کرد. در این مرحله قاضی مرتضوی از غیب پدیدار شد و دستور ادامه تعقیب موسویان را صادر کرد.
مولانا محمود پرس
پرفسور مولانا مدتی پیش گفت: « احمدی نژاد به تنهایی یک رسانه است. » دلایل این مولانا که همیشه ذهن اش گرفتار یک شمس قدرتمند است، چنین به نظر می رسد:
1) رسانه دروغ می گوید، احمدی نژاد هم دروغ می گوید.
2) رسانه حقایق را به نفع خودش تغییر می دهد، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
3) رسانه ها مردم را هر روز با چیزی سرگرم می کنند، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
4) رسانه ها فکر می کنند مردم باورشان می کنند، احمدی نژاد هم همین اشتباه را می کند.
5) رسانه ها را صاحبان آن اداره می کنند، احمدی نژاد را هم صاحبان اش سعی می کنند اداره کنند.
6) رسانه ها سعی می کنند همه چیز را آنطوری که دوست دارند نشان بدهند، احمدی نژاد هم همین طور.
7) رسانه ها گاهی اشتباه هم می کنند، اما احمدی نژاد گاهی اشتباه نمی کند.
8) رسانه ها روی افکار عمومی کار می کنند، احمدی نژاد هم فکر می کند همین کار را می کند.
9) رسانه ها چیزی را می گویند که فکر می کنند مردم دوست دارند بشنوند، احمدی نژاد هم فکر می کند دارد چیزی را می گوید که مردم دوست دارند آن را بشنوند.
10) رسانه ها برای اکثریت مردم حرف می زنند، احمدی نژاد اسم کسانی را که برای شان حرف می زند می گذارد اکثریت مردم.
انتخابات آمریکا، انتخابات ایران
وزارت کشور: « نمایندگان احزاب حق نظارت بر صندوق ها را ندارند.»
احمدی نژاد: « نمایندگان ما بر انتخابات آمریکا نظارت کنند.»
نتیجه گیری اخلاقی: رئیس جمهور ایران، نماینده مردم آمریکاست، اما احزاب ایرانی نماینده خودشان نیستند.
نتیجه گیری دموکراتیک: انتخابات آمریکا باید دموکراتیک باشد، اما انتخابات ایران لازم نیست دموکراتیک باشد.
توان دفاعی، توان علمی
رئیس حفاظت اطلاعات وزارت دفاع: « ایران از نظر توان علمی و دفاعی جزو پنج کشور مطرح جهان است.»
خبر اول: دانشگاه تهران، برترین دانشگاه کشور، رتبه 539 را در دانشگاههای جهان کسب کرد.
خبر دوم: جنگنده اف چهارنیروی هوایی به دلیل نقص فنی در دریای عمان سقوط کرد و دو نفر سرنشین آن کشته شدند. در سه سال گذشته این پنجمین سقوط هواپیماهای نظامی است.
نتیجه گیری علمی: حقایق علمی نیاز به دلیل ندارد.
نتیجه گیری نظامی: سقوط هواپیما ربطی به برتری نظامی ندارد، چون ما می گوئیم.
نتیجه گیری روانی: آدم باید همیشه اعتماد به نفس داشته باشد، حتی در هنگام سقوط.
مقامات سوری، مقامات سعودی
خبر اول: احمدی نژاد با رئیس جمهور سوریه در مورد کنفرانس آناپولیس گفتگوی تلفنی کرد.
خبر دوم: احمدی نژاد با پادشاه عربستان در مورد کنفرانس پائیزی آناپولیس گفتگوی تلفنی کرد.
خبر بعدی: سوریه و عربستان در کنفرانس پائیزی آناپولیس شرکت کردند.
نتیجه گیری اخلاقی: گاهی اوقات ما فکر می کنیم که داریم گفتگوی تلفنی می کنیم، اما کسی که با او گفتگو می کنیم، فکر می کند ما مزاحم تلفنی هستیم.
نتیجه گیری سیاسی: احتمالا اگر احمدی نژاد با حماس هم گفتگوی تلفنی می کرد، آنها هم به آناپولیس می رفتند.
نتیجه گیری منطقی: از تلفن بی مورد خودداری کنید.
غنی سازی هسته ای، ملی شدن نفت
احمدی نژاد: « گزارش البرادعی، صدها برابر ملی شدن نفت است.»
حسین شریعتمداری: « البرادعی حق ندارد در فضای حقوقی بر احتمالات تکیه کند.»
پیش بینی آینده: احمدی نژاد می داند دو سال دیگر همه حرف هایش را فراموش می کنند، شریعتمداری حدس می زند که تا سالها بعد باید پاسخگوی نظراتش باشد.
نتیجه گیری ریاضی: احمدی نژاد فکر می کند ملی شدن نفت هیچ ارزشی نداشت، به همین دلیل معتقد است گزارش البرادعی صد برابر آن ارزش دارد.
متوقف شد، متوقف نشد
داوود احمدی نژاد: دولت نهم تهاجم فرهنگی را متوقف کرد....
وزیر کشور: با انقلاب های ژیگولی نمی توان ملت ایران را استحاله کرد...
نتیجه گیری اخلاقی: یک برادر خوب مطمئن است که برادرش بهترین کار را می کند، اما یک وزیر بد امیدوار است که رئیس اش موفق شود.
داوود شون، محمود شون
محمود احمدی نژاد با تلویزیون هلندی: « در ایران آزادی کامل و مطلق وجود دارد.»
داوود احمدی نژاد با رسانه ایرانی: « هرکس برخلاف عمل کند، برخورد شدید می کنیم.»
نتیجه گیری اخلاقی: آدم می تواند در خارج آزادی کامل و مطلق بدهد، اما برادرش موظف است در داخل برخورد شدید کند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:50
|
|
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:36
|
|
سیمرغ نیروی هوایی ایران قسمت اول تهیه و تنظیم : جوانان پان ایرانیست کرمان مقدمه : سیمرغ ، پرنده افسانه ای ایرانیست که زال را در آشیانه خود پروراند و رستم را در هنگام نبر با اسنفدیار روین تن ، یاری نمود و راز پیروزی رستم بر اسنفدیار را برای وی بازگو کرد. در فرهنگ ایرانی سیمرغ، پرنده ایست ، غولپیکر، زیبا و با درایت که با منش و دانایی خود کمک بزرگی برای پهلوان ایرانی بوده. امروزه نیز در زبان محاوره عامیانه، ودر کل صفت سیمرغ به شیئی اتلاق می شود که از نظر زیبایی و کارآمدی چیزی کم نداشته باشد. به خصوص در سیستم حمل و نقل هوایی ایران هواپیماهای بسیاری به نام سیمرغ نامگذاری شدند و یا لقب سیمرغ گرفتند. اما به واقع کدام هواپیما بیش از سایرین شایسته این لقب بوده است؟ تصویری از جلد کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat مقاله ای که در ادامه از نظر شما می گذرد ، ترجمه قسمتی از کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat می باشد که به شرح کامل در مورد یکی از لژیونرهای نیروی هوایی ایران می پردازد. و درباره پرنده ای سخن به میان آورده است که نه تنها نقش به سزایی در پیروزی جنگ هشت ساله داشت بلکه در خلال جنگ و در کنار خدمت خود به نیروی هوایی ایران جان هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داد. هواپیمایی که به واقع باید آن را سیمرغ قرن بیستم نامید. آری، ابتدا صدای غرش همراه با سوتی را می شنوی، هیچ نیست، تا اینکه سیمرغ را با آن بالهای متحرک و با آن ابهت تحسین برانگیز می بینی که شکار خود را از فاصله ای دورتر هدف قرار داده و به سوی طعمه همانند ساعقه ای می بارد. شکار سیمرغ هیچ شانسی برای فرار ندارد، چرا که هیچ پرنده ای تا به حال نتوانسته سیمرغ را فریب دهد. و در یک چشم به هم زدن از طعمه سیمرغ هیچ بر پهنه آسمان نمی ماند . در این مقاله که از سری مقالات آشنایی با هواپیماهای نیروی هوایی ایران است به معرفی و شناخت هواپیمای F-14 خواهیم پرداخت. هواپیمایی که همانند سیمرغ در نیروی هوایی میهن عزیزمان خدمت کرد و هیچگاه خلبان خود را ناامید نکرد. هواپیمای F-14 را باید یک هواپیمای آمریکایی- ایرانی نامید. چرا که تمام هزینه های ساخت این هواپیما در شرکت گرومن (Grumman) (که در ضمینه ساخت تسلیحات و سامانه های نظامی فعالیت می کند) تماما از طرف ایران پرداخت شد . پرنده ای که حتی خود آمریکایی ها در صلاحیت آن برای تامین اهداف پنتاگون و دولت آمریکا شک داشته و بارها اقدام به تعطیلی پروژه کرده بودند . اما F-14 با درایت و خواست ایرانی تا به امروز در نیروی دریایی ایالات متحده وظیفه حفاظت از ناوهای هواپیمابر را به خوبی انجام داده و یکی از درخشان ترین طرحهای ساخته شده در جهان محسوب می شود. F-14 را باید شاهکار طراحی نامید، که تنها در اختیار دو کشور ایران و ایالات متحده قرار دارد و تا به امروز نیز در نیروی هوایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده وظیفه خود را به خوبی انجام داده . در ادامه به چگونگی ورود سیمرغ به نیروی هوایی ایران می پردازیم . که ایرانیان چگونه توانستند این پرنده عظیم را با وجود مشکلاتی که طرف آمریکایی به وجود آورده بودند به خدمت خود درآورند.

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:58
|
|
جنگنده نظامی ایران در دریای عمان سقوط کرد
خبرگزاری دولتی ایران از سقوط یک فروند هواپیمای نظامی ارتش در دریای عمان خبر داده است.
سقوط هواپیمای فانتوم اف -۴-ای نیروی هوایی ارتش ایران، روز دوشنبه، ۵ آذر ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه به وقت محلی و به هنگام مانور نظامی رخ داد.
این هواپیمای نظامی ساخت آمریکا در داخل آب، نزدیک شهر بندری کنارک در خلیج چابهار سقوط کرده و و هر ۲ سرنشین آن کشته شدند
سقوط این جنگنده ایرانی در آستانه اولین سالگرد سقوط هواپیمای نظامی سپاه در تهران است.
در این حادثه که شش آذر سال پیش اتفاق افتاد، هواپيمای "آنتونوف" نيروی هوايی سپاه در فرودگاه مهرآباد تهران سقوط کرد و ۳۶ سرنشین آن کشته شدند.
سوانح هوايی در ایران بی سابقه نیست و در مواردی، هواپيماهای نظامی هم دستخوش حوادث مرگباری شده اند.
از جمله در دسامبر ۲۰۰۵، يک فروند هواپيمای سی-۱۳۰ متعلق به ارتش که حامل جمعی از خبرنگاران بود در نزديکی تهران سقوط کرد و حدود يکصد و بيست کشته برجای نهاد.
در ژانویه ۲۰۰۶ نیز يک هواپيمای حامل افسران ارشد سپاه پاسداران سقوط کرد و سرنشينان آن کشته شدند.
بسیاری از جنگنده های ایران(اف-چهار، اف-پنج و اف-چهارده) ساخت آمریکا هستند و پیش از انقلاب در زمان حکومت شاه سابق ایران خریداری شده بودند.
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:7
|
|
صدام از هيچ كوششي فروگذار نكرد تا اينكه باطن مرا نيز چون خودش كند و من هم چون او يك جنايتكار حرفهاي و قاتلي بشوم كه كشتن و شكنجهء ديگران باعث آرامش خاطرم شود و در عين حال به عنوان يك انسان امين و داراي اخلاق پسنديده خود را جلوه دهم؛ از اين رو از جمله آموزشهايي كه ديدم، آموزشهاي روحي - رواني بود. من ميبايست فيلمهايي بسيار وحشتناكي را از آشيو استخبارات (اطلاعات) عراق را تماشا ميكردم.

مردي را نشان ميداد كه بر روي يك صندلي نشسته است و دست و پايش را بستهاند. مرد تنومندي ميآيد و نقابي بر چهره دارد و تنها چشمانش پيداست. آن مرد غولپيكر چاقويي در دست دارد. چاقو را در چشم راست مردي كه بر صندلي نشسته است فرو ميبرد و چشم او را از حدقه بيرون ميآورد. آن مرد بينوا فرياد ميكشد و ميخواهد كه به او رحم كند، اما آن وحشي ضربهء ديگري به چشم چپ او ميزند و آن را هم از حدقه درميآورد. فريادهاي اين مرد بيشتر ميشود. كمك ميخواهد و از درد به خود ميپيچد. آن وحشي مقداري نمك ميآورد و به چشمان او ميپاشد. او از شدت درد فرياد ميزند و رگهاي گردنش متورم شده، از شدت درد ميخواهد پاره شود. هيچ فريادرسي نيست. آن وحشي سنگدل، سپس مقداري نفت ميآورد و بر سر اين مرد ميريزد. آنگاه آتش را روشن ميكند. مرد در آتش ميسوزد و اندكي بعد جز خاكستر از او باقي نميماند.
فيلم دوّم
مردي تقريبن 30 ساله، گندمگون و با چشمان سياه و درشت و بيني پهن، بر يك ستون فلزي بسته شده بود. بدنش تا نيمه عريان و سينهاش از شدت شكنجه، چرك كرده و زخمهايش عفونت برداشته و قطرههاي خون خشك شده بر سر و صورتش نمايان است. از درد به خود ميپيچد. ناگهان مرد تنومند خشني كه در دستش كابل سياه رنگي بود، در صحنه ظاهر شد. مرد تنومند با كابل به سر و سينهء آن مرد مجروح ميزد و خون و چرك به ديوار اتاق ميپاشيد.
قصی (پسر کوچک صدام)
فيلم سوّم
اعدام تعدادي جوان در يك محوطهء كوچك به دست پسران صدام (عدي و قصي).

عدی (پسر بزرگ صدام)
فيلم چهارم
ريختن بنزين بر روي تعدادي كودك و سوزاندن آنها. زني بيست و چند ساله در صحنه است. جلادهاي صدام ايستادهاند. در دستشان تيغهاي بسيار تيزي است. آنها به آن زن حمله كرده و وي را تكهتكه ميكنند. آن زن فرياد ميزند و كمك ميخواهد؛ اما آنها به جنايت خود ادامه ميدهند تا اينكه آن زن بيهوش نقش بر زمين ميشود. جلادي لبخند ميزند و فيلم تمام ميشود.
فيلم پنجم
استخوان گونه و سينهء جواني در حدود 20 ساله شكسته ميشود. جرم او اين است كه برادرش عضو حزبالدعوة است.
فيلم ششم
مردي اعتراف نميكند. كودك 2 سالهء او را ميآورند و جلوي سگهاي هار و گرسنه مياندازند. سگها در مقابل چشمان پدر، كودك را تكهتكه ميكنند و خورند.
فيلم هفتم
- بريدن زبان با تيغ.
- كشيدن ناخنها و دندانها بدون استفاده از مواد بيحس كننده
- بيرون آوردن چشم با دستگاه مخصوص.
- ريختن مواد اسيدي بر روي بدن.
- ريختن آب جوش بر بدن.
- تجاوز به زنان در مقابل خانواده.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 7:59
|
|
امروز دادگاه ابوالفضل عابدینی برگزار نگردید و او در تماس تلفنی با خانواده اش از سلامتی خود خبر داد.
در پی آخرین گفتگویی که ساعتی پیش سرور مزدک از تریبون آزاد خوزستان با برادر و مادر ابوالفضل عابدینی انجام داده خانواده ایشان چنین گفتند:
امروز بنابر قرار قبلی روز برگزاری دادگاه ابوالفضل بود که برگزار نگردید و او با تماسی که با برادر خود داشت حال خود را رضایت بخش اعلام کرد.سرور عابدینی به برادر خود گفته بود که در اهواز است اما از محل بازداشت دقیق خود چیزی نگفت و همچنین اضافه کرد احتمال می رود دادگاه او در پایان همین ماه یا ماه آینده برگزار گردد. همچنین برادر ایشان گفتند که برای جرم جدید و پرونده جدید ایشان که اقدام علیه امنیت داخلی است وثیقه ای سنگین علاوه بر ۵۰ میلیون پیشین در نظر گرفته شده که ما از پرداخت آن ناتوان هستیم. همچنین مادر ایشان که زیر فشار روحی قرار داشت و نگران فرزند خود بود بیان کرد که چراسازمان های حقوق بشر داخل و خارج کشور کاری انجام نمی دهند.در ادامه باید گفته شود که در این بین از سرنوشت کسرا علاسوند یار و همرزم دیگرامان و دلیل بازداشت او و نیز محل نگهداری او خبری در دست نیست.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی
پاینده ایران
۷ بعد از ظهر سوم آذرماه ۱۳۸۶
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:55
|
|
خاطرات بدل صدام(۳)
جنايتهاي صدام

در دوران استراحتم پس از اصابت تير به پايم، توانستم مدت زيادي را در كنار همسرم آمنه خوش بگذرانم. در ماه فوريه، بعد از رعايت توصيههاي پزشكي بهبود يافتم. آمنه از ارتباطم با رژيم بعث اظهار ناراحتي شديد ميكرد. در آن شرائط، از بازداشتهاي پيدرپي و خبرهاي وحشتناكي كه از زندانها به بيرون درز پيدا ميكرد، به شدت متأثر شده بود.
نگراني همسرم هنگامي بيشتر شد كه دوستش «اسوة الراوي» از بصره به بغداد آمد. پس از آن كه از قصر صدام به منزل بازگشتم، متوجه شدم كه آمنه با خانمي كه چادر سياه پوشيده بود و بسيار اندوهگين به نظر ميرسيد صحبت ميكند. آمنه مرا به طور مختصر به او معرفي كرد. آن خانم خيلي به من دقت نكرد. ريش مصنوعي و عينك دودي زده بودم. آمنه گفت: «خواهر بزرگ اسوه، دوست و همسايهء مادرم در كربلا است و من از مدتها قبل، خانوادهء آنها را ميشناسم. اين خانم اخيرن با ماجراي خطرناكي روبهرو شده است. خوب است آن را بشنوي.»

آمنه گفت: «حدود 10 سال پيش، همسرش حسن حمدي الاسدي را در حادثهاي كه در حين كار برايش پيش آمد، از دست داد. همسرش مهندس بود. آنها داراي 2 پسر به نامهاي ياسين و احمد بودند. ياسين همانند پدرش مهندس شد. احمد هم دانشجوي رشتهء پزشكي بود. ماموران استخبارات صدام، احمد را يك هفته قبل از آنكه مردم به مناسبت فرا رسيدن زمستان، مراسم جشني برپا كرده بودند، دستگير كردند.» سپس آمنه از اسوه خواست كه خود بقيهء ماجرا را تعريف كند.
اسوه گفت: «به من خبر دادند احمد دستگير شده و در زندان مخوف ابوغريب در بغداد است. به آنجا رفتم. سه روز پيدرپي چندين بار تقاضا كردم كه بدانم چه بر سر فرزندم آمده است. كسي جوابي نداد. در نهايت ندانستم كه او در زندان ابوغريب است يا نه. سرانجام به بصره بازگشتم و هيچ خبري از احمد نشنيدم.»
آمنه گفت: «حدود 10 سال پيش، همسرش حسن حمدي الاسدي را در حادثهاي كه در حين كار برايش پيش آمد، از دست داد. همسرش مهندس بود. آنها داراي 2 پسر به نامهاي ياسين و احمد بودند. ياسين همانند پدرش مهندس شد. احمد هم دانشجوي رشتهء پزشكي بود. ماموران استخبارات صدام، احمد را يك هفته قبل از آنكه مردم به مناسبت فرا رسيدن زمستان، مراسم جشني برپا كرده بودند، دستگير كردند.» سپس آمنه از اسوه خواست كه خود بقيهء ماجرا را تعريف كند.
اسوه گفت: «به من خبر دادند احمد دستگير شده و در زندان مخوف ابوغريب در بغداد است. به آنجا رفتم. سه روز پيدرپي چندين بار تقاضا كردم كه بدانم چه بر سر فرزندم آمده است. كسي جوابي نداد. در نهايت ندانستم كه او در زندان ابوغريب است يا نه. سرانجام به بصره بازگشتم و هيچ خبري از احمد نشنيدم.»
از او پرسيدم چرا او را دستگير كردند. جواب داد: «اصلن علت اين كار را به من نگفتند. تعدادي دانشجو بودند كه فعاليت سياسي ميكردند؛ اما احمد هيچگاه با آنها همكاري نميكرد. او تمام حواسش به درسش بود. درخواستهايي به همهء وزارتخانهها و ادارات دولتي كه احتمال ميدادم با دستگيري او در ارتباط هستند، تقديم كردم. چند بار هم به زندان «الحاكمية» كه زير نظر سازمان مخوف اطلاعات (استخبارات) بود و در محلهء «الكراده» قرار دارد مراجعه كردم. زندان بسيار وحشتناكي بود. وقتي در نزديكي ادارهء گذرنامه قرار ميگيري، ساختمان زندان سه طبقه به نظر ميآيد؛ اما دو طبقهء ديگر آن زيرزمين است. من از اين مكان تا منطقهء «المنصور» كه دفنر اصلي رئيس اطلاعات در آنجا قرار داشت، پياده رفت و آمد ميكردم. در آنجا هم هيچ اطلاعي به من ندادند. سه هفتهء قبل، ياسين هم توسط مأموران اطلاعات دستگير شد. اين بار هم هيچكس حرفي نزد و اطلاعاتي نداد. از زماني كه فرزندم را بردهاند، عقلم را از دست دادهام.»

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:27
|
|
در پی اقدامات دشمنانه و اسلام ستیزانه گروهی از دراویش مساله دار که در راستای اهداف استکباری اقدام به برخی تحرکات مشکوک علیه نظام اسلامی و دولت همیشه در سفر نموده اند، شخص موسوم به باصطلاح « شیخ ابوسعید ابو الخیر» با زحمات شبانه روزی سربازان گمنام امام زمان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته، متن آن جهت تنویر افکار عمومی منتشر می گردد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 6:0
|
|
چهارسگ (( ششصدميليون تومان))

محمود احمدي نژاد كه دربحبوحه انتخابات رياست جمهوري قول داده بود تا پول نفت را برسرسفره مردم فقيرشده ودرمانده ايران بياورد، مردي كه مدعي است براي ظهورامام زمان بميدان آمده، مردي كه خودرا نظركرده امام زمان عج ميداند. مردي كه مدعيست آمده تا با فساد ورانت خواري ومفسدين اقتصادي بمبارزه برخيزد كه دروغ ميگويد، امروز خود ودارودسته اش درزمره نوكيسه هائي ظهور نموده اند كه گوي سبقت راازاسلاف خود ربوده است. همين فرد مسلمان كه درآئين او سگ موجودي نجس تلقي ميشود، حالا دارد ازوجود سگهاي 150 ميليون توماني سود ميبرد. آنهم درمملكتي فقروفساد واعتياد و... بيداد ميكند. دركشوري كه دختركان خردسالش بخاطرفقرخردكننده بايد براي تهيه يك مانتو يا يك جفت كفش تن به خودفروشي بدهند وگروهي ديگر نيز بعنوان ابزارعياشي ثروتمندان عرب وپاكستاني و... راهي اينسو وآنسوي عالم شوند. يادمان نرود كه مبناي شكل گيري حكومت اسلامي براين فلسفه شكل گرفت تامستضعفين از استضعاف خارج ، وكوخ نشيني ازگستره اين سرزمين رخت بربندد. حكومت اسلامي آمده بود تا ديگرفقيري درايران ديده نشود. احمدي نژاد ورفسنجاني وخاتمي وهمه چپاولگران عمامه دار وبدون عمامه آمده بودند تا يارومددكارگرسنگان و ضعفا باشند. اينها نعره ميكشيد ند كه طاغوت ملت ايران را به تباهي وفساد كشيده است و...!
اماحالا كاربجا ئي رسيده است كه رئيس جمهورحكومت اسلامي براي محافظت ازموجوديت وحيات بوي ناكش ازكيسه ملتي درما نده ومحروم هزينه اي برابرششصد ميليون تومان راهزينه خريد فقط 4 سگ از كشورآلمان مينمايد تا دركنارانبوه محافظين ريزودرشتش وظيفه مراقبت ازاودرشناسائي مواد منفجره را بعهده بگيرند. خوب اينهم يك نوع ازاسلام ناب انقلابي محمدي است، واحمدي نژاد وديگران نيزپيروان راستين آن.
چهار سگ ۶۰۰ ميليون تومانی از احمدی نژاد محافظت می کنند،
(رضا ولی زاده)
چهار سگ در تيم حفاظتی دکتر محمود احمدی نژاد –رئيس جمهوری ايران- به منظور تشخيص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر يک به قيمت ۱۵۰ ميليون تومان از کشور آلمان خريداری شده اند.
اين سگ ها که از باهوش ترين و اصيل ترين نژاد سگ های آلمانی به شمار می آيند، پيش از بازديد رئيس جمهور از نمايشگاه ها، همايش ها و يا اماکنی که به منظور سخنرانی يا بازديد در آن ها حضور می يابد، مستقر می شوند، منطقه ی مورد بازديد را کاملا کنترل می کنند و پس از اعلام وضعيت سفيد، رئيس جمهور در محل حاضر می شود.
هر يک از اين ۴ سگ بالغ بر ۱۵۰ ميليون تومان خريداری شده اند که در مجموع رقم ۶۰۰ ميليون تومان به خريد آن ها اختصاص يافته است.
روز چهار شنبه ی گذشته (۲۳/۸/۸۶) همزمان با بازديد دکتر احمدی نژاد –رئيس جمهوری اسلامی ايران- از نمايشگاه مطبوعات، اين سگ ها در محل نمايشگاه رها شدند تا به انجام عملياتی که نزد تيم حفاظتی و خبرنگاران به عنوان «چک و خنثی» معروف است بپردازند که البته خنثی کردن را بايد از وظايف آن ها حذف کرد.
اين عمليات در روز چهار شنبه از ساعت ۱۲ ظهر آغاز شد و به گفته نمايندگان رسانه ها در غرفه های نمايشگاه با توهين آميز ترين رفتارها از سوی تيم حفاظتی رئيس جمهور همراه بود.
با وجود اين که خريداری و به کار گيری سگ ها به منظور هرچه سريع تر انجام شدن عمليات «چک و خنثی» انجام شده است اين عمليات تا ساعت ۱۴:۳۰ به طول انجاميد. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها يک نفر به عنوان متصدی و مسئول آن حضور داشته باشد، اما پس از مدتی تيم حفاظتی به اين نتيجه رسيدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمايشگاه بيرون کنند.
تمامی نمايندگان غرفه ها در ساعات ياد شده ناچار بودند پشت درها بايستند يا در پارک لاله قدم بزنند. اما اين انتظار در ساعت ۱۴:۳۰ نيز پايان نيافت؛ چرا که رئيس جمهور با چهار ساعت تأخير به نمايشگاه آمد و بازديد ايشان هم چندان به طول نينجاميد
آن چه باعث شد بازديد ايشان از نمايشگاه کوتاه و مختصر شود انفجار در سايت هسته ای پارچين واقع در شرق تهران بود؛ که البته خبر آن در رسانه های داخلی بازتابی نيافت.
نکته ای که برای حاضران جای پرسش داشت اين بود که با وجود سگ هايی که عمليات کنترل محل را انجام می دادند چرا بازهم از گيت های دستی و کنترل منطقه به وسيله نيروهای انسانی استفاده می شد. صرف ۶۰۰ ميليون تومان برای خريداری اين سگ ها و دست آخر استفاده از نيروی انسانی برای اطمينان نهايی از امنيت منطقه ی مورد بازديد، باعث تعجب بسياری از ناظران بود.
از سويی ديگر باوجود اعتقادات جمهوری اسلامی ايران و همچنين بسياری از بازديدکنندگان نمايشگاه، مبنی بر نجس بودن سگ، حضور اين حيوان در چنين اماکنی موجب اعتراض عده ای شده بود که اين اقدام را نيز با شعارهای ساده زيستی، عدالت طلبی و مبارزه با تجمل گرايی رئيس جمهور در تعارض می دانستند.
يک مقام آگاه که خود مدير مسئول يکی از روزنامه های کثيرالانتشار کشور و وابسته به دولت است در پاسخ به اعتراض فردی که حضور سگ ها و همچين رفتار تيم حفاظتی احمدی نژاد را توهين آميز توصيف می کرد گفت: «اين تصميم تيم حفاظتی است که مديريت آن خارج از اختيارات رئيس جمهوری است.»
پيش از اين پيشنهاد به کارگيری سگ در تيم حفاظتی دکتر حدادعادل –رئيس مجلس شورای اسلامی- نيز مطرح شده بود که حدادعادل با آن به شدت مخالفت کرد.
همچنين تا کنون به کارگيری سگ در تيم های حفاظتی روسای قوا و حتی مقام رهبری نيز مرسوم نبوده است. پيش از اين نيز خبری مبنی بر خريداری عينک های آفتابی به قيمتی بيش از نيم ميليون تومان برای محافظان احمدی نژاد منتشر شد که پس از انتشار وسيع اين خبر و آگاهی بخشی از افکار عمومی، رئيس جمهور تصميم گرفت خريداری کنندگان اين عينک ها را جريمه و توبيخ کند.
دکتر احمدی نژاد در آغاز ورود خود به ساختمان رياست جمهوری دستور داد فرش های نهاد رياست جمهوری را که در دوره سيدمحمد خاتمی خريداری شده بود جمع کرده و به موزه بفرستند و حتی اصرار داشت به جای آن که در ساختمان نهاد رياست جمهوری مستقر شود در همان خانه خود در نارمک زندگی کند
منبع گويا
ايران – تهران 27/8/86

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:8
|
|
خاطرات بدل صدام(۲)
ميخائيل رمضان
گردنكشي عياش
صدام اينك بر گردن مردم عراق سوار شده بود. اينك قدرت در دست كسي است كه ملت از دست او راه نجاتي نداشت. او به قدرتي دست يافت تا با آن، عقدهء حقارت خود را جبران كند و عطش خود به خون را كه از همان دوران كودكي عاشق ريختن آن بود، فرو نشاند.

عبدالکریم قاسم (رئیس جمهور مردمی عراق)
عبدالرحمن عارف
عبدالسلام عارف
قتل احمد حسن البكر
صدام، همهء رقباي خود در قدرت، حتا شخص اوّل حكومت، احمد حسن البكر را از سر راه برداشت. ابتدا توطئهء بركناري او از قدرت را طراحي كرد و دو سال بعد، طرح ترور او را به اجرا درآورد. طبق بيانيههاي رسمي، احمد حسن البكر در 16 ماه مه 1979 دچار سكتهء قلبي شد؛ اما حقيقت اين است كه او در اثر مسموميت از دنيا رفت.

احمد حسن البکر
پس از آن، فرزند نامشروع العوجه، مرد اوّل حكومت شد و بدون هيچ مخالفتي، نزديكان و عشيرهء او، مناصب مهم و اصلي را تصرف كردند و تمام زبانها لال گرديد. صدام با عراق و مردم آن، هر طور كه ميخواست رفتار ميكرد و هيچكس نميتوانست عليه او سخني بگويد. صدام معتقد بود مردم عراق بنده و بردهء او هستند. وي ميگفت اين سرزمين ملك اوست. به سرعت زندانهاي عراق، پر از زنان و مردان عراقي شد. اطرافيان پست او، آبروي مردم را بر باد دادند، اما هيچكس ياراي اعتراض نداشت.
ديدار بدل صدام از زندان
روزي صدام به من مأموريت داد تا از يكي از زندانها ديدار كنم؛ نه به خاطر تفقد از زندانيان؛ بلكه براي ارعاب فعالان در زندان تا دريابند كه صدام بنا به تعبير خودش، هميشه بالاي سر آنها حاضر است. هنگام ورود به زندان، مدير زندان به استقبال آمد. پس از طرح چند سؤال دربارهء وضعيت زندان و پاسخ مدير به سوالهاي من، او بدون هيچ مقدمهاي خطاب به من گفت: «جناب رئيس، امروز زن بسيار زيبايي را به زندان آوردهاند . . . به نظرم مورد پسند حضرت عالي باشد.» او اين عبارت را بدون هيچگونه شك و شبههاي به زبان آورد؛ چون ميدانست صدام نه فقط به خاطر اغراض جنسي، بلكه براي تنبيه برخي از زنان زنداني، متعرض آنها ميشود. به او گفتم: «كجاست و چرا تا حال در اين باره حرفي نزدي؟» و به همان شيوهء صدام به او ناسزا گفتم. رئيس زندان با عجله رفت و آن زن را آورد. از اهالي يكي از شهرهاي جنوب عراق و از يك عشيرهء معروف بود. چند سؤال از او كردم و به مدير زندان گفتم: «او را به سلولش بازگردانيد . . . فعلن با او كاري ندارم.»
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 22:23
|
|
خاطرات بدل صدام(قسمت اول)
صدام با بازگشت بعثيها به قدرت، تحت عنوان معاون شوراي فرماندهي انقلاب، به صحنهء سياست بازگشت. اولين ماموريت او، رياست كميتهاي به نام كميتهء تحقيق بود. اين كميته در زندان مخوف و معروف «قصرالنهاية» مستقر گرديد و صدام پس از گذشت تنها چند هفته از رسيدن به قدرت، فجيعترين جنايتها از جمله شكنجه و كشتن افراد بسياري را مرتكب شد. هزاران تن از كساني كه به آنها اتهام دشمني با حزب زده شده بود، در محوطهء زندان يا داخل سلول به طرز فجيعي كشته شدند؛ هزاران نفر ديگر در ميادين بغداد و ميادين ديگر شهرها به اتهام جاسوسي براي اسرائيل، آمريكا و ايران به دار آويخته شدند. تعداد زيادي نيز در حوضچههاي اسيد انداخته شدند و عدهء ديگري نيز زنده زنده سوزانده شدند.

در دههء هفتاد ميلادي، با ورود صدام به صحنهء سياست عراق به عنوان شوراي فرماندهي انقلاب و معاون احمد حسنالبكر، به تدريج دچار گرفتاري شديدي شدم. اين مسئله به خاطر شباهت زيادي بود كه ميان من و صدام وجود داشت و به حد همشكلي ميرسيد. من در سال 1944 در يك خانوادهء متوسط در كربلا به دنيا آمدم. مرحوم پدرم در سال 1975 از دنيا رفت. او معلم و من به عنوان تنها فرزند او تا سال 1979 به اين شغل اشتغال داشتم.
در هر مجلسي كه در كربلا وارد ميشدم، همه لب از سخن ميبستند و نگاههاي همراه با ترسشان جلب من ميشد؛ تا اينكه يك نفر از افراد حاضر كه مرا ميشناخت، به اطلاع آنها ميرساند كه من صدام نيستم؛ بلكه «ميخائيل رمضان» ام.
دردها و رنجهاي من هنگامي بيشتر شد كه تلويزيون به انحصار صدام درآمد و به مناسبت ديدار از روستاها، مدارس، خانهها، بيمارستانها و شركت در كنفرانسها، انجام ملاقاتها به طور دائم در صحنهء تلويزيون حاضر گرديد. عبارت «جناب معاون» ديگر نقل محافل خاص و عام شده بود و موضوع مشباهت با او براي من به يك مشكل واقعي تبديل گشته بود. اولين گام در اين راه، توسط «اكرم سالم الكيلاني»، شوهر خواهرم، برداشته شد. او عضو حزب بعث و كارمند دون پايهاي بود كه براي ارضاي تمايلات نفساني و جلب توجه صدام، اين موضوع را به اطلاع مسئولان حزب رساند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 4:31
|
|
ابوالفضل عابدینی خبر نگار و روزنامه نگار پان ایرانیست در اهواز دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد
ساعت ۱۲ روز سه شنبه ۲۲ آبان ماموران اطلاعات اهوار به دفتر محل کار عابدینی رفته و او را همراه با دوستش کسری آلاسوند دستگیر نموده اند هیچ اطلاعی از وضیعت و سرنوشت این دو در دست نمیباشد
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:14
|
|
حماسه دوران
تهیه و تنظیم : شورای نویسندگان پان ایرانیست کرمان
شهید دوران به همراه شهید خلبان عباس بابائی
مقدمه:
هر ثانیه این سرزمین ، رشادتها دیده است ، هر روز این سرزمین به شهادتها گذشته است، هر جای این سرزمین جوانانی را در آغوش گرفته است که شربت شهادت را برای سرافرازی میهن خوش سر کشیدند و آزاد پر کشیدند. ایران سرزمین حماسه هاست، سرزمینی که از دیر باز بیشه شیران دلیری بوده است که به راه وطن غرش دشمن سوز سر دادند و نگذاشتند که حتی یک وجب از خاک ایران به دست دشمنان افتد. ایران همان خوزستان 36 میلیون نفری است، ایران همان دشت چالدران است و رستم کلاه چرمینه، ایران خرمشهر است و جهان آرا، ایران مهد رشادت است برای سرافرازی خاک و ملت .
نیروی هوایی ایران نیز از زمان تاسیس تا به امروز ، در برگ برگ، تاریخ پر فراز و نشیب خود رشادتهای بسیاری نموده و مردانی را به خود دیده که بی باکیشان و مهارتشان در پرواز شُهره خاص و عام بوده . تیز پروازانی همانند، سپهبد خلبان شهید نادر جهانبانی، شهید خلبان بابائیان ، شهید خلبان حسین خرازی (کسی که بعد از شهادتش در عراق جشن عمومی برگزار شد) و بسیاری دیگر که حماسه ها آفریدند و آنچنان بال های پرنده های آهنین خود بر پهنه این سرزمین گستردند که اجازه ندادن که حتی یک وجب از خاک ایران به دست دشمن افتد .
در ایجا ما از مردی سخن خواهیم گفت که خواب را بر خود صدام نیز حرام کرده بود و عراقی ها برای سر او جایزه تعیین کرده بودن، شخصی که هیچ باکی از پرواز بر فراز آسمان دشمن نداشت و همیشه می گفت :
"اگرخلبان ترس نداشته باشد وکمی هم شانس یاراوباشد، عراقی ها نمی توانند اورابزنند واگرهم بزنند، این هواپیما تا نود درصد قابل پروازبه یک نقطه ی safe درخاک خودی است وفرصتی برای ترک هواپیما وجود دارد". اونمی ترسید، ازهیچ چیز. واین رابقیه هم می دانستند برای همین بود که همه جا حرف ازاو بود وبرای همین بود که برعکس عادت دیرینه ی ما، ازاو قبل ازشهادتش نیمچه تجلیلی کردند وحتی خیابانی را درزادگاهش، به نامش نامگذاری کردند. برای همین بود که همیشه اولین داوطلب پروازها بود و ازبس پریده بود دیسک کمرگرفته بود. آری دیسک کمر ، کسی فکرش رانمی کرد صندلی خلبان هم - مثل صندلی راننده های بیابان - بتواند مردی را گرفتار دیسک کمر کند، آن قدرکه مرد نتواند به راحتی سرپایش بایستد، خودش هم نمی توانست چنین حالتی راتصورکند ، اما جنگ خیلی چیزها را ثابت کرد. ثابت کرد که می شود آن قدر داوطلبانه درپروازهای بی داوطلب شرکت کرد که قامتت صاف ایستادن رافراموش کند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 2:40
|
|
یکی بیاد کار اینو بده

سید ابراهیم نبوی
دیروز احمدی نژاد به خراسان جنوبی رفت تا دور جدید سفرهای تبلیغاتی انتخاباتی خودش را در روستاها و شهرستانها آغاز کند، فعلا از نیویورک به کابل رسیده و از اصفهان به کوشکک. وی در یک سفر سرزده به کوشکک، معلوم نیست چرا سرزده سفر کرده است؟ داغ کرد و درجا تصمیم گرفت که « چهل درصد بودجه را به روستائیان بدهد.» ناظران همراه گفته اند که اول می خواست 40 درصد بودجه را به روستائیان کوشکک بدهد، اما دید برای بقیه سفر چیزی نمی ماند، اعلام کرد 40 درصد بودجه را برای روستائیان می دهد. وی در این روستا مشکل تصمیم گیری برای جنگ را هم حل کرد و گفت: « آمریکا پیام داده که اگر فعالیت اتمی در حد 3000 سانتریفیوژ اورانیوم محدود می شود، برای حل مساله اتمی حاضر به مذاکره ایم، دیگر کشورهای اروپایی هم پذیرفته اند به شرط اینکه ایران آنها را از فعالیت اتمی خود به صورت روزانه مطلع کند.» بعد صدایش را کلفت کرد و جوری که آمریکایی ها بشنوند گفت: « ما این خواسته ها را نمی پذیریم و ایران در مسیر حرکت خود به سمت فعالیت هسته ای کوتاه نخواهد آمد.» فعلا یک موضوع روشن است و آن اینکه اجمدی نژاد اصلا حاضر نیست فرصت طلایی جنگ را از دست بدهد. در همین راستا هم آمریکا با چین برای جلوگیری از دستیابی ایران به خواسته های هسته ای توافق کرد. بوش هم با سارکوزی ملاقات کرد و سارکوزی رسما گفت: « زنده باد آمریکا» شوخی نمی کنم، واقعا همین را گفت. آنگلا مرکل که به نظرم اگر همان آنجلا صدایش می کردند خیلی قشنگ تر بود، گفت که برای تشدید تحریم ایران آماده است. ملکه انگلیس هم دو روز قبل اعلام کرد که با تشدید تحریم ایران موافق است. فعلا به نظرم می آید که صدای قطعنامه تا 15 روز بعد درمی آید. خدا بخیر بگذراند. البته یک مشکل مهم ایران حل شد. هفته قبل موسسات نظرسنجی آمریکایی اعلام کرده بودند که 53 درصد مردم آمریکا با بمباران ایران موافقند. امروز خبرگزاری مهر به نقل از عمه یکی از خبرنگارانش اعلام کرد که « 73 درصد آمریکایی ها با تهدید نظامی ایران مخالفند.» عمه مذکور به نام صغری بیدگلی اعلام کرد که ظاهرا 73 درصد از آمریکایی ها با تهدید ایران مخالفند و می گویند که بدون اینکه تهدید کنیم، بمباران کنیم. البته یکی از منابع دیگر نیز توضیح داد که ظاهرا در ترجمه اشکالی بوجود آمده بود و مترجم خبر قبلی 73 انگلیسی را اشتباها 53 ترجمه کرده بود
امسال معتاد نشوید
فعلا مشکلات خاصی که در بعضی نقاط کشور وجود داشت، بکلی حل شده است. فقط چند موضوع جزئی مانده است. آیت الله خامنه ای از طرح امنیت اجتماعی پشتیبانی کرد و گفت: «نیروی انتظامی طرح امنیت اجتماعی را با قدرت ادامه دهند.» آگاهان توضیح دادند که فعلا از کسی کاری ساخته نیست، بهتر است اگر قرار نیست قضیه را جدی بگیریم، حداقل بخندیم. آیت الله مکارم شیرازی هم گفت: « سفارتخانه های خارجی تا جایی مصونیت دارند که انجام وظیفه کنند نه فعالیت جاسوسی.» وی توضیح نداد که چون فعالیت جاسوسی خیلی از بیرون معلوم نیست ملت های مسلمان آیا موظفند هر سفارتخانه ای را حداقل یک بار بطور سرزده مورد حمله قرار دهند تا اگر مطمئن شدند که در آن جاسوسی نمی شود، به سفارت اجازه کار بدهند یا راهکار دیگری در نظر دارند. این گفته با استقبال وسیع جاسوسان خودمان و با خنده شدید جاسوسان خودشان مواجه شد. در پایان دفتر پیشگیری از اعتیاد بهزیستی اعلام کرد: « چون برای سال آینده اعتبار نداریم، کسی امسال معتاد نشود.» این دفتر گفت: احتمالا برای سال آینده دولت سهمیه بندی جدیدی را در مظر می گیرد که در هر خانواده تعداد مشخصی حق داشته باشند معتاد شوند.
از انقلاب تا آزادی چند کیلومتر راه است؟
من فکر می کنم اگر مسوولان مملکت را بفرستیم خارج مشکل دموکراسی در ایران هم حل می شود، چون هر کدام شان وقتی به خارج از ایران می روند، طرفدار آزادی می شوند، اما به محض اینکه وارد کشور می شوند، فورا دستور دستگیری عده ای را می دهند. پورمحمدی، وزیر کشور و اند خلاف های دولت احمدی نژاد در جمع ایرانیان مقیم دهلی نو که از بس علاقه به آزادی داشتند، برای دیدار با پورمحمدی آمده بودند، گفت: « جوامع امروز را نمی توان سانسور یا محصور کرد.» وی پس از سخنرانی گفت: واقعا کار سختی بود، چون با وجود اینکه نمی شد، ولی ما کردیم. از طرف دیگر نمایشگاه مطبوعات نیز افتتاح شد، ولی چون می ترسیدند مطبوعات کشور از آن خبردار شوند، فعلا از ورود مطبوعات به این نمایشگاه جلوگیری شده است. حداد عادل در این نمایشگاه گفت: « مطبوعات ایران آزادند.» سازمان مقابله با حوادث شهر تهران اعلام کرد پس از گفتن این جمله سقف سالن نمایشگاه فرود آمد و به هفت نفر آسیب جزئی و به دوهزار نفر آسیب کلی رسید. حداد عادل به مطبوعات گفت: « مطبوعات پا روی حقیقت نگذارند» در پی اعلام این نظر صدها تن از نویسندگان مطبوعات که پا روی حقیقت گذاشته بودند، پاهای شان را برداشتند، اما به دلیل شنیده شدن صداهای عجیبی که از زیر پای آنها می آمد، حداد عادل گفت: پاتون رو ور ندارین، فشار بدین!
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:42
|
|
پاینده ایران
این پاسخ نامه چندی پس از درج گفتگوی رامین ناصح ،از سوی سرور فرازدوست اماده گردید ولی درج آن تا امروز به درازا کشید.باید افزوده گردد که بر خلاف اصول مطبوعاتی در نشریه همدلی نیز چاپ نگردید!
مدیر مسوول گرامی هفته نامه ی همدلی جناب آقای شجاع پوریان
با درود و آرزوی تندرستی
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:1
|
|

حسینی سخنگوی وزارت خارجه ایران به دنبال اعلام این خبر در خبرگزاری ها که لاوروف برای دادن پیشنهاد جدید در مسائل هسته ای به ایران سفر کرد، گفت: « لاوروف پیشنهاد جدیدی نداشت.» با توجه به اینکه قبلا علی لاریجانی بخاطر اعلام پیشنهاد پوتین استعفا داد و بعد احمدی نژاد اعلام کرد که پوتین هیچ پیشنهادی نداشت، بدین وسیله فرهنگ لغات مخفی دیپلماتیک جدید ایران به شرح زیر اعلام می شود:
جمله: « روس ها هیچ پیشنهادی نداشتند.» معنی: « روسها هشدار دادند که زودتر غنی سازی را متوقف کنید وگرنه اوضاع خطرناک است.»
جمله: « پرونده هسته ای ایران بسته شده است.» معنی: « بزودی یک قطعنامه جدید صادر می شود.»
جمله: « ما کلمبیا را فتح کردیم» معنی: « گروهی در کلمبیا به رئیس جمهور گفتند دیکتاتور»
جمله: « ما بزودی خبرهای خوش علمی داریم.» معنی: « غنی سازی فعلا متوقف شده است، ولی نمی خواهیم خبرش را اعلام کنیم.»
جمله: « رئیس جمهور بزودی به بحرین سفر خواهد کرد.» معنی: « تا دو هفته دیگر رابطه ایران و بحرین بسیار تیره خواهد شد.»
جمله: « رئیس جمهور ایران محبوب دل مسلمانان جهان است.» معنی: « محبوبیت رئیس جمهور در ایران بشدت کاهش یافته است.»
جمله: « متکی مشکلات شخصی دارد» معنی: « احمدی نژاد قصد برکناری متکی را دارد.»
جمله: « دولت صدها طرح عمرانی را بزودی آغاز می کند.» معنی: « قیمت خانه بیست درصد و نرخ تورم دو درصد افزایش یافت.»
جمله: « دولت بزودی از منتقدانش قدردانی می کند.» معنی: « تا هفته آینده ده نفر از مخالفان دستگیر می شوند.»
به کربلا می رویم
یکی می خواست برود کربلا، راهش نمی دادند، گفت: « کنترل عراق را به دست من بدهید.» واقعا این افکار ابتکاری و عجیب چطوری به مغز احمدی نژاد می رسد؟ سفیر ایران در عراق اعلام کرد که ایران حاضر است به جای نیروهای آمریکایی کنترل عراق را در دست بگیرد. این پیشنهاد به مدت بیست دقیقه با انفجار خنده مواجه شد و در جریان این انفجار صدها تن کشته شدند. آمریکایی ها با این پیشنهاد مخالفت کردند. البته گفته می شود که ایران برای انجام این اقدام فداکارانه شرایطی را هم گذاشته است که اگر پذیرفته شود، این کار را می کند، وگرنه الکی وقتش را تلف نمی کند. شرایط ایران برای جایگزینی به جای آمریکایی ها در عراق به شرح زیر است:
اول: ایران فقط در صورتی حاضر است کنترل عراق را در دست بگیرد که سوریه هم کنترل لبنان را در دست گرفته و اسرائیل هم به آلاسکا برود.
دوم: آمریکایی ها باید از عراق، خاورمیانه، اروپا، واشنگتن، نیویورک، کالیفرنیا و چند جای دیگر خارج شوند و کنترل آمریکا هم دست روسیه بیفتد.
سوم: کلیه روسای اف بی آی، سی آ ی ا و پنتاگون از چهل سال قبل تا به حال در ایران اعدام و محاکمه شوند.
چهارم: قانون اساسی عراق تغییر یافته و با نظر شورای نگهبان اصلاح شده و رئیس جمهور و نخست وزیر و مجلس این کشور منحل و نظام جدید با یک رفراندوم تعیین شود. این رفراندوم در سوریه برگزار می شود.
پنجم: آمریکا باید تعهد بدهد که بعد از خروج این کشور از عراق شورشیان این کشور هیچ عملیاتی علیه نیروهای ایرانی که کنترل عراق را در دست دارند، صورت نمی دهند، در غیر این صورت در قبال هر اقدامی که علیه نیروهای ایرانی صورت بگیرد، ایران خود را مجاز می داند که یک موشک به یکی از کشورهای اروپایی شلیک کند. انتخاب این کشور با خود موشکی است که پرتاب می شود.
ششم: با توجه به تحریک پذیری بالای نیروهای نظامی و انتظامی ایران که در شهرهای خودمان مثل همدان به دستگیر شدگان تجاوز می کنند، خواهران عراقی باید رعایت کامل حجاب را بنمایند و با توجه به امکان توطئه علیه نیروهای ایرانی، عراقی ها موظفند در زمان حضور ایران به زبان فارسی حرف بزنند، در غیر این صورت ایرانی ها سفارت آمریکا در عراق را تعطیل می کنند.
هفتم: با توجه به اینکه فرمانده سپاه اعلام کرده است: « سپاه یکی از قوی ترین ارتش های جهان است.» آمریکایی ها باید تمام تلاش شان را برای کمک به سپاه بکنند که در صورتی که قرار شد ایران در کشورهای دیگر هم بخواهد خضور پیدا کند، مشکلی ایجاد نشود.
بقیه موارد در فرصت های بعدی اعلام می شود.
فقط هفت نفر
همزمان با اظهار نظر رییس پلیس امنیت تهران درباره اراذل و اوباش، و در حالی که از اثر این گفته همه دل هایشان را گرفته بودند اس ام اس ها شروع به کار کرد و بیش از همه این اسامی بود که در سخن ها رد و بدل می شد: سردار رادان، علیرضا افشار، پور محمدی، محمود احمدی نژاد، داوود احمدی نژاد، مهدی چمران و حسین الله کرم.
قله هسته ای
دو سال قبل قرار بود یک ماه بعد به قله های هسته ای برسیم. یک سال قبل احمدی نژاد اعلام کرد تا بیست روز دیگر به قله های هسته ای خواهیم رسید. روز 21 بهمن احمدی نژاد اعلام کرد یک روز دیگر به قله های هسته ای می رسیم. ده ماه قبل اعلام شد به قله های هسته ای رسیدیم. دیروز ثمره هاشمی که به نظر می رسد وی نیز دچار توهم شدید شده است، گفت: « از قله هسته ای عبور خواهیم کرد.» پلیس هشدار داد، تا هفته آینده که در حال عبور از قله های هسته ای هستیم، کسی روی زمین ننشیند، چون ما درست نوک قله هستیم و ممکن است قله مذکور وارد ملت ایران شود. آگاهان تذکر دادند که به دلایل امنیتی محل ورود قله های هسته ای اعلام نمی شود.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 13:19
|
|
بالاخره قصاب یا خبرنگار!!

شير، گاوش خورد و در جايش نشست!
روستايي شد در آخور سوي گاو
گاو را مي جست شب، آن کنجکاو
دست مي ماليد بر اعضاي شير
پشت و پهلوي، گاه بالا گاه زير
گفت شير، ار روشني افزون شدي
زهره اش بدريدي و دل خون شدي
اينچنين گستاخ زان مي خاردم
که در اين شب، گاو مي پنداردم
نوشتاری از:دکتر پیام آذربایجانی
تا به حال تا این حد بر سر یک موضوع ای که چندان هم پیچیده نیست تامل نکرده بودم، هر چه باشد ما هم درسی خواندیم و دانشگاهی رفتیم وخاک تخته خوردیم و از مسائل اطراف خود خبر داریم، به ویژه که موضوعات به آذربایجان یعنی زادگاه من مربوط باشد.
پان ترکها، جدایی طلبی ، کینه ورزی نسبت زبان فارسی، حماقت، دروغ ، ساختن قوم جعلی فارس،و احمق فرض کردن دیگران و خود ، چیز هایی هستند که در رابطه با مشکلات آذربایجان با آنها روبرو می شوم، البته مشکلات آذربایجان که ایالتی ایرانیست، بااین گروهک ها دو برابر می شود، زیرا مشکلات اولیه را که خود جمهوری اسلامی به وجود آورده و این آقایان هم به آنهادامن زده و من آذری را با یک سلسله مشکلات جدید روبرو کرده و زندگی راحت در کنار سایر هموطنانم را از کف من رباییده. همه اینها مرا به این سوال می رساندکه گناه من آذربایجانی چیست که این اشخاص را باید در کنار خود تحمل کنم؟
زمانی بود که از دست کمونیستها ، دموکراتها ، چپها و اقلیت و اکثریت و .... روزگارمان سیاه شده بود و آذربایجان شده بود صحنه رودر رویی جمهوری اسلامی با اینان، که بعداز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی گفتیم نفس راحتی می کشیم و به زندگی خود می رسیم که دیدیم، بله آش شعله قلمکار کمونیستی ته دیگ هم داشته و ما خبر نداشتیم!
آقایانی که یک زمانی سبیل کلفت داشتن و رو به شهر مسکو و کعبه کرملین به امامت، حجج الاسلام، غلام یحیی، باقراف و پیشه وری نماز سرخ می خواندند حالا دیگر چون کعبه شان را از دست داده بودند در پی حجاز دیگر می گشتن تا کفر پیشه نکنن ، حتی نماز میت کمونیست را هم نخوانده پان ترکیسم را پیدا کرده و سفت آن را چسبیده و چهار چنگولی بر آن چنگ انداختند که گویی پیامبر و دینی دیگری ظهور کرده ، و کسی هم این وسط نبود که بگویید ، رفقا شما که تا دیروز سنگ توده رو به سینه می زدین ، چی شده که حالا رفتین شدین ناسیونالیست ترک؟
لعنت بر آن نفس شهوت پرست
که هر ساعتش قبله دیگر است
بالاخره بماند که پان ترکیسم ، چهره گانی و بقیه چگونه اومدن سر کار و پشت سر اینها احمد اوبالی چه جوری شد مدیر شبکه گوناز تی.وی (که البته احتمال آن می رود که چون احمد اوبالی زمانی دلک حمام بوده و در کسیه کشیدن ، لنگ بستن بسیار استاد بوده و گاهی نیز خدمات ویژه هم ارائه می داده!!! با آقایانی همانند چهره گانی در همان حمام آشنا شده ! ) .......حال بماند....که قصه ایست بس طولانی.. .
حالا مهم این است که پان ترکیسم متاسفانه وجود دارد و به حیات انگلی خود به عنوان یک پانیسم قومی ادامه می دهد. یک موضوع را برای شما خواننده گرامی در این قسمت مطرح کنم که، هر کدام از مکاتب پانیسم که بر پایه جانب داری از یک نژاد ، زبان و یا دین تشکیل شده ، برای آنکه شئونیست بودن خود را مخفی کند دست به هر کاری می زند، یعنی از دروغ گفتن و حتی بالاتر از آن قتل ابایی ندارد، چون به هر حال باید معایب خود را بپوشاند .
در مورد پان ترکیسم هم این اصل صادق است، مثلا تنها چهره با سواد و دانشگاه رفته این جمعیت در آذربایجان محمود چهره گانی می باشد که در همین دانشگاه تربیت معلم درتهران درس خوانده و بقیه آقایان آنچنان از قضیه پرت هستند که اگر در جوی آب هم بنشینند باز در جریان نخواهند بود.
مثلا همین عباس لسانی (عاباس لسانلی) خودمان ، چه زود راه ترقی و پیشرفت را طی نمود؟! و یک شبه در سال 85 از شغل شریف قصابی به خبرنگاری ارتقاع شغل داد (حتی بدون آنکه خودش هم بداند چه کرده است) ، البته فکر کنم تمام دوستان پان ترک بر اساس این تز به دانشگاه نمی روند ، زیرا یک شبه بر آنان وحی نازل می شود و آزادی خواه می شوند.و چون نمی خواهند که این وحی الهی لو رود و از قداست بیوفتد زبان فارسی را بهانه کرده و می گویند تا زمانی که به زبان مادری درس نخوانیم و ننویسیم، دانشگاه مانشگاه یوخدی. (در نمونه دیگر نیز آن جوان پاک دامن ، کریم شیرازی فر!! هم یک شبه با همان وحی الهی از شغل شریف نصب ماهواره به آزادی خواهی گروید) .
حالا سوال اینجاست که عباس خان لسانی چرا خبرنگار شد؟ این وحی که در سطح بالایی بر وی نازل شده بود ، پس چرا مثلا یک دکتر و یا یک مهندس نشد؟ و خواست خبرنگار باقی بماند؟(واقعا چه تواضعی) البته این هم جریان خاص خود را دارد که برادر ولایت مدار اکبر اعلمی در آن بی نقش نبود.اکبر اعلمی که قلدر مجلس شورای اسلامی است و همه را به زدن تهدید می کند و فحش های ناموسی و آب دار آن را تقریبا بیش از 50% نماینده های مجلس تجربه کرده اند ، در زمانی که عباس لسانی را در خرداد 85 در اردبیل به جرم شرارت و برهم زدن نظم عمومی دستگیر کردند ، وی را یک خبرنگار توقیف شده معرفی کرد که در حین تهیه گزارش از اعتراضات آذربایجان دستگیر شده!! حالا نمی دانم ، اکبر خان اعلمی در آن زمان با خود چه فکری کرده بوده و آیا سبیل های نازنین عباس لسانی و آن تیپ و آن دستان مبارک را که تا به این زمان به کار شقه کردن گوشت و بریدن سر گوسفند مشغول بوده ندیده است که ایشان را یک خبرنگار معرفی نموده؟
البته از اکبر خان هم بعید نبود که این کار را انجام دهد زیرا که ایشان نیز که سابقا فعالیت هایی هم سو با مزاج کمونیستها داشته و در زمان خر توخری های جنگ و بعد از جنگ موفق شده به مجلس ولایت مدار راه پیدا کنه و با فکس، تلفن یک مدرک تر تمیز برای خود دست و پا کند (همانند اکثر نمایندگان مجلس شورای اسلامی) حال با این کار به یار قصاب خویش که دستش به هیچ جایی بند نبود و به شرارت هم متهم شده بود یاری رسانده و چه از این بهتر که در این شیر تو شیری که خودشان برای آذربایجان به وجود آورده اند در کنار "هارای هارای ها" وی را به عنوان یک خبرنگار معرفی فرمایند.، آخر خودمانیم، کی حوصله این را دارد که برود مدرک عباس لسانی را نگاه کند؟ یا مثلا خود آیت ا... شاهرودی بلند می شود می گوید که مدرک لسانی را بیاورید تا ببینیم چه خوانده این قصاب ؟ اکبر جان هم که قربانش بروم ، در مجلس قسم به قرآن مجید خورده که به و به ولایت وفادار باشد و به عنوان نمانیده مجلس هر حرفی بزند ، برای خیلی ها که کور تشریف دارند مدرک تلقی می شود. خب چه از این بهتر، در دیزی هم باز است و گربه هم که قربانش برم حیا را بوسیده و گذاشته کنار، کسی هم که در این شلوغ پلوغی ها حواسش به کار ما نیست، آقا پس عباس جان می شود خبرنگار، اگر هم کسی حرفی بزند، می گوییم شئونیست است، یا اکبر خان با چند تا فحش آبدار مجلسی و هوچی گری و شلوغ کاری اوضا را آرام می کند. در ضمن آذربایجان هم که شلوغ است، پس آقا تا تنور داغه بچسبون......!!!
بله دوستان این حکایت ما با پان ترکیستها قصه ایست بس دراز که ریشه در تربیت خانوادگی و فهم و عقل دارد. ما که چندین سال در دانشگاه های خارج از کشور تحصیل کرده ایم و زحمت کشیده ایم و مدرکی گرفته ایم هنوز جرات نداریم که خود را یک پزشک معرفی کنیم ، و با آنکه خودم آذربایجانی هستم و در خانواده ای کاملا غیر پان ایرانیستی بزرگ شده ام و با جو پان ترکیستی کاملا آشنایی دارم و حتی بسیار به حرفهایشان گوش فرا داده ام باز تا به این لحظه سعی داشته ام که از راه خرد پیش روم و دروغ راکنار گذارم و خرد گرا باشم تا بی وطن.
هر چند عباس لسانی هم گوشه ای از دریای جهالت بود که برای خوانندگان به عنوان یک آذربایجانی بیان کردم. همانطور که گفتم به جز محمود چهرگانی و چند تن دیگر که شمارشان به تعداد انگشتان دست هم نیست ، دیگر هیچ کدام از این حضرات به دانشگاه راه نیافته اند و حتی فکر کنم دیپلم هم نداشته باشند.
خب مسلما هر کار غیر اخلاقی نتیجه غیر اخلاقی دارد. اگر لیدر یک حرکت اینها باشند مسلم است که شاگردانشان هم سمپادهایی می شوند بدتر از خودشان. حالا جالتر آنکه نظریه پردازان و روشنفکران این فرقه نیز نتوانستند مدرک معتبری برای اثبات دانش خودارائه کنند.
جواد هیت، ماشالله رزمی، که مقالاتی می نویسند که به کپی بیشتر شباهت دارد و فقط عقاید و فرضیه های خود را در مقالاتشان می آورند ، هنوز هم که هنوز است مشخص نشده از کدام دانشگاه معتبر قفقاز مدرک خود را دریافت نمودند که این چنین بر تاریخ یک ملت می تازند.
حال روشنفکر که این باشد تا آخرش خودتان بخوانید.
اعتراف سایت پانترک بای بک به شغل عباس لسانی:
احمدينژاد با اظهار اين كه ” اوضاع مردم محل در دست اصناف است” افزود: ما قصابي در محل خود داريم، اين فرد تمام اوضاع مادي مردم را به درستي در دست دارد و به من هم ميگويد. حتي خواربارفروش، ميوهفروش و همه هم اينگونهاند، براي اين كه اصناف در دل و متن زندگي و از خود مردم هستند.
قابل توجه اينکه فعال سياسي آذربايجان را به خاطر داشتن شغل قصابي مورد حمله و توهين قرار داده بودند. امروز ميبينيم که مشاوران عالي رئيس جمهور فارسستان به شغلهايي نظير قصابي اشتغال دارند
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:53
|
|

یکی از موضوعات مهم زندگی یک ایرانی اصیل، گرامی داشتن یاد 13 آبان است. چرا که در این روز اتفاقاتی افتاد که در روزهای دیگر نمی افتد. به همین دلیل ما ایرانیان باید هر سال خودمان را آماده گرامی داشتن روز 13 آبان بنمائیم و اگر این کار را نکنیم خیلی آدمهای بدی هستیم. به همین دلیل برخی فواید گرامی داشتن 13 آبان را برای اینکه هیچ وقت از یاد مردم نرود می نویسیم.
اول: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موفق شدند دولت لیبرال بازرگان آمریکایی را وادار به استعفا و امیر انتظام را روانه زندان کنند، بعد خودشان وارد دولت شوند و قدرت را در دست بگیرند، بعضی از آنان بعد از هشت سال از دولت اخراج شدند و به همان زندانی رفتند که امیرانتظام در آنجا زندانی بود و بعد از پانزده سال به همان نتیجه ای رسیدند که بازرگان بیست سال قبل به آن نتیجه رسیده بود.
دوم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موفق شدند دولت دموکرات و سازشکار جیمی کارتر که باعث پیروزی انقلاب ایران شده بود را تغییر دهند و کاری کنند که دولت جمهوریخواه ریگان سر کار بیاید و به مدت بیست سال جمهوریخواهان پدر ایران را در بیاورند. در تمام این بیست سال تنها رئیس جمهور آمریکایی که از ایران حمایت کرد همان جیمی کارتر بود.
سوم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موفق شدند با قدرت تمام در پایتخت خودشان، وارد سفارتخانه رسمی یک کشور خارجی شوند و ماموران رسمی آن را جاسوس خوانده و تمام اسناد رسمی یک کشور دیگر را بصورت هشتاد جلد کتاب منتشر کنند، بعد از سی سال وقتی آمریکایی ها وارد کنسولگری ایران در عراق شدند و آنجا را محل جاسوسی ایرانی ها خواندند، دولت ایران شکایت کرد که چرا به کنسولگری ما حمله کردید و به ماموران ما گفتید جاسوس.
چهارم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موفق شدند با اشغال لانه جاسوسی آمریکای جنایتکار قدرت و هیمنه و ابهت آمریکا را از بین برده و آن را نابود کنند، در نتیجه در این 25 سال آمریکا سه برابر قدرتمندتر و ثروتمندتر شد و ایران سه برابر فقیرتر و ضعیف تر.

پنجم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موفق شدند که با اشغال سفارت آمریکا کاری کنند که سفارت آمریکا در ایران برای سی سال( تا امروز) تعطیل شود، پس از چند سال این دانشجویان سه دسته شدند، یک گروه از دست دولت خودشان فرار کردند و برای گرفتن ویزای آمریکا مجبور شدند به سفارت آمریکا در دبی بروند و از دست دوستان به دشمن پناه ببرند، یک گروه دیگر به مدت 15 سال مجبور شدند در وزارت خارجه فعالیت کنند و تلاش کنند با آمریکا رابطه برقرار کنند، و گروه سوم بروند به لانه جاسوسی ایران در اربیل و به عنوان جاسوس دشمن به وسیله همان آمریکایی ها دستگیر شوند.
ششم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با این اقدام بزرگ و پرشکوه خود باعث شدند تا میان کلیه نیروهای سیاسی اعم از راست ها و چپ های مذهبی، مجاهدین خلق، چریکهای فدائی، حزب توده ایران، جنبش مسلمانان مبارز و غیره یک وحدت ملی و تاریخی ضد امپریالیستی بوجود بیاید، بعد از دو سال گروههایی که وحدت ضدامپریالیستی کرده بودند، دو گروه شدند، یک گروه اقدام به ترور کسانی کردند که قبلا با آنان وحدت کرده بودند و گروه دوم، اعضای گروه اول را اعدام کردند.
هفتم: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام وقتی تصمیم گرفتند سفارت آمریکا را بگیرند، با مخالفت برخی طرفداران امام که اقدام آنان را تندروانه و آنارشیستی می خواندند مواجه شدند. گروه اول بعد از ده سال فهمید چه اشتباه بزرگی کرده است و گروه دوم به مدت سی سال از اقدام گروه اول نه تنها دفاع کرد، بلکه اعلام کرد که این اقدام را خودش انجام داده است.
نتیجه گیری ملی: ما اینیم.
نتیجه گیری فولکلوریک: ما نبودیم اینها بودن، اینها نبودن ما بودیم.
نتیجه گیری تاریخی: روزهای بزرگ تاریخی خیلی اوقات همان روزهایی است که یک گروه از مردم بصورت دسته جمعی یک کار دور از عقل می کنند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 17:35
|
|
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:منافع ملی قربانی سیاست"روسیه محوری"در روابط خارجی
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی