
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74





[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:32
|
|
عصر امروز ابوالفضل عابدینی پس از تحمل چهار ماه زندان با تودیع قرار وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
امروز ظهر پس از برگزاری دادگاه یک ساعت و نیمه در دادگاه انقلاب اهواز و ارایه مستندات مبنی بر رد اتهامات و همچنین دفاعیات مستدل وکیل ایشان آقای اولیایی فرد، قاضی پرونده با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت نموده و سرور عابدینی پس از ۱۱۸ روز ساعاتی پیش از زندان سپیدار اهواز آزاد شد.
خانواده،دوستان، هم اندیشان و هموندان حزب پان ایرانیست که از راههای دور و نزدیک برای پیگیری دادگاه به اهواز آمده بودند به هنگام شنیدن خبر آزادی، با گردهمایی روبروی زندان سپیدار و دیدن چهره سرور عابدینی همگی با خوشحالی آزادی وی را شادباش گفتند.
پایگاه آریو برزن نیز آزادی این جوان میهن پرست و آزاده را به همه کوشندگان راه آزادی و سربلندی ایران زمین بویژه پویندگان راه پان ایرانیسم شاد باش گفته و آرزوی آزادی همه میهن پرستان از جمله سرور پیشکسوت حسین شهریاری که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج می باشد را از اهورای ایران خواستار است.
پاینده ایران
پایگاه آریو برزن خوزستان
شامگاه 4 آبان 1388

ابوالفضل عابدینی پیش از آزادی در کنار دکتر اولیایی فرد وکیل ایشان در دادگاه انقلاب اهواز ۴ آبان۱۳۸۸
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:48
|
|
تابناک: به گزارش خبرنگار «تابناک»، اگر امروز پولهای شاهزادههای عربستانی با کمک نظامیان آمریکایی در مرزهای کردستان ایران، دامنه ترور و اغتشاش را گسترش میدهد، در جنوب ایران نیز پولهای این شاهزادهها در کنار همتباران اماراتی و دیگر شیخنشینان حاشیه خلیجفارس، در پی تحقق اهداف وهابیون از راههای فرهنگی، اقتصادی و مذهبی است.
بنا بر این گزارش، از برخی روستاهای استان هرمزگان خبر میرسد که حکومت عربستان سعودی، با پرداخت هزینههای هنگفت در مناطق روستایی سنینشین این استان، اقدام به ساخت مساجد شیک و بزرگ میکند.
این در حالی است که پخش کتابهای ترویج کننده عقاید انحرافی وهابیت به زبان فارسی نیز در مناطق جنوبی کشور افزایش یافته و برای مثال، کتابهایی در مدح برخی چهره های منفور شیعه نیز پخش میشود.
خبرهای دیگر، حاکی از این است که سرشاخههای وهابیت در ایران به صورت سرطانی در مناطق مرزی اعم از جنوب ،غرب و شرق کشور که تمرکز هموطنان اهل سنتمان در این مناطق بیشتر است، در حال فعالیت هستند و بعضا در پی اخلال در عقاید جوانان شیعه نیز برمیآیند؛ از جمله ترفندهای این فرقه، میتوان به تشویق گروههای هدفشان برای ازدیاد زاد و ولد، دادن تسهیلات مالی به جوانان برای فعالیتهای فرهنگی مورد نظرشان و کمک مالی در قبال نامگذاری فرزندان به نامهای مورد علاقه وهابیونی که به آنان توصیه مینمایند، اشاره کرد.
همچنین منابع خبری و امنیتی در عراق و امارات اعلام میکنند که در سالهای اخیر، عربستان بیش از بیست میلیون دلار در این مناطق هزینه کرده است.
گفتنی است، سیاست وهابی کردن خانوادههای فقیر و جوانان بیکار شیعه که بعضا از اعتقادات ضعیف دینی برخوردار هستند، در دستور کار فتنهجویان وهابی قرار گرفته است.همچنین یکی از محوری ترین فعالیت های این فرقه ایجاد اختلاف میان شیعیان و اهل تسنن در مناطق سنی نشین است، در واقع زندگی مسالمت آمیز و توام با برادری میان شیعیان و اهل تسنن که تاکنون ملموس بوده با چنین فعالیت هایی دستخوش تغییرات نامیمونی شده است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:56
|
|

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:49
|
|
روز سه شنبه ۲۱ مهرماه ۸۸ سرور مهندس رضا کرمانی در گفتگویی که با خانم حمیده آرمیده در برنامه زن امروز صدای آمریکا انجام دادند،درباره سرور شهریاری که مدتی است در زندان رجایی شهر کرج هستند و همچنین درباره زندانی شدن سرورران عابدینی، شهریاری، اسکندری، تبعید سرور حجت کلاشی که در خدمت سربازی هستند به شهر دورافتاده خاش(علیرغم داشتن مدرک فوق لیسانس و تک پسر بودن) و احضارهای پیاپی هموندان و هوادران حزب از جمله ملکی و دهقان و خود ایشان به اداره اطلاعات توضیحاتی دادند.

دریافت پوشه دیداری 5.58 مگابایت
(این گفتگو را آنلاین در کانال یوتیوب حزب ببینید)
دریافت پوشه شنیداری 600 کیلوبایت (اینترنت کم سرعت)
تارنمای حزب پان ایرانیست http://www.pan-iranist.org/
اگر نمیتوانید فایلی دریافت کنید آموزش دریافت فایل از فضای مدیا فایر را ببینید
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:10
|
|

![[7227_138810232363_579542363_2521901_1932249_n.jpg]](http://3.bp.blogspot.com/_PCdRxvqc6Jo/Ssc5X4P2XvI/AAAAAAAAESg/JsVNQEzz0Ec/s1600/7227_138810232363_579542363_2521901_1932249_n.jpg)
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:33
|
|

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:6
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:43
|
|
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران

رنجهای ابوالفضل جوان
ابوالفضل عابدینی ، جوان ۲۸ ساله ی پان ایرانیست ، قریب به سه ماه است که در زندان بسر می برد. او بعد از مدتی که امکان تماس با بیرون یافت ؛ یکی ، دو روزی را ازرنجهایی که بر او دربازجویی ها رفته بود سخن می گفت ؛ اما آنگاه که شنید ، اجلاس دریای مازندران بدون حضورایران برگزار شده است؛ گویی رنجهای مادر میهن وملت ایران ، دوباره رنجهای شخصی او را به فراموشی سپرد. او از زندان خطا ب به یارانش می گفت : " کاری بکنید ، بیانیه ای بدهید ، دریای مازندرانمان رفت ! خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم !؟ "
اولین باری که اورا دیدم ، نوجوان ترکه ای بود پر از شور و انرژی که همین انرژی فوق العاده ، جسم اورا تدبیر می کرد. رابطه ی ماده و انرژی در او به نفع انرژی بود و ماده مسخر این انرژی! اما چندی که رفت ، این انرژی را عشق به میهن و ایران بزرگ در دایره ی احاطه ی خود درآورد و رابطه ی انرژی و عشق در او به نفع عشق رقم خورد . درسالهایی که سپری می شد ، روز به روز این جوان در تعمق وتوجه خود به امور ملی و سرزمینی اش دقیق تر و دقیق تر می شد که دایره عقل را چنان وسعت بخشید که عشق را به ساحت عقل کشانید . حال او باعقل عاشق خود به میهن می اندیشید و رنجهای میهن را می دید و این انرژی را برای یافتن مرهمی برای رنجها بکار می گرفت .
خانه ی او ومادر گرامی اش اتاقی بود کوچک با اندک امکانات اولیه . او با این بار گران و همه داشته هایش یعنی جسم نحیف ، انرژی و عقل عاشقش در این خانه می زیست . مادر پا به سن گذاشته ای دارد که با عینک تقریبا ضخیمی که به چشم می زند ، همیشه چشم به راه فرزند کوچک خود است . صدای در اورا می شناسد و با خوشحالی به سوی در می شتابد . هنگامی که ابوالفضل مشغول کاری بیرون از خانه است ، صدای زنگ تلفنش را به انتظار می نشیند . اضطراب و نگرانی برای فرزند جزء طبیعتش شده و در جسم او منزل دارد و نمای عمومی اورا تشکیل می دهد .
هنگامی که به دیدار این حامی مهم و بزرگ ابوالفضل رفته بودیم ، شررهای رضایت و افتخار را در چشم اودیدم .این شیر زن بختیاری با همه ی رنجهایی که غیر مستقیم از ناحیه ی فرزند خود دیده است ، فرزندش را با ژرفای وجود دوست دارد و اورا می ستاید ، ابن بانوی بزرگ می داند که فرزندش ، جوان ارزشمندی است وکارهای او در خورتحسین !
ابوالفضل از این خانه ی محقر پا به بیرون می نهد نه رنج نان دارد که باید داشته باشد و نه رنج خانه و کار که هر دو را نیاز دارد ؛ اما او رنج کارگران هفت تپه ، رانندگان شرکت اتوبوسرانی و معلمین.....را با خود دارد ؛ گویی رنج آنها رنج اوست و او دیگر هیچ رنج دیگری ندارد . اکنون ابوالفضل دیگرخودش نیست ؛ او معلمی است که باید به فرزندان ایران زمین بیاموزد ؛ با شرافت و دانش و توانایی ، " دست به دست هم دهیم به مهر.... میهن خویش را کنیم آباد " . اما مشکلات معیشت و مدیریت نا کارآمد دست و پای آموزگار ایرانی را بسته است ، ابوالفضل با این ریسمانها و تنندگان آن می ستیزد . اوکارگر هفت تپه ای می شود که قرار بود حقش را قبل از آنکه عرقش خشک شود به او بپردازند اما اکنون عرق خجالت از خانواده و فرزند وآشنا دیگراز رخسارش نمی رود ، مافیای مخوف شکر چرخ کارخانه ها را از جا کنده است ، او نمی خواهد کارخانه های تولیدی میهنش از کار بیفتند ، او کارگرو کارخانه و سرمایه دار را دوست دارداما با مافیا باید بجنگد و او می جنگد!
اما جدای از همه ی این رنجها او رنج گوشه گوشه ی ایران را نیزدارد و برای کاستیها و کژیهایش خون دل می خورد. او در اندیشه این است که چرا سرزمین ما آنسان شکوهمند که باید باشد نیست ؟ او می گوید چرا تبار ایرانی هر کدام به نوعی ، در گوشه ای با فاجعه ای با دردی با رنجی جانکاه دست به گریبانند . او نیک می داند آنچه بنام زندگی بر ما تحمیل شده ،آنی نیست که باید باشد . او می داند ما به اجبار طبیعت زنده ایم و این اجبار را که آمیخته با کاستیهاست زندگی نام نهاده ایم ، اما او بدرستی به این امر ایمان دارد که "زندگی زنده بودن نیست " . او رنجهای مادر میهن را بر شانه های خود می کشد، لبخند می زند وآرام بر گوش مادر زمزمه می کند ؛ پاینده ایران !
آباد باش ای ایران
آزاد باش ای ایران
از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران .
نویسنده :از اعضای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست .
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:18
|
|

اگر به خانه ي من آمدي
اگر به خانه ي من آمدي
برايم مداد بياور مداد سـيــاه
مي خواهم روي چهـــره ام خـط بكشـم
تا به جــــرم زيبايي در قـــــفس نيفتم.
يك ضربـــدر هم روي قلبـــم تا به هوس هم نيفتم !
يك مداد پاك كن بده براي محـو لـب ها
نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند!
يك بيلـچــه، تا تمام غرايز زنـــانه را از ريشــه در آورم
شـــخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر به بهشـت مي روم گويا!
يـك تيــغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم سرم هوايي بخورد
و بي واسطه روسري كمي بيانديشم !
نخ و سوزن هم بده، براي زبانـــــــم
مي خواهم ... بدوزمش به سق
… اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود
مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانســــور كنم !
پودر رختشويي هم لازم دارم
براي شستشـوي مغزي
مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند
تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت
مي دانـــي كه؟ بايــد واقع بيـــن بود !
صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير
مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب
، برچسب فاحشـــه مي زنندم
بغضم را در گلو خفه كنم!
يك كپي از هويتــــــــــم را هم مي خواهم
براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد
، فحـــــش و تحقير تقديمم مي كنند !
تو را به خدا....اگر جايي ديدي حقــي مي فروختند
برايم بخر ... تا در غذا بريزم
ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم !
و سر آخر اگر پولي برايت ماند
برايم يك پلاكــــــــارد بخر به شكل گردنبند
بياويزم به گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم:
من يـك انسانم
من هنوز يك انسـانم
من هر روز يك انسانم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:23
|
|
خالدمشعل هم از واژه خلیج عربی استفادهکرد

منبع: پیک ایران
خبر آنلاين : خالد مشعل رییس دفتر سیاسى جنبش مقاومت اسلامى فلسطین (حماس ) از واژه جعلى خلیج عربى در سخنرانى خود در قلعه صلاح الدین دمشق استفاده کرد.
به گزارش پرچم وى جمعه شب در سخنرانى خود به مناسبت جشن قدس پایتخت فرهنگى جهان عرب در سال 2009 گفت : امیدوارم همه کشورهاى اسلامى از شمال آفریقا؛ مصر؛ عربستان ؛ سوریه ؛ خلیج ع رب ى ؛ ایران ؛ اندونزى تا مالزى در یک صف در برابر دشمن بایستند.
جشن قدس پایتخت فرهنگى جهان عرب در سال 2009 و سالروز آزادى شهر قدس توسط صلاح الدین ایوبى جمعه شب در قلعه صلاح الدین دمشق برگزار شد.
پیش از خالد مشعل هوگو چاوز و حتی برخی مقامات سوری نیز به دلیل فعال نبودن رایزنی های دیپلماتیک از سوی مقامات وزارت خارجه در خبطی آشکار از واژه جعلی استفاده کرده و نسبت به جزایر سه گانه نیز مواضع ضد ایرانی گرفته اند
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:29
|
|




به کدام مسلک است این به کدام مذهب است این
کـه کُشـند عاشـقـی را کـه تو عاشـقم چرایی
هم وطن
سرور حسین شهریاری از پیشکسوتان حزب پان ایرانیست و کوشندگان دیرگام این حزب به حکم دادگاه انقلاب توسط کلانتری مهرویلا در کرج بازداشت و به زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید.
حزب پان ایرانیست ضمن رد کلیه اتهامات ایشان، جز جرم ایران پرستی و حق طلبی آنهم از دیدگاه حاکمیت فرقه ای، اعتراض خویش نسبت این بیداد عظیم را به آگاهی ملت ایران و همه آزادگان جهان می رساند و به هیچ وجه آنرا قابل تحمل نمی داند.
پاینده ایران
شامگاه ۶ مهرماه ۱۳۸۸
حزب پان ایرانیست
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
حسین شهریاری عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست ظهر امروز مورخ 5/7/88در منزل مسکونی خود بازداشت شد.مشارالیه در سال 86 توسط شعبه یک دادگاه انقلاب کرج به اتهام اقدام در جهت براندازی نظام به 18 ماه زندان محکوم شد که حکم صادره تا کنون اجرا نشده بود .حسین شهریاری 72 ساله و دارای ناراحتی قلبی می باشد.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست بازداشت این آزاده ی ایرانپرست و نیز موج گسترده ی بازداشت فعالان اجتماعی – سیاسی در ماههای اخیر را محکوم کرده و همگان را به این نکته متذکر می شود که در این عصر تاریخ ملت ایران , اراده برای آزادی در راه ایفای مسولیت ملی نامیراست !لذا,با شناخت صحیح نیاز ملی و با تبعیت از سیره ی عقلا باید ماشین بازداشت و سیستم سرکوب را متوقف کرد و الا تن زدن از پند دانایان خیرخواه و اصرار بر ادامه ی این روند ,اسباب انسداد هر چه بیشتر فضای سیاسی فراهم خواهد شد که این فرصت سوزی ,دین و دنیای نسلی را بر باد خواهد داد که اثرات سوء این مساله برآگاهان پوشیده نیست .
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
5/7/1388 خورشیدی
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:24
|
|
خبرگزاری هرانا : به گزاش واحد اندیشه و بیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران حسین شهریاری، از فعالان سیاسی حزب پان ایرانیست ظهر روزگذشته پنجم مهرماه توسط دو مامور مسلح اجرای احکام دادگاه انقلاب کرج در منزل مسکونی خود بازداشت و به کلانتری مهرویلای این شهر منتقل شد و صبح امروز نیز به زندان رجایی شهر کرج انتقال داده شد. لازم به توضیح است ایشان در سال ۱۳۷۸ در جریان کوی دانشگاه جزو افراد بازداشت شده بود و پس از آن به دفعات به دادگاه انقلاب احضار و چندین بار نیز بازداشت شد که آخرین بار آن درسال ۱۳۸۶ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب کرج به اتهام عضویت در مجلس "مخالفین جمهوری اسلامی" و "عضویت در حزب پان ایرانیست" به یکسال و نیم زندان محکوم شد و به علت مشکلات جسمی پانزده روز در زندان به سر برد؛ از آن تاریخ تا کنون برای بازداشت ایشان اقدامی به عمل نیامده بود. این فعال سیاسی قدیمی با ۷۱ سال سن به ناراحتی قلبی دچار است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:22
|
|
توهین روزنامه کیهان به ایران و ایرانی به بهانه نقد جنبش سبز مردمی
نقد مقاله انتر ناسیونالیستی و ضد ایرانی روزنامه اصولگرای کیهان به قلم علی مطهری در روزهای آتی بر روی تارنما خواهد بود.

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 14:13
|
|




بدون ایران هرگز!
روسیه و سایر کشورهای نوپای حاشیه ی دریای مازندران پاورچین پاورچین در مسیر سلب حق 50 درصدی ملت ایران بر این دریای ایرانی به تلاش های غاصبانه ی خود ادامه می دهند و اخیرا بدون دعوت از نمایندگان ایران اجلاسی مشترک برپای کرده اند که مورد اعتراض وزیر خارجه ی جمهوری اسلامی هم قرار گرفتند، آنان تصور می کنند که گرفتاری های اخیر داخلی کشور ما بهترین فرصت برای سوء استفاده ی آنها و بلعیدن حقوق تاریخی ملت ماست، ولی زهی خیال باطل که هرگز و هرگز ملت بزرگ ما حقوق تاریخی و جغرافیایی مسلم خود را فراموش نکرده و درس تلخی به متجاوزان خواهد داد.
حزب پان ایرانیست ضمن اعتراض شدید به روسیه و دولت های نوپای حاشیه ی دریای مازندارن برای عدم دعوت از نمایندگان ایران در اجلاس اخیرشان تحرک شدید جمهوری اسلامی بر ضد این اقدام نابکارانه را در تمام مراجع بین المللی خواستار می باشد و باید اعلام نمایند که هیچ گونه تصمیمی در مورد دریای مازندران بدون حضور و موافقت ایران هرگز رسمیت نخواهد یافت.
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست
21/6/1388
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:17
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:23
|
|

جمع کثیری از هنرمندان در دوران انتخابات ریاست جمهوری با حمایت از مهندس میرحسین موسوی کنار مردم قرار گرفتند و پس از وقایع پیش آمده در سه ماه اخیر نیز یار و یاور مردم ماندند و نشان دادند که هنر مستقل ایرانی همواره از دل جامعه میجوشد و هنرمندان در غم و شادی جامعه مخاطبان بیشمار خود را تنها نمیگذارند و در مقاطع حساس تاریخی وظیفه ملی و میهنی خویش را به درستی به انجام میرسانند.
یکی از این هنرمندان سبزاندیش زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان است که خواندن دوبارهی نامه حمایت وی از میرحسین موسوی حاوی نکاتی در خور تامل است که این نابغه هنری به زیباترین نحو ممکن به بیان آنها پرداخته است. مشکاتیان موسیقیدان برجستهیی بود که تصنیف «همراه شو عزیز» از ساختههای جاودانه وی، بارها در مقاطع مختلف تاریخی ورد زبان مبارزان راه آزادی و امیدبخش حرکتهای اجتماعی شد.
پرویز مشکاتیان با بر جای گذاشتن انبوهی از تولیدات هنری قابل تامل، کولهبار سفر واپسین بست و در راه پرواز از خاک فنا به دیار باقی است. فردا پنجشنبه ساعت 10صبح در مقابل تالار وحدت مردم یاد و خاطره چاووش ساز موسیقی ایرانی را گرامی خواهند داشت و با همخوانی دوبارهی «همراه شو عزیز» به روح بلندپرواز پرویز مشکاتیان نازنین درود خواهند فرستاد.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:58
|
|

منبع:تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان
۱۵ شهریور ماه شست و دومین سالروز بنیاد مکتب پان ایرانیسم در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست پایگاه سیاوش تهران برگزار گردید.
*امسال حضور هموندان و هواداران حزب که از دیگر استانهای کشور خود را به تهران رسانده بودندچشمگیر بود.
*آقای عیسی خان حاتمی از شورای رهبری جبهه ملی ایران و پروفسور امین شاعر و اندیشمند میهن پرست ایرانی نیز در میان میهمانان حضور داشتند.
*کیک جشن شصت و دو سالگی مکتب پان ایرانیسم به زیبایی با نشان مخالف حزب پان ایرانیست آذین داده شده بود.
***
برگزاری جشن روز بنیاد پان ایرانیسم آیین بیش از 6 دهه پان ایرانیست هاست در این روز فرخنده سروران شورای عالی رهبری و اندامان و هواداران حزب در تهران حضور داشته و افزون بر آن دفتر حزب میزبان هموندان و هواداران حزب از استان های خوزستان، کهگیلویه و بویر احمد و اصفهان و اراک و شهرهای دیگر کشور بود.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 13:32
|
|
به نام خداوند جان و خرد
همانگونه که مستحضرید پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 22خرداد88 علاوه بر هزاران هم وطنی که به آن وضع غریب و تاسف آور در خیابان ها دستگیر شدند، جمعی از هم وطنانمان نیز در خانه و یا محل کار خود بازداشت شده اند.
دستگیر شدگان اغلب از روزنامه نگاران،سیاستمداران،نظریه پردازان ، وکلا و اساتید برجسته دانشگاه بوده و دو خصوصیت مشترک با هم دارند، یکی آنکه معمولا در ارتباط با آموزش حقوق شهروندی به نوعی فعالیت و تبحر دارند و دیگر آنکه عموما از منتقدین با برنامه و جدی دولت نهم می باشند.
در خصوص علت و انگیزه اصلی این بازداشت ها تا کنون مسایل مختلفی بیان و نگاشته شده و من در این نوشتار و از زاویه دید خود به چهار سوال پاسخ خواهم داد: 1-آیا صدور دستور جلب این اشخاص قانونی است؟ 2-چه کسانی دستور بازداشت را صادر می کنند؟3-آیا وکیل حق حضور ودفاع دارد؟و4- چرا قرار بازداشت موقت صادر می شود؟ همچنین چند سوال از بازداشت کنندگان مطرح می کنم که جواب خواهند داد.
الف-آیا صدور دستور جلب این اشخاص قانونی است؟
در اغلب دستگیری های صورت گرفته، ضابطین قضایی در ساعت های پایانی شب و یا حتی در ساعات ابتدایی صبح به محل سکونت افراد مراجعه نموده اند. مطابق با قانون آیین دادرسی کیفری،فرد متهم در سه مورد جلب می شود:
1- قبلا احضار شده،لکن حضور بهم نرسانیده،گواهی عدم امکان حضور هم نفرستاده است.
2- به اتهام جرایمی که مجازات قانونی آن قصاص ،اعدام و قطع عضو است مورد پی گرد باشد.
3- محل اقامت معین ندارد و اقدامات قاضی برای دستیابی به وی به نتیجه نمی رسد.
در این موارد و در زمانیکه دلایل کافی مطابق با ماده 124 آیین دادرسی کیفری برای جلب موجود باشد مرجع قضایی حکم جلب متهم را با ذکر علت صادر می نماید.
مضافا اینکه آنگونه که ماده 121 قانون آیین دادرسی کیفری بیان داشته جلب به استثنای موارد فوری ،باید در روز به عمل آید و تفتیش و بازرسی منزل نیز تنها در صورتی که ضرورت اقتضا کند به استناد ماده 100 می تواند به هنگام شب انجام گیرد که قاضی باید جهت ضرورت را در صورت مجلس قید نماید.
با عنایت به موارد ذکر شده و تا آنجا که خانواده های بازداشت شدگان و برخی از آنانی که آزاد شده اند تا کنون اطلاع رسانی نموده اند:
1-احضارنامه ای برای ایشان فرستاده نشده است.
2-اتهام آنها با جرایمی که مجازات قانونی آن ذکر شد ارتباطی ندارد.
3-نظر به اینکه در منزل و یا محل کار بازداشت شده اند بنابراین محل اقامت معین داشته و شامل مورد سوم نمی باشند.
بنابراین مفاد قانون در این مرحله رعایت نشده است که این تخلف انتظامی است و اشخاص تصمیم گیرنده می باید در این خصوص پاسخگو باشند.همچنین از آنجا که بازداشت ها بعضا در شب صورت گرفته می باید علت اینکه مورد را فوری تشخیص داده و نیز جهت ضرورت تفتیش در شب را هم بیان دارند. ......
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:9
|
|
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
هم میهنان
حدود یکماه است سرور ابولفضل عابدینی جوان کوشنده ی پان ایرانیست، خبرنگار آزاده ی مدافع حقوق کارگران و فعال حقوق بشر در بند و زندان اهواز اسیر است و تحت ظالمانه ترین ستم ها و شکنجه ها قرار گرفته است؛ حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن اسارت و هر گونه فشار غیر موجه و غیر قانونی که به سرور ابوالفضل عابدینی وارد می شود خواهان آزادی هر چه سریعتر ایشان و رفع هر گونه فشار و تضیع حقوق انسانی و شهروندی آن ازاده ایرانپرست است و همه فعالان حقوق بشر در سراسر جهان را به تلاشی گسترده برای رهایی او فرا می خواند.
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست
5/5/1388
به نام خداوند جان و خرد
« زندانی سیاسی آزاد باید گردد»
پاینده ایران
هم میهنان ارجمند
موج فزاینده ی دستگیری ها و بازداشت ها و فضای امنیتی اخیر جامعه که در ابتدا اعتراض کنندگان در تجمعات خودجوش و مردمی را شامل می شد اینک به همه ی لایه های اجتماعی، از جوانان، دانشجویان، کارگران، استادان، فرهنگیان، روزنامه نگاران و دست اندرکاران رسانه ای گوناگون و آزادگان ایرانپرست و در هم کوبیدن همه ی عرصه های قانونی و حقوق اجتماعی و فردی شهروندان است که خانواده های داغدار قادر به برگزاری مراسم سوگواری برای عزیزانشان هم نیستند و گرفتاران در بند نیز مجبور به اعترافات وحشتناک به ناحق بر علیه خود و دیگران می شوند، حزب پان ایرانیست، ضمن محکوم کردن همه ی دستگیری ها، بازداشت ها و ایجاد فضای امنیتی و تجاوز به حقوق فردی و شهروندی مردم ایران ضمن تسلیت فراوان به خانواده های مصیبت زده وقایع اخیر اعلام می دارد که اعتراف گیری ها تا زمانی که فردی اسیر است ارزشی ندارد و محملی قانونی هم برای آن وجود ندارد و اینگونه اعترافات نمی توانند مستمسکی برای محکومیت اعتراف کنندگان در بند باشد.
پیروز باد جنبش خودجوش مردمی، قانون مدار، اخلاقی و رهایی بخش مردم ایران.
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست
سوم امرداد ماه سال 1388
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:6
|
|
ابوالفضل عابديني نصر خبرنگار مستقل خوزستاني و مسئول روابط عمومي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از روز سه شنبه مورخ 9 تيرماه هشتاد و هشت تحت بازداشت وزارت اطلاعات به سر مي برد.
آقاي عابديني در طی مدت بازداشت، تاکنون تنها موفق به برقراری يک تماس تلفني بسيار کوتاه با خانواده خود شده است، وی در این تماس کوتاه از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، به فشارهای فزاینده دستگاه امنیتی بر خود اشاره داشته است.
پیگیریهای خانواده و وکیل آقای عابدینی تاکنون به کسب اطلاعات بیشتری از سرنوشت این فعال مدنی و یا اتهامات وارده و دلایل بازداشت منجر نشده است و ضد و نقیض گویی های مکرر دستگاه امنیتی تنها بر نگرانی های خانواده و نزدیکان وی افزوده است.
علاوه بر نگرانی از وضعیت حقوقی و روانی آقای عابدینی، نظر به اینکه نامبرده از چندی پیش به عارضه و نارسایی قلبی و افتادگی دریچه میترال دچار شده است و پزشکان هرگونه تنش و فشار روحی و روانی را برای او مضر اعلام کرده بودند، بازداشت ایشان و عدم رسیدگی پزشکی مورد نیاز بر نگرانی ها از سلامت جسمی این روزنامه نگار خوزستانی می افزاید.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن غیرقانونی خواندن رویه بازداشت این فعال مدنی، نگرانی خود را از تداوم بازداشت ایشان اعلام می دارد و دستگاه قضایی را مسئول حفاظت و سلامت این فعال حقوق بشر می داند. این مجموعه همچنین بیم آن را می دهد که دستگاه امنیتی پس از تبرئه آقای عابدینی از آخرین پرونده خود در دادگاه دزفول از اتهامات منتسبه از سوی دستگاه امنیتی و تهدید مکرر این فعال مدنی مبنی بر انتقام گیری، برای اقرار غیرواقعی همچون بسیاری از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات در ایران تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گیرد.
لازم به یادآوری است آقای عابدینی پیش تر در تاریخ 22 آبان 86 در دفتر هفته نامه بهار سبز خوزستان به دلیل پوشش خبری اعتصابات کارگران هفت تپه بازداشت و در این رابطه از سوی دادگاه انقلاب اهواز به تحمل یکسال زندان که شش ماه آن به مدت دو سال و نیم تعلیق شده بود محکوم شد، با فاصله کمی از آزادی، مجدداً دادگاه انقلاب دزفول وی را بر اساس اتهام تبلیغ علیه نظام به همراه اعضای سندیکای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه مورد محاکمه قرار داد که به علت پیش تر محاکمه شدن بر اساس این اتهام قرار منع تعقیب صادر شد، هر چند حکم برائت هیچوقت به وی ابلاغ نشد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران آزادی بی قید و شرط این فعال مدنی را از دستگاه قضایی خواستار است و همچنین از آن قوه می خواهد رعایت حقوق این زندانی را تضمین کند و وضعیت بیماری قلبی ایشان را مد نظر قرار دهد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 2 مرداد 1388
درباره ابوالفضل عابديني:
تماس کوتاه ابوالفضل عابدینی با خانواده + تصاوير عابديني در راهپيمايي جمعه26تيرماه
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:2
|
|
ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار مستقل خوزستانی و مسول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از روز سه شنبه مورخ 9 تیرماه هشتاد و هشت بازداشت و در مکان نامعلومی زندانی است و از سلامت جسمی وی با توجه به عارضه قلبی که اخیرا به آن دچار شده است خبری در دست نیست.
عابدینی پس ایام متوالی بازداشت و حبس،اخیرا به عارضه ناراحتی و نارسایی قلبی و افتادگی دریچه میترال دچار شده است و اطبا هر گونه تنش و فشار روحی و روانی را برای او شدیدا ممنوع کرده بودند.
عابدینی پیش از بازداشت اخیر، در آخرین مرتبه در روز سه شنبه 22 آبان ماه هشتاد و شش در هفته نامه بهارسبز اهواز بازداشت شده بود، وی در آن بازداشت با پرونده سازی و اتهام افکنی فراوان روبرو شد و پس از سپری کردن ایام طولانی و غیرقانونی بازداشت موقت! و بازجویی های متعدد و پاسخگویی های فراوان به اتهاماتی نظیر؛ توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق ایجاد اختشاش و نقش آفرینی در اعتصابات کارگران کشت و صنعت هفت تپه و مصاحبه با رسانه های بیگانه با توجه به عدم توانایی در تودیع وثیغه سنگینی که تعیین شده بود در زندان کارون اهواز محبوس شد اما علاسوند موفق شد با تودیع وثیغه 70 میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شود. عابدینی باز هم برای بازجویی های بیشتر به اطلاعات شوش فرستاده شد تا در انجا باز هم پرونده ای جدید در خصوص اعتصابات هفت تپه برایش ایجاد کنند . بعد از سپری کردن ایام بازدشت در اداره آگاهی و اداره اطلاعات شوش به بند 6 زندان کارون اهواز منتقل شد .........
ادامه نوشتار
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:47
|
|
بازداشت سرور هومن اسكندري از فعالان پان ايرانيست
مهندس هومن اسكندري از اعضاي فعال حزب پان ايرانيست شب گذشته (۲۶ خرداد ۱۳۸۸) بازداشت شد.
بنابر گزارشات دریافتی مامورين امنيتي پس از بازداشت وي صبح امروز با يورش به منزل خالی آقای اسکندری و شكستن قفل دربها با تخریب لوازم منزل، وسايل شخصي ، كتابها و لپ تاب ايشان را به همراه خود بردند.
همچنین همسر اين فعال سياسي همزمان با بازداشت وي ناپديد گشته و تا كنون از سرنوشت هر دو فرد مورد اشاره خبري در دست نيست.
|
بامدادامروز ۹تیرماه سرور ابوالفضل عابديني هم انديش و يار مبارز ما در اهواز بازداشت گرديد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران خبر آنرا اينگونه در تارنماي خود قرار داده است:
|
|
نیروهای امنیتی با حکم بازداشت این فعال حقوق بشر به منزل مسکونی ایشان در اهواز مراجعه نموده و پس از بازداشت و تفتیش منزل، وی را به نقطه نامعلومی منتقل کردند. مقاله چه کسی درست میگوید ازسرور آرش کیخسروی: |
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:17
|
|
به نام خداوند جان وخرد
پاینده ایران
هم میهنان. همانگونه که می دانید در پایان راه پیمایی آرام مردم تهران در روز دوشنبه 25 خرداد ماه که با هدف اعتراض مسالمت آمیز مدنی به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم صورت گرفت گروهی از نیروهای خودسر به سوی راه پیمایان آتش گشودند و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشیدند.
حزب پان ایرانیست ضمن یادآوری حقوق شهروندی آحاد مردم و تذکر این حقیقت که حاکمیت تاکنون هیچ گاه به درخواست نیروهای مخالف برای دریافت مجوز راه پیمایی پاسخ مثبت نداده و حقوق شهروندی ایرانیان را مستمراً و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی فعلی سلب کرده است و ضمن محکوم کردن اقدام جنایت کارانه ی مزبور نسبت به گسترش امواج خشونت و به ویژه تخریب ها هشدار می دهد. گرچه مردم میهن ما دارای بلوغ سیاسی هستند و به هیچ وجه این تشبثات را تأیید و حمایت نمی کنند، اما عوامل مزدور و وابسته می کوشند تظاهرات آرام مردم را قلع و قمع نمایند. حاکمیت جز خود، تحمل هیچ حزب و جمعیت دیگری را ندارد و در همه ی این سال ها با همین منطق و اراده با مردم رفتار کرده است. پس باید مراقب توطئه ها و خیره سری ها باشیم.
از این رو حزب پان ایرانست ضمن همدردی با خانواده های داغدار حوادث تلخ اخیر تهران از عموم فعالان سیاسی به ویژه کسانی که در راه پیمایی ها و تجمعات اعتراض آمیز شرکت می کنند می خواهد به طور مکرر واکید کاربرد خشونت و تخریب را نفی کنند.
به یقین اراده های مصمم جوانان ایران بهانه به دست دشمنان نخواهد داد و به اتکاء همین اراده های استوار ومصمم به سوی استیفای حقوق انباشته ملت ایران حرکت خواهیم کرد.
حزب پان ایرانیست
۲۷ خردادماه ۱۳۸۸
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
درباره رخدادهای ناگوار پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری
نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اقدام عوامل خودسر و نیروهای موسوم به لباس شخصی را که طی روزهای اخیر موجب به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ایران در خیابانها ومحیط های دانشگاهی کشورمان شده است را به شدت محکوم می نماید.
اقدامات اخیر نیروهای تحت عنوان لباس شخصی که به جان ومال ملت تاخته اند و هر آنچه در توان داشته اند بکار بستند تا شاید حرکتی را که در راستای جمهوریت قدم به میدان گذارده بود، از صحنه بدر کنند بی شک هیچ توجیهی را نمی پذیرد و ما نیز همراه با ملت بزرگ ایران یاد جان باختگان روزهای اخیر را گرامی داشته و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم .
با توجه به اینکه حزب پان ایرانیست در انتخابات اخیر موضع عدم شرکت اتخاذ کرده بود، ما نیز اکنون در همان راستا موجی را که از بطن ملت براه افتاده است ارج می نهیم.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۱۳۸۸/۳/۲۷ خورشیدی
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:13
|
|
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای میرحسین موسوی / محمود احمدی نژاد / مهدی کروبی / محسن رضایی
کاندیدای محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
با توجه به در پیش بودن دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و با عنایت به بیان مکرر مواضع و دیدگاههای داوطلبین، در مورد مسائل اساسی جامعه، بدین وسیله سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن بیان مطالب ، پاسخ شفاف به پرسش های ذیل را از جنابعالی خواستار است.
در ابتدا لازم می دانیم به استحضار برسانیم حزب پان ایرانیست با بیش از شش دهه فعالیت مستمر سیاسی درایران، که مبتنی بر درک مسئولیت و انجام وظایف در قبال سرزمین و ملت بزرگ ایران بوده ، در جهت نیل به اهداف و آرمان های خود تلاش و کوششی خستگی ناپذیر در راستای موارد ذیل داشته است :
الف – دفاع و صیانت از تمامیت ارضی و استقلال کشور ایران.
ب- مخالفت با کلیه سیاست های ضد ایرانی در داخل کشور، در منطقه و در سطح بین الملل.
ج- تلاش برای دستیابی به کلیه حقوق از دست رفته ملت ایران.
د- کوشش برای ایجاد هماهنگی و همگامی میان کلیه اقوام و تیره های جامعه بزرگ ایرانی ( ایران زمین ) و دفاع از تمامی وابستگان فرهنگی ملت ایران با توجه به پیامدهای ناگوار سیاسی و اجتماعی ناشی از تجزیه ایران و با عنایت به پتانسیل های عظیم موجود در منطقه و موقعیت منحصر به فرد ژئوپولیتیکی ایران و منطقه.
ه- تبیین و تحلیل مفهوم حاکمیت ملت در ایران.
و- شناسایی و تشریح مقوله منافع ملی و بسط این مفهوم در حوزه های مختلف اجتماعی و سیاسی و کوشش برای تدوین یک استراتژی ملی مناسب برای تامین منافع حداکثری ملت ایران.
ز- پاسداری و صیانت از دستاوردهای فرهنگی، فکری، اخلاقی، و معنوی هزارن ساله ملت ایران.
ح- تحلیل و تبیین مفاهیم نیاز ملی، خطوط قرمز ملت ایران و بسیاری موارد دیگر.
در راستای نیل به اهداف و آرمان های خود، پان ایرانیستها در طول 60 سال گذشته کوشش نموده اند هم در عرصه نظریه و تئوری، ضمن نقد اصولی و مبتنی با معیار « منافع ملی » حاکمیت ها و دولت ها، با ارائه راهکارها و برنامه ها در امور مختلف اجتماعی و سیاسی از قبیل سیاست خارجی، اقتصاد، آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان، ساختار و اصول رفاهی، مشارکت سیاسی مردم و غیره، حاکمیت ها را با مقوله منافع ملی آشنا نمایند و هم بنا به فلسفه وجودی حزب پان ایرانیست ، با منش و روش شفاف سیاسی و بدون مصلحت سنجی های سیاسی و دستیابی به ابزارهای لازم تلاش نمایند.
متاسفانه این کوشش و شفافیت نظری و سیاسی، همواره با برخوردهای غیرسیاسی و امنیتی از جانب حاکمیت ها روبرو گشته است.
لذا با توجه به موارد فوق ، پرسش های ذیل را جهت شفافیت بیشتر مواضع آن کاندیدای محترم مطرح می سازد :
1- جنابعالی در موضع گیری های سیاسی و انتخاباتی خود به ضرورت قانون گرایی و دفاع از حقوق اساسی ملت تاکید نموده اید؛ لذا با توجه به اینکه اصولاً فلسفه وجودی قانون در ایران، اعطای حق تعیین سرنوشت سیاسی ملت به دست خودشان، محدود کردن قدرت های سیاسی خودسر و خودکامه، کنترل و نظارت بر صاحبان قدرت سیاسی و توان عزل و نصب آنان و مسئولیت پذیرکردن دولت در قبال منافع ملی بوده است، به نظر شما موانع تحقق این مطلوب در جامعه ایران، به ویژه در سی سال گذشته ، چه بوده است ؟
اگر امروز با منطقی روشن و ادله ای بیّن و مبتنی بر روشی صحیح مشخص گردد که قانون اساسی جمهوری اسلامی، ساختارها و نهادهای موجود و منطق توزیع قدرت در جمهوری اسلامی و در طول سی سال گذشته از موانع تحقق این اهداف بوده اند، جنابعالی چه برنامه مشخصی برای نقد و اصلاح موانع موجود و حرکت به سوی قانون گرایی مطلوب خود دارید؟
2- شما در تبلیغات انتخاباتی خود و در موارد متعدد، بهترین راه برون رفت جامعه از مشکلات ، نابسامانی ها و شرایط فعلی را بازگشت و رجعت به اهداف و شیوه های اولیه انقلاب اسلامی بهمن 1357 عنوان نموده اید؛ اما با توجه به اینکه وقایع و تصمیم گیری های ماهها و سالهای اولیه انقلاب اسلامی، رویدادهای محدود و مشخص و شفافی نیست، بلکه مجموعه ای از رخدادهاست که از منطق های مختلف و گاه متضاد ، با اندیشه ها و رگه های فکری گوناگون و با کیفیت های مختلف پیروی می کند، پرسش های اساسی ذیل مطرح می گردد :
- دقیقاً تصور و منظور شما از خط اصیل امام و انقلاب چیست ؟
- چه نقدی بر آن برهه مغشوش برای تمایز میان مطلوب ها و نامطلوب های خود دارید ؟
- آیا مطمئن و متعهد هستید که این طریق شما را به چشم انداز مطلوب می رساند ؟
- اگر مشخص شود که این طریق جامعه را به چشم انداز مطلوب و مبتنی بر منافع ملی رهنمون نخواهد شد، آیا حاضر به تجدید نظر در نظریات و روش خود خواهید بود ؟
3- در طول سال های گذشته حقوق سیاسی و شهروندی اعضای حزب پان ایرانیست به صورت سیستماتیک پایمال شده و نوع ارتباط و برخورد حاکمیت با ما از صورت سیاسی به شکل امنیتی تبدیل گردیده است. در این سال ها مسئولین امنیتی در راستای تحقیر، توهین، تهدید، تطمیع، ارعاب، منفعل سازی ، مشابه سازی و تضییع حقوق شهروندی ما از هیچ اقدامی فروگذار ننموده اند. دستگاه قضایی نیز قبل از آنکه فرصت کافی و لازم جهت دفاع از آرمان ها و عملکردهایمان را به ما بدهد، در پشت درهای بسته حکم محکومیت را صادر و متعاقب آن محرومیت از حقوق اجتماعی برای ما پیش بینی نموده است. تلاش های حزب نیز برای تغییر و تبدیل شرایط امنیتی به وضعیت سیاسی نتیجه بخش نبوده است. جنابعالی چه برنامه و مسئولیت مشخصی برای خود در دفاع و صیانت از حقوق سیاسی و شهروندی ما و دیگر میهن پرستان قائل هستید؟
بدیهی است پاسخ های روشن و صریح به پرسش های فوق، نشان دهنده مسئولیت پذیری و شفافیت در فعالیت های سیاسی و عمل به وعده های انتخاباتی شما خواهد بود.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
سوم خرداد 1388
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:40
|
|

در این شماره می خوانید:
مصاحبه سرور پندار با کیهان هوایی(بخش ششم)
بررسی تحلیلی تاریخ نهضت پان ایرانیسم(بخش دوم)
طیف اصلاح طلب و تحلیل رابطه با آمریکا
گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از اکتشافات روستای نوای آمل
نبر بر سرهست و نیست(بخش ششم)
تحریف تاریخ در مقاله بحرین ایالت چهاردهم ایران
داستان یک سفر ناتمام
اخبار حزبی
اسناد حزبی
گزارشی از مبارزات کارگری در ایران
نگاهی به خبر
یک شعر و یک شاعر
کهنترین دوران تاریخ آریاییان(بخش دوم)
حجم فایل ۴ مگابایت
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:50
|
|
به نام خداوند جان و خرد
هم میهنان گرامی
بر اساس اعلامیه های پیشین ، نظر به فراهم نبودن مقدمات و شروط مشارکت آزادانه احزاب و جمعیت ها از جمله وجود محدودیت دروجود باشگاههای حزبی،نداشتن روزنامه ناشر افکار ،عدم دسترسی به رسانه های ارتباط جمعی ، وممانعت از برگزاری کنگره های حزبی ، ممنوعیت از داشتن همه ی امکاناتی که از حقوق اولیه احزاب سیاسی محسوب می شود و وجود نظارت استصوابی در انتخابات خرداد ماه 1388 ونظر به عدم تامین و تعمیم امنیت قضایی عادلانه برای همه و نظر به استمرار استبداد و خودکامگی وانحصار طلبی و عدول از بسط مشارکت تامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش ونظر به اصرار بر تداوم حاکمیت فرقه ای وتشبث به هزار فامیل جدید برای اداره امور کشور ونظر به سرپیچی پیوسته حاکمیت از اصول ومبانی حاکمیت ملی، حزب پان ایرانیست از شرکت در انتخابات جاری خودداری می کند و اعلام می دارد مشارکت این حزب در هر گونه انتخابات مشروط به رفع موانع ومضایق ایجاد شده برای این حزب واندامان آن و احترام به خواست ملت ایران برای ایجاد تغییر در نهادها و ساختار سیاسی کشور است.
پاینده ایران
۱۳۸۸/۰۲/۱۸ خورشیدی
حزب پان ایرانیست
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:24
|
|
گزارش روزنامه ایران از تجمع پان ترکیست ها در دانشگاه تهران و سوء
استفاده از تحرکات قومی در دانشگاه به نفع کاندیداهای اصول گرا
روزنامه ایران/دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸
جمعي از دانشجويان آذريزبان دانشگاه تهران در اعتراض به رفتار و گفتار خاتمي درباره آذريزبانان، با برگزاري تجمعاعتراضآميز، خواستار عذرخواهي رسمي خاتمي و موضعگيري كروبي و موسوي در اين باره شدند. به گزارش فارس، دانشجويان دانشگاه تهران در واكنش به انتشار كليپي تصويري از لطيفهگويي محمد خاتمي در خصوص آذريزبانها تجمع اعتراضآميزي برگزار كردند. در ادامه اين تجمع، دانشجويي به عنوان نماينده دانشجويان تجمعكننده در سخناني اظهار داشت: ما سرباز آذربايجانيم. وي افزود: بايد با خاتمي برخورد شود و ميرحسين موسوي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دهم بايد اعلام موضع كند و آنها كه طرفدار موسوي و خاتمي هستند و ادعاي آزاديطلبي ميكنند اكنون چهره نژادپرستي خود را به نمايش گذاشتند.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:23
|
|
در روز ۳ خرداد ماه دانشجویان ملی دانشگاه تهران حماسه آفریدند
به نقل از تارنمای دانشجویان آزادیخواه ملی

روز ۳ خرداد ماه ۱۳۸۸، هم زمان با بیست و هفتمین سالگرد آزادسازی خرمشهر از چنگ اشغالگران عراقی،دانشجویان آزادیخواه ملی از شکل گیری یک توطئه پان ترکیستی در دانشگاه تهران آگاهی یافتند. گروهی از عناصر قومگرا و تجزیه طلب که انتشار فیلمی از "محمد خاتمی" ریس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران را در چند روز اخیر مبدل به بهانه ای برای آشوب گری و عربده کشی کرده اند، فراخوانی با عنوان "اعتراض دانشجویان تورک دانشگاه تهران در اعتراض به توهین محمد خاتمی به ملت تورک آذربایجان(؟) را منتشر و برای برگزاری تجمع در روز سوم خرداد دعوت به عمل آورده بودند.
متاسفانه دریافتیم که بار دیگر یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران، مبدل به بازیچه ای برای جنگ قدرت باندهای حکومتی گشته تا نشان دهند که حاضرند برای به عقب راندن یکدیگر، به شیوه ای غیرمسئولانه شکافهای قومیتی و زبانی را در کشور فعال کنند و آنگاه خود را به کناری کشیده و به تبعات این بازیهای نابخردانه و سبکسرانه اشان نیز ذره ای نیاندیشند و چه بسا که می اندیشند و آگاهانه تخم کین و نفاق و جدایی را در میان "ملت واحد ایران" می پاشند.
چندی پیش فیلم کوتاهی در اینترنت منتشر گردید که در آن "محمد خاتمی" ریس جمهور سابق جمهوری اسلامی، در آن به بیان خاطره ای طنز آلود از یک واعظ اهل اردبیل می پردازد. وی در این فیلم که در یک مجلس خصوصی گرفته شده نه قصد اهانت به قومیت یا گروه زبانی خاصی را دارد و نه از بیان آن خاطره انگیزه تحقیرآمیز دارد. تنها یکی از آقایان روحانی حاضر در مجلس (که چهره شناخته شده ای نیست) جمله ناپسندی می گوید که حامل توهین به هم میهنان آذربایجانی و گیلانی ماست. به هر روی انتشار این فیلم که به وضوح ناشی از مقاصد گروهی یکی از جناحهای حکومتی است، و در راستای ضربه زدن به آرای "میرحسین موسوی" در آذربایجان، (با توجه به آذربایجانی بودن وی و نیز حمایت آشکار محمد خاتمی از کاندیداتوری موسوی) می باشد. در این بین احتمالا گروههای پان ترکیستی هم که از برخی مواضع ایران گرایانه میرحسین موسوی احساس نگرانی کرده اند، در یک اتحاد تاکتیکی،با ذوق زدگی هرچه تماتر به تشنج آفرینی و جوسازی مشغول گشته اند.تحریکات آشکاری که از سوی سایتهای پان ترکیستی و نیز برخی از سایتهای اصولگرا در این باره می شود، منجر به بروز دو نا آرامیهای محدود در شهر تبریز، در روزهای آخر هفته گذشته می گردد.
در روز پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸، اوباش پان ترکیست وابسته به یک گروه معلوم الحال در دانشگاه آزاد تبریز، به جلسه سخنرانی "مجید انصاری" نماینده اعزامی "میرحسین موسوی" حمله می برند و با سر دادن شعار، قصد بر هم زدن برنامه را می کنند، که با هوشیاری مجریان مراسم، از سالن سخنرانی بیرون رانده می شوند. در روز جمعه اول خرداد نیز همان گروه با ورود به پارک "ائل گولی" تبریز، تلاش در جهت ایجاد بلوا و اغتشاش پان ترکیستی در مراسم ورزش همگانی این پارک می کنند، که با عدم استقبال مردم مواجه شده و با دستگیری چند تن از اغتشاشگران، غائله خاتمه می یابد.
سومین محل برای برپایی تظاهرات نفاق افکنانه عناصر پان ترکیست، دانشگاه تهران بود. قوم گرایان آگاهی داشتند که در این روز "انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران" قصد برگزاری مراسمی با عنوان "صیانت از آرای ملت" را دارد و که طی آن انجمن سنتی دانشگاه، قصد داشت که ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری میرحسین موسوی، تشویشهای مجموعه خود را از نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام کند. بر اساس اطلاعات رسیده به دانشجویان آزادیخواه ملی، قوم پرستان هم تصمیم داشتند که طی یک عمل نه چندان اتفاقی،با برگزاری همزمان تجمع، هم در آن اخلال ایجاد کنند و هم به نمایش مضحکشان بعد رسانه ای ببخشند. از همین روی زمان برگزاری تجمعشان را نیم ساعت پس از آغاز برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران، در ساعت ۱۱:۳۰ اعلام نموده بودند.
راس ساعت مقرر، گروه در حدود۵۰ نفری پان ترکیستها (که جمعیتشان توسط برخی از سایتهای اصولگرا سه برابر تخمین زده شد!) متشکل از افرادی اغلب غیر دانشجو و حتی چند فرد میانه سال، از مقابل دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با سر دادن شعار به سوی سر در اصلی دانشگاه تهران، حرکت کرد و پس از توقفی ده دقیقه ای در مقابل سر در اصلی، به سمت شمال و به سوی دانشکده فنی روانه شد تا با پخش شدن در جمعیتی که در مقابل دانشکده فنی متمرکز شده بود، مراسم را تحت الشعاع قرار داده و با استفاده از بی تدبیری احتمالی مجریان مراسم، آن را از مسیر خود منحرف نموده و با پخش شدن در میان جمعیت، هم خود را پرشمار جلوه دهند و هم بعد رسانه ای بیشتری به تظاهرات قوم گرایانه اشان ببخشند. از این روی بود که با سر دادن شعارهای ضد ملی و قوم گرایانه، به سمت دانشکده فنی روانه شدند. برخی از شعارهای این گروه عبارت بود از:
-هارای هارای من تورکم (هوار هوار من ترکم)
-آذربایجان اویاخدی
اوز دیلینه دایاخدی
(آذربایجان بیدار است
پشتیبان زبان خود است)
-محو اولسون فاشیسم آریایی
(نابود باد فاشیسم آریایی)
- مرگ بر خاتمی
-مرگ بر پان فارسیسم
و ...
گروه ۵۰ نفره پان ترکها، در حال سر دادن این شعارها بودند که به مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی رسیدند. در این لحظه دانشجویان آزادیخواه ملی با همراهی و همکاری تعداد زیادی از دانشجویانی که از رفتار و شعارهای ناپسند و زننده اوباش پان ترک به ستوه آمده بودند، در مقابلشان ایستاده و با خواندن سرود ملی و میهنی "ای ایران"،سد راه گروه پان ترکها شدند. در این هنگام پان ترکها که از ادامه مسیر نا امید و نگران شده بودند، اقدام به حمله به تنی چند از دانشجویان نمودند که با واکنش سریع آنها عقب نشستند. سپس در همانجا توقف کرده و دوباره شعارهایشان را تکرار نمودند. در پاسخ نیز دانشجویان آزادیخواه ملی به همراه سایر دانشجویان اقدام به خواندن سرود ای ایران کردند. هرگاه که پان ترکها شعار مرگ بر خاتمی سر دادند، دانشجویان فریاد زدند:"درود بر موسوی" و هرگاه که شعار مرگ بر پان فارسیسم سر داده شد، دانشجویان نیز فریاد زدند:"مرگ بر تجزیه طلب".
در این هنگام، برخی از نیروهای وابسته به حراست دانشگاه تهران تلاش کردند که محترمانه جمع دانشجویان معترض به نمایشات قوم گرایانه را متفرق کنند، که دانشجویان بیان داشتند که هیچگاه عرصه را در مقابل تجزیه طلبان خالی نمی کنند. در این لحظه عوامل حراست عنوان کردند که "اینها ترک هستند و برنامه خودشان را دارند" که چند دانشجوی آذری زبان معترض، بیان داشتند که "ما هم آذری هستیم اما اینها تجزیه طلب هستند." و سپس دانشجویان معترض از حراستی ها پرسیدند که اگر اینها شعار "آزادی" سر می دادند، ظرف چند دقیقه جمعشان می کردید؟!
پس از مدتی، دانشجویان آزادیخواه ملی به همراه سایر دانشجویان تصمیم گرفتند که برای اجتناب از درگیری و خالی کردن اطراف گروه پان ترکها، با توجه به این که حرکت اینها به سمت دانشکده فنی متوقف گردیده بود، از مقابل پان ترکها حرکت کرده و به تجمع انجمن اسلامی بپیوندد. در این هنگام دانشجویان آزادیخواه ملی و سایر دانشجویان معترض، با خواندن سرود "یار دبستانی" به سوی دانشکده فنی روانه شدند. اما پس از گذشت دقایقی که همچنان تجمع پان ترکیستی در مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی در جریان بود، دانشجویان آزادیخواه ملی و شمار دیگری از دانشجویان معترض به مقابل دانشکده مذکور بازگشته و اقدام به خواندن سرود "ای ایران" کردند. سرودخوانی دانشجویان معترض تا زمان پایان تجمع پان ترکیستی ادامه یافت و پان ترکیستها پس از دقایقی به تجمعشان پایان داده و متفرق شدند.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، ضمن سپاسگزاری از همراهی و همکاری همه دانشجویان آزاده و ایران دوستی که در خنثی سازی توطئه پان ترکیستی روز سوم خرداد در دانشگاه تهران ما را یاری نمودند، اعلام می دارد که اگر حفظ یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران در شمار ارزشها و خط قرمزهای گروه حاکمان نیست، برای ما فرزندان این مرز و بوم که درس ایران دوستی و جانفشانی در راه میهن را از همه نیاکان و قهرمانان تاریخمان، فرا گرفته ایم، برپایی چنین فتنه هایی قابل قبول نیست و با تمام توان در مقابل آن خواهیم ایستاد.
افتخار می کنیم که در سالروز آزادسازی خرمشهر، شرمنده روان پاک "شهید محمد جهان آرا" و همه مدافعان و آزادگران خرمشهر نشدیم.
پاینده ایران
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۴ خرداد ۱۳۸۸
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:9
|
|
خانم جين هارمن و درخواست تجزيه ايران؟!
براي ورود به صفحه امضا روي پاينده ايران كليك كنيد.
درباره اظهارات خانم جين هارمن نمایندۀ دموکرات ايالت کالیفرنیا پیرامون تجزیه ايران كه در اجلاس "ِاي پَك" بيان گرديد يك پتيشين (تومار اينترنتي) راه اندازي گرديده كه متن فارسي آن به اين گونه است:
ما ایرانیان درون و برون از کشور ایران توسط این طومار اعتراض خود را پیرامون اظهار نظر غیر مسئولانۀ خانم “جین هارمن” نمایندۀ دموکرت ایالت کالیفرنیا در کنگرۀ آمریکا در ارتباط با تجزیۀ ایران اعلام میداریم:
خانم “جین هارمن” در تاریخ 2009-03-05 در اجلاس سالیانه و یکهفته ای که در مرکز "مجمع عمومی ارتباطات آمریکا و اسرائیل" “AIPAC” در واشنگتن برگزار گردید ؛ در یک میز گرد رسمی راه حل گرفتاریهای جهانیان با دولت اسلامی ایران را ضمن گزینۀ نظامی ؛ در جدا ساختن فرهنگهای قبیله ای ایران پیشنهاد کردند!- ایشان با اشاره به کثرت قومها در ایران و تمایز فرهنگی شان با یکدیگر؛ جدائی اقوام از کل بدنۀ ایران ؛ به معنای تجزیۀ ایران را مطرح نمود.
این اظهار نظر غیر مسُولانۀ یکی از نمایندگان کالیفرنیا که با کف زدنهای چندین نمایندۀ –سناتور- و دیپلماتهای برجستۀ آمریکايی و اسراييلی و در حضورآقای شیمون پرز رئیس جمهوری اسرائیل؛در مقابل دوربینهای رسانه های مختلف بود ؛ بر قاطبۀ ایرانیان بسیار گران و تحقیر آمیز آمده وچنین توهمی را در ذهن آنان بوجود آورده که در یک چنین ا جلا س عمده و حائزاهمیتی که تصمیم گیرندگان و تعیین کنندگان خط مشی سیاسی حضور داشتند؛ چرا گفته های غیر مسُولانۀ این خانم ؛ به جای اعتراض؛ با تشویق و کف زدنهای حاضرین در جلسه روبرو شده است. و آیا چنین پیشنهاد خام و غیر مسُولانه با هدف و طرحی از پیش ساخته شده و با نیت از هم پاشیدن یک کشور با قدمت چند هزار سال سابقۀ تاریخی چون ایران نبوده است؟ و آیا به آغاز جنگهای داخلی و به جان هم انداختن اقوام ایرانی که براثر سی سال حکومت سراسر استبدادوشکنجه و دار و تازیانۀ طالبانهای ایرانی به ستوه آمده اند منجر نخواهد شد؟
از یک خانم سیاستمداری که برگزیدۀ آرای مردم است؛ بعید مینماید که با وجود چنین بی اطلاعی نسبت به روحیه؛ فرهنگ و سیاست منطقه به خود اجازه دهد چنان توصیه ها و پیشنهادهايی را بدهد که اگر از تئوری به عمل درآید؛ به دلایل بیشمار استراتزیکی و ژئوپولیتیکی ؛ کل منطقه رابه خاک و خون وآتش میکشد و دامنۀ این تخریب جهان را در خود خواهد بلعید.
با توجه به خشم و وحشت ایرانیان پیرامون این اظهار نظر و راه حل خانم جین هارمن در یک مجمع رسمی حائز اهمیت و تصمیم گیرنده – ما ایرانیان بدینوسیله از این خانم نماینده تقاضا ی تجدید نظر درباره چنان موضع خطرناک و تشنج زا را داشته و از ایشان میخواهیم با پوزش و عذر خواهی از طریق رسانه های عمومی از ایرانیان سلب سوء تفاهم نمایند.
این طومار پس از جمع آوری امضاء به همراه نظرات امضا ء کنندگان به مراکز زیر برای پیگیری و درخواست توضیح و پوزش از جانب خانم "جین هارمن" ارسا ل خواهد شد.
کنگرۀ آمریکا؛ سنای آمریکا؛ کاخ سفید؛ دفاتر خانم "جین هارمن"؛ سفارت اسرايیل در آمریکا؛ سفارت آمریکا در اسرايیل؛ رسانه های آمریکا و استانداری کالیفرنیا.
براي ورود به صفحه امضا روي پاينده ايران كليك كنيد.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:44
|
|
|
سال |
سوریه |
آذربایجان |
تاجیکستان |
افغانستان |
عراق |
|
78 |
477,685,40 |
303,727,84 |
087,540,154 |
__ |
__ |
|
79 |
092,505,630 |
250,174,177 |
552,278,107 |
__ |
__ |
|
80 |
591,545,73 |
313,297,151 |
593,799,208 |
752,977,785,2 |
__ |
|
81 |
600,305,234 |
228,056,383 |
176,887,253 |
813,853,380,1 |
__ |
|
82 |
600,885,503 |
600,045,551 |
400,490,429 |
966,293,536 |
900,597,629,1 |
|
83 |
830,765,661 |
440,934,564 |
165,225,627 |
108,521,811 |
718,095,431 |
|
84 |
102,434,819 |
913,894,698 |
293,402,801 |
620,411,626 |
224,443,610 |
|
85 |
019,184,880 |
954,388,324,1 |
170,135,111,1 |
580,094,760 |
732,312,435,1 |
|
86 |
__ |
644,028,048,2 |
415,656,227,1 |
770,679,146,1 |
__ |
خدایش بیامُرزد، روضه خوانی که چند سال پیش، آن موقع که دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی بودم، مرحوم حاج سید محمد بلادیان پدر شهید بلادیان را می گویم که هر سال به خانه ی ما می آمد و روزهای ابتدایی ماه محرم را برای مردم محل روضه خوانی می کرد، دست بر قضا یک شب بالای منبر در حال وعظ بود که خانمی از میان حاضرین در تکیه ای که بدین منظور بر پا شده بود برخاست و با صدای بلند فریاد زد که: آقا، این درست است که همسرم تنها فرش مندرس باقیمانده در منزلمان را که زیرانداز بچه هایم بوده است را به این محل آورده برای عزاداری امام حسین (ع) بخشیده است و هم اکنون فرزندانم اجباراً باید روی زمین سرد بنشینند؟ در میان سکوتی که حاضرین را فرا گرفت، سید روضه خوان موضوع بحث خود را نادیده گرفت و با صدایی رسا فریاد برآورد که این عمل هرگز مورد پسند خداوند متعال و صاحب این عزا نمی باشد و هر کس این گونه کارها را انجام دهد نه تنها خیری نخواهد دید بلکه بر گناهانش نیز افزوده خواهد شد، زیرا طبق فرمایش بزرگان دین اسلام چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و همان شب پس از اینکه روضه خوانی تمام شد فرش اهدایی را به خانه ی صاحبش بردند و فرزندان آن زن معترض را زیراندازی نصیب شد.
حال حکایت ما این است که با این دست و دل بازی دولت ایران چگونه باید برخورد کرد, دولتی که مردمان کشورش در برخی از نقاط جغرافیایی حکومتی اش در بدترین شرایط به سر می برند و از ابتدایی ترین وسیله ی زندگی محروم هستند چگونه به خود این اجازه را می دهد تا حق این بیچارگان بخت برگشته را به اقصی نقاط جهان برده و بذل و بخشش نماید و این عمل خود را در چارچوب مسایل شرعی درست می داند و هر روز هم به استناد همین استدلال خود به میزان این حاتم بخشی ها می افزاید، در شرایطی که در سرزمین ایران هنوز بر اساس آمار منتشر شده از سوی آموزش و پرورش تعداد قابل توجهی دانش آموز زیر کپرها مشغول تحصیل هستند و بسیاری از خانواده ها توانایی تأمین وسایل اولیه تحصیل فرزندانشان را ندارند و دختران و پسران دانش آموز لباس های فورم مدرسه را اگر داشته باشند مربوط به سال های گذشته است که همچنان مورد استفاده آنان قرار می گیرد........
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 8:48
|
|

بازداشت مسعود لقمان در روز جهاني كارگر
مسعود لقمان،سردبیر تارنگار گروه پژوهشی روزنامک، بعد از ظهر روز جمعه دوازدهم اردیبهشت، به طور اتفاقی در مراسمی که برای بزرگداشت روز جهانی کارگر، به دعوت شماری از سندیکاهای مستقل کارگری در پارک لاله تهران برگزار گردیده بود، حضور به هم رسانده و برای ما هنوز روشن نیست که به چه دلیل مضروب و بازداشت می شود. شب هنگام نیز نیروهای امنیتی به خانه مسعود می آیند و کتابها و لوازم شخصی اش را توقیف می کنند.
مسعود لقمان فعالی شناخته شده در عرصه امور فرهنگی است و برای تمامی بستگان و دوستانش، اتفاقی بودن حضور وی در تجمع مورد اشاره، با شناختی که از روحیه فرهنگی و غیر سیاسی وی دارند، محرز است.
البته بی تردید کارگران ایرانی و سندیکاهای مستقل کارگری حق دارند که روز اول ماه مه را همانند همه کارگران جهان، آزادانه و به دور از تعدی نیروهای نظامی و امنیتی برگزار کنند. اما از آنجایی که مسعود لقمان هیچگاه فعالیتی در عرصه جنبش کارگری نداشته، بی گمان حضورش در آنجا کاملن تصادفی بوده است. گذشته از این مسعود لقمان روزنامه نگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران می باشد و حضور او در صحنه یک تظاهرات خیابانی، از مقتضیات طبیعی حرفه اش می باشد.
مسعود ساعتی قبل بیمارستانی را که یکی از بستگانش در آن بستری بوده ترک کرده تا به منزل برود که تا ساعات پایانی شب که با نیروهای امنیتی به خانه بر می گردد، خانواده و دوستانش از محل نگهداری او بی خبر بوده اند.
روز شنبه نیز قرار بازداشت مسعود تمدید می گردد و او را رهسپار زندان اوین می کنند...
برگرفته از:روزنامكجوانان پان ايرانيست استان كرمان با محكوم كردن اين اقدام شنيع دستگاه امنيتي حاكميت فرقه اي خواهان آزادي هرچه سريع تر سرور مسعود لقمان مي باشد.
پاينده ايران
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:33
|
|
اصلاح جهان با دست هاي خالي!
نويسنده:محمودرضا يافت آبادي
مي گويند کشيشي انگليسي در خاطرات خود نوشته بوده است که: من در دوران کودکي آرزو داشته ام که جهان را اصلاح کنم، بزرگتر که شدم آرزويم ساختن کشورم بود و در دوران ميانسالي دلم مي خواست که تنها شهر خودم را اصلاح کنم و در پيري خانواده ام را! و متاسفانه نشد! آره! نتوانستم! اين کشيش وصيت مي کند که روي سنگ قبرش بنويسند هر کس براي ساختن دنيا بايد از خود شروع کند تا دنيا خودبخود ساخته شود! طرح اصلاح جهان از جانب آقاي احمدي نژاد به عنوان يک دغدغه جهت متعالي کردن دنيا شايد آرمان بسياري از ايده آليست ها باشد که تلاش مي کنند مدينه اي فاضله بر اساس ارزشهاي تبين شده، دنيايي پر از محبت، معنويت، شجاعت، انساندوستي، امنيت، بنا نمايند. تا در سايه چنين شاخصهايي اين انسان هبوط کرده دوباره به معراج باز گردد! باشد که چنين شود! اما پيش از هر مطلبي لازم است بدانيم هدف از طرح اين يادداشت يادآوري وظايف يک رئيس جمهور در منطقه سرزميني که بر اساس قانون اساسي در آن مسووليت دارد نيست، بلکه اشاره به مسائلي است که رئيس يک دولت، مي تواند ايرادکند...........
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:32
|
|
مصاحبه محسن پزشکپور با کیهان هوایی پیرامون توطئهی جدایی بحرین
(چهارشنبه 13 آبانماه 1371)
قسمت پنجم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:31
|
|
گرامی باد ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران
پاي صحبت سرور محسن پزشكپور
رهبر نهضت پان ايرانيسم
از: اخگر

اخگر: سرور پزشكپور، قبلاً جنابعالي به مبارزات حزب پان ايرانيست در زمينة نهضت ملي شدن نفت اشاراتي داشتيد. لطفاً بفرماييد با توجه به اين كه حزب قبل از جبهه ملي و هر جريان ديگري پيشگام اين مبارزه بوده. انگيزة آن چه بود؟
پزشکپور: به طور كلي دستمايه و استراتژي نهضت پان ايرانيسم آن است كه مي بايست در مبارزات ملت ايران سهم جدي و به سزا داشته باشد. مبارزة ما يك مبارزة ضد استعماري بود و ما مي بايست تمام جلوه هاي استعمار را در كشور مورد شناسايي قرار دهيم. بنابراين مبارزه براي ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور در مسير در هم كوبيدن جلوه هاي استعمار بود. بي جهت نبود كه ما با شعار « نفت در ايران بايد ملي شود » مخالفت ميكرديم. زيرا با توجه به اصل نبرد ضد استعماري پان ايرانيسم ما معتقد بوديم بايد شعار اين نهضت تمامي مناطق ايران را در بر بگيرد و به شعار « نفت بايد در سراسر كشور ملي گردد » تبديل شود كه اين شعار بدين صورت راه خود را باز كرد تا آنجا كه مجلس شوراي ملي آن را مورد تأييد قرار داد. بنابراين ريشه هاي نهضت ملي شدن نفت برخاسته از انديشة پان ايرانيستي و بخصوص در جلوه هاي ضد استعماري آن بود و البته اضافه كنم هنوز جبهة ملي به وجود نيامده بود ولي ما مذاكرات و تماس هايي با همة كساني كه در ايجاد جبهه ملي نقش داشته بوديم و تذكرات لازم را مي داديم ولي غالباً به اين نتيجه مي رسيديم كه بايد حركت هاي عمومي اجتماعي را حمايت كرد و در مسير صحيح و پاكيزة آن حركت نمود......
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:17
|
|

فرمان آريا و ميناي كرمان تقديم مي كنند:
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:56
|
|

در پی سخنان محمد مجتهد شبستری در انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، سایت آینده متن کامل سخنان وفایل صوتی بخشی از پرسش وپاسخ را که برخی خبرگزاری آن را توهین به پیامبر ارزیابی کرده اند منتشر کرد.
متن کل جلسه ی محمد مجتهد شبستری
به مناسبت رحلت پیامبر(ص)
در دانشگاه صنعتی اصفهان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:46
|
|
نشریه حاکمیت ملت (پیام پندار)منتشر شد
در این شماره می خوانید :
مصاحبه محسن پزشکپور با کیهان هوایی- بخش پنجم
تاریخچه پان ایرانیسم به روایت مهندس سید رضا کرمانی
خطوط قرمز ملت ایران – از :مهندس هومن اسکندری
مبحثی در سرنوشت ملی- از:حجت کلاشی
خاتمی و گنداب سیاست- از:دکتر حسن کیانزاد.
رقابت تدارکاتچیها برای انتصاب انتخاباتی- از:دکتر حکمت
نبرد بر سر هست و نیست- از: دکتر فرشید سیمبر
شبح شوم دویست سالهی استعمار – از دکتر علی راست بین
جدال در خلیج فارس- بخش دوم
گزارش از تجمع دانشجویان در روز 17 آذر
گزارش از پایگاه ستارخان
دانشگاه آزاد واحد تبريز كانون فعاليتهاي تجزيه طلبان
نگاهی به خبر
یک شاعر،یک شعر
گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از بررسی و شناسایی نگارههای صخرهای استان مازندران.
يك كتاب، يك نويسنده
کهن ترین دوران تاریخ آریاییان- بخش یکم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 13:43
|
|
به نام خداوند جان و خرد

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اعتراض جدی خود را نسبت به ضعف و انفعال دستگاه خارجه در برابر اظهارات و گستاخی های دولت بحرین اعلام داشته و از اینکه چنان ضعف و سستی بر دستگاه مستولی شده است که دولتهای کوچک منطقه ای نیز در صدد اعمال سیستم سانسور خود بر فضای عمومی ایران هستند ,اظهار تاسف می کند.
اظهارات اخیری که سبب بر آشفتگی حاکمیت فرقه ای بحرین شده است صرفا بیان واقعه ای تاریخی بوده و قابل حذف از حافظه ی تاریخی ملت ایران نمی باشد.دولتمردان بحرین باید بدانند که نمی توانند خفقان استعمار زاده ی حاکم بر بحرین را بر حافظه ی تاریخی ملت ایران , بیان و قلم آنها حاکم کند.
طبیعی است که ما حقوق مردم منطقه را به رسمیت شناخته و برخورداری از حکومتهایی متناسب با بافت تاریخی – فرهنگی را حق مسلم آنها می دانیم.
به دولتمردان و اهل قلم و نظر ایرانی نیز توضیه می کنیم مسائل بنیادی را صرفا در ساختار تاکتیکهای زودگذر و سیاسی ننگریسته و مباحث را متناسب با ژرفایی شان طرح و پیگیری کنند و از مکانیسم توانها و نیتها ,ابزار و اهداف غافل نشوند.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
4/12/1387 خورشیدی
جستارهاي مرتبط:
مصاحبه سرور پندار پيرامون تجزيه بحرين
دانلود سخنراني جاودانه سرور محسن پزشكپور در مجلس شوراي ملي در اعتراض به تجزيه بحرين
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 19:40
|
|
سامانه موشكی اس 300 تحویل ایران میشود!



[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 14:59
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:16
|
|
کار، کارِ انگلیس...!!!
سلسله مقالات سیاست های استعماری دولت بریتانیا
قسمت اول: سازمان های پنهانی امپراتوری
بخش اول: فراموشخانه ها(سازمان های فراماسونری)
گردآوری و نگارش از بابک ایرانمنش
قلمرو امپراتوری بریتانیا همانگونه که دیدیم ابتدا بیاری بازرگانان و کاشفان و کشیشان انگلیسی و غیر انگلیسی و دزدان دریایی آنان بدست آمد. بدیهی است که این حرک تدریجی نمی توانست محصولی چون امپراتوری پهناور جزیره نشینان را پابرجا سازد.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:32
|
|

نگاهی به عملیات های تروریستی گروهک ضد ایرانی مجاهدین خلق
بخش اول: عملیات مهندسی
گروه نشر و تدوین مقالات پان ایرانیست استان کرمان
تذکر:خواندن این نوشتان و دیدن تصاویر در ادامه مطلب، به افرادی که دچار ضعف اعصاب و ناراحتی قلبی هستند، توصیه نمی شود
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:4
|
|
تاریخ جراید کرمان
تهیه و تنظیم: بابک ایرانمنش
سابقه روزنامه نگاری در کرمان به سالهای آغازین جنبش مشروطیت در ایران بر می گردد. در کتاب تاریخ مطبوعات کرمان، تالیف گرانمایه اسماعیل رزم آسا به طور مبسوط سابقه این تلاش ها تا انقلاب 57 مضبوط گردیده که ذیلا با بهره گیری از این کتاب به اختصار به معرفی آنها می پردازیم:
اعتبار:
«اعتبار» قدیمی ترین روزنامه ی کرمانی است؛ به مدیریت مرحوم شیخ محمدحسن طلبه و سردبیری مرحوم آقا میرزا غلامحسین در سال 1327 هجری قمری در کرمان منتشر می شده و محل توزیع آن بازار اختیاری ، دکان آقا ملاحسین بوده است.
مرآت جنوب:
روزنامه مرآت جنوب در سال 1329 هجری قمری با مدیریت مرحوم جلال الدین الحسینی موید الاشراف رشتی با چاپ سنگی در کرمان منتشر شده است. این روزنامه تا اوایل جمادی الاول سال 1330 هجری قمری منتشر می شده و پس از آن توقیف و تعطیل شده است.
دارالامان:
روزنامه دارالامان در سال 1329 هجری قمری با مدیریت میرزا هادی اصفهانی با چاپ سنگی در کرمان منتشر شده است. در تاریخ جراید و مجلات ایران در مورد این نشریه فقط به مدیریت سید حسین خیابانی رئیس السادات اشاره شده و ظاهرا مولف محترم به شماره های اولیه به مدیریت میرزا هادی اصفهانی دسترسی پیدا نکرده است.
جریده کرمان:
این روزنامه به مدیریت مرحوم میرزا غلامحسین کرمانی در سال 1329 هجری قمری در کرمان چاپ و منتشر می شده است. از شماره 12 به بعد تغییر نام داده و به نام «کرمان» انتشار یافته است و پس از انتشار چند شماره مرحوم احمد دهقان(بهمنیار) با سمت سردبیری با این روزنامه همکاری می نماید.
دهقان:
این روزنامه در دروه اول خود در سال 1329 هجری قمری به صورت هفتگی به مدیریت مرحوم احمد کرمانی(استاد احمد بهمنیار)با چاپ سنگی در کرمان منشتر شده است.
شهاب ثاقب:
این روزنامه پس از توقیف«مرآت جنوب» در سال 1330 هجری قمری با چاپ سنگی به مدیریت مرحوم جلال الدین الحسینی موید الاشراف رشتی در کرمان منتشر شده است.
ادب:
مجله ادب به مدیریت مرحوم احمد خان روحی در کرمان تاسیس و در سال 1337 هجری قمری با چاپ سنگی در کرمان منتشر شده است.
نامه فرهنگ:
این نشریه به طاحب امتیازی و نگارندگی مرحوم محمود درگاهی(دبستانی) و مدیریت رضی روحی در سال 1301 خورشیدی در چاپخانه سعادت کرمان چاپ و در کرمان منتشر شده است.
مجله همای:
این مجله که به طور ماهنامه منتشر می شده نخستین نشریه زرتشتیان است که در سال 1341 هجری قمری در کرمان از سوی روان شاد دستور خدا داد دستور کیخسرو هورمزدی به قرار معلوم تا هفت شماره منتشر شده است.
بیداری:
روزنامه بیداری در سال 1302 خورشیدی در کرمان به مدیریت سید محمد هاشمی تاسیس شده است. مرحوم سید محمد هاشمی علاوه بر آنکه در ادوار 12تا14 نمایندگی مردم کرمان در مجلس شورای ملی عهده دار بوده ، چون در سال 1328 از کرمان در مجلس سنا انتخاب می شود و در تهران نیز سرگرم انتشار روزنامه اتحاد ملی بوده است. امتیاز روزنامه بیداری را به نام برادر خود سید محمدرضا هاشمی واگذار می کند. پس از آن این روزنامه تا سال 1333 منتشر شده، ولی پس از آن چون سید محمدرضا هاشمی کارمند دولت بوده ، مشمول قانون ممنوعیت کارکنان دولت از انتشار روزنامه می گردد و روزنامه بیداری به تعطیلی کشانده می شود.
استقامت:
این روزنامه به مدیریت و صاحب امتیازی اسد الله میرزایی تبریزی(رشاد) معروف به رئیس المتکلمین از سال 1303 خورشیدی در کرمان شروع به انتشار نموده است. انتشار این روزنامه تا سال 1321 خورشیدی دوام آورده است.
ندای کرمان:
صاحب امتیاز این روزنامه دکتر عیسی خان وزیری بوده و از سال 1304 خورشیدی با مدیریت مرحوم عبدالله خان طهرانی انتشار یافته است.
صدای کرمان:
امتیاز این روزنامه به نام مرحوم آقا میرزا عباس سعید معروف به (ملاباشی) صادر و از فروردین سال 1305 در کرمان منتشر شده است. انتشار این روزنامه اگر چه نامرتب بوده ولی نوزده سال دوام می آورد. پس از درگذشت عباس سعید امتیاز این روزنامه در سال 1330 به نام حسین عبدالرحیمی صادر می شودو پس از آن یحیی یحیوی با عنوان سردبیر و مدیر داخلی با آن همکاری می نماید.
آئیه جنوب:
اولین شماره این روزنامه در آبان 1305 خورشیدی به مدیریت سید جلال الدین الحسینی با چاپ سنگی در کرمان منتشر شده است، انتشار این روزنامه تا سال 1316 به طول انجامیده است.
ذکر حقایق:
این روزنامه از سال 1306 به مدیرین مرحوم حاج مهدی امین ملقب به امین العلما در چاپخانه سعادت در کرمان به طور هفتگی منتشر و تا سال 1310 خورشیدی دوام آورده است.
پندار:
این روزنامه به صاحب امتیازی مرحوم عبدالحسین صنعتی زاده از اردیبهشت 1307 خورشیدی انتشار خود را در کرمان آغاز و تا تیر ماه 1307 دوام می آورد.
جریده نگارستان:
این روزنامه در سال1309 خورشیدی به منظور انتشار ماهنامه در کرمان تاسیس شده ولی از چگونگی انتشار آن اطلاعی در دست نیست.
آفتاب شرق:
این روزنامه از فروردین 1313 خورشیدی به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی مرحوم حاج محمد حسین مجد نوابی (مجد الواعظین) در کرمان منتشر شده و تا تیر ماه 1314 دوام یافته است.
روح القدس:
این روزنامه از اسفند 1324 خورشیدی به مدیریت مرحوم سید ابوالقاسم پور حسینی در کرمان انتشار یافته و تا اواسط سال 1327 خورشیدی دوام آورده است. با روزنامه روح القدس مرحومان دبستانی، فواد کرمانی، مشتاق، دکتر احمد ناظرزاده کرمانی، سید محمد رضا مدنی و آقایان جعفر رائد و دکتر باستانی پاریزی، فریدون نفیسی و علینقی بهمنیار همکاری داشته اند.
تندباد:
این روزنامه در سال 1325 خورشیدی به مدیریت محمد حسین خواجه نصیری و ابوالطالب مظفری(به عنوان مدیر داخلی) به طور هفتگی در کرمان انتشار یافته و تا سه سال بعد از آن دوام آورده است.
اندیشه:
این روزنامه به مدیریت عبدالحسین ناصر سعید از مهر 1328 خورشیدی در کرمان منتشر شده و از فروردین 1348 به صورت یومیه درآمده و کمی بعد به تعطیلی درمی آید. بعد از خرداد 1360 مجددا به صورت هفتگی انتشار می آید و تا اوایل ال 1364 به انتشار خود ادامه می دهد، سردبیری این نشریه سالها بر عهده احمد نعمت زاده و در سال های آخر بر عهده محمد علی بابایی و آقایان شکر الله دقاقی و ماشاءالله نگارستانی با آن همکاری داشته اند.
پیام حق:
امتیاز این روزنامه به نام شیخ غلامرضا فیروزیان واعظ بوده و از سال 1328 در کرمان انتشار یافته است. مدت 2 سال در کرمان دوام آورده و پس از آن گویا به دلیل عزیمت مدیر آن به اصفهان به همین نام در اصفهان نیز منتشر شده است.
نغمه:
از سال 1329 خورشیدی به مدیریت سید محمدحسن آیت الهی موسوی به طور هفتگی در کرمان منتشر شده است، آخرین شماره این روزنامه در اسفند 1334 انتشار یافته است، آقایان محمد رضا مدنی، محمدعلی احمدی و علی یاسایی با این روزنامه همکاری داشته اند.
بی پروا:
امتیاز این روزنامه به نام خجسته عبدالرحیمی صادر شده و به وسیله حسین عبدالرحیمی فرزند مشارالیها و علی اکبر تلفنی(جودت) از تیز ماه 1329 خورشیدی منتشر گردید و انتشار آن تا قبل از کودتای 28 مرداد 32 به طور نامنظم دوام آورده است.
آرمان کرمان:
این روزنامه ها با صاحب امتیازی مجید پاشا ابراهیمی از مهر 1329 خورشیدی در کرمان منتشر شده و تا سال 1335 انتشار آن به طول انجامیده است.
فاتح:
این هقته نامه با صاحب امتیازی حسین فاتح از اردیبهشت 1330 انتشار خود را از کرمان آغاز و تا سال 1354 دوام آورده است.
نوای جنوب:
روزنامه نوای جنوب به صاحب امتیازی سید محمد فاطمی فعالیت خود را از شهریور 1330 آغاز و در بهمن 1332به این دلیل که کارمند دولت نمی تواند صاحب امتیاز روزنامه باشد از ادامه کار آن جلوگیری می شود.
خورشید جنوب:
این روزنامه با صاحب امتیازی عباس صناعی زاده در سال 1330 منتشر می شده؛ نگارنده آن علی اکبر تلفنی(جودت) و ترتیب انتشار آن به طور هفتگی و گاهی هر پانزده روز یکبار بوده و تا اوایل سال 32 دوام آورده است.
سوفار:
صاحب امتیاز این روزنامه جواد کریمی بوده و از اردیبهشت 31 تا شهریور32 منتشر می شده است.
گواشیر:
این روزنامه که ابتدا بنام ارگان سازمان نظارت ملی کرمان و سپس به نام ارگان سازمان جوانان حزب زحمتکشان ایران- کرمان به طور نامنظم از سال 30تا32 چند شماره منتشر شده و ظاهرا امتیاز آن به نام محمد رشیدی صادر و گردانندگان آن محمد حسین خواجه نصیری ، ناصر بقایی، علی یاسایی و محمد محمدی بوده اند.
بمپور:
صاحب امتیاز و مدیر مسئول این روزنامه دکتر علی ایرانی بوده و از اسفند 1330 انتشار آن آغاز گردیده و پس از شماره اول متوقف گردیده است.
هدایت افکار:
از سال 1331 با صاحب امتیازی محمدرضا روحانی انتشار آن آغاز گردیده و تا اواسط سال 1335 با روش مذهبی و با درج مقالات دینی دوام آورده است. محمدجواد باهنر از همکاران این روزنامه بوده است.
آذرماهان:
امتیاز این روزنامه به نام سید محمود رضوی صادر و تا آبان سال 1332 سیزده شماره آن انتشار یافته است. پس از آن در محاق توقیف بوده و ظاهرا گردانندگان آن برای تداوم کار خود از امتیاز«صدای کرمان» بهره می برده اند.
نور عرفان:
این روزنامه از مرداد 1331 به صاحب امتیازی سید مهدی نعمت الله زاده ماهانی در کرمان منتشر می شده و مطالب آن عبارت بوده از مقالات مذهبی،اجتماعی، ادبی و اخبار شهری و مجلس شورای ملی، انتشار آن تا اردیبهشت 32 به طول انجامیده و پس از 19 شماره ، چون مدیر این روزنامه کارمند بهداری کرمان بوده به علت منعی که به موجب قانون مطبوعات برای کارمندان دولت از نظر انتشار روزنامه سیاسی، اجتماعی، به وجود آورده دیگر نتوانسته منتشر نماید.
سروش امید:
امتیاز این هفته نامه که به نام بانو مطهره ایران نژاد بوده از سال 1331 در کرمان منتشر می شده و مدیر و سردبیر آن هاشم ایران نژاد بوده است. آخرین شماره سروش امید تاریخ اول آبان 1335 را دارد.
ندای من:
صاحب امتیاز این روزنامه محمدهاشم نصرت فدایی بوده که از مهر 1331 در کرمان کار انتشار آن را آغاز و ظاهرا در کمتر از یکسال یک شماره از آن منتشر شده و پس از آن متوقف شده است.
اصناف مجاهد:
امتیاز این روزنامه به نام محمد علی داد بخش صادر و شماره اول آن در خرداد 1332منتشر شده است و تا مهر همان سال هفت شماره دیگر از آن انتشار یافته و پس از آن متوقف گردیده است.
ندای کرمان:
امتیاز روزنامه ندای کرمان به طور هفتگی به نام هاشم ایران نژاد صادر و از خرداد 1332 انتشار آن آغاز گردیده است و پس از شماره اول متوقف شده است.
اندیشه های نوین:
امتیاز این مجله به نام اسدالله رضوان، با روش اجتماعی صادر و از اول آبان 1331 به مدیریت اکبر فروتن انتشار آن آغاز گردیده است و پس از شماره اول متوقف گردیده است.
جوکار:
شماره اول این روزنامه در مرداد 1332 به مدیریت حسینعلی صاحب اختیاری در کرمان منتشر شده است و پس از چند شماره در نیمه همان سال انتشار متوقف گردیده است.
نامه هفتواد:
صاحب امتیاز این روزنامه به نام محمد ابراهیم باستانی پاریزی بوده و اولین شماره آن در آذر ماه 1336 در کرمان انتشار یافته است. آخرین شماره این روزنامه تاریخ مهرماه 1337 را دارد و بعد از آن انتشار نیافته است. مطالب این نشریه جنبه ادبی، تاریخی و اجتماعی داشته و گاهی بحث های قضایی در آن دیده می شود که به وسیله آقایان عیسی ضیاء ابراهیمی و محد بصریان نوشته می شده است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:23
|
|
دانلود گفتگوی دکتر شجاع الدین شفا، پژوهشگر ارزنده ایرانی ، بعد از انتشار کتابش
با عنوان "پس از۱۴۰۰سال" .

قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:18
|
|
فيلد مارشال پارسي هند
مردي که ايران را «خاک پاک» مي خواند

پارسيان و همه آريايي هاي ايراني الاصل جهان جمعه، 27 ژوئن 2008، مرد بزرگي را از دست دادند که به سرزمين نياکان و فرهنگ ايراني عشق مي ورزيد. «سام هرمز جمشيد منکشا» فيلد مارشال پارسي هند 28 ژوئن2008 با تشريفات ويژه نظامي و با حضور مقامات ارشد اين کشور در گورستان پارسيان هند به خاک سپرده شد و رسانه هاي هند گزارش هاي مصور و مفصل درباره زندگاني و کارهايش منتشر ساخته اند. فيلم مستند کارهاي او قبلاً و به هزينه «يونسکو» تهيه شده است. وي که سوم آوريل 1914 به دنيا آمده بود يکي از دو فيلد مارشال تاريخ هند است. پدر او که يک پزشک پارسي بود و از گجرات به پنجاب نقل مکان کرده بود آرزو داشت «سام هرمز» پزشک شود که وي وارد دانشکده افسري شد و در برابر اعتراض پدر همان حرفي را زد که قبلاً به او در مورد سبيل گذاشتن زده بود. سام به پدرش گفته بود؛ من يک پارسي هستم؛ مردان پارسي سبيل نمي تراشند و سپاهيگري را بر پيشه هاي ديگر ترجيح مي دهند و او بايد افسر ارتش شود. «سام» آن چنان مهارت نظامي به دست آورده بود که با درجه سرواني فرمانده هنگ و آن هم هنگ «گورخا» شد و اين هنگ بود که در جريان جنگ جهاني دوم در جبهه برمه، ضدحمله به ژاپني ها آغاز کرد. در اين جنگ، سام گلوله خورد، زخمي شد و مدال گرفت. او در دو جنگ ديگر در شبه قاره شرکت جست. سام نه تنها دست به شمشير بلکه دست به قلم هم بود. در سال 1961 که خطر تصرف «لاداخ» از سوي چين احساس مي شد، سام هرمز جمشيد در مقاله يي از سياست هاي «کريشنا منون» وزير دفاع وقت هند انتقاد کرد و علناً نوشت که منون از فنون نظامي بي اطلاع است يا سوءنيت دارد. به همين دليل هنگامي که در سال 1962 نيروهاي هندي در لاداخ از برابر چينيان گريختند او را مامور جبهه کردند و سام که درجه ژنرالي داشت در فرماني خطاب به نظاميان تحت فرمان خود نوشت؛ مي دانيد که من يک پارسي ام و عقب نشيني در ذات ما گناه است. بنابراين، جز با دستور کتبي هرگونه عقب نشيني ممنوع است و مرتکب به دادگاه صحرايي فرستاده خواهد شد و تا من زنده باشم دستور عقب نشيني داده نخواهد شد. با همين فرمان، هنديان ايستادند و اراضي بيشتري را از دست ندادند. «سام» عقيده داشت که گفتن دروغ يا لب فرو بستن از مطلبي که آماده خروج از دهان است، فشاري سنگين بر اعصاب وارد مي سازد و باعث کوتاهي عمر خواهد بود لذا هرچه را که مي خواست مي گفت و با همه خودماني بود از جمله با نخست وزير هند. يک بار در حضور جمع، در برابر يک تصميم بسيار جدي نظامي بانو گاندي نخست وزير وقت هند گفته بود؛ اطاعت، عسلي (سويتي= شيرين). سام از سال 1969 تا 1973 رئيس ستاد ارتش هند بود. از کارهاي مهم او در اين مدت لشکرکشي به بنگال شرقي و شکست دادن و اسارت ده ها هزار نظامي پاکستاني ازجمله چند ژنرال و هموار ساختن راه براي تاسيس جمهوري بنگلادش بود. کار ديگر او طرح توليد مشترک اسلحه با دولت مسکو بود که هنوز ادامه دارد. وي در سال 1969 به شاه (پهلوي دوم) در سفر هند بود اندرز داده بود او نيز اين طرح را دنبال کند و خود را از چنگ امريکا نجات دهد که سلاح هاي از رده خارج شده اش را تا چند برابر ارزش به ايران مي فروشد و قسمتي از درآمد ايران از نفت را به عنوان دستمزد مستشارانش که نظامياني درجه دوم هستند، مي گيرد.
فيلد مارشال سام هرمز منکشا (بر وزن ملکشاه) در سال 1973 خود را بازنشسته کرد ولي تا سال 2004 (90سالگي) در هر مراسم نظامي و رژه واحدها با لباس فيلدمارشالي و نشان هايش شرکت مي کرد. وقتي رسانه هاي هند در اکتبر 1980 نظر او را درباره حمله نظامي عراق به ايران پرسيده بودند، گفته بود؛ حيف که پير شده ام وگرنه به ايران مي رفتم و داوطلبانه در دفاع از سرزمين نياکان شرکت مي جستم. به گزارش رسانه هاي هند وي در اظهارات خود از ايران به عنوان «خاک پاک» ياد کرده بود. وي درباره حمله صدام به رسانه ها گفته بود؛ برويد ببينيد که پشت سر اين حمله چه قدرتي قرار دارد؛ جنگ ادامه سياست است. اين پارسي بزرگ در 94سالگي از بيماري ريه درگذشت و در کنار گور همسرش به آيين زرتشتيان مدفون شده است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:44
|
|

گفتگوی محسن پزشکپور با کیهان هوایی در مورد توطئه جدایی بحرین
(قسمت چهارم)
(کیهان هوایی ـ چهارشنبه 6 آبان 1371)
مصاحبه سرور پندار با کیهان هوایی بخش اول
مصاحبه سرور پندار با کیهان هوایی بخش دوم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:17
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:11
|
|

حجم فایل ۳.۳۷ مگابایت
در این شماره می خوانید:
گفتگوی سرور پندار با کیهان هوایی(بخش چهارم)
توضیحاتی پیرامون نشریه پیام ایرانی
مصاحبه سردار اسعد بختیاری با مجله تاریخ شرق ۱۹۰۹
نبرد بر سر هست و نیست
تحریم خیمه شبازی انتخابات راهگشای جنبش مردم سالاری ایرانیان
نظر پان ترکیست ها در پیرامون ترکان(۲)
آستارا در غائله یک ساله فرقه دموکرات آذربایجان
نگاهی گذرا بر تاریخ پان ایرانیسم(بخش ۶۵)
اخبار حزبی
کالبد شکافی روشنفکران دینی(قسمت ششم)
جدال در خلیج فارس
نکته ها از نکته سنج
یادی از سرور آشوب
محفل پندار ، همچنان گرم است
نامه دردمندانه ژنرال علی اکرم همت زاده، رهبر تالشان ایران شمالی
هشدار سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نسبت به اقدامات امارات
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:35
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 19:50
|
|
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات