تبليغاتX
ميناي كرمان

ميناي کرمان
نگاره روز
پيام گرداننده

درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنما دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از افزارهاي اين تارنما خواستارم كه تا پايان برگه اين تارنما را ببينيد .

   ...............................   اين تارنما را برگه خانگي خود كن !    به مدير تارنما رايانامه بزنيد !    ذخيره كردن برگه!   اضافه کردن اين تارنما به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لوگو
مقالات
جستجوگر

  
            
     در كل اينترنت
     در اين تارنما

بايگاني
رسانه ها
سايت امروز

کرمان خبر

نشريه کويران

ايسنا ،منطقه کوير

آيت الله العظمي صانعي

خبرگذاري تابناک

خبر گذاري آفتاب

فرمان آريا

هزاره‌هاى پرشكوه





امرداد، نخستين تارنماي پارسيان و زرتشتيان در ايران























































                    

در شماره ۱۰۸ می خوانید:

گفتگوی سرور محسن پزشکپور در مورد جزایر سه گانه(بخش سوم)

خون شهدای سوم شهریور می جوشد...از سرور مهندس رضا کرمانی

منافع ملی ایران در منطقه قفقاز (بخش اول)...از سرور مهندس هومن اسکندری

نبرد بر سر هست و نیست (بخش سوم)... از سرور دکتر فرشید سیمبر

کالبد شکافی روشنفکران دینی(بخش پنجم)...از سرور منوچهر یزدی

نگاهی گذرا بر تاریخچه پان ایرانیسم (بخش 64)...از سرور مهندس رضا کرمانی

اخبار حزبی

عملکرد حاکمیت فرقه ای و عدم شناخت منافع ملی در بحران قفقاز...از سرور اتروپات

کشف سنگ نگاره های باستانی در مازندران

پرسش از تاریخ (بخش ششم )....از سرور شهرام یزدی

به انگیزه ی هشتم خرداد و سالروز شهادت علیرضا رئیس

بيانيه حزب در مورد عدم برگزاري كنگره

زخیره کنید

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 13:9 | |

 

هوانیروز کرمان رتبه اول نگهداری بالگرد در کشور را کسب کرد.

پایگاه هوانیروز کرمان همچون سال گذشته رتبه نخست تعمیر و نگهداری بالگرد در کشور را به خود اختصاص داد.

پایگاه هوانیروز کرمان که پشتیبانی هوایی سه استان کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان را بر عهده دارد، امسال شانزدهمین سال پرواز بدون سانحه را پشت سر می گذارد و در کنار آن، مقام اول را در تعمیر و نگهداری بالگرد در دو سال اخیر در کشور به خود اختصاص داده است.

طی چند هفته گذشته نیز سه فروند بالگرد 206 کبرا و 214 هوانیروز با تلاش کارکنان این پایگاه بازسازی و به ناوگان هوایی نیروی زمینی ارتش ملحق شد.

پاینده ایران:

گروه جوانان پان ایرانیست استان کرمان نیز ضمن عرض خسته نباشید به کادر زحمتکش پایگاه هوانیروز کرمان، کسب رتبه نخست در نگهداری بالگرد در کشور را به تمامی کادر دلسوز و میهن پرست این پایگاه شادباش می گوید و از خداوند منان برای ایشان توفیق خدمت در راه ایرانزمین را خواستار است.

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:56 | |

                 

تارنمای حمایت از علی کردان راه اندازی شد!

 

         

         

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:45 | |


در ادامه مطلب نامه سر گشاده استاد محترم را میخوانید:


حالا می خواهم اتفاقی که برای خود بنده، دقیقا یک ماه قبل از سفر تاریخی،انقلابی، اسلامی و دشمن شکن! احمدی نژاد به سرزمین کفرو جهانخواری و لعنتی! امریکا اتفاق افتاد را تشریح کنم تا خودتان قضاوت کنید چقدر درایران آزادی بیان وجود دارد و فرمایش رئیس جمهور چقدر حقیقت دارد.
من مدرس دانشگاه هستم وامسال ترم تابستان قرار شد که برای دو کلاس درس جامعه شناسی را تدریس کنم. نود درصد دانشجویان این دانشگاه شاغل هستند و اکثرشان هم در نهادهای امنیتی کار می کنند.من بنا به عادت و روش تدریس ام، برای فهم بهتر مباحث از مثال استفاده می کنم و سعی هم می کنم که به جای اینکه از کره مریخ و کهکشان راه شیری! مثال بیاورم از جامعه خودمان که کلکسیونی از پدیده هاست، مثال بزنم. در دو جلسه مانده به اتمام کلاسها موضوع درس، درباره نهادهای سیاسی و نقش آنها در جامعه بود.من هم طبق روال همیشه سعی کردم،ازساختار دولت کشور خودمان(توجه داشته باشید نه حکومت ونه نظام بلکه فقط دولت) را به عنوان نهاد سیاسی برای عینیت بخشیدن به موضوع درس آنالیز کنم.خلاصه آنکه من پنچ دقیقه ای درباره عملکرد دولت نهم و کارنامه دولت احمدی نژاد و مقایسه آن با دولت فرهیخته خاتمی صحبت کردم.درحین صحبت دیدم که برخلاف همیشه که من دانشجویان را موظف کرده بودم که موبایل شان را حتما در کلاس خاموش کنند، دانشجویی دارد با گوشی موبایلش بازی میکند. چندان توجهی نکردم وفقط تذکری دادم و گذشتم. این دانشجو که”ایوبی” نام دارد از بچه های تیم حفاظت ریاست جمهوری و عضو تیم حفاظت حاج داوود احمدی نژاد بود.کلاس تمام شد و قرار شد هفته بعد آخرین جلسه ترم تابستان برگزار گردد.در دفتر کارم بودم که موبایلم زنگ زد.از دانشگاه بود. مسئول حراست دانشگاه که خانمی به نام دهنوی بود وتازه از همان دانشگاه فوق دیپلم گرفته بود، با تکبر و غرور وتحکم خاصی گفت:”آقای ذوالقدر تمام کلاسهای شما حذف شده و شما دیگر حق ندارید به دانشگاه بیایید” پرسیدم چرا؟ گفت: “حکم از بالا بوده و از نهادهای مختلف از جمله نهاد ریاست جمهوری تماس گرفتند ودستور داده اند که کلاسهای شما همه لغو بشود و اسمتان هم از سایت هیات علمی دانشگاه حذف شده است
در کمال ناباوری پرسیدم به چه علت؟ گفت:” صحبتهایی که در کلاس داشتید توسط فلانی ضبط شده و در اختیار حراست مرکز و چند نهاد دیگر قرار گرفته است و درنهایت شورای حراست تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته شد که تمامی کلاسهای شما حذف شود و اسمتان هم از سایت دانشگاه حذف شود در این رابطه نامه ای هم حراست برای شما تهیه کرده که بیایید و نامه را تحویل بگیرید.حق التدریس تان هم پرداخت نمی شود.”
فورا رفتم سراع اینترنت و دیدم بله.راست میگفت. اسمم از سایت اساتید دانشگاه حذف شده و جلویش نوشته شده که باید برای تعیین تکلیف به امور مدرسان مراجعه کنم. این دیگراوج عدالت دولت مردمی! و عدالت محوراحمدی نژاد بود که در گرمای تابستان روزی شش ساعت سرکلاسها حاضر شده بودم و حال دانشگاه حق و حقوقم را نیز نمی دادند.
بلافاصله گوشی همراهم زنگ زد، شماره نیفتاده بود.گوشی را برداشتم. مردی با صدای لرزان وعصبانی شروع کرد به فحش دادن که فلان فلان شده حالا به رئیس جمهور توهین میکنی؟ حالا ببین چطوری به غلط کردن می افتی. پرسیدم شما کی هستی که داری خط و نشون میکشی؟ هیچ غلطی نمی تونید بکند.گفت حالیت می کنیم.
خلاصه از آن لحظه مزاحمت ها شروع شد ومن هم ناچار فردای همانروز دوتا سیم کارتم را از بین بردم تا اعصابم به هم نریزد.
دو روز بعد به دانشگاه مراجعه کردم تا نامه ای که حراست برایم نوشته بود را تحویل بگیرم.در بین دانشجویان ولوله بود.با دیدن من همه شان بطرفم آمدند و می گفتند: استاد چرا نمی خواهید از ما امتحان پایان ترم بگیرید.گفتم که من مشکلی ندارم دانشگاه اجازه نمی دهد.فهمیدم که به دانشجویان گفته اند خود استاد نمی خواهد امتحان بگیرد.دانشجوها می گفتند ما در گرما آمدیم سرکلاس حالا چرا باید این درس را یکبار دیگر در ترم بعد از اول باید بگذرانیم؟ گفتم از مسئولان بپرسید. وقتی نامه حراست را نشان دادم و ماجرا را گفتم همگی واکنش نشان دادند که یعنی چی؟ با حذف کلاس شما مشکل مملکت حل میشه؟ یکی میگفت پس باید استاد در کلاس لال بشه؟ یکی میگفت فلانی صدای شما رو ضبط کرده و برده ریاست جمهوری. یکی میگفت اینهم شد مملکت داری.خلاصه هر کس چیزی میگفت.این بحث ها همه در بیرون دانشگاه وپنجاه متر دورتر از دانشگاه انجام می شد که یکباره دیدم نگهبان دانشگاه به طرفم آمد و با کلی عذر خواهی گفت که مسئول حراست دانشگاه می گوید شما باید هر چه زودتر از اینجا بروید و حق ندارید تا یک کیلومتری دانشگاه هم بیایید.این حرف باعث واکنش دانشجویان وخود من شد که آقا جان ما جلوی در مردم هم نمی تونیم وایستیم؟

من نامه را گرفتم (نامه ای که تصویر آن را اینجا می بینید) چند روزی هم گرفتار مشکلات شخصی بودم تا اینکه بعد از دو هفته برای پیگیری موضوع به اداره کل حراست مرکزی دانشگاه رفتم. گفتند باید با فردی به نام آقای ظهوری صحبت کنم. موضوع را همین طوری که الان نوشتم با ایشان در میان گذاشتم و یک شماره از مجله ام را که همراهم بود را نیز به وی دادم و از من شماره تلفن گرفت وقول داد که موضوع را پیگیری کند. رفت با مدیرکل حراست صحبت کرد و برگشت و گفت که ما از اقدامات انجام شده بی خبریم وحراست استان تهران این کار را کرده و من پیگیری می کنم و نتیجه را به شما اطلاع می دهم.
سه چهار روز بعد از آنروز فردی با من تماس گرفت وگفت که نامش الهی است
(
البته مانند دکتر کردان خودش را دکتر هم معرفی کرد که بعدا کاشف بعمل آمد که آقای الهی لیسانس دارد!!) و مدیر کل حراست استان تهران دانشگاه علمی کاربردی است.موضوع را جویا شد.جریان را گفتم. با اظهار تاسف ساختگی از مشکل بوجود آمده گفت:” شما یک شخصیت فرهیخته هستید و نباید کسی مثل خانم دهنوی که تازه سر از تخم بیرون آورده با شما اینطوری برخورد کند.من حتما با ایشان برخورد خواهم کرد.”خودش را به آنراه زد که گویا اصلا روحش هم خبر ندارد که خودشان چه توطئه ای به نام ریاست جمهوری و نهاد های امنیتی درست کرده اند.قول داد که هفته بعد جلسه ای با هم داشته باشیم تا مسئله حل بشود.
قرار جلسه گذاشته شد و من طبق عادت، سر وقت در محل دفتر این فرد (الهی) در خیابان کبکانییان در خیابان فلسطین حاضر شدم. یک ربع هم گذشت. مسئول دفترش که جوانکی تازه به اسلامیون پیوسته و بر پشت لبش مو سبز شده بود، گفت حاج آقا! ( منظورش الهی بود که قطعا تا شاه عبداعضیم خودمان هم نرفته بود چه برسد به مکه) رفتن جلسه. گفتم مگر قرار نداشتیم.گفت حالا یک روز دیگه. گفتم شماره اش را بگیرید تا صحبت کنم. حاج آقا!! را گرفت و الهی در کمال بی ادبی گفت روزهای دیگه بیایید تا موضوع را بررسی کنیم. گفتم شما با چه مجوزی و بر اساس کدام رای دادگاه صالحه اسم من را از لیست اساتید حذف کردید؟ من اگر از اینجا بروم مستقیم می روم و این موضوع را رسانه ای می کنم. با کمال بی شرمی گفت :” ما نیاز به حکم نداریم خودمان هرطور تشخیص بدهیم عمل می کنیم. من سی دی شما رو دارم که به احمدی نژاد انتقاد کردی ما از خدامونه که شما اینو بنویسید و یا مصاحبه کنید اونوقت دیگه ثابت میشه که شما ضد انقلابید!!.”
گفتم حتما این کارو میکنم که شما هم تکلیفتان را بدانید.حالا هم این موضوع را نوشتم تا خود شما قضاوت کنید در این مملکت چقدر آزادی پس از بیان وجود دارد.؟ هنوز هم نه حق و حقوق بنده را داده اند و نه اجازه تدریس می دهند.
حالا آقای احمدی نژاد باید پاسخگو باشد که چطوری یک نفر عضو تیم حفاظت ایشان که هنوز فوق دیپلم هم ندارد به خودش اجازه می دهد به نام “نهاد ریاست جمهوری”مسئولان دانشگاه را تحت فشار بگذارد تا تمامی کلاسهای یک استاد را حذف کنند و او را ممنوع التدریس کنند؟؟
این بود عدالتی که ایشان میخواست به ملت هدیه بدهد؟ آنهمه ادعا در مصاحبه با رسانه های خارجی و دم ازوجود آزادی در ایران زدن یعنی همین؟ واقعا جا دارد ایشان حداقل!! برای مادام االعمر رئیس جمهور شوند. ده دور ریاست جمهوری هم برای ایشان کم است. ریئس جمهوری که روی گروهبان تیم حفاظت خود کنترل ندارد چگونه می خواهد بر مملکت کنترل داشته باشد؟ در دوران هشت سال ریاست جمهوری سید اولاد پیامبر خاتمی بزرگ، انواع لجن پراکنی ها از سوی کیهان و رسالت و انحصار طلبان بر علیه این فرد بی همتا و دولت اصلاحات انجام شد آیا کسی ممنوع التدریس شد؟ آیا درس استادی بخاطر انتقاد حذف شد؟

جالب اینجاست که خانم دهنوی مسئول حراست دانشکده می گفت فلانی اگر مسئله اخلاقی بود خیلی راحت قابل حل بود. ولی چون با سیاست ارتباط پیدا کرده نمی شود کاری کرد!!! بی اختیار یاد فردی افتادم که می خواست با مبارزه اخلاقی و بوسیله ازاله بکارت با رژیم فاسد شاه مبارزه کند.هرچند که خدا اجر این فرد را نداد اما دولت نهم اجرش را داد و حسابی رنج مبارزاتش را!! تلافی کرد!

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:1 | |

 

"آران" چگونه آذربایجان نام گرفت؟

 پژوهشی بر پیدایش نام "آذربایجان" با نقدی بر برداشت های نادرست و چگونگی گذارده شدن نام آذربایجان بر "آران" ... 

نویسنده: محمد رضا محمد قلی زاده

 پیشگفتار:

هنگامى ‌كه شعله‌هاى جنگ جهانى نخست به خاموشى گراييد، دگرگونى هايى در جغرافياى سياسى و حاكميت بسيارى از كشورهاى پديد آمد. در روسيه فرمانروايى بيش از 300 ساله خاندان رومانف در اثر گرفتارى ناشى از جنگ و ناآرامى‌هاى درونى در سال 1917 م. به پايان رسيد و پس از وقفه اى چند ماهه دولت بولشويكى لنين به عنوان نخستين حكومت كمونيستى جهان زمام امور را به دست گرفت و براى رويارويى با نيروهاى وفادار به تزار و استوار كردن قدرت خود در نخستين گام با دادن امتيازاتى پيمان سازش با آلمان‌ها و هم پيمانانش بست و از صحنه جنگ بيرون رفت. بدين ترتيب سازمان نيروهاى روسى مستقر در صفحات شمالى ايران و قفقاز دچار فروپاشى گرديد و ارتشيان عثمانى در بيشتر مناطق توانستند پيش روى كرده و جايگزين آن ها شوند.

مردمان قفقاز متشكل از گرجى ها، ارامنه و مسلمانان در شرايطى كه سلطه روسى‌ها را بر خود نمى‌ديدند براى اعلا‌م جدايى از روسيه، فدراسيون قفقاز را به وجود آوردند. اما با پيشروى و تعرض ترك‌هاى عثمانى اين سازمان نو بنياد فرو پاشيد و زمينه براى پيدايش و اعلا‌م موجوديت جمهورى‌هاى سه گانه قفقاز، يعنى گرجستان، ارمنستان و آذربايجان ! در ماه مه 1918م. فراهم گرديد.

در اين رويكرد آن چه كه مايه شگفتى شد و واكنش هايى را برانگيخت، گزارده شدن نام آذربايجان به سرزمين بالا‌ى رود ارس بود كه در گذشته هرگز به اين نام خوانده نشده بود. سرزمينى كه در طول تاريخ با نام‌هاى آلبانياى قفقاز (در متون يونانى)، الوانك و آغوانك (در متون ارمنى) و آران و الران در متون اسلا‌مى‌ (فارسى، عربى و تركى ) ناميده مىشد.

جدايى آران به همراه ديگر سرزمين‌هاى قفقاز زخمى بود كه در جنگ‌هاى ايران و روس بر پيكر ايران وارد شد و اين بار اعلا‌م استقلا‌ل پس از 90 سال با نامى‌غير حقيقى نگرانى‌هاى ديگرى را برانگيخت. بديهى است اگر مسلمانان قفقاز براى نامگذارى جمهورى نوبنياد خود از نام هايى چون آران و يا شروان كه با واقعيت‌هاى تاريخى سرزمين شان منطبق مى‌نمود، بهره مى‌بردند، هيچ كس نمى‌توانست به كار آن‌ها خرده‌اى بگيرد. ليكن ناشايستگى اين نامگذارى و افزون بر آن، وابستگى هيات حاكمه آران به تركان عثمانى كه همزمان با حضور ايشان در قفقاز، آذربايجان را به اشغال خودشان در آورده بودند اين گمان را تقويت مى‌كرد كه توطئه اى براى جدا كردن آذربايجان از ايران در حال انجام است.

پايدارى اين جمهورى تازه پديد بيش از دو سال به درازا نكشيد و تركان كماليست آن‌ها را به دولت بولشويكى لنين فروختند و آران با نام تازه خود يعنى آذربايجان همراه با دو جمهورى ديگر قفقاز، ارمنستان و گرجستان ضميمه شوروى گرديد. حاكمان شوروى نيز نه تنها جبران مافات نكردند و نام آذربايجان را با عنوان جمهورى شوروى سوسياليستى آذربايجان براى سرزمين آران نگه داشتند، بلكه با تئورى پردازى‌هاى نادرست و تاريخ سازى‌هاى دروغين و ادعا كردن كه: آذربايجانيان، از ابتدا يك ملت و قوم بوده‌اند كه سرزمين آن‌ها در جنگ‌هاى ايران و روس دو نيم گشته، بخش شمالى آن در مسير پيشرفت و ترقى و آزادى و رفاه قرار گرفته و بخش جنوبى آن! در دست زمامدآران مرتجع ايران اسير مانده است!

با فروپاشى شوروى و استقلا‌ل جمهورى‌هاى قفقاز در سال 1990 ميلا‌دى سوگمندانه اين انديشه هم چنان به عنوان هويت قومى ‌و ملى باقى مانده و از سوى زمامدآران و محافل به اصطلا‌ح فرهنگى آن كشور با شدت بيشترى ترويج مى‌گردد.

از آن جايى كه امواج برخاسته از كانون تبليغاتى همسايه شمالى تا اندازه‌اى توانسته است در چند دهه گذشته بر ذهن و انديشه شمارى از ساكنين اين سوى ارس تاثير گذارد لذا به نظر مى‌رسد بررسى انگيزه‌ها و سير رخدادهايى كه نام آذربايجان را بر آران رقم زد و نگه داشت و نيز پيامدهاى آن از ابتدا تا كنون، از ضرورت هايى است كه مى‌بايستى بيش از پيش وجهه همت پژوهشگران و نويسندگان قرار گيرد تا با نماياندن سره از ناسره، از گرفتارى‌هاى بيشترى كه ممكن است دامنگير كشور گردد جلوگيرى شود.

اين نوشته نيز مى‌كوشد با مطرح نمودن جغرافياى تاريخى آذربايجان و آران، چگونگى پيدايش نام آذربايجان و ... گامى‌هر چند ناچيز در اين راستا بردارد. ولله معين


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:48 | |

:: نوشته هاي پيشين
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:منافع ملی قربانی سیاست"روسیه محوری"در روابط خارجی
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول‌‌ وهابی‌ها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی