
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74
به نام خداوند جان و خرد
طنزی کوتاه اما خواندنی

دکتر پیام آذربایجانی-ارومیه1387
پندم چه دهی نخست خود را روشن کمری زپند در بند
چون خود نکنی چنان که گویی پند تو دروغ بود و ترفند
تجمع 10 اردیبهشت و اعتراض به ادعاهای واهی امارات عربی متحده، جدای از هدف کلی خود یعنی اعاده هویت ملی و ایستادگی در مقابل دشمن خارجی ،چهره بسیاری را به جامعه و سایرین شناساند، افرادی که نه تنها در حاشیه بودند و بلکه هیچ نقشی نیز در برپایی تجمع و حتی هدف از برپایی تجمع را نداشته و نمی دانستند، بعد از تمام شدن ماجرا خواستند خودی نشان دهند و بگویند، آری ما هم هستیم.
یکی از طنزگونه ترین واکنش به تجمع 10 اردیبهشت، بیانیه حزب کمونیست کارگری ایران بود، که در بیانیه خود تجمع 10 اردیبهشت را محکوم کرده و هدف از این تجمع را زورگویی به ملت های ستم دیده "غیر فارس!" و توده اعراب حاشیه خلیج فارس و برگذار کنندگان آن را عده ای وابسته به امپریالیسم دانسته بودند. بعد از صدور این بیانیه ، شبکه وابسته به حزب کارگری ، "کانال جدید"، با تحلیل های بسیار، وطن پرستی را ابزاری در دست امپرالیسم معرفی کرد. و در بیانیه نیز، بهترین راه را برای حل این ماجرا، "خلیج" خواندن خلیج فارس اعلام کرده ، تا بعدا آقایان خود نامی برای خلیج انتخاب کنند. و لابد با وجود این شواهد، انتخاب نامهایی مانند "خلیج کارگری"، "خلیج لنین"، و شاید هم بهتر از همه "خلیج کشتار تبتی ها توسط دولت کمونیست چین" بهترین نامها برای خلیج فارس است.!
اصغر کریمی، در گفتگو با کیوان جاوید، در برنامه انترنالسیونال مورخ 17/2/87، وطن پرستی را پدیده ای توصیف کرد که از سوی امپریالیسم بین المللی برای استعمار و استثمار توده های جهان و از جمله توده های ایران به کار می رود.
در این رابطه و با آشنایی با کلیت تفکرات چپ ،چندین سوال مطرح می شود که ذهن همگان را به خود مشغول می سازد.
1- با شمارهای اعلام شده در زیر نویس شبکه ماهواره ای "کانال جدید"، که برای تماس با دست اندکاران این شبکه اعلام شده است، مشاهده می شود که کدهای اعلام شده برای کشورهای نظیر بریتانیا(0044) و یا کانادا می باشد. و اولین سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا مبارزین راه پایداری بشر در مقابل امپریالیسم، در کشورهای دست به مبارزه می زنند ، میتینگ می گذارند و کانال تلویزیونی تاسیس می کنند که مبدا و منشا امپریالیسم هستند؟ و نظام سرمایه داری آن کشورها بر بازار اقتصادی جهان سایه افکنده است؟
و چرا این مبارزین مبارزات خود را از کشورهای رفقای چینی، کوبایی و یا ونزوئلایی ادامه نمی دهند؟ مگر می شود در خانه دشمن نشیمن داشته باشی، با امکانات دشمن تلویزیون تاسیس کنی و بعد بر ضدش برنامه بسازی؟
2- مگر نمی گویید جهان وطنی هستید؟ مگر نمی گویید وطنی ندارید و تنها به خوشبختی توده ها می اندیشید؟ پس چرا همواره فقط به ایران و ناسیونالیسم ایرانی می تازید؟ این همه کشور، این همه توده، این همه امپریالیست در نزدیکیتان، در انگلستان، آمریکا و کانادا، شما که به ریشه نزدیکتر هستید، ریشه را بخشکانید که کار تمام است! پس چرا نقد را رها کرده و نسیه را چسبیده اید؟ کشور و ملت هم که برای شما معنایی ندارد، پس چرا، همواره می خواهید کشوری را در دست گیرید که حتی خود نیز در پیروزی کمونیسم در آن شک دارید و بارها در انجمنهای خود و با سخنرانهای فراوان احتمالات مختلف رابررسی کردید؟ که آیا کمونیست در ایران پیروز خواهد شد؟ یا نه؟
3- و آخر اینکه مدل شما برای حکومت آینده ایران چیست؟ شوروی؟ چین؟ کره شمالی؟و یا کوبا؟ و یا فقط کار، نان، آزادی حکومت شورائی؟ خب هر سه مورد کار، نان و آزادی را که در غرب دارید، اینها را هم که امپریالیسم هم می تواند به شما بدهد؟ پس چه لزومی دارد که انقلاب کنید؟
نه نقد است، نه دعوا، تنها سوالیست که باید پرسیده شود، چرا که با عملکرد کنونی سازمان های چپ و حزب کمونیست کارگری ایران در روزگار ما، نه تنهاتضادها در مبارزه علیه امپریالیسم آشکار می شود بلکه تمامی تفکرات مارکسیستی نیز به زیر سوال رفته است.
دکتر پیام آذربایجانی-1387
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:13
|
|
به نام خداوند جان و خرد
در کجای جهان ایستاده ایم؟

نگاهی بر وضعیت ، اقتصادی ایران در اردیبهشت 1387
بابک ایرانمنش- کرمان
سال 87 به عنوان آخرین سال پیش روی دولت نهم ، این دولت را با چالشهای بسیاری روبرو کرده است. با گذشت حدود یک ماه و نیم از سال جاری بحران اقتصادی به اوج خود رسیده و در کنار بحران سیاسی کشور چنان وضعیتی را برای ما رقم زده است که دیگر از نایب امام زمان(عج) نیز کاری ساخته نیست.
بحران های را که کشور عزیزمان به لطف حاکمیت فرقه ای و دولت ولایتمدار نهم در آن گرفتار است را به واقع می توان با بحرانهای ایران عهد قاجار مقایسه کرد. چند سویی و فرقه ای شدن "حاکمیت تبعیضها"، نداشتن کفایت و سیاست لازم از سوی مسئولین حاکمیت برای رفع بحرانهای کشور وملت ، کمبود منابع غذایی و افزایش سرصام آور قیمت کالاهای مصرفی ، سوخت و مابحتاج ضروری غذایی نظیر گندم و برنج.
رشد تورم از سوی حاکمیت 21% اعلام شده است و این رقم از سوی منابع معتبر 19% اعلام شده است که ایران را در صدر کشورهایی قرار می دهد که دارای تورم دو رقمی هستند. و دولت احمدی نژاد عواملی همانند خشکسالی و تحریم های آمریکا علیه ایران و افزایش تورم جهانی را عامل اصلی بحرانهای اقتصادی و افزایش تورم در ایران معرفی کرده و با تبرعه خود از اتهامات، با بی شرمی تمام مردم را به صرف جویی و به زبان ساده تر قبول بحران اقتصادی و کنار آمدن با آن دعوت کرده است.
دکتر رئیس دانا ، اقتصادان در گفتگو با بخش فارسی صدای آمریکا با بیان اینکه خشکسالی مختص سالی جاری است و رشد تورم در ایران از ماه های آخر سال پیش به اوج خود رسیده است عنوان کرد: تمام معاملات خارجی کشور با یورو و ارض غیر آمریکایی انجام می شود و تورم جهانی هیچگاه تا بدین حد بر اقتصاد ایران اثر نگذاشته بود، دلایل دولت نهم را در افزایش قیمتها غیر قابل قبول دانست.
همچنین جمیل علیزاده شایق دبیر انجمن برنج ایران با اعلام غیر منطقی بودن افزایش برنج و عرضه این محصول با قیمت 000/50 ریال به قرارهر کیلو عنوان کرد: برنجکاران هیچ سودی از این افزایش کاذب قیمت نمی برند، زیرا آنها تولید خود را حداکثر تا پائیز سال 86 به فروش رسانده اند و قیمت فروش محصول آنها نیز کاملا شفاف و طبیعی بوده است.
از سوی دیگر با اعلام خشکسالی بی سابقه سال 87(همانند سالهای گذشته) وزارت نیرو با بیان این نکته که با توجه به خشکسالی شدید در سال جاری با بحران آب و قطع برق مواجه هستیم مردم را به صرفه جوئی دعوت کرد و در همین راستا و با وجود خطر جدی خاموشی در کشور(طبق اعلام حاکمیت) جرائد کشور خبر از امضای قرارداد صدور برق به ترکیه را در این شرایط بحرانی گذارش کردند. وزارت نیرو از صادرات 5/1 میلیارد کیلوات ساعت برق به کشور ترکیه را اعلام کرده است و از آن دفاع می کند. این خبر از سوی پرویز فتاح ، وزیر نیروی دولت نهم در حالی اعلام می شود که دستور غیر علنی وزیر نیرو به نیروگاه های سراسر کشور برای تولید برق در روزهای سرد زمستانی سال گذشته کمبود برق و خاموشی های گسترده در سراسر کشور را عینیت بخشید، تا مسئولان وزارت نیرو همچون سال گذشته در همین تاریخ بگویند: امسال خاموشی برنامه ریزی شده ای نخواهیم داشت!
و همچنین خط فقر در ایران از سوی کارشناسان 400 هزار تومان تعین گشته و 50% جمعیت ایران را زیر خط فقر دانسته است.
با تمامی این اوصاف و رسیدن بحران به اوج خود ، آیت الله خامنه ای رهبری حاکمیت،در شیراز از اقتدار و همبستگی ملت ایران در برابر بیگانگان و متجاوزین سخن به میان آورده و علت های اصلی عقب ماندگی کشور را دست های بیگانه عنوان کرده است.
صحبت های پرویز داوودی، معاون اول رئیس جمهوری نیز که در میان مدیران بخش رفاه و تامین اجتماعی حضور یافته بود، قابل توجه است. معاون رئیس جمهوری در جملاتی از وزارت رفاه به دلیل جبران آسیب های ناشی از تورمی که سیاست های غلط دولت نهم مسبب آن بوده است، قدردانی کرد و در این باره افزود: اگر رئیس جمهوری با قدرت در برابر نظام سلطه می ایستد و مواضع بر حق ما را حفظ می کند و با محاسبات واقع بینانه اش به عنوان شاگرد خلف مقام معظم رهبری عمل می کند و با این حرکت هاست که ساعت به ساعت استکبار و سلطه به عقب برمی گردد و ما به جلو حرکت می کنیم!
متاسفانه از آغاز سال جاری تا بدین لحظه عملکرد دولت نهم در ضمینه رفع بحرانهای اقتصادی کشور و توجیه این عملکردهای غیر عاقلانه و غیر منطقی چنان بی شرمانه و غیر قابل دفاع است که علاوه بر ملت، صدای خود آقایان حاکمیت را نیز درآورده است. و جناح اصلاح طلب و در راس ایشان مهدی کروبی با اعتراض به عملکرد محمود احمدی نژاد و توجیه غیر منطقی مسائل خطاب به احمدی نژاد افزود: به جای انتساب مدیریت خود به امام زمان(عج) مشکلات را به خشکسالی، به آمریکا و یا دولت های پیشین حواله دهید این منطقی تر و ساده تر است.
آری، متاسفانه، حاکمیت فرقه ای و فرزند خلف آن دولت نهم! چنان بازی کثیفی را بر سر زندگی ملت و کشور ایران شروع کرده است که کشور را به مرزهای خطرناکترین پیامدها سوق داده و همچنان نیز با توجیه غیر عقلانی از وضعیت موجود نه تنها چاره ای برای پایان بحرانها نمی کند بلکه بازی با کلمات را آغاز کرده و مردم ایران و آرمان های ایشان را به سُخره می گیرند. و در بدترین شرایط به دنبال بدتر هستند.
بابک ایرانمنش-کرمان23اردیبهشت87
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 12:47
|
|
شبی که آینه بی جرم سنگباران شد


دكتر عاملي تهراني که بود؟
1.دكتر محمدرضا عاملي تهراني در 10 دي ماه 1306 خورشيدي در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان امير معزي و تحصيلات متوسطه را در دارالفنون و ايرانشهر به پايان رسانيد و در دانشكده پزشكي به تحصيل پرداخت و به اخذ درجه دكترا در زمينه بيهوشي نائل گرديد.
2. در سال 1344 به عضويت هئيت علمي دانشكده پزشكي دانشگاه تهران برگزيده شد و در دانشكده پزشكي تدريس ميكرد. دكتر عاملي تهراني در دوره بيست و دوم از مهاباد و در دوره بيست و چهارم از تهران به نمايندگي مجلس انتخاب گرديد.
3. دكتر عاملي تهراني كه قائم مقام دبير كل حزب پان ايرانيست بود هنگام طرح ِ لايحه (1) بحرين در مجلس شوراي ملت دولت را استيضاح كرد و به همين جهت در دوره بيست و سوم هيچ يك از پان ايرانيستها به مجلس راه نيافتند. فقط دكتر فضلالله صدر كه در همين جريان از حزب پان ايرانيست جدا شد و حزب ايرانيان را تشكيل داد انتخاب گرديد.
4. دكتر عاملي تهراني هنگام دبير كلي دكتر باهري در حزب رستاخيز ايران به قائم مقامي دبير كل انتخاب شد و در دولت شريف امامي به وزارت اطلاعات و در دولت ارتشبد ازهاري به وزارت آموزش و پرورش منصوب گرديد.
5. هنگام شركت در دولت شريف امامي براي بررسي وضع آتش زدن سينما ركس آبادان به آن منطقه رفت و گزارشي تهيه كرد كه آخوندها را مسئول آن دانست ولي دولت وقت مصلحت انتشار گزارش او را نديد وي بعد از انقلاب دستگير و به خاطر همين گزارش هم به جوخه اعدام سپرده شد.
6. دكتر عاملي تهراني هيچگونه ثروت و اندوختهاي نداشت و با مصادره اموال او و بستگانش اگر مختصر ثروتي هم داشت به يغما رفت. همسر شريف و فرزندان او در مضيقه كامل بودند و نميدانم در چه وضعي هستند؟ (همه دارایی ایشان یک ماشین پیکان و تعدادی کتاب بود.ایشان در خانه ءکرایه ای زندگی میکرد)
دكتر محمدرضا عاملي تهراني انساني بزرگوار و پزشكي برجسته و سياست پيشهاي خوشنام
در دوره بيست و دوم مجلس شوراي ملي كه يك گروه پنج نفري از حزب پان ايرانيست انتخاب شده بودند دكتر محمدرضا عاملي تهراني چهره درخشاني در مجلس شوراي ملي بود كه هر بار به سخن ميپرداخت حس احترام همگان را جلب ميكرد. او را انساني شريف و فردي ممتاز و با سواد و منصف و منطقي شناختم. با اين كه نماينده مخالف دولت بود به قدري در بيانات او استدلال و منطق وجود داشت كه حتي دولتيها هم او را تحسين ميكردند زيرا كه او ذرهاي از جاده انصاف و حقيقت منحرف نميشد. اهل هو و جنجال و تظاهر و خودخواهي و عوام فريبي نبود.
"دکتر مصطفا الموتی"- نیمروز- شماره 785 - خرداد 1383
(1) نکته بسیار مهم این است در مورد بحرين نه طرح و نه لايحهاي به مجــلس داده شد و صرفاً يك گـــزارش دولت بود كه نيازي به تصويب نــــداشته و قــانوني نيز نميتوانست باشد.
***
جريان محاكمه و اعدام زنده ياد دكتر محمدرضا عاملي تهراني
به قلم دکتر علیرضا نوریزاده
****** داستان پرونده آتش سوزی سینما رکس آبادان *****
منصور وار گر ببرندم به پاي دار....
هرگز چهرهاش با آن روشناييهاي مهر و عاطفه، آلوده به ظلمت، التماس و التجا نشد. دكتر از آن دست انسانها بود كه مرگ را لحظه رسيدن به خلوت آزادي ميدانند نوعي شوق داشت براي پيوستن به آرامش فنا شدن. اگر چه عارف نبود و هفت منزل را نرفته بود اما شايد چون «عطار» يك شبه نوري در دلش تابيده بود از فره حافظ ايران و از بركت همين استحاله بود كه هفت منزل و شهر را يك شبه ميپيمود و منصور وار زير سردار «اناالحق» ميزد.
يادم نميرود روزي را كه در مقام وزير اطلاعات كابينه شريف امامي به من و يكي از دوستانم در اطلاعات تلفن زد. دوست من نسبت به پروندههايي كه با دكتر در جنبش پان ايرانيسم داشت، شيفته او بود و ميخواست به من بقبولاند كه اين يكي از دسته «حضرات نو نوار شدههاي نفتي» و از جمع عقابان و زاغان و بازان اوپك نيست!
به ديدنش رفتيم. يك بار ديگر در مجلسي كه شريف امامي با سردبيران مطبوعات داشت دقايقي او را ديده بودم. خيلي صميمانه از چند نوشته من ستايش كرده بود. و بويژه در مورد مطلبي كه پيرامون «تعديات و ظلم، دواير دانشجويي سفارتخانههاي ايران در خارج نسبت به دانشجويان» نوشته بودم، اظهار داشت اين نوشته را به آقاي شريف امامي دادم و ايشان دستور دادند كه كليه پاسپورتهاي دانشجويان بدون توجه به ايدئولوژي سياسي تمديد شود.
يك بار ديگر ديده بودمش، اما اين بار در دفترش، همراه با دوست هم قلم بدون حضور ديگري نشسته بوديم. بيمقدمه گفتم: آقاي دكتر عاملي روزگاري شما براي ما مظهر پاكي و وطنپرستي بوديد و حضور شما در حزب رستاخيز براي ما قابل قبول نبود. حداقل خودتان ميدانستيد طرح ساختن حزب واحد پيشنهاد تودهايهاي سابق و لاحق است. چرا قبول كرديد؟ با همان لبخند جاودانه كه هرگز از لبانش ترك نميشد، گفت: بله حزب يك اشتباه بزرگ بود ولي من هميشه گمان ميكردم كه ميتوان از درون آن يك جمع انديشمند معتقد به عدالت اجتماعي بيرون آورد و با بهرهگيري از امكانات حزب، زمينه را براي تربيت سياسي مردم فراهم كرد. اما متاسفانه بعد از چندي حزب به تشكيلات «بوروكراتيك فاميلي» تبديل شد.
دكتر عاملي خيلي حرف زد. برايمان گفت كه وقتي وزير شده بود بيخبر از اين گزينش در روستايي شمالي گرم مطالعه بوده و چون «پادشاه وطنم دستور داد: حالا كه كشور به شما نياز دارد بايد در اين سنگر انجام وظيفه كنيد...» پذيرفتم. از آن روز با صراحت اعلام كرد:
از اين پس مطبوعات و وزارت اطلاعات دو دوست و همدل خواهند بود. سانسور لغو شده، و ما فقط پشتيبان شما خواهيم بود.
وقتي ميخواستيم از او جدا شويم، دكتر پروندهاي را از كشو ميزش بيرون آورد و گفت: ميخواهم موضوع بسيار مهمي را با شما در ميان بگذارم. شگفت زده نگاهش كرديم با ما؟
بله. دو روز قبل همه شما خبر دستگيري شخصي به نام «عاشور» را در عراق و تحويل شدن او به دولت ايران را منتشر كرديد. و البته اشاره كوتاهي هم داشتيد كه اين شخص عامل به آتش كشيدن سينما ركس آبادان است. اين پرونده شرح بازجويي اوست و همه مدارك و مستندات مربوط به اين جنايت و مسببين و مجريان آن در اينجا گردآوري شده است.
دوست من از جايش برخاست و به طرف ميز دكتر رفت تا نگاهي به پرونده بياندازد. دكتر عاملي خود پرونده را باز كرد و گفت: بله من با بحث و جدل زياد با آقاي نخست وزير و تيمسار مقدم جلوي انتشار اعترافات عاشور را گرفتهام.
پرسيدم: چرا؟
دكتر پاسخ داد: چون او از نخستين لحظات بازجويي با دقيقترين جزييات گفته است كه طرح آتش زدن سينماها در منزل امام خميني در نجف تدارك شده و او و سه تن ديگر كه دستگير شدهاند به پنج هزار دينار عراقي و يازده هزار دلار جهت انجام ماموريت تخريبي خود به ايران آمدهاند. مواد منفجره و آتشزاي مورد نياز آنها را شخصي به نام فواد كريمي در آبادان در اختيارشان گذاشته.
باور كردني نبود ولي مداركي كه دكتر در اختيار داشت جاي انكار باقي نميگذاشت كه با حضور احمد خميني، شيخ هادي غفاري و هادي مدرسي فاجعه سينما ركس برنامهريزي شده و بعد از اجراي برنامه نيز بر طبق اوراقي كه از همدستان فواد كريمي و عاشور به دست آمده بود، با نقشهاي دقيق، دولت به دست داشتن در اين كار متهم ميشد.
جالب اينكه در يكي از دهها اعلاميههاي كه از خانه فواد كريمي به دست آمده بود و يك هفته پيش از به آتش كشيده شدن سينما در چاپخانه (حصيري) خرمشهر به چاپ رسيده بود جملاتي چنين به چشم ميخورد (سلام بر ملت قهرمان و مسلمان ايران، جلادان شاه بار ديگر جنايت تازه مرتكب شدند و هنگامي كه به همت جمعي از دانشجويان، مردم مبارز آبادان مشغول تماشاي فيلمي از جنايات شاه بودند سينما را به آتش كشيده و به دستور رييس شهرباني جلاد آبادان درهاي سينما را به روي مردم روزهرا بستند.)
دكتر عاملي سپس اعترافات رييس چاپخانه را كه در مقابل هفتاد هزار تومان اعلاميهها را يك هفته قبل از فاجعه سينما به چاپ رسانده بود به ما نشان داد. پشتم درد گرفت. به ياد آوردم چگونه تبليغاتي جهنمي خميني تقريباً به همه مردم حتي طرفداران دولت تلقين كرده بود كه آتش زدن سينما ركس كار ساواك و شهرباني بوده است. حال آنكه اگر در شرايط هيستريك آن روز اين مسئله بررسي ميشد با توجه به سابقه كار (آتش زدن سينما قم) روشن ميشد كه دولت هرگز از اين كار نفعي نبرده است و با توجه به اين كه در سينما ركس فيلم (گوزنها) را نشان ميدادند مسئله نمايش فيلم ضد رژيم نيز از پايه و بن بياساس بود. با توجه به اين مدارك از دكتر عاملي پرسيديم: به چه دليلي اينها منتشر نشد؟ با حالتي متاثر گفت: متاسفانه با توجه به جوي كه ايجاد كردهاند براي ما مسلم بود كه مردم حرف ما را قبول نخواهند كرد، از طرفي آقاي شريف امامي نمايندگاني نزد روحانيون فرستاد و عين اين مدارك را به آنها داده است آنها قول دادهاند پس از بررسي كلي نظر خود را ابلاغ كنند. من فكر ميكنم كساني مثل آقاي شريعتمداري كه با ديدن اين مدارك به گريه افتادند و خميني را لعنت كردند، مسلماً واكنش نشان خواهند داد. ما امروز اگر مدارك را منتشر كنيم بدون آنكه پشتوانه كافي داشته باشيم، مسلماً به عنوان توطئه عليه روحانيت و توهين به مرجعيت شيعه مورد خشم مردم قرار ميگيريم، وقتي مردم زلزله را به ما نسبت ميدهند معلوم است كه آتش سوزي سينما را به دستور خميني باور نخواهند كرد. آن روز خيلي بحث كرديم و در پايان هر سه اعتقاد داشتيم كه مدارت بايد منتشر شود.
يكبار ديگر عامل را در شبي ديدم كه بر پاي سند آزادي مطبوعات همراه با آزمون و نمايندگان مطبوعات امضاء گذاشت و فردا روزنامهها نوشتند: پايان سانسور! يادم هست روزي كه توطئه آتش زدن تهران در آن يكشنبه شوم به انجام رسيد نخستين نقطهاي كه به آتش كشيده شد وزارت اطلاعات بود و مخصوصاً دفتر وزير را سوزانده بودند تا همراه نقشها و يادها، پرونده آتش سوزي سينما ركس را كه دكتر عاملي تهراني، در اختيار داشت به شعلهها بسپارند و ننگ افشاي اين راز را از دامان عاملانش پاك كنند.
دو هفتهاي بود كه آقاي خميني قدرت را در دست داشت، نخستين تير بارانها 4 ژنرال را در خون نشانده بود حالا همه نگران بودند و هر روز هر كه در گذشته نقشي هر چند صالح در اداره امور داشت بيمناك و مضطرب چشم انتظار بود كه سراغش بيايند. بعد از ظهر يك روز اسفند بعد از گفتگويي طولاني با بزرگان همراه با يكي از بستگان دكتر عاملي به ديدنش رفتيم. بازرگان افسوس ميخورد كه چرا بايد اين آدم با رژيم قبلي همكاري كند حال آنكه او از صالحين است.
همين گفته براي ما قوت قلبي شد كه دكتر همين روزها آزاد ميشود، مطمئن بوديم حتي در يك دادگاه بلشويكي هم عاملي از هر مجازاتي معاف است. تازه شروع كرده بودند زندانيها را در قصر و اوين مستقر كردن، اما عاملي بين آنها نبود. به صباغيان تلفن كرديم. شماره برادرش را داد مكه با محمد غرضي زير نظر برادران چمران ساواك را تحويل گرفته بودند با كميته (فردوست) و يكي از روساي نظامي ساواك مشغول منظم كردن اسناد و بيرون بردن مدارك وابستگي بعضي از روحانيون انقلابي!! و سران رژيم به ساواك بودند.
صباغيان بعد از چند پرس و جو تاييد كرد كه دكتر عاملي در كميته سلطنت آباد است.
به راه افتاديم و بعد از ساعتي در يكي از اطاقهاي ضلع شمالي ساواك، او را ديديم. ناسيوناليست بزرگ، ايران چشمانش از اشك پر ميشد و سرود اي ايران به لرزهاش ميآورد.
لباس كارگري به تنش كرده بودند با جاور و سطلي در دست. آنقدر در همين چند روز لاغر شده بود كه نميشد او را شناخت. موقع ملاقات دو يا سه پاسدار كه از خطابشان به يكديگر به عنوان رفيق كجايي هستند ميشد فهميد بالاي سر دكتر ايستادهاند و وقتي تاثر مرا ديدند، يكيشان گفت: رفيق به حال اينها متاثر ميشوي؟ اينها زالوهايي هستند كه خون خلق را مكيدهاند!
دكتر نگاهي به آنها كرد و گفت: من خون خلق را مكيدهام؟
و بعد بيآنكه اعتنايي به خنده آنها كند گفت: خردم كردهايد، فكرش را بكن با مسلسل مرا ميبرند تا توالتها را تميز كنم. زمينها را بشويم. فكرش را بكن! اينها همه معاود عراقياند كه دارند انتقام شكستهايشان را از ايرانيان ميگيرند... باور كن از زندگي خسته شدهام و....
نتوانستم طاقت بياورم، بيرون آمدم و ماجرا را به بازرگان گفتم، زنده ياد داريوش فروهر در مورد دكتر عاملي بدليل لحظات مشتركي كه در گذشته داشتند و خيلي تلاش كرد اما دكتر رازي با خود داشت كه نميشد حفظش كرد. ساعت 11 شب بود كه او را آوردند، آنقدر لاغر شده بود كه به زحمت خود را سرپا نگاه ميداشت. آن شب شومترين شب زندان قصر بود در بازجويي به دكتر عاملي قول داده بودند اگر در دادگاه سخني از سينما ركس نگويد حداكثر به دو سال زندان قابل عفو محكوم خواهد شد. آن شب خيلي از ژنرالها هم بودند. چهرههاي سياسي گذشته را نيز شكسته و ويران شده ميتوانستي ببيني. با اين همه چهره عاملي با همه ضعف و شكستگي، با همان لبخند جاودانه از ديگران متمايز بود. خلخالي رييس دادگاه بود. زوارهاي بازپرس و منشي و برادر خليل طهماسبي تروريست فدايي اسلامي و رباني املشي اعضاي دادگاه هادي غفاري نيز حاضر بود. ادعانامهاي كه عليه دكتر عاملي تنظيم شده بود آن قدر مسخره بود كه حتي تماشاچيان دادگاه كه اغلب پاسدار و يا از خانواده چريكها بودند خندهشان گرفت. (دكتر عاملي تهراني يكي از عوامل كشتار 17 شهريور، و از افرادي بوده كه پايههاي رژيم را مستحكمتر كرده و او با فساد اخلاق و ....) جملات را نميشنيدم. دكتر مثل سياوش پاكيزه و مطهر آماده بود كه به ميانه آتش برود.
آرام برخاست و با شهامت تحسين بر انگيزي گفت: شما مرا محاكمه نميكنيد بلكه شما داريد ايران را محاكمه ميكنيد. سلمان پارسي ما شما را از جهالت و گمراهي بيرون آورد. امروز نيز انسانها را در سينما ركس زنده به گور كرديد و به آتش كشيديد تا از بوي گوشت سوخته پانصد ايراني سرمست شويد. دكتر ميگفت و ميخروشيد. چند بار خواستند ساكتش كنند حتي يك بار خلخالي گفت: به جاي اين حرفها توبه كن تا محكوم به زندان شوي و در زندان ما تبديل به آدم گردي!
دكتر فرياد زد شما، شما مرا آدم كنيد مرا كه با يزدانم الفت و عشق دارم، آدم كنيد؟!
ساعت 2 آراي را خواندند دكتر را به ده سال محكوم كرده بودند. برادر زاده بازرگان آمده بود كه به خلخالي دستور بازرگان را ابلاغ كند. روي كاغذي بازرگان با عجله نوشته بود (حجت الاسلام خلخالي با موافقت امام هيچكس را تير باران نكنيد و آقاي عاملي تهراني را به سلطنت آباد عودت دهيد).
صداي تير بلند شد. همه وحشت زده به طرف حياط دويدند. دكتر روي زمين افتاده بود و خلخالي با هفت تيري كه از خانه هويدا دزديده بود بالاي سرش!
يكي از افسران زنداني ساعتي بعد با چشم گريان گفت: وقتي دكتر را از دادگاه به سلول باز ميگرداندند خلخالي گفته بود: توي وزيرهاي شاه تو خيلي خوشگل بودي....
لحظاتي بعد به دستور خلخالي او را به حياط آورده بودند و قبل از بقيه كساني كه قرار بود اعدام شوند، به دست خود خلخالي تير باران شده بودند. ميگريستم و راه ميرفتم. تا سه راه زندان پياده آمدم.
و جمله دكتر توي گوشم زنگ ميزد. آخرين جملهاش: به همسرم و به يارانم بگوييد ديگر به من نيانديشند فقط در انديشه ايران باشند!
با درود به روان پاك دكتر محمدرضا عاملي تهراني (آژير)
علیرضا نوریزراده- ماهنامه روزگار نو -شماره 3- مرداد 81
****
سوگنامه كشته راه وطن
آزاده ايران پرست «دكتر محمدرضا عاملي تهراني»
گرچه آسان رفت چون برقي شتابان عاملي
ليك نامش جاودان مانده به ايران عاملي
چون شهابي با خط سرخي به اوج آسمان
برد راه زندگاني را به پايان عاملي
در طريق راد مردي كرده عمري زندگي
پيشواز مرگ را رفته چو مردان عاملي
سالها با خود كشيده پرچم ايران به دوش
در بيابان بلا افتان و خيزان عامي
در نبرد سهمگين با دشمن ايران زمين
بارها رفته به كام نره شيران عاملي
در حوادث چون عقابان پنجه بر ماران زده
و از خطر يكدم نگرديده هراسان عاملي
او همان آزاد كاندر نوجواني حمله برد
بارها بر تانك دشمن سنگ كوبان عاملي
روزهاي سخت و طوفاني ايران بيگمان
سينه چون كشتي زده بر موج طوفان عاملي
مرغ درياهاي طوفان بود و هرگز نارميد
لحظهاي آسوده چون ساحل نشينان عاملي
گاه در تبريز ياد خطه قفقاز كرد
گاه در ملك خراسان ياد افغان عاملي
گاه اندر بهبهان سر داده آهنگ عراق
يا كه بحرين، آن در درياي ايران عاملي
يك زمان با ياد مرو و ماوراء النهر و سند
بلخ و خوارزم و سمرقند و بدخشان عاملي
ياد باد آن دم كه در تبريز و آن شبهاي سرد
رازها ميگفت با ايران پرستان عاملي
دل غمين از فتنههاي انگليسان در جنوب
هم پريشان از خيانته اي روسان عاملي
ياد آن شبها كه با گفتار گرم و آتشين
قصهها ميخواند با ايران پرستان عاملي
داستان ميكرد از ايرانيان باستان
سرگذشت رزم آن گردن فرازان عاملي
سالها كوشيد تا با جادويي گفتار خويش
بردمد اين ملت افسرده را جان عاملي
روزگاري گر چو شيران بسته در زنجير بود
هان كجا باكش شد از زنجير زندان عاملي
واپسين دم نيز با خون آبياري كرد و رفت
سرو آزادي به دشت شوره زاران عاملي
كيش او ايران پرستي، رادمردي، راستي
شيوه يعقوب ليث و سربداران عاملي
در طريق راي و در راه عقيدت استوار
همچنان كوه دماوند و بغستان عاملي
سالها برده به سان قهرمانان وطن
رزمها با تازيان و نابكاران عاملي
پهلواني از ميان پهلوانان كهن
مرد تنهايي ز نسل شهسواران عاملي
داستاني نو ز آزاده سواران عاملي
سينه از فرهنگ ايران داشت مالامال و گرم
همچو آتش گاههاي آذرستان عاملي
آنكه در راه وطن پيمان خونين بسته بود
دادجان را بر سر آن عهده و پيمان عاملي
ليك با جرم وطن خواهي روا هرگز نبود
پس دهد بيگانه را اين گونه تاوان عاملي
گفتهاي برجسته در تاريخ ايران زد رقم
با خط خون جمله «پاينده ايران» عاملي
سينه مالامال درد و اشك پنهانش به چشم
دود آهش بر دهان چون كوه تفتان عاملي
لحظه خاموشياش سرشار از گفتارها
همچنان آرامشي از پيش طوفان عاملي
اي وطن خواهان، وطن با ما جفاها ميكند
ورنه كي قربان شدي اين گونه آسان عاملي
رهروان رفتند و جانبازان سر و جان باختند
زين ميان هر كس نشد، آنسان كه قربان عاملي
اي عزيزان وطن مائيم بر راه شما
آنچنان راهي كه برده تا به پايان عاملي
ض – م (شهيد راه ايران زمين)
آرمان خواه داند که فدای آیین گشتن تنها آرزوست "آژیر"
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 22:30
|
|

میهن پرستان این بار در تبریز سر دادند :
فلات ایران زمین به زیر یک پرچم

همه ی جان و تنم وطنم وطنم وطنم


آدرس بدون فیلتر فرمان آریا
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:10
|
|
به نام خداوند جان و خرد
سلیمی نمین و جاسبی، روبروی هم!
بابک ایرانمنش-کرمان
اصولا شخص و اشخاصی که می خواهند نقد کنند و در مورد یک مسئله،جریان فکری و حتی خصوصیات اخلاقی شخص یا اشخاصی نظر دهند، ابتدا باید شناختی بسیار از طرف مقابل،یا جریان فکری مورد نظر داشته باشند،تا بتوانند با ارائه عدله قابل قبول و محکمه پسند به هدف خود ،یعنی نقدی جانانه و اساسی رسند. و با دستیابی به هدف خود نیز باید این مهم را بدانند که این نقد یا ارائه نظر ، برداشت شخصی ایشان بوده و هرگز دلیل بر قبول همگان نیست،و شاید دلایل محکمتر و عدله قویتری در راه باشد که نظرات ایشان را نفی کند. جایگاه شخص نقد کننده نیز بسیار با اهمیت است، چرا که ابتدا باید دانست شخص نقد کننده خود تابع چه جریان فکری بوده و از چه دریچه ای به مسئله مورد نظر می نگرد؟ و آیا خود از هر نظر واجد شرایط برای این نقد بوده است یا نه؟ و آیا مدارک و دلایلی که ارائه می دهد، گویای کل ماجرا است یا نه؟
مسئله ای که چندین ماه است در محافل مختلف جمهوری اسلامی پیگیری می شود و سر وصدای بسیاری به پا کرده ، اقامه دعوای عباس سلیمی نمین بر علیه جاسبی ، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. چهار نوبت مناظره مکتوب عباس سلیمی نمین با دانشگاه آزاد در انتقاد از عملکر مدیران این دانشگاه باعث شد که وی سه شنبه هفته گذشته در دادسرای کارکنان دولت حاضر شده و به خاطر شکایت دانشگاه آزاد، بازجویی شود.
عباس سلیمی نمین، که مدیریت دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران را دارد، یکی از چهره های ضد ملی و ضد ایرانی منتصب به اصلاح طلبان محسوب می شود. سلیمی نمین، در سالهای گذشته با حمایت معنوی از ناصر پورپیرار، ناشر کتابهای ضد ایرانی، چهره ای ننگین از خود ارائه داده است و با توجه به پُست حساس سلیمی نمین در دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران عدم صلاحیت در مدیریت این دفتر بارها گوش زد شده است که این یادآوری ها و اعتراض ها به مدیریت وی به جایی نرسیده است. سلیمی نمین چندیست که با انتقاد از عملکرد دانشگاه آزاد در تعیین شهریه های کلان، رییس این دانشگاه، "جاسبی" را به نقد کشانده و دعوا را در مطبوعات رسمی ایران انعکاس داده است. بعد از شکایت دانشگاه آزاد سلیمی نمین در همین خصوص روز گذشته نامه ای را بدین شرح خطاب به مرتضوی، دادستان تهران نوشته است که به شرح زیر می باشد:
جناب آقای مرتضوی دادستان محترم انقلاب و عمومی تهران
با سلام، همانگونه که مستحضرید شکایتی توسط دانشگاه آزاد علیه اینجانب به دادسرای کارکنان دولت تسلیم شده است، لذا صرفا بر اساس احترام به دستگاه قضا، در روز سه شنبه 10/2/87 در پاسخ به احضاریه بازپرس محترم شعبه دوم ، در آن شعبه حاضر شدم و به سوالات متعدد ایشان پاسخ گفتم. فارغ از نوع تعامل قابل تامل مشارالیه با نیروهای فرهنگی که جای طرح مبسوط آن در این مختصر نیست، احتراما سوالی را خدمت آن مقام قضایی معروض می دارم:
با توجه به این امر که آقای جاسبی روال قانونی احراز پست ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را طبق اساسنامه مصوب، طی نکرده و لذا از جایگاه قانونی برخوردار نیست، آیا ایشان و منصوبان مشارالیه، مجازند به نام دانشگاه آزاد در محاکم قضایی به طرح دعوا علیه دیگران بپردازند؟ خاطر نشان می سازد، بند الف ماده دوازدهم اساسنامه دانشگاه آزاد ذیل وظایف و اختیارات هیات امنا، در مورد تعیین ریاست آن به صراحت اشعار می دارد: هیات امنای دانشگاه موظف است رئیس دانشگاه را انتخاب نموده و پس از معرفی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و تایید آن شورا، حکم ریاست نامبرده توسط رئیس هیات امنای دانشگاه صادر گردد. همچنین در ماده سیزدهم اساسنامه، روال فوق مورد تاکید قرار گرفته است: (( اداره امور دانشگاه با رئیس دانشگاه است که به پیشنهاد هیات امنا و تایید شورای انقلاب فرهنگی و حکم رئیس هیات امنا منصوب می شود.)) با توجه به این که روال قانونی مزبور هرگز در مورد آقای جاسبی طی نشده و از آنجا که دادستان محترم بر حسن اجرای قوانین در دادسرا نظارت دارد و نیز با عنایت به این که نظر آن مقام قضایی درباره این موضوع، می تواند تاثیراتی بررویه قضایی بگذارد، مستدعی است دیدگاه خود را ابراز و نسبت به تعیین تکلیف پرونده مزبور دستور مقتضی را صادر فرمائید.
با تشکر مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران/عباس سلیمی نمین
طرح این دعوا و اشاره به موضوعات ارائه شده در نامه سلیمی نمین به دادستان مرتضوی، به جا ، کاملا قانونی و صحیح می باشد، اما نکته اینجاست که این اظهارات چرا باید از سوی شخصی مطرح شود که خود نه تنها شریک جرمی برای طرف دیگر دعوا محسوب می شود بلکه، در ید پُست و جایگاه ایشان نیست که در این رابطه جاسبی را به به زیر سوال برند. و نکته دوم این است که چرا بعد از گذشت چنین سال از تاسیس دانشگاه آزاد و دریافت شهریه های کلان از سوی مسئولان دانشگاه این اتهامات باید الان مطرح شود؟ چندین سال است که با رشد تورم در کشور و دریافت شهریه های میلیونی از دانشجویان، جاسبی از سوی شخصیت غیر رسمی در این رابطه به محاکمه کشیده می شود و سایر سران و نهادها از جمله نهاد ریاست جمهوری که خود را حافظ منافع ملت و کشور می داند در این رابطه لب تر نکرده اند!.
اساس این نقد و مناظره ها در کجاست و چرا سلیمی نمین در مقابل جاسبی قرار گرفته است، خود سوالات بسیاری را مطرح می سازد و خبر از سازشهای پشت پرده را می دهد. و هدف از نگارش این مطلب نه جانبداری از جاسبی است و نه رفع اتهام از دانشگاه آزاد به بهانه اینکه یک شخصیت ضد ملی و پان ترکیست این دانشگاه را نقد کرده است.
بلکه تامل درباره، مقابل هم قرار گرفتن دو شخصیت منفور از هزاران چهره منفور حاکم بر نظام است، که نه تنها با مناظره های فرسایشی کاری از پیش نخواهند برد، بلکه با طرح دزدی و کلاهبرداری مسئولین دانشگاه آزاد در محافل و رسانه های رسمی کشور همانند سوپاپ اطمینانی برای حاکمیت دیکتاتوری عمل خواهند کرد که همواره مدعی آن است که آزادی بیان در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی ، بوده ، هست و خواهد بود.
بابک ایرانمنش- کرمان/اردیبهشت 1387
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:21
|
|
به نام خداوند جان و خرد
این است رژیم مردم سالار اسلامی...!
مبارزه با آرمان های ایرانی در پایتخت ایران
شرحی از تجمع 10 اردیبهشت 1387
به واقع آنچه که در حاکمیت فرقه ای مشخص نیست مرزها و محدوده هاست. چرا که با آمیختن ارزشها و منافع نظام اسلامی-فرقه ای فعلی ایران با ارزشها و منافع ملی و ناسیونالیستی ایرانی، ایشان تعاریف تازه ای از منافع ملی که همانا منافع نظام است ارائه داده اند. در هیچ کجای دنیا، طلب منافع ملی و دفاع از تمامیت ارضی جرم محسوب نشده و همواره از سوی دولت و حکومت کشور مزبور نیز حمایت می شود. هرچند که دفاع از تمامیت ارضی در تمامی نقاط دنیا در ید دولت و حکومت بوده و کار به اعتراضات مردمی نمی کشد.

اما از آنجا که جمهوری اسلامی نظام تضادها و شگفتی هاست، و ایران، ایرانی و جهان در تعاریف ایشان کاملا متفاوت از آنیست که تعاریف ایرانی و جهانی ارائه می دهند، بار دیگر این نظام شگفتی ساز جهان را به خود متوجه ساخت. جمهوری اسلامی، بار دیگر، لکه ننگی در دامان خود گذاشت و با مبارزه علیه اعتراض به نام خلیج فارس و ادعاهای اعراب در مورد جزایر سه گانه، در روز خلیج فارس، ایرانیان معترض را مورد ضرب و شتم قرار داد.

در روز دهم اردیبهشت 1387 تجمع بزرگی در مقابل سفارت کشور امارات عربی متحده در تهران برگزار شد، فراخوان این تجمع که از ماه های پیش از طریق سایتها و رسانه های برون مرزی اعلام شده بود به دعوت حزب پان ایرانیست انجام شد که ایران دوستان نیز از سراسر ایران و به ویژه از خوزستان و آذربایجان و شهرهای اهواز، رامهرمز، دزفول،تبریز، شاهین شهر و... به ندای پان ایرانیست فریاد وطن سرداده و در روز مقرر در ساعت 11 صبح در مقابل سفارت و کنسولگری امارات حضور به عمل رساندند. زنان و مردان از هر گوشه ایران که مهر وطن در دل داشتند، آمده و با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای وطن پرستانه از قبیل، "پیش تا مرز خویش"، "خلیج فارس همیشه فارس می ماند" ، "فلات ایران به زیر یک پرچم"و... و همچنین با خواندن سرود "ای ایران"، اعتراض خود را در مقابل سفارت اعراب حاشیه جنوب خلیج فارس به گوش ایشان رساندند.رسانه های خبری جمعیت حاضر در تجمع را نزدیک به هزار نفر تخمین زده و با پیوستن مردم در حال تردد در خیابان ولیعصر و خیابان ظفر به جمع ایران دوستان جمعیت را در اواسط وتا پایان تجمع بالای هزار نفر اعلام داشتند.
سروران بلند پایه حزب پان ایرانیست و تمامی اعضای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از اولین ساعات شروع تجمع در جمع معترضین حضور به عمل رسانده و در ضمن نظارت بر روند تجمع و برقراری نظم در بین حاضران اعتراضات خود را نسبت به ادعاهای واهی کشور امارات اعلام داشتند.
متاسفانه مامورین امنیتی و لباس شخصی ها از اولین دقایق تجمع اعتراض آمیز نسبت به حقوق ملی ایران، با برخوردی به دور از ادب و شان ایرانی و انسانی سعی بسیاری داشتند تا اعتراض را به آشوب کشانده و نظم عمومی را برهم زنند. مامورین وزارت اطلاعات، با حمله و فحاشی به معترضین و گرفتن پلاکاردها و شعارهای در دست معترضین و با فرستادن افرادی برای به راه انداختن دعوا در بین جمع ، از اولین دقایق شروع تجمع به ممانعت به روش خود پرداختند.
در ساعت 11:20 صیح پلیس دیپلمات و مامورین لباس شخصی خواستار پایان تجمع شده و افراد حاضر را به سمت خیابان ولیعصر و دور شدن از مقابل سفارت مجبور کردند. افراد حاضر در تجمع نیز با خویشتن داری در مقابل الفاظ و لحن بی ادبانه لباس شخصی ها و مامورین نیروی انتظامی از ایشان دلیل ممانتع از این اعتراض را جویا شدند، که مامورین هیچ جواب منطقی در سوال ایشان نداشتند.
حاضرین در تجمع از پراکنده شدن اجتناب کرده و خیل عظیمی از عاشقان ایران با فریاد های ایران... ایران و سر دادن ترانه وطن، ای ایران، به سمت میدان ونک راهی شدند.که در این حرکت عظیم مردمی، افراد عبوری از این صحنه نیز به این سیل عظیم ایران دوستان پیوسته و ایشان را تا میدان ونک همراهی نمودند. تجمع اعتراض آمیز از میدان ونک تا خیابان ظفر و تا خیابان سئول همچنان به صورت های پراکنده و دسته های بزرگ معترضین ادامه داشت که وحشی گری نیروی پلیس رژیم و مامورین وزارت اطلاعات به اوج خود رسید. حال آنکه چرا از مامورین ضد شورش در مقابل مردم بی دفا استفاده شد خود جای سوال دارد، اما بعد از آن تنها ضرب و شتم نیروهای امنیتی و انتظامی بود که دیده می شد.
دسته ای از معترضین که به سمت میدان ونک رفته بودند، با فشار نیروهای انتظامی و بعد از درگیری با آنها در میدان ونک ، دوباره به سمت خیابان ظفر آمدند، و عده ای دیگر از حاضرین نیز که در تقاطق خیابان ظفر و ولیعصر ایستاده بودند به سمت ایشان روانه شدند ، که نیروهای انتظامی و اطلاعاتی برای جلوگیری از این پیوستن جمعیت دست به خشونت زده و به سوی مردم حمله ور شدند. پلیس های موتور سوار از سمت بالا و نیروهای پیاده ، از سمت پایین مردم را محاصره کرده و به کتک زدن ایشان پرداختند، عده ای از جوانان مقاومت کرده و برخی ها توانستند زنان و دختران حاضر را از این محاصره فراری دهند و از کوچه و خیابان های فرعی، از صحنه خارج سازند. بعد از آن تنها صدای فریاد ملت و فحاشی نیروهای امنیتی و انتظامی بود....
تجمع از ابتدای آن از ساعت 11 تا حدود ساعت 1:30 ادامه داشت و بعد از پراکنده کردن مردم معترض به ادعاهای اعراب، میدان ونک تا خیابان ظفر و بالاتر از خیابان ظفر نیز مملو از نیروهای انتظامی و لباس شخصی بود که در اتومبیل های خود نشسته و کنترل شدیدی را آغاز کرده بودند.
در این جریان، سرور آرش کیخسروی، از سروران کوشا در مکتب پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست، بدون هیچ جرمی توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده و به کلانتری خیابان گاندی انتقال داده شدند که با پی گیری مصرانه شورای عالی رهبری و سرور حجت کلاشی(مسئول جوانان حزب پان ایرانیست) در بعد از ظهر روز بعد، با قید شرافت، نه کفالت، نه ضمانت و ندامت نامه، بلکه بنا به آزادگی و شرافت خود و خرد کردن نیروهای زورگوی دولتی، آزاد شده و به آغوش گرم خانواده برگشتند.
هدف از این اعتراض ، جوابی در یاوه گویی های کشور امارات عربی بود که حتی تاریخ تاسیس آن توسط انگلیسی ها به اندازه تاریخ مرزبندی استان های ایران نیست(مرز بندی استانهای فعلی ایران در سال 1316 انجام پذیرفت و بعدها و در سالهای بعد تغییراتی در آن داده شد) و تاریخی کمتر از 40 سال دارد. حکومت فرقه ای و دولت وابسته به آن در جواب این یاوه گویی ها نه تنها موضع گیری صریح و صحیحی ارائه ندادند ، بلکه با عملکر نادرستشان در قبال مسائل جزایر سه گانه و مناقشات بین المللی منافع ملی ایران را به خطر انداختند.زمانی که رئیس جمهوری ایران در زیر نام خلیج عربی می نشیند و سخنگوی وزارت امور خارجه حرف از تغییر نام خلیج فارس به خلیج دوستی می زند، پس باید منتظر این چنین ادعاهایی نیز باشیم.
و متاسفانه دردناکترین بخش تجمع اعتراض آمیز علیه امارات ، برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی بود که متاسفانه ایشان نیز ایرانی خوانده می شوند. ایرانیانی که نه تنها از جنگ 8 ساله اعراب علیه کشور اهوراییمان درس نگرفتند ، بلکه با زیر پا گذاشتن آرمان های ایرانی دست به قمار بزرگی بر سر منافع ملی کشور زده اند.



















[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:55
|
|
روز موعد ,روز همبستگي ملي ايرانيان فرا رسيد
روزي كه همه خواهند آمد تا از تماميت ايرانشان دفاع كنند , روزي كه ملت ايران دعوت حزب پان
ايرانيست را پاسخ خواهند گفت و از جاي جاي اين خاك اهورايي برا ي صيانت و دفاع از تماميت ارضي
ميهنشان حضوري چشمگير را به نمايش خواهند كشيد .حضوري كه بيانگر اراده مليست.
حزب پر افتخار پان ايرانيست
سوي فتح و ظفر شتابان است
با سري پرخروش در جولان
كاروان نجات ايران است
در دل اين گروه بي پروا
حب ايران و مهر يزدان است
از نهيب جوان هم صف ما
پشت بيگانه خواه لرزان است
آرزوي دل وطن خواهان
اتحاد فلات ايران است
بعد از اين روي مغز تجزيه خواه
مشت ميهن پرست درمان است
پيش تا مرز خويش هموطنان
اين صداي رساي وجدان است
پیش بسوی اخراج بیگانگان از خلیج همیشگی فارس
پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران
پیش بسوی ایران بزرگ
با حضوری پرشکوه
در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل
سفارت امارات(تقاطع ظفر-ولیعصر)
به دعوت سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 21:44
|
|
تنها ۲روز تا تجمع بزرگ ایرانیان
در مقابل سفارت امارات
ایرانیان! حماسه ای دگر از جنس ایرانی در آستانه وقوع است .حماسه ای که در آن پا به میدان خواهیم گذارد تا نشان دهیم که ایرانی کیست و ایران کجاست؟
حماسه ای که دگر باره آرش گونه جان را قدرتی سازیم در راه بزرگی ایران .حماسه ای که همانند شهیدان دفاع مقدس ۸ سال با چنگ و دندان در مقابل سردار قادسیه!!!! که چه سخیفانه سخن گفت و ندانست که چه می گوید و آن چنان رذیلانه بر چوبه دار رفت ایستادگی کنیم.
حماسه ای که در برابر اعرابی که ایرانیان را موالی دانسته و همواره آرزوی سخیف و کوچک کردن ایرانیان را در ذهن ناچیزشان می پرورانند به منصه ظهور خواهد رسید تا نشان دهد که ایرانی در طول تاریخ چندین هزار ساله خویش تن بدین ذلت ها نمی سپارد که خاک مقدسش را تهدید کنند و او سکوت نماید.
آری !ما هستیم و چه جانانه به انتظار نشسته ایم تا همانند پدرانی که در انتظار شب عملیات برای یورش بر دشمن اهریمن صفت می نشستند در انتظار روز همبستگی ملت ایران در دهم اردیبشهت خواهیم نشست تا بهمراه این جوانان پاک و وطن پرست درسی به اعراب دهیم تا دگر این چنین جسارتی به خرج ندهند و این نگاه ناپاک خویش را از مرزهای اهورایی ایران برکشند چرا که در غیر اینصورت آن چشمان ناپاک خویش را در دستانشان خواهند یافت.
پیش بسوی اخراج بیگانگان از خلیج همیشگی فارس
پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران
پیش بسوی ایران بزرگ
با حضوری پرشکوه
در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل
سفارت امارات(تقاطع ظفر-ولیعصر)
به دعوت سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 13:26
|
|
خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.

نام خليج فارس در دل تاريخ ...
از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند.
خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است.
قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. کشتيهاي او طول رودخانه سند را تا کرانههاي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ کنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل کنوني کانال سوئز فرمان کندن ترعهاي (کانالي) را داد و کشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در کتيبهاي که در محل اين کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن اين ترعه را داده ام از رودي که از مصر روان است به دريايي که از پارس آيد پس اين جوي کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان که خواست من بود." اين نخستين مدرک مکتوب بجا مانده درباره خليج فارس است. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است.
پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جزء سنتهاي سياست پيشگان و عوامل آنان در نيامده بود، جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند "شهابالدين النويري" و "ابن حوقل النصيبي بغدادي" كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونهاي مستند مشخص كرده است، با حفظ حرمت قلم، تشكيك در نام اين دريا را حتي در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راستانديشي را از خود به يادگار گذاردند. اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و اقتضاي زمانه، جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي "عبدالكريم قاسم" رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد.

از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نیز، به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي، رسماً کشورهاي عربي نام تاريخي خليج فارس را در رسانه ها و کتب رسمي عربي تغيير دادند.
از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است.
كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست. و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:48
|
|

تنها ۳روز تا تجمع بزرگ ایرانیان
در مقابل سفارت امارات
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
به ایران بیاندیشیم
ایرانیان!
چند صباحی است که دولتهای عربی بویژه امارات ,با تكيه بر حمايت هاي بين المللي و بهره گيري از شرايط نامساعد كشورمان ,ساز ناسازي با ايران كوك كرده;هوس خاكمان داشته و چشم طمع بر جزاير ما دوخته و مي كوشند مقدمات آنرا با تغيير نام خليج فارس و تكرار ادعاهاي واهي در مجامع مختلف و تريبونهاي گوناگون نسبت به آن سرزمينهاي پاك -تنب بزرگ,تنب كوچك و ابوموسي - كه اراضي اصلي ايران هستندو خواهند بود,فراهم آورد.از اينرو نمايشي از عزم و اراده ي ملي در دفاع از تماميت ارضي و سرزمني مقدسمان كه گرد هم آيي و تجمع ما ايرانيان در روز ملي خليج فارس - و عمليات بيت المقدس-در مقابل سفارت دولت امارات مي تواند يكي از جلوه هاي آن باشد,قدرت بازدارنده ي مناسبي در برابر اين توطئه هاي شوم و توطئه هاي خطرناك احتمالي آينده مي باشد.
اگر چه بديهي است,اما لازم به ذكر است كه مطلق پاسخ دادن به ادعاهاي كشوري كه در سال 1971, درفقدان يك اراده ي طبيعي دروني ,با اراده و حمايت قدرتهاي متجاوز و استعماري پا به صفحه ي روزگار گذارده آماج و مقصود نهايي ما نيست,چرا كه اين دولت نوپيداي قراردادي نمي تواند از حق و حقوق تاريخي نسبت به سرزمينهايي سخن بگويد كه صدها و هزاران سال پيش از تحقق و تشكيل آن ,متعلق به ملت ما و جزءسرزمينهاي اصلي ايران بوده است.پس بنا به لحاط منطقي و حقوقي اگر بتوانيم درست و انديشيده عمل كنيم يعني آنچه امروز مفقوداست,ادعاهايي از اين قماش نمي تواند خطري براي ما باشد.اما از ناتواني در دادن پاسخهاي بايسته و از بي حسي و عدم حركت ما بيم آن ميرود كه جداي از دولتهاي قوي پنجه و نيز جداي از كشورهاي كوچك نوپيدا ,كشورهاي جديد التاسيس و ذره اي اقيانوسيه نيز با ديگران به طمع افتاده و هر كدام خواهان آن باشند,هر آنچه به سر دارند و به آن ميزان كه مقتضي باشد بعمل آوردند ;منزلتمان بيش از اين فرو شكند و نامي بجز ننگ نبريم...
اين تجمع و گردهم آيي جداي از آنكه سبب مي شود دشمنان در طرح و پيگيري برنامه هاي ضد ايراني خود آهسته شوند سود ديگري نيز دارد و آن اينكه امروز بدانيم به ناچار و از بد روزگار به حالي هستيم كه مي بايست در مقابل دولت ناتوان و ضعيف و فاقد حقيقت امارات كه تبديل به محلي شده براي جذب سرمايه و گردشگران ايراني ,موضع دفاعي به خود بگيريم ;اين يك حقيقتي است كه ميبايست براي ما مسلم و يقين بشود كه با اين اوضاع مي بايد به خود آئيم و بيش از آن مقدار كه تا امروز بوده است به ايران و چگونگي احوال خود بيانديشيم.
وعده ي ما با شما ايرانيان ساعت 11 روز سه شنبه,10 ارديبهشت ماه 1387
خيابان وليعصر ,تقاطع ظفر(شهيد وحيد دستگردي),مقابل سفارت امارات
پاينده ايران
سازمان جوانان حزب پان ايرانيست
پیش بسوی اخراج بیگانگان از خلیج همیشگی فارس
پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران
پیش بسوی ایران بزرگ
با حضوری پرشکوه
در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل
سفارت امارات(تقاطع ظفر-ولیعصر)
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:8
|
|
تنها ۴ روز تا تجمع بزرگ ایرانیان
در مقابل سفارت امارات
۱۰ اردیبهشت روز اراده ملی برای حراست و صیانت از تمامیت ارضی ایران
این روز را به نمایشی عمومی در سراسر ایران تبدیل خواهیم کرد
تبريز نيوز:سرويس سياسی: دانشجويان دانشکده "حقوق و علوم سياسی دانشگاه آزاد تبريز"، در آستانه دهم ارديبهشت "روز ملی خليج فارس" ، با برپايی تجمعی اعتراض خود را به اقدام سايت گوگل در تغيير نام "خليج هميشه فارس" اعلام خواهند کرد.اين تجمع اعتراضی ، از ساعت ۱۱:۳۰ الی ۱۲ روز سهشنبه دهم ارديبهشت ماه ۱۳۸۷ ، در روبروی درب ورودی همين دانشگاه برگزار خواهد شد.
دانشجويان اين دانشگاه ضمن محکوم کردن اين عمل مراتب تاسف خود را ابراز و خواهان پيگيری مجدانه قضايی مسوولان کشور در اين باره شده و از تمامی دانشجويان در دانشگاههای ايران خواستهاند در اقدامی مشابه و مشترک در اين روز بزرگ به دفاع از خليج هميشه فارس بپاخيزند.
لازم به يادآوريست؛ در همين روز تجمع اعتراض آميز گسترده ای در پاسخ به ادعاهای موهن و بی اساس امارات متحده عربی و چند شيخ عرب در خصوص سه جزيره هميشه ايرانی ، به دعوت "سازمان جوانان پان ايرانيست"، در ساعت ۱۱ روز سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ در برابر سفارت امارات متحده عربی در تهران برگزار خواهد شد.
پيمان پاک مهر- روزنامه نگار در تبريز
www.tabriznews.ir
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:9
|
تنها ۵ روز تا تجمع بزرگ ایرانیان
در مقابل سفارت امارات
اعلام حمایت جوانان جبهه ملی از تجمع بزرگ
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در روز دهم
اردیبهشت مقابل سفارت امارات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــ
ــــــ
به نام خداوند جان و خرد
دعوت به گردهمایی در روز
10 ارديبهشتمقابل سفارت امارات
جمعی از جوانان جبهه ملي ايران
هموطنان عزيز
!تحولات
و رخدادهاي سياسي در منطقه با سرعت بسيار بر عليه منافع ملي ايران مي گذرد بي آنكه حاكميت، اندك وقعي به آن نهد. كشور نوپاي امارات كه روزگاري به رسميت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ايران بود امروز با پشتیبانی اتحاديه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع بهخاك اين سرزمين داشته و مترصد فرصت و خطاي مسئولان جمهوري اسلامي است تا به بهانه آن بخشي از اين آب و خاك را از ميهن عزيزمان جدا نمايد .
هم ميهنان گرامي
!يكي از خاندان هايي كه در تاريخ چند صد ساله اخير ايران هميشه مورد سرزنش تمامي ايرانيان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بي كفايتي و بي درايتي بخش عظيمي از اين سرزمين را به بيگانگان واگذار نمودند و در امانتي كه به دست آنان سپرده شد خيانتي فراموش ناشدني کردند
. لذا ما ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي کشور وظيفه خود مي دانيم با تمام وجود و با کاربرد تمامي ابزارهاي ممكن امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندي به كشور عزيزمان وارد گردد و نه در تاريخ به خيانت در امانت متهم گرديم. بنابر اين ما جوانان جبهه ملي ضمن دعوت از تمامي هموطنان در روز 10 ارديبهشت ساعت 11 بامداد همزمان با روز ملي خليج پارس ، به همراه ساير هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد مي آييم تا اعتراض شديد خود را به گوش مسئولان آن شيخ نشين رسانده و اعلام نماييم که حتي اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گويي هاي آنها سكوت كنند ، ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت .
اشکان رضوی
افشین حسینی
اکبر فهیمی
امیر شریفی
امیر شیخ الاسلام
امین قلعه ای
ابراهیم مرادی
آرش رحمانی
آرش صدیقی
بهرام رحمانی وحید
بیژن جانفشان
پیام طیب زاده
پیمان عارف
تیرداد بنکدار
حامد آیینه وند
حامد عزیزی
حسین دهوس
حمید رضا خادم
رضا درودی
رضا رادفر
رضا عزیزی
رکسانا خلیل الله
ژیلا سربازی
سحر بذرافشان
سلمان
سیماسمیرا جمشیدی
شیوا نصر
شیوا نوجو
علی اسماعیل زادگان
علی حاج قاسمعلی
علی علیمحمدی
علی قادری
غلامرضا کاظم زاده
فاطمه رحمانی
فرهاد میرفتاحی
فریبا درودی
کاوه بقایی ماکان
مجید ستاری
محسن رهامی
محمد شوراب
مریم شاه حیدری
مسعود لقمان
مونا مقدم
مهدی الیاسی
میثم نظمی
نادر تقی زاده
نیما ناصرآبادی
وحید نوذری
هوتن دولتی
پیش بسوی اخراج بیگانگان از خلیج همیشگی فارس
پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران
پیش بسوی ایران بزرگ
با حضوری پرشکوه
در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل
سفارت امارات(تقاطع ظفر-ولیعصر)
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:13
|
|
به نام خداوند جان و خرد
آب
بابک ایرانمنش- کرمان
زمستان سال 86 یک زمستان به یاد ماندنی بود، چرا که یکی از سخت ترین زمستانها در صد سال اخیر به شمار رفت ، که نه تنها ایران بلکه تمام جهان با آن دست و پنجه نرم کرد. بارشهای پیاپی برف و باران حتی در مناطق کویری کشور، بسیار نادر بود ، و این بارش ها به آن شدت بود که شهرهای کویری همانند کرمان و یزد برای چندین روز سفیدپوش شده و شهرهای استان های خوزستان ، سیستان و بلوچستان و هرمزگان که از ایالات گرمسیری ایران محسوب می شوند ، زمستانی پرباران را پشت سر گذاشتند. میراز بارندگی در استان سیستان و بلوچستان به حدی رسید که سدهای این استان سرریز شده و وزیر نیرو با بیان این خبر که تمامی سدهای آب رسان کشور پُر شده اند، سال 87 و تابستان سال جاری را سالی پر آب و مطلوب ارزیابی نمود.
اما تنها با گذشت چند روز از سال 87 جراید و رسانه های کشور خبر از بحران آب را در ایران اعلام کردند!. روزنامه ایران شماره 3899- به تاریخ21 فروردین ، خبری را با عنوان "بارندگی در ایران به نصف رسید"، از قول وزارت نیرو خطر خشکسالی را در کشور اعلام داشت.
وزارت نیرو با بیان این مطلب که مصارف آب با پیش بینی میزان بارندگی در سال 87، اولویت بندی خواهد شد و 120 شهر و 6 هزار روستا در معرض خطر کم آبی قرار دارند و زاینده رود و کرخه بیشترین آسیب خشکسالی را خواهند دید. خبر از مشکلات بیشتر مردم در سایه دولت ولایتمدار و مردمی را در سال 87 داد. و شهر اصفهان را در مرکز این بحران اعلام کرد.
تناقض گویی های آشکار وزارت نیرو در مورد آمار ذخایر آب سدها بسیار آشکار است، وزارت نیرو حجم آب موجود در مخازن پشت سدها را در خوشبینانه ترین حالت 14 میلیارد متر مکعب عنوان کرده و میزان ذخایر را در سال گذشته 23 میلیارد متر مکعب اعلام داشته است. و این در حالی است که چند ماه پیش وزارت نیرو میزار ذخایر سدهای کشور را با توجه به بارندگی های بسیار در سراسر ایران مطلوب خوانده بود!. وزارت نیرو با بیان این مهم که حتی احتمال نبود بحران هم نیست تصریح کرد، آمارها بهتر از همه شاخص های کیفی پیش رو سخن می گویند: در کل نقشه جغرافیایی ایران از ماه مهر سال گذشته تا فروردین امسال(یعنی طی هفت ماه) تنها 190 میلیارد متر مکعب بارش ایجاد شده است!.
زرگر معاونت آب وزارت نیرو علت اصلی کاهش ذخایر پشت سدها را تغییر وضعیت اقلیمی اعلام داشت و افزود این بحران تنها مختص ایران نبوده و کشورهای ترکیه، افغانستان و پاکستان نیز در وضعیتی مشابه قرار گرفته اند. متاسفانه دست اندرکاران بخش آب وزارت نیرو حتی یک لحظه نیز خود را در مورد هدر رفتن ذخایر آب سدهای کشور مقصر ندانسته و با بازی همیشگی، "کی بود کی بود، من نبودم،" علت اصلی بحران را شرایط اقلیمی توصیف نموده و مردم را دعوت به صرف جویی کردند.!
حاکمیت فرقه ای و به خصوص دولت محمود احمدی نژاد که خود را دولت امام زمانی می خواند نه تنها با سخره گرفتن دین مبین اسلام سعی در نشان دادن چهره ای روحانی و مقدس از خود را دارد ، بلکه با وجود این همه تبلیغات اسلامی و دینی از خود، این سوال را در ذهن همگان ایجاد می نماید که چگونه است که این همه بلاهای طبیعی نظیر زلزله، خشکسالی، سرمای شدید و سیل تنها بر سر این مومنان به حق خدا ناظر می شود؟و این بلایا همواره در کشورهای نظیر ژاپن و یا آمریکا که از سوی آقایان کافر به دین خدا و نجس و شیطان بزرگ محسوب می شوند قابل کنترل است؟
مردم ایران که در سال گذشته سخت ترین زمستان خود را با وجود بحران های شدید کمبود سوخت و مسدود شدن جاده های ارتباطی کشور سپری کردند حال باید در تابستان گرم سال 87 که به گفته کارشناسان هواشناسی بعد از سرمای شدید زمستان تابستانی همواره گرمتر از سالهای گذشته خواهد بود،و با بحران آفرینی وزارت نیرو و عدم جلوگیری از تبخیر ذخایر آبی سدهای کشور و هدر رفتن آب مورد نیاز مردم زندگی بدون آب و قطعی برق را تجربه نماید. و با توجه به نام گذاری سال جاری به نام سال شکوفایی و نوآوری توسط آیت الله خامنه ای، باید گفت: سالی که شکوفاست از نوآوریش پیداست!
آری جمهوری اسلامی قدرت منطقه است، قدرت اتمی دنیاست، حکومتیست با فضیلت ، مقتدر و کار آمد، اما اینها برای زمانی است که دمای هوا بالای صفر درجه و پایین 30 درجه باشد!
بابک ایرانمنش
اردیبهشت 1387-کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:12
|
|
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات