تبليغاتX
ميناي كرمان

ميناي کرمان
نگاره روز
پيام گرداننده

درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنما دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از افزارهاي اين تارنما خواستارم كه تا پايان برگه اين تارنما را ببينيد .

   ...............................   اين تارنما را برگه خانگي خود كن !    به مدير تارنما رايانامه بزنيد !    ذخيره كردن برگه!   اضافه کردن اين تارنما به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لوگو
مقالات
جستجوگر

  
            
     در كل اينترنت
     در اين تارنما

بايگاني
رسانه ها
سايت امروز

کرمان خبر

نشريه کويران

ايسنا ،منطقه کوير

آيت الله العظمي صانعي

خبرگذاري تابناک

خبر گذاري آفتاب

فرمان آريا

هزاره‌هاى پرشكوه





امرداد، نخستين تارنماي پارسيان و زرتشتيان در ايران























































 

     

           

ایرانیان وطن پرست همچون آرش بر قله ای افتخار خواهند ایستاد و

تیری بر پیکره طمع ورز اعراب فرود خواهند آورد تا دگر هیچ

یغماگری هوس نگاه نا پاکی به این خاک مقدس نکند .

 

با حضور پر شور در این تجمع عظیم ملت ایران که به دعوت

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست برگزار می گردد به اعراب نشان

خواهیم داد که تا جان در بدن داریم از ذره ذره این موهبت الهی دفاع

خواهیم کرد و یکبار برای همیشه تکلیفشان را روشن خواهیم

نمود.ایرانیان وطن پرست ۱۰ اردیبهشت را به روزی مبدل خواهیم

کرد که اعراب از فرا رسیدن آن روز وحشت داشته باشند .پس:

 

پیش بسوی یکپارچگی ایران زمین

پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران

پیش بسوی ایران بزرگ

در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل

 سفارت امارات

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 13:1 | |

به نام خداوند جان و خرد

 

پنجه های تامکت

 

تهیه و تنظیم : باهماد پان ایرانیست کرمان

   

روز 10 آذرماه 1359، خلبانان گردان 82 شکاری ادعای سرنگونی 3 جنگنده عراقی را در درگیری که نزدیک آبادان اتفاق افتاد نمودند.همین گردان صبح روز بعد نیز بسیار موفق عمل کرد.یکی از F-14ها در یک پرواز گشت رزمی در 68 مایلی غرب بوشهر در حال پوشش هوایی بر روی جزیره خارک سکوی نفتی نوروز و کوروش بود که رادار کنترل زمینی اعلام کرد چند فروند هواپیمای دشمن در 5/19 مایلی با سرعت بالا از سمت شمال نزدیک می شوند.

عامل زمان، بسیار حیاتی بود و سرعت عمل بسیار بالای خلبانان را می طلبید. در فاصله 10 مایلی، موشک بر روی 2 فروند میگ MiG-21 که جلوتر از سوخوی Su-20ها و برای پوشش دادن به آنها حرکت می کردند. قفل شد. این فاصله از کمینه فاصله شلیک موشک فینیک کمتر بود، اما این موشک تنها سلاح در اختیار تامکت بود. افزون بر این، تامکت مزبور سنگین تر از آن بود که بتواند درگیری تن به تن انجام دهد.

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 16:2 | |

 

بهرام آبتین  پنجشنبه شب به اوین منتقل شد !!!

بهرام آبتین

 

به نام یزدان پاک

 

به آگاهی مردم بزرگوار ایران می رساند

در تاریخ 22 فروردین ماه 1387 خورشیدی ، گروهی از جوانان میهن پرست از سراسر کشور برای دفاع از تمامیت سرزمین ایران در دریای پارس و نگاهداشت جزیره های سه گانه ایرانی ، برابر نمایندگی شیخ نشین ساختگی امارات در تهران و به دعوت کانون لر بختیاری ایرانیان گرد هم آمده اند . علت این گرد هم آیی پاسخگویی به ادعای پوچ این شیخ نشین دباره جزایر سه گانه ایرانی در دریای پارس بود و این درحالیست که پیشینه این شیخ نشین از 37 سال فراتر نمی رود. این گردهم آیی که با شور فراوان و بذون هرگونه جنجال و خشونت به پایان رسید با اتفاقی ناگوار به تلخی گرایید که همانا دستگیری بهرام آبتین از میهن پرستان دلاور ایل بختیاری بود آنهم فرزندی که به پیکار با بریتانیا و فرزندان ناپاکش ( شیخ نشینهای کرانه جنوبی دریای پارس ) پرداخته است .

 

 مردم گرامی ایران زمین ، کجای این گیتی میهن پرستی و پاس داشت از خاک میهن جرم است ؟

 اگر چنین است پس خون جانباختگان میهن اهورایی و بویژه جنگ هشت ساله چه میشود ؟

در پایان با فریاد بلند میگوییم :

در راه پاسداری از مرزهای ایران ایستاده ایم و در این راه از پای نخواهیم نشست .

 

چو ایران نباشد تن من مباد                            بدین بوم وبر زنده یک تن مباد

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:53 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

حمله نیروی هوایی ایران به نیروگاه هسته ای رژیم صدام

 

 

تحریریه پان ایرانیست استان کرمان

 

در حالی که عملیات اسرائیل برای جلوگیری از دستیابی عراق به بمب اتمی چندین بار به طور گسترده در نشریات هوایی و... منعکس شده و به اطلاع افکار عمومی رسیده، اما تاکنون از عملیات بزرگ هوایی ایران در حمله به راکتور اتمی "تموز" به میزان زیادی چشم پوشی شده و این عملیات در رسانه ها بازگو نگردیده. تلاش ایران در اوایل جنگ تحمیلی برای نابودی تاسیسات اتمی عراق در "توثیه" (نزدیکی بغداد) باعث ایجاد تاخیر در برنامه اتمی عراقیها گردید؛ این عملیات نخستین حمله در نوع خود به تاسیسات اتمی در جهان می باشد.

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:22 | |

 

مفاد پیمان 1975 ایران و عراق

(قرارداد الجزایر)

  

شاهنشاه ایران و رییس جمهور عراق نظر به اراده ی صادقانه ی طرفین، منعکس در توافق الجزیره مورخ 6 مارس1975 برای نیل به حل و فصل قطعی و پایداری کلیه مسائل ما به اختلاف بین دو کشور ، نظر به این که طرفین بر اساس پروتکل قسطنطنیه مورخ 1913 و صورت جلسات کمیسیون تحدید حدود 1914 به علامت گذاری مجدد قطعی مرز زمینی و بر مبنای خط تالوگ به تحدید مرز رودخانه ای خود مبادرت نموده اند.

نظر به اراده طرفین به برقراری امنیت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پیوندهای هم جواری تاریخی و مذهبی و فرهنگی و تمدنی موجود بین ملت های ایران و عراق، با تمایل به تحکیم پیوندهای مودت و حست هم جواری تشیید مناسبات فیمابین در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و توسعه مبادلات و مناسبات انسانی بین مردم خود، بر اساس اصل تمامیت ارضی و مصونیت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلی با تصمیم به بذل مساعی در جهت برقراری عصری جدید در مناسبات دوستانه بین ایران و عراق بر مبنای احترام کامل استقلال ملی وسلطه حاکمیت مساوی دولت ها، با اعتقاد به مشارکت در اجرای اصول و تحثث امال و اهداف میثاق ملل متحد از این طریق، تصمیم به انعقاد عهدنامه حاضر گرفتند و بدین منظور نمایندگان تام الاختیار خود را به ترتیب ذیل تعیین نمودند:

از طرف شاهنشاه ایران:جناب آقای عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه ی ایران.

از طرف رییس جمهوری عراق: جناب آقای سعدون حمادی، وزیر امور خارجه ی عراق.

مشارالیهم پس از ارایه اختیارنامه های خود که در کمال صحت و اعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زیر توافق نمودند:

ماده ی1- طرفین معظمین متعاهدین، تایید می نمایند که مرز زمینی دولتی بین ایران و عراق همان است که علامت گذاری مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذاری مجدد مرز زمینی و ضمایم پروتکل مذکور که به این عهدنامه ملحق می باشند انجام یافته است.

ماده ی2- طرفین معظمین متعاهدین تایید می نمایند که مرز دولتی در شط العرب همان است که تحدید آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مذکور که به عهدنامه ی حاضر ملحق می باشند، انجام یافته است.

ماده ی3- طرفین معظمین متعاهدین ، متعهد می شوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنیت در مرز و ضمایم آن که ملحق به این عهدنامه می باشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقیق و موثر به منظور پایان دادن به هر نوع رخنه ی اخلال گرانه، صرف نظر از منشاء آن، اعمال دارند.

ماده ی4- طرفین معظمین متعاهدین ، تایید می نمایند که مقررات سه پروتکل و ضمایم آنها، مذکور در موارد 2،1و3 عهد نامه حاضر که پروتکل های فوق الذکر بدان ملحق و جز لایتجزای آن می باشند، مقرراتی قطعی و دایمی و غیر قابل نقض بوده و عناصر غیر قابل تجزیه یک راه حل کلی را تشکیل می دهند. نتیجتا خدشه به هر یک از عناصر متشکله این راه حل کلی اصولا مغایر با روح توافق الجزیره خواهد بود.

ماده ی5- در قالب غیر قابل تغییر بودن مرزها و احترام کامل به تمامیت ارضی دو دولت، طرفین معظمین متعاهدین تایید می نمایند که خط مرز زمینی و رودخانه ای آنان لایتغیر و دایمی و قطعی می باشد.

ماده ی6-1-در صورت اختلاف درباره ی تفسیر یا اجرای عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمایم آنها این اختلاف با رعایت کامل مسیر خط مرز ایران و عراق ، مندرج در مواد1و2 فوق الاشعار و نیز با رعایت حفظ امنیت در مرز ایران و عراق، طبق ماده ی(3) فوق الذکر ، حل و فصل خواهد شد.

6-2-این اختلاف در مرحله اول طی مهلت دو ماه از تاریخ درخواست یکی از طرفین از طریق مذاکرات مستقیم دو جانبه بین طرفین معظمین متعاهدین، حل وفصل خواهد شد.

6-3- در صورت عدم توافق ، طرفین معظمین متعاهدین طرف مدت سه ماه، به مساعی جمیله  یک دولت ثالث دوست توسل خواهند جست.

6-4- در صورت خودداری هر یک از طرفین از توسل به مساعی جمیله یا عدم موافقت مساعی جمیله، اختلاف طی مدت یک ماه از تاریخ رد مساعی جمیله یا عدم موفقیت ان ، از طریف داوری حل و فصل خواهد شد.

6-5-در صورت عدم توافق بین طرفین معظمین متعاهدین نسبت به آیین و یا نحوه ی داوری، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین می تواند ظرف پانزده روز از تاریخ احراز عدم توافق، به یک دادگاه داوری مراجعه نماید.

برای تشکیل دادگاه داوری و برای حل و فصل هر یک از اختلافات، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین یکی از اتباع خود را به عنوان داور تعیین خواهد نمود و دو داور، یک سرداور انتخاب خواهند نمود.

اگر طرفین معظمین متعاهدین ظرف مدت یک ماه پس از وصول درخواست داوری از جانب یکی از طرفین از دیگری به تعیین داور مبادرت نمایند و یا چنانچه دوران قبل از انقضای همین مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرفین معظمین متعاهدی که داوری را درخواست نموده  است حق خواهد داشت از رییس دیوان بین المللی دادگستری تقاضا نماید. تا طبق مقررات دیوان دایمی داوری داورها یا سرداور را تایین نماید.

ماده ی7-  این عهدنامه حاضر و یه پروتکل و ضمائم آنها طبق ماده ی (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسید.

ماده ی8- عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائیم آنها، طبق مقررات داخلی به وسیله هر کی از طرفین معظمین متعاهدین به تصویب خواهد رسید.

عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاریخ مبادله ی اسناد تصویب که در تهران انجام خواد شد به موقع اجرا درخواهند آمد.

 

بنا به مراتب، نماینگان تام الاختیار طرفین معظمین متعاهدین عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها را امضا نمودند.

 

بغداد 13 ژوئن 1975

عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه ایران

سعدون حمادی، وزیر امور خارجه عراق

 

عهدنامه ی حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها با حضور جناب عبدالعزیز بوتفلیقه ، عضو شورای انقلاب و وزیر امور خارجه الجزایر به امضا رسید.

 

این عهدنامه که دارای 8 ماده و سه پروتکل و ضمائم آن می باشد در تاریخ 21 اردیبهشت 1355 و 29 اردیبهشت 1355 به ترتیب به تصویت مجلسین شورای ملی و سنای وقت رسیده است.

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:22 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

 

کتاب "از بادکوبه و چیزهای دیگر" اثر نویسنده توانای اردبیلی ، آقای "ناصر همرنگ" است که از یادداشتهای ایشان در سفر به جمهوری ایران شمالی(جمهوری جعلی آذربایجان) گرد آمده است و در 8 بخش:

1-     پیش درآمد

2-     شهر بی نقاب شهر بی دروغ

3-     علی اف ها

4-     حرمت

5-     مزه حیاء

6-     رسانه ها و تولید هویت

7-     دوری و نزدیکی

8-     بادکوبه مثلا به روایت تصویر

تنظیم شده است. کتاب فوق در 187 صفحه و توسط خود مولف با حمایت جمعیت وطن منتشر شده است. و به تجدید چاپ نیز رسیده است(چاپ اول 1384 و چاپ دوم 1385).

علاقمندان برای خرید کتاب می توانند با نشانی پستی :

تبریز- صندوق پستی 1988-51385

یا با شماره تماس 7714432-0451 (شرکت تعاونی هفت اقلیم سبلان – اردبیل) تماس حاصل فرمایید.

قیمت کتاب  2000 تومان می باشد

چند سطر زیر از اثر فوق انتخاب شده است:

 

برای کسی که نخستین بار پایش به این آب و خاک رسیده باشد، این واژه معنای غریبی می یابد. نباید در فرهنگ لغات به دنبال آن گشت. این تنها یک تجربه است. پلیس با همه ی دک و پز، گردن وارفته اش را در برابر شما کج می کند. آخر او از شما تقاضای ((حرمت)) دارد. البته عبارت را احتمالا چند بار پیش از این در گمرگ نیز شنیده اید. کارمندان آبی پوش و به ظاهر مودب در حالی که دارند توی کیف شما، همه ی اسباب و اثاثیه تان از مسواک و خمیر دندان گرفته تا دفتر دستک هایتان را زیر و رو می کنند، مدام آن را مثل آدامس توی دهنشان می جوند:

((حرمت... لطفا حرمت حضرت آقا!))

درک آن برای تازه وارد نباید کار راحتی باشد. اما هنگامی که یک نفر از میان آنها جدا می شود و به شتاب خودش ر به شما می رساند تا آهسته آن را توی گوشتان به شکل پچ پج معنی کند، همه چیز لو می رود: (( آهان ، بله ، متوجه شدم.)) بعد که دستتات توی جیبتان می لغزد تا ((حرمت گمشده))ی آنها را بیابد، شلیک خنده ی بفیه ی ماموران بلند می شود گویی این سناریو به قدری برایشان تکراری شده است که همه چیز را از همین حالا پیش بینی می کنند!((اوه نه...دلار و منات نه))، فقط پول ایران. در بیشتر گمرک های جمهوری آذربایجان، ((حرمت)) فقط با اسکناس های سبز ایرانی خرید و فروش می شود.

 

 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:45 | |

::

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست جهت گیری و بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب را که در آن ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران تکرار شده به شدت محکوم و آن را مصداق بارز اقدام علیه امنیت و صلح جهانی و منطقه ای قلمداد کرده و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار می دهد.

جهان به اصطلاح عرب و هر جهان واقعی یا کذایی دیگری میبا یست بدانند;انگشت هاي شومي كه به سمت تماميت ارضي ايران اشاره رود با اراده ملت ايران قطع خواهد شد.

با مشاهده چنين رفتارهاي نامسالمت آميز و نيت هاي تجاوزطلبانه بديهي است كه از سوي سازمان جوانان حزب پان ايرانيست در راستاي مواضع اعلاميه پيشين اقدامات مقتضي به منصه ظهور خواهد رسيد.

                                                                         

                                                                  شامگاه 11/1/1387 خورشيدي

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:21 | |

::

بزرگ مرد تاریخ معاصرایران

فریدون آدمیت درگذشت

 

 
فريدون آدميت، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، روز شنبه ۱۰ فروردين ماه ۱۳۸۷، در سن ۸۷ سالگی در بيمارستان «تهران کلينيک» درگذشت..

او از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تا زمان مرگ خانه نشين بود. در اين سال ها در منزل او، در محله يوسف آباد تهران تنها به روی تعداد معدودی از روزنامه نگاران و نويسندگان باز بود.

حقوق بازنشستگی فريدون آدميت از وزارت امور خارجه ايران، در آغاز انقلاب و به نقلی، در پی امضای نامه ای اعتراضی نسبت به سياست های جمهوری اسلامی، قطع شد.

فريدون آدميت بخش اعظم عمر خود را صرف تحقيق در باره تاريخ انديشه مشروطه و معرفی انديشمندان آن دوران کرد.

در همین زمینه، عباس میلانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد، به رادیو فردا گفت:« آقای آدمیت یکی از برجسته ترین مورخین تاریخ معاصر به شمار خواهد رفت».

به گفته عباس میلانی، «بعد از کسروی هیچ کس به اندازه فریدون آدمیت در روشن کردن زوایای تاریخ مشروطیت ایران کار با ارزش ارائه نکرده است».

عباس میلانی همچنین با اشاره به نقد های موجود نسبت به دیدگاه آقای آدمیت درباره تجدد وغرب می گوید:«کار های ایشان به غایت آموزنده است».

اولين اثر فريدون آدميت با عنوان «امير کبير و ايران»، در حقيقت پايان نامه دوره کارشناسی او در رشته «حقوق و علوم سياسی» دانشگاه تهران بود.

«بعد از کسروی هیچ کس به اندازه فریدون آدمیت در روشن کردن زوایای تاریخ مشروطیت ایران کار با ارزش ارائه نکرده است».
عباس میلانی
او اين اثر را در سال ۱۳۲۱، زمانی که تنها ۲۱ سال داشت نوشت. اين کتاب که اولين تحقيق جامع در تاريخ ايران به شيوه تاريخ نويسی غربی است منبعی معتبر و تحسين شده درباره زندگی و زعامت اميرکبير و دوران تاريخی زندگی اوست.

اين کتاب، زمستان سال گذشته، ناباورانه پس از گذشت حدود ۳۰ سال از آخرين تاريخ چاپش، دوباره مجوز چاپ گرفت و توسط انتشارات خوارزمی تجديد چاپ شد.

از جامع آدميت تا تقاضای بازنشستگی

فريدون آدميت، فرزند ميرزا عباسقلی خان قزوينی از نزديکان ميرزا ملکم خان ناظم الدوله و از پيشگامان انديشه نو در ايران بود.

پدر فريدون آدميت، همراه با جمعی از همفکران ميرزا ملکم خان، در آغاز قرن بيستم «جامع آدميت» را بنيان نهاد تا به اين وسيله انديشه نو را در ايران ترويج کند. بعد ها با وجود آنکه اين انجمن برچيده شد اما نام آدميت برخاندان عباسقلی خان قزوينی ماند و به فريدون آدميت رسيد.

فريدون آدميت در سال ۱۲۹۹ متولد شد و در سال ۱۳۲۱ از دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران، در حالی که دو سال از تاريخ استخدامش در وزارت امور خارجه می گذشت، فارغ التحصيل شد و برای ادامه تحصيل به لندن رفت.

او در سال ۱۳۲۸ با درجه دکتری در رشته تاريخ و فلسفه به ايران بازگشت و تا زمان بازنشستگی به سمت های عالی سياسی در دولت منصوب شد. مسئوليت های آدميت از دبير دوم سفارت ايران در لندن در زمان دانشجويی آغاز می شود او پس از انجام وظيفه در سمت هايی چون دبير اول نمايندگی دائمی ايران در سازمان ملل متحد، رايزن سفارت ايران در سازمان ملل، مدير کل سياسی وزارت خارجه و سفير ايران در لاهه به عنوان سفير ايران در کشورهای مسکو و فيليپين و هند منصوب شد.

پس از پايان دوران سفارت دوساله اش در هند، مشاور وزير امورخارجه شد و سرانجام در آغاز دهه پنجاه، پس از اعتراض به سياست شاه ايران در قبال بحرين و پذيرش استقلال آن، با نوشته نامه سه کلمه ای «تقاضای بازنشستگی دارم» به کار دولتی خاتمه داد و به طور شبانه روزی مشغول تحقيق و تاليف در باره تاريخ مشروطه ايران شد.

يکی از ويژگی های آثار فريدون آدميت، دسترسی او به منابع خطی و بسيار مهم زمان مشروطه است که بخشی از آن در کتابخانه شخصی پدر او وجود داشته و بخشی را هم خود تهيه کرده است.

در زمان محمد رضا شاه پهلوی، از آنجا که آثار فريدون آدميت بدون توجه به تقدس روحانيون عالی رتبه مذهب تشيع نزد برخی اقشار جامعه نوشته شده بود، انتشار برخی آثارش با دشواری صورت گرفت.

از جمله کتاب شورش بر امتيازنامه رژی که در آن باورهای معمول در باره نقش روحانيون در جنبش تنباکو را با انتشار مدارک مستند زير سوال می برد.

فريدون آدميت همچنين در سه کتاب، در حالی به تفصيل به معرفی انديشه های «ميرزا فتحعلی آخوند زاده»، «طالبوف» و «ميرزا آقاخان کرمانی» و نقش آنان در جنبش مشروطه پرداخته است که سخن گفتن از انديشه های اين افراد در آن زمان خوشايند برخی گروه های مذهبی نبود.

انديشه ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار، نام ديگر کتاب آدميت است که زمستان گذشته در ايران مجوز تجديد چاپ گرفت.

آثار ديگر او عبارتند از: فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطيت ايران، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطيت ايران، انديشه های ميرزا فتحعلی آخوند زاده، انديشه های طالبوف، انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، مجموعه مقالات تاريخی، آشفتگی در فکر تاريخی، افکار سياسی واجتماعی اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار، عقايد و آراء شيخ فضل الله نوری و انحطاط تاريخ نگاری در ايران.

کتاب های آدميت، به جر دو کتابی که اخيرا تجديد چاپ شد، جزو کتاب های ناياب است و علاقه مندان به آثار او بايد در دست دوم فروشی های ميدان انقلاب تهران به دنبال نسخه ها افست يا چاپ قديم آثار آدميت بگردند
.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:42 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

تهدید امنیت ملی در شورای همکاری خلیج فارس

 

مهندس هومن اسکندری

 

نوشتاری از سرور مهندس هومن اسکندری

 

تهران- دیماه 1386

 

اشاره:

در آذرماه سال 1382 پیشنهاد عجیب دولت وقت جمهوری اسلامی برای عضویت در اتحادیه عرب با واکنش منفی صاحب نظران مسائل سیاسی روبرو شد و به ویژه پان ایرانیست ها و برخی از فعالان سیاسی ملی نسبت به عواقب این گونه اقدامات غیز کارشناسی و ضد ملی به حامیت هشدار دادند.4 سال بعد در 12 آذرماه 1386 حضور غیر منتظره رئیس جمهور حاکمیت در بیست و هشتمین نشیت شورای همکاری خلیج(فارس)1، که برای اولین بار در تاریخ این شورا انتفاق افتاد، موجی از مخالفت ها را با این گونه اقدامات در جامعه ایرانی به وجود آورد. در این نوشتار به نقد و بررسی سخنان احمدی نژاد در این نشست ، عکس العمل و اقدامات این شورا در حواشی و پیامدهای مربوط به آن خواهیم پرداخت.همچنین روابط گذشته و کنونی ایرانیان و اعراب را به صورت مختصر مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهیم داد.

در مراسم افتتاحیه نشست سالیانه ی رهبران شورای همکاری خلیج (فارس)(1)، که برای اولین بار در تاریخ این شورا اتفاق افتاد، موجی از مخالفت ها را با این گونه اقدامات در جامعه ی ایرانی به وجود آورد. در این نوشتار به نقد و بررسی سخنان احمدی نژاد در این نشست، عکس العمل و اقدامات این شورا و حواشی و پیامدهای مربوط به آن خواهیم پرداخت. هم چنین روابط گذشته و کنونی ایرانیان و اعراب را به صورت مختصر مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهیم داد.

در مراسم افتتاحیه ی نشست سالیانه ی رهبران شورای همکاری خلیج (فارس) محمود احمدی نژاد ، طی سخنانی که به صورت زنده از شبکه خبری الجزیره پخش شد، اظهار داشت: ((مشترکات دینی، تاریخی و فرهنگی ما ! فرصت های بسیار خوبی را فراهم آورده تا بتوانیم روایط فیمابین را تحکیم بخشیم.)). وی تصریح کرد: برادران ! ما همسایگان هم هستیم و هزاران سال در کنار هم زندگی کرده و خواهیم کرد و روابط ملت های دیرینه ی ما مبتنی بر دوستی و برادری است؛ هم چنین ما دوستان و دشمنان مشترک داریم؟ و در خوشی ها و ناخوشی ها با هم شریک هستیم و با توجه به اقتضای این خصوصیات مشترک، توسعه روابط دوجانبه و همه جانبه بین ما ضروری است.... .(2) وی هم چنین جهت تحکیم همکاری های متقابل پیشنهادات متعدد سیاسی، اقتصادی و آمادگی ایران جهت تامین آب آشامدینی و گاز کشورهای منطقه ، توسعه گردشگری پاک و خانوادگی و توریسم زیارتی، کمک به ملت های اسلامی نیازمند از جمله فلسطین، سودان و سومالی، تاسیس سازمان همکاری های امنیتی، همکاری های زیست محیطی و موارد دیگر را پیشنهاد نمود.(3)

بعد از این سخنرانی، محمود احمدی نژاد در مصاحبه ی مطبوعاتی با رسانه های گروهی در دوحه قطر در پاسخ خبرنگار شبکه ی الجزیره عربی درباره ادعای مارات مبنی بر مالکیت جزایر سه گانه و تاثیر آن بر روابط دو کشور گفت: روابط ما با برادران اماراتی بسیار خوب و گستره و حجم مبادلات دو کشور بیش از 11 میلیارد دلار در سال است که بیش ترین حجم روابط در خلیج فارس است. خبرنگار الاهرام مصر خطاب به رییس جمهوری گفت: شما در سخنرانی خود بارها نام خلیج فارس را بردید و از دوستی سخن گقتید، اما اینجا دیدگاه ها چیز دیگری است. خلیج فارس را خلیج عربی می نامند و امارات به جزایر نظر دارد.

احمدی نژاد در پاسخ گفت: فضای جلسه امروز بسیار دوستانه بود و مطالب من نیز بسیار واضح و صریح عنوان شد. فکر می کنیم ملت های منطقه از اتفاقی که امروز در دوحه افتاد بسیار خرسند هستند.سلام من را به حسینن هیکل برسانید.... . احمدی نژاد هم چنین در پاسخ به سوال خبرنگار النهار لبنان درباره ی وضعیت لبنان گفت : ما از تمامیت ارضی، وحدت، استقلال و اقتدار لبنان دفاع می کنیم و معتقدیم که اسرائیل باید از صحنه خارج شود.. احمدی نژاد در حاشیه ی این اجلاس با شیخ خلیفه بن زاید، رییس امارات عربی متحده، نیز در پشت درهای بسته مذاکره نمود(4)

در پایان نشست دو روزه ی سران شورای همکاری خلیج(فارس) و در بیانیه پایانی این شورا، از ایران خواسته شد تا به همکاری با جامعه بین المللی در خصوص برنامه ی هسته ای خود به منظور پایان صلح آمیز این بحران و جلوگیری از رویارویی نظامی در منطقه ادامه دهد. سرای شورا در ادامه ی بیانیه ی خود با اشاره به موضوع جزایر سه گانه با اظهار تاسف از آنچه عدم واکنش تهران به درخواستها به منظور پایان صلح آمیز این بحران(!) خوانده شده از ایران خواستند تا این مساله یا از طریق مذاکره و یا از طریق حکمیت بین المللی حل شود. شورا در این بیانیه، حمایت کامل خود را از حاکمیت امارات عربی متحده بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک اعلام نمود. در این بیانیه هم چنین بر عدم دخالت در امور داخلی عراق تاکید شد.(5)

نگاهی به اتفاقات تاسف باری که برشمرده شد، توجه جدی به موارد ذیل را ضروری می سازد:

الف- بدون تردید مهم ترین و اصلی ترین وظیفه ی حکومت و مسئولین آن، به ویژه دستگاه دیپلماسی و روابط خارجی، دفاع  وصیانت از تمامیت ارضی و استقلال کشور و تامین حداکثر منافع ملی می باشد. دستگاه دیپلماسی حاکمیت فرقه ای جمهوری اسلامی، علیرغم صرف بودجه های هنگفت و داشتن هزاران پرسنل و صدها کارشناس و وجود سازمان ها و ادارات عریض و طویل ، در طول 28 سال گذشته نتوانسته حداقل وظایف و مسئولیت های خود را به خوبی انجام دهد و در موارد متعدد در مقابل ادعاهای واهی بیگانگان نسبت به تمامیت سرزمینی ما سیاست سکوت و تسلیم را در پیش گرفته که به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

ب- برای مسئولین حکومت، به خصوص مسئولین سیاست خارجی ، آشنایی با حقوق تاریخی ملت ایران، هم چنین تسلط بر تاریخ ایران، منطقه و جهان، آگاهی بر روابط گذشته ی ملت ایران به ویژه با همسایگان و شناخت دوستان و دشمنان تاریخی ملت ایرانف شرط اولیه و لازم برای دفاع و صیانت از حقوق کنونی و منافع ملت ایران می باشد. رییس جمهور حاکمیت ، به عنوان بالاترین مقام اجرایی و مسئول تصمیم گیری های سیاسی ، از این قاعده  مستثنی نیست.

همان طور که در نوشتار های پیشین بارها بدان اشارت رفته است، از لحاظ تاریخی، تا قبل از سده ی نوزدهم میلادی، هیچ ساختار سیاسی با نام و شکل حکومت عربی در این منطقه و در جهان به وجود نیامده بود. در سده ی نوزدهم میلادی، امپراتوری استعماری بریتانیا پس از تثبیت موقعیت خود در منطقه ی میان رودان و خلیج فارس ، به منظور تضعیف خود و از بین بردن رقبای منطقه ای، به تلاش هایی  وسیع و گسترده برای تضعیف و فروپاش دو ساختار سنتی و نیرومند در منطقه، شاهنشاهی ایران و امپراتوری عثمانی دست زد. در این دوران سیاست این دولت ایجاد موجودیت های سیاسی قبیله ای و شیخ نشین های متعدد و کوچک در کرانه های جنوبی خلیج فارس بود تا ضمن دامن زدن به اختلافات فرقه ای و تضعیف دو حکومت نیرومند منطقه ، از اتحاد و افزایش قدرت این قبایل و شیخ نشین ها در مقابل بریتانیا هم جلوگیری شود.(6)

نکته  قابل توجه این که تا این دوران پایه های حکومت سرزمینی برای اعراب مقوله ای ناشناخه بود وتنها نوعی محدوده ی فرضی و غیر دقیق مشتمل بر چاه و چشمه ای آب و چند نخل خرما برای استقرار قبیله ها وجود داشت. در این میان اقتدار روسای این قبایل که عموما به راهزنی دریایی اشتغال داشتند، تنها در ارتباط با افراد قبیله و در هر کجا که به آن کوچ ی کردند، واقعیت پیدا می کرد  و نه بر سرزمین های آنها. بدین ترتیب این دزدان دریایی و قبایل عرب حتی از بعد از سرزمینی هم برخوردار نبودند.

به تدریج و با اتخاذ سیاست های جدید استعماری، حکومت روسای این قبایل تحت الحمایه استعمار بریتانیا به رسمیت شناخته شد و در حقیقت عربستان سعودی، نخستین واحد عربی بود که در سال 1920 میلادی توسط بریتانیا در منطقه زاده شد(7).بدین ترتیب با هدف از بین بردن هویت ایرانی کرانه های جنوبی خلیج فارس، دولت های متعدد و مجعول عربی با مرزهای هندسی و قراردادی در این منطقه به وجود آمدند که آخرین آنها بحرین(1970) و امارات عربی متحده(1971میلادی) می باشند.پس دولت های به اصطلاح عربی منطقه با عمری کم تر از یک سده، فاقد پیشینه و حاکمیت تاریخی در منطقه ما می باشند. در این راستا سخنان احمدی نژاد در مورد مشترکات تاریخی و فرهنگی و روابط هزاران ساله با اعراب(!) نه تنها عجیب به نظر می رسد ، بلکه در راستای ایجاد حقوق تاریخی غیر واقعی و مجعول برای اعراب در خلیج فارس می باشد.(8) بدین ترتیب عجیب نیست که اعراب از خلیج عربی یا مالکیت و حقوق تاریخی بر جزایر ایرانی سخن بگویند.

پ – اصولا هرگونه مراودات منطقه ای و بین المللی دولت، باید در راستای حفظ ، تامین و گسترش منافع ملی باشد.وقتی دولتی پیش گام شرکت در اجلاس یا سازمان منطقه ای یا بین المللی می گردد باید مشخص کند در وضعیت خارج از آن چه مسائل و مشکلاتی دارد و با حضور در آن اجلاس یا سازمان و صرف هزینه های مختلف چه بخشی از مسائل و مشکلات حل شده و یا در مسیر حل شدن قرار می گیرد؟اگرچه به نظر می آید حضور احمدی نژاد در ایم شورا در چهارچوب تعمیق و گسترش مناسبات منطقه ای و برای نزدیکی بیش تر به اعراب در مقابل نفوذ روز افزون آمریکا در منطقه باشد، اما با توجه به ضعف و ناکارآمدی این شورا در مناسبات منطقه ای و بین المللی ، وضعیت انفعالی و متزلزل دولت های عربی در مقابل تحولات نوین جهانی و حتی امکان تغییر احتمالی جغرافیای سیاسی دولت های عربی در مقابل طرح های جدید دنیای سرمایه داری(9) ، عدم توانایی شورای همکاری خلیج (فارس) در حل اختلافات میان اعراب و نداشتن وحدت نظر در مورد مسائل جهانی و حتی خود اعراب(10)، وابستگی کامل دول عربی به سیاست های جهانی ایالات متحده، هم چنین مشی ضد ایرانی این شورا و سوء استفاده های متعدد اعراب از حضور مسئولان ایرانی که نمونه ی آن را در بیانیه پایانی اجلاس بیست و هشتم شورای همکاری خلیج(فارس) شاهد بودیم، به نظر می رسد نه تنها این امر تحقق نیافته، بلکه اقدامات و روابطی از این دست احتیاج به تامل و بازنگری اساسی دارد.

ت- عملکرد گذشته و امروزی شورای همکاری خلیج (فارس) و اتحادیه عرب، که بر مبنای نگرش پان عربیستی و افراطی اعراب شکل گرفته اند، هیچگاه هم سو با منافع ملت ایران نبوده است(11). اعراب و نهادهای وابسته به آنها، از زمان بنیانگذاری پان عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر و عبدالکریم قاسم تاکنون، همواره مواضع خصمانه علیه ملت ایران داشته اند که از جمله موارد متعدد آن می توان به استفاده از نام های جعلی برای خلیج فارس و خوزستان، چاپ نقشه های جعلی، تاکید بر دشمنی ایرانیان در کتاب های درسی، حمایت کامل و همه جانبه از عراق در جنگ هشت ساله با ایران، ادعای مالکیت بر جزایر ایرانی و... اشاره نمود (12). این مواضع خصمانه و کاملا آشکار علیه ملت ایران، که بر اساس نگاه قبیله ای اعراب می باشد، همواره در عملکرد شورای همکاری خلیج(فارس) و اتحادیه عرب و بیانیه ها و قطعنامه های متعدد این دو سازمان، به ویژه در مورد ادعاهای واهی بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانی، وجود داشته و تاکنون هم ادامه دارد(13).

بر این اساس هرگونه حضور مسئولان ایرانی و به ویژه در سطوح بالا، که به هرحال و با تاسف فراوان در حال حاصر عنوان نمایندگان رسمی ملت ایران را یدک می کشند، در این گونه سازمان ها و از جمله شورای همکاری خلیج(GCC) که عنوان آن بیانگر نقض حقوق تاریخی ملت ایران است، مشروعیت بخشیدن به این گونه ادعاهای واهی نسبت به حثوث اساسی  وتمامیت ارضی ایران می باشد. نکته قابل تاسف این که علیرغم تکذیب های بعدی به نظر می آید حضور رییس جمهور حاکمیت فرقه ای به ابتکار و پیشنهاد ایشان صورت گرفته است؛ چرا که شیخ محمد الصباح، وزیر خارجه کویت، حضور احمدی نژاد را ابتکاری مثبت از جانب ایشان توصیف کرده و گفت: (( کشروهای عضور این شورا نیز با ابتکاری مثبت به ایران پاسخ خواهند داد(14). که ملت ایران این بتکار سازنده را در بیانیه ی پایانی شورا مشاهده نمودند(!). بدون شک حضور خفت بار این مسئول ایرانی و سخنرانی او در زیر تابلوی (مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه) تایید این اهانت ها و تعدیات به حقوق تاریخی ملت ایران و تمامیت ارضی کشور ایران می باشد. تاسف بارتر این که بعد از اعنراضات گسترده، وابستگان ایشان با تجاهل و لوث کردن اصل قضیه وارد بحث دستور زبانی شدند که واژه ه ی العربیه به عنوان صفت برای دول به کار رفته و نه  الخلیج. این واکنش ها نه تنها انسان را به یاد بحث های دستوری فقها و شاه سلطان حین در هنگام فتح اصفهان و یا مباحثات لغوی علمای مسیحی در هنگام فتح قسطنطنیه به دست مسلمان یعنی فراموش کردن وظایف اصلی حاکمان می اندازد(15).بلکه این معنی را می رساند که از نظر ایشان ایرادی بر مشروعیت و ادعاهای سازمانی به نام شورای همکاری دولت های عربی خلیج(!) وارد نیست(!!!)؛ بدتر این که ایشان در سخنرانی خود پیشنهاد برگزاری نشست بعدی این شورا در تهران را مطرح نموده اند.

نمونه قابل تامل دیگر این که پخش خبر مذاکرات احمدی نژاد و شیخ خلیفه بن زاید(امیر امارات) در مورد جزایر سه گانه ایرانی و پشت درهای بسته با تکذیب و واکنش جدی و موثر مسئولان وزارت خارجه و ایشان مواجه نشد.

ث- بررسی نوع روابط و به ویژه رفت و آمدهای احمدی نژاد به کشورهای عربی جنوب خلیج فارس این نکته را آشکار می کند که اینگونه مراودات با شان دیپلماتیک و بین المللی ملت ایران و رییس دولت ایران(؟!) هم خوانی ندارد.

بر اساس عرف و سنت روابط بین المللی، مقامات سیاسی هر دولت در سفرهای رسمی می بایست از سوی مقام سیاسی هم تراز خود مورد استقبال رسمی قرار بگیرند. از آنجا که در نظام گذشته، با تاکید مدیریت وقت جامعه ی ایرانی، شان و مرتبه مقامات سیاسی ایرانی بالاتر از هم ترازان سیاسی عرب آنها شمرده می شد، امیران دولت عربی جنوب خلیج فارس سفرهای رسمی خود را به جای پرواز مستقیم به تهران، به شیراز یا بوشهر انجام داده و در آنجا بعد از استقبال رسمی توسط استاندار یا معاون ساواک در آن استان به تهران گسیل می شدند تا دیدارهای خود را با مقامات ایرانی انجام دهند(16).

متاسفانه پس از گذشت سه دهه رئیس دولت جمهوری اسلامی با سفرهای پی در پی و گاه غیر ضروری به کشروهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از جلمه عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین و امارات عربی متحده، جایگاه و منزلت بالاترین مقام اجرایی دولت ایران را تحت الشعاع قرار داده و حتی در یکی از سفرهای رسمی رییس جمهور قبلی به عربستان سعودی، امری عربستان به استقبال ایشان نیامده و امیر الحاج عربستان برای خوشامدگویی حاضر شده است(!)

بدون شک لحن تهدید آمیز مفاد بیانیه پایانی نشست شورای همکاری خلیج (فارس) در مورد تلاش تهران برای پایان صلح آمیز(!) بحران جزایر و حمایت کامل از ادعاهای امارات، تعیین تکلیف مداخله جویانه این شورا برای ایران جهت پایان دادن بحران هسته ای و هشدار جهت عدم مداخله در امور داخلی عراق، که منجر به تخدیش شان دیپلماتیک ملت ایران وتوهین به ملت بزرگ ایران گردیده، نتیحه ی این گونه اقدامات نسنجیده و نابخردانه می باشد.

ج- حتی در صورت اصرار بر شرکت احمدی نژاد در این شورا، همانطور که در بیانیه ی جوانان حزب پان ایرانیست آمدهاست، دستگاه دیپلماسی می توانست تضمین های لازم را از دولت های حاضر در این اجلاس برای استفاده نکردن از عناوین جعلی و مطرح نکردن ادعاهای واهی در مورد تمامیت ارضی ایران اخد کند(17). در این صورت، احمدی نژاد می توانست به جای مطرح کردن پیشنهادهای کلیشه ای و غیر عملی و حتی عجیب از جمله :لغو صدور روادید، تجارت آزاد بین کشورهای منطقه، توریسم زیارتی(؟) کمک به ملت های اسلامی نیازمند و... که بدون توجه به شرایط منطقه و حتی وجود زیر ساخن های لازم در کشورهای عربی مطرح شده، از این فرصت استفاده نموده با مطرح کردن ضرورتغییرات اساسی در شورای همکاری خلیج(فارس) با پیشنهاد عضویت کشورهای دیگر منطقه از جمله ایران، یمن و حتی پاکستان، در صورت ایجاد تغییرات اساسی، آن را از حالت شورای اختصاصی اعراب خارج نماید.

چ-همانطور که بارها اعلام شده اگر چه ما حساب مردم عرب را از حکومت های دست نشانده و فاقد صلاحیت عربی جدا می دانیم و از رشد و ترفی همسایگان خود، به ویژه در زمینه های فرهنگی، خوشنود خواهیم شد و خواهان داشتن همسایگان متمدن و با فرهنگ می باشیم که به حقوق و وظایف خود آشنا باشند(18).در عین حال به سران کشورهای عرب جنوب خلیج فارس و محرکین آنها هشدار می دهیم که با اتخاذ مواضع خصمانه و غیر مسئولانه نسبت به حقوق و موجودیت جغرافیای و سرزمین کشور ایران خود را مستقیما در مقابل ملت ایران قرار داده اند و با توجه به حساسیت ملت بزرگ ایران نسیت به یک پارچگی سرزمینی و ملی و تمامیت ارضی ایران، عقوبتی سخت انتظار آنان را خواهد کشید(19).

همانطور که تاریخ ایران نشان داده است، در برابر ادعاهای واهی بیگانگان نسبت به تمامیت سرزمینی ایران، نباید کوچکترین تساهل و تسامحی را از خودن نشان داد؛ چرا که پیامدهای سنگین و خسران باری برای ملت ما در پی خواهد داشت. اگر در طول 28 سال گذشته، مسئولین حاکمیت فرقه ای در برابر مواردی متعدد از این اعداهای خصمانه و مداخله جویانه واکنش مناسب نشان داده و حداقل وظایف مسئولیت های خود را انجام داده بودند، امروز شاهد این گونه ادعاها و اقدامات گستاخانه و اهانت بار و البته خطرناک از جانب اعران نبودیم(20).

ای کاش رییس جمهور حاکمیت فرقه ای در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران، بعد از سخنرانی در اجلاس، در کنار دفاع قاطع و همه جانبه از تمامیت ارضی، وحدت ، استقلال و اقتدار لبنان، نسیت به حداقل وظایف خود در برابر تمامیت ارضی، وحدت ، استقلال و اقتدار ملت ایران نیز اندکی آشنا وآگاه بود. مجموعه مواردی که بر شمردیم یک بار دیگر این حقیقت را بر ما آشکار می سازد که حاکمیت ناتوان فرقه ای از کفایت و شایستگی لازم برای اداره ی جامعه ایرانی برخوردار نیست ؛ پس

 

پیش به سوی استقرار حاکمیت ملی.

پاینده ایران

 

 

پی نوشته ها:________________________________________

1)     بیست و هشتمین اجلاس سران کشورهای شورای همکاری خلیج(فارس) در دوحه قطر برگزار گردید. لازم به ذکر است دولت های عضو این شورا شامل عربستان سعودی، قطر، بحرین، کویت، امارات عربی متحده و عمان می باشند. این شورا در سال 1981 میلادی تشکیل گردید.

2)     روزنامه ی آفتاب یزد،سه شنبه 13 آذر 1386، شماره ی 2233.

3)     همان

4)     روزنامه آفتاب یزد، چهارشنبه 14 آذر 1386، شماره ی2234

5)     همان

6)     پزشکپور-محسن، حکومت های حاشیه ی جنوبی خلیج فارس هویت تاریخی وسیاسی و حقوقی ندارند، کیهان هوایی 15 مهر 1371.

7)     ه.خشایار،هلال خضیب، انتشارات آرمان خواه، تهران، 1358.

8)     این عدم شناخت و اطلاعات تاریخی در میان مسئولان نظام منحصر به احمدی نژاد نیست و موارد متعددی از این گونه را شاهد بوده ایم. چند سال قبل یکی از مسئولان ارشد نظام از ملت کهن سال و هزاران ساله عراق سخن گفته بود.

9)     هرمیداس باوند- داوود، اتحادیه عرب موفقیتی نداشته است، شرق، شماره ی 87،پنجشنبه 20 آذر 1382.

10) دولت های عربی بعد از پایان جنگ جهانی دوم مهم ترین عامل ناامنی برای منطقه خاورمیانه و خود اعراب بوده اند. دنیای عرب نماینده ی یک ساختار جغرافیای، اقتصادی و سیاسی نیست؛ بلکه یک محیط فرهنگی ناهمگن است با تضادهای بزرگ جغرافیای، اقتصادی و سیاسی. دنیای عرب بنا بر گزارشات سالیانه آن دارای پایین ترین شاخص های توسعه انسانی می باشد.

11) ورجاوند= پرویز، همکاری با شورای همکاری، شرق شماره ی89، یکشنیه 23 آذر 1382.

12) اسکندری- هومن، ایران در میان عربها، افراز، شماره پنجم، زمستان 1382.

13) پیام سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، حاکمیت ملت، شماره ی 103، آبان و آذر 1386.

14) آفتاب یزد، سه شنبه 13 آذر 1386، شماره 2233.

15) سخنرانی  حجت کلاشی در دفتر حزب پان ایرانیست، چهارشنبه 14آذر 1386.

16) خاطرات اسدالله علم، ویرایش علینقی عالیخانی، نشر بهزاد، تهران، 1385.

17) پیام  سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ،13 آذر ماه 1386.

18) همان

19) نامه ی دیپلماتیک جوانان حزب پان ایرانیست به سران شورای همکاری خلیج فارس.

20) اسکندری- هومن ، حاکمیت ایران بر جزایر خلیج فارس، حاکمیت ملت ، شماره ی 97-96، اسفند 85

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:33 | |

 

بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت

برگرفته از تارنمای ایرج مصداقی

مسعود بهنود، یکی از کسانی است که در طول عمر خود همواره تلاش کرده است به قدرت نزدیک شود و از آن بهره جوید. او در این راه هیچ پرنسیبی را رعایت نمی‌کند و یکی از نمونه‌های مشخص ابن‌الوقتی در تاریخ معاصر ایران است.

فرج سرکوهی که سالها با او در نشریه «آدینه» کار کرده است، می‌‌نویسد:

«آقای غلامحسین ذاکری امتیاز (پروانه نشر) داشت اما تخصص و دانش و سرمایه نداشت. سیروس [علی‌نژاد] را به سردبیری برگزید و آقای مسعود بهنود را به مشاورت. بعدتر که امکانات و روابط آقای مسعود بهنود دانست همه جا در موارد حساس با او رایزنی می‌کرد و آقای بهنود شد تضمین دوام مجله. آقای مسعود بهنود روزنامه نویسی چیره دست و باهوش بود. به دوران شاه کوتاه زمانی با روشنفکران معترض پریده بود اما با موقع شناسی که در او است به سرعت دریافته بود که باد از کدام سو می‌وزد. در باند نخست‌وزیر وقت آقای عباس هویدا جا کرده بود و در آیندگان  آقای داریوش همایون نیز مدتی سردبیر بود. از معدود گویندگان رادیو بود که بدون نوشته و بازبینی حق داشت برنامه‌‌ی راه شب را اداره کند. در تلویزیون دولتی نیز برنامه ساز و مفسر سیاسی مورد اعتماد بود. شامه‌ایی قوی داشت در تشخیص قدرت. سازش با قدرت را استلزام حضور مدام خود در رسانه ها می‌دید. ... پس از انقلاب سردبیر تهران مصور بود. شیوه دیگر کرده بود و به پسند روز نان از دشنام دادن به خاندان پهلوی و آقای عباس هویدا می‌خورد که به نظام پهلوی حامی او بود. ... با بسته شدن نشریات و ضربه‌ی ۶۰ کوتاه مدتی به اتهام همکاری با رژیم سابق به زندان افتاد. آن جا کار خود کرد و هرچه بود پس از آزادی به حلقه‌هایی از قدرت و به باند هاشمی رفسنجانی راه یافت که در مقالاتش در آدینه و نشریات دیگر او را «سردار سازنده‌گی» و تالی امیرکبیر می‌‌خواند. تعادل هم رعایت می‌‌کرد و هرجا که از «سردار سازنده‌گی» می‌گفت از رهبر نظام نیز چون «ستون خیمه» یاد می‌کرد. شهرت داشت که فدیه‌ی آزادی او [از] زندان فیلم تار عنکبوت است- که سناریو آن را نوشت و در آن بازی کرد- و بهای حضور او در بیشتر مطبوعات طرح خواست‌های نظام در رسانه‌های غیردولتی. ... هر شماره‌ی مجله‌ی آدینه مقاله‌ایی از او باید که در صفحه‌های اول مجله چاپ می‌شد و اغلب در باره‌ی مسائل روز ایران. نثری ساده و روان و پرکشش داشت. به نعل و میخ می‌زد و در نان قرض دادن به این و آن صاحب قدرت و مکنت استاد بود. تصویرگری که از لوازم گزارش نویسی است خوب می‌دانست و غمزه‌های زیبا در قلم می‌کرد. این همه چنان بود که اشتباهات بسیار و اطلاعات غلط و بافته‌‌های مجعول که در نوشته‌های او فراوان است از چشم خواننده‌ی کم سواد و آسان گیر پوشیده می‌ماند. در آدینه هیچ کس جز او حق نداشت که در باره‌ی مسائل ایران بنویسد و هیچ مقاله‌ایی در نقد نوشته‌‌های او – حتا در نشان دادن بافته‌ها و اشتباهات فاحشی که در مقالات او بود- چاپ نمی‌شد. »

داس و یاس، فرج سرکوهی، نشر باران، چاپ اول، صفحه‌‌های ۶۱ تا ۶۳

بهنود در دوران پهلوی وقتی ورق برگشت اولین کسی بود که علیه ولی‌نعمت‌های خود اعلام جرم کرد. او که پیشتر جزو تیمی بود که به امیرعباس هویدا مشاورت می‌داد و از نزدیکان محمود جعفریان و پرویز نیکخواه به شمار می‌رفت در روزهای سرنوشت‌ساز و حساس سال ۵۷ برای آن که خود را از اتهام سانسور و اعمال اختناق مبرا کند، علیه جعفریان و نیکخواه شکایت کرد. اگر نگاهی به سابقه‌ی این دو بیاندازیم دلیل این کار بهنود و تیزبینی‌‌ اش در تشخیص مسیر باد مشخص می‌شود. او این دو را هدف قرار داد، چرا که یکی سابقه‌ی توده‌ای و دیگری سازمان انقلابی (مائوئیستی) داشت. این دو در رژیم سلطنتی از هر کس دیگری آسیب‌پذیرتر بودند و حمله به آنها او را بیشتر به مقصود نزدیک می‌کرد. باید توجه داشت که بهنود حساب همه جای کار را می‌کند و بی‌گدار به آب نمی‌زند. این دو جزو اولین دسته‌هایی بودند که توسط دادگاه انقلاب محاکمه و اعدام شدند.

کیهان در مورد اعلام جرم  بهنود علیه نیکخواه و جعفریان نوشت:

«بهنود در این اعلام جرم از این دو نفر به عنوان عوامل به وجود آوردن محیط ارعاب و خفقان در رادیو و تلویزیون و کسانی که باعث آزار و ایذاء نویسندگان و برنامه‌ سازان مردمی این سازمان شده‌اند اسم برده است. ... بهنود ضمن اشاره به مقدار زیادی نوار، نوشته و فیلم که در انبارهای رادیو تلویزیون جمع شده‌اند و یا به دور ریخته شده‌اند و حتا در میان آن‌ها مقدار زیادی مصاحبه و گفتار مقامات مملکتی هم وجود دارد،‌ اظهار داشت: جعفریان در طول این سال‌ها در سه کانال اصلی ارتباط با مردم (حزب رستاخیز به عنوان تنها حزب سیاسی کشور، رادیو تلویزیون ملی و خبرگزاری پارس) ریشه دوانیده بود و این امکان برای او به وجود آمده بود که علاوه بر این که هرچه دلش می‌خواهد بگوید و از تلویزیون پخش کند حتی اخبار ساختگی و مجعول را از طریق خبرگزاری پارس به عنوان اخبار رسمی کشور پخش کند.»

مسعود بهنود که محمود جعفریان و پرویز نیکخواه را شایسته مجازات و کیفر دانسته بود و علیه‌شان اعلام جرم کرده بود، خود نه تنها در دوران پهلوی بلکه در طول ۳ دهه‌ی گذشته‌ی نیز یک دم از نزدیکی و امداد‌رسانی به مسؤلان سانسور و اختناق رژیم جمهوری اسلامی غفلت نکرده است.  

ارزش بهنود برای مقامات امنیتی جمهوری اسلامی تا آ‌ن جاست که وزارت اطلاعات رژیم تمامی تلاش خود را به کار برد تا مبادا او سوار «اتوبوس مرگی»که قرار بود سرنشینان آن در مسیر تهران به ارمنستان به دره افتند، شود.

فرج سرکوهی در مورد تلاش های وزارت اطلاعات برای جلوگیری از مسافرت بهنود می‌نویسد:

«پیش از آن آقای مسعود بهنود زنگ زد و گفت که در اداره گذرنامه به او گفته‌اند که ممنوع‌الخروج است و او نباید به سفر برود. اعتراض کرده بود و گفته بود که تازه از سفر خارج آمده است و ممنوع‌الخروج نیست. اداره‌ی گذرنامه در  اختیار وزارت اطلاعات بود. آقای بهنود به من گفت که با آقای مهاجرانی، مشاور رئیس جمهور که با او در ارتباط بود تماس گرفته است و او گفته‌ است مانعی نیست و کار گذرنامه را درست می‌کند. تمام راه آقای مسعود بهنود در انتظار راننده‌اش بود تا پاسپورت او را بیاورد.

داس و یاس، فرج سرکوهی، نشر باران، چاپ اول، صفحه‌ی ۱۸۴.

بهنود بعداز حضور در خارج از کشور، چند سالی است با راه‌اندازی سایت «روز آنلاین» به همراه تنی چند از وابستگان رژیم مانند حسین باستانی( عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) سیدابراهیم نبوی( دستیار سابق ناطق نوری در وزارت کشور و از عوامل به وجود آوردن «انقلاب فرهنگی» در شیراز)، هوشنگ اسدی (ساواکی، عضو سابق حزب توده و یکی از  توابان فعال زندان‌های اوین، قزل‌حصار و گوهردشت) و نوشابه امیری همسر هوشنگ اسدی، ضمن آن که از بودجه‌ی مالیات دهندگان هلندی بهره مند می‌شوند، تلاش می‌کنند کاسه کوزه جنایت‌های رژیم در سه دهه‌ی گذشته را سر احمدی‌نژاد بشکنند و پرونده‌ی جنایتکاران قبلی را پاک یا قابل قبول جلوه دهند.

بهنود که هر روز مطالبش در روزنامه ها و سایت‌های رژیم انتشار پیدا می‌کند و یک بار نیز وقتی در خارج از کشور بود جایزه ژورنالیست سال رژیم را دریافت کرد، مصاحبه‌ی خواندنی‌ و شنیدنی‌ای دارد با رادیو زمانه که به خوبی چهره‌ی دغلکار و دروغ‌پرداز او را روشن می‌کند. وی در این مصاحبه برای تقرب جستن به رژیم، خود را انقلابی دوآتشه‌ای جا می‌زند که در همه‌ی صحنه‌ها حضور داشته و بار اصلی انقلاب در رادیو تلویزیون را به دوش کشیده است.

پرسشگر  در مورد پخش عکس خمینی از تلویزیون از او سؤال و آن را به یک شوک تشبیه می‌کند و بهنود در پاسخ می‌گوید:  

« آخرین برنامه‌ی من که از تلویزیون پخش شد و از آن موقع تاکنون که در کنار شما هستم دیگر از تلویزیون ایران دیده نشدم، روز 16 شهریور سال 57 است. یعنی شب 17 شهریور. من می‌دانستم فردا چه خبر می‌شود. شب قبلش با آقای مهندس بازرگان رفته بودم به خانه‌ی آقای انتظام و خبر داشتم. به هر حال کنجکاوی‌های شخصی من و کار حرفه‌ای که می‌کردم من را همه‌ی این جاها حضور می‌داد. می‌دانستم که امشب شب آخر است. به همین جهت نشستم و خیلی فکر کردم که چه کار کنم؟»

http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/02/post_550.html

یکی از کرامات مسعود بهنود این است که از عالم غیب خبر دارد و روز ۱۶ شهریور می‌داند که فردا قرار است در میدان ژاله چه اتفاقی بیافتد! و امشب شب آخر است. بهنود مدعی است که شب قبل یعنی ۱۵ شهریور همراه مهندس بازرگان به خانه‌ی امیرانتظام رفته است و از وقایع ۱۷ شهریور خبر دار شده است. طبق گزارش بهنود در روز ۱۵ شهریور ۵۷  بازرگان و امیرانتظام مشترکاً مشغول رتق و فتق امور بوده‌اند!  

مهندس بازرگان که زنده نیست و دروغ هم که حناق نیست بیخ گلوی آدم را بگیرد، برای همین بهنود بدون آن که ذره‌ای احترام برای خوانندگان قائل باشد، جعلیات را به هم می‌بافد. اما بهنود با همه زرنگی‌اش حساب یک جای کار را نکرده است. خاطرات آقای عباس امیرانتظام انتشار یافته است. امیرانتظام می‌نویسد:

«۱۷ شهریور ۱۳۵۷

امروز صبح با اردشیر پسر ۶ ساله‌ام در حالی که در پیاده روی غربی خیابان پهلوی [ولی عصر]، حول و حوش محمودیه قدم می‌زدیم، آقای مهندس مهدی بازرگان را دیدم که از تهران به طرف شمیران می‌رفت. با ایشان سلام و علیک کردم و درباره سرو صدای شهر و تیراندازی‌ها پرسیدم. گفت که دلیل آن را نمی‌داند. پرسیدم چه باید کرد؟ پاسخ داد: باید نزدیک رفت و از جریانات آگاه شد. پیشنهاد کردم که آیا به همکاری من احتیاج دارند؟ گفت: بله، البته به شرطی که کارهای بازرگانی‌ات را کنار بگذاری. قول دادم. ... پس از صحبت با مهندس بازرگان تصمیم گرفتم که از فردا به ایشان کمک کنم، به همین خاطر دفترم را به محل ترجمه‌ی مجلات و روزنامه‌‌های خارجی تبدیل کردم و با کمک همکارانم در دفتر آن‌ها را ترجمه کرده تا پس از ترجمه فارسی، آن‌ها را برای آقای بازرگان و چند نفر دیگر بفرستم.

مهرماه ۱۳۵۷

از ۱۷ شهریور به بعد روزها به دفتر مهندس بازرگان می‌روم و در ملاقات ها و مصاحبه‌ها غالباً در کنار ایشان هستم. »

آن سوی اتهام، خاطرات عباس امیرانتظام، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۸۱، صفحه‌ی ۱۵.  

چنانچه ملاحظه می‌شود امیرانتظام صبح ۱۷ شهریور بازرگان را در خیابان می‌بیند و هر دوی آن‌ها روح‌شان هم از ۱۷ شهریور و اتفاقاتی که در شهر می‌افتد، بی‌خبر است و امیر انتظام همان موقع به بازرگان قول می‌دهد که کارهای بازرگانی‌اش را تعطیل کند و به او کمک کند. اما بهنود مدعی است که روز ۱۵ شهریور به همراه بازرگان به منزل انتظام رفته و این دو وی را در جریان اتفاقاتی که قرار است در ۱۷ شهریور بیافتد، گذاشته‌اند! چرا امیرانتظام از سوابق انقلابی خود خبر ندارد، خدا می‌داند.

بهنود با این دور خیز، دورغ دیگری را که در آستین دارد، رو می‌کند و می‌گوید:‌

«شب آخر استـ! [۱۶ شهریور] آن وقت تصمیم عجیبی گرفتم. تصمیم گرفتم که تصویر آقای خمینی را پخش کنم. برای اطلاع عرض می‌کنم که مدتی بود آقای خمینی رفته بود پاریس. از آن موقع که به پاریس رفته بود هم نشسته بود وسط خبرهای جهانی و همه‌ی میکروفن‌های دنیا در اختیارش بود، ولی به ایران نمی‌رسید. فیلم‌هایی که از طریق ماهواره فرستاده می‌شد، آن موقع ترتیب اینگونه بود، که فقط خود سازمان رادیو و تلویزیون یک کانال ماهواره داشت که از طریق آن فیلم‌های خبری را می‌خرید و ضبط می‌کرد و انتخابی از آن را پخش می‌کرد. از موقعی که آقای خمینی به پاریس رفت، در تمام فیلم‌های خبری که در دو نوبت در روز می‌رسید، فیلم تصویر یا مصاحبه‌ای از ایشان بود، ولی درتهران به دستور معاون سیاسی وقت سازمان رادیو و تلویزیون، یک نفر از ساواک می‌رفت پایین می‌ایستاد توی نودال و وقتی که این فیلم‌ها از روی ماهواره می‌آمد، انگشتش را روی «Clear» می‌گذاشت که این پاک شود. یعنی کاری می‌کرد که در آرشیو هم نماند و اینها کاملا پاک می‌شد.»

http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/02/post_550.html

بهنود با این دروغ‌بافی می‌خواهد خمینی را وامدار خود نشان دهد و به مقامات رژیم ارزش خود را یادآور شود، اما دزد ناشی به کاهدان می‌زند. بهنود مدعی است که « مدتی بود آقای خمینی رفته بود پاریس. از آن موقع که به پاریس رفته بود هم نشسته بود وسط خبرهای جهانی و همه‌ی میکروفن‌های دنیا در اختیارش بود، ولی به ایران نمی‌رسید.»

بهنود به خاطر همنشنی با زعمای قوم از خصوصیات آخوندهای منبری بی‌سواد که داستان بریده شدن سر امام حسین در روز عاشورا و آب آوردن حضرت ابوالفضل و ... را با آب و تاب تعریف می‌کنند، بهره مند است. اما مثل داستان کنیز و خانوم و کدوی مولانا، توجهی نمی‌کند که آخوند مزبور از این موهبت برخوردار است که کسی صحنه‌ی عاشورا و وقایع آن دوران را به خاطر ندارد و در جایی هم ضبط نشده است ولی کیست که نداند خمینی در ۱۷ شهریور سال ۵۷ نه در پاریس که در نجف نشسته بود و هیچ میکروفنی هنوز در اختیارش قرار نگرفته بود.  

بهنود سپس مدعی می‌شود که در روز ۱۶ شهریور با نشان دادن عکس خمینی از سوی او « یکدفعه شهر به هوا رفت و در عمرم با یک همچین صحنه عجیبی روبه‌رو نشدم. صدای گریه می‌آمد. آدم‌هایی از شدت شوق گریه می‌کردند.»

بهنود به این شکل شرکت مردم در تظاهرات ۱۷ شهریور را محصول کار «عجیب» خود معرفی می‌کند. آیا آدم عاقل می‌تواند قبول کند که پیش از ۱۶ شهریور ۵۷ ، کانال‌های خبری بین‌المللی و ماهواره ها هر شب کلی خبر راجع به خمینی انتشار می‌دادند؟ خمینی که در نجف بود و دستش از رسانه‌ها کوتاه. بعدش هم در کویت دنبال پناهندگی می‌گشت.

او سپس می‌گوید بعد از نشان دادن عکس خمینی بهشتی به من زنگ زد و گفت: «به هر حال کاری که شما کردید... ما به نوفل لوشاتو گزارش دادیم و ایشان شما را دعا کرد. بعد آقای دکتر بهشتی به من گفتند که شما اگر می‌خواهید مخفی شوید، می‌توان شرایط را فراهم کرد. من گفتم که ممنونم و امکانش را دارم.»

بهشتی پس از نمایش عکس خمینی از سوی بهنود در ۱۷ شهریور با او تماس می‌گیرد و می‌گوید ما اقدام شما را به نوفل لوشاتو گزارش دادیم! آیا شکی در این هست که خمینی در ۱۲ مهرماه ۱۳۵۷ با ترک عراق به فرانسه رفت؟ تازه چند روز اول در آپارتمان غضنفر پور در پاریس اقامت داشت و بعد به نوفل لوشاتو رفت. چگونه بلافاصله بعد از نمایش عکس خمینی در ۱۶ شهریور ۵۷ از سوی بهنود، بهشتی می‌تواند موضوع را به نوفل لوشاتو خبر دهد و خمینی او را دعا کند؟

همه‌ی این‌ دروغ‌بافی‌ها به خاطر آن است که بهنود می‌خواهد بگوید که با بهشتی رابطه‌ی ویژه داشته و خمینی برایش دعا کرده است.

در همین مصاحبه بهنود با به هم بافتن چند داستان تلاش می‌کند خود را جزو کسانی جا بزند که فیلم کشتار دانشجویان در ۱۳ آبان را تهیه کردند. کاری نیست که در آن روزها در رادیو تلویزیون انجام گرفته باشد و یک سرش به بهنود وصل نباشد!

بهنود همچنین سعی می‌کند به طور ظریف پای مجاهدین را به میان کشیده و آن‌ها را عامل آوردن خمینی به کشور معرفی کند. وی می‌گوید:

«تا اینکه ایشان[خمینی] سوار آن بلیزری شد که آقای رفیق‌دوست راننده‌ی آن بود و دو نفر از بچه‌های مجاهدین که بعدا اعدام شدند، روی سقفش نشسته بودند؛ و راه افتاد از فرودگاه مهرآباد به طرف میدان آزادی.»

http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/02/post_550.html

تا آن‌جا که می‌دانم، محمدرضا طالقانی کشتی‌گیر ۱۰۰ کیلوگرم تیم ملی آزاد و فرنگی ایران یکی از کسانی بود که روی بلیزر خمینی نشسته بود که از قضا حزب‌اللهی بود و نه تنها اعدام نشد که به خاطر نشستن روی سقف ماشین بلیرز معروف و بعد همراهی خمینی در هلی‌کوپتر به محافظت خمینی و ریاست فدراسیون کشتی ایران رسید و عکس‌‌اش نیز بارها چاپ شد و ربطی به مجاهدین نداشت. طالقانی خود در مصاحبه‌هایش بارها روی این موضوع تأکید کرد و در خاطرات منتشر شده ناطق نوری به اندازه‌ی کافی در این زمینه صحبت شده است. بیچاره ملتی که تاریخ نگار و روزنامه نویس‌اش امثال بهنود باشند، آنوقت انتظار دارید غیر خمینی بر ما حکومت کند؟

ناطق نوری در این زمینه می‌گوید:‌ «‌ ... من ماشین امام را در میان تپه‌ای از مردم دیدم و امام هم در داخل ماشین آقای رفیق‌دوست دستشان را تكان می‌دادند و به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌دادند و آنها را تحریك می‌كردن. من شناكنان روی دستهای مردم به طرف ماشین امام رفتم . آقای رفیقدوست به محض این كه مرا دید آشنایی داد و من روی كاپوت ماشین نشستم در حالی كه ماشین (‌كاپوتش )‌ سوراخ سوراخ شده بود. در این لحظه بود كه هلی‌كوپتر رسید. وقتی هلی‌كوپتر رسید، مردم ، ماشین را به طرف هلی‌كوپتر هل دادند . جایی كه آقای رفیقدوست نشسته بود و چسبیده به در هلی‌كوپتر بود،‌ به محض این كه در باز شد به شدت به سینه‌ی وی برخرد و ایشان بیهوش شدند. آقای محمد طالقانی – كشتی‌گیر معروف و نایب رئیس كشتی در زمان ریاست تركان و رئیس فعلی فدراسیون كشتی – همراه ما داخل هلی‌كوپتر آمد». خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین ناطق نوری،‌ص 155 (‌برای اطلاع بیشتر ر. ك . به :‌ آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، ش . ب 11575 و 11754 )

بهنود نسبت دروغ دیگری به مجاهدین می‌دهد و مدعی می‌شود که آنها سرود خمینی ای امام را درست کرده بودند و غیر مستقیم جا می‌اندازد که می‌خواستند آن را به جای سرود شاهنشاهی پخش کنند. بعید است بهنود در این مورد اشتباه کرده باشد. او آگاهانه دست به این جعلیات مشمئز کننده می‌زند.

او می‌گوید:‌ «ساعت همینطور تیک‌تیک می‌گذشت و به ساعت 7 شب نزدیک می‌شدیم که در آن ساعت معمولا باید تلویزیون شروع می‌کرد به پخش برنامه‌های خود. ولی پایین، در پخش، یک قائله‌ای[غائله] به پا بود و آن این بود که گروهی که با قطب‌زاده آمده بودند، می‌گفتند که ما باید سرودی را پخش کنیم که آن روزها خوانده و ضبط شده بود. یک کاری بود که فکر می‌کنم مجاهدین کرده بودند.

یک سرودی بود به نام «خمینی ای امام». آنها می‌گفتند به جای سرود شاهنشاهی، این را پخش کنیم. »

http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/02/post_551.html

من نه سخنگوی مجاهدین هستم و نه رفتارها و یا سیاست‌های آن‌ها را تأیید می‌کنم، اما تلاشم می‌کنم که اجازه ندهم تاریخی جعلی تحویل آن‌ها که آن دوران را به خاطر ندارند، داده شود. دوست گرامی‌ام همنشین بهار تاریخچه‌‌ی این سرود را به درستی یادآور شده‌اند. سراینده این سرود حمید سبزواری مدیحه سرای رژیم است که سرودهای بسیاری از او برای رژیم به یادگار مانده است.

در سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، مطالب بهنود در تهران مصور و روزنامه‌های آن دوران، تماماً در پشتیبانی و مجیز گویی از مجاهدین و فدایی‌ها بود. بهنود که بهتر از هر کس از نقطه ضعف خود به خاطر همکاری با رژیم پهلوی با خبر بود به این ترتیب تلاش می‌کرد آبرویی برای خود بخرد. آخر در آن دوران نزدیکی به این دو گروه سیاسی، به خاطر مبارزاتشان با رژیم شاه باعث آبرومندی فرد می‌شد.

آن‌چه که گذشت تنها نمونه‌ی سیاهکاری و فریبکاری بهنود نیست. او  در دفاع از مهدوی کنی یکی از رهبران جناح راست رژیم و رئیس کمیته‌های انقلاب اسلامی که نقش اساسی در سرکوب‌ بعد از سی خرداد ۶۰ داشت نیز دست به دامان جعل می‌شود. او برای آن‌که مهدوی کنی را مخالف به کارگیری خشونت و مجاهدین را خواهان اعمال خشونت نشان دهد، در رابطه با وقایع تابستان ۶۰ می‌نویسد:

«در این زمان عهده دار شدن نخست وزیری و کار با کابینه ای نه فقط با وزیرانی از جناح راست، بلکه از هر دو جناح، نقش بزرکی بود که آقای مهدوی بر روزگار زد. جمله معروفی هم خطاب به اعضای مجاهدین گفت تا آن ها را از خشونت بازدارد "من محمدرضا پهلوی نیستم. محمد رضا مهدوی هستم". پیش از آن هم، زمانی که وزیر کشور بود با دادن اجازه اجتماع به مخالفان، حتی مجاهدین، نشان داد که با تندرو های متعصب فاصله دارد. »  

http://masoudbehnoud.com/2007/09/blog-post_19.html

بهنود اشتباه نمی‌کند او آگاهانه جعل می‌‌کند. جمله‌ای که بهنود از مهدوی کنی نقل کرده، حقیقت دارد. اما بهنود حقیقت را با رذالت در هم آمیخته و آن را مخدوش می‌کند.

دولت مهدوی همانی بود که باهنر و رجایی انتخاب کرده بودند و بعدها موسوی در دولت اولش انتخاب کرد. آن‌چه که بهنود می‌گوید دروغی بیش نیست.

جمله‌ای که بهنود از مهدوی کنی نقل می‌کند نیز به فریب و نیرنگ آغشته است. این جمله را مهدوی کنی در سال ۵۹ بعد از هجوم نیروهای کمیته، سپاه و چماقداران به اجتماع مجاهدین که با مخالفت عمومی و بخشی از رژیم مواجه شد، بر زبان راند. در آن موقع مجاهدین در مقابل هجوم نیروهای چماقدار و پاسدار حتا از حق دفاع هم استفاده نمی‌کردند. بهنود تاریخ این گفته‌ی مهدوی کنی را یک سال جلو می‌کشد تا بلکه در بحبوحه‌ی سرکوب و کشتار تابستان ۶۰ وی را ضدخشونت معرفی کند.

بهنود در مورد دادن «اجازه اجتماع به مخالفان، حتی مجاهدین» از سوی مهدوی کنی، زمانی که وزیر کشور بود نیز دروغ می‌گوید. مهدوی کنی در دولت‌های رجایی و باهنر وزیر کشور بود. و اجازه اجتماع‌های مجاهدین توسط افراد دیگری داده شده بود. مهدوی کنی در این رابطه مسئولیتی نداشت. رجایی در ۸ شهریور ۵۹ در نامه‌ای به بنی صدر اعضای پیشنهادی دولت خود را به وی معرفی کرد. رجایی برای وزارت کشور، ناطق نوری و مهدوی کنی را پیشنهاد کرده بود. بنی صدر از بین دو نفر ، مهدوی کنی را پذیرفت.

آخرین تظاهرات قانونی مجاهدین در خرداد ۵۹ در استادیوم امجدیه و سه ماه پیش از وزیر کشور شدن مهدوی کنی برگزار شد که در اثر هجوم و تیراندازی نیروهای کمیته و پاسدار صدها نفر زخمی و مصطفی ذاکری کشته شد. بعد از آن هیچ‌گاه به مجاهدین و نیروهای مخالف دیگر اجازه برگزاری تظاهرات و اجتماع از سوی وزارت کشور که مسئولیت‌اش با مهدوی کنی بود، داده نشد. تنها سازمان فداییان اکثریت که آن موقع به حمایت از رژیم می‌پرداخت اجازه‌ی برگزاری میتینگ در میدان آزادی در بهمن ۵۹ را یافت که در اثر حمله و هجوم کمیته‌چی‌ها و چماقداران تعداد زیادی زخمی شدند. 

در این مورد مهدوی کنی نیز ادعای بهنود را رد می‌کند. وی در خاطراتش از روزهایی که عضو شورای انقلاب و رئیس کمیته انقلاب اسلامی بود، چنین می‌گوید:

«چند وقت پیش در روزنامه‌ها با استناد به اعلامیه‌ای از اینجانب در یکی از نشریات سال ۱۳۵۸، نقل کرده بود که فلانی گفته بود میتنگ گروه‌های سیاسی آزاد است. سخنرانی گروه‌ها آزاد است و کسی حق ندارد معترض آن‌ها بشود. بعد گفته بودند که مهدوی کنی در آن زمان اینقدر آزاد‌اندیش و لیبرال بوده، اما حالا این طور نیست.»

مهدوی کنی در ادامه می‌گوید: «با توجه به سیاست مصوب شورای انقلاب، نیروهای انتظامی از کمیته و شهربانی موظف به مدارا بودند و حتی‌‌المقدور از درگیری با این گروه‌ها پرهیز می‌کردند. ولی بسیجی‌ها و نیروهای حزب‌اللهی این وضع را تحمل نمی‌کردند و در مواقع مختلفی با آن‌ها درگیر می‌شدند ...مجموعه‌‌ی این برخوردها و کنترل‌های مقطعی ما سبب می‌شد که ما را به تسامح و تساهل در برابر منافقان و یا ملی‌گراها متهم کنند؛ با این که چنین نبود. ما به دستور عمل می‌کردیم. ولی حزب‌اللهی ها خیال می‌کردند که از منافقین یا ملی‌گراها طرفداری می‌کنیم و حداقل دست آن‌ها را باز گذاشته‌ و به آن‌ها میدان می‌دهیم.»

خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، صفحه‌های ۲۱۷ و ۲۱۸.

توجه داشته باشید در سال ۵۸ به خاطر فضای برخاسته از انقلاب، دست مقامات رژیم برای اعمال سرکوب علنی و لجام گسیخته، بسته بود و آن‌ها تلاش می‌کردند حمله و هجوم نیروهای حزب‌اللهی، چماقدار و کمیته‌چی را خودسرانه و بر اساس غیرت دینی جلوه دهند.

آن‌چه در بالا ذکرش رفت تنها گوشه‌از تلاش‌های مسعود بهنود برای نزدیکی به قدرت و تحریف واقعیت است. این تنها مشتی نمونه خروار است و گرنه در این باره‌ بیش از این می‌توان نمونه آورد.

ایرج مصداقی

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 14:52 | |

 

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 15:27 | |

:: نوشته هاي پيشين
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:منافع ملی قربانی سیاست"روسیه محوری"در روابط خارجی
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول‌‌ وهابی‌ها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی