تبليغاتX
ميناي كرمان

ميناي کرمان
نگاره روز
پيام گرداننده

درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنما دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از افزارهاي اين تارنما خواستارم كه تا پايان برگه اين تارنما را ببينيد .

   ...............................   اين تارنما را برگه خانگي خود كن !    به مدير تارنما رايانامه بزنيد !    ذخيره كردن برگه!   اضافه کردن اين تارنما به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لوگو
مقالات
جستجوگر

  
            
     در كل اينترنت
     در اين تارنما

بايگاني
رسانه ها
سايت امروز

کرمان خبر

نشريه کويران

ايسنا ،منطقه کوير

آيت الله العظمي صانعي

خبرگذاري تابناک

خبر گذاري آفتاب

فرمان آريا

هزاره‌هاى پرشكوه





امرداد، نخستين تارنماي پارسيان و زرتشتيان در ايران























































 

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

بوی عید و عیدی نفت

 

 

29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران

 

 

 

آخرین مقاله تحریریه پان ایرانیست کرمان در سال1386

 

 

 

58 سال پیش یک عده آن قدر شور و انرژی داشتند که حتی روز آخر سال هم مجلس تشکیل دادند، هیچ کدامشان اصلا حواسشان به لباس نو و آجیل و شیرینی شب عید نبود.فقط یک چیز مهم بود؛ نفتی که سرمایه بود. و آنان در آخرین روز سال به مجلس رفتند تا آن را به مردم ایران هدیه دهند.

 

 

از ویلیام ناکس دارسی تا قرارداد دارسی:

 

"دولت اعلحضرت شاهنشاهی ایران به موجب این امتیازنامه، اجازه مخصوص به جهت تفتیش و تفحص و پیدا کردن و استخراج و بسط دادن و حاضر کردن برای تجارت و نقل و فروش نفت،گاز طبیعی و قیر و موم طبیعی در تمام وسعت ممالک ایران در مدت 60 سال از تاریخ امروز را به ویلیام ناکس دارسی از سوی انگلیس اعطا می نماید.معادن نفت شوشتر و قصرشیرین و دالکی بندر بوشهر نیز به این شرکت اهدا می شوند."

مظفرالدین شاه علیل وقتی که پای این برگ را مهر می کرد. حتی روحش هم خبر نداشت که چه خیانتی انجام می دهد، چرا که فقط در آن زمان چهره زنان فرنگی و شهرهای اروپایی در ذهنش بود و اینکه هزینه سفر به ممالک فرنگ را تامین کند.

ویلیام ناکس دارسی، در نیوتون آبوت انگلیس به دنیا آمد، پسر یک وکیل که مجبور شد درسش را نیمه کاره در جزیره رها کند تا به جزیره جدید انگلیسی ها(استرالیا) مهاجرت کند. تحصیلات اش را به دنیال پدرش در رشته حقوق ادامه داد تا بعد از تحصیلات اش یک وکیل شود. با وجود اینکه در وکالت خوب بود، استعداد عجیبی در سفته بازی و سرمایه گذاری داشت. در استرالیا به کار دلالی پرداخت و با یکی از زنان استرالیایی هم محلش ازدواج کرد. خیای از شرکت های بزرگ استرالیایی هم در همین سال ها احداث شدند. دارسی هم با 2 برادر دیگرش یک تیم تشکیل داد و آن تیم یک  شرکت معدن راه انداخت.4 سال بعد دارسی بزرگترین سهامدار این شرکت و مدیر عامل آن بود. حالا دارسی در سن 37 سالگی 6 میلیون پوند(2میلیارد دلار با تبدیل به پول الان) ثروت داشت.

از آنجا که دیرگ عمر دارسی به چل چلی افتاده بود، به انگلیس برگشت و خانه و زندگی شاهانه ای به هم زد. گویا این چند سال از عمر دارسی بیشتر به مسائل خانوادگی گذشت. 8 یال بعد همسرش فوت کردو دارسی در آستانه 50 سالگی سر از ایران درآورد  و با شاه ایران دست دوستی داد و سعی کرد تا در این مملکت دنبال نفت بگردد. در نیمی از ایران به دنبال نفت گشت و تقریبا تا حد ورشکستگی به تلاش اش ادامه داد. آن قدر تحت فشار  مالی قرار گرفت که مجبور شد به خاطر 100 هزار  پوند، مقدار زیادی از سهامش را بفروشد و باز به اکتشاف ادامه دهد. بالاخره بعد از 8 سال تلاش بی نتیجه، در یک روز گرم بهاری وقتی الات مسجد سلیمان هم به ارتفاعت زاگرس کوچ کرده بودند، اولین قطره نفت ایران را از زمین استخراج کرد و 6 ماه بعد، شرکت نفت ایران و انگلیس را تاسیس کرد.تنها 2 سال بعد، لوله نفتی برای جابه جایی نفت از مسجد سلیمان به پالایشگاه آبادان کشیده شد؛ پالایشگاهی که یکی از بزرگترین پالایشگاه های جهان شد و هنوز هم جزو معدود شاهکارهای مهندسی نفت شمرده می شود.

 

 

دست و دلبازی در نفت:

دولت مرکزی ایران تا مدتها اطلاعی از اینکه در قصر شیرین چه می گذرد نداشت. و حتی نمی دانست که نفت به چه کسانی فروخته می شود، همان قدر که شرکت انگلیسی پولی به آنها بدهد، کافی بود. تمام نفت موردن یاز انگلیس در جنگ جهانی اول از مسجد سلیمان تامین شد. فروش نفت شرکت انگلیسی به نیروی دریایی انگلیس در قیمت های پایین هم سهم 16 درصدی ایران را عملا خیای کمتر می کرد. بعد از آمدن رضاخان و وارد شدن دولت مرکزی به کار، درآمد شرکت نفت یک چهارم شد. شرکت دلیل این کاهش درآمد را بحران اقتصادی دانست اما رضاخان ثرارداد را داخل بخاری انداخت. شکایت و شکایت کشی ایران و انگلیس، با کمک کسانی مثل قوام الدوله کار را به جایی رساند که قرار داد 30 سال دیگر هم(تا 1360) تمدید شود! البته با تغییراتی که سود ایران را کمی بیشتر از خیلی کم می کرد.

شرکت نفت ایران و انگلیس به شرکت بزرگ بریتیش پترولیوم(شرکت نفت انگلیس) تغییر نام داد، شرکتی که رشد خود را مدیون ایران و منابع نفتشان است و در حال حاضر یکی از بزرگترین شرکت های نفتی دنیاست. در سال 1331 کنسرسیوم جدید نفتی ای با همکاری چندین شرکت از کشورهای مختلف تشکیل و سهم ایران از معاملات 50-50 شد. در سال 1353 محدودیت شرکت های عضو کنسرسیوم ادامه یافت اما باز ماهیت تسلط آنان بر درآمدهای ایران همچنان برقرار بود.تجربه اثبات کرده بود تا وقتی نیروی کار مهندس و فنی از خارج باشد. نمی توان به درآمد مساعدی از نفت چشم داشت. در این تاریخ همچنان قرار داد دارسی با تغییر نام اجرا می شد. با وقوع انقلاب کلیه قراردادهایی که پیش از انقلاب در زمینه اکتشاف و استخراج نفت با شرکت های خارجی به امضا رسیده بود. به استناد ماده واحده مورخ 18 دی ماه سال 1358 شورای انقلاب ، ملغی و کان لم یکن اعلام شد و عمر قرار داد دارسی به پایان رسید.

 

 

نفت سرمایه ملت، ملی شد:

58 سال پیش یک عده آن قدر شور و انرژی داشتند که حتی روز آخر سال هم مجلس تشکیل دادند، هیچ کدامشان اصلا حواسشان به لباس نو و آجیل و شیرینی شب عید نبود.فقط یک چیز مهم بود؛ نفتی که سرمایه بود. و آنان در آخرین روز سال به مجلس رفتند تا آن را به مردم ایران هدیه دهند. نهضت ملی شدن صنعت نفت رسما از زمان حمله متفقین به ایران و زمزمه های امتیاز نفت ایران توسط انگلیس و شوروی آغاز شد، روسها چشم طمع به نفت شمال را داشتند و انگلیسی ها خواستار محکمتر شدن قرارداد دارسی که بتوانند جای پای خود را در ایران محکمتر سازند و استعمار خود را سر و سامانی بدهند. و چه بلاها که ما بر سر این نفت کشیدیم و آذربایجان را با آن پس گرفتیم و انگلیسی ها را راندیم و .....

در زمان نهضت ملی شدن نفت، اصل حرف منتقدان این بود ملی شدن یک صنعت بدون پشتوانه فنی بی معناست. این همان بلایی بود که به محض ملی شدن صنعت نفت سر ما آمد، مصدق ماند و دولت بی نفت. انگلیسی ها همه اعتصاب کردند و بعد هم که 28 مرداد شد و جریان باز برگشت به اول خط. اما یک نکته مهم وجود دارد، دیگر انگلیس صاحب نفت ایران نبود. گرچه باز هم سهم ایران خیلی کم بود اما لااقل یک شرکت ملی نقت تاسبس شده بود که نظارت داشت و لااقل ایران می دانست چقدر از نفتش به یغما رفته و می رود! این حاصل تلاش مردم بود. وقتی صنعت نفت ملی شد. تنها  پشتوانه اجرایی آن مردم بودند، مردمی که به منافع انگلیسی ها حمله کردند و آنقدر به آنان فشار آوردند تا مجبور شدند بپذیرند که باید تنها پیمانکار باشند نه کارفرما.

 

 

ایران در دنیای نفت چه جایگاهی دارد؟

ایران دومین دارنده ذخایر نفت خام جهان است(اگر منابع غیر رسمی نفت خام در کانادا را در نظر نگیریم) 10 درصد نفت خام جهان در ایران واقع است. ایران همچنین چهارمین تولید کننده نفت در جهان و دومین تولید کننده نفت در اوپک است. ایران 5 درصد نفت خام مصرفی جهان را تولید می کندو  تمام این ماجرا تنها 101 سال به طول خواهد انجامید. اگر ذخیره جدیدی در ایران کشف نشود.

حوزه های نفتی در ایران به تکنیک های بالابری بازیابی نفت مانند تزریق گاز احیاج دارند تا به محصول برسند به همین خاطر میزان تولید نفت خام در ایران در طول زمان با کاهش رو به روست. به دلیل یارانه انرژی بالا در ایران، مصرف خانگی محصولات نفتی در ایران با رشد بسیار بالایی رو به روست. در حالی که در دنیا برای هر هزار دلار تولید ناخالص ملی، به اندازه 200 تا 300 دلار انرژی نفتی مصرف می شود. در ایران برای هر هزار دلار تولید ناخالص ملی 800 دلار انرژی  نفتی هزینه می شود..

 

 

چهارمین کشور صادر کننده نفت و سهمیه بندی بنزین!

هیچگاه  از یاد نمی برم حرف آن مهندس فرانسوی شرکت توتال را در عسلویه  بر روی خاک ایران در کنار ساحل خلیج فارس رو به من کرد و گفت، اگر ما به اندازه شما نفت داشتیم، پیاده رو هایمان هم از طلا بود. آری باور این سخت است که می بینی بر روی گنج خوابیده ای اما هیچ از ان نصیبت نمی شود. و مجبوری برای چند لیتر بنزین که با نفت یعنی همان طلای سیاهی که از جنوب خاک کشورت استخراج می کنند و با قیمتی چند برابر به خودت می فروشند خیابانها را بگردی و التماس این اداره و آن اداره را کنی. و آخرسر هم با یک سال دوندگی برای کارت سوخت و .... بگویند بنزین را با قیمت فلان در سال 1387 آزاد اعلام خواهند کرد.

آری 58 سال پیش مجلسی بود که حتی یک روز مانده به تحویل سال نو نمایندگانش به مجلس رفته و ملی شدن صنعت نفت کشورشان را به ملتشان هدیه دادند تا در یادها ثبت کنند که اینان برای ملت رفتند ، جنگیدند و تصویب کردند. اما اینک می بینیم که نماینده مجلس جمهوری اسلامی کفن مجلس هفتم خشک نشده سر از بستون آمریکا درآورد و همگان را در حاکمیت به زیر سوال برد.

 

 

  کشور             

ذخایر

(میلیارد بشکه)

میزان تولید

(میلیار بشکه)

سال عمر

روسیه

60

5/9

17

عربستان سعودی

260

8/8

81

آمریکا

21

9/4

12

ایران

136

7/3

101

مکزیک

12

2/3

10

کانادا

179

2/7

182

کویت

99

5/2

108

امارات متحده عربی

97

5/2

107

ونزوئلا

80

4/2

91

نیجریه

2/36

3/2

43

عراق

115

2/2

143

لیبی

5/41

8/1

63

 

 

 

 

  ذخایر نفتی به 3 دسته تقسیم می شوند، دسته اول اثبات شده که به معنای منابعی اند که به احتمال 90 درصد با تکنولوژی روز قابل استحصال بوده و به صرفه اند، دسته دوم منابعی هستند که به احتمال 50 درصد بتوان از آنها استفاده کرد و دسته سوم تنها به احتمال 10 درصد قابل استحصال خواهند بود. مثلا آمریکا به اضافه نفت 2500 میلیارد بشکه قیر طبیعی هم دارد و بزرگترین معدن قیرجهان است.قیر طبیعی نفتی بسیار سنگین است که هم اکنون قابل استحصال نیست اما شاید روزی بتوان آن را به ذخایر نفتی اضافه کرد.جدول بالا فقط منابع دسته اول و اثبات شده را گزارش کرده است.

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 13:8 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

باور طلوع(اقلیتی به نام حاکمیت فرقه ای)

 

نگاشته ای از بانو حوریه رستمی

 

 

آرزو داشتم وقتی قلم به دست می گیرم و برای آیندگان از پیشرفت و عظمت دورانی که در آن زندگی می کنم بنویسم. دریغروزهایی که می گذرد روزگار تلخی برای سرزمینم است.روزگاری که در آن لحظه های شاد کیمیاست. آن چنان که به دیده درد می نشیند و به دل زخمی ماندگار. سخت است دیدن کودکان تازه بالع بر سر چهار راه ها، یا چهره ی سوگوار پدری بی کار که نقش مهم خود را در اداره ی خانواده اش فنا شده می بیند. دیگر ناله بر زمینی که پنجه های تیز اهریمن برای تکه تکه کردنش هر دم دامی تازه می نهد. فقر و فحشا و بی کاری بر پیکره میهنم پیچیده زوزه های نومیدی به خوابش می خواند. دردمندانه از حادثه تلخ 57 تا کنون تاریخ در این خاک عزیز در جیرت تکرار بشر می برد.قصه تلخ و واقعی تفتیش عقاید، ظلم و ستمی که بر زنان و مردان فرهیخته ی ایرانی می رود، روند پرشتاب هجرت مردمانی که آرزو داشتند میهن خود را بسازند و حکایت غل و زنجیر...اما ولی.

در این روزهای تلخ و سیاه

که هنوز هم باور امیدمان بود

خبر رفتنت مثل زخمی ماندگار به باورم نشست

با دلی پر درد باورم را پینه زدم

و به سفر تلخت فکر کردم بی لحظه ای درنگ

مویه های مادرت به دلم زخم می زند

و بیش از آن جوانی تازه به بار نشسته ات

در تنگنای قابی سیاه!

هم اندیش من باور ندارم

این سان تلخ عبور کردی

و امید به بار نشستن اندیشه های مان را

بر دوش من گذاشتی

چگونه می توان به زخم نبودنت مرحم گذاشت

در این روزهای سرد و بن بست زده

در میان مردی که توان همراهی از آنان بریده

و به شماره نفس می کشند

اما!هم اندیش من               باور طلوع دارم

آن روز با اندیشه های تابناکت خواهم رقصید

در سرزمین که مردمانش خود باورند

حوادث تلخی که در این سالها بر سرزمین ما گذشته ، سبب شکل گیری اندیشه ی تابی است که کلماتی نظیر اقلیت دینی را به پستو خانه های جهل و فنا بازگردانده. فارغ از هر نوع گرایش دینی مذهبی و سیاسی وجه نظر و همت آن، ملت ایران؛ مردم ایران و خانواده ی ایرانی است. اتفاقا همین تفکر از درون خانواده های ایرانی جوشیده و با یادآوری رسالت خویش مجدانه جامعه ی بزرگ ایرانی را فرا خوانده است.

در طی این سالها ی تلخ همه ما شاهد جنبش های گسترده دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان بوده ایم. جنیش هایی که صدای مردم ایرانند. اما دردمندانه نظاره گر سرکوب وحشیانه این جنیش های از سوی حاکمیت فرقه ای نیز بوده ایم. حاکمیتی که گمان دارد در اکثریت است وجامعه ی عظیم ایرانی در اقلیت. این تصرف غاصبانه حقی است که با آن حاکمیت فرقه ای حقی مطلق برای خود قائل شده است. نابودی چنین اندیشه اهریمنی جز به یاری زنجیر نیرومند خانواده ممکن نیست.

تا زمانی که جنبش های مستقل دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان به پیوندهای عمیق و ناگسستنی با خانواده ها ایمان نیاورند هم چنان بابت جنیش های مستقل محض هزینه های گزاف و غیر قابل جبران خواهند پرداخت. به گونه ای کهتجمع آنها در صورت تداوم یک سویه نگری، سخت و سخت تر می شود.چرا که ویژگی زنان و مردان ایرانی همیشه تاریخ این بوده که درکنار هم باشند فرزندان نیز آهسته و پیوسته تداوم بخش مبارزات عمیق و آگاهانه علیه ستم بوده اند. این نقش عمیق این گونه جان گرفته سوی تحقق آزادی و عدالت گام برمی دارد.

هرچند تکرار حوادث تلخ بر پیکر تاریخ ایران ناگوار است اما جامعه ی آگاه ایرانی با مرور همان دوران به نوع مبارزه ی مردم آن روزگار نگاهی دقیق افکنده و عمیق ترین مبارزه را علیه مهاجمان بیگانه و حکومت های استبدادی به سامان رسانده است. بانگاهی به نهضت های مقاومت ملت ایران در طول تاریخ علیه حکومت های مستبد نفس آن مبارزات غرور آفرین در مفاهیم ناب خود، برابر  شکل گیری حیات مجعول عبارت اقلیت های دینی بوده است که قصد به زنجیر کشیدن و نابودی فرهنگ ناب و همه انسانی ایرانی  را داشته است. ریشه های مقاومت علیه اشاعه چنین تفکرات منحطی نه تنها خشک نگردید بلکه امروز به گونه ای پی گیر و خستگی ناپذیر به مطالبه رسیده است.

امروز همه باور دارند گوناگونی ومی و دینی ذات فرهنگ ایرانی و غنی بخش آن است ، باور دارند اقلیتی در ایران وجود ندارد مگر اقلیتی به نام حاکمیت فرقه ای. این آگاهی فراگیر نتیجه سیاست چماق حاکمیت فرقه ای از سال 57 تا کتون بوده است. نتیجه ای که سوی وحدت و چاره اندیشی علیه حاکمیتی است که به آزادی های فردی و اجتماعی و ... احترام و تمکین      نمی آورد. اقلیتی که با نیروهای جهل و زور به هر صورت ممکن بر مردم ایران ستم روا داشته خود خواهانه همه ی سرمایه های مادی و معنوی ما را به باد فنا و تمسخر سپرده است.

امروز مردم ایران می دانند و می خواهند نهضتی مردمی را با به هم پیوستن همه جنبش های حق طلب تحقق بخشند. نهضتی فراگیر و مسئول برابر تاریخ.

 

حوریه رستمی/دوم دی ماه 1386

 

 

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 15:50 | |

::

                 بیانیه تاریخی حزب پان ایرانیست                      

                       

 

                    به نام خداوند جان و خرد                         

 

پاینده ایران                                                                        

 

آنچه هست ... آنچه بر ما مي گذرد...

 

- مرد بي‌همتاي تاريخ معاصر ايران، سرور محسن پزشكپور كه تمامي عمر خود به راه سرافرازي ايران مؤمني پايدار بوده و لحظه‌لحظه‌ي عمر خود براب احقاق «همه‌ي حقوق» ملت ايران بانگ برآورده؛ چندي است با سن 80 سالگي و بيماري ناشي از سكته‌ي مغزي در بستر بيماري است. بستري كه امروز تبديل شده به تريبوني كه محسن پزشكپور از آن، دردها و رنجهاي ملت ايران را لحظه به لحظه، دقيقه به دقيقه و آن به آن بر زبان آورد و سكون و ايستايي نشناسد؛ فرزندان ايران را فرا بخواند كه به ايران بيانديشيد و ياران خود را به كوشش براي پايندگي و سربلندي و سرافزاري ايران!

برخي از ياران حزبي و نهضت پان ايرانيسم بنا به سنت «قدرشناسي» كه برآمده از فرهنگ رخشاي ايراني و سپارش رهبرشان «پندار بزرگ» است بر آن بودند كه بزرگداشتي براي اين فرزند شايسته‌ي مادر ميهن كه در راه آن همه‌ي حقوق اجتماعي‌اش به غارت رفته و خم به ابرو نياورده، برگزار كنند. اين نيت كافي بود كه دستگاه امنيتي با اين فرض كه اين بزرگداشت به كنگره‌ي حزبي منجر خواهد شد؛ دست به ارعاب و تهديد و احضار ياران حزبي بزند!

 

در سال 1384 حزب برپايه‌ي اساسنامه‌ي خود خواهان برگزاري كنگره‌ي عادي دهم خود شد. كميته ي برگزاري كنگره قريب به 500 نفر از نمايندگان اندامان رسمي و ميهمانان را براي كنگره با ارسال كارت رسمي دعوت كرد از چند روز پيش از روز برگزاري كنگره دستگاه امنيتي ياران و اعضاي شوراي عالي رهبري را تحت فشار جدي قرار داده و هشدار داد كه با تمام توان از برگزاري كنگره جلوگيري خواهد كرد. شوراي عالي رهبري بدون توجه به تهديدها، تصميم به برگزاري كنگره گرفت. صبح روز جمعه هنگامي كه ياران خواهان ورود به محل برگزاري كنگره بودند، با مقاومت نيروهاي امنيتي مواجه شدند كه محل را به محاصره در آورده و از ورود افراد به محل كنگره جلوگيري مي‌كردند!

از آنجايي كه شوراي عالي رهبري مبنا را بر عدم درگيري و مقاومت فيزيكي گزارده بودند، ياران جداجدا و نه به قصد برگزاري كنگره به محل سكونت محسن پزشكپور رفتند كه با كمال تعجب آنجا نيز پس از دقايقي به محاصره درآمده و نيروهاي امنيتي با ورود به محل بر تخليه‌ي محل پافشاردند.


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:43 | |

 

به نام خداوند جان و خرد
تا رسيدن به انتخاباتي واقعي !
 هم ميهن!با توجه به ديدگاههاي اصولي حزب پان ايرانيست مبني بر عدم مشروعيت ملي,قانوني و حتي ديني حاكميت فرقه اي جمهوري اسلامي و همچنين اتخاذ شيوه هاي غيرموكراتيك در برگزاري انتخابات و چرخش قدرت،حزب پان ايرانيست چونان موارد گذشته ، عدم شركت خود را در اين گونه انتخابات كه با مباني ناقص و نادرست برگزار مي شود؛اعلام داشته و بار ديگر ملت ايران را به تلاش و مبارزه براي دستيابي به حقوق واقعي و دموكراتيك خود فرا مي خواند.
پاينده ايران
 حزب پان ايرانيست
اسفند ماه 1386 خورشيدي

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:35 | |

::

مصاحبه ی سرور ابوالفضل عابدینی با شبکه ی تلویزیونی صدای آمریکا

 

                  

 

 هم میهنان گرامی مصاحبه ی سرور عابدینی خبرنگار و روزنامه نگار پان ایرانیست در اهواز با صدای

 

 آمریکا پیرامون اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه ی خوزستان را میتوانید از اینجا  با حجم کم(300

 

کیلوبایت) دریافت کنید

 

با تشکر

 

لینک ویدئو گوگل

 

پاینده ایران

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:20 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

تحلیلی کوتاه بر یک مصاحبه

قطعنامه سوم شورای امنیت و خواب خرگوشی رئیس جمهور

 

بابک ایرانمنش- کرمان

 

شورای امنیت سازمان ملل متحد سومین قطعنامه را نیز بر ضد فعالیت های هسته ای ایران صادر کرد و حاکمیت فرقه ای را بار دیگر در تنگنا قرار داد تا فعالیت های هسته ای خود را در صورت صلح آمیز بودن  شفاف سازد. در پی صدور قطعنامه سوم شورای امنیت جبهه گیری های مختلفی در داخل و خارج از ایران صورت گرفته است که مخالفت کشورهای غیر متعهد ، روسیه و چین  از جمله مهمترین آنان بوده است.اما یکی از  جالبترین ابراز عقیده ها مربوط به محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ، حاکمیت است که در مصاحبه با روزنامه اسپانیایی ال پائیس عنوان نموده است: قدرتها مجبور به همکاری با ایران می شوند.

احمدی نژاد با بیان اینکه ، هر قطعنامه جدید بر ضد فعالیت های هسته ای صلح آمیز و قانونی ایران، شلیکی به شورای امنیت به عنوان بنیاد سازمان ملل است و با این اقدام دیگر اعتباری برای شورای امنیت باقی نمی ماند. قطعنامه سوم شورا را نیز به سخره گرفته و در جواب سوالی مبنی بر اینکه با قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل چه خواهید کرد، تصریح کرد: همان کاری که با قطعنامه های قبلی کردیم با قطعنامه جدید هم می کنیم. ما یاد گرفته ایم چگونه زندگی کنیم، اما برای آنها متاسف هستیم، چرا که با ملت ایران نمی توان این گونه مقابله کرد. ایرانیان هر روز پیشرفت می کنند و آنها در آینده مجبور می شوند با ایران همکاری کنند ، ولی آن روز شرایط ملت ایران با امروز متفاوت خواهد بود.

سخنان محمود احمدی نژاد در مورد  فعالیت های قانونی و صلح آمیز  هسته ای ایران در شرایطی مطرح می شود که این فعالیت ها باید از سوی جامعه بین الملل قانونی اعلام و بدان مشروعیت داده شود. چرا که ایران نیز یکی از اعضای سازمان ملل متحد بوده و تمامی شرایط و قطعنامه های سازمان را پذیرفته است و هر گونه فعالیت های صلح آمیز در زمینه مسئله مهم هسته ای  در وهله اول باید از سوی سازمان ملل متحد و آژانس بین المللی انرژی اتمی تائید شود. کشور ما نیز با قبول عضویت در سازمان ملل و سازمان های زیر مجموعه آن بر قبول شرایط جامعه جهانی الزام دارد. اما متاسفانه محمود احمدی نژاد که خود را رئیس جمهوری ایران می خواند نه تنها با سخنان خود این حقیقت را اعلام داشته است که از معاهده های بین المللی و همچنین از روابط حاکم در جامعه بین الملل هیچ اطلاعی ندارد بلکه در جواب خبرنگار اسپانیایی مبنی بر این که قطعنامه سوم را چه خواهید کرد، خود را نماینده تام الاختیار ملت ایران دانسته و ایرانیان را آماده پذیرفتن تحریم ها در این شرایط سخت اقتصادی و روانی داخل کشور معرفی می کند. و این سخنان محمود احمدی نژاد در حالی عنوان می شود که نرخ تورم  و بی کاری در کشور رو به افزایش است و  واحد های تولیدی و کارخانجات شکر، و نساجی ایران عملا ورشکسته شده و حتی قادر به پرداخت حقوق عقب افتاده کارگران خود نیز نیستند.

احمدی نژاد در پاسخ سوالی مبنی بر اینکه: "اگر اوباما پیروز شود اعلام کرده آمادگی دارد با ایران جلسه بگزارد و با شما دیدارکند. آیا از طرف شما هم آمادگی وجود دارد؟" ، اظهار کرد: 2 سال است که اعلام می کنم آمادگی دارم با بوش در نیویورک و در حضور خبرنگاران مناظره کنم. گفتگو مشکلی ندارد اما بعید می دانم اجازه دهند اوباما بیاید و رئیس جمهور شود. مناسبات قدرت در آمریکا مشخص است. آنها در قدرت بسیار خشن عمل می کنند و رای مردم تضمین شده نیست!!.

به واقع اگر این سخنان و دعوت جورج بوش به مناظره از سوی یک دیپلمات بسیار کارکشته ایرانی که در سطح مرحوم دکتر مصدق و یا زنده یاد احمد قوام السطلنه و  دکتر حسین فاطمی مطرح شده بود جای تامل داشت و در صورت پیش آمدن مناظره نیز بسیار دیدنی می نمود. اما شخصی همانند محمود احمدی نژاد که حتی در مصاحبه ها و میزگردهای داخل کشور حرفی جز، نابودی اسرائیل، سربلندی اسلام و مرمت اماکن مقدس و به سخره گرفتن، سیاست مداران و اقتصادانان ایرانی  ندارد چگونه می تواند در مقابل کاندیدای منتخب حزب جمهوری خواه آمریکا که هشت سال در ایالات متحده به عنوان قطب بزرگ سیاسی، اقتصادی و نظامی مطرح می باشد ریاست داشته و از مشاوران کارکشته در تمامی ضمینه های سیاسی، نظامی و اقتصادی برخوردار است مناظره کند؟ که البته دور نیز پرسش و پاسخ های محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیای ، نیویورک. که باعث خنده و تمسخر جهانیان به جمهوری اسلامی شد. و یا نامه وی به جورج بوش که بعد از افشای محتوای آن مشخص شد که نوشته های ایشان هیچ یک از موضوعات مورد مناقشه دو کشور را بازگو نکرده است و در حول محور اسرائیل و فلسطین عنوان شده.

و سخنان احمدی نژاد در خصوص آلوده بودن انتخابات در آمریکا در شرایطی مطرح می شود که پیش از برگزاری انتخابات مجلس در ایران کاندیداهای منتخب مردم و اقلیت های دینی در ایران بدون داشتن هیچ دلیل قانونی و موجه و مقایر با قانون اساسی رد صلاحیت شده اند. که خود حکایت از ضمانت نشدن رای ملت و اقلیت های مذهبی در ایران است.

رئیس جمهوری حاکمیت با اشتباه خواندن صدور قطعنامه بر علیه فعالیت های هسته ای ایران با جملاتی کودکانه و بی پایه و اساس و به دور از شان یک دیپلمات عنوان کرده: تکرار اشتباه و صدور قطعنامه جدید ، حیثیت شورا را از بین برد، اما کسانی ضرر می کنند که تا امروز از وجود شورای امنیت سود برده و دارای امتیاز ویژه و حق وتو هستند و اینها باید دلشان برای شورای امنیت بسوزد.

دولت محمود احمدی نژاد که ناکارآمدترین دولت بعد از 57 و حاکمیت فرقه ای شناخته شده است، همواره در بهران ، بهران آفرینی کرده، و کشور را در شرایط سخت اقتصادی و سیاسی قرار داده است. سخنان احمدی نژاد درمورد نابودی اسرائیل و اینکه عمر اسرائیل به سر آمده و انکار قضیه هولوکاس، چهره ای ضد یهودی و تندرو از وی را به جهانیان عرضه کرده است. متاسفانه این تنها واقعیت او نیست، چرا که محمود احمدی نژاد با سخنان ناسنجیده و غیر منطقی هم در مورد اقتصاد و هم در مورد مسائل سیاسی و روابط خارجی ایران، این مهم را به اثبات رسانیده است که شخصی که هم اکنون به عنوان رئیس جمهوری ایران در مجامع بین المللی شناخته می شود، فردیست بی کفایت که نه تنها سخنان خود را بر اساس خرد و منطق عنوان نمی کند، بلکه با مطرح نمودن تنها تصورات خود در مورد مسائل، ایران را بیشتر از روز قبل به انزوا می کشاند.

 

بابک ایرانمنش

اسفند ماه 1386- کرمان

 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 11:35 | |

::

ایران سرمنشاء نگارش

ایران-استان کرمان-جیرفت

  

پروفسور یوسف مجیدزاده، سرپرست هیات باستان شناسی جیرفت؛ از کشف قدیمی ترین خط دنیا در جیرفت خبر  داد. به گفته ی کارشناسان، تا قبل از کشف لوح موجود در منطقه ی هلیل رود و جیرفت فقط دو خط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان خط های دوران باستان شناخته می شد. اما خط های کشف شده که به صورت اشکال هندسی هستند، هیچ گونه معادلی برای شان وجود ندارد و تا کنون نیز هیچ یک از کارشناسان دنیا موفق به خواندن آنها نشده اند.

مجیدزاده افزود: کشف این الواح تمام تاریخ منطقه و دنیا را به هم ریخته است زیرا تا قبل از این فرض بر این بود که در منطقه ی جنوب شرق ایران در دوران باستان سواد وجودن نداشته است اما این کشفیات خلاف این ادعا را اثبات کرده است. با کشف این آثار تاریخی کارشناسان بیان داشتند که این کشفیات متعلق به پادشاهی بزرگی در دوران باستان به پایتختی جیرفت است که بیش از 400 کیلومتر را در بر می گرفته است، اما نکته جالب توجه این است که مسئولین سازمان میراث فرهنگی و مدعیان امور فرهنگی کشور هیچ عکس العملی را تا کنون نشان نداده اند و این خبر  مهم تنها در یکی دو نشریه و چند سایت خبری پخش شد!!.

 

کیان مهر

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:28 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

تنور انتخابات گرم می شود

 

              نامردها به صف یا نامزدها به صف!

                        

سید رضا کرمانی(عضور شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست)

 

 

تیتر بالا به حروف بسیار درشت تقریبا نزدیک به حروفی که در روزنامه های اطلاعات و کیهان در هنگام تحولات سال 1357 تحت عنوان شاه رفت چاپ شده بود ، در تاریخ 5 دی ماه 1386 به گونه ی اصلی ترین تیتر در روزنامه ی کیهان تهران البته به صورت نامزدها به صف به چاپ رسیده بود.

تیتر بالا به اضافه ی یک نقطه که از سوی یک مبارز ایران پرست به گروگان گرفته شده تا نتیجه ی این انتخابات و عملکرد انتصاب یا انتخاب شدگان مشخص شود به ایرانیان آگهی می داد که انتخابات البته ((آزادترین و دموکراتیک ترین نوع آن در پیش است.))

از زمان تشکیل مجلس خبرگان اول به جای مجلس موسسان و گنجاندن نکاتی مغایر با روش های انتخابی آزادمنشانه در قانون اساسی مصوب آن، هرگز نمی توان ادعا کرد که هیچ یک از انتخاب های هشت دوره ی مجلس و سه دوره ی ریاست جمهوری و نیز انتخابات های شورای شهر به گونه ای آزاد و منطبق بر خواست و اراده مردم صورت گرفته باشد.

جهت آن که بدون ذکر دلیل به عدم سلامت این انتخابات اشاره نکرده باشیم توجه دوست داران حاکمیت ملت و حزب پان ایرانیست را به موارد زیر جلب می نماییم:

در قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی اصول و تبصره های زیر ناقض برگزاری آزاد انتخاب هاست. در قانون فعلی که قاعدتا بایستی برگرفته یا مبتنی بر قانون اساسی باشد گروه بسیاری از ایرانیان که تصور می شده با حاکمان فعلی مخالفت یا رقابت داشته باشند از کاندیدا شدن در انتخابات مجلس ریاست جمهوری و شورای شهر ممنوع شده اند و بدون آن که قبلا در دادگاهی به گونه ای قانونی و عادلانه محکومیت یافته باشند. نمایندگان سابق مجلس شورای ملی ایران ، اعضاء انجمن های شهر و شهرستان و استان قبل از انقلاب و... بدون آن که به صورت فردی پرونده ی آن ها مورد رسیدگی مراجع ذی صلاح و منصف قرار گرفته باشد منع شده اند.

اکنون هم پس از حدود سی سال که از حادثه ای به نام انقلاب می گذرد به مدارک و شرایط لازم برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی دوره ی هشتم نظری بیاندازیم.

در قسمت اول مدارک لازم ذکر شده که چندان جای بحث ندارد و اما در قسمت شرایط لازم برای انتخاب شوندگان چنین آمده است ، به استناد ماده ی 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند:

1-       اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

2-      تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران

3-      ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

4-      داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن

5-      نداشتن سوء شهرت در حوزه ی انتخابیه

6-      سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینایی، شنوایی و گویایی

7-      حداقل 30 سال تمام و حداکثر 75 سال تمام

تبصره ی1: داوطلبان اقلیت های دینی مصرح در قانون اساسی از التزام عملی به اسلام مذکور در بند 1 مستثنی بوده و باید در دین خود ثابت العقیده باشند.

تبصره ی2: مدرک تحصیلی لیسانس یا معادل آن به شرط داشتن 5 سال سابقه ی خدمت اجرایی در سطح کارشناسی و بالاتر در بخش های خصوصی یا دولتی و یا پنج سال سابقه فعالیت آموزشی و یا پژوهشی با تائید مرجع ذی ربط و یا سابقه ی یک دوره نمایندگی مجلس می تواند جای گزین مدرک کارشناسی ارشد باشد.

تبصره ی 3: هر دوره ی نمایندگی مجلس شورای اسلامی معادل یک مقطع تحصیلی فقط برای شرکت در انتخابات محسوب می شود.

خاطر نشان می شود طبق قانون انتخابات پس از ثبت نام داوطلبان هیات های اجرایی در ظرف زمانی مشخص به بررسی صلاحیت عمومی کاندیداها می پردازند سپس هیات های نظارت شورای نگهبان بررسی نهایی در خصوص صلاحیت ها را انجام می دهند.

در پایان لیست داوطلبانی که واجد حداقل شرایط کاندیداتوری برای نمایندگی مجلس باشند از جانب شورای نگهبان اعلام خواهد شد.

اکنون که متن شرایط لازم برای کاندیداتوری داوطلبان را به نقل از بیانیه ی رسمی وزارت کشور ذکر نمودیم به بحث درباره ی برخی از موارد و تبصره های آن می پردازیم.

1-      در ارتباط با این بند یعنی(( اعتقاد و التزام عمل به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران)) می توان گفت که این بند مغایر بندهایی از قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده و خلاف اصل ممنوعیت تفتیش مشخص و جست و جوی عقاید و افکار ایرانیان می باشد. در این مورد می توان التزام عملی به قانون اساسی را از مردم توقع  داشت ولی نمی توان هرگز آنان را وادار به داشتن اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی نمود، این وادار نمودن عملا فعالیت تمامی گروه هایی را که معتقد به نظامی غیر از نظام جمهوری اسلامی، مثلا جمهوری تنها یا پادشاهی پارلمانی یا نظام های دیگر باشند ممنوع و متوقف می کند که خلاف حتی قانون اساسی فعلی است.

2-      ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

در مورد این اصل نیز همچنان که در بررسی بند 1 ذکر شد در صورت گرفتن تعهد وفاداری به این قانون اساسی مانع هرگونه تقاضای تجدید نظر در بندهایی از قانون اساسی و اصل ولایت فقیه است گردیده اند حتی با برخی از مفاد قانون اساسی فعلی نیز در تضاد است.

3-      نداشتن سوء شهرت در حوزه ی انتخابیه.

اگر کسی سوء شهرت در هر نقطه ی ایران داشته باشد ضرورت ندارد که او را از کاندیدا شدن محروم نمود بلکه می توان آزادی داد تا مردم بتوانند علل سوء شهرت او را بازگو نموده و مانع از رای دادن آنان به شخص دارای شهر سوء شوند زیرا تشخیص سوء شهرت اشخاص در عهده هیچ کس و هیچ مرجع به غیر از توده مردم نمی تواند داده باشد.

4-      سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینایی، شنوایی و گویایی. روح استاد فزایلی دانشمند و روشن دل گرانقدر ایران شاد که اگر امروز زنده بود نمی توانست کاندیدای مجلس شورای اسلامی باشد.

در مورد تبصره ی 1 از بند 7 می توان این نکته را ذکر و بر آن پای فشرد که در مورد ایرانیان به هیچ عنوان به هیچ گروه قومی یا مذهبی نمی توان و نباید عنوان اقلیت داد.

ایرانیان دارای هر دین هر قومیت و هر باوری باشند در صورتی که مورد تایید رای دهندگان قرار گیرند می توانند به عنوان نماینده آنان در هر مرجع و سمتی خدمت نمایند. در ضمن اشخاصی که دارای دین متفاوت باشند نمی توانند در مورد ثابت العقیده بودن افراد مذاهب دیگر اظهار نظر نمایند.

 با توجه به مسائل و نکات آورده شده در فوق روشن است که حزب پان ایرانیست و هواداران و دوست داران پان ایرانیست ها نمی توانند با وجود ایراد های قانونی بسیار به انتخابات و ضایع شدن بسیاری از حقوق ایرانی بودن هم میهنان ما با شرکت در انتخاباتی چنین غیر عادلانه به ویژه آن که تازه با تمام ایرادهای یادآوری شده در فوق عاقبت نیز گروهی که وابستگی و حمایت آنان از گروهی خاص محرز گردیده است باید راجع به صلاحیت کاندیداها آنها نه نظارتی بلکه استصوابی نظر بدهند به آن مشروعیت بخشند.

لذا ما ضمن آن که قضاوت در مورد این انتخابات و نتایج آن را بر عهده ی هم میهنان گرامی وا می گذاریم عدم شرکت خود را در انتخابات ها تا زمان انجام اصلاحات اساسی در قوانین و رعایت حقوق تمام ایرانیان به گونه ای مساوی اعلام می دارد. اما در مورد نقطه ای که از تیتر مطلب به عنوان گروگان برداشتیم صبر می کنیم تا انتخابات انجام شود، گروه نامزدهای تایید شده و ظاهرا انتخاب شده به مجلس شورای اسلامی دوره ی هشتم بروند، آن گاه ببینیم آیا واقعا حتی اندکی هم شده به فکر مصالح ملت ایران هستند یا خیر؟ آیا در بین آنان کسانی خواهند بود که از دبیر شورای امنیت سوال کنند  به چه حقی از خلیج پارس ، از خلیج همیشه ایرانی فارس به نام خلیج دوستی یاد می کند؟

آیا در بین آنان کسانی خواهند بود که از آقای متکی وزیر خارجه جمهوری اسلامی سوال کنند که تا چه حد با کارشناسان و حقوقدانان ایرانی و جهانی مشورت کرده و قراردادهای منعقده بین ایران و شوروی سابق را مطالعه و بررسی نموده اند که از 3/11 درصد حق ایران از دریای مازندران سخن به زبان می آورند؟ ، آیا در بین آنان کسانی خواهند بود که اشخاصی نظیر آقایان را به پای میز محاکمه قسمتی از حقوق ملی خود گذشت بکشاند؟

فقط در این صورت است که می توان عنوان نامزد را بر روی داوطلبان گذاشت.

 

برگرفته از حاکمیت ملت، شماره ی 104، دی ماه 1386

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:4 | |

::

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

 

عملیات سلطان

 

 

از سری مقالات تامکتهای ایرانی

 

 

تقدیم به افتخار ایرانزمین، سرهنگ خلبان جواد فکوری

(فرمانده دلاور پایگاه دوم شکاری تبریز)

 

 

 

تحریریه باهماد پان ایرانیست کرمان

 

 

   

 

مقدمه:

 

از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، از ماکو تا چابهار، از میانکاله تا ابوموسی، از سرخس تا خرمشهر، وجب به وجب این خاک سراسر رشادت است، وجب به وجب این خاک از خون مردان و زنانی رنگین شده است که دل به این آب و خاک داشتند وتا آخرین نفس دلیرانه برای ایران، یعنی تنها دلیل زندگی هر ایرانی واقعی جنگیدند و به شهادت رسیدند.

هرگاه خاطرات هشت سال دفاع مقدس را می خوانم و یا با آزادگان و یا جانبازان از خود گذشته روبرو می شوم بی اختیار اشک از دیدگانم سرازیر می شود و به خود می بالم که فرزند این آب و خاکم، ودر کنار پهلوانان و قهرمانانی نام ایران را یدک می کشم که همواره برای آبادانی و سربلندی این آب و خاک از جان و مال و زندگی خویش گذشتند تا از ناموس میهن دفاع کنند.

یکی از نیروهایی که در دامان خود مردان بزرگ را پرورش داده است، نیروی غیور هوایی ایران است که چه قبل از انقلاب 1357 و چه بعد از آن همواره چهره ملی خویش را حفظ کرده و حفاظت از مرزهای میهنمان را دلیرانه و بی پروا به عهده گرفته است. به جرات می توان گفت که برنده اصلی هشت سال جنگ تحمیلی جهان به ایران نیروی هوایی و سپس ارتش ایران بود که در مدت این هشت سال ،علاوه بر سپر کردن سینه خود در برابر حملات وحشیانه بعثی ها ،در مقابل آماج تهمتها و آزارهای نیروهای داخلی که سعی در تضعیف ارتش داشتند ایستاد و حتی نیروهایی که در زمان انقلاب بر اساس معیارهای احمقانه انقلابیون تصفیه شده بودند در مقام یک سرباز جان بر کف وطن به جبهه ها روانه شدند و رشادتها آفریدند.

نیروی هوایی ایران با انجام عملیات هایی که تا بدین زمان نیز در هیچ کجای دنیا سابقه نداشته و ندارد همواره از خود یک چهره بسیار قدرتمند به جهانیان ارائه داده است. عملیاتهای H3، کمان 99 و عملیات سلطان و خلبانانی همانند شهید خلبان سپهبد نادر جهانبانی، شهید خلبان عباس دوران، شهید خلبان عباس بابائی و بسیاری دیگر، اشخاصی بودند که تاریخ هوانوردی جهان تنها یک بار به خود دیده است. خلبانان و طراحان عملیاتی که مورد تحسین دشمن نیز بودند و با شهادت و یا سقوط هواپیمای هر کدام در عراق جشن برپا می کردند.

یکی از عملیاتهای موفق نیروی هوایی ارتش ایران عملیات سلطان است که همواره یکی از افتخارات نیروی هوایی محسوب می شود. که در مقاله زیر که برگرفته از کتاب IRANIAN F-14 TOMCAT UNITS IN COMBATمی باشد بدان می پردازیم.

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 10:17 | |

  

    بیانیه حزب پان ایرانیست درباره حقوق تاریخی و گذشت ناپذیر ملت ایران

 

                  

  هم میهنان در خبر های داخلی و خارجی آمده است که حاکمیت فرقه ای در سطوح گونا گون مشغول مذاکراتی با بیگانگان میباشد ،از جمله در مورد معاهده الجزایر و اروند رود حقوق مسلم و خدشه ناپذیر ایران در خلیج فارس به ویژه در سه جزیره(تنب کوچک ، تنب بزرگ  و  ابوموسی( دریای مازندران ،وضعیت عراق و حتی لبنان و افغانستان که همه این موارد در دستور کار قرار دارد.

از آنجا که حفظ منافع ملی و حقوق تاریخی و سیاسی ملت بزرگ ایران در پهنه جهان بشری و اذامه حیات سرافراز ایران و ایرانی از اولویت اساسی برخوردار است ، حزب پان ایرانیست هر گونه قرارداد ، مقاوله نامه ، معامله و تفاهم نامه و غیره را که در تعارض با منافع ملی و حقوق تاریخی و سیاسی ملت بزرگ ایران باشد مردود اعلام کرده و به حاکمیت فرقه ای هشدار میدهد که مبادا برای ادامه حیات غیر مشروع خود حقوق و منافع ملی ایران را وجه المصالحه قرار دهد   و بیگانگان نیز بدانند که هرگونه تضییع حقوق تاریخی و منافع ملی ایران با پاسخ منفی ملت ایران در آینده رو برو خواهد بود.

 پاینده ایران

حزب پان ایرانیست

شامگاه سوم اسفندماه 1386

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 22:28 | |

::

                  حاجیهای انباردار چه دینی دارند؟

 

              

                               زنده یاد احمد کسروی

امروزه مسلمانها بخصوص شیعه ها آلوده ترین مردمانند . از صبح تا شام دروغ می گویند ، قسم های دروغ میخورند ،كلاه همدیگر بر میدارند ، آشكارا رشوه میدهند ، آشكارا رشوه میگیرند ، انبارداری میكنند ، گرانفروشی میكنند ، كالای تقلبی می فروشند . شما خودتان در بازار هستید ، بهتر میدانید كه چه خبر است .
----------------
در خانه یكی از تاجر ها كه از سفر مكه باز گشته میهمانی بوده ، شب گفتگو هایی میان چهار نفر رخداده كه ما آن چهار نفر را احمد ، علی ، جعفر ، باقر نامیده گقته های آنها را در این دفتر می نویسیم .

***

شب پیش از شام روضه خوانی روضه خوانده در میان سخنان خود می گوید - یك مذهب تازه پیدا شده : پاكینی ! - با این عنوان بسخنان پوچی می پردازد . پس از شام كه دیگران «.… یكنفر پیدا شده اسمش كسروی است ، مذهبی آورده می روند ، این چهار نفر چون سه نفرشان اعضاء تجارتخانه صاحب خانه هستند و یكنفرشان ( كه احمد باشد ) قوم و خویش اوست می مانند كه شب را در آنجا بخوابند . پیش از خوابیدن این گفتگو ها در میان آنها بمیان می آید .

***

جعفر : این كسروی دیگر چه میگوید ؟
باقر : دلم میخواهد یكروز بروم بخانه اش بیبنم حرفش چیست ؟
علی : راستی بیایید یكروز برویم ببینیم چه می گوید ؟
احمد : میخواهید بروید چه كار كنید ؟ … آیا معقولانه حرف بپرسید یا جر وبحث كنید ؟
جعفر : با او كه نباید معقولانه حرف زد ، مگر حرفهای او معقولانه است ؟
احمد : شما او را دیده اید ؟
جعفر : ندیده ام .
احمد : كتابها یش را خوانده اید ؟ ..
جعفر : نخوانده ام .
احمد : پس از كجا دانستید حرفهایش معقولانه نیست ؟
باقر : مگر نشنیدید روضه خوان چه می گفت ؟ ..
احمد : حرفهای روضه خوان چه سندیت دارد ؟ .. آیا این عیب شما نیست كه با حرف یكروضه خوان نا فهم و بیدانش تحریك شده اید و میخواهید بروید با كسیكه تاكنون ندیده و گفته هایش را نشنیده اید جر وبحث كنید ؟ .
علی : حرفهای آقا احمد حسابیست . ما اگر خوا.ستیم برویم باید برویم و معقولانه سئوالهایی كنیم و مطلبی بفهمیم .


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:9 | |

    

    

                            

                       

نمی دانم این روزها مبارز به چه کسی گویند، به کسی که افکار و اراده اش را تنها به خط مشی که از جایی دیگر ربوده و آن را طوطی وار آموخته گفته می شود، و یا به آنانی که بیش از آن که مبارزه کنند، برای خود تبلیغات می کنند و خودنمایی.شاید برای منی که جز تازه واردشدگان به مکتب پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست هستم، به واسطه آن که در زمان خود مبارز راستنی در عرصه سیاست ندیده ام، بسیار سخت باشد که شخصی را تصور کنم که تمامی زندگی و حیات خود را به پای آرمان خود ریخته باشد و از این زندگی مادی هیچ طلب نکند و آنچه را هم که از این چرخ فلک اندکی نصیبش شده به راه آزادگی تقدیم نماید و هیچ ادعایی نداشته باشد. شاید برای من به عنوان یک جوان ایرانی درک آن سخت باشد که کسی زندانی بیند لب تر ننماید و در پیش هیچ دشمن و خارجی گلایه نکند.

به واقع آنانی که راه آزادگی و آرمان را می پیمایند کجایند و منِ مادی کجایم؟

امروز دوم اسفند است، روز زادروز مردی از تبار آزادگان و میهن پرستان، کسی که نه تنها زندگی خود و خانواده خود را به راه آرمان داد بلکه بی آن که ادعایی داشته باشد همچنان بعد از گذشت چندین دهه از عمر شکوفای خود همچنان با امید بر خداوندش به راه آرمان خود ایمان دارد و همچنان همانند سابق برای جوانان الگو و نوید دهنده امید است.

هیچ گاه از یاد نخواهم برد نخست زمانی که او را ملاقات کردم و او از ایــــــــــــران برایم گفت و از اینکه از کجاییم و به کجا خواهیم رفت. به واقع او بود که مرا آگاهی داد، به واقع او بود که مرا از جستجو به دنبال ناکجا آباد رهایی داد و در صف سربازانی قرار داد که نه برای سیاستها، نه برای حکومتها، بلکه تنها برای ملت و میهن می جنگند.

هرگاه و هرکجا که دیدمش مرا آگاهی داد. حتی زمانی که در بیمارستان بود و کسالت داشت و پزشکش حتی سخن گفتن را برایش ممنوع نموده بود، او همچنان از وطن، از ایران، از ملت و از آرمان گفت.

آری اندک است مانند او، مانند اویی که از مادیات کنار کشید و معنویات و میهن خویش را ساخت.

دوم اسفند ماه سالگرد زادروز سرور محسن پزشکپور، بنیانگذار و رهبر سرافراز حزب پان ایرانیست، گرامی باد که همواره با بیش از شصت سال کوشندگی در راه آزادی و آزادگی ، به لطف یزدان هچنان با ایمان بر خداوند استوار در راه آرمان هستند .

 

باشندگان باهماد پان ایرانیست شاخه استان کرمان نیز، به نوبه خود این روز بزرگ را در وهله اول به سرورمحسن پزشکپور و خانواده محترمشان، و همچنین به اندامان و باشندگان حزب بزرگ پان ایرانیست شادباش گفته و از یزدان پاک برای سرور "پندار" آرزوی سلامت و تندرسی را خواستار است

به امید خدا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:59 |

 

خبرگزاري فارس: مهارت خلبان، جان يكصد مسافر پروازي را كه با 8 ساعت تأخير، فرودگاه مشهد را به مقصد تهران ترك كرده و در راه دچار نقص فني شده بود، نجات داد.

 

   

                                           هواپیمای فوکر100 خطوط هوایی آسمان

 

به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، در حالي كه طبق برنامه، قرار بود پرواز شماره 578 شركت هواپيمايي آسمان، ساعت 17 و 30 دقيقه از فرودگاه شهيد هاشمي‌نژاد مشهد پرواز كند، مسئولان اين فرودگاه به مسافران اين پرواز اعلام كردند كه هواپيما دچار نقص فني است و پرواز با تأخير انجام مي‌شود، اما آماده‌سازي آن، حدود 8 ساعت به طول انجاميد.
براساس اين گزارش، فوكر 100 نفره، حوالي ساعت يك و 30 دقيقه بامداد براي سوار شدن مسافران آماده شد و اين هواپيما ساعت يك و 40 دقيقه، فرودگاه شهيد هاشمي‌نژاد را به مقصد تهران ترك كرد.
يكي از مسافران اين پرواز در تماس تلفني با خبرگزاري فارس به خبرنگار ما گفت: «هواپيما با صداي بسيار شديدي باند فرودگاه را ترك كرد و اوج گرفت و خلبان، ضمن پوزش از مسافران به دليل تأخير بسيار طولاني در پرواز، مختصات سفر را براي مهمانان شرح داد.»
مهدي گلمحمدي افزود: «در همين حين، من كه كنار يكي از موتورهاي هواپيما نشسته بودم، متوجه از صدا افتادن آن شدم. بعد از اين بود كه هواپيما با چرخش به سمت مشهد، راه فرودگاه مبدأ را در پيش گرفت و خلبان، بدون آنكه مسافران را از نقص فني آگاه كند، هواپيما را آماده فرود كرد.»
وي ادامه داد: «نهايتاً خلبان با مهارت بسيار توانست هواپيما را به شكل گلايدري روي باند بنشاند و جان مسافران را نجات دهد.»
تعدادي از مسافران اين پرواز نيز با تأييد گفته‌هاي گلمحمدي، علاوه بر تشكر از كاپيتان «گلستانه»، خلبان هواپيما از سرگرداني خود به دليل بروز نقص فني در اين هواپيما با وجود تأخير 8 ساعته انتقاد كردند.

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 10:44 | |

:: نوشته هاي پيشين
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول‌‌ وهابی‌ها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات