
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74
به نام خداوند جان و خرد
شباهت وضعیت ایران و یونان در مسئله آذربایجان و مقدونیه
دکتر پیام آذربایجانی
شاید ایران تنها کشور در جهان نباشد که با مسئله یک کشور دروغین روبرو شده. جمهوری که امروزه نام آذربایجان برخود نهاده و مردم آن حافظه کمی در سپردن نام اصلی سرزمینشان دارند، از نظر وضعیت تاریخی و حقوق بین الملل بسیار شبیه به کشور مقدونیه می باشد که در وضعیتی مشابه اقدام به جعل تاریخی نموده و نام سرزمینی را بر جمهوری خود نهاده است که هیچ گاه دخلی بر ساکنان فعلی آن نداشته است.

مقدونیه سرزمینی باستانی است که تاریخ آن به قدمت و گذشته یونان بازمی گردد.در دوران کشورگشائی اسکندرمقدونی به اوج قدرت و شکوفائی خود رسید ولی پس از او جنگ بر سر جانشینی او به تجزیه این امپراطوری منجر گردید. تا اینکه حدود 200 سال بعد(قرن دوم پیش از میلاد) یونان و مقدونیه جزئی از امپراطوری روم گردیدند. از قرن ششم میلادی اسلاوها در این ناحیه مستقر و به تدریج مسیجی شدند. بعدها در قرن یازدهم میلادی این سرزمین به تصرف عثمانی ها درآمد و این استیلا تا قرن نوزدهم(1832) ادامه داشت. در خاتمه جنگهای بالکان(1913) نفوذ ترکها برطرف شد و صربها قسمت عمده ای از این سرزمین را متصرف شدند و در پایان جنگ اول جهانی جزئی از کشور یوگسلاوی شد.یونان نیز دارای سه ایالت با نامهای مقدونیه شرقی، مقدونیه مرکزی و مقدونیه غربی می باشد.که این سه ایالت نامبرده در قسمت شرقی کشور یونان و در مرز با جمهوری های ترکیه، بلغارستان و و جمهوری مقدونیه می باشد. مقدونیه بعد از فروپاشی یوگسلاوی سابق، در سال 1991 با نام جمهوری مقدونیه اعلام موجودیت کرد ولی در ژانویه 1992 با مخالفت شدید یونان با استقلال این کشور با نام مقدونیه مواجه شد.دلیل یونان برای مخالفت با استقلال این جمهوری نام آن بود که با سه ایالت یونانی هم نام بوده که این نامگذاری را تهدیدی بر تمامیت ارضی کشورشان می دانستند. همچنین یونانی ها با بیان مسائل تاریخی و مقدونی نبودن نژاد مردم فعلی کشور مقدونیه که از مهاجران اسلاو می باشند،دلیلی بر نهادن نام مقدونیه بر این جمهوری نمی بینند.
مخالفت یونان با استقلال مقدونیه و مطرح نمودن آن از در مجامع بین المللی و اروپایی ، و همچنین عدم قبول مقدونی ها در تغییر نام مقدونیه ، استقلال آن از سوی جامعه اقتصادی اروپا تا به این زمان به رسمیت شناخته نشده. عملکرد صحیح و به موقع دیپلماتهای یونانی،در مورد منافع کشورشان، باعث بروز پیامدهای ناگوار را در مورد ایشان کاملا منتفی نمود.

استان مقدونیه شرقی

استان مقدونیه غربی
در سال 1991 ایران نیز می توانست با طرح دعوی در مورد نام جمهوری جعلی آذربایجان(ایران شمالی) به مجامع بین المللی و ارائه اسناد و عدله تاریخی و سیاسی از استقلال این کشور دروغین جلوگیری نماید که این عمل به موقع می توانست از پیش آمدهای بعدی آن یعنی طرح آذربایجان جنوبی و آذربایجان شمالی و مطرح نمودن بسیاری از مسائل که نه تنها دارای ریشه تاریخی نیستند بلکه، تمامیت ارضی میهن پاک اهورایمان را نیز به خطر می اندازد جلوگیری نماید و با جدیت به مبارزه با یک جریان فکری مخرب و مبتزل به نام پان ترکیسم بپردازد. اما متاسفانه سردمداران جمهوری اسلامی نه تنها با عملکرد احمقانه خود در قبال آذربایجان ، شخصیت و تاریخ آذربایجانیهای همیشه ایرانی را زیر سوال بردند بلکه ، با گسترش روابط دیپلماتیک با این جمهوری جعلی به شعور و منش آذربایجانی های آزاده ایران نیز توهین نموده و در این زمینه ایشان را نادیده گرفتند.
داستان تلخ شکر
خبرنگار خوزستانی مانعی بر سر راه مافیای شکر!
واردات بی رویه شکر توسط قیر فروش ها و ساختمان سازان!
یک میلیون تن شکر در انبار کارخانه های قند رسوب کرده است!

خبرنگار باهماد پان ایرانیست کرمان- مستقر در تهران- بهمن ماه 1386
چند ماهی از دستگیری ابوالفضل عابدینی نصر، خبرنگار پان ایرانیست خوزستانی می گذرد، عابدینی را بر مبنای اتهامات واهی، محاربه با نظام، و تهدید بر علیه امنیت ملی دستگیر نمودند، و بر اساس یک سری مدارک بی پایه و اساس، که هنوز تا به حال آنان را رو نکرده اند، ایشان را متهم به بمب گذاری در اهواز نموده اند. اما به واقع داستان ابوالفضل عابدینی کاملا متفاوت است، چرا که عابدینی نه زندانی حکومت، بلکه زندانی مافیای شکر است! وی از چندماه قبل از دستگیریش با توجه به شرایط اقتصادی نامساعد کارگران نیشکر هفت تپه خوزستان، اقدام به انعکاس خبر بی کاری و اعتصاب کارگران هفت تپه کرد که با کشاندن خبر فوق به خارج از مرزها و انعکاس آن در سطح بین الملل که پای سازمانهای حقوق بشر را نیز به جریان فوق باز کرد، پرده از بسیاری از رازها برداشت . عابدینی با معرفی سران و مدیران خاطی کارخانه نی شکر خبر از یک توانی کثیف در پشت پرده خبر داد و توانست مسئله شکر را به جراید داخلی نیز بکشاند که از سوی جرائد داخلی وضعیت واردات و بازار داخلی شکر به طور مکرر دنبال شد.و با توجه به مسئله واردات بی رویه شکر و پیامد آن، باز ایستادن کارخانه های داخلی تولید کننده شکر و بی کاری کارگران ایرانی کاملا آشکار شد. در چند روز اخیر نیز خبری تکان دهنده در یکی از روزنامه ها به چاپ رسید که به واقع وضعیت ناراحت کننده بازار شکر را در ایران نشان داده و بی توجهی مسئولان امر به امور کارگران و صنعت شکر ایران را می رساند.
متاسفانه دبیر انجمن صنقی کارخانه های قند و شکر ایران خبر داد: از ابتدای سال 85 تا کنون یک میلیون و 46 هزار و297 تن شکر در کارخانه های کشور در انبار رسوب کرده است. بهمن دانایی در گفتگو با خبرگزاری فارس افزود : با وجود این که برخی ادعا می کنند که کارخانه های قند و شکر ، محصول خود را به دولت فروخته اند، ولی در عمل بیش از یک میلیون و 46 هزار تن شکر تولیدی کارخانه ها در انبار مانده و فروش نرفته است.وی افزود: تراز حسابداری برخی کارخانه ها با احتساب شکر موجودی در انبار مثبت نشان داده است که این به معنای موجودی نقد نیست، لذا با وجود تراز مثبت حسابداری ، توان پرداخت طلب چغندرکاران را ندارند!!!. دبیر انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر ایران گفت: بر اساس آمار، کشاورزان امسال 160 میلیارد تومان بابت چغندر قند تحویلی از کارخانه ها طلب دارند، آمار کل خرید چغندر قند در سال جاری به میزان 25/4 میلیون تن به ارزش 229 میلیارد تومان بوده است. دانایی با انتقاد از برخی مسئولان دولتی که بعد از مبرا شدن کارخانه ها از اتهامات، سراغ سهامداران آنها رفته اند، گفت: وقتی دیدند که کارخانه ها قند و شکر وارد نکرده اند، سراغ سهامداران آن مثل بنیاد و بانکها رفتند که توسط سهامداران شکر وارد شده است.در حالی که طبق آمار گمرک حتی یک سیر شکر توسط این نهادها وارند نشده است. وی ادامه داد: از ابتدای سال 85 همزمان با کاهش تعرفه واردات شکر، همان موقع به مسئولان نوشتیم که کاهش تعرفه، محصول داخلی را راهی انبارها می کند، ولی گوش شنوایی وجود نداشت. دبیر انجمن کارخانه های قند و شکر ایران گفت: از ابتدای سال 85 تا پایان دی ماه 86 حدود6/3 میلیون تن شکر به صورت رسمی وارد کشور شده و چون تعرفه صفر بوده به دلیل عدم صرفه اقتصادی به طور غیر رسمی وارد نشده است. دانایی گفت: در حالی که کل نیاز وارداتی کشور600 تا 700 هزار تن شکر بود اما در عمل5-4 برابر نیاز وارد کشور شد!!.وی کاهش سطح کشت چغندر قند را فاجعه در صنعت قند و شکر خواند و گفت: سالها تلاش شد تا به سطح تولید 6/6 میلیون تن چغندر برسیم حال حیف است این صنعت اشتغالزا و قدیمی کشور به خاطر واردات از بین برود. دانایی گفت: از 6/3 میلیون تن شکر وارداتی فقط 30 هزار تن یعنی کمتر از یک درصد آن توسط کارخانه های قند و شکر وارد شده است، بقیه شکر را افرادی چون ساختمان ساز، قیر فروش، نخ ریسی و شرکت نفتی وارد کرده اند. دانایی گفت: متاسفانه به طور غیر مستقیم تلاش بر این است که وارد کنندگان اصلی و دلالان در حاشیه امن قرار گیرند و کارخانه های شکر و قند آماج حملات قرار گیرند.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:37
|
|
شیرمرد پان ایرانیست از زندان آزاد شد

سرور عابدینی بعد از آزادی
سرور ابوالفضل عابديني نصر ساعت ۷ شب روز يكشنبه(ديروز) از زندان آزادگرديد.سرور عابديني كه روز ۲۲ آبان ماه سال ۱۳۸۶ به دليل پوشش خبري اعتصابات کارگران نيشکر هفت تپه در دفتر روزنامه بهار سبز خوزستان توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شده بود شب گذشته با قرار وثيقه ۵۰ ميليون توماني از زندان کارون اهواز آزاد شد .شعبه ۳ دادگاه انقلاب اهواز ايشان را به اتهام نوشتن نامه به رهبري و توهين به مقام عظماي ولايت به يکسال زندان محکوم كرد.چندي پيش نيز سرور "كسرا عَلاسوند" يار ديگر ما كه همان روز همراه با سرور عابديني دستگير شده بود از زندان آزاد گرديده بود.
آزادي ايشان را به خانواده گرامي اش و همه ياران پان ايرانيست شاد باش مي گوييم و اميدورايم روزي همه زندانيان سياسي از بند رژيم رها شوند.
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:1
|
|

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:37
|
|
گزارشی از مراسم خاکسپاری ابر تروریست حزب الله

عکسی از عماد مغنیه (حاج رضوان) هنگام هواپیماربايی
در ساعات پیش از ظهر امروز در بیروت تشنج بزرگی حکمفرما بود و هر لحظه بیم آن می رفت که در گیریهای خونین بین طرفداران حزب الله لبنان که ازجانب جمهوری اسلامی ایران حمایت می شوند و نیروهای ملی لبنان که خواهان پایان بخشیدن به دخالت های فتنه گرانه ایران و سوریه در آن کشور هستند روی دهد.
علت این تنش آن است که گروه حزب الله لبنان قرار است جسد عماد مغنیه ابرتروریستی را که پریشب در سوریه هلاک شد به خاک سپارد و در همان ساعات ملی گرایان لبنان قصد دارند در سالروز قتل رفیق الحریری نخست وزیر لبنان به راه پیمائی دست بزنند و یکبار دیگر با صدای بلند از جمهوری اسلامی ایران و رژیم حزب بعث سوریه خواستار شوند به دخالت های خود در آن کشور پایان بخشند.
گرچه رسانه های همگانی در ایران روز گذشته کوشیدند ماجرای هلاک شدن عماد مغنیه را با حکومت ایران مرتبط نسازند، و تا آنجا که می توانند کمتر درباره واقعه ترور او سخن بگویند، ولی بهر حال گزارشهای متعددی در این باره در تهران انتشار یافت و سخنگوی وزارت خارجه ایران به مجازات رسیدن این ابرتروریست را به اسرائیل نسبت داد.
محمد علی حسینی در سخنان خود عملا تائید کرد که عماد مغنیه به ترور می پرداخته است. او گفت: مسلمانان این حق مشروع را دارند که در برابر اشغالگران مقاومت کنند- و افزود: جمهوری اسلامی ایران ترور عماد مغنیه از رهبران بزرگ مقاومت اسلامی لبنان را به شدت محکوم می داند و آن را نمونه بارز دیگری از تروریسم سازمان یافته و دولتی رژیم صهیونیستی تلقی می کند.
عماد مغنیه که یکی از خطرناک ترین تروریست های جهان لقب گرفته بود، از جمله مسؤول قتل حدود 300 سرباز و تفنگدار آمریکائی در جریان دو اقدام تروریستی در لبنان، ربودن هواپیمای مسافری TWA ، انفجار سفارت اسرائیل در آرژانتین، انفجار کانون همیاری یهودیان آرژانتین در بوئنوس آیرس، ربودن سربازان اسرائیلی و یک سلسله جنایات دیگر بود.
مغنیه در شماره 22 ابرتروریست بین المللی در لیست سیاه ایالات متحده بود که ماموران اطلاعاتی آمریکا برای یافتن و مجازات آنها تلاش می کنند. سخنگوی دولت آمریکا روز گذشته در واکنش به نابودی عماد مغنیه گفت: با هلاک شدن او ما از این پس دنیای بهتری خواهیم داشت.
سخنگوی وزارت خارجه ایران با حمایت از سلسله جنایاتی که مغنیه در دو دهه اخیر مرتکب شده بود، گفت: بی شک سابقه مبارزات این مجاهد شهید که عمری را در مبارزه و مجاهدت علیه غاصبان اشغالگر سپری کرده بود برگ زرینی در تاریخ مبارزات مردمی علیه صهیونیست های اشغالگر است.
این حمایت همه جانبه رژیم ایران از فردی که دستهای او تا مرفق به خون صدها نفر انسانهای بی دفاع و غیر نظامی در سراسر جهان آغشته بود، گواه دیگری از تروریستی و تروریست پرور بودن جمهوری اسلامی ایران است که سران او بارها ادعا کرده و گفته اند که هر نوع ترور را به هر بهانه که باشد محکوم می دانند و بارها ادعا کرده اند که خودشان یکی از قربانیان ترور بوده اند.
این واقعیت که نابود کردن عماد مغنیه در یک محله ثروتمند دمشق و در نزدیکی سفارت حکومت ایران و یک مدرسه ایرانی و ساختمانهای مربوط به اداره امنیت سوریه انجام گرفت، بسیار پر اهمیت تلقی شد.
در برخی گزارشها آمده است که مغنیه پس از بازگشت از جشن سفارت ایران به مناسبت سالگرد به قدرت رسیدن حکومت دینی هلاک شد.
سازمانهای اطلاعاتی می گویند او سالها در ایران می زیست و توسط سپاه پاسداران مورد آموزش قرار گرفته بود و به دستور جمهوری اسلامی ایران عمل می کرد.
مغنیه در سالهای اخیر بین تهران و دمشق در رفت و آمد دائم بود و در شرائط بسیار سری زندگی می کرد.
این واقعیت که علیرغم همه احتیاط کاریهای مغنیه، سازمانهای اطلاعاتی دقیقا او را زیر نظر داشتند و در فرصت مناسب توانستند زیر صندلی راننده در اتومبیل شخصی او مقادیر زیادی مواد تخریبی پنهان کنند، و پس از آنکه وی سوار اتومبیل شد و هویت وی مسلم گردید، از طریق فرمان از راه دور انفجار رخ داد، نشان از مهارت و حرفه ای بودن طراحان و مجریان این سوءقصد دارد. این واقعیت موجب وحشت سوریه و نگرانی حکومت ایران شده است.
در حالی که رژیم ایران از نابودی مغنیه ابراز تاسف شدید کرد، مقامات دولت سوریه کوشیدند این رویداد را یک امر کم اهمیت جلوه گر سازند و درباره سوابق عماد مغنیه چیزی نگفتند و تنها از کشته شدن او خبر دادند.
نابود کردن این ابرتروریست در شهر دمشق که زیر نظارت دقیق نیروهای امنیتی قرار دارد و بیگانگان به سختی می توانند وارد آنجا گردیده و در خیابان ها رفت و آمد کنند، و آنهم در ساعات دیر وقت شب، نشان قدرت سازمانهای اطلاعاتی است که توانستد به زندگی چنین فرد جنایتکاری پایان بخشند و از آدمکشی های بیشتر او جلوگیری کنند.
با آنکه حزب الله لبنان نیز در کنار جمهوری اسلامی ایران، هلاک شدن عماد مغنیه را به اسرائیل نسبت داد و تهدید کرد که از این کشور انتقام خواهد گرفت، مقامات رسمی اسرائیل هرگونه ارتباط این کشور با نابودی آن ابرتروریست را تکذیب می کنند.
دفتر نخست وزیری اسرائیل در بیانیه کوتاهی که روز گذشته انتشار داد از جمله نوشت: این رویداد و گزارشهای مربوط به آن را به دقت دنبال می کند ولی از آن اطلاع قبلی نداشته است.
اهود باراک وزیر دفاع اسرائیل و همچنین ژنرال گبی اشکنازی رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل در این باره کاملا سکوت کردند. با اینهمه، برخی آشنایان امور نظامی گفتند این احتمال را نباید از نظر دور داشت که نابودی مغنیه یکی دیگر از عملیات درخشان سرویس های اطلاعاتی اسرائیل (موساد) بوده است.
نابودی موفقیت آمیز و تحسین برانگیز این ابرتروریست، دو ماه پس از عملیات نظامی نابودی یک هدف حساس امنیتی در قلب خاک سوریه صورت گرفت که اسرائیل و سوریه به سکوت درباره چگونگی آن ادامه می دهند. ولی منابع اطلاعاتی می گویند هدف بمباران شده یک کوره اتمی در دست ساختمان بوده که سوریه آن را با کمک کره شمالی برپا می کرد.
منابع اطلاعاتی ادعا می کنند که این نخستین بار نیست موساد در عملیات ماهرانه و خیره کننده، تروریست های ارشد را به سزای اعمال خود می رساند.
آنها یادآوری می کنند که همه آمران و عاملان قتل ورزشکاران اسرائیلی در المپیاد مونیخ در سال 1979 یکی پس از دیگری شناسائی شدند و به کیفر اعمال خود رسیدند. همچنین معاون یاسر عرفات که ابوجهاد نامیده می شد در سال 1985 در خانه ویلائی محل سکونتش در تونس به هلاکت رسید.
در سال 1992 دبیرکل حزب الله لبنان که عباس موسوی نام داشت در عملیات ماهرانه ای هلاک گردید و گفته می شود که حزب الله لبنان به دستور جمهوری اسلامی ایران و برای تلافی کردن این قتل، سفارت اسرائیل در آرژانتین را در همان سال منفجر کرد و دو سال پس از آن ساختمان کانون همیاری یهودیان در بوئنوس آیرس (آمیا) را منفجر ساخت. در جریان این دو رشته عملیات تروریستی بیش از 300 نفر کشته یا زخمی شدند.
همچنین ترور فتحی شقاقی سرکرده گروه تروریستی "جهاد اسلامی آزادی فلسطین" (ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی ایران) را که در سال 1995 در جزیره مالت روی داد به اسرائیل نسبت می دهند.
منابع اطلاعاتی می گویند از دو سال پیش که مئیر داگان ریاست موساد را به دست گرفته سازمان اطلاعاتی اسرائیل توانسته است قدرت بازدارندگی خود را باز یابد.
آگاهان می گویند قتل عماد مغنیه هشدار قاطعی نیز به سران سازمان تروریستی حماس در نوار غزه است. برخی سیاستمداران در اسرائیل در هفته های اخیر خواستار آن شده بودند که اگر حملات راکتی از نوار غزه به سوی شهرها و شهرک های اسرائیل ادامه یابد، اسرائیل متقابلا به نابودی سران جناح سیاسی سازمانهای ترور فلسطینی نیز بپردازد.
این تصمیم موجب وحشت سران حماس شده و اکنون چندین روز است که آنها در خفا زندگی می کنند و در ملاء عام دیده نمی شوند. در بیروت حسن نصرالله دبیرکل گروه تروریستی حزب الله لبنان نیز از هنگام جنگ دوم لبنان در یک سال و نیم پیش می کوشد تا آنجا که می تواند در مخفیگاه به سر برد و در ملاء عام ظاهر نشود.
دولت ایالات متحده که از هلاک شدن مغنیه ابراز خرسندی عمیق کرده و این رویداد را نابودی یک ابرتروریست نامیده است، یادآور شد که او مسؤول قتل حدود 300 سرباز آمریکائی بوده و به کیفر اعمال خود رسیده است.
تارنمای وزارت امور خارجه اسرائیل
hamdami.com
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 9:12
|
|
سپندار مذگان ، روز عشاق ایرانی
سهیم باشیم،تنها با یک پیامک چند خطی
تحریریه باهماد پان ایرانیست کرمان
كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز “سپندارمذگان” يا “اسفندارمذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان “روز عشق” به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند…. آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟
|
حتما شما هم هياهو و هيجان را در خيابان ها دیده اید. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله ميشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود آشنا نیستيم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. چند سالی بیش نیست که روز ۱۴ فوریه در تقویم جوانان ایرانی ؛ روز ویژه ای شده است. خصوصیتی که روزهای ملی و سنتی ما در همان تقویم ها از آن بی بهره اند. سده ، مهرگان ، تیرگان و ... شاید برای خیلی ها نام های غریبه ای باشنداما از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم که عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نماد و سمبلي براي عشق مي شود!" اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است .در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند که با نام آن روز و ماه تناسب داشت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ يا اسفندارمذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. سپندارمذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم. |
جوانان فرهنگ دوست ایرانزمین در سراسر میهن با ارسال یک پیامک در زنده نگاه داشتن این خجسته روز ایرانی همت خواهند نمود.
شما نیز تنها با فرستادن یک پیام کوتاه (SMS) در روز 29 بهمن به عزیزان خود این روز فرخنده را گرامی بدارید .
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:36
|
|
خائنین به ملت ایران را بشناسیم
در تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان بخوانید:
انقلاب به روایت تصویر - بخش نخست
انقلاب به روایت تصویر - بخش دوم
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:3
|
|
به نام خدا
اولین شکارهای سیمرغ نیروی هوایی
IRANIAN F-14 TOMCAT UNITS IN
COMBAT

تهیه و تنظیم: باهماد پان ایرانیست کرمان
زمستان 1386
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 17:30
|
|
هوگو چاوز هم به ماهیت جمهوری اسلامی پی برد
به گزارش خبرنگار «فردا» و به نقل از دنياي اقتصاد، حسامي مدير عامل شركت هواپيمايي ايران اير (هما) انصراف كشور ونزوئلا را از تحويل هواپيماهاي خود به شركت هما را علي رغم وجود قراردادهاي في مابين اعلام كرد
ایرباس 340 اهدایی ونزوئلا به ایران ایر
خبرها حاكي از آن است كه ونزوئلا هواپيماهاي خود را همسو با تحريم ايران پس گرفته است به گفته حسامي قرارداد هما براي خريد هواپيماي دوم نيز مسكوت مانده و اين هواپيما تحويل داده نشده است
اين در حالي است كه چند ماه پيش دولت ونزوئلا براي شمارهگذاري سمندهاي ايراني توليد شده در آن كشور مشكلاتي به وجود آورده بود كه بعد از مدتي با رایزنی طرف ايراني حل شد


اين اقدام ونزوئلا در حالي است كه اين كشور بارها از سوي مقامات ارشد كشورمان دوست ناميده شده و علاوه بر مبادلات تجاري گسترده با ايران، مقامات دو كشور مسافرت زيادي به پايتخت همديگر داشته اند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 12:42
|
|
آیت الله ها از قلاب هسته ای جسته اند اما یک راه برای به قلاب انداختن آنان وجود دارد
اکونومیست : چه کسی می توانست تصور کند که یک حکومت دینسالار با یک رئیس جمهور که هولوکاست را انکار می کند، حکومتی که نوجوانان را در ملاء عام به دار می آویزد و زنان را سنگسار می کند بتواند حصاری دیپلماتیک در اطراف آمریکا و متحدان اروپایی آن ایجاد کند؟ و می افزاید که این دقیقا همان کاری است که رژیم ایران کرده است.
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن سرمقاله شماره 2 فوریه خود را به تحولات دیپلماتیک در بحران هسته ای جمهوری اسلامی اختصاص داده است.
در ابتدای این مقاله که با عنوان "آیا ایران برنده شده است؟" آمده که آیت الله ها از قلاب هسته ای جسته اند اما یک راه برای به قلاب انداختن آنان وجود دارد.
اکونومیست می نویسد که چه کسی می توانست تصور کند که یک حکومت دینسالار با یک رئیس جمهور که هولوکاست را انکار می کند، حکومتی که نوجوانان را در ملاء عام به دار می آویزد و زنان را سنگسار می کند بتواند حصاری دیپلماتیک در اطراف آمریکا و متحدان اروپایی آن ایجاد کند؟ و می افزاید که این دقیقا همان کاری است که ایران کرده است.
اکونومیست در اشاره به گزارش اخیر دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد غیرنظامی بودن برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی در سال های اخیر، می نویسد که دلیل اصلی موفقیت ایران در واقع گلی بود که دستگاه های جاسوسی آمریکا وارد دروازه خودی کردند، یعنی همان گروهی که مسئول بی کفایتی اطلاعاتی منجر به جنگ عراق شناخته شده اند.
به نوشته این هفته نامه، لازم نیست شخص ذهنی ملتها داشته باشد تا درک کند که اگر آیت الله های ایران به بمب اتمی دست یابند، جهان باید در انتظار حوادث نامطلوبی باشد و این ادعای ایران که برنامه های خود را با هدف های صلح آمیز دنبال می کند با ناباوری گسترده همراه است و به همین دلیل نیز در تلاش برای وادار کردن ایران به توقف برنامه غنی سازی اورانیوم، روسیه و چین هم به آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در شورای امنیت پیوسته اند.
اکونومیست یادآور می شود که تا دو ماه پیش، تمامی این کشورها آمادگی داشتند تا به قطعنامه سوم شورای امنیت، شامل تحریم های سختگیرانه تر علیه ایران رای مثبت دهند اما به طور ناگهانی گزارش دستگاه های امنیتی آمریکا انتشار یافت و آنچه را که پنج سال اقدامات دیپلماتیک رشته بود، پنبه کرد.
تضعیف اقدامات علیه ایران
هفته نامه بریتانیایی در ادامه این مطلب می نویسد که علت انتشار گزارش دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده نحوه بهره برداری سیاسی دولت آمریکا از گزارش های اطلاعاتی برای آغاز جنگ عراق بوده و به همین دلیل نیز در این گزارش آمده است که ایران از پنج سال پیش تلاش برای دستیابی به جنگ افزار اتمی را کنار گذاشته است.
به نوشته اکونومیست، با وجود اینکه اسرائیل و تعدادی از متحدان آمریکا، که به همان اطلاعات مورد استفاده در تدوین این گزارش دسترسی دارند با این نتیجه گیری موافق نبوده اند، اما عناوین خبری مربوط به گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا عملا زیر پای اقدامات دیپلماتیک را خالی کرد و چین و روسیه در جلسه ای که ماه گذشته در لندن برگزار شد تصریح کردند که اگر قرار باشد قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب شود، باید بیشتر شکل یک "پشت دستی" ملایم را داشته باشد تا بیشتر کردن فشار منگنه اقتصادی.
در همانحال، ایران برای خود متحد جدیدی را به شکل محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی اتمی، یافته است که به مبارزه برای خنثی کردن اقدامات کسانی که آنان را "کله پوکها در واشنگتن" می نامد دست زده و برای این منظور به ایران کمک می کند تا به وضعیت برنامه های اتمی خود سر و سامان بدهد و برای جلوگیری از بروز جنگی دیگر، برگه حسن رفتار دریافت کند.
اکونومیست در ادامه می پرسد: همکاری جاسوسان خوش نیت و یک ناظر صلحدوست اتمی چه ایرادی دارد؟ و پاسخ می دهد: هیچ ایرادی ندارد مگر اینکه صداقت جاسوسان عمدا دستخوش سوء تعبیر شود و ناظر صلحدوست هم در ماموریت خود برای کشف و افشای تمامی جزئیات فعالیت های هسته ای ایران قصور به خرج دهد.
اکونومیست در ادامه می نویسد که یک هیات متبسم از مقامات ایرانی که در اجلاس جهانی اقتصاد شرکت کرده بود گفت که ادعای صلح آمیز بودن برنامه هسته ای این کشور هم توسط سازمان های جاسوسی آمریکا تایید شده و هم ایران به زودی تمامی سوالات مربوط به این برنامه ها را پاسخ خواهد داد تا پرونده اتمی این کشور بسته شود و وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید ورزید که به این ترتیب، تصویب تحریم های جدید، حتی در حد پشت دستی ملایم مورد نظر روسیه و چین نیز دیگر لزومی نخواهد داشت.
این نشریه می نویسد که این نظر وزیر خارجه ایران قابل قبول نیست زیرا هرچند گزارش اطلاعاتی آمریکاییان اظهار می دارد که ایران احتمالا در سال 2003 فعالیت در زمینه تولید جنگ افزار اتمی را متوقف کرد اما در عین حال می افزاید که جمهوری اسلامی تا آن زمان چنین فعالیتی را دنبال می کرد و معلوم نیست به چه پیشرفت هایی دست یافته بود و در همانحال، هدف تحریم های شورای امنیت بمب های اتمی که ممکن است ایران در صدد ساختن آنها باشد یا نباشد نیست بلکه فعالیتی است که این کشور در روز روشن و به شکلی علنی به آن اشتغال دارد، یعنی غنی سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم و کشوری که بتواند اینگونه سوخت ها را تولید کند به سادگی قادر است آنها را در یک کلاهک اتمی جای دهد.
خطر رقابت اتمی در منطقه
این هفته نامه می نویسد که درست است که برخی از کشورها اجازه یافته اند تا بدون هیچ عیب و ایرادی به غنی سازی اورانیوم ادامه دهند اما دلیل محروم کردن ایران از آنچه که "حق قانونی" خود می داند سابقه فریبکاری جمهوری اسلامی است که باعث شد تا آژانس بین المللی انرژی اعلام کندکه این کشور به تعهدات خود عمل نکرده است.
اکونومیست می افزاید که با توجه به این سابقه، لازم است که تمایل آقای البرادعی به خاتمه دادن به این رویارویی او را وسوسه نکند تا از سوالات بی پاسخ صرفنظر کند زیرا با نزدیک شدن خاتمه دوره کنونی ریاست جمهوری آمریکا و ضعف تحریم های بین المللی، ممکن است ایران واقعا به هدف خود برسد.
این هفته نامه در ادامه می پرسد آیا اگر ایران بتواند از تور امنیتی آژانس بین المللی عبور کند، خطری در پی خواهد داشت در حالیکه کره شمالی برای مدتی از معاهده منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای خارج شد، اسرائیل هرگز این معاهده را امضا نکرده و هند و پاکستان نیز بمب های اتمی خود را به نمایش گذاشته اند؟
اکونومیست در پاسخ می نویسد که یک خطر آشکار دستیابی واقعی یا احتمالی ایران به اسلحه اتمی به راه افتادن رقابت هسته ای در منطقه است که باعث خواهد شد عربستان سعودی، مصر، سوریه و حتی ترکیه نیز به سرعت اتمی شوند و با توجه به اینکه اتحاد شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد چند بار به لبه پرتگاه جنگ بمب اتمی نزدیک شدند، رقابت اتمی در خاورمیانه خطر فاجعه اتمی در نتیجه اشتباه محاسبه این کشورها را به شدت افزایش می دهد.
به نوشته اکونومیست، برای برخی کشورها، همین یک خطر حمله به تاسیسات اتمی ایران قبل از دستیابی احتمالی این کشور به بمب اتمی را موجه جلوه می دهد اما اگر ایران واقعا در صدد ساختن اسلحه اتمی باشد، پیشگیری از بروز رقابت اتمی اقدامی مناسبتر است.
این هفته نامه یادآور می شود که رئیس جمهور آمریکا گفته است که این کشور مانع از آسیب پذیری اسرائیل در برابر حمله اتمی می شود و با گسترش چتر حمایتی خود به عربستان سعودی و مصر می تواند قبل از بحرانی شدن وضعیت منطقه، از بروز چنین وضعیتی جلوگیری کند.
راه قانع کردن رهبران ایران
اکونومیست در عین حال می افزاید که راه حل بهتر این است که به طور کلی، از اتمی شدن ایران جلوگیری شود و آقای بوش گفته است که هنوز هم این امکان وجود دارد که اقدامات دیپلماتیک بتواند به چنین نتیجه ای برسد اما در حال حاضر، راه تحقق این هدف مشخص نیست و تنها می توان گفت که وی هنوز یک کارت برنده را در اختیار دارد که عبارتست از مذاکره با ایران برای حل تمامی اختلافات با آمریکا از موضوع آینده عراق گرفته تا روند صلح خاورمیانه.
این نشریه می نویسد که تا کنون رهبران ایران پیشنهاد آمریکا برای گفتگو "در هر زمان و هر مکانی بر سر هر موضوعی" را با اشاره به این پیش شرط ایالات متحده رد کرده اند که ایران باید قبل از هر اقدامی، غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد.
اکونومیست اظهار می کند که نکته عجیب در این است که در شرایط کنونی، بهترین راه در برابر آمریکا برای وارد کردن فشار بر حکام ایران کنار گذاشتن این شرط است.
این هفته نامه در توضیح این دیدگاه می نویسد که در چنین وضعیتی، ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد و از گفتگو با آمریکاییان خودداری می ورزد اما اگر روسیه و چین برای جلب توجه جهانیان، با وضع تحریم های سختگیرانه تر علیه جمهوری اسلامی موافقت کنند، ادامه مخالفت رهبران جمهوری اسلامی با تعلیق غنی سازی اورانیوم آنان را به تنگنا خواهد انداخت.
به نوشته اکونومیست، در چنین صورتی آیت الله ها باید به مردم عادی ایران توضیح دهند که چرا باید برای خودداری از گفتگو با آمریکا و دستیابی به فن آوری هسته ای، بهایی سنگین به شکل محرومیت های اقتصادی بپردازند.
اکونومیست نتیجه می گیرد که اگر نتوان از راه دیگری رهبران ایران را ترغیب کرد تا از برنامه تولید بمب اتمی صرفنظر کنند، شاید قرار دادن آنان در وضعیتی توجیه ناپذیر چنین نتیجه ای را میسر سازد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 11:14
|
|
الله اکبر......
نوشتاری از سرور منوچهر یزدی
در روزهای سرد بهمن ماه 1357 من هم برای اولین بار از فریاد الله اکبر شگفت زده شدم ...!
روی پشت بام خانه ما که متصل به خانه های همسایکان بود عده ای زن و مرد و بچه جمع شده و با صداهای درهم و گوشخراش و نا منظم الله اکبر میگفتند . این افراد عبارت بودند از:
دو پسر همسایه که پدرشان سا واکی بود
دو خانم و آقا ی جوان که هردو توده ای بودند
یک سرهنگ ارتش با خانم بی حجاب و پسر دانشجویش
مرد محترمی که سخت معتاد بود با یک پسر و یک دختربالغش
دختر همسایه که نیمه عریان دلبری میکرد و پسر ها هم در اطرافش
یک آمریکایی که در اداره تسلیحات ارتش کار میکرد و الله اکبر گویان عکس میگرفت
یک مرد مسن با موهای سپید همراه دو نوه کوجولویش
و من..... که در آستانه چهل سالگی تماشاگر متحیر صحنه بودم ....
آن شب وقتی صداها فروکش کرد و همسایه ها به گفتگوی سیاسی !! پرداختند من هم به جمع آنان پیوستم و دربحث ها شرکت کردم و از هریک جداگانه پرسشی مشخص را مطرح میکردم
بد نیست شما هم در جریان این گفتگو قرار بگیرید :
از پسر همسایه ساواکی پرسیدم : شما جرا الله اکبر میگفتید ؟
پاسخ : بابام گفت هوا پس است شما هم بروید الله اکبر بگویید...
از خانم و آقای توده ای پرسیدم : شما که با الله اکبر بیگانه اید شما جرا ؟
پاسخ : دستور حزب است ...
از سرهنگ ارتش سوال کردم : جناب سرهنگ ، آیا شما هم با این فریاد های اعتراض موافقید
پاسخ : والله بچه های مسجد ما را تهدید کردند ...ما هم ....!!!
از آقای معتادی که همراه دختر و پسرش ناله میکرد و الله اکبر میگفت پرسیدم : جناب آقای ... شما در مید ان رزم چه میکنید ... ؟
پاسخ : کدوم رزم آقا جان ما آمدیم با بچه ها حال کنیم ...
نزدیک شدن به دختر خانم عشوه گر خیلی دشوار بود ، چون جوانان انقلابی بد جوری او را دوره کرده بودند .
اما با آمریکایی راحت تر بودم ، پرسیدم : شما برای تهیه عکس و فیلم اینجا حضور دارید یا ماموریت...؟!!
خندید و گفت : هردو ...!!
مرد مسن همراه نوه هایش در شرف بازگشت بود که جلویش را گرفتم و گفتم : جناب آقای...... خسته نباشید ، کوچولوها هم الله اکبر گفتند ؟
پاسخ : ای آقا خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو... !!
آن شب با حال پریشان به خانه باز گشتم و به همسرم گفتم : وای به حال مردمی که نمیدانند چه میخواهند و وای به حال کشوری که در چنبره اوهام گرفتار شده و وای به حال الله که از آسمان به زمین کشیده شده و ابزار سیاسی گشته است ..
و امروز که در آستانه ایام فجر ایستاده ایم پس از بیست و نه سال دیگر از پشت بام خانه ها صدای الله اکبر شنیده نمیشود ، حال باید ناله های الله اکبر را از درون زندانها بشنویم.....از زبان جوانان بیکاره و سرگردان.....از حلقوم. دانشجویان در بند و گرفتار ... امروز باید نقش الله اکبر را در جهره زنان ستم دیده و تهی شده از اعتبا ر و دخترانی که در بازار برده فروشی کشور های عربی و اسلامی به فروش میرسند بخوانیم....
از معتادانی که پایی در گنداب زندگی و گردنی بر دار مردگی دارند... از صاحبان سفره خالی که نان شان را دزدیده اند ... از کارگرانی که دیگر نای فریاد زدن ندارند .... از کارمندانی که در حسرت یک زندگی متوسط بسر میبرند ...
من امروز صدای الله اکبر را از درون یک علامت سوال بزرگ که آینده را در محبس خود جای داده میشنوم ..
من امروز صدای الله اکبر را از خانه هایی میشنوم که جوانان شان را برده و سپس آدرس قبرشان را به عزیزان شان داده اند ...
من صدای الله اکبر را از سراسر دریای مازندران میشنوم که به دست دزدان تزاری پاره پاره گشته و کسی به نجاتش بر نخاسته است ...
من امروز صدای الله اکبر را از کف های خروشان خلیج فارس و دریای عمان میشنوم که جایگاه انیران شده است
من امروز صدای الله اکبر را از قلب جنگلهای تخریب شده و از اعماق زمینهایی که منابع اش به تاراج رفته میشنوم
من امروز صدای الله اکبر را از خانه های خاموش و لب های فرو بسته و بغض های در گلو شکسته و دلهای غم گرفته و مجالس تهی از شادمانی و فضای بشدت بیم آلود شهرها و روستاهای میهنم میشنوم
من ار فراز منجنیق ها که شادی را به دار کشیده اند و جوانی را در پای آن قربانی کرده اند فریاد الله اکبر را میشنوم .... آری صدای الله اکبر را از غرش رعد آسای ریزش دیوار ارزشها میشنوم...
و اما ... از گلدسته ها نیز صدایی دیگر ، از نوعی دیگر و با لطافتی آسمانی که بر تن و روانم مینشیند... میشنوم آن صدای گرم خدا ست ..... صدا نیست ... فریاد خداست که چه بیرحمانه اورا در قلب آسمانها بر دار سیاست و قدرت و ریا کشیده اند
.شما فریاد الله را از گلدسته های شهرتان نمیشنوید که چه سان آدمیان را به قدرت نهفته در درون شان فرا میخواند که ما نامش را خرد نهاده ایم؟ ؟
اگر چنین است فرمان خدا را بشنوید و فجر تابنده خرد را به سرای زندکی تان هدایت کنید و مقدم اش را گرامی بدارید که آن هدیه الهی است و نه نماینده او...
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:7
|
|
میراژ از خیانت تاخدمت:
عراق در سال ۱۹۸۰ در حال برسی میراژ بود و با توجه به روابط گرم صدام با فرانسه در اواخر این سال با توجه به نا توانی جنگنده های روسی در رهگیری خلبانان ماهر ایرانی این جنگنده ها به سرعت وارد نبرد 8 ساله ایران و عراق شدند تا برگ برنده را به دست صدام بدهند. واقعیت این بود که میگ های روسی در مقابل جنگنده های به روز و خلبانان زبده ایرانی به اسباب بازی تبدیل شده بودند و هنگامی که چند فروند جنگنده و بمب افکن فوق پیشرفته روسی ان زمان یعنی میگ25 و توپولف-22 توسط خلبانان ایرانی حتی خلبانان اف-5 نابود شد زنگ خطر برای صدام به صدا در امد.

حدود 4 فروند بمب افکن سنگین توپولف-22 توسط تامکتهای ایرانی از سالهای 1984 تا 1988 نابود شدند.
البته اموزش خلبانان عراقی در شهرهای خارکف و کیف شوروی پیشین هم با کیفیت کمی انجام میشد که البته عجله نیروی هوایی عراق برای تحویل خلبان را میتوان باعث این امر دانست.به هر حال برای اموزش هر خلبانان عراقی تنها 80 تا 150 هزار دلار خرج میشد ولی در زمان شاه ایران برای هر خلبان ایرانی این رقم چیزی در حدود 2 میلیون دلار بود! که به راحتی میتوان علت زبده بودن پایلوت های ایرانی را دانست.
در ابتدای ورود این جنگنده ها با توجه به ضعف شدید پدافند عراق در مقابل ایران فقط به صورت رهگیر استفاده میشدند.در مقابل ایرانی ها خلبانان عراقی از همه نوع سلاحی استفاده کردند ولی موشک "سوپر-530" به سلاح رایج این درگیری ها تبدیل شده بود.
نیروی هوایی عراق عاجز از خلبانان ایرانی امید خود را روی فرانسه گذاشت.
طبق اسناد وزارت دفاع عراق تا اواسط ۱۹۸۳ تعداد ۳۵ فروند جنگنده ایرانی شکار جنگنده های عراقی شدند برای همین ۳۵ شکار عراقی ها صدها موشک هوا به هوا از انواع جنگنده هایشان شلیک کردند که باز میتوان مهارت ایرانی ها رو در گمراهی موشک ها دریافت.البته تعداد موشکهای هوا به هوای شلیک شده رقمی بسیار بالاتر و نجومی تر بود!!
خلبانانmirage عراقی در این سالها فقط توانستند نابودی 6 جنگنده ایرانی رو در حساب خود وارد کنند که این جنگنده ها شامل 2 فروند F-4E دو فروند F-14A یک فروند RF-4E و یک فروند F-5E بودند که البته فقط دو پیروزی انها توسط "سوپر-530 " بود.

موشک سوپر-530
البته طبق اسناد غیر رسمی موشکهای سوپر-530 حامل MIRAGE F-1 های عراقی در سال 1988 یکفروند فانتوم و دو فروند تامکت رو هدف قرار دادند.
یکی از خلبانان این جنگنده هایMIRAGE F-1 که موفق به نابودی یک فروند فانتوم ایرانی شده بود خلبان عراقی " آ-سالم " بود که در دوران جنگ با ایران بیش از 300 پرواز با MIRAGE F-1خود بر MIRAGE F-1علیه ایران داشت.
سالم نبرد خود با فانتوم ایرانی رو چنین بیان میکند:
در قالب یک دسته چهار فروندی از جنگنده های MIRAGE-F1EQ4 برای پوشش و حفاظت از جنگنده های تهاجمی در حال عملیات به پرواز درامدیم.جنگنده من به 2 موشک "مازیک" و دو مخزن سوخت 1200 لیتری مجهز بود.
MIRAGE-F1EQ4 عراقی مجهز به موشکهای مازیک
در حین انجام ماموریت مورد تهاجم یک دسته از فانتومها قرار گرفتیم و یکی از فانتوم ها دو موشک به سمت من شلیک کرد که در اخرین لحظه برخورد با مانوری شدید و خطر ناک جان سالم بدر بردم.در این هنگام توانستم خودم رو به پشت یکی از فانتومها برسونم و سریعا اقدام به شلیک یک موشک "مازیک "کردم.موشک هم به سرعت از بدنه جدا شد و فانتوم رو تکه تکه کرد و خلبانان این فانتوم فرصت بیرون پریدن نیافتند و فانتوم به زمین برخورد کرد.
اصلی ترین جایگاه استفاده از میراژهای های عراقی حمله به نفت کشها و پایانه های نفتی ایران بود.در اوایل ورود به خدمت این جنگنده ها فقط به هلیکوپترهای AS-321GV سوپر فریلون و جنگنده های سوپر اتندارد حامل موشک های ضد کشتی AM-39 اگزوست پوشش میدادند و عملیات تهاجمی نداشتند.اما در اواخر سال 1984 تعدادی از این جنگنده ها به موشکهای اگزوست مجهز شدند.

MIRAGE F-1EQ5 عراقی مجهز به موشک اگزوست
اولین بار در 3 دکابر 1984 خلبان یک فروند میراژF-1EQ5 برای اولین بار روی یک ناوچه ایرانی موشک خود را لاک کرد اما به دلایل نامعلوم (احتمالا اشکال در سیستم هدفگیری ناشی ازECM کشتی یا تامکت) موفق به شلیک نشد و به خانه بازگشت.
اولین موفقیت در نابودی نفت کش در 14 فورال 1985 هنگامی که موشک اگزوست عراقی نفت کش "نپتونیا" رو نابود کرد توسط MIRAGE F-1EQ5 به دست امد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 14:0
|
|
آقای اعلمی؛ نه باج بدهيد، نه باج بگيريد! به مردم بپيونديد
الف – بيقرار
آقاي اكبر اعلمي نماينده كنوني و دوره ششم مجلس اسلامي ظرف چند روز گذشته طي نامه اي كه بر روي سايتهاي خبري وبعضي مطبوعات انتشار يافت، اعلام نموده است كه اگربه شكايت او رسيدگي نشود واصل استصحاب درمورد او وتائيد صلاحيش اعمال نگردد، براي دفاع از حيثيت خود ونه آرمانهاي مردم وموكلين ( چون در نامه مورداشاره نامي ازمردم وموكلين بميان نيامده است) دريكي ازميادين شهرتبريزسخنراني خواهد كرد وبه افشا گري ناگفته ها خواهد پرداخت تا بقول خودش ( سيه روي كند آناني را كه درآنها غش بوده است)
عجب اينجاست كه چرا تاكنون اين ناگفته ها مكتوم مانده ومطرح نشده است، وحالا كه بحث منافع فردي ومحروميت از امتيازات نمايندگي بميان آمده، اعلمي اين چنين گستاخانه و بي پروا لب به اعتراض ميگشايد، واعلام ميدارد كه بسيم آخرخواهد زد!! آيا اين خصيصه همان خصيصه اصلاح طلبان ومنفعت طلبان وسازشكاران نيست؟؟
آيا اين بدان معنا نيست كه باج دادن وباج گرفتن در رژيم جمهوراسلامي، درعرصه داخلي وسياست خارجي يك اصل تفكيك ناپذيرازاصول حكومت واصلي نهادينه شده درگستره آن بحساب ميايد؟؟
نگارنده بعنوان يك ايراني و بعنوان يك مخالف سياسي تمام عيار اين رژيم قرون وسطائي وعقب افتاده ميخواهم از آقاي اكبراعلمي بعنوان يك كانديداي مثلا"اصلاح طلب كه درنامه مفصل خود با برشمردن مشخصه هاي مسلمانيش، منجمله اينكه بمدت 29سال درخدمت اين نظام بوده، اما جزئيات خدمات خود دراين ساليان را توضيح نداده، واينكه 32سال درخدمت مبارزه براي تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي بوده، و32ماه نيزدرجبهه هاي جنگ بوده وبه افتخار جانبازي 45 درصدي نائل آمده، و دو دوره هم نماينده مجلس اسلامي بوده است و چه و چه، بپرسم كه آيا با اعاده صلاحيتش بازهم لب فرو خواهد بست وناگفته ها را كماكان مكتوم نگه خواهد داشت؟؟؟
براستي اگر صلاحيت نمايندگي شما با وساطت اين يا آن ملاي ... برطرف شود واجازه مبارزات دروغين در انتخابات فرمايشي را پيدا كنيد ودر حين مبارزات انتخاباتي حذفتنان كنند، مشكل تان حل شده وهم طراز با حل مشكل شما يا ديگركانديداهاي مشابه شما، مشكلات عديده ملت ايران و شهروندان تيريزي واهالي استان آذربايجاني شرقي حل خواهد شد؟؟؟
اگرچنين باشد كه اكبر اعلمي گفته، ازهم اكنون اين اتهام متوجه او خواهد بود كه درتمامي جنايات و چپاولگريهاي رژيم دخيل وسهيم بوده ، وبدليل اينكه از افشاي واقعيات و ناگفته ها در دوران نمايندگي خود درنزد ملت ايران وموكلينش استنكاف نموده ، بايد درپشت ميزاتهام قرار گرفته وپاسخگوي اعمال خود باشد. نه اعلمي، كه تمامي عناصري كه درطي سه دهه گذشته همه چيزرا ديدند، اما بنابرمصلت فردي يا سكوت كردند، يا مباشرت ومشاركت.
واگرغيرازاين است، اعلمي و اعلمي ها بايد دريافته باشند كه زمان براي آنها باسرعت هرچه تمامتردرحال سپري شدن است. همان بهتركه به چنين نظام باج خور وباج گيري، نه ( باج بدهند ونه باج ) بگيرند. مصلحت شان دراينست كه بعداز سه دهه خدمت كردن وشراكت درانواع واقسام جنايات وخيانتهاي رژيم به ندا، وفرياد آزاديخواهانه ملت ايران گوش فرا دهند، وپيش ازاينكه چون ظروف مصرف شده وتاريخ گذشته به كناري پرتاب شوند، بصف مردم ايران پيوسته وآن سخنراني را كه مدعي شده دريكي ازميادين تبريزايراد خواهد نمود باشجاعت ايراد نمايد، وفريادگرظلمي باشد كه ازسوي اين رژيم برملت ايران رفته است.
دراين صورت هم اكبراعلمي وهم ديگراصلاح طلبان خواهند توانست كه درايراني آزاد وآباد وفارغ ازهرگونه نظارت استصوابي وتائيد صلاحيت قطره چكاني والتماس ودريوزگي سياسي نورچشم مردم ايران باقي بمانند.
ايران – تهران
8 / بهمن / 86
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 5:10
|
|
به نام خداوند جان و خرد
فرهنگ است یا نیرنگ؟
نوشتاری از دکتر پیام آذربایجانی
همانطور که در سایر نوشتارهایم نیز گفته ام، تاریخ ایران همواره با فرازها و نشیبها فراوانی همراه بوده است. تاریخ نگاری علمیست که وجدان می طلبد و همت، به خصوص در مورد تاریخ سرزمینی به نام ایران که هزاران سال قدمت دارد حفظ امانت در انتشار یافته ها و تحقیقات امریست بسیار مهم و الزامی. تاریخ ایران را می توان در سه مرحله مورد مطالعه قرار داد، بخش ابتدا، تاریخ قبل از اسلام است و بخش دوم ، تاریخ دوران اسلامی و بخش سوم تاریخ معاصر ایران. ما نیز در این نوشتار هرچند کوتاه به بیان واقعیاتی از تاریخ معاصر ایران می پردازیم که هرچند عیان است ، اما کمتر کسی بیانش می کند. و بر این اساس است که پای عده ای خام و جاهل را در پژوهشهای تاریخی باز نموده اند که تحریف تاریخ می کنند و استناد خود را عدله قرار دهند.
فاجعه بزرگی همانند غائله 21آذر و پیدایش فرقه دموکرات آذربایجان (آذربایجان دموکرات فرقه سی) یکی از موضوعات مهم در تاریخ معاصر ایران است که تا بدین زمان نیز بسیار بدان پرداخته شده است و بر همگان کاملا آشکار می باشد که اینان که بودند و از کجا تغذیه مالی می شدند و به کجا رفتند. ما نیز در نوشتار فوق بدان نمی پردازیم که سخن در چند سطر نمی گنجد.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 4:17
|
|
به نام خداوند جان و خرد
بابک ایرانمنش
شرق و غرب در سه برهه زمانی :
تمدن شرق و غرب در سه برهه زمانی با یک دیگر روبرو شدند و در هر سه برهه هرکدام متوسل ایدئولوژی های خاصی گشتند.
اولین رودرویی، به زمان جنگهای صلیبی باز می گردد، که تمدن نوپای غرب که جهالت بسیار داشت و در آن زمان فقط شامل اروپا می شد، شرق مسلمان را در مقابل خود یافت. سلطه بر اراضی طرف مقابل و دین علت اصلی این رویارویی ها بود، چرا که جهان اسلام رو به پیشروی به سمت اروپای مسیحی بود، و اندلس مسلمان شده بود. هر دو طرف بر پایه اصول دینی و رواج دین خود به میدان جنگ می رفتند. در آن زمان شرق عملا به مسلمان بودن مشهور بود و غرب به دنیای مسیحیت. جنگهای متعدد شرق و غرب در اولین برهه زمانی آن،در قرون متمادی و گاهی پیوسته و گاهی ناپیوسته ادامه پیدا کرد و آخرین رویارویی مسلمانان با دنیای مسیحیت در جنگهای ممالک اروپایی با امپراطوری عثمانی انجام شد که بر اکثر ممالک اسلامی حکومت می کردند. و خود را پرچم دار اسلام محمدی می نامیدند. میراث داران اروپای قرون وسطی بعدا توانستن با نامهای پادشاهی بریتانیا و جمهوری فرانسه اورشلیم (یکی از دلایل رویاروی شرق با غرب در برهه زمانی اول )و تقریبا تمامی خاورمیانه را فتح کنند و تمامی ممالک اسلامی تحت رهبری امپراطوری عثمانی را میان خود تقسیم نمایند و تا مرزهای ایران پیش روند. اروپای استعمارگر آن زمان بنا به اقتضای سیاسی خود پان عربیسم را در مقابل پان اسلامی ترک قرار داد و پیروزی بسیار ارزشمندی به دست آورد. مسلمانان که تا زمان فروپاشی آخرین امپراطوری اسلامی(عثمانی ها) افتخارات جنگها و پیروزی بر مسیحیان را با خود یدک می کشیدند ، و حتی نگذاشته بودند که اورشلیم به دست آنان افتد، حال نظامیان بریتانیایی را در مکه (خانه خدا) نظاره می کردند.
از تمامی کشورهای اسلامی که امروز مستقل هستند و دارای حکومت و دولت مستقل می باشند ، به جز دو کشور مابقی زمانی مستعمره بودند و اکثرا تحت حمایت بریتانیا و فرانسه به حیات خود ادامه می دادند. آن دو کشور مستقل اسلامی نیز ایران و عمان بودند که هر کدام لطمه های فراوان از استعمار دیده اند و حتی عمان به صورت یک کشور نیمه مستعمره اداره می شد.
نتیجه این رو در رویی در برهه زمانی اول منجر به استقلال دولتهای عربی کوچک و وابسته به غرب بود که تا بدین زمان نیز به حیات خود با تمام کاستی های فرهنگی ادامه می دهند.
دومین رودرویی، شرق با غرب از زمان تشکیل اتحاد جماهیرشوروی صورت گرفت، در ابتدای قرن بیستم که با استعمار و استثمار آغاز شده بود، پدیده نو ظهور کمونیست و پیامد آن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، جهان راتحت تاثیر قرار داد ، قبل از 1917 جهان به چند بخش تقسیم شده بود :
بخش اول کشورهای استعمارگر اروپایی بودند که با نظام فئودالی اداره می شدند .
بخش دوم کشورهای مستقل اما ضعیف بودند که با سختی امورات خود را می گذاراندند و هرازگاهی از سوی یکی از استعمارگران مورد آزار قرار می گرفتند، کشورهای نظیر ایران، چین، ژاپن، تایلند در آسیا و کشورهای تازه استقلال یافته آمریکایی از این دسته بودند.
بخش سوم : کشورهای مستعمره و تحت الحمایه بودند. که در آفریقا و آمریکا بیشتر تحت ریاست بریتانیا اداره می شدند. مناطقی نظیر، سرزمینهای مستعمره بریتانیا و فرانسه در آفریقا که به کل در اختیار کشورهای نامبره اداره می شدند و کشورهای به ظاهر استقلال یافته نظیر، اتحادیه آفریقای جنوبی، کانادا و استرالیا که در ظاهرا استقلال و دولت مستقل داشتند ولی در کل تحت حمایت یک کشور مادر اداره می شدند.
تمامی این بخشها تنها به دلیل مسئله استعمار چنین شکلی را به خود گرفته بودند. چرا که هر کدام از کشورهای استعمارگر، قمار بزرگی را بر سر به دست آوردن قلمرو جدید انجام می داند. و نظام فئودالی و استعماری مشخص کننده مرزها بود.
ظهور یک ایدئولوژی جدید به نام کمونیسم در مقابل فئودالیسم و استعمار توجه بسیاری از اندیشمندان و مردم آن روزگار را به خود جلب کرد. چرا که این ایدئولوژی جدید حرف از برابری تمام اقشار جامعه به دور از بهره کشی اقتصادی از قشر آسیب پذیر جامعه یعنی طبقه دهقانان و کارگران می زد. بسیاری از اندیشمندان بزرگ اروپایی و آمریکایی به استقبال این ایدئولوژی رفتند چرا که دنیا خواستار اینچنین حرکتی بود و طولی نکشید که انجمنهای دوستی با شوروی در کشورهای نظیر فرانسه و آلمان تاسیس شد.
دوستداران این اندیشه بدون تفکر در سیر تکامل شوروی و دولت کمونیست آن بدان ابراز علاقه کردند، هیچ کدام از خود نمی پرسید که چطور این اندیشه که به واسطه روسهای مهاجر و فراری به بریتانیا ، اتریش و فرانسه و سایر کشورهای اروپایی به وجود آمده در کشور خود آنان نتوانسته پا بگیرد و دولتهای کشورهای نامبرده که از خطر کمونیسم برای امپراطوری های خود سخن می گفتند چطور اجازه فعالیت به ایشان را داده بودند؟ . در واقع کمونیسم و شوروی بر اساس یک بازی میان کشورهای استعمارگر به وجود آمد.
حمایت دولتهای فرانسه و بریتانیا از مارکیسیتهای فراری روس نه به واسطه اندیشه دموکراسی رایج در کشور آنان، بلکه تنها به خاطر حذف یک کشور استعمارگر قوی و بسیار بزرگ به نام امپراطوری روسیه تزاری صورت گرفت. ضرب المثلی است که می گوید، درخت تنومد از داخل می شکند. شرایط آن روزگار روسیه نیز این را به واقع به اثبات رسانده بود.، کشور روسیه به خاطر دارا بودن آب و هوای سرد و زمستانی برای بسیاری از دشمنان غیر قابل دستیابی بود. چرا که فرانسوی ها طعم سرمای روسیه را در زمان ناپلئون چشیده بودند و انگلیسیها حتی فکر نزدیک شدن بدان را هم نمی کردند. اما روسیه برای این دو کشور خطر بزرگی به خصوص در مورد مستعمارات آسیایی محسوب می شد و روز به روز نیز بر وسعت آن افزون می گردید. پس تنها راه موجود تقویت نیروهای داخلی مخالف رومانوف ها بود که تعداد آنها نیز کم نبود. چرا که همگان به خوبی می دانستند روسیه هنوز برای انقلاب پرولتاریایی مناسب نیست و هنوز لازمه انقلاب پرولتاریایی یعنی انقلاب بورژوازی در آن به وقوع نپیوسته. اما با این حال با تقویت مخالفان تزارها ،این انقلاب پرولتاریایی در کشور بحران زده روسیه آن زمان به وقوع پیوست و روندی را طی کرد که دولت میلیتاریست -کمونیستی شوروی را به وجود آورد.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:47
|
|
پاینده ایران

چندی پیش، طی مطلبی که در مورد اف۱۴ های نیروی هوایی ایران داشتیم، قسمتی از ترجمه کتاب F-14 Tomcat Units in Combat را برای علاقمندان به صنعت هوانوردی به روی تارنمای باهماد پان ایرانیست کرمان گذاشتیم.
چندی پیش، یکی از هموطنان گرانقدر و فرزانه به نام آقای احمد شریفلو که دانشجوی مهندسی مکانیک می باشند، با معرفی اصل کتاب نامبرده در تارنمای زیبا و علمی خود، وامکان دانلود آن برای عموم،بهترین فرصت را در اختیار هموطنان قرار دادند که با اصل این کتاب نیز آشنا شوند.
ما نیز کتاب نام برده را در تارنمای پان ایرانیست کرمان لینک دادیم که امکان استفاده همگان از آن باشد.
نسک نامبرده در چهارچوب PDF بوده و دارای حجم ۵/۵۵ مگابایت است
با سپاس فراوان از هموطن گرانقدر آقای احمد شریفلو
آمده ایم تا جان فدای ایران کنیم
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 4:53
|
|
سلاحهاي رنگارنگ و مسابقه تسليحاتي جديد در منطقه خليجفارس
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:44
|
|
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات