تبليغاتX
ميناي كرمان

ميناي کرمان
نگاره روز
پيام گرداننده

درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنما دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از افزارهاي اين تارنما خواستارم كه تا پايان برگه اين تارنما را ببينيد .

   ...............................   اين تارنما را برگه خانگي خود كن !    به مدير تارنما رايانامه بزنيد !    ذخيره كردن برگه!   اضافه کردن اين تارنما به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لوگو
مقالات
جستجوگر

  
            
     در كل اينترنت
     در اين تارنما

بايگاني
رسانه ها
سايت امروز

کرمان خبر

نشريه کويران

ايسنا ،منطقه کوير

آيت الله العظمي صانعي

خبرگذاري تابناک

خبر گذاري آفتاب

فرمان آريا

هزاره‌هاى پرشكوه





امرداد، نخستين تارنماي پارسيان و زرتشتيان در ايران























































 

شیر زنان تاریخ ما 

یوتاب : سردار ایرانی و خواهر آریوبرزن . سردار نامی ارتش شاهنشاهی داریوش سوم . در زمان حمله ی اسکندر همراه برادر خود که بخشی از ارتش را فرمانده ی می کرده در کوه های بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و از مسیری دیگر وارد ایران شدند . از او به نام شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سال های 20 قبل از میلاد مسیح نیز یاد شده است .


آرتمیس ( ارتمیز) : نخستین زن دریاسالار جهان تا به امروز . او در سال 480 پیش از میلاد به مقام دریا سالاری ارتش شاهنشاهی خشایار شاه رسید در نبرد ایران و یونان ارتش ایران را از راه دریا هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونانی او را در زیبایی ، برجستگی و متانت سر آمد همه زنان آن روزگار نامیداند .


 آتوسا : ملکه ی 28 کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هردوت از او به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و اتوسا را چندین بار در لشکرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است . چند لشکر کشی مهم در تاریخی ایران به گفته هرودت به دست اتوسا صورت گرفته است .


 آذرمیدخت :شاهنشاه زن ایرانی که در سال 631 میلادی . او دهتر خسرو پرویز بود که پس از گشتاسب بنده بر چندین کشور آسیایی پادشاهی می کرد . نام این ملکه و اقدامات دولتی آن در کتبهی زرتشت در استان فارس بارها امده و از او ستایش شده .


پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد که در سال 924 یزگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار مملکت آریایی گرد آوری نمود . از او کتاب دیگری گزارش شده که به احتمال زیاد در آتش سوزی های اسلام از میان رفته .


فرخ رو : نام او را به عنوان اولین بانوی وزیر در ایران ثبت شده . کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او قدرتمند ترین شخصیت ایران بوده است . او 28 کشور اسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی می کرده است . مورخان یونانی او را به نیکی و بزرگ منشی یاد کرده اند .


گردافرید: یکی دیگر از پلوانان سرزمین ایران . تاریخ او را دختر گژدهم یاد می کند که با رخت مردانه با سهراب رزم آزمایی می کند . فرودسی او را به نام زنی دلیر و شجاع از سرزمین پاکان یاد می کند .


 آرتایس: یکی از سرداران مبارز هخامنشی که مورخان یونانی در چند جا نما کوتاهی از وی می آورند .


گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . خواهر بهرام جوبین . فرودسی بزرگ او را همسر خسور پرویز یاد می کند و در چندین جنگ در کنا ر شاهنشاه قرار داشته است .


هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی وتاریخی بندهش ( 391 یشتها 1- 274 یشتها 2 ) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده که نامش را همای چهر آزاد نیز گفته شده. او مادر داراب بوده و پس از و هومن سپندداتان بر تخت شاهنشاهی ایران نشست . وی با زیبایی سی سال پادشاه ایران بوده و هیچ گزرارشی مبنی بر بدکرداری بود وی ثبت نشده بانو : همسر بابک خرمدین که تا اخرین قطر خون خود در کنار همسرش جنگید .


 پوراندخت : شاهنشاه ایرانی در زمان ساسانیان . وی زنی بوده که 10 کشور آسیایی را پادشاهی می کرده .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان 25 پادشاه ساسانی بر ایران حکمرانی کرد .


 شیرین : شاهزاده ارمنی . خسرو و پرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو 4 فرزند داشت به نام های نستور - فرود - شهریار و مردانشه به دنیا اورد .که هر چهار فزرند او در زندان کشته شدند . پس او سر بر بالین ( بر جسد بی جان ) خسرو نهاد و با خوردن زهری عشق اش به خسرو جاودانه ساخت . و هر دو جان باختند .
و بسیار کسانی دیگر که شاید من از جا انداخته ام . "

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:29 | |

 

نداشتن برنامه و افزايش دوباره قيمت بليت هواپيما

امسال براي سومين بار، قيمت بليت‌هاي هواپيما با افزايش 15 تا 17 درصدي روبه‌رو شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، با بخشنامه جديد سازمان هواپيمايي کشوري که در دي ماه 86 به آژانس‌ها و شركت‌هاي هواپيمايي اعلام شد، قيمت بليت‌هاي هواپيما در بسياري از مسيرهاي داخلي افزايش يافت؛ اين افزايش قيمت بين 15 تا 17 درصد بوده است.

بنا بر اين گزارش، سازمان هواپيمايي کشوري، پيشتر دو بار نيز قيمت مسيرهاي داخلي را افزايش داده بود که با افزايش اخير، قيمت بليت هواپيما در سال 86 افزايشي بيش از 50 درصدي داشته است.

براي مثال، قيمت بليت هواپيماي تهران ـ اردبيل، ابتدا از 21 هزار تومان به 24 هزار تومان و پس از آن به 27 هزار تومان و اکنون به 31.500 تومان افزايش يافته و يا مسير تهران ـ اصفهان از 24.500 به 31.500 افزايش قيمت داشته است.

اين افزايش قيمت‌ها، در حالي است که سازمان هواپيمايي کشوري پيشتر و در روزهاي پاياني آذر اعلام کرده بود تا پايان سال 86 حتي در ايام عيد 87، هيچ برنامه‌اي براي افزايش قيمت بليت هواپيما ندارد و از دفاتر فروش خواسته بود نسبت به رعايت نرخ‌هاي مصوب اقدام كنند.

اين سازمان همچنين گفته بود، هيچ پيشنهادي از سوي شركت هواپيمايي، مبني بر افزايش قيمت بليت نداشته است.
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:21 | |

 

 

اقدام رحمانف برای حذف پسوندهای روسی نامهای فامیل

 

امامعلی رحمانف، رئیس جمهورتاجیکستان، که می خواهد از این پس او را "امامعلی رحمان" بگویند روز سه شنبه، 20 مارس، در دیدار با فرهنگیان تاجیک در آستانه نوروز، خواستار برانداختن پسوندهای روسی از نام و نسب تاجیکان شد.

نام و نسب تاجیکان از زمان برپا شدن حکومت اتجاد جماهیر شوروی سابق در آسیای میانه با پسوندهای روسی "- اف" و "- یف" و "- اوا" و "- یونا" همراه است و برخی صاحب نظران این امر را بی احترامی به هویت ملی تاجیکان می دانند

نامهای عربی و پارسی با پسوندهای روسی در قلمرو شوروی پیشین که گهگاهی موجب سردرگمی می شود، درواقع بیانگر هویت مردمانی است که عمدتا مسلمان بوده و طی دویست تا 300 سال اخیر به زیر سلطه روسها (اتحاد جماهیر شوروی) درآمدند

میراث شوروی

هرچند نامهای پارسی با پسوندهای روسی در میان برخی از روشنفکران فارسی زبان، مانند میرزا فتح علی آخوندف، لااقل از قرن 19 یکجا با اندیشه های روشنگرانه آغاز شد، ولی این نوع نام گذاری درواقع از زمان استقرار حکومت شوروی در قفقاز و آسیای میانه به شیوه گسترده و با حمایت رژیم کمونیستی وقت رواج یافت

تا امروز نامهای شمار زیادی از تاجیکان، به استثنای چند شاعر و نویسنده که از خود به شیوه محلی نام می برند، با پسوندهای روسی "- اف" و "- یف" و "- اوا" و "- یونا" همراه است.

ولی به نظر می رسد، امامعلی رحمانف، رئیس جمهوری تاجیکستان، می خواهد اکنون به این سنت تقریبا صدساله پایان بدهد

آقای رحمانف در جریان دیدار با اهل و علم و فرهنگ تاجیکستان که روز سه شنبه در آستانه نوروز برگزار کرد، خواستار برانداختن پسوندهای روسی از نامهای تاجیکی شد.

وی از جمله گفت: "من تاجیک هستم، ملت من تاجیک است و الحمدالله مسلمان هستم، نامی که پدر و مادرم به من گذاشتند، "امامعلی" است، پدرم "رحمان"، خوب می شود که 'امامعلی رحمان' باشد."

هنوز روشن نیست که آقای رحمانف نام خود را به شیوه رسمی تغییر داده یا خیر، ولی از روز چهارشنبه، 21 مارس، تلویزیون تاجیکستان در برخی از برنامه های خود نام بردن از رئیس جمهوری به گونه "امامعلی رحمان" را آغاز کرده است

"گرایش تازه ای نیست"

نام گذاری به شیوه ملی یا محلی در تاجیکستان گرایشی تازه نیست و دستکم از زمان پرسترویکا و و گسترش اندیشه های آزادی خواهی در اتحاد شوروی آغاز شده است.

یکی از مفاد قانون درباره به رسمیت درآوردن زبان فارسی تاجیکی که برای نخستین بار در سال 1989 تصویب شد، احیای تدریجی روشهای ملی نام گذاری در تاجیکستان را در مد نظر دارد

هرچند تمایل به نام گذاری ملی در میان عده ای از روشنفکران در پانزده سال اخیر گسترش یافته، ولی مقامهای دولتی خود را از این تمایل همواره بدور می داشتند

اکنون برای نخستین بار است که این موضوع در سطح ریاست جمهوری مطرح شده و آقای رحمانف می خواهد خود را در این راستا برای دیگران نمونه قرار بدهد. ولی این سیاست تا چه حد موفق تمام خواهد شد؟ برخی از صاحب نظران در این مورد تردید دارن

رفع موانع یا مشکلات نو

شاکرجان حکیمف، حقوقدان تاجیک که خیلی قبل به فرزندانش بدون کاربرد پسوندهای روسی نام گذاشته است، می گوید تصمیم رئیس جمهوری منجر به رفع بسیاری از موانع، از جمله کاغذ پرانی (بورکراسی) از سوی مسئولان اداره های ثبت اسنادخواهد شد.

ولی آقای حکیمف بر این باور است که برای تبدیل نام و اسناد شهروندی افرادی که نامهایشان پسوندهای روسی در بر دارند خرج مبالغی بخصوص از بودجه دولت را نیز به دنبال خواهد داشت

آقای حکیمف افزود: "اولا، برای تهیه مقدار زیادی از شناسنامه و اسناد دیگر وقت زیاد و مبلغ خود دولت نیز لازم است، زیرا چنین اسناد را باید نهادهای دولتی آماده کنند و سپس به مردم پیشنهاد نمایند. مردم بتدریج می کوشند این تقاضا را اجرا کنند، ولی در مورد نام و نسب کودکان این مشکل پیش نخواهد آمد. ممکن است برخی از مردم افراد بزرگسال هم که در روحیه ای دیگر تربیت یافته اند، کوشش کنند که نام و نسب خود را نگاه دارند."

با این حال، عده ای از روشن فکران تاجیک از پیشنهاد رئیس جمهوری در مورد برانداختن پسوندهای روسی از نامهای تاجیکی حمایت کرده و گفته اند که این اقدام برای تقویت جایگاه زبان و فرهنگ ملی در برابر فرایند جهانی شوی زمینه ساز خواهد بود

بازشناسی فرهنگ ملی

آکادمیسین محمدجان شکوری در این باره می گوید: "دولت باید فضای فرهنگی تاجیکستان را تنظیم کند که خصوصیتهای ملی داشته باشد، به منفعتهای ملی ما موافق باشد. از جمله رشد زبان ملی را به حال خود نگذارد، بلکه دولت تنظیم کاری کند که از آلایشها تازه شود."

ضمنا، دولت تاجیکستان طی چند سال اخیر در زمینه آنچه گسترش خودآگاهی ملی و بازشناسی فرهنگ گذشته تاجیکان خوانده می شود، تدابری به مورد اجرا گذاشته و با واکنشهای گوناگونی روبرو شده است

از جمله بزرگداشت تمدن آریایی که در سال 2006 انجام شد، انتقادات و ابراز نگرانیهایی از سوی اسلام گرایان در مورد احیای سنتهای پیش از اسلامی، بویژه اندیشه های زرتشتی را در پی داشته است

ولی آقای رحمانف این نگرانیها را بی پایه خوانده و بارها گفته است که بزرگداشت تمدن آریایی تنها به خاطر احترام به فرهنگ گذشته است

در همین حال، رئیس جمهوری تاجیکستان ضمن ملاقات با فرهنگیان در در دوشنبه جانبداری خود از فعالیتهای فرهنگی را ابراز داشته و سال 2008 را "سال فرهنگ" اعلام کرده است

دولت تاجیکستان همچنین مصمم است امسال از 800 سالگی جلال الدین رومی و در سال آینده از 1150 سالگی ابوعبدالله رودکی، سردفتر ادبیات فارسی، نیز تجلیل کند

منبع:BBC

با سپاس از تارنمای پیوند هلند

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:42 | |

 

وقاحت يک طنز تلوزيونی

 

نوشته ی فردا در سایت تالارهای گفتمان


بسيار رنجبار است که کسي لهجه‌ات‌، اين رکن مهم هويتت را به سخره بگيرد. و رنجبارتر اين است که لهجه‌اي نازيبا و ناخوشايند را به تو نسبت دهند و آن را به نام تو به سخره بگيرند. و اين رنجي است مضاعف‌

ما مهاجران افغان در ايران‌، هر شب با ديدن مجموعه طنز «چهارخانه‌» چنين رنجي را متحمل مي‌شويم‌. البته ما مردم‌، فرزند رنجيم و با آن بزرگ شده‌ايم‌، ولي اين بار، دشواري در اين است که زبانمان را به سُخره گرفته‌اند و زبان خانة حقيقت آدمي است‌

باري‌، من به ديگر جوانب شخصيتي با عنوان «نذير شنبه‌» در اين مجموعه درنمي‌پيچم و از اينها به اختصار مي‌گذرم که در افغانستان کسي را «شنبه‌» و «يک شنبه‌» نام نمي‌نهند و خود مي‌دانند که اينها نام روزهاي هفته است‌، نه نام آدميان‌. فقط کلمة «جمعه‌» آن هم به خاطر قداستي که دارد، وارد بعضي نامهاي ما شده است‌، مثل «جمعه‌گل‌» و امثال اينها. و نيز به اين موضوع نمي‌پيچم که نحوة حضور اين شخصيت و اين که به مرور زمان‌، از کارگري به مراتب و شئون ديگر اجتماعي مي‌رسد و حتي جاي را براي ديگران هم تنگ مي‌کند، خود کنايه‌گونه‌اي است بر حضور مردم مهاجر افغانستان در ايران‌

باري‌، نقطة تأکيد و گلاية اصلي من که حدود بيست سال است در اين مملکت قلم مي‌زنم و دربارة زبان فارسي افغانستان و ايران پژوهشهايي کمابيش هم داشته‌ام‌، اين است که به‌سخره‌گرفتن لهجة هر فارسي‌زبان‌، چه ايراني و چه غيرايراني‌، در اين روزگاري که ما فارسي‌زبانان نياز به همراهي و همسويي با هم داريم‌، کاري است ناستودني‌. اين بسيار فرق مي‌کند با اين که در برنامة کودک‌، لهجة فلان قبيلة افريقايي را تقليد مي‌کنند (مثلاً در برنامة فيتيله‌) چون تشابه يا عدم تشابه اين صورت تقليدشده با اصل آن‌، نه چندان محرز است و نه چندان مهم‌

از اين گذشته‌، چنان که پيشتر اشاره کردم‌، اين تقليد از لهجة افغانستان‌، متأسفانه بسيار مضحک و ناشيانه از کار درآمده است‌. شايد بگوييد اين ويژگي يک برنامة طنز است‌، ولي همگان نيک مي‌دانيم که طنزآميزبودن يک مجموعة تلويزيوني‌، نمي‌تواند جوازي براي به سخره‌گرفتن لهجه‌ها باشد، چون يک طنز واقعي‌، بايد بيش از لهجه‌هاي خنده‌آور، بر عناصر باطني‌تر و عميق‌تري متکي باشد، به‌گونه‌اي که با يک لهجة معيار و بهنجار نيز تأثير خود را برجاي گذارد، چنان که ديگر شخصيتهاي اين مجموعه‌، لهجه‌هايي سالم و مطابق هنجار دارند. اگر در اينجا نيز ما شخصيتي مي‌داشتيم که تا حدود زيادي معرّف چهرة واقعي مردم افغانستان باشد، البته جاي چنين چند و چوني نبود

از آن گذشته‌، من نمي‌دانم که چرا فقط در برنامه‌هاي طنز نوبت به ما مردم مي‌رسد و چرا کمتر اتفاق افتاده است که در مجموعه‌هاي تلويزيوني‌، باري يک افغان واقعي‌، با همان رفتار و گفتار طبيعي خودش نشان داده شود، تا حداقل زمينة شناخت بهتر ميان همزبانان فراهم آيد. به راستي شما مي‌خواهيد از همزبانانتان در آن سوي مرز، يعني از بخش عمده‌اي از فارسي‌زبانان دنيا، چه تصويري به مردم خود ارائه کنيد؟ به راستي اين به نفع اين حوزة زباني و فرهنگي است‌؟

البته سازندگان مجموعه‌، گويا براي پيش‌گيري از انتقادهايي که از اين رهگذر بر کارشان وارد مي‌شود، داستان را چنين تنظيم کرده‌اند که اين «شنبه‌» به واقع يک ايراني است که خود را افغان وانمود کرده است‌. ولي اين تمهيد، در کل مجموعه بسيار کمرنگ است و در هر حال‌، اين شخصيت از هر جايي باشد، گويا لهجة افغانستان را تقليد مي‌کند و تأثير منفي خود را بر جاي مي‌گذارد

باري‌، چنان که گفتيم‌، دردآور اين است که آنچه با عنوان لهجة افغانستان در اين مجموعه به نمايش درآمده است‌، با لهجة فصيح‌ شيرين و فاخر مردم اين کشور تفاوتي بسيار دارد. زبان فارسي در افغانستان‌، از جهاتي‌، دست‌نخورده‌، خالص و باستانگونه (آرکائيک‌ باقي مانده است‌، به گونه‌اي که مي‌تواند يادآور لهجة فارسي کهن‌، حتي فارسي کهن ايران کنوني باشد

نماياندن درست و صادقانة لهجة مردم افغانستان‌، به واقع تصويرکردن بخشي از تاريخ پرافتخار زبان ادب فارسي است‌. اين لهجه مي‌تواند همانند يک شي‌ء تاريخي گرانبها براي مردم ايران نيز جذاب باشد. ما شنيده‌ايم داستان حيرت‌کردن استادان دانشگاه ايران را از اين جملة يک دختر فقير در کابل که به دوستش گفته بود «شرمت باد، از بيگانه دريوزه مي‌کني‌؟»1 و ديده‌ايم که يک نويسندة صاحب‌نام ايران‌، باري نام مقاله‌اش را از گفتارهاي يک کارگر افغان انتخاب کرده بود که «از تلخ پروا نيست‌».2

چنان که پژوهشگران زبان و ادب فارسي مسجل کرده‌اند، لهجة فارسي افغانستان و تاجيکستان‌، به‌ويژه در نظام آوايي خود، با لهجة کهن فارسي قرابت بسياري دارد. بررسي شعر مولانا، فردوسي و حتي حافظ، نشان داده‌است که قرائت درست شعر آنان‌، بيش از آن که به لهجة رايج در ايران کنوني نزديک باشد، به لهجة افغانستان نزديک است‌. مثالها و شواهد اين بحث‌، بسيار است و من فقط به منابع مورد نظر ارجاع مي‌دهم‌.3

با اين وصف‌، مي‌توان گفت که ما در افغانستان امروز، به واقع لهجة ايران قديم را مي‌بينيم‌، که مردم آن روز طوس و اصفهان و شيراز بدان سخن مي‌گفته‌اند. در ايران‌، همان‌گونه که تحولات سازندة زبان بيشتر بوده است‌، گويش فارسي نيز بيشتر تغيير کرده است‌، ولي در افغانستان به تبع رکود نسبي زبان‌، لهجة قديم سالم‌تر باقي مانده است‌. يادآوري مي‌کنم که اين سخن ما دربارة لهجة واقعي مردم افغانستان است‌، نه آنچه از زبان نذير شنبه و آن دوستش در مجموعة «چهارخانه‌» مي‌شنويم‌

براي ما مردم افغانستان ماية مباهات است که بعضي واژگان کهن فارسي را حفظ کرده‌ايم‌. بسياري از ما، به «اجاق‌»، «آتشدان‌» مي‌گوييم‌; به «چکمه‌»، «موزه‌» مي‌گوييم‌; به «شلوار»، «ازار» مي‌گوييم‌; به «سفره‌»، «دسترخوان‌» (دستارخوان‌) مي‌گوييم و کسي که با اين واژگان آشنا باشد، لاجرم شاهنامة فردوسي و تاريخ بيهقي و ديگر متون کهن فارسي را بهتر درک مي‌کند

ولي به همان ميزان‌، ماية دريغ است که در شبکه‌هاي گوناگون صدا و سيما، تقريباً هيچ‌گاه به اين ذخاير زباني اشاره‌اي نشده و راهي براي دادوستدهاي سازنده که پيوستگي بيشتر ميان فارسي‌زبانان را سبب خواهد شد، باز نشده است‌.

با اين وصف‌، به نظر مي‌رسد آنچه در مجموعة «چهارخانه‌» ديده مي‌شود ـ صرف نظر از جوانب اجتماعي و کنايه‌هاي خاص آن ـ کاري در راستاي شناخت و همدلي بيشتر ميان فارسي‌زبانان نيست‌. حتي مي‌توان گفت در اين مجموعه‌، به صورت غيرمستقيم‌، لهجة فاخر فارسي قديم ايران نيز به سخره گرفته شده است

 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:37 | |

 

      

"با نزدیک شدن به انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی"

 

حاج آقا این شعار تبلیغاتی حرف نداره ، اگه اجازه بدین بفرستیم  برای چاپ بره قطب جنوب!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بر سر بررسي يک لايحه در مجلس حسابي بلبشو شد.

حداد: آقاي توکلي فرياد نزنيد!
غفوري: غلام جون ولش کن،‌ صلوات بفرست!
تاج‌الديني: آقاي حداد بي‌خيال شو.
باهنر در پشت صحنه: مي‌بينيد که يک روز هم من جاي رئيس نبودم، چي شد؟! اگه من نبودم...
حاجي‌بابايي: واي سرم ترکيد!

توکلي: حيف که اين همه آدم دور و برته؛ وگرنه مي‌آمدم باز هم فرياد مي‌زدم!

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:23 | |

 

 

آشنائی با استاد سهراب بهداد

Sohrab Behdad

نمیدانم چند اقتصاددان عاشق در دنیا وجود دارد اما این را میدانم که سهراب بهداد عاشق است. عاشق مردم و آرزومند خوشبختی مردم است


در سفری که در سال ۲۰۰۳ به مناسبت برگزاری هزاره‌ی ناصر خسرو به تاجیکستان داشتم روزی در یکی از جلسات سخنرانی در دانشگاه دوشنبه نشسته و به سخنران گوش می دادم که چهره‌ای آشنا، که در میان ایرانیان حاضر در جلسه نمی شناختم، توجه‌ام را جلب کرد. در وقت تنفس پیش او رفته و خود را معرفی کرده و گفتم که ایشان را در جائی باید دیده باشم. سهراب بهداد خود را معرفی کرد و من در شگفت ماندم که با وجود این که ایشان را نمی‌شناختم و لی انگار با او از نزدیک آشنا بودم، انگار دوستی قدیمی را پیدا کرده بودم. چند روز باقیمانده از سفرم را بیشتر به مصاحبت با ایشان گذراندم

سهراب بهداد در حوزه‌ی دانش اقتصاد و جامعه شناسی نام‌آورتر از است که من به معرفی او بپردازم. اما ار آنجا که سهراب ایرانی و عاشق ایران است و تنها به خودش تعلق ندارد من این اجازه را به‌خودم میدهم، که در این سایت، به معرفی ایشان بپردازم
برای نوشتن بیوگرافی ایشان من از *سایت خود سهراب استفاده کرده‌ام که به زبان انگلیسی است و من در این‌جا ترجمه‌ی آزاد آن را برایتان مینویسم. به آنها که زبان انگلیسی میدانند پیشنهاد میکنم که اصل این بیوگرافی را با انشای خود سهراب بخوانند. سهراب بهداد میگوید

در ۱۳۲۷ در مشهد به‌دنیا آمده و در تهران به‌مدرسه رفته‌ام. دوره‌ی دبیرستان را در سال ۱۳۴۱ در مدرسه‌ی البرز به پایان رسانده و در پائیز همان سال برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه ایالتی میشیگان در آمریکا وارد شده و در رشته‌ی مهندسی برق ثبت‌نام کردم. بعد از گرفتن مدرک مهندسی در رشته‌ی برق در سال ۱۳۴۶ خود را به دانشکده‌ی اقتصاد منتقل کرده و دیگر هرگز بسراغ مهندسی نرفتم


در ۱۳۵۲ موفق به‌گرفتن دکترا در رشته‌ی اقتصاد دانشگاه ایالتی میشیگان شدم. عنوان تز دکترای من "خصوصییات ملی و ترکیب تجارت خارجی در محصولات کارخانه‌ای" بود. یک‌سال بعد از آن آمریکا را به قصد ایران ترک کرده و در پائیز همان سال به تدریس در دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه تهران مشغول شدم. تا سال ۱۳۶۲ من در این دانشکده‌ی کار کردم، و بعد از آنکه دارودسته‌ی حزب‌الله و "انقلاب فرهنگی" دانشگاه را تصرف کرد تا آن را "پاکسازی" کند و آموزش اقتصاد را اسلامی کند، به فرانسه رفتم. . تجربیات "انقلاب فرهنگی" را من در مقاله‌ای تحت عنوان اسلامی کردن اقتصاد در دانشگاه‌های ایران، در نشریه کنکاش در پائیز ۱۳۷۶نوشته‌ام. این مقاله به زبان فارسی وبه صورت پی دی اف در سایت من قابل دست‌رسی است

در سال تحصیلی ۱۳۵۸ - ‌۱۳۵۷ درست بعد از انقلاب و بازگشائی مجدد دانشگاه‌ها، مدیریت برنامه‌ی دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه تهران را به‌عهده داشتم و در ۱۳۵۹ - ۱۳۵۸ مدیر موئسسه‌ی تحقیقات اقتصادی بودم. از زمان بازگشائی دانشگاه‌ها در فروردین ۱۳۵۸ تا آغاز انقلاب فرهنگی” در تیر ماه ۱۳۵۹ عضو انتخابی شورای دانشکده‌ی اقتصاد بودم. این شوراها متشکل بود از نمایندگان استادان، کارمندان و دانشجویان هر دانشکده و مسئولیت مدیریت دانشکده را بعهده داشت. من همچنین یکی از اعضای بنیان‌گذار انجمن ملی استادان دانشگاه بودم که در پائیز ۱۳۵۸ تاسیس شد

از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹با محمد قاضی، حمید عنایت و هوشنگ گلشیری در موئسسه‌ی انتشارات دانشگاه صنعتی تهران، آریامهر سابق، که به تازگی تاسیس شده بود همکاری کردم. هدف این موئسسه ترجمه‌ی و تدوین مجموعه‌ ای از کتاب‌های اساسی درسی دانشگاهی و وظیفه‌ی من در این موئسسه مدیریت ادیتوری بخش اقتصادی بود

در پائیز سال ۱۳۶۳ من به آمریکا برگشتم. ابتدا بعنوان استاد مهمان در بخش اقتصاد دانشگاه وسترن میشیگان مشغول به کار شده و یک سال بعد از آن به گران‌ویل در اوهایو آمده و دربخش اقتصاد دانشگاه دنیسون به تدریس ادامه دادم. از ۱۳۶۴ به بعد ساکن دهکده‌ زیبای گران‌ویل هستم. در همین دهکده است که دخترم یاسمین بزرگ شده و پسرم سیاوش به دنیا آمده است. از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ ریاست بخش اقتصاد دانشگاه دنیسون به عهده داشتم

از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ دبیر انجمن اقتصاددانان خاورمیانه، و سال‌های۱۳۷۳ و ۱۳۷۵ رئیس آن بودم. اکنون عضو کمیته حقوق بشر و آزادی آکادمیک این انجمن هستم. از ۱۳۶۷ عضو موسسه تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در دانشگاه میشیگان بوده ام. از ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ عضو هیات تحریریه خبرنامه‌ی تحقیقات خاورمیانه بوده و از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ عضو هیات ثحریریه ژورنال بین المللی تحقیقات در خاورمیانه بودم.


جدا از مقاله پرفسور بهداد تحت عنوان اسلامی کردن اقتصاد در دانشگاه‌های ایران که در بالا از آن یاد شده، سهراب بهداد آثار دیگری نیز منتشر کرده که برای دسترسی به آنها میتوان به سایت خود ایشان مراجعه نمود. از آنجا که سایت استاد بهداد به زبان انگلیسی است، انجمن پیوند آماده است اثار این استاد عزیز فارسی زبان را به زبان فارسی روی سایت خود منتشرنماید

تا آنجا که نگارنده آگاهی دارد پرفسور بهداد تحقیقات مفصلی در اقتصاد تاجیکستان و کشور های دیگر حوزه فلات ایران انجام داده‌است. امید است که استاد بهداد این تحقیقات را تماما و یا حداقل خلاصه‌ای از آن‌ها را، در دسترس خواننده‌ی فارسی زبان قرار دهند

 

سربلندی پرفسور سهراب بهداد سربلندی همه فارسی زبانان است. برای ایشان آرزوی پیروزی بیشتر دارم


منوچهر یزدیان، زمستان ۱۳۸۴ هلند

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:2 | |

 

خراسان شرقی(افغانستان) در یک نگاه  

 

     

     

    

                           

 پاینده باد ایران زمین

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:54 | |

 

                     شهید عباس بابایی

 

           

عباس بابایی در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل گذراند و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا اعزام شد. با ورود هواپیماهای پیشرفته اف-14 به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و بسیار ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف–5 بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی خاتمی اصفهان منتقل شد. شهید بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت قوی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ 7/05/1360 فرماندهی پایگاه هشتم هوایی اصفهان بر عهده ی او گذاشته شد. به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، خدمات شایان توجهی را انجام داد. بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ 9/9/1362 با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی ارتش منصوب و به تهران منتقل گردید. وی با بیش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه ها و جبهه های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای رزمندگان و یار وفادار فرماندهان قرارگاه های عملیاتی بود و تنها از سال 1364 تا هنگام شهادت، بیش از 60 مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید

او برای پیشرفت سریع عملیاتها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی کرد، بلکه شخصاً پیشگام می شد و در جمیع مأموریت های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می کرد. سرلشکر بابایی به علت لیاقت و رشادت هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ 8/2/1366، به درجه سرتیپی مفتخر گردید. تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه مصادف با روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی سرهنگ ستاد نادری به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای F-5F از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. هواپیمای آنان پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف قرار گرفت و او از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

 

خلبان عباس بابایی چگونه شهید شد (از زبان سرتیپ خلبان علی محمد نادری)

هدف، انجام يك ماموريت جنگي بود، نيروهاي عراقي در پشت سردشت پياده شده و در حال تجهيز خود بودند. آنها قصد حمله داشتند و اينكه به طرف سردشت بيايند. از طرفي قرار بود نيروهاي سپاه پاسداران در آنجا عملياتي انجام دهند و ما مأموريت داشتيم كه از عمليات آنها پشتيباني كنيم.  پرواز را شروع كرديم، شهيد بايايي طي مسير از كابين عقب راهنمائيهاي لازم را انجام مي‌داد و مسيرها و نشانه‌هاي معابر، پل، ارتفاع و يا جاده‌ها را به من نشان مي‌داد. وارد خاك دشمن شديم، نزديك هدف قرار گرفتيم، كار اوج‌گيري را آغاز كرديم و بعد روي هدف شيرجه رفتيم، در يك آن بمب‌ها را روي هدف ريختيم، انگار همه به هدف خورده بود، در حال بازگشت ديديم كه هدف به طور كامل منهدم شده است، و ما در پوست نمي‌گنجيديم. برگشتيم. در مسير برگشت، يك فضاي بسيار سرسبزي بود كه حالت معنويت و روحانيت خاصي به آدم مي‌داد. بابايي نگاهي به منطقه فوق كرد و در حال شكرگزاري بود، بخاطر موفقيتي كه بدست آورده بوديم تكبير مي‌گفت و با خداي خود گفتگو مي‌كرد، در همين حال ناگهان انفجاري در هواپيما رخ داد و همه ي اوضاع را به هم ريخت. سرتيپ خلبان، علي محمد نادري، همرزم شهيد عباس بابايي است، كسي كه در آخرين پرواز عقاب جبهه‌ها او را همراهي مي‌كرد. او از آخرين پرواز عاشقانه بابايي مي‌گويد، روايتي كه در تاريخ ثبت خواهد شد، تا آيندگان بدانند بر ایرانیان چه گذشت

او ادامه مي‌دهد: با صداي انفجار، صداي بابايي هم خاموش شد و من همچنان در فكر هدايت و كنترل هواپيما بودم، عليرغم اينكه خود نيز از چند ناحيه زخمي‌شده بودم، اجباراً از ارتفاع پايين آمدم، در آن لحظه و در لابلاي دره‌ها، در حال برخورد با ارتفاعات بوديم كه با خواست خدا و معجزه آسا، از آن وضعيت خارج شديم. بعد از گذراندن وضعيت فوق، تصور اوليه‌ام اين بود كه بابايي دسته «صندلي‌پران» را كشيده و يا اشتباهي صورت گرفته و دسته صندلي‌پران كشيده شده و ايشان هم با آن پايين پريده است. از طرفي هم هر چه كه از طريق تلفن داخلي او را صدا مي‌زدم، جز سروصداي شديد باد، صداي ديگري را نمي‌شنيدم، لذا اين تصور هم برايم پيش آمد كه بايايي به هر دليلي، از كابين بيرون پريده است، تا اينكه آيينه‌اي كه در كابين جلو تعبيه شده است را تنظيم كردم كه وضعيت كابين عقب را ببينم، وقتي آيينه را تنظيم كردم، متاسفانه ديدم كه «صندلي‌پران» كه بايد خلبان را از كابين بيرون ببرد، سرجايش است و چتر نجات خلبان هم پاره شده است، آنجا بود كه به اين واقعيت پي بردم كه بابايي با صندلي بيرون نرفته است

سرتيپ نادري، در حالي كه بعض گلويش را گرفته و اشك در چشمانش جاري مي‌شود، ادامه مي‌دهد: خلاصه هواپيما را به سمت پايگاه هدايت كردم، همه چيز براي نشستن مهيا شده بود، هواپيما را با تدابير خاص متوقف كردم، بلافاصله رفتم سراغ كابين عقب، ديدم متأسفانه كابين تقريبا كاملا متلاشي شده و شي‌اي به گلوي بابايي اصابت كرده و شاهرگش را پاره كرده است، قفسه سينه‌اش شكسته شده بود و وضع او طوري بود كه چنانچه اگر در همان لحظه اصابت هم به بيمارستان منتقل مي‌شد، بدليل خونريزي شديد در قفسه سينه و سيستم تنفسي‌اش امكان نجاتش نبود، لذا به احتمال قوي بابايي در دم به شهادت رسيده بود. او كه در آخرين كلامش، خطاب به همرزم آخرين پروازش گفته بود: «نگاه كن! اينجا مثل بهشت است، مي‌بيني؟ الله اكبر! الله اكبر»، چه زود و در سن 37 سالگي در راه دفاع از کشورش خاموش شد.

 

                                                    روحش شاد

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:29 | |

 

              فرود اضطراری فوکر 160 نفره در بندرعباس

 

     

                                                         هواپیمای فوکر 100 متعلق به هواپیمایی ایران (هما)

 

خبرگزاری حکومتی مهر: پرواز 214 هواپيمايي جمهوري اسلامي در مسير پروازي قشم ـ تهران صبح امروز به دليل نقص فني مجبور به فرود اضطراري در فرودگاه بندرعباس شد.

اين پرواز فوکر 160 نفره که قرار بود صبح امروز از قشم راهي تهران شود، پس از تاخير بيش از دو ساعته با ترک فرودگاه قشم و تنها پس از دقايقي از پرواز مجبور به نشست اضطراري در فرودگاه بندرعباس شد.

اين پرواز هم اکنون همچنان در فرودگاه بندرعباس باقي است تا قطعه مورد نظر از طريق يکي از پروازهاي تهران بندرعباس براي اين هواپيما ارسال شود.

مسافرين پرواز که به شدت دچار اضطراب و دلهره شده‌اند، پرواز را ترک کرده‌اند.

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 18:7 | |

 

                 

برای مشاهده تصویر با وضوح بالا در اینجا اشاره نمایید

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:0 | |

 

گستاخي تركمنستان در انتظار ديپلماسي علمي يا فله‌اي ما؟

در حالي كه ده روز از قطع گاز صادراتي تركمنستان به ايران مي‌گذرد، وزارت خارجه و دولت نهم تاكنون مواضع متناقضي را در اين‌باره اعلام كرده‌اند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در روزهاي نخست قطع گاز، منوچهر متكي كه خود از اهالي «بندر گز» در استان گلستان بوده و به رغم قطع گاز اين استان به دليل اقدام تركمنستان، مواضع جانبدارانه او از جمهوري مشترك‌المنافع، وي را تا مرحله استيضاح رسانده است، در موضعي شتابزده، با توجيه قطع گاز تركمنستان، آن را مسئله‌اي فني دانست و از وصل سريع آن خبر داد.

با گذشت چند روز از اظهارات متكي و وصل نشدن گاز كه موجب شد هموطنان ما در پنج استان كشور، سرماي 20 درجه زير صفر را بدون وسايل گرماساز تجربه كنند، برخي اخبار، مبني بر ارسال تقاضاي تركمنستان براي افزايش قيمت گاز صادراتي به ايران از چند ماه پيش منتشر شد.
با اين حال، رئيس‌جمهور با سياسي قلمداد كردن قطع گاز تركمنستان، اين كار را ناشي از فعاليت رقباي خود در ايران دانسته كه از تركمنستان خواسته‌اند گاز ايران را قطع كند!

در ادامه بحران گاز، وزير نفت، تقاضاي تركمنستان براي مذاكره درباره قيمت گاز را تأييد كرد، اما مذاكره را به بعد از وصل شدن گاز موكول نمود.
اين در حالي است كه دكتر احمدي‌نژاد براي نخستين بار در تاريخ ايران، در فاصله كمتر از دو سال به تركمنستان سفر كرده كه اين سفر، اعتباري بي‌سابقه را براي اين جمهوري رده سوم مشترك‌المنافع به همراه آورد.

جالب توجه آن‌كه پس از قطع گاز صادراتي ايران به تركيه، نخست‌وزير تركيه اعلام كرد كه در تماس با رئيس‌جمهور ايران، خواستار وصل سريع گاز خواهدشد و سپس اظهار كرد نماينده دكتر احمدي‌نژاد، اطمينان داده كه صادرات گاز ايران به تركيه از دوشنبه و به رغم شرايط بحراني داخل كشور از سر گرفته خواهد شد. اين در حالي است كه تركيه در دو سال گذشته به رغم ابراز تمايل ايران، اقدام به دعوت رسمي از رئيس‌جمهور نكرده است.

هم‌اكنون افكار عمومي در انتظار نتايج ديپلماسي دولت نهم در برابر جمهوري تركمنستان هستند؛ ديپلماسي كه از سوي رئيس‌جمهور علمي و پيچيده عنوان شده، اما برخي از منتقدان آن را غيرعلمي و فله‌اي مي‌دانند.
 
 
نوذری: تا گاز وصل نشود با ترکمنستان مذاکره نمی کنيم
غلامحسين نوذری، وزير نفت روز يکشنبه، ۲۳ دی ماه، در حالی که گاز بسياری از شهرهای کشور قطع شده، اعلام کرد که «ترکمنستان بايد ابتدا گاز را وصل کند و بعد برای مذاکره بيايد.»

نوذری به خبرگزاری فارس گفت: «اگر ترکمنستان به اين وضعيت ادامه داد، ايران اعلام خواهد کرد که به گاز اين کشور احتياجی ندارد.»

ترکمنستان حدود دو هفته پيش، يعنی از هشتم دی ماه، صدور گاز به ايران را متوقف کرد. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، وزارت امور خارجه ترکمنستان، روز يکشنبه اعلام کرد: «مشکلات فنی موجب توقف صدور گاز به ايران شده و خط لوله انتقال گاز به ايران احتياج به تعمير دارد.»

اين وزارتخانه در ضمن افزود که ايران به تعهدات مالی خود عمل نکرده و اين امر موجب شده که تعمير لوله انتقال گاز و حفاظت از آن با مشکلاتی روبرو شود.

ترکمنستان روزانه حدود ۲۳ ميليون متر مکعب گاز به ايران صادر می کرد. ترکمنستان سعی می کند قيمت گاز خود را بيش از بيش افزايش دهد. اين کشور خواستار دريافت ۱۴۰ دلار برای هر هزار متر مکعب است.

رويترز از خبرگزاری دولتی پرس تی وی نقل قول کرد که کمال دانشيار، رييس کميسيون انرژی مجلس ايران اعلام کرده است که ترکمنستان می خواهد قيمت گاز صادراتی به ايران را دو برابر افزايش دهد و تهران امکان دارد در اين مورد به نهادهای بين المللی شکايت کند.

دانشيار افزود: «راه حل صحيح اين است که قيمت گاز افزايش يابد ولی نه به حدی که ترکمنستان می خواهد.» ترکمنستان دومين توليد کننده گاز دنيا است و پنج درصد گاز مورد احتياج ايران را تامين می کند.

اين در حالی است که ايران پس از روسيه دارای دومين ذخيره گازی جهان است و در سال های گذشته تلاش کرده است تا با سرمايه گذاری در پروژه پارس جنوبی در عسلويه علاوه بر تامين نيازهای داخلی، بازارهای اروپا و شبه قاره هند را هدف قرار دهد.

ولی به دلایلی توسعه اين بخش حياتی از اقتصاد ايران به کندی پیش می رود.
 
منبع: تابناک
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:24 | |

 

پی ساختمان را نساخته سقفش را رنگ می کنند!

 

                                                       

بابک ایرانمنش : ___________________________________________

 

جنبش ناسیونالیستی ایران را باید ناشناخته ترین علم در ایران دانست، چرا که بر حسب پیچیده بودن مباحث آن، کمتر کسی مردانگی می فرمایند و به شناخت آن همت می گمارد. تا حرف از جنبش ناسیونالیستی می زنی، حرف هیتلر و موسیلینی را پیش می کشند و می گویند : دست آورد ناسیونالیست این بوده و شما را در زباله دانی تاریخ جستجو خواهیم نمود! اما به واقع هیچگاه به پی این نمی روند که  تفاوت بین نژاد پرستی و جنبش ناسیونالیستی ایران را متوجه شوند!

همانطور که عرض کردم جنبش ناسیونالیستی ایران علم است، علمی برای شناخت یک ملت، آدمی تا خود را نشناسد و ارزش خود را درک ننماید ، هیچگاه به شناخت واقعی از اطرافیان خود و جهانی که در آن زندگی می نماید نخواهد رسید. و همانطور که مولاناجلال الدین بلخی شاعر بزرگ پارسی گوی می فرمایند

قیمت هر کاله را دانی که چیست

قیمت خود را ندانی ابلهیست

متاسفانه جوانان امروز جامعه ما بر حسب مُد و آن چیز که عمومیت داشته باشد رفتار می کند، و این رفتار ایشان حتی در انتخاب خط فکری ایشان نیز دیده می شود، جنبش دانشجویی ، بر اساس احتمالا مُد سال، مارکسیسم و رنگ سرخ را برای خود انتخاب نموده، تحکیم وحدتی ها  همه شریعتی و شاملو شده اند و بازار داغی دارد این مد گرایی.

می خواهم بی پرده سخن گویم، سخنی هرچند کوتاه اما حرف دل یک ناسیونالیست ایرانی که دل در گرو این آب خاک و ملت دارد.

غریب به 90 سال از تشکیل جنبشهای چپ در ایران می گذرد و هزاران بار همانند، دموکراتی ها، توده ای ها و این بچه های بازی گوش فداییان خلق را بسیار دیده ایم، شما ای عزیز خود بگو که تا به حال این جنبشهای سرخ جامه چه گامی برای ایران و ملت ایران برداشته اند که گامی مثبت تلقی شود؟

این رنگ سرختان را که اربابان روس از بابک ایرانی، برداشته اند و یک داس و چکش بر روی آن مرحمت فرموده اند دوباره به شما تقدیم نموده اند، چنان مستتان کرده است که سه رنگ پرچم ایران را نمی بینید

شعار جهان وطنی سر می دهید و با افتخار می گویید،مقالات لنین، استالین، مارکس را خوانده ایم و خود را وقف خلق می خوانید، اما یک سوال، چرا هیچگاه از قتل گاه های امپراطوری سرخ رنگ پشت پرده آهنین سخن به میان نمی آورید و همیشه من ناسیونالیست را با دیکاتوری هیتلر، موسیلینی و رضا خان مقایسه می فرمایید؟

مدل مورد نظر شما در کدام یک از نقاط جهان به ثمر نشسته که این نسخه را این بار برای کشور من می پیچید؟

شوروی؟ آنجا که حتی عقاید مارکس را تحریف نمودند و چون می خواستند قدرت از دستشان نرود، فورا یک مکتب جدید من درآوردی ابدا نمودند و آخر سر آن زندان بزرگ به نام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را ساختند. و چون پایان کارش رسید با انگشت اشاره ، یک روس همیشه مست ، چنان آن را که بدان می ندازیدید به زمین  زد که گویی این زندان هیچگاه نبوده است.

چین؟ عجب حکایتی دارد این جمهوری خلق چین که مارکسیست آن بر سر خاک جنگی به پا کرده همه ملتهایی که شما دلتان شور آنان را می زند تحت چین واحد قبول دارد، آخر فرزند اینکه به دور از مرام مارکسیسمیست، پس آزادی خلق چه می شود؟

کوبا؟ آیا کسی در این کشور هست که برای پلیس کار نکند؟ سوسیالیسم است یا ابوغریب؟

کره شمالی، لیبی، ویتنام، خمرهای سرخ ، ........

به کدامین رژیم میلیتاریسم خود می نازید؟ حال نوبت به کشور من رسید؟

شما که هر کدام برای خود انشابی می دهید و اکثریت و اقلیت می شوید، شما که هنوز به اتحاد نرسیده اید و زیر آب هم را با دادن اسامی یک دیگر و یا با توبه نامه به حکومت می دهید ، ادعای آزادی برای مرا دارید؟ شما که قدر خود نمی دانید پس به کدامین آگاهی قدر مرا خواهی دانست؟

عجب حکایتی دارد، خود را نشناخته ، ملت و کشور خود را نشناخته، دم از آزادی جهانی می زنند. و چنین می کنند که گویی پی ساختمان را نساخته سقفش را رنگ سرخ می زنند.

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:7 | |

                                

          مديركل فرودگاه بين‌المللي امام خميني بركنار شد

 

  

 

خبرگزاري فارس:يك منبع آگاه اعلام كرد: غلامحسين باقريان مديركل فرودگاه بين‌المللي امام خميني از اين سمت بركنار شد.

اين منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري فارس افزود: بروز برخي مشكلات در اين فرودگاه سبب بركناري باقريان بوده است .
وي ادامه داد: در حال حاضر خلعت زاده معاون برنامه ريزي و پشتيباني فرودگاه بين‌المللي امام خميني بعنوان سرپرست اين فرودگاه منصوب شده است.
در تماس خبرنگارفارس با جعفرزاده سخنگوي سازمان هواپيمايي كشوري وي ضمن تاييد بركناري باقريان از علت بركناري مديركل اسبق فرودگاه بين المللي امام خميني اظهار بي اطلاعي كرد.
باقريان از 4 سال پيش تاكنون مسئوليت فرودگاه بين المللي امام خميني را برعهده داشت

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:23 | |

 

زن جوان ، اسير 4 مهاجر افغان در يک آلونک

 

 

4مهاجر غيرقانوني که با ربودن يک زن کارگر در حاشيه تهران ، او را مورد آزار شيطاني قرار داده و از او فيلم و عکسهاي غيراخلاقي تهيه کرده بودند، از سوي ماموران انتظامي دستگير شدند.

 

 

 

چندماه پيش شاهد انتشار يک فيلم غيراخلاقي مربوط به يک دختر دانش آموز بوديم که در يکي از شهرهاي شرقي کشور از سوي چند جوان افغان در ميان التماس ها و مقاومت هاي دختر جوان مورد تجاوز قرار گرفت و با بلوتوث شدن اين فيلم ، موجي از خشم و نفرت بينندگان اين فيلم را فرا گرفت و بسياري از آنها در تماس با رسانه ها از مسوولان درخواست کردند با متجاوزان به نواميس مردم برخورد قاطع صورت گرفته و اجازه داده نشود، مهاجران غيرقانوني به حقوق مردم تعدي کنند. اگر چه ماموران انتظامي پس از تلاش گسترده خود موفق به دستگيري متجاوزان افغان شدند، اما هيچگاه گزارشي از محاکمه و مجازات آنها منتشر نشد و شايد به دليل موج احساساتي که جامعه را فراگرفته بود، ترجيح داده شد در اين ارتباط سکوت معناداري حاکم شود تا اين موج فروکش کند.

 

تکرار يک تراژدي

 

هنوز چند ماه از وقوع اين حادثه دلخراش نگذشته است که بار ديگر اتفاق مشابهي اين بار در يکي از شهرک هاي اطراف تهران روي داد و 4 جوان افغان با تهديد و حمله به يک زن جوان که به عنوان کارگر قصد رفتن به يک کارگاه را داشت ، وحشيانه او را مورد تعدي قرار دادند.رضا جعفري ، معاون دادستان تهران با اشاره به اين حادثه تکان دهنده گفت:

 

صبح ديروز ماموران گشت انتظامي در حوالي يک شهرک در جنوب تهران با مشاهده زن جواني که لباس کافي به تن نداشت و هراسان و مضطرب در حاشيه يک خيابان در حال دويدن بود، او را متوقف کردند، زن جوان در حالي که وحشت زده بود خطاب به ماموران گفت: کارگر توليدي در شهرک هستم و ساعتي پيش 2 جوان افغان با سد کردن راه عبور من با تهديد چاقو مرا داخل يک کارگاه و آلونکي در اين محل منتقل و به اتفاق 2 نفر ديگر پس از ضرب و شتم مورد آزار و اذيت قرار دادند و از اعمال حيواني خود فيلم تهيه کردند.

 

زن جوان گفت: پس از 2 ساعت با زحمت و جا گذاشتن لباسهايم از محل فرار کردم.

 

معاون دادستان تهران افزود: به دنبال اين اظهارات ، ماموران با راهنمايي زن جوان وارد آلونکي در کارگاه شدند و 4 جوان افغان به نام هاي حفيظ و ابراهيم که برادر هستند و دو نفر ديگر به نامهاي احمد و رهنما را دستگير و در بازرسي از محل و بررسي تلفن هاي همراه آنها، تصاوير غيراخلاقي تهيه شده از اعمال شيطاني و مقاومت زن جوان را کشف و ضبط کردند.

 

 

دستور تحقيقات

 

جعفري تصريح کرد: با توجه به ابعاد تکان دهنده اين پرونده ، دستور قضايي لازم براي تحقيق از متهمان دستگير شده صادر شد و آخرين بررسي ها حاکي است که اين متهمان فاقد مجوز قانوني براي حضور در کشور و به کارگيري از سوي کارفرماي خود بوده اند.معاون دادستان در ادامه گفت: مهاجران افغان در اصل به افراد بي هويت معروف هستند و در سالهاي اخير اين افراد پس از جمع آوري از طريق مرزها از کشور خارج شده متاسفانه بار ديگر به صورت قاچاق وارد کشور شده اند.

 

بيشترين جرايم

 

جعفري در ادامه اظهار کرد: متاسفانه در چند سال گذشته جرايم بسياري از سوي مهاجران افغان صورت گرفته است و علي رغم ممنوعيت اشتغال باز هم شاهديم برخي کارفرمايان اقدام به استخدام اين افراد کرده و عمدتا با اين رفتار خود قانون ستيزي مي کنند.

 

وي اضافه کرد: برخي از جرايم مربوط به اتباع افغان که در نوع خود موجب جريحه دار شدن احساسات عمومي جامعه مي شود، قابل اغماض نيست و اعمال مجرمانه آنها در اصل امنيت کشور را با مشکل مواجه مي کند که بايد دراين خصوص تصميم جدي اتخاذ شده و اجازه داده نشود اين افراد بي هويت پس از ارتکاب جرم بلافاصله از همان مسيري که وارد کشور شده اند، متواري شوند.

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:18 | |

 

تنها یک برف ساده بود، فقط همین !!

بابک ایرانمنش

 

از آغاز شرایط اضطراری زمستان، در کشور یک هفته می گذرد.

شهرهای شمالی و غرب کشور، همواره در شرایط سخت 20- درجه روزگار خود را سپری می کنند، اردبیل، به 30 درجه زیر صفر رسید و زنجان ارتباطش با سایر شهرهای همجوار و تهران به کل قطع شد. آزادراه قزوین به زنجان ، را برف پوشانده، و تمامی خودروهای در حال تردد مجبور شدند در وسط آزادراه توقف کنند. 24 اتوبوس اردبیلی که به سمت تهران در حرکت بودند، چند روزیست که در رشت  گرفتار شده اند و نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت. گاز روستاهای آذربایجان، گیلان، قزوین ،مازندران، تهران همگی، افت فشار دارند و حتی مناطق حاشیه ای تهران که به قول معروف پایتخت است، نیز چند روزی است بدون گاز شبهای سرد خود را به سحر می رسانده اند.

                                           Tabriz.jpg

آب قطع است، پودر شوینده در این شرایط سخت  پیدا نمی شود، نمک کمیاب شده،پروازهای فرودگاه ها همگی لغو شده است، قیمت کالاهای مصرفی، از 50 تومان تا 1000 تومان بنا به قیمت اولیه کالا، بدان اضافه شده است. خیابانهای شهرهای بحران زده ، ترافیکهای طویل و تصادفهای شدید به خود می بیند. گازوئیل ، برای خودروهای سنگین ارسال نمی شود. و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، فقط همین!!!

شرایط فوق ، برای هر کشوری در موقعیت جغرافیایی ایران ممکن است ایجاد شود،این شرایط را باید آزمونی بزرگ برای دولت ایران و نظام جمهوری اسلامی دانست ، چرا که از اینگونه شرایط مشخص می شود که دولت و نظام تا چه اندازه در برابر حوادث طبیعی آمادگی لازم را دارند؟

میهن عزیز ما ایران، به واسطه موقعیت جغرافیایی ویژه و قرار گرفتن بر روی کمربند زلزله، از کشورهای حادثه خیز جهان محسوب می شود. اما نکته اینجاست که ما تنها کشور حادثه خیز نیستیم، و بسیارند کشورهایی که  حادثه هایی از قبیل زلزله (همانن ژاپن) ، سیل (همانند هند) و موج سرما (همانند کانادا و روسیه) در خاک آنان رخ می دهد ، اما چرا همه این کشورها به واقع توان رویارویی با اتفاقات خلق الساعه را دارند، اما در کشور ما با بروز هر پیش آمد طبیعی بحران در بحران به وجود می آید و مسئولین امر در رادیو و تلویزون حاضر می شوند و از مردم یاری می جویند؟ به واقع زمانی که صدا و سیما خبر قطع گاز مناطق مختلف ایران را می رساند، این آقایان مسئول که خود را دلسوز ایران و ایرانی می دانند، با خود نمی گویند که چه بر سر آنان خواهد آمد؟ و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، فقط همین!!!

آیا این برای سازمان فرودگاه های ایران، و سازمان هواپیمایی کشوری جمهوری اسلامی!!! سرافکندگی نیست که پروازهای فرودگاههای اصلی کشور تا چندین روز  لغو شده بودند؟ هر چند که در این چند روز، میلیاردها تومان خسارت به ناوگان حمل و نقل هوایی کشور وارد شده و دو فروند ازبهترین هواپیماهای ما (فورک 100 هما و بوئینگ 727-۲۰۰ شرکت هواپیمایی آسمان) از رده خارج شدند! و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، فقط همین!!!

و آیا وزارت راه و ترابری، شرکت گاز جمهوری اسلامی، در پاسخ به این سوال که شما دو وزارت خانه عزیز که از حساسترین نهادهای اجرایی کشور محسوب می شوید، و بودجه های کلان در راستای، یاری به مردم ایران دریافت می نمایید، در شرایط بحرانی چه عکس العمل مثبتی از خود نشان دادید؟ تا هموطنانمان در شمال ، شمال غرب  و غرب کشور شرایط بحرانی را با سختی سپری نکنند؟ و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، فقط همین!!!

در این حال نظام جمهوری اسلامی و دولت شریعتمدار و مردمی آقای محمودی احمدی نژاد و جانثاران سپاه پاسداران از قدرت در منطقه خاورمیانه سخن به میان می آورند و خود را آماده هرگونه پیش آمد و جنگ منطقه ای نشان می دهند، درحالی که حتی یک برف ساده غافلگیرشان کرد و به واسطه این مدیریت آقایان چنان سختی در عرض این چند هفته بر ملت ایران وارد شد که شاید تا چندین زمستان در یاد مردم بماند. و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، فقط همین!!!

آیت الله خامنه ای در یزد بودند، آقای احمدی نژاد با آنکه مریض بودند و کسالت داشتند بودجه تر تمیز87 را تسلیم مجلس نمودند، آقای حداد عادل نگران انتخابات هستند، وزیر کشور سرگرم ثبت نام اینترنتی نامزدهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی بودند، وزیر نفت با برادران ایتالیایی  قرارداد یک پروژه نفتی در جنوب را برای آسایش مردم امضا می کردند!. وزیر دفاع سرگرم کل کل با آمریکاییها بر سر ماجرای تنگه هرمز و شوخی ناو آمریکایی با قایقهای ایرانی بودند و نمایندگان "واقعا به حق"!!! مجلس شورای اسلامی نگران آرای خود در دور بعدی مجلس شورای اسلامی هستند.

و این درحالی است که تنها یک برف ساده شروع به بارش کرده است، و مردم ایران با سختی زندگی می کنند.

 

___________________________________________________

 

آمده ایم ، تا جان فدای ایران کنیم

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 8:14 | |

::

 

احتمال از رده خارج شدن هواپيماي فوکر 100 هما + فيلم

برخي منابع خبري، از احتمال از رده خارج کردن هواپيماي فوکر 100 که هفته گذشته هنگام پرواز از مهرآباد به سمت شيراز دچار حادثه شد، خبر مي‌دهند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين هواپيما که ساعت 7:30 صبح چهارشنبه هفته گذشته از باند فرودگاه مهرآباد خارج شد، هنگام بلند شدن از فاصله حدود بيست متري به زمين برخورد کرد که منجر به خرد شدن چرخ‌ها و آتش گرفتن آنها شد و به ويژه سمت چپ هواپيما دقايقي بود كه در آتش مي‌سوخت.

با اين حال، خوشبختانه به غير از مجروح شدن چند مسافر که به سرعت به اورژانس منتقل شدند، اين حادثه تلفات جاني نداشت.

جالب آن‌که بيشتر تصاوير از سمت راست اين هواپيما منتشر شد که چندان آسيب نديده بود.
گفتني است، تحقيقات درباره علت بروز اين حادثه همچنان ادامه دارد.
 
                                                 برای دیدن فيلم حادثه کلیک کنید
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:0 | |

 

مقامات عربستان: فقط خليج فارس

با وجود آنکه برخي كشورهاي عربي در نام  كهن خليج فارس چالش و درگيري بر‌مي‌انگيزند و حتي در مقاطعي هرچند گذرا پيشنهادي از سوي برخي افراد غير رسمي و غیر مسوول در جمهوري اسلامي براي انتخاب عنواني ديگر براي خليج فارس با هدف تقويت روابط و اتحاد ميان ايران و کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس مطرح شده، مقامات کشور عربستان که قدرتمندترين کشور عربي به ويژه در حاشيه خليج فارس به شمار مي‌‌رود، نام تاريخي «خليج فارس» را قبول دارند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، چندين سال پيش، در زمان سفر امير عبدالله ـ پادشاه کنوني عربستان سعودي ـ به تهران در زمان اجلاس سران کشورهاي اسلامي، وي در حاشيه نشستي با شماري از مقامات ايران، خواستار آن شده که موضوع اختلاف بر سر نام خليج فارس به نحوي حل شود.

در اين مقطع، يکي از اعضاي هيأت عربستان اظهار کرده که خوب است نام اين خليج را خليج اسلامي بگذاريم که با مخالفت امير عبدالله روبه‌رو مي‌شود.

در جلسه‌اي ديگر، يکي از مقامات عربستان اظهار مي‌کند که از اهالي «نجد» و عرب خالص است و سپس مي‌افزايد: زماني که اعراب به سمت ايران مي‌آمدند، به اين دريا رسيدند و پرسيدند، نام اين دريا چيست که ساکنان منطقه پاسخ دادند، درياي فارس‌هاست و از همان زمان چنين نامي بر روي خليج فارس وجود داشت و تاکنون نيز مانده است.

همچنين امير بندر بن سلطان، دبير شوراي امنيت ملي عربستان با انتقاد از جمال عبدالناصر اظهار کرده که موضوع زير سؤال بردن نام خليج فارس، بدعت ناصر بوده که باعث اين درگيري‌ها شده است.
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:2 | |

 

السياسه: بدل احمدي‌نژاد، بنگلادشي مقيم كويت!
قدرت خداوند را ببينيد كه چگونه دو نفر را شبيه يكديگر آفريده و انسان را دچار شك و ترديد مي‌كند كه آيا اين شخص، همان رئيس‌جمهور ايران است، يا يك فريب اطلاعاتي است؟!
روزنامه كويتي «السياسه» با انتشار تصويري از يك شهروند ايراني شبيه احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهوري كشورمان، مدعي شده كه اين عكس، متعلق به يك شهروند بنگلادشي مقيم كويت است!

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، اين روزنامه در شماره ديروز خود، درباره اين عكس نوشته است: قدرت خداوند را ببينيد كه چگونه دو نفر را شبيه يكديگر آفريده و انسان را دچار شك و ترديد مي‌كند كه آيا اين شخص، همان رئيس‌جمهور ايران است، يا يك فريب اطلاعاتي است؟!

     

السياسه مي‌افزايد: جاي پرسش است كه اگر اين شخص روزي در خيابان ديده شود، مردم گمان مي‌كنند، نكند اين احمدي‌نژاد بوده و خود را به اين شكل آراسته است؟!

گفتني است، ادعاي اين روزنامه كويتي، در حالي مطرح مي‌شود كه عكس اين شهروند ايراني، پيشتر در سايت‌هاي ايراني نيز منتشر شده بود.
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 6:58 | |

 

"منشور نیرومندی ملت بزرگ ایران"

ویرایش مجدد -۱۳۸۶

تصویری از صفحه اول منشور نیرومندی

دریافت منشور نیرومندی ملت بزرگ ایران

حجم فایل :۴۸۹ کیلوبایت

تعداد صفحه :۲۱

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاریخ فشرده حزب پان ایرانیست

نوشته مهندس رضا کرمانی

ویرایش جدید -۱۳۸۶

تصویر صفحه اول تاریخ فشرده حزب پان ایرانیست

دریافت تاریخ فشرده حزب پان ایرانیست

حجم فایل : ۱۵۹ کیلو بایت

تعداد صفحه : ۱۰

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آمده ایم ، تا جان فدای ایران کنیم

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 8:14 | |

 

     http://www.iscanews.ir/Media/uploads/police%20amniat%20cd%20gheyre%20mojaz%2086.10/police%20amniat%20cd%20gheyre%20mojaz%20(17).JPG

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:23 | |

 

فکر کمر حداد!
رئيس‌جمهور به فکر کمردرد آقاي حداد بود و يک بودجه به اين سايزي که مي‌بينيد، كم‌حجم و شفاف تقديم ايشان کرد.

نمايندگان هم که اواخر مجلسشونه، حسابي تا تونستن ماچ آبدار و عکس يادگاري با ايشون گرفتن!

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:41 | |

 

ادعاي قصد حمله كشتي هاي ايراني به 3 ناو آمريكايي

وزارت دفاع آمریکا با صدور بیانیه ای، مدعی اقدامات تحریک آمیز قایقهای ایرانی علیه ناوهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس شد. 

به گزارش سرويس بين الملل «تابناك»، به نقل از آسوشیتدپرس، مقامهای نظامی آمریکا ادعا کردند که كشتي هاي  ایرانی در تنگه هرمز اقداماتی "شدیداً تحریک آمیز" علیه سه ناو جنگی آمریکایی صورت داده اند. پنتاگون ادعا کرده است که نیروهای ایالات متحده به سبب این اقدام تحریک آمیز قایقهای ایرانی، در آستانه گشودن آتش به سوی آنها بودند که آنها مسیر خود را کج کرده و دور شده اند.
 
گفتني است، وزارت خارجه ايران اقدام صورت‌گرفته درخصوص ناوهاي آمريكايي را مساله‌اي‌عادي خوانده است.
" سيد محمد علي حسيني"در گفت‌وگو ايرنا، افزود: اين يك مساله عادي است كه هر از گاهي براي طرفين اتفاق مي‌افتد و بعداز شناسايي دوطرف قضيه حل و فصل مي‌شود.
سخنگوي دستگاه ديپلماسي ايران با يادآوري اين نكته ، كه اين مساله در گذشته نيز اتفاق افتاده است ، خاطرنشان كردكه دو طرف پس از اينكه همديگر را شناخته‌اند، قضيه خاتمه يافته است.
حسيني گفت: نمونه‌اي كه روز شنبه اتفاق افتاده مشابه موارد گذشته و يك موضوع عادي و طبيعي است.
برخي رسانه‌هاي غربي عصر دوشنبه به نقل از مقامات آمريكايي گزارش دادند چند فروند قايق تندروي ايراني به چند شناور آمريكايي در تنگه هرمز، نزديك شدند.

اين جنجال رسانه اي آمريكا و ادعاي پنتاگون مبني بر تحريك آميز بودن حركات كشتي هاي ايراني در حالي صورت گرفته است كه در گزارش فارس به نقل از نيروي دريايي سپاه آمده است: ساعت 7 و40 دقيقه صبح ديروز طبق روال گذشته شناورهاي نيروي دريايي سپاه در تنگه هرمز مشغول گشت زني عادي و كنترل شناورهاي ورودي و خروجي به خليج فارس بودند كه سه فروند ناو آمريكا در حال ورود به آبهاي منطقه از سوي اين شناورها مشاهده شدند كه مطابق معمول مورد شناسايي و سئوال قرار گرفتند.
وي گفت: ناوهاي آمريكايي نيز طبق روال گذشته ضمن معرفي خود شماره بدنه ناوها را اعلام كردند و بدون هيچ گونه روال غيرعادي به مسير خود ادامه دادند.
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:34 | |

 

نفوذ پان ترکیسم در ایران آشکاراست

 

بابک ایرانمنش

(نقد نکرده ام ، هشدار داده ام)

 

برای دیدن عکس با وضوح بالا٬ اینجا اشاره کنید

 

در هفته های گذشته تارنماهای ایران پرستان مقاله ای را از روزنامه جام جم به روی اینترنت ارسال نمودند که یک مقاله گذارشی درباره شهرستان تکاب بود،  سرور مسعود لقمان در تارنمای خود "روزناک" از این مقاله به عنوان یک مقاله با ادبیات پان ترکیستی نام بردند و من نیز موفق شدم در تارنمای ایشان مقاله فوق را مشاهده نمایم. و یکی از دوستان عزیز ، "سرور امیر حسین" نیز فرمودند که تارنمای ذوالقرنین در باره مقاله فوق مطلبی نوشته اند و عکس مقاله مورد نظر را در تارنمای وزین خود قرار داده اند.

فرصتی شد تا به اصل نوشته نگاهی بیندازم و ببینم که موضوع از چه قرار است. مقاله ای گذارشی با نام "شهری میان آتشکده های زرتشتی"، نوشته فرشته مرادی، تا به حال اسم ایشان را نیز جای دیگر نشنیده بودم. مقاله را خواندم ، و پر از تناقض گویی یافتم.

نویسنده اوج  تمدن و دوران شکوفایی تکاب را دوران ، ساسانیان می داند و در جایی دیگر، از کشور آذربایجان باستان سخن می راند، حتی بدون اشاره به نام تاریخی آن  به شرح اوضا می پردازد. و یکی از دلایل تخریب تکاب را حمله وحشیانه پارس ها و اعراب دانسته!! اما اشاره به حتی یک مورد در باره این حملات وحشیانه ننموده است. (سخن از شکوه ساسانیان و اقوام وحشی پارس خود جای سوال دارد!!!)

در ادامه نویسنده در مورد شاهان آذربایجان سخن به میان آورده است!! و این سوال را در ذهن خواننده ایجاد کرده که چرا حتی اشاره ای به یک نمونه کوچک  نکرده و حتی اسمی از شاهان آذربایجانی نبرده است. و با شرح جابه جا شده از تاریخ منطقه خواننده را دچار سردرگمی می کند.

همچنین خانوم مرادی مقاله خود را این گونه آغاز کرده : آذربایجان سرزمین مردانی از جنس غیرت و بزرگی و یادآور تاریخ کهن ایرانزمین است ! ، خب جای سوال این است که جناب خانوم نویسنده ، شما که در ابتدای مقاله خود تاریخ آذربایجان را از ایران جدا نمی دانید، پس بر اساس چه اصل و منطقی حرف کشور کهن آذربایجان به میان می آورید؟ و با آنکه هیچ اشاره ای به نام شاهان کشور جعلی آذربایجان کهن نمی کنید ، به گونه ای تاریخ منطقه نام برده را تشریح می کنید ، که آذربایجان در بین دو تمدن بزرگ ایران، و روم قرار گرفته بوده و مدام از دو طرف مورد تاخ و تاز قرار می گرفته است.

دوستان ، آنچه در این مقاله بسیار بحث برانگیز است، تاریخ جعلی و سراسر کذب آورده شده در مقاله نیست، بلکه ادبیات پان ترکیستی مقاله می باشد که تمامی تارنمانگاران ایران پرست بر روی آن تاکید دارند، چه بسا که هزاران بار، چه از طریق نسک های منتشره و چه از سوی تارنماها به سوالات تاریخی منطقه آذربایجان ایرانی پاسخی منطقی و با استناد به مدارک معتبر داده شده است.

استفاده از جملات  و اسامی همانند : آذربایجان جنوبی، اقوام وحشی پارس، کشور آذربایجان، سپاهیان آذربایجان و .... همه تنها یک هشدار را به ما می دهد، و آن این است که :

پان ترکیست در مطبوعات رسمی ایران نفوذ دارد

دوستان و همرزمان، چه پان ایرانیست و چه سایر ایران پرستان، بارها از این نفوذ خطرناک سخن گفته اند، اما متاسفانه نه تنها هیچ  عکس العملی از سوی محققان ایرانی به صورت جدی انجام نشده است، بلکه به واسطه حکومت فرقه ای و تاریخ ستیز جمهوری اسلامی، راه برای بیگانه پرستان وایران ستیزان هموارتر شده است.

نباید فراموش کنیم که خطر پان ترکیست بسیار جدیست، و نباید آن را فراموش کرد. تحریف تاریخ، بیگانه گرایی، ضدیت با زبان ملی ایران (پارسی) نمونه های کوچکی از خطر پان ترکیست می باشد. چرا که تا به این زمان هر کدام از مسئولین پان ترک چه در مجلس و چه در نهادهای اجرایی، ضربه های کاری فراوانی به فرهنگ ایران وارد نموده اند. که نمونه های از آن را می توانید در تارنمای پان ایرانیست اورمیه و شرح عملکر نمایندگان پان ترکیست دوره هفتم مجلس بخوانید .

در مورد مقاله فوق به عقیده اینجانب کمترین، می توان دو نتیجه گیری کرد.

الف : نویسنده مقاله که در پی تحقیق در مورد تاریخ شهر تکاب بوده، نا آگاهانه از نسک های استفاده جسته است که ، امروزه شاهد انتشار بیش از پیش آنان در بازار نسک ایران هستیم (همانند تاریخ جعلی و تحریف شده تاریخ کهن ترکان ایران /نوشته تقی زهتابی )

ب : نویسنده  تحت تاثیر مرام پان ترکیستی بوده و با عملی زیرکانه، جملاتی با ادبیات پان ترکیستی را درلابه لای مقاله خود در مورد شهر تکاب آذربایجان کنجانده است.

_______________________

تازه ها:

هويت و مليت ايراني در فراخناي تاريخ (2 ) جُستاری از دکتر صادق جوکار

توهین مقاله نویس روزنامه جام جم به ایرانیان و تمامیت ارضی کشور

مجلس دوره هفتم و عملکرد نمایندگان پان ترک در مجلس

2 پاسخ به زشت گویان (یادداشت)

بنيانهاي فلسفي خشونت و شرّ

پاکستانیزه می شویم

 

 

آمده ایم ، تا جان فدای ایران کنیم

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:3 | |

 

"تروریست منفور بلوچستان را بهتر بشناسیم"

با سپاس از تارنمای قاصدک

عبدالمالک ریگی در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ۸ فرزند بود که ۳ پسر و ۵ دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی  نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۷۶ یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ۴ نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ۷ ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی  از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا  یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد :

در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

آمده ایم، تا جان فدای ایران کنیم

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:9 | |

 

"از مدل پاكستاني حريري تا مادر طالبان، نگاه ايراني و افغاني به ترور بوتو"

در حالي كه در ده روز گذشته، تحليل‌هاي گوناگوني درباره ترور «بي‌نظير بوتو»، نخست‌وزير اسبق پاكستان منتشر شده، دو نگاه ايراني و افغاني متفاوت به اين ترور بحران‌ساز براي سايت «تابناك»، فرستاده شده كه هرچند اشكالاتي دارد، مرور آنها جالب است.

تحليل نخست را «صالح رشيدي» با نگاه پيچيده و توطئه‌انگارانه نگاشته و دست به مقايسه‌اي بين پاكستان و لبنان و ارتباط دادن اين ترور با پرونده هسته‌اي ايران زده است.
تحليل دوم را هم «محمد هدايت»، شهروند افغاني مقيم ايران نگاشته و از نگاه جنايت و مكافات به اين حادثه نگريسته است.


* بنويسيم 27 دسامبر، بخوانيم 14 مارس؟!


آيا پاکستان لبنان است؟ آيا بي‌نظير پاکستان راه رفيق لبنان را رفت؟ آيا بيلاوال زرداري، سعدالدين حريري خواهد شد؟ پرويز را با اميل نسبتي است؟ و چرا در منطقه ما؟
آنچه کاملا روشن است، اين که بوتو با چراغ سبز ايالات متحده و بريتانيا و ديگر متحدانشان به زادگاه خود بازگشت. يادم هست از خانم بوتو پرسيده شده بود: آيا بازگشت شما به پاکستان مانند بازگشت امام خميني (ره) خواهد بود؟ حال آن كه چرا براي غرب فشار بر مشرف مهم بود؟ بايد ديد آيا پاکستان با ثبات در اين زمان براي غرب مفيدتر بود يا بي‌ثبات؟ آيا مسأله غرب با مشرف به پدر بمب اتمي پاکستان مربوط بوده است؟

پاکستان از زمان خانم بوتو و نواز شريف و مشرف از رشد و توسعه اقتصادي خوبي برخوردار بود؛ بنابراين، آيا رشد اقتصادي پاکستان کساني را نگران کرده بود؟ آيا براي غرب واقعا دمکراسي در پاکستان مهم بود و يا هست؟ آيا مهار عبدالمالک ريگي توسط ارتش و همکاري با ايران براي عموسام ناخوشايند بود و آيا «ام.آي.6» ناراحت از افشاي مذاکراتش با طالب‌ها بوده است؟

طالبان در زمان نخست‌وزيري بوتو جان گرفت و حتي بوتو در پاسخ به اعتراض ايران با حجاب ناقصتر به اين كشور آمد. آيا
بوتو از مار پرورش يافته در آستين خودش نيش خورد؟ البته خود ژنرال نيز بدون حمايت غرب، قدرت را از نواز نستاند. بزرگترين افتخار پرويز اين بود که در آکادمي سلطنتي علوم نظامي بريتانيا تحصيل کرده است و مانند غربيان، سگ کوچولوي آپارتماني در پاکستان تي وي بغل کرد تا بگويد من مسلمان لاييك هستم. الته پاسخ بسياري از پرسش‌ها را گذشت زمان مشخص مي‌کند، ولي حدس مي‌زنم اين قضايا بي‌ارتباط با استراتژي غرب در برابر ايران نيست.

چرا بيلاوال بي‌تجربه محصل آکسفورد رئيس مي‌شود و پدرش معاون او؟ بايد ديد موضع اين سياستمدار جوان تا چه اندازه با غرب نزديک است؟ آيا اين حادثه تراژيک تروريستي او را هم مانند سعد حريري يکسره رو به غرب خواهد کرد و غرب را يگانه منجي خواهد ديد و جامعه محل تحصيل خود را مدينه فاضله قلمداد خواهد کرد؟ طالبان و القاعده‌؟ يادم هست پس از قتل‌عام ديپلمات‌هاي ما در مزار شريف به دست طالبان من در مشهد بودم. ايران در آن زمان نيروهاي سپاه را براي انجام مانور بسيار بزرگ نظامي در پاسخ به طالبان به آنجا فرستاد و حتي گفته مي‌شد جنگده‌هاي ما ديوار صوتي کابل را شکستند. در مشهد راديو طالبان دريافت مي‌شد و يکي از معاونان ملاعمر در راديو حاضر و شروع به خواندن اطلاعيه‌اي کرد که در آن مي‌گفت ما قصد جنگ نداريم و ما را دعوت به حسن همجواري مي‌کرد و سرانجام چيزي که من را متعجب کرد، اين بود که آشكارا ما را تهديد کرد که در صورت حمله ايران از ايالات متحده کمک خواهند خواست.

فرداي آن روز در تلويزيون سخنگوي کاخ سفيد از فرستادن ناو هواپيمابر نميتز به خليج فارس به منظور مهار شيطنت‌هاي ايران خبر داد. خوب براي غرب، يکي از بهترين روش‌ها براي ضربه زدن به کيان اسلام استفاده از همين سلفي‌ها و وهابيون و در بين شيعيان بهايي است و استعمار آرايش نيروها را به گونه‌اي مي‌چيند که يك نسل بفهمد بازيچه واقع شده و کار از کار گذشته است و اين مسئله ادامه دارد.
شايد آصف زرداري که با بازي‌هاي استعمارگران با خانواده بوتو و خودش و ملت پاکستان بيشتر از پسرش آشناست، تجارب خود را به بيلاوال انتقال دهد! و آيا بايد منتظر و هشيار بود؟ ولي بوي فتنه‌اي بزرگ به اندازه 11 سپتامبر به مشام مي‌رسد.


* خدا بيامرزد مادر طالبان را


در هفته گذشته در خبرها آمده بود که يک پيرزن پاکستاني، در حالي که بدن خود را با مواد منفجره پوشانده بود و به گمان خود، مي‌خواست جام شهادت بنوشد و در کام مردم بي‌گناه ما زهر ترور را بريزد، در شهر جلا آباد افغانستان دستگير شد. يک هفته نگذشت که يکي از مهمترين خبرهاي روز روي تلکس خبرگزاري‌ها قرار گرفت: بوتو ترور شد!

همه اين خبرها، نشانه‌هايي هستند که اين روزها در منطقه شناورتر شده و بدون ترديد، اين دال‌ها داراي مدلول‌هاي اسرارآميزي است که چندان روشن نيستند، چون مدلول‌ها را فرهنگ مردم منطقه نساخته‌اند، بلکه در سايه اشباح آن را ساخته‌اند. به راستي، در ميان اين دال‌ها و مدلول‌هاي سرگردان، دال مرکزي کجاست؟ شايد پاسخ اين پرسش به اين زودي‌ها به دست نيايد، ولي مي‌توان گفت که دال مرکزي کنترل مراکز انرژي هسته‌اي در منطقه است.
نگارنده از ترور و خشونت سخت متنفر است، اما از آنجا که يک شهروند آواره افغانستان است و زهر خشونت را با گوشت و پوست خود لمس کرده است، نمي‌تواند در ته دل بر فرجام خواهي خداوند و عدالت وي و نيز بر حقيقتي که در پس اشک‌هاي يتيمان و خون‌هاي جاري شده پدرانشان نهفته است، درود نفرستد. البته از کودکي به ما ياد داده‌اند که وقتي نامي از مردگان مي‌بريم، بايد بگوييم: خدا بيامرزدش!

از روزي که سياست دو ستوني ايالات متحده در منطقه خاورميانه با سرنگوني مهره بد فرجامي به نام شاه ايران، فرو ريخت و ايالات براي مبارزه با ويروس کمونيسم، آلترناتيوي به نام پاکستان به جاي رضا شاه پيدا کرد، ستاره بخت مردم افغانستان افول کرد و هنوز که هنوز است، روزگار ما سياه است و مردم افغانستان، قيمت اين جابجايي را مي‌پردازد. در اين بازي بزرگ و به عبارتي در اين جنگ اشباح، بوتو تنها يک مهره بود و بس؛ مهره‌اي که آخر خرمهره شد. حقيقت مطلب اين است که بوتو مادري بود که در سر يک چهار راه استراتژيک آبستن طالبان شد و آن را در افغانستان وضع حمل کرد. پدر اما که بود؟ هنوز معلوم نيست ولي نگارنده بر اين باور است که روزگاري چهره‌ها آشکارتر شده و در پيشگاه تاريخ سيه‌روي خواهند شد. متأسفانه، سرزمين ما افغانستان، محلي است که وقتي مادران بدکاره روزگار در فاحشه‌خانه‌هاي پيرامون افغانستان حامله مي‌شوند، در برهوت افغانستان وضع حمل مي‌کنند. اين است که افغانستان هر روز جنگ است و جنگ است و جنگ و...؛ آيا روزي خواهد آمدکه سرزمين ما از فرزندان نامشروع و خياباني پاک شود؟

باز هم سخني را از بزرگي تکرار مي‌کنم که گفت بود: بگذار اين روزهاي حرام بگذرد!
بگذار تا حتي پيرزن پاکستاني، جوان ما را در خاک و خون بکشد و جوان پاکستاني، مادران ما را سيه‌پوش کند، ولي روزي اين چرخ گونه ديگري خواهد شد.
از حقايق آميخته به طنز که بگذريم وکمي جديتر سخن بگوييم، بي‌نظير بوتو که روزگاري کارگردان اصلي پروژه طالبان به شمار مي‌رفت و خود نيز مي‌دانست که وي نيز جزيي از يک پروژه بزرگتر است، ولي هرگز به چنين روزي نمي‌انديشيد که شريک و يا شرکاي وي در مرگ وي، تنها ابراز تأسف کنند و در ته دل بر بازي‌هاي روزگار بخندند.

با تحليل نشانه‌هاي شناور در منطقه، مي‌توان حدس زد که دست‌اندرکاران سياست جهاني، پس از حضور پايدار در افغانستان و عراق و تعطيل کردن موقتي پرونده ايران با انتشار يک گزارش خودساخته و خودبافته، اينک بحران را به کشوري هدايت مي‌کنند که داراي سلاح‌هاي کشتار جمعي است و بيش از اندازه به لانه تروريسم بدل شده است. آنها به خوبي آگاهند که اگر بيش از اين به القاعده در پاکستان اجازه فعاليت بدهند، ممکن است بهاي سنگين‌تري بپردازند. تازه با ايجاد يک بحران جديد در منطقه، مي‌توان به خوبي آب را گل‌آلود کرد و ماهي‌هاي فربه‌تري به دست آورد.

اينک از قضاي روزگار، گوي بحران در زمين کشوري افتاده است که سال‌هاست، بحران‌‌سازي در کشور ما را مديريت مي‌کند و اين تنها يک شانس طلايي براي سياستگذاران کشور ماست که آيا مي‌توانند از اين فرصت استفاده کرده و خود را به جاي يک مهره چندين ساله در منطقه جا بزنند و بدين ترتيب، دال مرکزي را پشت سر گذاشته و يک گام به پارادايم نزديکتر شود؟

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:0 | |

::

 

نمايش ناشيانه ترور بوتو

با گذشت حدود يك هفته از ترور «بي‌نظير بوتو»، سياستمدار فقيد پاكستان، بحران ناشي از اين رخداد قابل پيش‌بيني، همچنان ادامه دارد.

نخستين روايت اين ترور، به صورتي شتابزده از سوي دولت پاكستان اعلام شد. بنا بر اين روايت، بي‌نظير بوتو به دست گروه طالبان در انفجاري انتحاري به قتل رسيده و علت مرگ، برخورد سر وي با سقف خودرو بر اثر موج انفجار بود.

بلافاصله پس از اعلام دولت پاكستان، اطلاعيه‌اي منتسب به طالبان منتشر شد كه مسئوليت اين ترور را بر عهده مي‌گرفت و پزشكان بيمارستان راولپندي كه گواهي مرگ بوتو را صادر كرده بودند، نيز روايت دولت مشرف را تأييد كردند، اما با گذشت يك روز از حادثه، رويدادهايي رخ داد كه ناشيانه طراحي شدن ترور بوتو را آشكار ساخت.

نخستين رخداد قابل پيش‌بيني، تكذيب اطلاعيه صادره از سوي گروه طالبان بود. اين گروه علاوه بر آن‌كه نقش خود را در اين حادثه منتفي دانست، ترور زنان را خارج از رويه خود برشمرده و بار ديگر مسئوليت حادثه را متوجه دولت پاكستان كرد، اما ماجرا به اينجا پايان نيافت. خانواده بوتو و شاهدان عيني از تيراندازي به نخست‌وزير اسبق پاكستان پيش از انفجار بمب خبر دادند و اين واقعيت، ترديدهاي بيشتري درباره اصرار دولت پاكستان مبني بر مرگ بوتو بر اثر انفجار پديد آورد، وزير كشور پاكستان با نبش قبر براي تحقيق بيشتر مخالفت كرد و منابع نزديك به بيمارستان راولپندي نيز از وجود فشارهاي دولتي براي صدور گواهي مرگ خبر دادند.

با اين حال، تاكنون سه نوع تحليل درباره ريشه‌يابي ترور بوتو مطرح شده است؛ تحليل نخست كه دولت پاكستان و شخص مشرف را در پشت اين عمليات قرار مي‌دهد، تحليل دوم كه «القاعده» و «طالبان» را عامل مرگ بوتو مي‌داند و تحليل سوم كه بيشتر توسط رسانه‌هاي رسمي ايران بيان مي‌شود، آمريكا را عامل اصلي ترور و بحران‌سازي در پاكستان مي‌داند. براي ارزيابي اعتبار هر يك از تحليل‌ها، توجه به واقعيات زير ضروري است:

1) همه احزاب و جناح‌هاي مطرح در پاكستان به ويژه حزب مردم و خانواده بوتو، حزب مسلم ليگ و نواز شريف در كنار طيف ارتش و مشرف، روابط نزديكي با آمريكا دارند و چالش كهنه امنيتي پاكستان و هند بر سر كشمير موجب شده است تا نزديكي به آمريكا براي به دست آوردن پشتوانه سياسي و نظامي در برابر هند به يكي از مؤلفه‌هاي استراتژي امنيت ملي پاكستان تبديل شده و مورد توافق همه جناح‌هاي اصلي اين كشور باشد.

اما اين‌كه دست زدن به ترور كه به نابودي يكي از چهره‌هاي نزديك به ايالات متحده در پاكستان انجاميده و چهره‌اي از دوستان آمريكا را نيز متهم كند، چه سودي براي واشنگتن خواهد داشت، پرسشي است كه تحليلگران رسمي در ايران، تاكنون به آن پاسخ نداده‌اند.

2) قتل بي‌نظير بوتو، ترور چندلايه به شمار مي‌رود. اين‌گونه ترورها به عمليات‌هايي گفته مي‌شود كه انگيزه و عامل ظاهري ترور با عامل حقيقي آن متفاوت است و لايه اول، هرچند مورد توجه افكار عمومي قرار مي‌گيرد، راهي انحرافي است كه براي دور كردن افكار عمومي از واقعيت طراحي مي‌شود. ترورهاي چندلايه معمولا توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي مورد استفاده قرار مي‌گيرند و گروه‌هاي تروريستي به دليل نياز به استفاده از شهرت، اعتبار و اقتدار ناشي از انجام عمليات، رسما مسئوليت ترور را مي‌پذيرند.

نمونه مشهور ترورهاي چندلايه، قتل «جان اف كندي»، رئيس‌جمهور اسبق آمريكا در دهه 60 است، كه روايت رسمي در رابطه با اين ترور، نقش يك بيمار رواني به نام «اسوالد» ‌در حادثه بود كه تحقيقات بعدي نشان داد حضور اين فرد براي جلب توجه افكار عمومي و خارج كردن عاملان واقعي ترور از ديد جامعه بود.

طراحي عمليات ترور بوتو هم به گونه‌اي انجام شده كه در ظاهر، انفجار انتحاري ـ كه بيشتر به وسيله «القاعده» طراحي مي‌شود ـ به نظر برسد، اما در حقيقت عامل اصلي ترور با خونسردي و به صورتي حرفه‌اي در ازدحام جمعيت بوتو را هدف قرار دهد.

3) عملكرد شتابزده دولت پاكستان پس از ترور در اعلام طالبان به عنوان عامل ترور، پخش اطلاعيه پذيرفتن مسئوليت قتل بوتو به وسيله دولت، جلوگيري از تحقيقات مستقل و نبش قبر براي كشف علت مرگ و تحت فشار قرار دادن پزشكان براي صدور گواهي متناسب با مواضع دولتي،‌ نشان از حقايقي دارد كه دولت پاكستان براي پنهان كردن آن، اقدام به اين نوع عملكرد مي‌كند.

اما براي بررسي سه متهم اين حادثه؛ يعني آمريكا، طالبان و دولت پاكستان، نخست بايد به شكل و محل قتل توجه كرد. در صورتي كه «سيا» يا ديگر عوامل اطلاعاتي آمريكا سعي در از ميان برداشتن بوتو داشتند، اين اقدام مي‌توانست به سادگي در محل زندگي و يا ساده‌تر در خارج از پاكستان صورت گيرد.

در رابطه با «طالبان» يا «القاعده» نيز توجه به اين نكته ضروري است كه استفاده از گلوله تاكنون در عمليات‌هاي اين گروه ديده نشده و ترور آيت‌الله حكيم كه بزرگ‌ترين عمليات «القاعده» به شمار مي‌آمد، نوع طراحي دقيق و استفاده از مواد انفجاري آن، نشان داد كه گروه‌هاي سلفي، تمايلي به استفاده از ترور با گلوله ندارند.

از سوي ديگر، «طالبان» نيز عملا ساختاري عقيدتي و عمومي دارد و توانايي سازماندهي، طراحي و انجام عمليات چنين پيچيده و دقيق را آن هم خارج از افغانستان ندارد.

در كنار مطالب بالا، توجه به بهره‌برندگان از اين حادثه نيز مي‌تواند نقش مؤثري در رمزگشايي آن داشته باشد. گروه «طالبان» و «القاعده» كه نزديكي بيشتري با حزب مسلم‌ ليگ به رهبري «نواز شريف» دارند، با توجه به فعاليت وي از شركت در انتخابات به دنبال هموار كردن مسير نواز شريف براي بازگشت به قدرت بودند كه اين مسير نيز جز با پيروزي خانم بوتو در انتخابات و تضعيف مشرف تحقق نمي‌يافت، به ويژه ‌كه نواز شريف در سال 1996 در رقابت پارلماني با بي‌نظير بوتو، وي را به سختي شكست داده بوده و تكرار اين پيروزي با توجه به بافت مذهبي، اجتماعي پاكستان دور از ذهن به نظر نمي‌رسيد؛ چه آن‌كه آمريكا و غرب نيز حاضر به حمايت مستقيم از نواز شريف در برابر مشرف نبودند و بي‌نظير بوتو براي نواز شريف عملا نقش سپري قدرتمند در برابر ارتش پاكستان بازي مي‌كرد.

از سوي ديگر، برگزاري انتخابات و پيروزي قابل پيش‌بيني خانم بوتو، راه را براي سقوط مشرف هموار مي‌كرد؛ بنابراين، از ميان برداشتن وي، تهديد بالفعلي را از كنار مشرف حذف مي‌كرد، چه آن‌كه بي‌نظير بوتو پيش از ترور، در نامه الكترونيكي به نماينده خود در آمريكا، مسئوليت قتل احتمالي خود را متوجه مشرف دانسته بود.

اما پرسش اصلي كه انجام ترور بوتو به وسيله مشرف را با ابهام روبه‌رو مي‌سازد، شيوه قتل و استفاده از انفجار انتحاري است كه معمولا توسط گروه‌هاي عقيدتي و نه سازمان‌هاي اطلاعاتي استفاده مي‌شود.

به نظر مي‌رسد ISI (سازمان اطلاعات پاكستان) كه نفوذ گسترده‌اي در طالبان دارد، براي ايجاد اين ابهام از شگردي متداول استفاده كرده باشد. قطع ارتباط بدنه گروه‌هاي تروريستي با رأس آن توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي و قرار دادن عوامل نفوذي در لايه‌هاي مياني اين گروه‌ها، اين امكان را فراهم مي‌آورد كه علاوه بر آگاهي از جزييات فعاليت گروه‌هاي نامبرده، در صورت نياز از عوامل عملياتي اين گروه‌ها براي انجام اقدامات تروريستي استفاده شود. در اين روش، عوامل گروه تروريستي با انگيزه انجام عمليات براي اهداف عقيدتي گروه خود، اقدام مي‌كنند، اما درواقع به عامل سرويس اطلاعاتي چيره شده بر اين گروه تبديل مي‌شوند.

به نظر مي‌رسد اين ترفند، اين بار از سوي ISI براي ايجاد انفجاري در عمليات ترور بوتو استفاده شده باشد كه عاملان ترور را گروه‌هاي سلفي نشان دهد!

اما پرسش مهم‌تر اين‌كه چگونه ممكن است با نفوذ گسترده سازمان اطلاعات پاكستان در گروه طالبان، اين گروه بتواند بدون آگاهي اين سازمان، توطئه ترور بوتو را طراحي و اجرا كند و حتي اگر بپذيريم ISI خود در پس اين عمليات قرار نداشته، آيا نمي‌توانست به سادگي آن را كشف و خنثي كند؟

بنابراين، به نظر مي‌رسد مشرف و بخشي از بدنه دولت و سازمان اطلاعات پاكستان، عمليات ترور بوتو را طراحي و كارگرداني كرده باشند كه به علت دشواري و محدوديت‌هاي آنان، اين نمايش، ناشيانه به روي صحنه رفته است.

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:44 | |

 

ناسيوناليسم آئين  جاويدان حيات ملتهاست

یکی از مسائلی که میتوان گفت یکصد سال است ,گريبان ملت هاي اروپائي را گرفته و ملت ما نيز در بيست سال گذشته مورد تهاجم آن قرار گرفته ,مساله چند گونگي طبقات و بالاخره انديشه اي است كه در جامعه قائل به طبقات بوده و مبارزه و جنگ بين طبقات مختلف را دامن مي زند.

وقتي ما معتقديم كه ملت از ارگانيسم زنده اي است كه از قوانين حياتي خاص پيروي مي كند و در يك سيستم هماهنگ ميكوشد تا اين پيكره را از عوامل فساد و تباهي مصون دارد,لاجرم با اين نكته معتقد خواهيم بود كه در اين ارگانيسم زنده هيچگونه كشمكش و مبارزه اي بين عناصر سازنده و بوجود آورنده نمي توان باشد.چون وجود تضاد و كشمكش در وجود هر موجود زنده اي به منزله اعلان مرگ آن موجود زنده خواهد بود,و چون اصل خلقت ,چه در مجموعه كيهاني "كائنات"و چه در جهان جانداران ,بر اصل هماهنگي ها بنيان گذاشته شده است,بدين سبب وجود هر گونه عدم هماهنگي نشانه آن خواهد بود كه دير يا زود در اركان اين نظم خيره كننده خللي وارد خواهد شد.

يكي از ويژگيهاي ناسيوناليسم آنست كه ملت را بعنوان يك مجموعه ويكپارچه و همبسته و به مثابه يك ارگانيسم زنده مورد بررسي قرار مي دهد.

با درك قوانيم حياتي و زيستي اين مجموعه است كه كوشش مي شود پس از شناسايي كامل اين مجموعه "كيفي و كمي"اعمال هر گونه سياستي ,چه در امور داخلي و چه در مسائل خارجي ,در سمت و جهتي باشد كه اين مجموعه كيفي و كمي "ملت"از هرگونه آسيبي مصون بماند و باز در جهت همين آسيب پذيري ملي است كه دولت كه در عرف ناسيوناليسم "تجسم اراده ملت "مي باشد ,فراوان مي كوشد تا در وضع قوانين و شيوه اجراي آن طوري عمل كند كه كوچكترين لطمه اي به حيات ملت و موجوديت آن وارد نگردد.

افراد و گروهاي مختلف به منزله سلولهايي از پيكره ملت مي باشند كه هركدام بنا به مقتضيات خود وظيفه اي در قبال ملت بعهده دارند و وجه تمايز آنها فقط در چگونگي وظايف است نه در تضادي در منافع آنها.

به عقيده ما همه گروهاي اجتماعي ,دانشجو,كارگر ,دهقان,پيشه ور,كارمند و كارفرما همه جزيي از پيكر ملت خود هستندو وظيفه آنها اينست كه در راه حفظ منافع ملي و آرمانهاي ملت خويش شب و روز در كار ساختن و آباد كردن و آفريدن باشند.

در مقابل ,نخستين هدف افكار و انديشه هاي ضد ملي آنست كه اين همبستگي افراد و گروهها را با ملت خود سست نموده و با ايجاد جنگ طبقاتي نيروهاي ملت را كه بايد در راه پيشبرد هدف ها و ارمانهاي ملي و نوسازي و نو آوري بكار رود,صرف منازعه و ستيز داخلي ميان اين نيروهاي خلاق گرداند.

"ماركس"كه مبناي انديشه خود را بر وجود جنگ طبقاتي بنيان گذاشته ,همه جا كوشيده است كه با ايجاد اختلاف طبقاتي ,جنگ ميان طبقات را دامن زده  تا اصل همبستگي و پيوستگي گروههاي ملي را با يكديگر از بين ببرد.جامعه متشتت و پراكنده اي كه منظور نظر ماركس است جز در پناه يك جنگ طبقاتي ميان گروههاي ملت ميسر نيست و در حقيقت ماركس براي از ميان بردن وحدت ملي به بهترين تاكتيك متوسل شده است.

هيچ خدعه و نيرنگي بالاتر از فريب رويايي ماركس نتوانسته جوامع بشري را اين چنين دچار هرج  مرج و تشتت و تهديد به نيستي و نابودي كند

اعتقاد به اين نكته كه ملت از طبقات مختلف تشكيل شده است و همه اين طبقات شب و روز در جهت منافع خود كه از منافع طبقات ديگرجداست وبا هم در حال جنگي دائم و ستيزي مداوم مي باشند,اولين هدف عوامل ماركسيست مي باشد.

تا ملتها در باره شناسايي خود و قوانين حياتي خويش دچار عدم آگاهي هستند,قادر نخواهند بود از موجوديت خويش در برابر يورش افكار و انديشه هاي ضد ملي دفاع كنند .

تنها راه چاره گرايش به ناسيوناليسم آئين حيات ملتهاست.

برگرفته ار كتاب ناسيوناليسم اثر دكتر عاملي تهراني انديشمند فرزانه حزب پان ايرانيست.

لازم به ذكر است اين نوشته در سال 1345 نگاشته شده است.

برگرفته از تارنمای حماسه چالدران

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:38 | |

::

 

به قدرت رسيدن دوبچك در چكسلواكي


 
images/20080105/history.jpg
 

 40 سال پيش در روز 5 ژانويه سال 1968 ميلادي الكساندر دوبچك به عنوان دبير كل حزب كمونيست چكسلواكي ( جمهوري چك و جمهوري اسلواكي امروزي ) انتخاب شد و در واقع قدرت را در اين كشور اروپاي شرقي در دست گرفت.
الكساندر دوبچك در اوهرووك در اسلواكي غربي متولد شده بود. خانواده اش به ايالات متحده مهاجرت كرده اما پس از خاتمه جنگ جهاني اول به ميهن بازمي گردند.

چند سال بعد ، خانواده دوبچك به همراه 300 خانواده ديگر در اتحاد جماهير شوروي اقامت مي گزينند.
در سال 1938 ميلادي استالين دستور مي دهد خارجيان مقيم شوروي بايد تبعه شوروي شوند.
الكساندر دوبچك ترك تابعيت را نمي پذيرد و به كشورش بازمي گردد. در سال 1939 ميلادي ، او به حزب كمونيست چكسلواكي كه مخفيانه فعاليت مي كرد ، پيوست.

دوبچك در اين دوران با طبقه كارگر آشنا مي شود. پس از خاتمه جنگ جهاني دوم ، شوروي با تحميل رژيم كمونيستي به چكسلواكي ، اين كشور كوچك را به يكي از اقمار خود در پشت پرده آهنين تبديل مي كند.

دوبچك به سرعت سلسله مراتب ترقي در حزب كمونيست را مي پيمايد و در سال 1953 ميلادي به مقام دبيركلي حزب منطقه ترنچين مي رسد.

دوبچك يك كمونيست اصلاح طلب بود و نمي خواست كشورش تحت تسلط شوروي باشد.
سرانجام وقتي به سمت دبيركلي حزب كمونيست چكسلواكي مي رسد ، با كمك هوادارانش و حمايت مردم دست به اصلاحات مي زند.

به اين ترتيب ، در روز 5 ژانويه سال 1968 ميلادي الكساندر دوبچك به عنوان دبيركل حزب كمونيست شوروي انتخاب شد و قدرت را در اين كشور به دست گرفت.
دوبچك باني «بهار پراگ» بود. او مي گفت: «ما مي خواهيم يك سوسياليسم با چهره بشري را ايجاد كنيم.» نسيم آزادي بر چكسلواكي وزيدن گرفت و بهار پراگ آغاز شد. افسوس كه دوره آن كوتاه بود و چند ماه پس از به قدرت رسيدن الكساندر دوبچك ، نيروهاي پيمان ورشو به فرماندهي شوروي به كشور كوچك چكسلواكي حمله كرده و به بهار پراگ خاتمه دادند.

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:18 | |

 

روزي كه بابك خرمدين كشته شد

 

 

 

بابك خرمدين چهارم ژانويه سال 838 ميلادي به دستور معتصم خليفه عباسي با قطع تدريجي دست و پا و اعضاي بدن كشته شد و سپس بقيه بدنش را در بيرون شهر سامرا به دار آويختند كه مدتها به همان صورت باقي بود.


  در آن قرن درهر گوشه ايران يك استقلال طلب بپاخاسته بود . در شمال ايران همزمان سه مبارز ــ بابك ، مازيار و افشين ــ بناي مبارزه با حكومت بغداد را گذارده بودند كه بابك در عين حال فرضيه اجتماعي ــ اقتصادي مزدك را هم دنبال مي كرد و خواهان برابري كامل مردم و مالكيت عمومي ( اشتراكي ) بود. پيروان او پيراهن سرخ رنگ بر تن مي كردند و به احتمال زياد دادن عنوان « سرخها » به كمونيستها ريشه در همان زمان دارد . در تاريخ ، آنان را سرخ جامگان ، خرميان و خرمدينان نوشته اند. در آن زمان هنوز اكثريت آذربايجاني ها كه بابك از ميان آنان برخاسته بود دين نياكان ( آيين زرتشت ) را حفظ كرده بودند . بايد دانست كه تا زمان شاه اسمعيل صفوي(پنج قرن پيش ) هم بسياري از مردم شمال ارس و حكمران آنان شروانشاه زرتشتي بودند . همچنين بايد به خاطر داشت كه زبان تركي دو ــ سه قرن بعد با سلجوقيان وارد اين قسمت ايران شد.

    بابك بارها سپاه خليفه عباسي را كه عموما غلامان ترك آسياي مركزي بودند شكست داده بود ، زيرا دژ و استحكامات متعدد داشت . وي با مازيار حاكم تبرستان ( مازندران ) و نيز افشين سردار استقلال طلب ديگر در ارتباط بود . مازيار به دليل همسايگي با طاهريان از دور و در ظاهر احترام خليفه را داشت تا فرصت مناسب به دست آورد و افشين معتقد به انهدام قدرت خليفه از درون بود و بنا براين ، خود را به او نزديك كرده بود ، ولي خليفه از همه چيز باخبر بود و براي تضعيف روحيه استقلال طلبي ايرانيان كه مي گفتند : اسلام بله ؛ حكومت اعراب نه ــ افشين را به جنگ بابك فرستاد . افشين همه مساعي خود را به كار برد تا بابك باقي بماند كه بابك به دليل از دست دادن چند افسر خود به ارمنستان فرار كرد كه در آنجا به دام توطئه افتاد و اسير شد و به افشين تحويل گرديد و افشين راهي جز تحويل او به خليفه نداشت و خليفه او را به طرز دلخراشي كه مورخان آن زمان شرح داده اند و درتاريخ طبري هم آمده است بكشت ،اما بابك تا جان در بدن داشت خود را نباخت . مازيار نيز از طريق اغفال برادرش دستگير و او نيز در سامرا كه معتصم پايتخت خود را به انجا منتقل كرده بود به طرز فجيعي كشته شد و جسدش را دركنار استخوانهاي بابك به دار زدند . سپس نوبت به افشين رسيد كه اورا در بغداد گرفتند و خليفه تماسهاي او با مازيار و بابك را رو كرد و با گرسنگي دادنش كشت و جنازه وي را هم در كنار دوتن ديگر در حاشيه سامرا به دار آويخت . تاريخ خلفاي عباسي و حكام عرب مملو از چنين قتلهايي است ، حتي قتل نزديكان و بستگانشان.

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:11 | |

 

images/20080102/airplane.jpg به دنبال خارج شدن يک فروند هواپيماي مسافربري از باند فرودگاه ، مدير روابط عمومي سازمان هواپيمايي کشوري عنوان کرد، موضوع حادثه از سوي تيم کارشناسي در حال بررسي و تحقيق است.
در ساعت 7.30 صبح ديروز يک فروند هواپيماي فوکر 100 متعلق به شرکت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران هنگام برخاستن از فرودگاه مهرآباد از باند خارج شد و با توقف پرواز تحقيق و بررسي درخصوص علل اين حادثه آغاز شد.
رضا جعفرزاده ، مدير روابط عمومي و سخنگوي سازمان هواپيمايي کشور به جام جم گفت: پس از اين حادثه و خارج شدن هواپيماي پرواز شماره 235 به مقصد شيراز بندر لنگه از باند، تيم هاي امداد و نجات و کارشناسي بررسي در اين خصوص را آغاز کردند. مدير روابط عمومي در پاسخ به پرسش خبرنگار ما درخصوص مجروحان حادثه گفت: اين حادثه تلفات جاني نداشته است ؛ اما وي در ارتباط با تعداد مجروحان عنوان کرد در اين زمينه چون گزارشي به من نرسيده است من پاسخي ندارم.
جعفرزاده در پاسخ به پرسش ديگر «جام جم» مبني بر کنترل هواپيماي فوکر حادثه ديده قبل از پرواز گفت: تمام پارامترها قبل از پرواز مورد بررسي تخصصي قرار مي گيرد و اگر هواپيما مشکلي داشت قطعا اجازه پرواز داده نمي شد. وي تصريح کرد: حتي شرايط جوي نيز از سوي خلبان مورد بررسي قرار مي گيرد که تمام اقدامات لازم قبل از پرواز انجام شده بود؛ اما در رابطه با علت خارج شدن هواپيما از باند بايد منتظر نتيجه تحقيقات کارشناسان باقي ماند.
سخنگوي سازمان هواپيمايي کشوري در ارتباط با 95 مسافر اين هواپيما گفت: پس از انتقال مسافران هواپيماي حادثه ديده به سالن پرواز در ساعت 10.30 يک فروند هواپيماي ديگر جايگزين هواپيماي حادثه ديده شد و مسافران عازم مقصد مورد نظر خود شدند.


 

حادثه هواپيما در مدينه
گزارش ديگري حاکي است روز گذشته هواپيماي 400 حاجي عربستان هم شعله ور شد.
آتش گرفتن يک فروند هواپيماي عربستان سعودي که با فرود اضطراري در مدينه همراه بود شمار زيادي زخمي بر جا گذاشت. هواپيماي پروازهاي داخلي عربستان ديروز با بيش از 400 مسافر حاجي از «مدينه» به «دارالبيضا» مي رفت که 7 دقيقه پس از برخاستن از زمين مجبور به فرود اضطراري شد.
منابع آگاه علت فرود اضطراري اين هواپيما را آتش گرفتن انبار کالاي آن اعلام کردند و از زخمي شدن 20 مسافر خبر دادند. گزارش ايسکانيوز مي افزايد، هنوز جزييات اين رخداد و علت اصلي بروز آتش سوزي عنوان نشده است.

منبع : جام جم

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:5 | |

 

كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست؟
 
با ادغام دو مؤسسه جهاني شدن و گفت‌وگوي تمدن‌ها و تعطيلي مركز دولتي به‌وجودآمده بر اساس ايده گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي، گام ديگري در القاي مظلوميت وي در جامعه برداشته شد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، مركز بين‌المللي گفتگوي تمدنها تا كنون ریاست جواد فريدزاده، عطاءالله مهاجراني و بروجردي، داماد امام را تجربه كرده و با مشكلاتي نيز روبرو بوده است. رياست این مرکز هیچ گاه بر عهده خاتمی نبوده و او پس از پايان دوره خود، مركز غيرانتفاعي و غيردولتي گفتگوي فرهنگها و تمدنها را راه‌اندازي كرد. با اين حال اقدام به تعطيلي رسمي اين مركز، از سوي رسانه‌ها و افكار عمومي نوعي برخورد حذفي با خاتمي تلقي شد.
 
 اين در حالي است كه اندكي پس از پايان دوره رياست‌جمهوري خاتمي، دفتر كوچك خاتمي در ساختمان نهاد رياست‌جمهوري به نام «همراهان» از وي تحويل گرفته شد و پس از بروز برخي مشكلات، نوه امام خميني، ساختماني از بيت امام(ره) را براي فعاليت‌هاي خاتمي در اختيار وي گذارد.

در هفته‌هاي اخير نيز در مشهد، تبريز و به ويژه كرمان، بيلبوردهاي تبليغ سفر خاتمي به اين شهرها، در حمله افرادي ناشناس، تخريب و پاره شد و حتي عده‌اي درصدد ممانعت از سخنراني او در مسجد شهر بم شدند.

اين گزارش مي‌افزايد: به نظر مي‌رسد كاركرد مجموع اين موارد، پروژه تقويت مظلوميت خاتمي در افكار عمومي، آن هم در آستانه انتخابات مجلس هشتم است؛ امري كه با تحريك حس دفاع از مظلوم مردم ايران، می تواند خدمت بزرگی به خاتمی و همراهان اصلاح‌طلبش انجام دهد. 
 
این در حالی است که جامعه شناسان ویژگی «دفاع از مظلوم» را یکی از فاکتورهای مهم در تصمیم گیری های سیاسی مردم ایران می دانند که نمونه آن در انتخابات دوم خرداد موجب پيروزي او شد و حتي در پيروزي محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري اخير، بي‌تأثير نبود. جالب آن که خاتمی حتی در زمان در دست داشتن قدرت و پست ریاست جمهوری با دیده اشک بار در دور دوم ثبت نام کرد و برداشت مظلومیت او يكي از عوامل افزایش 2 میلیونی رای او نسبت به دور اول شد.

اكنون پرسش اينجاست كه كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست و در آستانه رقابت‌هاي انتخاباتي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان، چه كساني اين‌گونه به مظلوميت خاتمي كه مي‌تواند به محبوبيت او و همراهانش بينجامد، دامن مي‌زنند؟
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:1 | |

 

كنده شدن چرخ هواپيما هنگام برخاستن از مهرآباد
               
مرکز کنترل ترافيک هوايي فرودگاه مهرآباد تهران گفت: هواپيماي فوکر 100 ايران اير ساعت 7:30 دقيقه صبح امروز هنگام برخاستن از باند 29 چپ فرودگاه مهرآباد دچار حادثه شد.
 
رسولي‌نژاد در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزي خبر افزود: خوشبختانه همه مسافران سالمند، اما هواپيما به شدت آسيب ديده است.
وي گفت: اين هواپيما که حدود صد مسافر داشت، قرار بود از تهران به مقصد شيراز پرواز کند، اما چرخ‌هاي هواپيما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و بال هواپيما آتش گرفت.
وي گفت: هواي سرد و حضور به موقع نيروهاي امداد زميني فرودگاه مهرآباد به کنترل سريع آتش سوزي کمک کرد.

مدير مرکز کنترل ترافيک هوايي فرودگاه مهرآباد گفت: مسافران پرواز 235 فوکر صد ايران‌اير در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد منتظرند تا با يک هواپيماي جايگزين به مقصد خود پرواز کنند. 
 
منبع خبر : تابناک
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:42 | |

 

ابوالفضل عابدینی به یکسال زندان محکوم گردید 

سرور ابوالفضل عابديني در كنار پرچم شيرو خورشيد

امروز صبح 11/10/1386 دادگاه ابوالفضل عابدینی (مربوط به اتهامات و دستگیری سال 84) در اهواز برگزار گردید و در موارد اتهامی "اقدام علیه امنیت ملی" ،"اهانت به رهبری" و "عضویت در حزب پان ایرانیست "مجرم شناخته شده و به 1 سال حبس محکوم گردید. این در حالی است که ایشان حدود 7 ماه از این دوران را به سال 1384 و 1386در زندان سپری کرده است.در پی اعتراض سرور عابدینی حکم به دادگاه تجدید نظر فرستاده خواهد شد.

دادگاه دیگر وی در پی اتهامات سال 86 (ادامه نوشتار در بخش دوم را حتماً بخوانید)در در شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز و شعبه 1 دادگاه انقلاب شوش برگزار خواهد شد.خبرهای دیگر در این باره روزهای آینده روی تارنما قرار خواهد گرفت. 

صدای عابدینی را از زندان گوش کنید.(فایل هاmp3 و زیپ شده به گنجایش700 کیلو بایت هستند) 
 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تلاش های ما و دیگردوستان پان ایرانیست در ارائه مدارک و مستندات و نوشتارها درباره سرور عابدینی دراین تارنما به بار نشست. برای آگاهی بیشتر نوشتار زیر را که چندی پیش آمده شده بود، بخوانید: 

مسئولان پرونده پس از ارائه مدارکی مبنی بر خبرنگار بودن سرور عابدینی در این تارنما برای نخستین بار و انتشارآن در گستره ی اینترنت و نوشتار های یاران پان ایرانیست در مورد اندیشه میهن پرستانه ی عابدینی دست به اقدام جالبی زدنده و در تفهیم اتهام از عدم خبرنگاردانستن ایشان و تلاش برای بمب گذاری از سوی او سخنی به میان نیاورند. پخش این اخبار تنها در پی انحراف افکار عمومی و آماده نمودن جو بیرون برای صدور حکمی سنگین علیه عابدینی بوده است که با تلاش های همگانی این دسیسه بی اثر گردیده است. 

* چگونه خانه مطبوعات به ابوالفضل عابدینی  در روز خبرنگار سکه جایزه می دهد؟!

*حرکت ناکام: پرونده ی دوگانه ،اتهامات دوگانه ، دادگاه دو گانه !

* پرونده ابوالفضل عابدینی در خانه مطبوعات چه شد؟

* شکم گرسنه عامل تحریک کارگران! 

به دوستان بگویید من از دادگاه آقایان هیچ ترسی ندارم اگرامروز مرا آزاد کنند همان ابوالفضل عابدینی هستم که بودم چون کار من اشتباه نبوده و هیچ خیانتی به مملکت نکردم هر چه بود در راه میهنم بود. 
 

در پی ارتباط با سرور عابدینی در زندان، به هنگام در میان گذاشتن خبر جدید خبرگذاری رسمی جمهوری اسلامی ایران( ایرنا) مبنی بر اتهامات "تلاش برای بمب گذاری" و "عدم خبرنگار بودن" شگفت زده گردیدو بیان نمود که: در تفهیم اتهام به من هیچ کدام از موارد ذکر شده بالا بیان نگردید. ایشان موارد اتهامی تفهیم شده به خود را اینگونه برشمرد:

1.تبانی جهت اخلال در نظم عمومی کشور

2. عامل تحریک و تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه

3. مصاحبه با رادیوهای بیگانه (رادیو فردا)

4. عضویت در حزب پان ایرانیست،فعالیت در این حزب و شهید خواندنِ زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی در تارنمای خود! 

همچنین پرونده ای شبیه آنچه در اهواز برای سرور عابدینی تدارک دیده شده در شهر شوش نیز آماده شده تا مدت زمان بیشری اطاله دادرسی کنند و ایشان را در حبس نگه دارند. در همین رابطه تمامی کارگران هفت تپه که به عنوان متهم در پرونده هستند بیان کردند که عابدینی آنان را تحریک نکرده و فقط رسالت خبرنگاری خود را انجام داده و هر آنچه که در دادگاه شوش با فشار بر ضد عابدینی بیان کرده اند را رد کردند و عامل اعتصابات خود را شکم گرسنه زن و بچه خود عنوان کردند.(قابل توجه دولت مهرورز با درآمد میلیاردی پول نفت).

برای آگاه شدن خوانندگان گرامی باید یادآوری کنم که براساس قانون فعلی ملاک خبرنگار بودن شخص ،عضویت در خانه مطبوعات و انجمن صنفی خبرنگاران نیست چرا که در حال حاضر بسیاری از خبرنگاران خوزستانی عضو نیستند این انجمن ها و خانه مطبوعات نیستند. خانه مطبوعات انجمنی است که برای احقاق حقوق جامعه مطبوعاتی است و عضویت در ان اختیاری می باشد؛ هر چند که این وظیفه خود را نیز به خوبی ایفا نمی کند و در حال حاضر زمان تصدی آقایان دراین دوره به پایان رسیده و مجمع عمومی آن به تعویق افتاده و هم اکنون از لحاظ حقوقی دارای ایراد است. آقایان پاسخ دهند که چگونه ابوالفضل عابدینی از سوی هفته نامه بهار سبز به خانه مطبوعات معرفی شده و در روز خبرنگار به ایشان سکه جایزه داده می شود!!! بر اساس اطلاعاتی که کسب کردیم عابدینی عضو خانه مطبوعات بوده و در انجا دارای پرونده است اما ظاهرا پرونده او مانند بسیاری از پرونده های دیگر در موقع لزوم ناپدید شده است!!!  

{موارد اتهامی را بخوانید و خود قضاوت کنید که چه کسانی در نظم عمومی کشور اخلال ایجاد می کنند مافیای شکر که با وارد نمودن میلیون ها تن شکر بیش از نیاز مصرف داخلی و برای باج دادن به کوبا کمر کارخانه های تولید شکر در خوزستان را شکسته است، یا یک خبرنگار خوزستانی؟عامل تحریک و تظاهرات کارگران به گفته خودشان شکم گرسنه زن و بچه شان به دلیل دریافت نکردن چند ماه حقوق بوده و یا ابوالفضل عابدینی.گفتگو با رادیو های بیگانه از کی جرم بوده که اینک به این بهانه بندی به اتهامانت عابدینی افزوده شده است؟از کی تا کنون عضویت در حزب پان ایرانیست جرم است و میهن پرست، مجرم ؟آقایان مگر به گفته خودتان هر که در راه میهن خود کشته شود شهید نیست؟ جرم زنده یاد دکتر عاملی تهرانی چه بود ؟آیا در راه میهن خود کشته نشد؟ آیا در حکومت پیشین به میهن خود خیانت کرد و یا دیتش به خون کسی آلوده شد؟(در آینده از چگونگی یه شهادت رساندن ایشان اسنادی را پیش روی شما خواهم گذارد.)} 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک(باهماد پان ایرانیست خوزستان)

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:21 | |

 

تعریفی نو برای وزارت امور خارجه:

سازمان حمایت از منافع کشورهای خارجی در ایران!!!

 

حکومت فرقه ای آشکارا  خبر فروش ایران را اعلام نمودند!

 

سعید جلیلی و بخشایش خلیج فارس:

سعید جلیلی

سعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی  که در دیدار با وزیر امورخارجه عمان سخن می گفت از خلیج فارس تحت عنوان خلیج دوستی

نام برد.

جلیلی بر دیدگاه جمهوری اسلامی  در ایجاد اتحاد و اتفاق نظر بین کشورهای شمال وجنوب خلیج فارس گفت: آنچه تحت عنوان خلیج دوستی مطرح شده است یک شعار نیست بلکه نگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.

دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان تاکید کرد: کشورهای منطقه با رایزنی و همکاری می توانند نقش موثر خود را در ایجاد آرامش و ثبات منطقه ایفا نمایند.

براستی که هنوز داغ جسارت و بی شرمی اعراب از حضور احمدی نژاد در اجلاس دوحه از ذهنمان برون نرفته بود که شنیدیم یکبار دیگر با حیثیت و شرف یک ملت به چه سان بازی می کنند .

هر یک گام که اعراب پیش می گذارند سران حاکمیت فرقه ای به عقب می نشینند .

دوره ای در یادمان هست که اعراب از خلیج دم میزدند و اندکی بعد با جسارت تمام از خلیج عربی یاد کردند و پس از حضور احمدی نژاد در اجلاس دوحه بصورت رسمی آن جسارت را در حضور رئیس جمهور یک ملت تکرار کردند و ما سکوت کردیم.

حال در داخل شاهد عقب نشینی از عنوان جاودانه و همیشگی خلیج فارس هستیم.

بارها از بدو پیدایش حاکمیت فرقه ای ذکر خلیج اسلامی کردند و این نام را با خود به گور بردند و حال نیز دم از خلیج دوستی و ....

بی شک خلیج فارس جولانگاه این لفاظی ها نیست .خلیج فارس خانه هر ایرانی است و ناموس هر ایرانی .پس بازی با ناموس ایرانی امری نیست که تبعاتی در بر نداشته باشد .

خلیج فارس همه زندگی ماست و آب خلیج فار س همان خونی است  که در رگهای با غیرت هر ایرانی در جریان است و هر گونه تعدی به نام مقدس آن خطه خیانتی بس نابخشودنی است.

 

سخنگوی وزارت امور خارجه، ایران عهد ناصری را زنده کرد!!!:

براساس معيارهاي موجود، سهم ايران از درياي خزر حدود 20 درصد است كه براي رسيدن به آن تلاش كرده‌ايم و از اين حق خود كوتاه نمي‌آييم.

سيدمحمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه امروز اين مطلب را در جمع خبرنگاران و در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه اطلاعات درباره اظهارات اخير وزير امور خارجه در مورد سهم ايران از درياي خزر اعلام كرد.

وي افزود: جمهوري اسلامي ايران با تقسيم منصفانه درياي خزر مخالفتي ندارد و رايزني و مشاوره در مورد آينده اين دريا بر اين مبناست.

رژيم حقوقي هم براساس اصل انصاف كه تعريف خاصي در مقررات بين‌المللي دارد، تعيين مي‌شود.

وي در پاسخ به سؤال خبرنگار ديگري درباره سفر هيات عراقي به تهران، گفت: قرار است هيات عراقي به تهران بيايد كه البته زمان آن تعيين نشده است.

حسيني اضافه كرد: قرار است در جريان اين سفر، پيرامون مسائل مورد توافق در گذشته مذاكره شود كه لايروبي اروندرود در چارچوب معاهده 1975 الجزاير از جمله آنها است.

وي با اشاره به تشكيل دفتر مشترك ايران و عراق در اين زمينه، افزود: نمايندگان ايراني در اين دفتر مشخص شده‌اند و بايد طرف عراقي نمايندگان خود را معرفي كند تا در چارچوب معاهده 1975 الجزاير مذاكره شود.

وي همچنين درباره مذاكرات بعدي ايران و آمريكا هم گفت: نظر ما انجام مذاكره و حداكثر در سطح سفير است و زمان آن را هم در رايزني‌ها مشخص و اعلام مي‌كنيم.

سخنگوي وزارت خارجه سفر لاريجاني را به مصر شخصي اعلام كرد و گفت: به لحاظ شناخت مصر از آقاي لاريجاني، گفتگوهايي انجام شده است.

وي افزود: در مورد روابط دو كشور نيز تأكيد طرفين بر ادامه گفتگو در سطوح مختلف است و براساس عزم و اراده جدي مسئولان برخي مسائل قابل حل است.

حسيني در مورد ادعاي تحويل مداركي از دخالت ايران در امور آذربايجان از سوي مقام‌هاي آذري به سفير كشورمان گفت: سفير ايران به درخواست خود ديداري با مسئولان وزارت خارجه جمهوري آذربايجان انجام داد و اين ديدار درباره قطعه زميني بود كه سفارت خواهان آن بود و دراين ملاقات هيچ مدرك و سندي تحويل سفير ما ندادند و اصلاً بحثي هم راجع به آن موضوع مطرح نشد.

حسيني تأكيد كرد: انتظار ما از دولتمردان آذري اين است كه فضاي نامناسب رسانه‌اي را كنترل كنند.

وي همچنين با اعلام اين كه تاكنون تماس جديدي بين سولانا و جليلي برقرار نشده است، درخصوص مسأله خريد تجهيزات جديد موشكي توسط ايران از روسيه گفت: گفتگوهايي كه با روسها داريم روي تجهيزات دفاعي و در چارچوب مقررات بين‌المللي است كه از گذشته داشتيم و در آينده هم داريم.

وي افزود: در سفري كه روس‌ها به تهران داشتند، درخصوص تجهيزات موشكي مسأله‌اي مطرح نشد.

وي با بيان اين كه مرز ايران و پاكستان باز است، ترور بوتو را واقعه‌اي دردناك خواند و ابراز اميدواري كرد كه با تلاشهاي مسئولان آن كشور، آرامش و امنيت به پاكستان بازگردد.

وزير امور خارجه روزگذشته با اشاره به اين نكته در سهم ايران از درياي خزر هيچ‌گاه 50درصد نبوده است از تعيين رژيم حقوقي اين دريا توسط ايران، تركمنستان و آذربايجان خبر داد.

بر گرفته از روزنامه اطلاعات

در همین رابطه:

مدارک غیر قابل انکار مالکیت ایران بر ۵۰٪ دریای مازندران را آشکار می کند

حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:27 | |

 

اورژانس صد و پانزده كرمان در بخش جاده‌اي و شهري نيازمند 112 پايگاه است
 

 اورژانس 115 كرمان در بخش جاده‌اي و شهري نيازمند 112 پايگاه و 2 هزار و 754نفر نيروي انساني است.

سرپرست مركز مديريت حوادث و فوريت‌هاي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي استان كرمان با اعلام اين مطلب گفت: تعداد آمبولانس‌هاي موجود جوابگوي نيازهاي استان نيست، ضمن اين كه لازم است همه پايگاه‌ها به خطوط ارتباطي تلفن و بيسيم مجهز شوند.

به گزارش ايسنا، دكتر محمد پندار در خصوص وضعيت اورژانس جاده‌اي و شهري استان كرمان و مشكلات آن گفت: در حال حاضر استان داراي 50پايگاه اورژانس 115 است كه از اين تعداد 32 پايگاه مربوط به پايگاه‌هاي جاده‌اي و 18 پايگاه اورژانس شهري است.

وي افزود: مناطق جنوبي به خصوص شهرستان‌هاي منوجان و رودبار، بدون پايگاه اورژانس هستند و در بعضي از مناطق شهري مثل رابر، فارياب و بلوك هم هنوز پايگاه اورژانس وجود ندارد.

او اظهار داشت: پايگاه‌هاي موجود حدود 20 درصد استان را پوشش مي‌دهد كه حد متوسط آن در كشور 48 درصد و حد مطلوب و استاندارد آن در دنيا 80درصد است.

وي تصريح كرد: استان كرمان حدود 7 هزار كيلومتر راه اصلي و فرعي دارد كه به اين ترتيب به ازاي هر 50تا30 كيلومتر، يك پايگاه اورژانس جاده‌اي بايد وجود داشته باشد و به ازاي هر 50 هزار جمعيت شهرنشين يك پايگاه جاده‌اي بايد داشته باشيم.

دكتر پندار اضافه كرد: استان كرمان با جمعيت دو ميليون و 700 هزار نفر حدود 60 درصد جمعيت شهري دارد و به اين ترتيب شهر كرمان به 32 تا 40 پايگاه شهري نياز دارد كه در حال حاضر فقط 18 پايگاه در كل استان وجود دارد.

وي ادامه داد: با اين اوضاع و احوال و با وجود كمبودها در اين بخش با همكاري پليس، تغيير رويه رانندگي مردم و اجراي قانون و ترميم نقاط حادثه خيز جاده‌اي و به موقع رساندن مصدومين حوادث به بيمارستانها، در هشت ماه اول امسال نسبت به سال گذشته حدود 30درصد كاهش تلفات جاده‌اي داشته‌ايم. ‌وي گفت: براي راه‌اندازي هر پايگاه در استان 250ميليون تومان اعتبار لازم است. در سفر هيات دولت به استان كرمان ايجاد 20 پايگاه مصوب شد كه از اين تعداد 6 پايگاه براي شهرستانهاي جنوبي استان مبادله موافقت‌نامه شده است و 10 درصد اين پايگاه‌ها هم در حال ساخت است.

سرپرست مركز مديريت حوادث و فوريت‌هاي پزشكي استان به كمبود نيروي انساني در پايگاه‌هاي اورژانس جاده‌اي و شهري اشاره كرد وگفت: در حال حاضر كل نيروهاي پايگاه‌هاي جاده‌اي و شهري 302 نفر است كه حد استاندارد آن 850 نفر است و براي به حد مطلوب رسيدن 162 پايگاه جاده‌اي و شهري، 2 هزار و 754 نفر نيروي انساني مورد نياز است.

دكتر پندار در خصوص كمبود دستگاه‌هاي آمبولانس اورژانس 115 افزود: در 10 پايگاه جاده‌اي و شهري، آمبولانس مناسب وجود ندارد و آمبولانس‌هاي موجود هم كارآيي مناسب در برف و نقاط صعب‌العبور را ندارند. متاسفانه ذخيره و پشتيباني آمبولانس صفر است و استان جهت حفظ منابع موجود حداقل به 30 آمبولانس كمك دار نياز دارد.

وي يادآور شد: از نظر ارتباطي نيز در بسياري از نقاط استان امكانات ارتباط تلفن همراه و ارتباط با 115 وجود ندارد و متاسفانه اتفاقاتي كه در نقاط كور ارتباطي به وقوع مي‌پيوندد، با زمان طولاني به اورژانس خبر داده مي‌شود كه متاسفانه تلفات انساني دراين بخش بالاست. براي رفع اين مشكل با شركت مخابرات مكاتبه شده و نقاط كور چندين بار به آنها اطلاع داده شده‌است. ‌وي اضافه كرد: لازم است همه پايگاه‌هاي اورژانس 115 به تلفن ثابت، همراه و بيسيم مجهز باشند و مراكز ديس‌پيجينگ نيز توسط تلفن 115 مخصوص همان شهر مجهز شود.

وي به نيازهاي اورژانس استان اشاره كرد و اظهار داشت: در حال حاضر نيازهاي استان كرمان، نيروي انساني، تجهيزات اورژانس مثل آمبولانس، احداث پايگاه، بيسيم ارتباطي، بيسيم ماهواره‌اي، تلفن همراه و تلفن ثابت است و اعتبار كم موجود به هيچ عنوان پاسخگوي نيازهاي اورژانس نيست. بايد دانست سرمايه‌گذاري در بخش سلامت از اركان مهم سياستگذاري است و هرگونه صرف هزينه در اين بخش سرمايه گذاري تلقي مي‌شود، زيرا منجر به حفظ جان انسانها و اموال عمومي و خصوصي مي‌شود.

سرپرست مركز مديريت حوادث استان ادامه داد: براي كاهش خسارات ناشي از تصادفات، استاندارد كردن راه‌هاي ارتباطي استان و هماهنگ كردن راه‌ها با ظرفيت رو به رشد وسايل نقليه لازم است. راه‌ها بايد دوبانده شوند و نقاط حادثه خيز ترميم شوند و وسايل هشداري و امدادي در مسير آماده‌باش باشند.

وي در خصوص امكانات هوايي اورژانس گفت: اورژانس 115 داراي يك پايگاه هوايي است كه در حال حاضر يك هلي‌كوپتر استيجاري از هوانيروز تا شعاع 100كيلومتري در اوقات روز و آب و هواي مناسب مي‌تواند خدمات بدهد.

پندار تصريح كرد: آمبولانس‌هاي ما در همه پايگاه‌ها مجهز به امكانات اوليه امداد و نجات هستند، اما هنوز در مواردي مثل الكتروشك، بنتي لاتور و پروتامل كه هزينه بر هم هست، مشكلات زيادي داريم.

سرپرست مركز مديريت حوادث و فوريت‌هاي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي استان كرمان خاطرنشان كرد: باتوجه به شروع فصل سرما و زمستان از 15 آذرماه تا 15 اسفندماه طرح امداد و نجات جاده‌اي با همكاري پليس راه، اورژانس 115، اداره راه و ترابري، هلال احمر و ساير ارگان‌هاي ذيربط با محوريت نيروي انتظامي تشكيل و تمهيدات خاصي در نقاط حادثه‌خيز استان انديشيده شده‌ است.

بر گرفته از اطلاعات

 سایر اخبار کرمان

ساخت 3 هزار و 600 واحد مسكوني براي مددجويان كرمان‌

باشگاه امدادگران جمعيت هلال‌احمر استان كرمان‌ تاسيس مي‌شود

اجراي طرح استفاده از «تاكسي بي‌سيم ويژه بانوان» در كرمان‌

80 هزارمتر مربع از اراضي «طاهرآباد» كرمان، از زمينخواران پس گرفته شد

پنجاه و چهار ميليارد تومان صرف منابع طبيعي و آبخيزداري استان كرمان مي‌شود‌

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:9 | |

 

هدف مشكوك انتشار مقاله ضدايراني عاشق ناكام صدام

روزنامه ضدايراني «الوطن» ـ چاپ كويت ـ منسوب به خاندان حاكم بر كويت كه توسط «شيخ علي الصباح»، فرزند «خليفه الصباح»، وزير نفت سابق كه مختلس معروفي در جريان قراردادهاي نفتي كشورش به شمار مي‌رود، مقاله‌اي را از «فهد الاحمد الصباح» كه به همراه صدام و ملك حسين اردني، اولين شليك‌‌كننده تير به سوي ايران در سال 59 بود، منتشر كرده است كه وي ضمن وارد كردن اتهاماتي بي‌پايه به  ايران، از «پيروزي‌هاي عراق» تجليل كرده است!

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، «فهد الاحمد»، برادر امير سابق و كنوني كويت كه در جريان اشغال كويت توسط عراق در سال 1990ميلادي به دست ارتش بعثي عراق كشته شد، در اين مقاله با عنوان «پيش از آن‌كه بر ما جنگي تحميل شود، بايد خود را آماده كنيم» آورده است: «ايراني كه به كتاب خدا، نداي عقل و وجدان انساني و جهاني اهميت نمي‌دهد و معاهدات بين‌المللي و قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد را زير پا مي‌گذارد، بعيد نيست با هدف كسب پيروزي، دست به اقدامي ماجراجويانه عليه كويت و گسترش دامنه جنگ به منطقه كند».

در ادامه مقاله اين شاهزاده كويتي كه در جريان جنگ عراق عليه ايران نوشته شده، آمده است: «عراق در اين جنگ، شكست‌هاي جبران‌ناپذير و فراموش‌نشدني را به نظام ايران
تحميل و پيروزي باشكوهي را نصيب عراق كرد و دروغگويي نظام ايران را نه تنها براي ملت آن كشور، كه براي تمامي جهانيان به اثبات رساند».

وي افزوده است: «نظام ايران هم‌اكنون مانند گرگي زخمي است كه براي به دست آوردن حتي يك پيروزي، دست به اقدامي خودسرانه عليه كويت بزند؛ به ويژه كه پس از تهديدهاي اخير، ايراني‌ها مي‌گويند كويت در درگيري نظامي كنوني، بي‌طرف نيست».

«فهد الاحمد» با اشاره به اين تهديدات از سوي ايران، از كشور خود خواسته بود كه براي مقابله با وقوع هر نوع جنگي از سوي ايران آماده باشند و نشان دهند كه سكوت آنها در برابر اين حماقت‌ها و تهديدها از ضعف نيست، بلكه از حكمت و رهبري حكيمانه در سياست كويت است.

وي در پايان با ذكر آيه «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم» آورده است: «بايد با نازي‌هاي جديد با قلبي پاك و سينه‌اي آهنين مقابله كرد كه اگر ايران روزي به سوي اين سرزمين پاك حمله‌ور شد، بداند در حساب‌هاي خود اشتباه كرده است!».

اين گزافه‌گويي‌ها، تنها گوشه‌اي از مواضع حكام جاهل كويت نسبت به ايران است. اين در حالي است كه ایرانیان در هنگام كمك‌هاي ميليارد دلاري كويت به عراق در جنگ عليه ايران، با اطمينان خاطر، نسبت به شكست صدام و حمله به كويت هشدار داده بودند!

گفتني است، به نظر مي‌رسد با وجود گذشت بيست سال از پايان جنگ ايران و عراق و هفده سال از مرگ «فهد الاحمد» و در شرايطي كه گفته مي‌شود امير كويت قرار است به ايران سفر كند، هدف اين رسانه از انتشار مقاله يادشده، ضربه زدن به روابط دوجانبه ايران و كويت باشد.
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:45 | |

 

برنامه خاتمي در بم غيرقانوني مي‌شود؟

 

شنيده‌هاي خبرنگار «تابناك» كه در بم حضور دارد، از جلسه شوراي تأمين بم و تصميم اين شورا براي ارايه ندادن مجوز به اجراي برنامه خاتمي در بم حكايت دارد.

بنا بر اين گزارش، قرار بود خاتمي بر اساس برنامه قبلي، امروز هم‌زمان با چهارمين سالگرد زلزله بم، وارد اين شهر شده و در مسجد رسول(ص) اين شهر با مردم ديدار و براي آنان سخنراني كند.
حضور خاتمي در ميان مردم شهر زلزله زده بم؛ هشتم دي ماه 1382
 
با اين حال، روز گذشته، برخي پلاكاردهاي اطلاع‌رساني اين برنامه در شهر بم، كنده شده و امروز در بم شنيده مي‌شود شوراي تأمين با برگزاري اين برنامه مخالفت كرده است.

اين در حالي است كه هم‌اكنون خاتمي در راه كرمان ـ بم بوده و قرار است پس از فاتحه‌خواني در گلزار شهدا و مزار قربانيان زلزله دلخراش بم، بعدازظهر امروز براي مردم سخنراني كند.

گفته مي‌شود، فرماندار بم نيز شهر را ترك كرده است.
 
بر اساس آخرین خبر، خاتمی حدود ساعت 11 وارد بم شد و با شعار «صل علی محمد» مورد استقبال مردم این شهر قرار گرفت. همراهان خاتمی بر برگزاری برنامه دیدار با مردم اصرار دارند.وی در بدو ورود به شهر بم با توجه به فرارسیدن وقت نماز با حضور در مسجد امام خمینی(ره) این شهر نماز ظهر و عصر خود را به امامت حجت الاسلام طاحونی امام جمعه بم اقامه نمود.
 
گفتنی است بر اساس برنامه ، ساعت 14:30 امروز سید محمد خاتمی در مسجد جامع صاحب الزمان شهر بم سخنرانی خواهد کرد.
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:39 | |

 

چه كساني ديپلماسي را نمي‌فهمند؟

نوشتاری از سعید منتظر

     


دكتر احمدي‌نژاد در گزارش تلويزيوني خود در 25 آذر ماه، منتقدان حوزه ديپلماسي را به نفهميدن پيچيدگي‌ها و ظرايف سياست خارجي متهم كرد و از عملكرد مطلوب خود در عرصه ديپلماتيك خبر داد.
اين‌كه سياست خارجي، پيچيده‌ترين عرصه سياست‌ورزي است و به دليل دخيل شدن ده‌ها پارامتر و عامل مستقيم و غيرمستقيم در روابط بين‌الملل، هنر ديپلماسي بيش از ديگر فنون سياست، نيازمند دانش، مهارت و تجربه است، ترديدي نيست و شايد در بي‌اطلاعي بخشي از منتقدان سياست خارجي دولت نهم از ظرايف و پيچيدگي‌هاي ديپلماسي، حق با رئيس‌جمهور باشد، اما پرسش اينجاست كه آيا سياست خارجي دولت نهم كارآمد و پربار و جامع است؟
به عبارت ديگر، آيا عملكرد سي ماهه دكتر احمدي‌نژاد و يارانش در روابط خارجي، دستاوردهايي متناسب و دست‌كم بيش از هزينه‌ها را براي ايران به همراه آورده است؟

پيش از جستجوي پاسخ اين پرسش، بايد به انتظارات دولت نهم از نتايج و دستاوردهاي فعاليت خود در عرصه سياست خارجي نيز توجه كنيم؛ هنوز چند ماهي از آن روز نگذشته است كه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، اقدام سيدمحمد خاتمي، رئيس‌جمهور سابق در ارايه طرح گفت‌وگوي تمدن‌ها را منفعلانه و بدون نتيجه براي كشور خواند؛ اقدامي كه منجر به ناميده شدن سال 2001 به سال «گفت‌وگوي تمدن‌ها» از سوي سازمان ملل و به دنبال آن، استقبال بيشتر كشورهاي جهان از اين ايده شد. منفعلانه ناميدن سياست خارجي دولت اصلاحات از سوي دولت نهم در شرايطي صورت مي‌گيرد كه رياست محترم آن در دو سال و نيم گذشته، اقدام به انجام 41 سفر خارجي كرده‌ كه بيشتر اين سفرها به كشورهاي منطقه بوده است.
انجام چهار سفر به عربستان سعودي، سه سفر به جمهوري آذربايجان، دو سفر به قطر، تركمنستان، ارمنستان و سوريه و يك سفر به افغانستان، بحرين، كويت، امارات، عمان و قرقيزستان نشان مي‌دهد كه دكتر احمدي‌نژاد به جز عراق كه از نظر امنيتي، امكان سفر به آنجا فراهم نبوده است و تركيه و پاكستان كه دعوت رسمي از ايشان نكرده‌اند، دست كم يك بار به كشورهاي منطقه سفر كرده‌اند، اما آيا حاصل اين 41 سفر خارجي در اين مدت كوتاه قابل پذيرش است؟

براي پاسخ به اين پرسش، به بررسي دو كشوري كه دكتر احمدي‌نژاد بيشترين سفر خارجي را به آنها انجام داده است، بسنده مي‌كنيم؛ انجام چهار سفر به عربستان سعودي در فاصله دو سال، در حالي صورت مي‌گيرد كه اميرعبدالله، پادشاه عربستان به رغم دعوت‌هاي پي‌درپي از سوي دولت نهم، از آغاز پادشاهي خود به جمهوري اسلامي سفر نكرده و در يكي از اظهارات خود، علت آن را جلوگيري از استفاده تبليغاتي دولت ايران از اين مسئله عنوان كرده است.
اين در حالي است كه رئيس‌جمهور ايران با شادماني به عنوان يكي از هزار ميهمان ويژه حج امسال، راهي عربستان سعودي مي‌شود و علاوه بر آن‌كه امكان شركت در مراسم «برائت از مشركين» را نمي‌يابد، اين دعوت را كه شامل سران كشورهاي اسلامي بوده و به صورت هر ساله و عمومي از همه كشورهاي اسلامي به عمل مي‌آمده و در بيست سال گذشته مورد قبول رؤساي جمهور ايران واقع نشده، افتخار و پيروزي براي سياست خارجي دولت نهم مي‌خواند.

كشور ديگري نيز كه دكتر احمدي‌نژاد در دو سال گذشته سه بار به آن سفر كرده‌اند؛ يعني جمهوري آذربايجان كاري در اقدامي بي‌سابقه رسما جمهوري اسلامي را به طراحي كودتا در اين كشور متهم مي‌كند؛ كاري كه حتي با كشورهايي كه روابط چندان مناسبي با آنان ندارند، كمتر رخ مي‌دهد، اما در يك سال اخير، علاوه بر كشورهايي چون يمن، حتي در بحرين و جمهوري آذربايجان كه هر دو كشور در گذشته‌اي نه چندان دور، جزيي از ايران بوده‌اند و به لحاظ وسعت، جمعيت، توان اقتصادي و نظامي، قابل مقايسه با ايران نيستند، رخ داده است.
به راستي، اگر هر رئيس‌جمهور كشور بزرگ و قدرتمندي مانند ايران سه بار به كشور كوچك و آسيب‌پذيري نظير جمهوري آذربايجان سفر كند و حتي نتواند اين همسايه كوچك را به رعايت كمترين مناسبات ديپلماتيك؛ يعني متهم نكردن همسايگان براي حل مشكلات داخلي خود وادار كند، اين سفرها چه دستاوردي خواهد داشت؟

جالب‌تر آن‌كه مواضع ضدايراني باكو در سال‌هاي اخير در نزديكي به آمريكا و اسرائيل و حتي قرار دادن نوار مرزي با ايران براي استفاده نظامي اين كشورها به اندازه‌اي آشكار است كه حتي پوتين، بارها به استفاده ابزاري آمريكا از جمهوري آذربايجان جهت تهديدات امنيتي عليه ايران اعتراض كرده است، اما دولت نهم با متهم كردن منتقدان خود به نفهميدن ديپلماسي بر اين رويه پافشاري مي‌كند.
اگر دولت نهم و سياست خارجي دولت‌هاي گذشته را منفعل مي‌خوانند، به صراحت اعلام كنند دستاورد سه سفر دكتر احمدي‌نژاد به جمهوري آذربايجان در آذر ماه 1384، ارديبهشت 1385 و مرداد 1386 چه بوده است و چرا پس از اين سه سفر پياپي و بي‌سابقه، چنين گستاخي‌هايي از سوي جمهوري آذربايجان با ايران، رخ مي‌نمايد.

به نظر مي‌رسد اكنون كشورهاي منطقه بيش از گذشته، به خويش اجازه گستاخي و گرفتن مواضع جاه‌طلبانه عليه ايران را مي‌دهند، چه اگر اين‌گونه نبود، پادشاه بحرين جرأت رد دعوت به ايران را به رغم سفر معذرت‌خواهانه وزير خارجه جمهوري اسلامي به اين جزيره كوچك نمي‌داد و دبير شوراي همكاري خليج [فارس] شجاعت قرار دادن پيش‌شرط بازپس دادن جزاير سه‌گانه به امارات را براي بررسي پيشنهادهاي دوازده‌‌گانه ايران به اين شورا مطرح نمي‌كرد. آيا وضعيت به حدي نزول كرده است كه خود را با كشورهاي چون عراق و يمن كه هر دو دچار جنگ داخلي بوده و دولت مركزي توانايي ندارند، مقايسه ‌كنيم و از اين‌كه با وجود تمايل اين دو كشور به همراهي ايران، تنها رئيس‌جمهور ايران به شوراي همكاري كشورهاي خليج (فارس) دعوت شده است، احساس مسرت و پيروزي مي‌كنيم.

آيا نبايد دستاوردهاي ديپلماسي در حوزه‌هاي اقتصادي، حقوقي، امنيتي و فرهنگي به نتايج ملموس تبديل شود كه اگر اين‌گونه است، دستاورد 41 سفر خارجي رئيس‌جمهور در دو سال را كه بيش از سفرهاي خارجي آيت‌الله خامنه‌اي و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني طي مجموعا شانزده سال رياست‌جمهوري آنها بوده است، را بايد در كجا ببينيم؟
به پرسش نخستين بازمي‌گرديم؛ جناب رئيس‌جمهور، ممكن است منتقدان عملكرد سياست خارجي دولت نهم، پيچيدگي‌هاي ديپلماسي شما را درنيابند؛ لطفا آن را براي افكار عمومي روشن كنيد.
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:36 | |

 

رهبر خائنين تجزيه طلب آذربايجانی پيروز ديلنچی که برای اولين بار مسئله تجزيه آذربايجان
از ايران را در اوايل دهه ۱۹۹۰ مطرح نموده بود، بالاخره از جمهوری آذربايجان نيز گريخت.

پس از مرگ حيدر علی اوف پيروز ديلنچی از باکو نيز گريخت


بر اساس مدارک موجود، حيدر علی اوف رئيس جمهور آذربايجان با پيروز ديلنچی روابط نزديکی داشته، به حدی که اين رابطه نزديک، حتی موجبات پشتيبانی و حمايت پيروز ديلنچی توسط دولت آذربايجان را نيز فراهم ساخته بود.
اولين عکس افشا شده حيدر علی اوف با پيروز ديلنچی که متعلق به سالهای ۱۹۹۰-۱۹۹۱ است، پس از مرگ علی اوف، در مطبوعات معتبر آذربايجان منتشر شد.

چندی نگذشت که پيروز ديلنچی دوست و «همسنگر» ديرينه خود، محمود علی چهرگانی را از «جاماح» اخراج نمود.
بعد از آن نيز، پس از ده سال زندگی مشکوک در باکو، توسط وزارت اطلاعات آن کشور حبس و روانه زندان گرديد.
وی به محض آزادی از زندانهای باکو، با ميانجگری اربابان ترکيه ای خود، به کشور ترکيه انتقال يافت. اکنون نيز در آمريکا، در خدمت دشمنان جمهوری اسلامی ايران به کمين نشسته است.
اطلاعات دقيق تری در رابطه با پيروز ديلنچی و چهرگانی در شرف اتمام است که تا چند روز ديگر در همين سايت منتشر خواهد شد.

به نقل از تارنمای خائنین تجزیه طلب آذربایجان

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 19:1 | |

 

 

در روزهاي آغازين انقلاب كه دستندركاران فروپاشي ايران برسر تقسيم منافع وكسب سهم بيشتر تلاش ميكردند چريكهاي فدايي خلق و مجاهدين خلق با درج سوابق خود در جرايد كشور و صدور اعلاميه ها همه اين جنايات را به رخ شوراي انقلاب و انقلابيون مسلمان مي كشيدند و هريك در معرفي خود از ديگري پيشي مي جستند. از جمله مادر اشرف و بهروز دهقاني نامه به روزنامه كيهان نوشت كه متن آن در كيهان شماره 10623 تاريخ 8 بهمن 1357 چاپ گرديد. در اين نامه مادر اشرف چنين مي نويسد :

 

                               برای مشاهده تصویر با وضوح بالا در اینجا اشاره نمایید

پس از فرو نشستن تب انقلاب همين نامها و اعلاميه ها ودر واقع اين گونه اعترافات بود كه حكومت اسلامي به سر وقت آنها زد و مزد اين زن هفتاد ساله و بستگان ضد امپرياليستشان را به كف دستشان گذاشت.

سازمان چريكهاي فدايي خلق پس از انقلاب اعضاي خود را كه در مبارزات مسلحانه كشته شده بودند به روزنامه كيهان داد كه طي سه شماره از چهارشنبه 27 ديماه 1357 چاپ شد.

                                  

                                 برای مشاهده تصویر با وضوح بالا دراینجا اشاره نمایید

يعني از بدو تاسيس اين شبكه ترور تا آزادي زندانيان سياسي به لطف و مرحمت آقايان شريف امامي و دكتر بختيار و پيروزي انقلاب تعداد كشته شدگان اين گروه فقط 155 نفر بوده نه هزاران تن كه هميشه ادعا كرده و مي كنند.

 

متاسفانه از شماره روزنامه ای که ادامه اسامی کشته شدگان فدائیان خلق در آن به چاپ رسیده اطلاعی در دست نیست.

 

تعداد كشته شدگان مجاهدين خلق با همه تبليغات و سروصداهايشان بر اساس اعلاميه شماره 21 آنها مندرج در كيهان شنبه 7 فروردين 1358 فقط 25 نفر بوده است

                               

                           برای مشاهده تصویر با وضوح بالا در اینجا اشاره نمایید

طي چهار سال جنگ خياباني و سرقت و جنايت مجاهدين خلق ، از اين عده ، 5 نفر در حين ماموريت در بحبوحه ي انقلاب كشته شدند .دو نفر بدست همكارانشان به قتل رسيدند.يك نفر ضمن اجراي ماموريت كشته شد. 7 نفر با حكم دادگاه تيرباران شدند و 7 نفر ديگر در درگيري هاي خياباني مردند. ...

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 6:36 | |

 

۳متهم در ارتباط با مرگ بانوی پزشک در همدان

 

قوه قضائیه ایران برای رسیدگی به مرگ سؤال برانگیز یک پزشک زن جوان دربازداشت نیروهای بسیجی در شهر همدان پرونده ای تشکیل داده است.



به گفته سخنگوی قوه قضائیه، بر اساس شکایت خانواده زهرا بنی یعقوب، سه نفر در ارتباط با مرگ وی متهم شناخته شده‌اند و برایشان قرار وثیقه صادر شده است.

خانواده زهرا بنی یعقوب از ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان به مراجع قضائی شکایت کرده اند اما سخنگوی قوه قضائیه در مورد هویت و مسئولیت افرادی که بر اساس این شکایت متهم شده اند هیچ اطلاعاتی نداده است.

زهرا بنی یعقوب که در یکی از روستاهای همدان دوران طرح خدمت پزشکان در مناطق محروم را می گذراند، روز جمعه پیش از عیدفطر گذشته (بیستم مهر) هنگامی که در لوناپارک همدان همراه نامزد خود بود، دستگیر و به بازداشتگاه انتقال داده شد.

دو روز بعد مأموران بازداشتگاه اعلام کردند که زهرا خود را در راهروی ‏طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی حلق آویز کرده و جان باخته است.‏

پزشک قانونی نیز مرگ وی را "‎فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته‏‎ ‎مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن" دانست و زمان مرگ را حدود ساعت نه شنبه شب (بیست و یکم مهر) اعلام کرد.

زهرا هنگام مرگ در آستانه 27 سالگی قرار داشت. وکیل و خانواده زهرا احتمال خودکشی او را رد می کنند.

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:58 | |

             

              

 

 

پنجم دی ماه سالروز جانسوز حادثه زلزله بم بر تمامی بازماندگان و داغ دیدگان تسلیت باد

 

آری درست در چنین روزی بود که عزیزانمان را از دست دادیم، درست در پنجم دی ماه 1382

روزی که در خاطرهر ایرانی و هر کرمانی به یاد خواهد ماند.

   

    

     

 چرا نتوانستیم عزیزانمان را آنچنان که لایقشان بودن به خاک بسپاریم؟

 

برای مشاهده ادامه عکسها بر روی ادامه مطلب اشاره نمایید

جستارهای مرتبط:

                 بم و بهداشت      بم و مردان       بم و کودکان        کانکسهای بم     مراکز مذهبی

              اردوگاه ها          بم و زنان          بم و زلزله          امداد و نجات       اسکان در چادر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شماره حساب ها برای کمک های مردمی :
     شماره حساب 90007 بانک رفاه شعبه بولوار حمزه کرمان به نام دانشگاه علوم پزشکی کرمان قابل پرداخت در کليه شعب ايران جهت کمک به مداوای مصدومين و ساخت بيمارستان شهرستان بم
     شماره حساب 11111 بانک ملی ايران

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاعات تکمیلی از سایت دانشگاه علوم پزشکی کرمان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"عزیزان همیشه با شماییم"

 

باهماد پان ایرانیست کرمان

 

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:15 | |

 

کشتار بي‌رحمانه دولت عربستان، پس از بيست سال همچنان بدون هزينه

 

در حالي‌ که بيست سال از کشتار و شهادت بيش از چهارصد تن از هموطنانمان در مراسم عبادي حج در عربستان سعودي به دست عوامل وهابي و شرطه‌هاي دولت عربستان سعودي مي‌گذرد، تاکنون هيچ كاري براي ابتياع ابتدايي‌‌ترين حقوق آنان از سوي دولت ايران انجام نشده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، دولت ايران که حتي در زمان قطع روابط دوجانبه با آمريکا، در سال 1997 بر پايه رأي دادگاه بين‌المللي، ديه هرچند ناچيز قربانيان و شهداي هواپيماي ايرباس ايراني را که توسط ناو هواپيمابر «وينسنس» آمريکا در خليج فارس سرنگون شده بود، از دولت آمريکا براي خانواده‌هاي قربانيان دريافت كرد، معلوم نيست به چه دليلي حتي از پيگيري حقوقي براي گرفتن حق ابتدايي ديه و قصاص براي اين کشتار وحشيانه از دولت سعودي در زمان رياست‌جمهوري آقايان ‌هاشمي و خاتمي و احمدي‌نژاد سر باز زده و هيچ گامي در اين زمينه و محکوميت جهاني دولت پادشاهي سعودي در جوامع بين‌المللي برنداشته است. اين در حالي است که اين سه رئيس‌جمهور، روابط خوبي با «ملك عبدالله» داشته‌اند.

اين کشتار وحشيانه، در حالي انجام مي‌شود که همه زايران خانه خدا با ويزاي معتبر دولت سعودي وارد اين کشور شده و حفاظت از جان و مال و ناموس آنان در ايام زيارت و حج، بايد به وسيله اين دولت انجام مي‌پذيرفت، نه اين‌که به حقوق و جان و مال و ناموسشان تجاوز ‌شود.

در سفرهاي پياپي مقامات ايراني به اين کشور و همچنين مناسبات و روابط دوجانبه، نه تنها ابعاد اين جنايت براي جهانيان آشکار نشد، بلكه سعودي‌ها حتي از يك عذرخواهي خشك و خالي خودداري كردند.

ادعاي حقوقي عليه اين جنايت که همه اسناد و مدارک آن موجود است و يک جنايت سازمان يافته توسط شرطه‌‌ها و نيروهاي امنيتي عربستان بوده، بر همه جهانيان آشکار است، اما آنچه مهم است اين‌که بايد ايران نسبت به اين كار و همچنين ابتياع حقوق ابتدايي؛ يعني قصاص حاميان يا دست كم گرفتن ديه قربانيان و خانواده‌هاي آنان اقدامات مقتضي حقوقي را انجام دهد و مانع تكرار چنين حوادث تلخي از سوي خادمان حرمين شريفين در هتك حرم الهي و نبوي و زايران آنها شود.
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:18 | |

 

مدارس کشور همچنان فاقد استاندارد می باشند!!

در حادثه گازگرفتگي در يک دبيرستان دخترانه 52 دانش آموز دچار مسموميت شده و به بيمارستان منتقل شدند.
اين حادثه هنگامي روي داد که مسوولان دبيرستان «فاطيما» در شهرستان هرسين از توابع استان کرمانشاه با مشاهده مسموميت دانش آموزان ، از نيروهاي اورژانس و آتش نشاني کمک خواستند و با عزيمت ماموران به محل مشخص شد اين حادثه به دليل نشت گاز از موتورخانه اين دبيرستان روي داده است.
با عزيمت 4 دستگاه آمبولانس به محل ، 36 نفر از دانش آموزان به بيمارستان منتقل شدند و ساعتي بعد 16 دانش آموز ديگر نيز که عازم منازل خود شده بودند، بر اثر مسموميت از تنفس گاز، از سوي والدينشان به بيمارستان شهداي هرسين انتقال يافتند.
تعدادي از دانش آموزان به صورت سرپايي مداوا شدند؛ ولي 15 نفر از آنها همچنان در بيمارستان بستري هستند.


 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:10 | |

 

 

 

بنام خداوند جان و خرد

 

سرور حجت کلاشی،پان ایرانیست آذربایجانی(اردبیلی) و مسئول جوانان حزب پان ایرانیست 

پاینده ایران

سفیر محترم دولت های عربستان,قطر,کویت وعمان درایران

احتراما به آگاهی می رساند ,همانگونه که خود مستهظرید,سفارت دولتها دریچه ایست رسمی برای ارتباط مردمان کشورها با یکدیگر و محلی برای کوشش جهت فزودن بر رونق دوستی ها.از اینروست که دوستدار بعنوان عضوی از جامعه بزرگ ایرانی و متعلق به ملت شریف ایران که واجد اراده ملی است;سفارت آن کشور دوست را که عضو شورای همکاری خلیج (فارس)نیز می باشد,فارغ از روابط رسمی دیپلماتیک دولتها ,جهت بیان پاره ای مطالب ضرور ,مخاطب قرار داده است.

نظر به اشتیاق دوستدار به همزیستی مسالمت آمیز و نیز فزودن بر امکانات همکاری میان کشورهای همسایه خصوصا ملت ایران و دولتهای عربی حوزه ی خلیج فارس,لازم آمد پاره ای موارد که در صورت عدم رفع سبب خواهد شد;ملت ایران نوع و کیفیت نگاه و سطح روابط با همسایگان عرب خود را مورد بازبینی جدی قرار دهد را متذکر شود.

سفیر محترم ,به گواهی منصفان و آگاهان و نیز آنگونه که لابد خود شما نیز با حسن ظنی که برایتان متصور است, متذکر خواهید بود;ایرانیان بعنوان ملتی فرهنگ پرور و تمدن ساز نقشی مهم در تاریخ تمدن بشری بعهده داشته و همواره کوشیده اند خوی و خصال آزادگی را پاس داشته و آنرا بگسترانند.همسایگان خودرا دوست داشته و به آنها احترام گذارند .آنچه ازآنهاست به آن خستو باشندو اینست عصاره و جوهره ی فرهنگ ایرانیان .

اما مدتی است تحت عواملی چند,برخی از دولتهای عربی روشی خصمانه در برابر ملت ایران اتخاذ کرده اند و شگفتی آنکه شیخ نشینهای امارات متحده عربی ادعای جزایر جنوبی ایران را داشته و برخی دولتهای دیگر عربی و از جمله دولت مطبوع آنحضرت به کرات وبر خلاف رویه ی دوستی میان ایرانیان و اعراب ازآن ادعاهای واهی و بی پایه پشتیبانی کرده اند.برآگاهانست که نسبت به عواقب وخیم و نگران کننده این روند هشدار دهند .از بدیهای این منش آن که بر بدگمانی ها می افزاید که بری تلخ دارد و زهر کامی پدید آورد.بالطبع این روند اگر بالا بگیردبر نشیب بیافزاید.زخم زدن آنهم برکسی که از وی گریزی نیست نه کار بخردمندی است که کین کاشتن در خانه ی همسایه آتش به خرمن خود انداختن ,باد کاشتن و توفان درویدن است.

مردمان گیتی بویژه همسایگان بهر آنکه کنار هم به شادی بزیند;می بایست بهر یکدیگر نیکی بخواهند و از کینهای نابجا و بدخواهیها بپرهیزند و داد همدیگر دهند.منش نیکو است;حد نگه داشتن و بر حقایق و راستی ها خستو بودن.اندودن روی خورشید حقیقت از نادانی است و خود نادانی آورد.

ایرانیان و اعراب از دیرباز با هم زیسته اند .خوشیها و تلخیها با هم دیده اند ,پیرو دین واحدی هستند و امروز همسایه اند.ما بهر همسایگان خود بهترین شادی ها را می خواهیم و رشد و توسعه ی آنها را آرزومندیم .بر دانایان و بینایان عرب و بر اهل سیاست آن مردمان است که راه راست برگزینند.ریشه ی این پرخاش برکندن سزاوار باشد.این منش راست که چونان جدی مر مسلمانان,ستاره راهنمای سیاست اعراب باشد.اگر چنین شد آینده ای روشن برای منطقه متصور است و قدرت ملت ایران بهترین و مطمئن ترین حامی برای مردمان همسایه و آسایش آنها خواهد بود.

اما با قاطعیت ضروری اعلام میداریم اگر چنین نشد;طبیعی است که در صورت ادامه ی توطئه ها و تکرار ادعاهای بی پایه و یا حمایت از چنین ادعاهایی ,ملت ایران از دستگاه دیپلماسی خود بخواهد که نوع نگاه و سطح روابط فی مابین تجدید نظر جدی بعمل آید.

دوستدار به شما و دیگر دوستان عرب نسبت به پی آمدهای ناگوار و ناخوشایند هشدار جدی میدهد که از این توطئه ها و زیاده خواهی ها بر حذر بوده و از اتفاقات ناگوار پیشگیری کنید .در صورت عدم اصلاح روشهای پیشین و پای فشردن برآن ,باید بدانید که ایرانیان نمی توانند ;ادعاهای بی پایه و چشم طمع به سرزمین و شرف و تمامیت ارضی و هر وجب از خاک پاک ایران زمین که به خون پاک هزاران شهید سرفراز تاریخ آبیاری شده است برتابند.اگر این روشها پی گرفته شود پای به میدان گذاریم و تا آخرین نفش حقوق خود را پاس داریم.بدیهی است که از این پس به کرده ی شما سزایی در خور آن داده خواهد شد.ما دوستانی صادق و یکرنگ و دشمنانی سرسختیم و شکست ناپذیر.سرمملکت گاهی سالم است وگاه نیست و این گردش گردون گردننده است اما ایران زمین ز رادان تهی نیست.من آنچه شرط بلاغ بود گفتم و اتمام حجت کردم.بردانایان عرب سهی را نشان دادم ,امید که چشم خرد آنها قمر را نبیند.

                                                   پاینده ایران

                                                    حجت کلاشی

                                                       از طرف سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

لازم به ذکر است که نامه ای جداگانه از سوی سازمان جوانان حزب

پان ایرانیست به شیخ نشین های امارات تنظیم شده است که آن

نیزبصورت مجزا منتشر خواهد گردید.

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:36 | |

 

سكوت جهاني در مقابل عمليات تركيه در عمق خاك عراق

برخلاف برخي فضاسازي‌ها، تقريبا هيچ يك از قدرت‌هاي جهاني به عمليات ارتش تركيه كه تا قنديل در 150 كيلومتري جنوب امتداد يافت، واكنش منفي نشان نداد. اتحاديه اروپا به توصيه به اعتدال اكتفا كرد، روسيه و آمريكا نيز به تركيه پيام حمايت دادند و آلمان هم به يك اعلام نگراني اكتفا كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از روزنامه «راديكال» تركيه، عمليات نظامي برون‌مرزي كه نيروهاي مسلح ترك (TSK) در شمال عراق انجام دادند، برخلاف آنچه كه برخي‌ها ادعا مي‌کردند، واكنش جهان را برنينگيخت. آمريكا حمايت لجستيك از اين عمليات را تكذيب نكرد و اعلام كرد: «به طور حتم خواستار ديدن عمليات‌هايي هستيم كه پايان كار «پ.ك.ك» را رقم خواهند زد».

اتحاديه اروپا به «اعتدال» فراخواند و آلمان نيز به ابراز نگراني از اين پيشامد‌ها اكتفا كرد. روسيه پيام حمايت از مبارزات تركيه با ترور را داد. كشورهاي خاورميانه نيز هيچ چيزي نگفتند.

حكومت پس از كسب اجازه عمليات نظامي برون‌مرزي از مجلس ملي بزرگ تركيه، اقدامات ديپلماتيک گسترده‌اي را آغاز كرده بود. «رجب طيب اردوغان»، نخست‌وزير تركيه، در 5 نوامبر به آمريكا رفته و با «جورج دبليو بوش»، رئيس‌جمهور آمريكا ملاقات كرده بود، سپس به برخي ديگر از كشورهاي اتحاديه اروپا رفته و با شرح قاطعيت تركيه در مبارزه با ترور، حمايت آنان را خواسته بود.

«علي باباجان»، وزير امور خارجه تركيه نيز در همان دوره به كشورهاي خاورميانه سفر كرده بود. سكوتي كه پس از عمليات نظامي بر افكار عمومي بين‌الملل‌ حاكم شد، منجر به اين تحليل‌ها شد كه تلاش‌هاي ديپلماتيك حكومت نتيجه داد.

اروپا كه پيشتر مخالفت خود را با عمليات اعلام كرده بود، تنها به اعتدال دعوت كرد و گفت مراقب غيرنظاميان باشيد.

پايتخت‌هاي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و به ويژه پايتخت پرتغال ـ كه رئيس دوره‌اي اتحاديه اروپاست ـ در ابراز واكنش به عمليات مذكور به جاي استفاده از كلمات ديپلماتيك سنگين از قبيل «محكوم كردن» و «اعتراض»،‌ از كلماتي مانند احترام (RESPECT) نگراني (CONCERN) اعتدال (RESTRAINT) و اجتناب (REFRIN) استفاده كردند.

پرتغال در اظهارات خود، آنكارا را به اعتدال توصيه کرد. در بيانيه دولت پرتغال گفته شد: «رياست اين کشور، مقامات ترک را به اعتدال، گذاشتن احترام به تماميت ارضي عراق و اجتناب از عمليات‌هاي نظامي كه به صلح منطقه‌اي و ثبات لطمه خواهند زد، دعوت مي‌كند.

مبحث اصلي جلسه ماهانه عادي سفراي كشورهاي اتحاديه اروپا در آنكارا، عمليات نيروهاي مسلح ترك در شمال عراق بود. اين سفيران از «آگمن باغيش»، معاون دبيركل حزب عدالت و توسعه (AKP) و مسئول سياست خارجي آن پرسيدند، آيا از عمليات مذكور نتيجه‌اي كسب شد يا خير؟ اين سفيران گفتند: «بزرگ‌ترين دغدغه ما اين است كه غيرنظاميان آسيب نبينند. معتقديم كه TSK در اين باره هوشيار و حساس است».

«كريستينا ناگي»، سخنگوي كميسيون اروپا نيز ديروز در اظهاراتي در خصوص اين عمليات گفت: «نياز تركيه به دفاع از شهروندان خود را مي‌فهميم» و افزود: به تشويق تركيه به حل مسئله با گفت‌وگو، ادامه خواهند داد.

آلمان: با نگراني دنبال مي‌كنيم
آلمان نيز به اين مطلب «عمليات تركيه در شمال عراق را با دقت و نگراني دنبال مي‌كنيم» بسنده كرد.

يك سخنگوي وزارت امورخارجه آلمان ديروز طي اظهاراتي در برلين پايتخت آلمان، گفت: «در حملاتي كه از خاك شمال عراق ترتيب داده شدند، تعداد زيادي از نظاميان ترك كشته شدند. ‌اميدواريم طرفين در تدابيري كه به كار مي‌بندند، سنجيده رفتار كنند».

دولت آمريكا نيز خبرهاي مربوط به اين‌كه عمليات TSK با حمايت لجستيك آمريكا انجام شده است را تكذيب نكرد. دولت آمريكا با بيان «غير‌نظاميان هدف‌گيري نشدند، TSK دشمن مشتركمان «پ.ك.ك» را هدفگيري كرد. همكاري ادامه خواهد داشت» موضع خود در خصوص عمليات TSK را نشان داد.

«چيس بيمر»، سخنگوي دايره اروپاي وزارت امورخارجه آمريكا، در گفت‌وگو با خبرگزاري آناتولي گفت: «اين تصميم خود تركيه است. به دفاع تركيه از خودش در برابر تروريسم احترام مي‌گذاريم و مي‌دانيم كه هدف عمليات ترك «پ.ك.ك» بوده و روستاها هدفگيري نشده‌اند».

بيمر ادعاهاي مربوط به تلفات جاني غيرنظاميان را تأييد نكرد و خاطر نشان نمود: همان طور كه رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه و جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا در 5 نوامبر در كاخ سفيد توافق كرده‌اند، به اصل تامين اطلاعات بيشتر براي تركيه پاي‌بند هستند.

كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا، ديروز در راه پاريس، به سؤالات پاسخ داد و گفت: «حقيقتاً نمي‌خواهم با استناد به خبرهاي مطبوعات اظهار نظر كنم».

«تام كيسي»، سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا نيز در پاسخ به اين سؤال كه آيا آمريكا از طريق ارائه اطلاعات و باز كردن حريم هوايي عراق در اين عمليات همكاري كرده است يا خير، ‌گفت: «مي‌توانيد اين را از نظاميان بپرسيد».

كيسي در ادامه گفت: «ما سه كشور تركيه، آمريكا و عراق، با يك دشمن مشترك روبه‌رو هستيم. «پ.ك.ك» يك سازمان تروريستي است و به طور حتم خواستار ديدن اقدامات و عمليات‌هايي هستيم كه پايان كار «پ.ك.ك» را رقم خواهند زد. علاوه بر اين، هنگام انجام عمليات بايد ترتيبي داد كه اين عمليات به شكلي مناسب انجام شود. اهدافي كه منهدم مي‌شوند، تنها متعلق به «پ.ك.ك» باشند و جلوي تلفات غيرنظامي گرفته شود. در ماه‌هاي اخير از سوي ارتش ترك برخي هجوم‌ها، تيراندازي‌ها و فعاليت‌هاي مشابه انجام شد. مهم وجود هماهنگي و ادامه مذاكرات بين طرفين ذيربط، يعني تركيه، عراق و آمريكاست. همان طور كه پيشتر نيز بيان كرده‌ايم، نمي‌خواهيم شاهد يك عمليات زميني بزرگ در داخل عراق باشيم».

«برايان ويتمن»، سخنگوي پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا)، اين سؤال را كه آيا آمريكا پيش از عمليات اخير به تركيه در خصوص استفاده از حريم هوايي عراق پاسخ مثبت داده است، يا خير، بي‌پاسخ گذاشت. وي گفت: «آمريكا به حكومت تركيه با ارائه اطلاعاتي كه مي‌تواند به غلبه حكومت ترك بر جنبشي كه در آنجا (شمال عراق) فعال است كمك كند، كمك مي‌كند».

ويتمن با شنيدن صحبت‌هاي خبرنگاران كه گفتند، «پاسخ‌هايي كه مي‌دهيد حاكي از آن است كه پنتاگون اطلاعاتي ارائه كرده است كه با تكيه به آنها مي‌توان عمليات انجام داد»، گفت: «اين احتمالاً اشكالي ندارد».

«ماري اوكيب»، معاون سخنگوي سازمان ملل متحد اعلام كرد، «بان كي مون»، دبير كل اين سازمان، به دليل عمليات تركيه نگران است. اوكيب همچنين اظهار نمود: بان از بابت حملات تروريستي مداوم «پ.ك.ك» از خاك شمال عراق به تركيه نيز نگران است.

روسيه نيز بر خلاف گذشته، از اين عمليات انتقاد نكرد. «ولاديمر ايوانوفسكي»، سفير فدراسيون روسيه در پاسخ به سؤالات خبرنگاران درباره اين عمليات نظامي، گفت: «به نظر ما، ‌هر نوع تصميم سياسي بهتر و مناسب‌تر از هر نوع تصميم نظامي است. ما نيز به عنوان يك كشور مشكلات بسياري را از بابت ترور متحمل شديم، از مبارزاتي كه تركيه انجام مي دهد، حمايت مي‌كنيم.

اعتراض عراق
مجلس عراق اين عمليات را محكوم و «هوشيار زيباري»، وزير امور خارجه اين كشور، به تركيه اعتراض كرد.

زيباري گفت: «نگراني‌هاي تركيه در رابطه با موجوديت «پ.ك.ك» را مي‌فهميم اما اين عمليات منجر به تلفات جاني غيرنظاميان شد. اين قبيل عمليات‌ها بايد در چهارچوب همكاري و هماهنگي با حكومت عراق انجام شوند».

در هفته‌هاي گذشته نيز در بازارهاي بين‌المللي با اشاره به تجمع نظاميان TSK در مرز، از احتمال افزايش قيمت نفت ابراز نگراني شده بود. اما آن طور كه انتظار مي‌رفت نشد.

تحليلگران با اشاره به اين‌كه عمليات نظامي TSK به بحراني كه مانع حمل و نقل نفت عراق شود منجر نشده است، تأكيد كردند: اين موضوع مانع افزايش قيمت نفت شد.
 
 
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:27 | |

 

اولین نامه رئیس‌جمهور آمریکا به ایران پس از انقلاب
اگرچه نامه ارسالی محمود احمدی‌نژاد به بوش، اولین نامه رسمی دولت ایران به آمریکاست، اما اولین نامه رئیس‌جمهور آمریکا به ایران، در ماه جولای سال 1999 توسط بیل کلینتون برای سيد محمد خاتمی ارسال گردیده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك» از واشنگتن، کتاب "دوستان جفاکار و دشمنان وفادار" که سر و صدای زیادی در هئیت حاکمه آمریکا به راه انداخته است، اعلام می‌دارد که در تابستان 8 سال پیش، بیل کلینتون برای اولین بار در تاریخ آمریکا نامه‌ای برای خاتمی ارسال نموده و از ایران برای حل مشکل انفجار برجهای الخبر در عربستان سعودی کمک طلبیده و همچنین درخواست باز نمودن درهای همکاری‌های دو جانبه و مذاکرات مستقیم نموده است.

کلینتون همچنین در این نامه اعلام نموده است که ایران یک کشور با تمدن کهن است و می‌تواند با آمریکا همکاری نماید و این دو کشور که دارای فرهنگ و تمدن کهن هستند، می‌توانند در مقابل تهدیدات مشترک از جمله تروریسم با همدیگر همکاری داشته باشند و علیه این تهدید دوشادوش به پیکار برخیزند.

این نامه توسط ریدل به سلطان قابوس، پادشاه عمان در شهری در حومه پاریس تحویل داده شده و توسط وزیر خارجه عمان، یوسف بن علوی به تهران آورده شده است. به وزیر خارجه عمان گفته شده بود که این نامه را شخصا به خاتمی تحویل بدهد.

ماجرای نامه یادشده به پرونده انفجار برجهای الخبر بر می‌گردد، زمانی که دولت سعودی و سفیرش در آمریکا، آقای بندر بن سلطان تلاش زیادی نمودند ایران را در این انفجارها مقصر اصلی جلوه دهند .این اتفاقات و اتهام سازی‌ها علیه ایران باعث گردید دولت کلینتون بعد از این واقعه قرارداد سرمایه‌گذاری کمپانی نفتی کونوکو در میدان نفتی سری ایران در خلیج فارس را که ارزش آن به بیش از دو میلیارد دلار می‌رسید، یکجانبه لغو نموده و قانون تحریم ایران بنام ایلسا را در کنگره آمریکا به تصویب برساند.

در این رابطه سفیر سعودی در آمریکا که بعدا وزیر اطلاعات و امنیت این کشور شده است، یک بازی را آغاز نمود. او به مقامات رسمی آمریکا گفت که شما به ما بگویید چه کاری می‌خواهید انجام دهید و بعد ما به شما خواهیم گفت، چه چیزهایی به دست آورده‌ایم و در جواب، آقای ایندیک به بندر بن‌سلطان گفت: تا شما به ما اعلام نکنید چه چیزی به دست آورده‌اید، ما نمی‌توانیم به شما بگويیم چه کار می‌خواهیم انجام دهیم.

با توجه به اینکه امریکا از عدم همکاری عربستان سعودی در مورد این موضوع و اتهام سازی علیه ایران آگاه بوده، نهایتا دادگاه فدرال امریکا دو سال بعد از انفجار برجهای الخبر 13 تبعه سعودی و یک لبنانی را در این بمبگذاری مقصر اعلام و علیه تعدادی از آنها احکام غیابی صادر نمود.
 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:13 | |

::

یلدا ، دومین جشن بزرگ ایرانیان

در تقویم رسمی کشورثبت نشده است

 

 

۴۶ سازمان غیر دولتی مدافع میراث فرهنگی و طبیعی سراسر کشور ، از شورای فرهنگ عمومی که کار درج مناسبت ها را در تقویم رسمی کشور برعهده دارد خواستار ثبت جشن یلدا در تقویم رسمی کشور به نشانه حرمت نهادن به ارزش های فرهنگی و تاریخی مشترک بین همه ایرانیان شدند.

در بخشی از نامه سازمان های مردم نهاد خطاب به علی ملانوری مدیرکل شورای فرهنگ عمومی آمده است : جشن یلدا میراث فرهنگی و طبیعی مشترک همه ایرانیان است که در خانواده های ایرانی از هر قشر و با هر دین و مذهب برگزار می شود. شناسایی بهتر و ثبت این جشن کهنسال که پس از نوروز یکی از فراگیرترین جشن های همه ایرانیان است  و برپایی همه ساله آن  زمینه نزدیکی و همدلی همه اقوام و تیره های ایرانی را فراهم آورده است ،  امکان پاسداشت ارزش های فرهنگی این جشن و انتقال بهتر آن به نسل های آینده را فراهم خواهد ساخت. لذا امضا کنندگان ذیل این درخواست که همگی از سازمان های مردم نهاد فعال در زمینه حفظ میراث فرهنگی و طبیعی از سراسرکشور هستند ، خواهشمندند تا شورای فرهنگ عمومی به نشانه حرمت نهادن به ارزش های فرهنگی و تاریخی مشترک بین همه ایرانیان  با نظر مساعد نسبت به ثبت شب یلدا در تقویم  رسمی کشور اقدامات لازم را اعمال نماید.   

اتحادیه انجمنهای علمی، دانشجویی باستان شناسی دانشگاههای کشور، انجمن اقاقیا، انجمن اندیشه جوان، انجمن ایلام شناسی ایران، انجمن بیستون، انجمن پژواک نو، انجمن حامیان حقوق بشر، انجمن دانشجویان باستان شناس شهر کرد، انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز، انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش، انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری امرتاد، انجمن دوستداران یادمان‌های باستانی آریابوم، انجمن ژیار، انجمن کهن دژ، انجمن مهر آیین، انجمن نگاه تازه، انجمن وحدت جوانان ایران زمین، جمعیت آریایی ها، جمعیت جوانان عصر سبز، جمعیت سپندارمدان، جمعیت طبیعت یاران، جمعیت طلایه داران اندیشه های نو، جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار یزد ، خانه دوستی ایرانیان، خانه ی ماورای جوان، دیده بان یادگارهای فرهنگی ایران، طنین آرتا، کانون آینده نگری ایران، کانون بارگاه مهر، کانون پاسارگاد، کانون جوانان پارس، کانون دانشگران فردا، کانون فرهنگی آریا، کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ، کانون گلستان نوین، کانون مهر، کانون میراث سپیدان، کانون نفس به نفس، موسسه سیروان، موسسه علمی فرهنگی آینده نگر، موسسه فرهنگی امروز گلستان، موسسه فرهنگی توفا، موسسه فرهنگی دانادلان جنوب، موسسه کندوکاو، موسسه میزان و کانون صدای زمین ، 46 سازمان مردم نهاد امضاء کننده نامه به شورای فرهنگ عمومی هستند.

گفتنی است ، جشن « یلدا »  یا جشن « شب چله »  دیرزمانی است که در ایران در آخرین شب پاییز ( 30 آذر ماه ) که بلندترین شب سال نیز هست  ، گرامی داشته می شود. شادمانی ، گردهمایی خانوادگی و خوردن میوه هایی همچون هندوانه و انار و خشکبار از آیین های ویژه جشن یلدا است.

 

برگرفته از  ایران نامه

 

با سپاس فراوان از سرور آتروپات از تارنمای حماسه چالدران

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:25 | |

:: نوشته هاي پيشين
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول‌‌ وهابی‌ها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی