
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74
شب چله (یلدا)

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.
خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند.

در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد.
نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (كه هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.
هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میكوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده میكتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد میكند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.
امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود.
این نوشتار نگارنده، در صفحه علم روزنامه شرق (4 دیماه 1384) نیز منتشر شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باهماد پان ایرانیست کرمان
جستارهای مرتبط :
از چلّهی ديروز تا يلدای امروز (دوست گرامی روزبه)
جشن زمستانه -تارنمای روزنامک (بهرام روشن ضمیر)
ثبت جشن یلدا به عنوان میراث معنوی جهانی (دکتر شاهین سپنتا)
شب چله (یلدا)شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی (دکترقیاس آبادی)
جشن شب چله(یلدا) شب زایش مهر، ریشه ی کریسمس (از دوست گرامی کوروش محسنی )
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:15
|
|
اسنادی با قدمت فوتو شاپ برای پان ترکان!!
نقشه هایی که در زیر آمده است از یکی از تارنماهای جدایی طلبان پان ترک کپی شده است.
نقشه هایی که ادعا شده دارای قدمت تاریخی بوده و در آنها حدود کشور آذربایجان مشخص شده است!!
شما خود چه قضاوت می کنید؟

به نظر می آید که در قرون گذشته جهانگردان و تاریخ نگاران با رایانه نقشه ها را ترسیم می نمودند!!
ارامنه، و جمهوری آجاریا نیز ترک بوده ولی ما خبر نداشتیم.

عجب نقشه ای و عجب قدمتی! از خطوط پیداست که احتمالا مارکوپولو این نقشه را در یکی از کافی نت های تبریز رسم نموده! شاید هم واسکودوگاما به او یاری رسانده!
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 2:1
|
|
روسپیان فدائی
((اشرف دهقان))
قسمت اول

با سپاس فراوان از استاد منوچهر یزدی (عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست)
تهیه و تنظیم :باهماد پان ایرانیست کرمان
اشرف دهقانی (دهقان ) در سال 1328 در خانواده ای فقیر در تبریز به دنیا آمد. پدرش شغل میرابی داشت و فردی عصبی و پرخاشگر بود که در وقایع ننگین 21 آذر 1324 نیز نقش داشت و در صف مزدوران شوروی قرار گرفته بوده. زمانی که اشرف به دنیا آمد پدرش به علت مریضی خانه نشین شده بود و وی از زمان کودکی با کمبودها و عقده های بسیاری بزرگ شد، بخصوص زمانی که دوازده ساله بود مادر و خواهر وی مجبور شدند برای امرار معاش به جای دیگر بروند و اشرف در زمان نوجوانی به صورت کاملا خود سر و بی بند بار رشد یافت.
برادر بزرگ وی "بهروز دهقانی" که با صمد بهرنگی و محمد کاظم سعادتی(شوهر خواهر بهروز و شوهر روح انگیز دهقان) دوستی نزدیک داشت ، تاثیر بسیاری بر روی اشرف گذاشت و با تشویق بهروز ، اشرف به کار تبلیغ فدائیان خلق و جنبشهای هم سو با شوروی پرداخت. وی در اردییهشت سال 1350 دستگیر شد ولی چون هنوز دستش به خون کسی آلوده نشده بود به ده سال زندان محکوم شد
شهرات او زماني آغاز شد كه از زندان فرار كرد و اقدام به آدم كشي نمود. در نظام گذشته زندانيان سياسي اجازه داشتند با بستگان خود در يك اتاق معمولي ملاقات كنند و درواقع ديدار از پشت شيشه و ميله هاي آهني مرسوم نبود.اشرف طي ديدارهايي كه با مادرش داشت از او درخواست ميكند كه هربار چادرنمازي اضافه با خودش بياورد .دوست همبند اشرف ،ناهيد هم از مادرش ميخواهد كه چادر نمازي اضافي با خودش داشته باشد. اين برنامه چندبار تكرار ميشود تا بالاخره در يك فرصت مناسب اشرف دهقاني با به سركردن چادر نماز همراه ملاقاتي ها از زندان خارج ميشود . ماموران زندان كه موقع خروج و ورود زندانيان تعداد را آمار ميگرفتند هنگام خروج ناهيد متوجه موضوع مي شوند و از خروج او و مادرش جلوگيري ميكنند . اما اشرف كه از زندان خارج شده بود بوسيله دوستانش به سرعت از محل دور مي شوند و با اتومبيلي از منطقه مي گريزد. اشرف پس ازفرار در خانه تيمي فدائيان خلق به سر مي برد و در برنامه هاي خرابكاري آنان مشاركت ميكرد. از جمله يك روز به اتفاق دوستانش در خيابان پاستور راه را بر سروان نيك طبع كه فرزندش را به مدرسه مي برد بسته و پس از پياده كردن بچه ها از اتومبيل سروان مذكور را جلوي چشم فزندانش به قتل ميرسانند تا با اين جنايت ثابت كنند كه در راه آزداي خلق ايران مبارزه مي كنند.
اشرف دهقان پي از اين جنايت به آلمان فرار كرد و به صف روشنفكران كنفدراسيون دانشجويان و حزب توده پيوست.ولي چون توسط پليس آلمان تحت تعقيب بود از آنجا متواري گشته به كشورعراق كه پناهگاه عوامل ضدايراني بود رفت. اشرف پس از انقلاب به ايران آمد ودر كردستان به اعمال خود ادامه داد. هم اكنون نيز در كشورهاي اروپايي و گاه در كردستان عراق براي ايجاد يك حكومت خلقي به اقدامات ضدايراني خود ادامه مي دهد.
در روزهاي آغازين انقلاب كه دستندركاران فروپاشي ايران برسر تقسيم نافع وكسب سهم بيشتر تلاش ميكردند چريكهاي فدايي خلق و مجاهدين خلق با درج سوابق خود در جرايد كشور و صدور اعلاميه ها همه اين جنايات را به رخ شوراي انقلاب و انقلابيون مسلمان مي كشيدند و هريك در معرفي خود از ديگري پيشي مي جستند. از جمله مادر اشرف و بهروز دهقاني نامه به روزنامه كيهان نوشت كه متن آن در كيهان شماره 10623 تاريخ 8 بهمن 1357 چاپ گرديد. در اين نامه مادر اشرف چنين مي نويسد :
" ... مادر 70 ساله بهروز دهقاني هستم كه زيرشكنجه در اطلاعات شهرباني 13 روز مقاومت كرد ...! پسرم همانند ديگر شهيدان چريكهاي فدايي خلق و مجاهدين خلق از دست ظلم و ستم به جان آمده و دست به اسلحه برد ... دخترم روح انگيز ، همسر محمدكاظم سعادتي است كه كاظم نيز مانند بهروز از اعضاي چريكهاي فدايي خلق بود . به خاطر حفظ اسرار سازمان انقلابي خود مرگ انقلابي را پذيرفت . پيش از مرگ دامادم بهروز به شهادت رسيده و محمدعلي برادرش نيز زنده اما زير دست شكنجه گران ساواك بود. بعد از دامادم دختر قهرمانم ! اشرف كه او هم از اعضاي فعال و دلاور فدائيان خلق بود دستگير و پس از دوسال از زندان قصر فرار كرد... اكنون محمد علي و روح انگيز و بچه هاي كلظم سعادتي كه دو تن اول در سايه مبارزات پيگير ملت ايران از زندان آزاد شده اند و خود من تا پيروزي قطعي مبارزات ضد امپرياليستي را ادامه ميدهيم..."
پس از فرو نشستن تب انقلاب همين نامها و اعلاميه ها ودر واقع اين گونه اعترافات بود كه حكومت اسلامي به سر وقت آنها زد و مزد اين زن هفتاد ساله و بستگان ضد امپرياليستشان را به كف دستشان گذاشت.
اين روشنفكران مبارزخلقي پس از ماه عسل انقلاب بود كه فهميدند آزادي چيست؟ امپرياليست كيست ؟ و چه رودستي از محافل بين المللي خوردند.
سازمان چريكهاي فدايي خلق پس از انقلاب اعضاي خود را كه در مبارزات مسلحانه كشته شده بودند به روزنامه كيهان داد كه طي سه شماره از چهارشنبه 27 ديماه 1357 چاپ شد.تعداد اين افراد 155 نفر بود. يعني از بدو تاسيس اين شبكه ترور تا آزادي زندانيان سياسي به لطف و مرحمت آقايان شريف امامي و دكتر بختيار و پيروزي انقلاب تعداد كشته شدگان اين گروه فقط 155 نفر بوده نه هزاران تن كه هميشه ادعا كرده و مي كنند.
تعداد كشته شدگان مجاهدين خلق با همه تبليغات و سروصداهايشان بر اساس اعلاميه شماره 21 آنها مندرج در كيهان شنبه 7 فروردين 1358 فقط 25 نفر بوده است. طي چهار سال جنگ خياباني و سرقت و جنايت مجاهدين خلق ، از اين عده ، 5 نفر در حين ماموريت در بحبوحه ي انقلاب كشته شدند .دو نفر بدست همكارانشان به قتل رسيدند.يك نفر ضمن اجراي ماموريت كشته شد. 7 نفر با حكم دادگاه تيرباران شدند و 7 نفر ديگر در درگيري هاي خياباني مردند. ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:50
|
|
واکنش ليلاز به سخنان اقتصادي رئيسجمهور
دلايل گراني و افزايش نرخ تورم، که شب گذشته توسط آقاي احمدينژاد رئيسجمهوري اسلامي ايران، در يک برنامه تلويزيوني اعلام شد، واکنشهاي صاحبنظران مختلف را در پي داشتهاست. درهمينخصوص ، گفت و گوی خبرنگار فرارو با "سعيد ليلاز" کارشناس مسائل اقتصادي، را مي خوانید.
جنگ روانی سهمی ناچیز در ایجاد وضع موجود داشته است
ليلاز در پاسخ به اين سؤال که "به نظر شما نقش جنگ رواني مورد ادعای رییس جمهور در افزايش نرخ تورم ، چه قدر بوده، گفت: «البته خود آقاي احمدينژاد هم گفتند که اگر تورم 8/16 در نظر گرفته شود، سهم داستانهاي رواني و سياسي 8/0 درصد است. اما مسئله اين است که اگر همين مقدار ناچيز هم صحت داشتهباشد، باز بخش عمده آن را هم خود ايشان به وجود آوردهاند. آن هم با ايجاد تشنج در روابط خارجي، با ايجاد تشنج در مسئله هستهاي، با ايجاد تشنج در فضاي داخلي که دو سال پيش بسيار متحدتر از امروز بود.
اين کارشناس اقتصادي افزود : «ايشان به بانکهاي خصوصي " گير " دادند. ساعت کار بانکها را تغيير دادند و با مجلس درگير شدند. ساعت کارها تغيير کرد. تعطيليها بدون ضابطه افزاش و کاهش پيدا کرد و اصلا بنا بود که اين حالت التهاب و ابهام، بهعنوان يک مدل جديد مديريتي معرفي شود. حالا که اثرات اين روش مشخص و معلوم شده که اين مدل بهجاي اين که سودي داشته باشد، سراپا زيانبار است، خيلي بد است که "ديگران " به عنوان مقصر معرفي شوند. من در پاسخ شما ميگويم که اولا اين اثر بسيار ناچيز است همچنانکه خود آقاي رئيسجمهور به اين نکته تأکيد کردند و در درجه بعد، اينکه خود ايشان در ايجاد اين مشکلات نقش زيادي داشته اند .»
سخنان آقای احمدی نژاد فرافکنی است
لیلاز هم چنین با فرافکنی برشمردن سخنان رئیس جمهور، مدعی شد : «مجموع اظهارنظر ايشان آميزهاي از عصبانیت، توهم، غیرواقع گویی و استيصال را به نمايش گذاشت. اين تصویر آن رئيسجمهوري نبود که ميگفت "من از علم اقتصاد متنفرم "، " تورم ميشود که بشود"، "من ميخواهم به کارگران کمک کنم" و هرچه علما و دانشمندان علم اقتصاد ميگفتند که اين سياستها ضدکارگر و ضدمحرومين خواهد بود، ايشان توجه نميکرد.»
ليلاز اضافه کرد: «ديشب خلاف هاي بزرگي گفته شد. ازجمله درباره رشد عملکرد بورس، آقاي احمدي نژاد اعلام کرد که حجم معاملات سهام در بورس هفتاد درصد افزايش پيدا کردهاست. درحاليکه درست بر عکس ، همينمقدار کاهش پيدا کردهاست ! يا عاملي به جز عامل رشد نقدينگي و کسري بودجه دولت را بهعنوان عامل تورم معرفي کردن ، خلاف گویی است. تورم بينالمللي را عامل تورم داخلي معرفي کردن ، خلاف است . ما ميدانيم تورم بينالمللي در دنيا کمتر از چهاردرصد است و در ايران وقتي به بيست درصد ميرسد، اين هيچ ربطي به مسائل بينالمللي ندارد .»
دولت برای اصلاح قوانین ناکارآمد چه کرده است؟
اين کارشناس اقتصادي درباره اين سخن رئيسجمهور که يکي از عوامل معضل اقتصادي را قوانين ناکارآمد معرفي کرده، مدعی شد: «در صورت صحت گفته آقاي رئيسجمهور راجع به ناکارآمدي قوانين، واقعيت اين است که آقاي احمدينژاد در دو سال گذشته هرجا توانستهاند قوانين را ناديده گرفته و دور زدهاند. ايشان چک سفيد، هم از مجلس و قوه قضائيه و نيروهاي مسلح و هم عملا از رهبري دارند. و با اين چک سفيد هر جا که شده، قوانين را ناديده گرفتهاند. ثانيا اگر آقای احمدی نژاد حتي يک لايحه برای اصلاح قوانین به مجلس فرستادهبود ما الان ميتوانستيم بگوييم که دولت نهم واقعا قصد دارد اين قوانين ناکارآمد را تغيير بدهد . در حاليکه حتي يک لايحه در اين مورد ارائه هم نشده و حتي در هيئت دولت طرح هم نشدهاست. آن هم در حاليکه مجلس هفتم بدون ترديد يکي از ضعيفترين مجالس تاريخ مشروطه ايران و قطعا ضعيفترين مجلس تاريخ جمهوري اسلامي ايران است و هرآنچه که آقاي رئيسجمهور اراده کردند تا الان مجلس تصويب کرده و درواقع مجلس، مجلس تسليمي بودهاست.»
لیلاز افزود: «منتها آقاي رئيسجمهور در باب تغيير قوانین و مقررات، در جهت انحلال ساختارها عمل کرده و هيچ وقت نيامده قانون را تغيير بدهد و يک قانون کارآمدتر جايگزينش کند. مثلا سازمان برنامهوبودجه را منحل کرده، ساختار بودجه را منحل کرده و اهرم نظارتی مجلس بر روي بودجه را از بين بردهاست. دولت نهم فقط درواقع ، نوعي عقب گرد به سمت فئوداليسم در مصرف بودجههاي دولتي را دارد پي ميگيرد. ما از دولت نهم حرکتی نديدهايم مبني بر این که آيا قوانين و مقرراتي هست که دولت را آزار ميدهد و آيا دولت علاقهاي دارد که اين قوانين را عوض کند يا خير؟»
اقدامات دولت همچنان بر تورم دامن می زند
وی در پاسخ به پرسش "فرارو" درخصوص این که آیا پذیرش وجود گرانی برای نخستین بار از سوی آقای احمدی نژاد، گامی مثبت در جهت حل معضلات اقتصادی کشور خواهد بود یا خیر، گفت : «اگر ما در يک ماه گذشته عملي هم در اين جهت ميديديم، اميدواری رنگ واقعيت به خود ميگرفت. اما هنوز ميبينيم که سياست پولي دولت، انبساطي است. هنوز در جهت ايجاد وعدههاي مختلف به مردم عمل میکند. هنوز يک سياست مالي لجامگسيخته را دنبال ميکند. لايحه 2/1 ميليارد دلاری استفاده مجدد از صندوق ارزي را به مجلس میبرد . هنوز ايشان دو و نيم هزار ميليارد تومان از بودجه عمراني کم ميکنند و به بودجه جاري اضافه ميکنند که رکودآفرين است. هنوز دولت با کسري بودجه عميق روبروست . هزينههاي دولت امسال 13 تا 14 درصد نسبت به پارسال افزايش پيدا کرده که اين به معناي آن است که سياست انبساطي پولي و بودجهاي دولت همچنان ادامه خواهد داشت .»
لیلاز افزود: «هيچ نشانهاي از اينکه دولت علاقمند به کاهش هزينههايش خود است، وجود ندارد. ايشان در هر استاني که ميرود وعده ميدهد که من ميخواهم بودجه آن استان را دوبرابر کنم. اگر بودجه سال 1387 انقباضي است و بودجه سال 87 قرار است معادل بودجه 86 بسته شود، اگر بودجه سه تا استان هم دوبرابر شود، معناي آن دو چيز بيشتر نيست؛ يا اينکه بودجه بقيه استانهاي کشور را ميخواهند صفر کنند و يا اينکه ايشان نميخواهد به حرفي که ميزند عمل کند. آيا ميشود از يک سرجمع ثابت، بودجه يک گروهي را دوبرابر کنيد و بودجه بقيه نصف نشود؟ آنهايي که قرار است صفر شود کدام هستند؟ ايشان به استاني نرفتهاند که از دوبرابر شدن بودجه آن استان سخن نگويند.»
این کارشناس ارشد اقتصادی در بایان اظهاراتش نتیجه گرفت که " ما در اصول تغييری نمیبينم. بنابراين اين اميدواري در حد حرف باقي مي ماند ."
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 16:15
|
|

نامه دیپلماتیک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به سران شورای همکاری
خلیج فارس(منهای بحرین)
در این نامه که متن انگلیسی آن بطور کامل در تارنما آمده و متن کامل فارسی آن فردا درج خواهد شد به شیوه نوش و نیش کشورهای عرب شورای همکاری به راه درست دعوت شده اند. در این نامه ضمن اشاره به ضرورت و علاقه ملت ایران "به همزیستی مسالمت آمیز و نیز فزودن بر امکانت همکاری میان کشورهای همسایه "هشدار جدی داده شده است که در صورت ادامه روند فعلی "ملت ایران نوع و کیفیت نگاه و سطح روابط با همسایگان عرب خود را مورد بازبینی جدی قرار خواهد داد."
در این نامه اشاره شده است "مردمان گیتی به ویژه همسایگان بحر آنکه کنار هم به شادی بزیند می بایست بحر یکدیگر نیکی بخواهند و از کینهای نابجا و بدخواهیها بپرهیزند" در ادامه بصورت جدی به اعضای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده شده است که "ایرانیان نمتوانند ادعا های بی پایه نسبت به سرزمین و شرف و تمامیت ارضی و هر وجب از خاک پاک ایرانزمین که به خون پاک هزاران شهید سرفراز تاریخ آبیاری شده است برتابند."در صورت ادامه این روند "پای به میدان گذاریم و پاسخی دندان شکن بر دشمنان خود دهیم "
قابل توجه است که این نامه پیش از اظهارات اخیر العطیه نوشته شده است.
طی تماسی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اعلام کرد با توجه به وقایع جاری طی پیامی دیگر راهکارها و برنامه های آتی خود را در راستای دفاع از حقوق ملت ایران اعلام خواهیم کرد وهمچنین ایشان درمورد ابوالفضل عابدینی عنوان کردند "ما همه افراد یک خانواده ایم و بی شک ما افراد خانواده خود را فراموش نخواهیم کرد."
متن انگلیسی نامه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
In the name of the Lord of life and wisdom
Respectable ambassador of... government in Iran,
Kindly, I would like to let you know, as you are already aware, that governments’ embassies are formal windows for nations to communicate with one another and a place for making efforts to improve friendship. Thus I, “your well-wisher”, as a member of the great Iranian society which belongs to the noble Iranian nation who owns its national will, am directing my words to the embassy of our friend country which is also a member of the (Persian) Gulf Cooperation Council, clear away from any formal diplomatic governmental relations, in order to communicate a series of prominent issues to you.
Considering “your well-wisher’s” interest in peaceful coexistence, and improving cooperation among neighboring countries especially between Iranian nation and the Arab governments of the Persian Gulf region, I deem it necessary to mention a few points whose being neglected will make Iranian nation seriously review the kind and quality of its view upon and depth of relations with Arab neighbors.
Respectable ambassador,
As the fair people and those aware of the situations say, and probably you would say so considering the optimism associated with you, Iranians as a culture and civilization creating nation, have carried out a prominent role in the history of mankind civilization. They have always tried to safeguard and spread traits of freedom. They have loved and respected their neighbors. They have been content with what they have had. This is the essence of Iranian culture.
But It has been a while that under the effect of several elements, some Arab governments have adopted a hostile approach towards Iranian nation, much to our surprise is that the United Arabian Emirates express claims over the ownership of Southern Iranian islands. Some other Arab governments, including the government you represent, have repeatedly supported these baseless claims, contradicting friendship routines between Iranians and Arabs. The knowledgeable deem it necessary to warn against the critical aftermath of such a process. Of the disadvantages of this trend is that it adds up to mistrust, bearing a bitter fruit. Naturally, if this trend is strengthened, the situation gets deteriorated. To injure some one when there is no way out is a wise thing to do. To sow the seeds of hatred in the neighbor’s garden is to set fire to your own harvest. It is planting winds and reaping tornados.
People of the world, especially neighboring countries, have to wish well for one another if they want to coexist happily. They must avoid unnecessary hatred and malevolence. To observe the limits and heed the facts and truth is the correct way of behavior. Trying to cover the sun of truth is not wise, and brings about stupidity.
Iranians and Arabs have long coexisted. They have tasted sweet and bitter history together. They follow the same religion, and today they are neighbors. We wish the best for out neighbors. We wish them to grow and develop.
It is a duty upon the shoulders of Arab men of knowledge and wisdom, as well as politicians, to forge along the right way. It is good to uproot this source of conflict. If this goal is met, a bright future can be envisioned for the region, while the power of Iranian nation will remain the best and safest support for neighboring nations.
But I resolutely assert if such goal is not met, and if the conspiracies and baseless claims or their support keeps going on, it will be quite natural if Iranian nation requests its diplomatic body to seriously review its type and depth of relations.
“Your well-wisher” seriously warns you as well as other Arab friends about the unfortunate aftermath, so that you will stay away of such conspiracies and greed, in order to avoid unfortunate events. If previous trends are insisted and not corrected, you have to know that Iranians will not tolerate baseless claims and greedy intentions towards their territory, honor, and territorial integrity of their land whose every corner has been irrigated with the pure blood of thousands of martyrs throughout the history. If the same trends are followed, we will take into the field and defend our rights to the last breath. It is clear that suitable reactions will be shown to your deeds now on. We are true friends, but robust and invincible enemies. Iran is not empty of heroes.
I told you all the words of wisdom. I hope the knowledgeable of Arabs will see the moon.
Hojjat Kalashi
From the youth of Pan-Iranist Party
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:28
|
|
|
اعلام متلاشي شدن گروه تروريستي جندالله در سراوان |
| جانشين قرارگاه عملياتي قرارگاه رسول اكرم (ص) گفت: طي عملياتي 2 نفر از اعضاي گروهك تروريستي موسوم به جندالله در حوزه سرزميني سراوان دستگير شدند كه در اين راستا بزرگترين عمليات اين گروه كه قرار بود در روزهاي آتي اجراء شود خنثي شد.
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:18
|
|
|
سانحه هواپیمایی در فرودگاه امام خمینی تهران: |
| یك هواپیمای شركت هوائی كی ال ام بامداد روز شنبه هنگام توقف كامل و اتصال به خرطومی خروجی مسافران در فرودگاه امام خمینی دچار حادثه شد. به گزارش شبکه خبر، این هواپیما با یك هواپیمای مسافربری متعلق به خطوط هوائی لوفت هانزا كه قصد عزیمت به فرانكفورت را داشت برخورد كرد. در این سانحه كه براثر برخورد جزئی بال دو هواپیما به یكدیگر رخ داد به كسی آسیب نرسید و عوامل آتش نشانی و كارشناسان فنی با حضور در محل حادثه از سوار و پیاده شدن مسافران این دو هواپیما جلوگیری کردند. |
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:16
|
|
نامه يک بسيجی كهنوجی به احمدی نژاد
خبرگزاري جمهوري اسلامي نقل كرد، دختر بچه اي فقير در پايتخت بوليوي، با وسايل واكس زني در مسير
رئيس جمهور قرار گرفت، رئيس جمهور او را نوازش كرد و گفت: دلم مي خواست يك ساعت آن دختر بچه
را در آغوش بگيرم و گريه كنم
.راستي از زهكلوت تا شهر لاپاز پايتخت بوليوي چقدر راه است؟ به نظر شما آن دخترك واكسي در آن پايتخت
شلوغ روزي چقدر درآمد دارد؟ و به نظر شما پدر دختران بي عروسك زهكلوتي آيا در هجوم خشكسالي و فقر
به اندازه همان دخترك واكسي بوليويايي درآمد دارند؟
رئيس جمهور محترم، آقاي احمدي نژاد،
اينكه شما دلتان مي خواسته يك ساعت آن دخترك فقير را در آغوش بگيريد و گريه كنيد نشان از نوعدوستي
شما دارد و قابل تقدير است، اما اي كاش فرصت مي كرديد يك ساعت كه نه، يك دقيقه با بچه هاي ما هم
گريه مي كرديد. بچه هايي كه زير كپرهاي قلعه گنج نيش عقرب در بدن نازكشان فرو مي رود و قبل از
رسيدن به اولين درمانگاه، كبود و نابود مي شوند. بچه هايي كه بهترين غذايشان آن طور كه من از نزديك
ديدم يك قاشق رب گوجه است كه در ظرفي آب گرم مي ريزند و ناني اگر باشد در آن تريت مي كنند و سر بر
بالين خشك مي گذارند تا فردا با پاي برهنه به مدرسه بروند و چون كيسه آرد كميته امدادشان ته كشيد و از
نان خبري نيست بالاجبار بگويند «بابا آب داد
»رئيس جمهور محترم
يك فيلمساز درد آشناي كرماني از گرسنگي و بيماري هاي ناشي از سوء تغذيه بچه هاي جنوب استان كرمان
مستندي ساخته است كه دردمندانه ديدن دارد. ديروز هم خبرگزاري مهر خبر داد كه بسياري از بچه هاي
روستاهاي منوجان از سوء تغذيه رنج مي برند. من همچنين از فقر كودكان كهنوجي قصه اي شنيده ام كه
تلخي روايتش را هميشه با خود داشته ام. قصه دختر فقيري كه بيمار بود و پولي و ايضا وسيله اي نداشت تا
به شهر برسد، او به يكي از مردان ده كه ماشيني داشته، مي گويد: اگر مرا به دكتر برساني «بره» اي دارم
كه به جاي كرايه مي دهمت، اما كسي درد او را جدي نگرفت و او را به طبيب نرساند و مُرد به همين سادگي
.
رئيس جمهور، دل سوزاندن براي دختربچه اي در ينگه ي دنيا و يك ساعت گريه كردن به حال زار او كار
ناپسندي نيست، ناپسند اين است كه علي رغم تلاش شما براي برقراري عدالت اجتماعي، هنوز عفريت فقر
مثل گذشته در ميان كپرهاي قلعه گنج و رودبار جولان مي دهد و توزيع پر طمطراق سهام عدالت، گريه غم
انگيز هيچ كودك گرسنه اي را به خنده تبديل نكرده و از آه هيچ كشاورز تنگدست ورشكسته اي هم نكاسته
است، بلكه داشتن يك شيشه يك ليتري بنزين اگر چه به قيمت 1000 تومان هم حسرتي است كه به حسرت
نداشته هايشان اضافه شده است. براي اثبات ادعايم تقاضا دارم دستور فرمائيد آقاي شمقدري مجموعه
عكسي كه دانشجويان تهراني در اردوهاي تابستاني هجرت، از اوج فقر در جنوب استان كرمان تهيه كرده
اند، به محضرتان بياورد تا مطمئن شويد بچه هاي آمريكاي لاتين حال و روزشان از بچه هاي ما بدتر نيست،
اگر بهتر نباشد
.آقاي احمدي نژاد، دختر واكسي بوليويايي حتما در روز مي تواند كفش چند عابر مهربان را برق بيندازد و
پولي به دست بياورد، اما هيچ برق اميدي در دل كودك فقير منطقه ما ديده نمي شود او دمپايي پاره ي
پلاستيكي كدام روستايي را واكس بزند؟
شما لطفا از مسئولان بانك هاي اين منطقه بپرسيد علي رغم تلاش استاندار محترم و مسئولان مربوطه، از
ميلياردها توماني كه در سفر به جنوب استان كرمان در قالب طرح هاي زود بازده وعده فرموديد، چه مقدار
توسط روستائيان فقير جذب شده و چقدر اشتغال ايجاد كرده است؟ از 25 هزار واحد مسكوني كه قرار بود تا
پايان سال 86 جايگزين كپرهاي فرسوده بشود، چند واحد ساخته شده است؟ چرا سيماي جمهوري اسلامي كه
دربست در اختيار دولت شماست، گزارشي از آفريقاي ايران لااقل به طور خصوصي جهت اطلاع حضرتعالي
تهيه نمي كند؟ پس اين كامران نجف زاده فقط بلد است به پيرمرد كروبي طعنه پينه بزند؟
!احمدي نژاد، مي دانم كه شما به شعار «عدالت اجتماعي» و «مهرورزي» تان ايمان داريد و ان شاءا...
اينها شعار تبليغاتي و انتخاباتي نبوده اند، اما حالا كه تصميم گرفته ايد جهان را اصلاح كنيد، اول از ايران
خودمان و محروم ترين نقاط آن شروع كنيد و قول آن شاعر جوان قلعه گنجي را هم بشنويد كه مي گويد
:«از ياد برده رمه، فصل كوچ را
چوپان نشسته شب ختم قوچ را
نخلي خميده و دشتي ترك ترك
ق
حطي بريده امان بلوچ را
اگر شاه در ايران مانده بود و انقلاب را به طريقي و ترفندي شهمات كرده بود، نه جنگ با عراق پيش مي آمد،
نه اتحاد جماهير شوروي متوفي به افغانستان لشگر مي كشيد كه طالبان بوجود آيد نه جنگ خليج فارس بر سر
كويت پيش مي آمد، نه گروگان گيري و تروريسم و پايمال كردن حقوق بشر و آزاديهاي اساسي چنين ابعادي
مييافت، نه حرب الله ها و القاعده ها و حماس ها و جهاد اسلامي ها و آدمكشي هاي انتخاري و حملات
تروريستي به كاخ سفيد و پنتاگون و غيره جهان را چنين ملعبه خويش مي كردند..
دست آخر: يادشاه گرامي باد، آن وطن پرستاني كه با هرچه در توان داشتند كوشيدند از پيروزي اين انقلاب و
شكست و سقوط ايران جلوگيري كنند. اغلب آنان تاوان اين وطن پرستي و مال انديشي را با جان، يا خانمان و
هستي خويش پرداختند. كساني چون خود محمدرضا شاه، مرحوم دكتر غلامحسين صديقي كه نخست وزيري را
در صورت خروج شاه از كشور نپذيرفت و جبهه ملي اخراجش كرد
آن هزاران سرباز و غيرنظامي كه جان در راه حفظ وطن از اين بليه نثار كردند، آن هزاران ديگري كه با قلم و
قدم و درم، آن ميليونها ايراني كه هرگز به انقلاب نپيوستند و قدرشان در اين سالهاي سياه همواره ناشناخته
مانده است، آن افسر شريف و وطن پرستي كه در لحظات آخر به پاي شاه افتاد و به التماس از او خواست
نرود، و آن خبرنگار دليري كه در آخرين مصاحبه با شاه در فرودگاه ابراز اميدواري كرد كه وي به وطن
بازگردد و بهاي گزافي براي اين آرزوي خود پرداخت.
جاويد شاه پاينده ايران ننگ بر خاينين ميهن همان وطن فروشاني كه
سر ميز قدرت 1357 را به وجود اوردند . ننگ بر انان ..
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:37
|
|
پاسخی به «غروب»
با سپاس فراوان از سروران :مزدک - شاهین
بادرود بر خوانندگان گرامی و به پایندگی ایران زمین
هم میهن گرامی پیام شما با نام مستعار "غروب " در حمایت از محمد مالی سردبیر هفته نامه بهار سبز و اظهارات ایشان را در تارنمای هواداران پان ایرانیست کرمان و پان ایرانیست خوزستان خوانده و از آنجایی که این سخنان ابهاماتی برای خوانندگان ایجاد می کند شایسته دیدیم که نکاتی چند در این مورد به شما و دیگر خوانندگان یاد آوری کنیم.
ابتدا پیام جناب «غروب» را میخوانیم:

و اما پاسخی برای ایشان:
1
1.از این که عنوان فرمودید آقای مالی در این تریبون مورد اتهاماتی قرار گرفته به گمان نگارندگان چنین نیست تا آن جا که می دانیم ما تنها نقل گفتگوهای ایشان رابیان کردیم که عنوان کرده بودند آقای عابدینی هیچ گونه کار خبرنگاری برای نشریه بهار سبز انجام نداده اند و ما اسناد و مدارکی را از نشریه بهار سبز در این تارنما نشان دادیم و آشکار کردیم که نشان از آن داشت که ایشان مدتی بیش از آن چه آقای مالی عنوان کرده بود خبرنگار این نشریه بوده است حالا تعداد خبرهای که از ایشان چاپ شد کم یا زیاد بوده مهم نیست مساله این است که ایشان به جرم انعکاس اخبار کارگران نیشکر هفت تپه بازداشت شده اند و اگر هم جرمی را مرتکب شدند جرم مطیوعاتی محسوب می شود تازه جناب عابدینی تا آن جا که می دانیم و همگان آگاه هستندحدود 7سالی است که در عرصه ی مطبوعات خوزستان مشغول به کار هستند و الیته از این محل نیز زندگی را به سختی همچون دیگر روزنامه نگاران می گذرانند.انتظاری که ما از همکاران ایشان بوِیژه آقای مالی داشتیم این بود که دست کم اگر خیری نمی رسانند به انکار فعالیت های مطبوعاتی ایشان نپردازند چرا که هر کس که موضوع بازداشت ایشان را مورد کنکاش قرار دهد متوجه خواهد شد که انکار خبرنگار بودن وی و اتهام تلاش برای بمب گذاری در مراکز اقتصادی استان مرتبط بوده است تا بدین وسیله راه برای دادگاه های به اصطلاح انقلاب و نیز بازجویان ایشان بازتر شود.ما این اسناد را همچنان استفاده خواهیم کرد تا افکار عمومی خود به قضاوت بنشیند.
2.این که گفته ایدکه آقای مالی در زمانی که هیچکدام از دوستان حزبی با او ارتباط نمی گرفتند به ایشان پناه دادند که امری است غیر واقع و دروغ چرا که حضور ایشان در همه ی آیین های ویژه ی وطن پرستان ویا پان ایرانیست ها خلاف این گفته را می رساند؛ تازه در همین مدت که ایشان بازداشت شده اند بیشترین پوشش خبری را پان ایرانیستها از خود نشان دادند و چند تن از اعضای شورای عالی رهبری در این باره گفتگوهایی را بارسانه های بین المللی انجام دادند و نیز متن درخور تاملی به حمایت از ایشان و کسرا الاسوندبه نام همرزمانم ، هان، با شمایم چاپ و در سطح وسیع پخش گردید و البته همچنان تلاش ها ادامه دارد و درباره ی سند و وثیقه هم که برای ایشان بریده اند این موضوع نیز در حال پیگیری و انجام است.به نوشتارهای پیشین ما در تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان و دیگر سروران در پایگاه های فرمان آریا،پان ایرانیست کرمان ،پان ایرانیست مازندران،جوانان پان ایرانیست و... مراجعه کنید.
ما هیچ گاه او را تنها نگذاشتیم و تلاشهایمان در این باره آشکار است.
4. شما بگویید ما کدام حرف را قبول کنیم؟؟ ابتدا به گفته خودتان نگاهی بیاندازید و سپس حساب کنید ازفروردین 1386که به گفته شما آغاز همکاری عابدینی با بهار سبز بوده تا آذرماه که زمان گفتگوی محمد مالی با خبرگذاری جمهوری اسلامی ایرنا بوده، 5 ماه است؟؟در ضمن به این سند نگاهی بیاندازیذ تا ببینید عابدینی از زمستان سال گذشته با بهار سبز همکاری نموده است نه از فروردین ماه.(به سند انتهای نوشتار نگاه کنید.)
5.نوشته بودید "اگر هم در این دوره 5 ماهه یک مقاله یا یک عکس از ایشان به چاپ رسیده چنانچه دوستان آگاه می دانند نمی تواند بر خبرنگار بودن وی در این نشریه تعبیر شود" .یک عکس؟ یک مقاله؟ شما ظاهرا اسناد را ندیده ای برادر. در ضمن ایشان چگونه بازاریابِ ِخودشان را دبیر سرویس اقتصادی و نیز سردبیر ویژه نامه می نامید؟ در کدام شماره نشریه نام سرور عابدینی به عنوان آگهی گیرنده(بازاریاب) آمده است واگر جزب آگهی با دبیر سرویس اقتصادی یکی است (که می دانیم نیست)،از این پس بازاریاب های محترم نشریات می توانند خود را دبیرسرویس اقتصادی بنامند!! هم من و هم شمامی دانیم اگرهمکاری او در همه زمینه ها نبود آقای مالی قادر به بیرون آوردن نشریه می گردید؟؟در باره کوشش های ابوالفضل به نوشتاری از مسئولین نشریه در مورد ایشان که در سالنامه بهار سبز درج شده بود نگاهی بیاندازید.
(این سند که ایشان سردبیر ویژه نامه رامهرمز بهار سبز در بهمن 1385 بوده در انتهای نوشتار آمده است)
6. از قول آقای مالی گفته بودید" خوشبختانه پول هیچکدام از آگهی هایی که ایشان گرفتند هم وصول نشد". بیچاره عابدینی که یک اتهام دیگربه اتهاماتش افزوده شد.امیدوارم روزی که از زندان آزاد شد خودش در این باره روشنگری کند.
7. هر کس در این تارنما آزاد است که نظرات خود را بیان کنند آقا و یا خانم رهگذر هر که هستند نظر شخصی خود را بیان کرده اند همانطور که جناب غروب گفتارهایی را بیان نمودند و این ها هیچکدام نظر پان ایرانیست ها نمی باشد بلکه نشان از اعتقاد به دموکراسی در این تارنماست. ما هم هرگز در این تارنما آقای مالی را مامور امنیتی و یا مرتبط با این نهاد معرفی نکردیم هر چند به نظر من صرف مامور امنیتی بودن دلیل بر متهم یا گناه کار بودن نیست و چه بسا عناصر بسیار وطن پرستی نیز در این ارگان وجود داشته باشد که وظیفه پاسداری از نیاخاک را برعهده دارند تنها گله ی ما از جناب مالی این است که نمی بایست در این شرایط که از هر سو به آقای عابدینی اتهامات ناروا زده می شود ایشان و دیگر همکارشان همجون آقای افتخار به نمایندگی از خانه ی مطبوعات که خوب می دانیم مدتی حتی از برگزاری کنگره خود عاجز گشته اینچنان ایشان را به همراه دیگر رزونامه های استانی مورد بی مهری قرار دهند. بله آقای محمد مالی معنای راه راست را هم فهمیدیم.این راهی که ما میرویم کج است و آن راه که شما برگزیدید صراط المستقیم …دست کم در این راه راست که می روید،راست گویی را نیز پیشه کنید.
در پایان باید بگویم همین یاران حزبی که گفته اید از ایشان کناره می گرفته اند تا آخر از او دفاع خواهند نمود و هیچگاه او را تنها نخواهند گزارد. سرانجام روزی همه ی پرده ها کنار خواهد رفت و چهره هر کس آشکار می گردد، امیدواریم این توضیحات خود اندکی بر روشن تر شدن این گفتار ها که از سوی جناب غروب مطرح شده بود بیفزاید و خواننده خود به داوری بنشیند.
نوشتار شما و پاسخ های ما پیش روی خوانندگان است.قضاوت را به آنان می نهیم .
اسناد جدید را حتماً ببینیدبا کیفیت اسکن شده اند ذخیره کنید سپس نگاه کنید:
http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_jeld.jpg
http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_roye.jpg
http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_page2.jpg
http://paniran.persiangig.com/image/vizhe-name_page4.jpg
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرستاده شده توسط پان ایرانیست شاخه خوزستان
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:54
|
|
تقدیم به تمامی ایراندوستان :

زبان "آذری" گنج نهان است
در اندام وطن روح و روان است
کلام "آذر" ما خود کتاب است
هزاران پرسش ار باشد جواب است
به آنانی که چشم خویش بستند
به آنانی که حرمت را شکستند:
زبان "آذری" ترکی نباشد
طلا را قدر، سنگ و مس نکاهد
زبان آذری غیر است از ترک
حریر است آذری ترکی بُوَد کرک!...
ز چنگیز و عرب جز آتش و خون
نشد سهم وطن الا که محزون
عرب وحشیگری از سمت اهواز
و ترکان آمدند از سمت قفقاز
پلیدی را به خاک ما رساندند
ستم بر خلق ما بسیار راندند
به خوزستان وطنسوزان نبودند
به آذربایگان ترکان نبودند
به آتشگاه،آتش کفر گردید!
از آنها غیرِ آتش، کس کجا دید؟
به هر جا که اثر بود و کتابی
به خاکستر نشانیدند حسابی
لباس میش بر تن کرد گرگان
به نام غزنوی، سلجوق یا خان
به نام آذری ترکی سرودند
به زعم خود زبان ما زدودند
خدا را شکر از تبریز و هرزند
اثرها از زبان آذری چند
به رامند و به خلخال و به فومن
زبان آذری بگشود دامن
به رضوانشهر و ماسال و خوشابر
بسوی "هسته رو" (آستارا) رویت بیاور
به تالش در دو سوی مرز ایران
به ماسوله ،ضیابر ،غرب گیلان
نمین و عنبران،آذر دژ(تاکستان) و شال
کلور و فومن و بسیار... امثال
زبان آذری را پاس داریم
ز بیگانه بجای آن نیاریم
وفادار زبان خاک خویشیم
و از "غیر خودی بودن"پریشیم
خدایا خاک آذربایگانم
نگه دار از زوال دشمنانم
***
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:7
|
|
پان ایرانیست خوزستان گذارش داد:
پاینده ایران
بنابر آخرین اخبار رسیده ابوالفضل عابدینی دست به اعتصاب غذا در زندان زده است.
ابوالفضل عابدینی از دیشب 21 آذر ماه 1386 در بند 6 زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده است. به گفته خانواده ایشان، این اعتصاب غذادر اعتراض به تبدیل شدن وثیقه ی 100 میلیون تومانی به قرار بازداشت انجام پذیرفته است. علیرغم اینکه تهیه این مبلغ وقیقه از سوی خانوداه ایشان بسیار دشوار است این حرکت مراجع قضایی نشان می دهد که ایشان تلاش دارند در هر صورت سرور عابدینی همچنان در بازداشت بماند. خبر مذکور برای نخستین بار در این تارنما عنوان می گردد وهنوز از سوی منابع خبری و رسانه ها عنوان نشده است.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی
پاینده ایران
مزدک
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:38
|
|











ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:23
|
|
مهمان شهریور در سمینار " مسائل قومی و وحدت ملی ایران " توسط خانم پرتو نوری علا، شاعر و نویسنده خوانده شد
مهمان شهریور – شعری از استاد شهریار در فرار " فرقه دمکرات " از آذربایجان
هان به یغما برده آن ناخوانده مهمان میرود
آن نمک نشناس ، بشکسته نمکدان میرود
گرچه بام ودر به سر کوبید صاحب خانه را
خانه آبادان که جغد از بوم ویران میرود
از حریم بوستان باد خزانی بسته باد
با سپاه اجنبی از خاک ایران میرود
خاتم جم گو به وقت آصف دوران قوام
اهرمن دیدم که از ملک سلیمان میرود
بار قحط و رنج و درد آورد و رفت
گو بماند درد را، کز سینه پیکان میرود
دیزی سفت و سیاهی پشت پایش بشکنید
ترسم آخر باز گردد چون پشیمان میرود
شرّ آن کوبنده چکش از سر ما کنده شد
لیک از رو مشکل این کوبنده سندان میرود
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:36
|
|
21 آذر روز شهیدان راه وطن است
به یاد شهدای دلاور ژاندارمری آذربایجان و تالش
سرهنگ شهید علی ظهیرنیا فرمانده دلاور شهرستان مرزی آستارا (تالش)

سرهنگ علی ظهیرنیا، در زمان هجوم وحشیانه فرقه دموکرات که با حمایت ارتش سرخ آغاز شده بود ، رئیس قرارگاه ژاندارمری شهرستان مرزی آستارا بود.
سرهنگ ظهیرنیا به همراه تمامی نیروی ژاندارمری، از زمان آغاز یورش (که گویا از صبح آغاز شده بود و در چند مرحله به پایان رسید) تا ظهر، مقاومت کرد و تا آخرین قطره خون جنگید تا مانع از اشغال شهر توسط دموکراتها شود. وی که شخصی میهن پرست بودآنقدر مقاوت کرد تا هدف اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.
شاهدان عینی و محلی که با نیروهای ژاندارمری در آن زمان همکاری می کردند، ماجرا را اینگونه شرح می دهد:
هیچ کس از هجوم دموکراتها به شهر اطلاعی دقیقی نداشتند، البته قبل از حمله عده ای دموکرات و فدایی مرام کمونیستی را در شهر ترویج می دادند، اما افراد بومی به واسطه مذهب و نداشتن شناخت از مرام کمونیستی و نداشتن علاقه به آنان اعتنایی نمی کردند، زمانی که هجوم دموکراتها آغاز شد، حمله به صورت کاملا بی سر و صدا وکاملا، آرام آغاز شد.
سرهنگ ظهرنیا اطلاعاتی را به دست آورد مبنی بر اینکه سربازان روس، به صورت علنی در روستاهای غربی آستارا (حیران-ونه بین- حاجی امیر و محال ویلکیج) شروع به توزیع اسلحه و مهمات بین اعضای فرقه دموکرات نمودند.
سرهنگ ظهیرنیا برای مقابله با فداییان فرقه ماموری را به تهران فرستاده و تقاضای مهمات می نماید، تا با تجهیز عشایر وطن پرست مرزی، بتواند از شهر دفاع نماید. چونکه نیروی نظامی در اختیار نداشت و فقط تعداد معدودی پاسبان در شهر نگهبانی می داند. اما متاسفانه قوای ارتش سرخ در قزوین مانع ارسال تجهیزات هرچند اندک به آستارا شد.
یکی از افراد محلی می گوید: صبح زود بود که از خانه برای رفتن به باغ بیرون زدم، در تاریکی و هوای گرگ و میش سحرگاه دو سایه را دیدم که از پشت این دیوار به پشت آن دیوار می پرند، ابتدا فکر کردم که دزد هستن، اما با دقت و نزدیک شدن به آنها به طوری که نفهمند ، فهمیدم که لباس نظامی دارند واسلحه نیز دارند، اورسها(روسها) را قبلا دیده بودم و نظامیان آنان را می شناختم، فهمیدم که آنها روس هستن که گویا برای شناسایی ، قبل از حمله آمدند بودند.
زمانی که ژاندارمری و نیروهای دولتی شهرستان مرزی آستارا از هجوم دموکراتها با خبر شد، دموکراتها در شهر سر صدای زیادی به پا کرده بودند و با شلیک و تیر هوایی در شهر ترس و وحشت را در بین مردم ایجاد کرده بودند.
سرهنگ علی ظهیرنیا، با تمام پرسنل ژاندارمری و افراد محلی که تفنگ داشتند، بر روی پل خیابان فارابی آستارا موضع گرفته و شروع به تیر اندازی و دفاع از مواظع خود نمودند. ایشان به خوبی می دانستند که کل نیروهای ژاندارمری و افراد محلی از نفرات دموکراتها کمتر است، و این تیراندازی ها تنها سرعت پیش روی را کند خواهد نمود. اما این سرباز جان بر کف وطن تا آخرین قطره خون در مقابل دژخیمان متجاوز جنگید و تا ظهر آن روز نیروهای دموکرات را از پیشروی باز نگاه داشت.
نیروهای ژاندارمری تماما از سلاحهای آلمانی از جمله ، تفنگ برنو (ام یک) استفاده می نمودند که در مقابل سلاحهای اتوماتیک و پیشرفته آن زمان دموکراتها که به وسیله روسها مجهز شده بودندهیچ بود.
بالاخره در ظهر همان روز تجاوز، سرهنگ علی ظهیرنیا به همراه سربازان و یاران محلی خود، که به وسیله ارتش متجاوز دموکرات کاملا محاصره شده بودند و هیچ تیری برایشان باقی نمانده بود، درمحل فعلی دبستان داریوش در قنبرمحله(یکی از محله های شهر آستارا) شربت شیرین شهادت را نوشید و در صف سربازان وطن که جان خود را برای ایران داده بودند قرار گرفت.
پس از استقرار ارتش ایران در پایان غائله فرقه دموکرات آذربایجان ، بعد از تحقیقات گفته شد که قاتل سرهنگ شهید ظهیرنیا شخصی از اهالی "خشه" حیران می باشد که پس از دستگیری و محاکمه در دادگاه نظامی به اعدام محکوم و مجازات شد.
امروزه این شهید دلاور در شهرستان مرزی آستارا به خاک سپرده شده، و به پاس رشادتهای وی یک مدرسه به نام ایشان در آستارا ساخته شده است.
جهان پر ز بدخواه پرد دشمن است
همه مرزها جای اهریمن است
نه هنگام آرام و آسایش است
نه روز درنگ است و آرایش است
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
روحش شاد و یادش گرامی باد
پاینده ایران
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:7
|
|


۲۱ آذر روز گریز اهریمن فرخنده باد
روزی که خودفروشان و وطن فروشان در دام استالین گرفتار شده
بودند تا به بهانه واهی حقوق ملت تورک!!!! قلب ایران را تسخیر
کنند .اما دیدم که خداوندگار ایران زمین یکبار دیگر این خاک اهورایی را
محفوظ نگه داشت و اهریمن صفتان را از خاک مقدس گریزان.
۲۱ آذر روز گریزاهریمن جشن ملی ایرانیان است .جشنی که به
بی هویتانی که در پس زمینه ذهنیشان اندیشه های جمودگرایانه را
می پرورانند نشان داد که ایران همواره به پاست تا ایرانی به جاست.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 22:43
|
|
کوتاه با مشاهیر کرمان
در این پست می خوانید:
شیخ احمد روحی (1272-1314ه.ق)
شاه نعمت الله ولی(731-834 ه.ق)
استاد احمد بهمنیار
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 21:39
|
|
شورای نویسندگان باهماد پان ایرانیست کرمان
سرپرست نوشتار : دکتر پیام آذربایجانی
آهای آقایان چرا سکوت کرده اید؟ آقایان اوپوزوسیون خارج از کشور پس کجایید؟ فعالین حقوق بشر زبان به سخن بگشایید ! پس چه شد آن همه من من کردن ها و حرص حقوق بشر زدن ها؟
هر روز به یک بهانه به حکومت می تاختید، حال چرا همانند لالان تاریخ ساز به کناری رفته اید؟
خبر زیر به نقل از تارنمای ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در تاریخ ۶ آذر ماه ۱۳۸۶ آورده شده است :
يك مقام آگاه گفت(کدام مقام آگاه؟ در کجا؟): اتهام "ابوالفضل عابديني نصر" تلاش براي بمبگذاري و ضربه زدن به مراكز اقتصادي خوزستان بوده است. (ابوالفضل عابدینی یک ایرانی وطن پرست بوده و هست و هیچگاه به ضرر منافع مردم خوزستان و ملت ایران قدم بر نداشته است، که بهترین مثال باز پس گیری حقوق کارگران نیشکر هفت تپه از صاحبان کارخانه می باشد.)
وي كه خواست نامش در خبر ذكر نشود سه شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود:( طبق معمول سانسور خبری در ایران نام وی ثبت نشده است)
عابديني به اين منظور مبالغي را از يك تشكل ضدانقلاب در خارج از كشور دريافت، و براي عملي شدن اهدافش با فريب چند نفر از دوستانش اقدام به يارگيري نموده است.(کدام تشکل ضد انقلابی به عابدینی مبالغی را داده است؟ عابدینی شب ها در محل کارش می خوابید، و حتی در اواخر کرایه رفتن به خانه خود را نیز نداشت ،چرا که تمام فعالیتهای خود را صرف احیای حقوق کارگران گذاشته بود و خود و شغل خود را فراموش کرده بود، با آنکه رامهرمز با اهواز فاصله ای ندارد ، عابدینی چندین ماه بود حتی خانواده خود را ندیده بود)
اين مقام آگاه گفت: عابديني چند سال پيش به يك تشكل ضدانقلاب مستقر در خارج از كشور كه داراي خط مشي مسلحانه ميباشد وصل شد. گفتني است برخي رسانههاي بيگانه تلاش دارند عابديني را كه اخيرا به دليل اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شد يك خبرنگار معرفي كنند. ( به نظر شما کدام تشکل ضد انقلاب خارج از کشور مسلحانه فعالیت می کند؟ مگر ما به جز گروهک مجاهدین خلق (منافقین) تشکل ضد انقلابی که مسلحانه فعالیت کند داریم؟ عابدینی همیشه خود را پان ایرانیست می دانست و هیچگاه با گروهکهای ضد ایرانی از جمله مجاهدین خلق رابطه ای نداشته، و حتی بارها دعوت رادیو و تلویزیون کوموله، و جنبش های چپ که مسلحانه فعالیت می کردند و تا الان نیز در خاک عراق به واسطه برادران آمریکایی دوباره مسلح شده اند را در کرده بود.)
رييس خانه مطبوعات خوزستان نيز در گفت وگو با ايرنا اظهارداشت: عابديني هيچ گونه پروندهاي به عنوان خبرنگار يا روزنامه نگار در خانه مطبوعات خوزستان ندارد. "ابراهيم افتخار" افزود: اين در حالي است كه خبرنگاران خوزستان در خانه مطبوعات داراي پرونده هستند. (آقای ابراهیم افتخار به چه قیمت پرونده عابدینی را فروختی؟ به چه جرم او را خبرنگار جعلی معرفی نمودی؟ آیا از حقیقت می ترسی؟ عابدینی دبیر سرویس اقتصادی هفته نامه بهارسبز بود، آیا شخصی که خبر نگار نباشد می تواند این سمت را در یک هفته نامه داشته باشد؟)
سردبير هفته نامه " بهارسبز" نيز گفت: در مدت چهار سالي كه بعنوان سردبير در اين نشريه مشغول بكار بودهام، ابوالفضل عابديني هيچگونه همكاري خبري با نشريه نداشته است. " محمد مالي " افزود: عابديني امسال حدود پنج ماه در كارهاي اجرايي و جذب آگهي، با اين نشريه همكاري داشته است.وي اظهار داشت: با توجه به تعريفي كه از خبرنگار وجود دارد، عابديني از خبرنگاران اين نشريه نبوده است.(آقای محمد مالی، تعریف شما از خبر نگار چیست؟ آیا می دانید تعریف مردم ایران از شما و امسال شما چه می باشد؟ یک دروغ گو..... کسی که به سانسور مطبوعات در کشور کمک می کند کسی که هویت یک انسان را انکار کرده تا به منافع شوم خود و جاهلان کمک کند. آقای محمد مالی در مورد عکس ها و نوشته های زیر چه نظری دارید؟
ابوالفضل عابدینی اگر خبرنگار نبود و فقط در جذب آگهی با شما همکاری داشت پس چگونه دبیر سرویس اقتصادی مجله شما بود؟ آقای مالی از چه کسی ترسیده ای و شاید هم سبیل مبارک را چرب کرده اند؟ کدام یک؟؟؟)
آن چیز که نمایان است، بی گناهی ابوالفضل عابدینیست، چرا که خبر های رسیده از خوزستان حاکی از آن است که ابوالفضل عابدینی قربانی ، مافیای اقتصادی و مفسدان اقتصادی در خوزستان شده، زیرا وی در چند ماه اخیر به صورت شبانه روزی، خبر اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه و کاغذ سازی کارون شوشتر را بازتاب می داده که در این میان اسامی بسیاری از مافیای اقتصادی که در جریان پایمال شدن حقوق کارگران دست داشتن فاش شده .


http://paniran.persiangig.com/image/ario.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar91.jpg
مصاحبه سرور ابراهیم میرانی ، عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول حزب پان ایرانیست شاخه خوزستان با خبرگزاری صدای آمریکا:
در پی اتهامات بی پایه و اساس به سرور ابوالفضل عابدینی ، خبرنگار پان ایرانیست خوزستانی، سرور ابراهیم میرانی ، از اندامان شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول حزب پان ایرانیست شاخه خوزستان، در برنامه خبرها و نظرهای خبرگذاری صدای آمریکا به رد اتهامات عابدینی پرداختند.
با تلاش دوستان پان ایرانیست خوزستان، و اعضای تیم پان ایرانیست شاخه کرمان مستقل در ترکیه، این مصاحبه که به روشنگری درباره اتهامات ابوالفضل عابدینی می پردازد بر روی تارنما قرار گرفته است که توجه خوانندگان گرامی را بدان جلب می نماییم.
مصاحبه ی دکتر میرانی با صدای آمریکا(حجم کم )
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 22:4
|
|
حضور در نشست قطر؛ احمدی نژاد بايد به مجلس فراخوانده شود

يـك عـضـو كـمـيـسـيـون امنيت و سـيـاسـت خـارجـي در خـصـوص حضور ريـيـــس جــمـهــوري در اجــلاس شــوراي هـمـكاري كشورهاي حاشيه خليج فارس گفت: حتي اگر در اين جلسه سخني از نام مجعول خليج عربي برده شده باشد به نظر مـن بـايـد مـجلس، رياست جمهوري را به صحن پارلمان فرابخواند و دلايل شركت در اين اجلاس را از وي جويا شود.
داريـوش قـنبري نماينده ايلام در گفت و گو با آفــتـــاب در ايـــن خــصـــوص گـفــت: حـضــور ايـشــان در ايــن اجـلاس اقـدامي ناپخته و غيرديپلماتيك است. به نظر من ريـيــس جـمـهــوري نـمــيبــايـســت در ايـن نـشـسـت حـضـور مييافت. من نميدانم مشاورين ايشان چه كساني هستند. هـرچند اين امر نياز به مشاوره هم ندارد و يك اصل ساده سـيــاســي اســت. وقـتــي اجـلاسـي تـشـكـيـل مـيشـود كـه نـام شوراي همكاري، بر آن نهاده شده حداقل انتظار اين است كه ميزبان حرمت ميهمان را نگه دارد.
وي افزود: البته اين نخستين بار نيست كه رييس جمهور دست به چنين اعمالي مــيزنــد. نــامــههــايــي كــه بــه روســاي جـمـهــوري آمــريـكــا و فرانسه، صدراعظم آلمان و پاپ بنديكت شانزدهم نوشته شد، حضور در دانشگاه كلمبيا و عدم ترك جلسه عليرغم برخي از اهانتها و اكنون نيز حضور در قطر از جـمـلـــه ايـــن اقـــدامـــات اســت.
ايــن نـمــايـنــده مجلس با تاكيد بر غيرديپلماتيك بـودن ايـن اقـدام ادامـه داد: عـرف ايـن است كه ريـــيــــــس جـــمـــهــــــور بــــــراي شــــــركـــــت در يـــــك نـشـسـت، نـخـسـت بـه عـزت مـلـي توجه داشته باشد و همانگونه كه بارها مقام معظم رهبري فرمودهاند سياست خارجي را بر مبناي اقتدار ملي هدايت كند. متاسفانه بهرغم آنكه دولت نـهــم شـعــار ايــن را مــيدهـد در عـمـل گـاهـي شـاهـد اجـراي كارهاي ديگري هستيم.
اين نماينده مجلس تصريح كرد: حتي اگر در اين اجلاس صحبتي از نام مجعول خليج عربي بـرده شـده بـاشـد بـه نـظـر من بايد رييس جمهور به مجلس فراخوانده شود و مجلس بايد از ايشان در خصوص اينكه بر اساس چه طرح و ايدهاي در اين اجلاس حضور يافتهاند توضيح بخواهد.
قنبري ادامه داد: رييس جمهور در بحث هـسـتـهاي اعـلام مـيكند كه ما در خصوص حقوق مسلم خود با هيچ قدرتي پاي ميز مذاكره نمينشينيم. حالا چطور است كه راجع به مهمترين مسايلي كه به تماميت ارضي ما مربوط ميشود و در برابر جايگزين كردن نام مجعول خليج عـربـي بـه جـاي نـام خـلـيـج فـارس و در بـرابـر ادعاي بيپايه مالكيت جزاير سهگانه سكوت اختيار ميشود؟
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 5:41
|
|

ورود 2 فروند هواپیمای بوئینگ 757 با ریجستر اسپانیا برای ماهان قطعی شد
ورود 2 فروند هواپیمای 757 با ریجستر اسپانیا برای ماهان قطعی شده هم اکنون 330 Safety Card این هواپیما با لوگوی ماهان در برج ماهان آماده هست .
این هواپیماها فعلاً با کروی اسپانیایی پرواز خواهند کرد و 3 خلبان ناظر ایرانی ( ملک پور 320 - ستوده 300 - قادری 310 - ) خلبان های ناظر این 2 فروند در کروی کاکپیت هستند
سر مهماندار این هواپیماها از 747 هستند ( علی زاده - قادری -رجبی – انصاری)
و کروی کابین ( مهمانداران ) از 320-310 هستند .
یک فروند بوئینگ ۷۵۷ متعلق به خطوط هوایی ایبریا (اسپانیا) (عکس تزئینی می باشد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماهان (Mahan Air) یکی از شرکتهای هواپیمایی خصوصی ایرانی است که دفتر اصلی آن در تهران قرار دارد. این شرکت در سال ۱۹۹۲ در کرمان تأسیس گردید. سهامدار عمدهٔ این شرکت مؤسسه خیریه مولیالموحدین است.
پروازهای هواپیمایی ماهان به دوسلدورف و منچستر و دیگر مقاصد اروپایی بدلیل ایمنی ناقص از سوی اتحادیه اروپا تا اطلاع ثانوی لغو گشته است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 4:19
|
|
دو خبر، یک جنجال!!

خبر گزاری فارس گزارش داد :
ذوالقدر استعفا داده است /16/09/86
خبرگزاري فارس: محمد باقر ذوالقدر، معاون امنيتي و انتظامي وزارت كشور استعفا داد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين استعفا قطعي است اما هنوز پذيرفته نشده است.
مقام هاي ذيربط در دولت بطور جدي در تلاش و رايزني براي بازگرداندن وي هستند ولي تاكنون نتيجه اي حاصل نشده است.
اين در حالي است كه مجيد ملكان، مديركل روابط عمومي وزارت كشور ديروز ضمن تكذيب خبر استعفاي ذوالقدر از سمت خود چنين اخباري را شايعه و نادرست خوانده و گفته بود: چنين شايعاتي در راستاي تضعيف دولت صورت ميگيرد و از اساس كذب است. همچنين يك منبع مطلع ديروز استعفاي ذوالقدر را تكذيب كرده و گفته بود: اگر چه معاون امنيتي و انتظامي وزير كشور ظرف دو سه روز اخير در محل كار خود حاضر نشده است اما استعفاي او از اين سمت، كذب است و ذوالقدر همچنان در مسئوليت خود باقي خواهد ماند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
همزمان خبرگزاری تابناک گزارش داد :
بررسی های دقیقتر خبرنگار «تابناک»، حاکی از آن است که دکتر محمدباقر ذوالقدر استعفا نداده و علت عدم حضور وی در روزهای اخیر بر سر کار خود، برکناری او بوده است.همچنین به رغم فشارهای گسترده بر حجت الاسلام پورمحمدی، وزیر کشور، وی برای حفظ مصالح نظام استعفا نداده و با قوت مشغول انجام فعالیتهای وزارت کشور است.
بنا بر این گزارش، صبح روز یکشنبه، یک مقام خارج از وزارت کشور در نامه ای خطاب به پورمحمدی خواستار عزل فوری محمدباقر ذوالقدر، قائم مقام وزارت کشور و دبیر شورای امنیت کشور و انتصاب شخصی به جای او شده است.
شما چه قضاوت می کنید؟
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:47
|
|
میرزا آقاخان کرمانی مظلوم مشروطه

نوشته : نعمت احمدی
آماده سازی برای تارنمای پان ایرانیست کرمان : بابک ایرانمنش
چند روزی بعد از قتل ناصرالدین شاه رشته مرگ مردی درسن 43 سالگی – درعنفوان جوانی - به تیغ جلاد ازهم پاره شد که نقشی بزرگ درکارنامه ادبی، سیاسی و اجتماعی قبل از مشروطه بازی کرد میرزا آقاخان کرمانی – نام وی میرزا عبدالحسین و نام پدرش آقا عبدالرحیم از ملاکین بردسیرکرمان، جد مادری وی میرزا محمد تقی که ازفقهای به نام کرمان بود دراواخرعمربه گروه صوفیه پیوست و چون وجد و حالی پیدا کرده بود به مشتاق علی شاه گروید، مشتاق درکرمان کشته شد و(اهل حق) که منتسب به او بودند پراکنده شده میرزا محمد تقی که لقب مظفرشاه یافته بود عازم عتبات شد اما دامنه اختلاف متشرعه و متصوفه درمسیرحرکت به عتبات اسم مظفرشاه را رها نساخت و درکرمانشاه کشته شد. پس اندیشیدن و بهای فکر کردن تا مرز کشته شدن در خانواده میرزا آقاخان نهادینه شده بود، میرزا آقاخان توانسته بودعلوم جدید و قدیم و زبانهای فرانسه و انگلیسی را بیاموزد و ادبیات عرب را نزد پدرشیخ احمد روحی کرمانی – آخوند ملاجعفر- سرنوشت ایندواز دوره آموختن تا آموزش و ازدواج و هجرت و سپس اعزام به ایران و توقف در طرابوزان و قتل در تبریز بهم گره خورد هرچند یاردیگراین دو یعنی – شیخ احمد ادیب کرمانی – که تاریخ- سالارنامه – میرزا آقاخان که به وزن شاهنامه و درباره تاریخ ایران باستان است جمع آوری کرد از تند باد حوادث مصون ماند.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 19:37
|
|

متن کامل پیام سرور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

ما فرزندان وطن پرست ایران زمین و فدائیان این آب و خاک ,بنا به ضرورت های تاریخی و با در مسوولیتهای ملی ,در این شرایط خطیر,عصر نازک و وقت خطرنا ک,که دشمنان موجودیت ملی وتمامیت سرزمینیمان را با شدت و حدت بیشتر نشانه رفته اند,در راستای حرکتهای اصولی خود مطابق با منافع ملی و پیش از آنکه آب بلندیها گرفته و خرابیها بیش از این ببارآرد و کار از کار بگذرد,بنام ملت ایران مسوولیت دفاع از حقوق ملی در خلیج فارس و جزایر ایرانی آن را در مقابل تمام توطئه ها به عهده میگیریم و به تمامی بدخواهان ایران زمین زنهار می دهیم که نیت مبدل کنند و به آسایش ملتها و انسانها بیاندیشند و بکوشند و اگر جز این کنند و به بدی روی آورند به یاری پروردگار تیرهای زهردارشان را به قلبشان باز خواهیم گرداند,که این سرانجام بدخواهان است.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:56
|
|
بانوی غزل زنده است!

آفتاب ـ بانوی غزل ایران زنده است. پیش از این در برخی محافل و برخی از سایتهای اینترنتی شایعاتی مبنی بر فوت سیمین بهبهانی منتشر شده بود.
خبرنگار آفتاب در تماسی با سیمین بهبهانی اطلاع یافت که این خبر کذب محض بوده وبانوی غزل ایران در سلامت کامل به سر میبرد.
سیمین بهبهانی در این گفت و گوی کوتاه ضمن ابراز بیاطلاعی از منبع انتشار این شایعات گفت: «من بیرون از خانه بودم. وقتی برگشتم دیدم در منزل ما عدهای اجتماع کردهاند و خانواده فوقالعاده مشوش و ناراحت هستند. از صبح امروز تا به حال نیز تماسهای مکرری از دوستان داشتم که ضمن ابراز نگرانی جویای حال من بودند.»
وی با بیان اینکه صبح روز شنبه نیز یکی از دوستان از اصفهان تماس گرفته بود و جویای حال من و نگران انتشار شایعاتی مشابه بود که من آن روز احتمال دادم که مرا با ژاله اصفهانی که همان روز متاسفانه فوت شده بود اشتباه گرفتهاند.
این شاعر غزلپرداز و نامدار ایرانی در ادامه اظهار داشت: «انتشار این شایعات چه فایده دارد؟ با حلوا حلوا کردن که دهان شیرین نمیشود. من زنده هستم و مرگ هم حق است و پیوستن به حق.»
بهبهانی تاکید کرد: «بارها گفتهام وباردگر میگویم که من بعد از مرگم هم در خدمت مردم خواهم بود و مرگ نمیتواند مرا از مردمی که به آنها عشق میورزم جدا کند.»
بانوی غزل ایران در پایان گفت:«به نظرم میرسد که با پخش این شایعات آرام آرام دارند مردم را آماده میکنند برای روز مبادا!»

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:6
|
|

پیامی از حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
با خبر شدیم آقای حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی پیامی به ملت ایران اعلام کردند که از این پس بنام ملت ایران مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و حقوق تاریخی ایران در خلیج فارس و جزایر ایرانی آن را بر عهده می گیرند .
در تلاش هستیم متن کامل پیام ایشان را بدست آوریم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:11
|
|
بیانیه مشترک کارگران نیشکر هفت تپه و شرکت نفت و نیشکر کارون :
ما کارگران شرکت نفت و نیشکر کارون و نیشکر هفت تپه به همراه دیگر هم میهنان خوزستانی خشم خود را از اتهامات بی اساس وارده به ابوالفضل عابدینی اعلام میداریم و از روز چهار شنبه اعتصابات نامحدود خود را تا آزادی ایشان آغاز میکنیم
ما خواهان سندیکا و حقوق مدنی خویش هستیم و سرکوب و دستگیری فعالان مدنی ,کارگران و خبرنگاران را محکوم می کنیم
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 18:20
|
|
به یاد علمدار آزادگان خوزستان

پاینده ایران
هیچ کس جز خدا نمی داند که الان در کجایی، هیچ کس جز خدا نمی داند که چقدر شکنچه ات کرده اند.، هیچ کس جز خدا نمی داند مادرت از دوری جگر گوشه اش چه سختی ها را تحمل می کند، هیچ کس جز خدا نمی داند که دوستانت همه از نبودنت چه شبهای سختی را در اضطراب سپری می کنند. اما یک چیز را همه می دانند که باز به ایران می اندیشی، بزرگ مرد.
ابوالفضل ؛ مگر از یاد من می رود، که از وطن برای من می گفتی
ابوالفضل من با تو وطن را بهتر شناختم، تو بوی خوزستان می دادی، تو بوی رشادت می دادی، تو بودی که آن همه شکنجه را در زندانهای تهران و اهواز تحمل کردی.
ابوالفضل ، چه شبهای را تا صبح در دفتر کارت بی خوابی کشیدی که حق عده ای را از ستمگران بگیری، چه شبهایی را در پای میز کارت ، تا صبح سپری کردی و در روز نیز در آن گرمای خوزستان تا شامگاه دویدی تا نگذازی حتی حق یک نفر نیز پایمال شود.
مگر نامه هایت فراموشم خواهد شد؟
مگر نامه ات را که به نماینده کفتار پیر استعمار گر فراموش خواهم کرد ، که نوشته بودی
من ابوالفضل عابدینی، یک خبرنگار خوزستانی ام..... من ابوالفضل عابدینی یک ایرانیم....... من ابوالفضل عابدینی یک آزاده ام.
ابوالفضل ، دژخیمان جهل طاقت دیدن تو را نداشت، ابوالفضل تو خاری شدی بر چشم دشمنان ایرانی
ابوالفضل تو علمدار آزادگان خوزستان و ایرانی، تو همان حماسه چالدارنی ، تو یادآور دلیران خرمشهر آبادانی، ابوالفضل تو همان رئیس علی تنگستانی.
ابوالفضل همه جاهلان نیک می دانند که تو را به میهن فروشی هیچ نیست، همه می دانند که تو را به کشتار مردم خوزستان هیچ نیست، همه نیک می دانند که عابدینی خون ایرانی در تن دارد و رامهرمزیست، و بچه رامهرمز سرش برود وطنش نخواهد رفت.
ابوالفضل لرزه بر تن دژخیمان جهل انداختی، ابوالفضل خواب را از چشمانشان دزدیدی، تو بودی که با فریاد پاینده ایرانت، پیش رفتی و با هیچ گروه مخالف مردم ایران نشدی تا حقانیتت را ثابت کنی، تا همگان بدانند که ابوالفضل عابدینی نصر به یک هدف می اندیشد و آن آزادی ملت ایران است. آزادی ایران است .
من آن دروغ ها را باور نخواهم کرد ، من آن تهمت های بیشرمانه را باور نخواهم کرد
ابوالفضل با آنکه می توانستی بروی، در ایران ماندی تا مبارزه کنی بر علیه استبداد، بر علیه ظلم، بر علیه جاهلین
پس بدان و آگاه باش که تا آخرین نفس با تو خواهیم ماند، تا آخرین قطره خون، تا آخرین توان استقامت. تا با تو به اثبات برسانیم :
آزادگان ایران را
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:22
|
|
پرویز داوودی، معاون اول رئیس جمهور گفت: « احمدی نژاد تابوهای سیاسی را شکست.» با توجه به اهمیت تابو و ضرورت شکستن آن، احمدی نژاد کدام تابوهای سیاسی را که روسای جمهور قبلی نشکسته بودند، شکسته است؟
تابوی اول: رئیس جمهور باید محترمانه رفتار کند.
تابوی دوم: رئیس جمهور باید حرف دهانش را تا حدی بفهمد.
تابوی سوم: رئیس جمهور باید به مردم احترام بگذارد.
تابوی چهارم: رئیس جمهور باید جلوی مردم درست راه برود.
تابوی پنحم: رئیس جمهور در مورد کشورش اطلاعات داشته باشد.
تابوی ششم: رئیس جمهور نباید همیشه باعث شرمساری برای کشور باشد.
تابوی هفتم: رئیس جمهور باید به فکر مردم کشور خودش باشد، نه مردم کشورهای دیگر.
تابوی هشتم: رئیس جمهور در کنار علائق شخصی، مثل رفتن به مسافرت و دیدار با آدمهای معروف، باید گاهی هم برای اداره کشور وقت بگذارد.
تابوی نهم: رئیس جمهور باید تمیز باشد.
تابوی دهم: رئیس جمهور نباید همیشه دروغ بگوید، باید ماهی هم یک بار راست بگوید.
یک تبرئه و چند نتیجه گیری
موسویان، از اتهام جاسوسی تبرئه شد. جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: « موسویان، در خصوص اتهام جاسوسی بی گناه شناخته شد.» در مرحله اول، ناطق نوری گفت: « اتهامات مطرح شده علیه موسویان صحت ندارد.»، حداد عادل گفت: « از تبرئه موسویان خوشحال می شویم.»، حزب تندروی موتلفه گفت: « حکم قاضی فصل الخطاب است.»، عطریانفر گفت: « تبرئه موسویان افتخار دستگاه قضائی است.» آرمین گفت: « قاضی موسویان در مقابل فشارها ایستاد.»
در مرحله دوم، حدود بیست نفر از دانشجویان بسیجی جلوی قوه قضائیه اجتماع کردند، و خواستار اعدام موسویان شدند و از قوه قضائیه خواستند برای اثبات استقلال خود از قوه مجریه گوش به فرمان این قوه باشد. این گروه دانشجویی، اولین گروه دانشجویی جهان است که به جای اینکه طرفدار آزادی دیگران باشد، طرفدار زندانی شدن آنهاست. احمدی نژاد در ساعات اولیه این واقعه گفت: « در کار قاضی دخالت نمی کنیم.» وی نیم ساعت بعد عصبانی شد و گفت: « متن صحبت های موسویان را منتشر کنید.» وزارت اطلاعات هم محض رضای خدا و برای حفظ امنیت کشور، به موبایل احمدی نژاد پاسخ مثبت داد و به رای صادره توسط قاضی اعتراض کرد. در این مرحله قاضی مرتضوی از غیب پدیدار شد و دستور ادامه تعقیب موسویان را صادر کرد.
مولانا محمود پرس
پرفسور مولانا مدتی پیش گفت: « احمدی نژاد به تنهایی یک رسانه است. » دلایل این مولانا که همیشه ذهن اش گرفتار یک شمس قدرتمند است، چنین به نظر می رسد:
1) رسانه دروغ می گوید، احمدی نژاد هم دروغ می گوید.
2) رسانه حقایق را به نفع خودش تغییر می دهد، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
3) رسانه ها مردم را هر روز با چیزی سرگرم می کنند، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
4) رسانه ها فکر می کنند مردم باورشان می کنند، احمدی نژاد هم همین اشتباه را می کند.
5) رسانه ها را صاحبان آن اداره می کنند، احمدی نژاد را هم صاحبان اش سعی می کنند اداره کنند.
6) رسانه ها سعی می کنند همه چیز را آنطوری که دوست دارند نشان بدهند، احمدی نژاد هم همین طور.
7) رسانه ها گاهی اشتباه هم می کنند، اما احمدی نژاد گاهی اشتباه نمی کند.
8) رسانه ها روی افکار عمومی کار می کنند، احمدی نژاد هم فکر می کند همین کار را می کند.
9) رسانه ها چیزی را می گویند که فکر می کنند مردم دوست دارند بشنوند، احمدی نژاد هم فکر می کند دارد چیزی را می گوید که مردم دوست دارند آن را بشنوند.
10) رسانه ها برای اکثریت مردم حرف می زنند، احمدی نژاد اسم کسانی را که برای شان حرف می زند می گذارد اکثریت مردم.
انتخابات آمریکا، انتخابات ایران
وزارت کشور: « نمایندگان احزاب حق نظارت بر صندوق ها را ندارند.»
احمدی نژاد: « نمایندگان ما بر انتخابات آمریکا نظارت کنند.»
نتیجه گیری اخلاقی: رئیس جمهور ایران، نماینده مردم آمریکاست، اما احزاب ایرانی نماینده خودشان نیستند.
نتیجه گیری دموکراتیک: انتخابات آمریکا باید دموکراتیک باشد، اما انتخابات ایران لازم نیست دموکراتیک باشد.
توان دفاعی، توان علمی
رئیس حفاظت اطلاعات وزارت دفاع: « ایران از نظر توان علمی و دفاعی جزو پنج کشور مطرح جهان است.»
خبر اول: دانشگاه تهران، برترین دانشگاه کشور، رتبه 539 را در دانشگاههای جهان کسب کرد.
خبر دوم: جنگنده اف چهارنیروی هوایی به دلیل نقص فنی در دریای عمان سقوط کرد و دو نفر سرنشین آن کشته شدند. در سه سال گذشته این پنجمین سقوط هواپیماهای نظامی است.
نتیجه گیری علمی: حقایق علمی نیاز به دلیل ندارد.
نتیجه گیری نظامی: سقوط هواپیما ربطی به برتری نظامی ندارد، چون ما می گوئیم.
نتیجه گیری روانی: آدم باید همیشه اعتماد به نفس داشته باشد، حتی در هنگام سقوط.
مقامات سوری، مقامات سعودی
خبر اول: احمدی نژاد با رئیس جمهور سوریه در مورد کنفرانس آناپولیس گفتگوی تلفنی کرد.
خبر دوم: احمدی نژاد با پادشاه عربستان در مورد کنفرانس پائیزی آناپولیس گفتگوی تلفنی کرد.
خبر بعدی: سوریه و عربستان در کنفرانس پائیزی آناپولیس شرکت کردند.
نتیجه گیری اخلاقی: گاهی اوقات ما فکر می کنیم که داریم گفتگوی تلفنی می کنیم، اما کسی که با او گفتگو می کنیم، فکر می کند ما مزاحم تلفنی هستیم.
نتیجه گیری سیاسی: احتمالا اگر احمدی نژاد با حماس هم گفتگوی تلفنی می کرد، آنها هم به آناپولیس می رفتند.
نتیجه گیری منطقی: از تلفن بی مورد خودداری کنید.
غنی سازی هسته ای، ملی شدن نفت
احمدی نژاد: « گزارش البرادعی، صدها برابر ملی شدن نفت است.»
حسین شریعتمداری: « البرادعی حق ندارد در فضای حقوقی بر احتمالات تکیه کند.»
پیش بینی آینده: احمدی نژاد می داند دو سال دیگر همه حرف هایش را فراموش می کنند، شریعتمداری حدس می زند که تا سالها بعد باید پاسخگوی نظراتش باشد.
نتیجه گیری ریاضی: احمدی نژاد فکر می کند ملی شدن نفت هیچ ارزشی نداشت، به همین دلیل معتقد است گزارش البرادعی صد برابر آن ارزش دارد.
متوقف شد، متوقف نشد
داوود احمدی نژاد: دولت نهم تهاجم فرهنگی را متوقف کرد....
وزیر کشور: با انقلاب های ژیگولی نمی توان ملت ایران را استحاله کرد...
نتیجه گیری اخلاقی: یک برادر خوب مطمئن است که برادرش بهترین کار را می کند، اما یک وزیر بد امیدوار است که رئیس اش موفق شود.
داوود شون، محمود شون
محمود احمدی نژاد با تلویزیون هلندی: « در ایران آزادی کامل و مطلق وجود دارد.»
داوود احمدی نژاد با رسانه ایرانی: « هرکس برخلاف عمل کند، برخورد شدید می کنیم.»
نتیجه گیری اخلاقی: آدم می تواند در خارج آزادی کامل و مطلق بدهد، اما برادرش موظف است در داخل برخورد شدید کند.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:50
|
|
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:36
|
|

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 15:20
|
|
سیمرغ نیروی هوایی ایران قسمت اول تهیه و تنظیم : جوانان پان ایرانیست کرمان مقدمه : سیمرغ ، پرنده افسانه ای ایرانیست که زال را در آشیانه خود پروراند و رستم را در هنگام نبر با اسنفدیار روین تن ، یاری نمود و راز پیروزی رستم بر اسنفدیار را برای وی بازگو کرد. در فرهنگ ایرانی سیمرغ، پرنده ایست ، غولپیکر، زیبا و با درایت که با منش و دانایی خود کمک بزرگی برای پهلوان ایرانی بوده. امروزه نیز در زبان محاوره عامیانه، ودر کل صفت سیمرغ به شیئی اتلاق می شود که از نظر زیبایی و کارآمدی چیزی کم نداشته باشد. به خصوص در سیستم حمل و نقل هوایی ایران هواپیماهای بسیاری به نام سیمرغ نامگذاری شدند و یا لقب سیمرغ گرفتند. اما به واقع کدام هواپیما بیش از سایرین شایسته این لقب بوده است؟ تصویری از جلد کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat مقاله ای که در ادامه از نظر شما می گذرد ، ترجمه قسمتی از کتاب Iranian F-14 Tomcat Unitsin Combat می باشد که به شرح کامل در مورد یکی از لژیونرهای نیروی هوایی ایران می پردازد. و درباره پرنده ای سخن به میان آورده است که نه تنها نقش به سزایی در پیروزی جنگ هشت ساله داشت بلکه در خلال جنگ و در کنار خدمت خود به نیروی هوایی ایران جان هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داد. هواپیمایی که به واقع باید آن را سیمرغ قرن بیستم نامید. آری، ابتدا صدای غرش همراه با سوتی را می شنوی، هیچ نیست، تا اینکه سیمرغ را با آن بالهای متحرک و با آن ابهت تحسین برانگیز می بینی که شکار خود را از فاصله ای دورتر هدف قرار داده و به سوی طعمه همانند ساعقه ای می بارد. شکار سیمرغ هیچ شانسی برای فرار ندارد، چرا که هیچ پرنده ای تا به حال نتوانسته سیمرغ را فریب دهد. و در یک چشم به هم زدن از طعمه سیمرغ هیچ بر پهنه آسمان نمی ماند . در این مقاله که از سری مقالات آشنایی با هواپیماهای نیروی هوایی ایران است به معرفی و شناخت هواپیمای F-14 خواهیم پرداخت. هواپیمایی که همانند سیمرغ در نیروی هوایی میهن عزیزمان خدمت کرد و هیچگاه خلبان خود را ناامید نکرد. هواپیمای F-14 را باید یک هواپیمای آمریکایی- ایرانی نامید. چرا که تمام هزینه های ساخت این هواپیما در شرکت گرومن (Grumman) (که در ضمینه ساخت تسلیحات و سامانه های نظامی فعالیت می کند) تماما از طرف ایران پرداخت شد . پرنده ای که حتی خود آمریکایی ها در صلاحیت آن برای تامین اهداف پنتاگون و دولت آمریکا شک داشته و بارها اقدام به تعطیلی پروژه کرده بودند . اما F-14 با درایت و خواست ایرانی تا به امروز در نیروی دریایی ایالات متحده وظیفه حفاظت از ناوهای هواپیمابر را به خوبی انجام داده و یکی از درخشان ترین طرحهای ساخته شده در جهان محسوب می شود. F-14 را باید شاهکار طراحی نامید، که تنها در اختیار دو کشور ایران و ایالات متحده قرار دارد و تا به امروز نیز در نیروی هوایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده وظیفه خود را به خوبی انجام داده . در ادامه به چگونگی ورود سیمرغ به نیروی هوایی ایران می پردازیم . که ایرانیان چگونه توانستند این پرنده عظیم را با وجود مشکلاتی که طرف آمریکایی به وجود آورده بودند به خدمت خود درآورند.

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:58
|
|
كنار اين همه ويران
براي اين همه درد
نمي شود كه پريشان نبود و گريه نكرد.
صداي فاجعه مي آيد
به خون نشستن زمين
ز عشق چه پرسي
كه قهرمانان در مسلخ اند و جمله اسير
بيا به ياد عزيزش كنار هم بنشينيم
و با صدا به بلنداي آسمان
به سرخي سپيده دمان
نام بزرگش را فرياد كنيم
نام آن خورشيد به خون تپيده، آن نخل بارور، آن پير خرد
اول آذر , نهمین سالگرد به خون کشیدن شادروانان پروانه اسکندری و داریوش فروهر است
روانشان شاد...راهشان پر رهرو باد
درود بر روان همه جانباختگان راه آزادی ایران
پاینده ایران
تیم پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:40
|
|
هفتم آذرماه روز نیروی دریایی مبارک باد

چو شیر ژیان نعره آرد به سر به ترک، به گرگ به تازی نیاید دگر
هر ثانیه این سرزمین ، رشادتها دیده است ، هر روز این سرزمین به شهادتها گذشته است، هر جای این سرزمین جوانانی را در آغوش گرفته است که شربت شهادت را برای سرافرازی میهن خوش سر کشیدند و آزاد پر کشیدند. ایران سرزمین حماسه هاست، سرزمینی که از دیر باز بیشه شیران دلیری بوده است که به راه وطن غرش دشمن سوز سر دادند و نگذاشتند که حتی یک وجب از خاک ایران به دست دشمنان افتد. ایران همان خوزستان 36 میلیون نفری است، ایران همان دشت چالدران است و رستم کلاه چرمینه، ایران خرمشهر است و جهان آرا، ایران مهد رشادت است برای سرافرازی خاک و ملت .
27 سال پیش در چنین روزی، دریا دلان نیروی دریایی ارتش ایران، با پشتیبانی دلاور مردان نیروی هوایی ، اسکله نفتی "الامیه" و "البکر" را طی عملیات فتح المبین مورد حمله قرار داده و غرق کردند.
در این عملیات ناوچه همیشه جاودان پیکان، با چند تن از خدمه دلاورش به قعر آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس رفت.
همچنین ایران در هفتم آذرماه هیچگاه رشادت تیزپروازان نیروی هوایی ایران را فراموش نخواهد کرد، خلبانانی همانند شهید عباس دوران در این عملیات شرکت داشتند و رشادتها آفریدند.
یادشان گرامی باد
شرح کامل عملیات را در وبلاگ ارتش شاهنشاهی مطالعه فرمایید
پاینده ایران
تیم پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 20:38
|
|
روايت حكيم ابرالقاسم فردوسى

سيروس غفاريان
تاريخ حماسى ايران مديون زحمات جانفرساى حكيم ابوالقاسم فردوسى طوسى است. در بيان معنى حماسه از دومنبع بهره مى جوييم: اول، دانشنامه ادب فارسى (جلد يكم، آسياى ميانه به سرپرستى حسن انوشه) كه مى گويد: «حماسه در لغت به معنى دليرى و شجاعت و در اصطلاح، روايت بلندى است كه اغلب منظوم با بهره داشتن از زمينه هاى مختلف قهرمانى و پهلوانى و جوهره قومى و ملى كه حوادثى خارق العاده در آن جريان دارد. هر حماسه بايد از دو عنصر برخوردار باشد. ۱ _ حادثه، نمايان كننده پهلوانى و قهرمانى باشد. ۲ _ انسان هاى قهرمان، حوادث را به پيش ببرند.» [اما روانشاد دكتر ذبيح الله صفا تعريفى جامع و مانع از آن در كتاب «حماسه سرايى در ايران» به دست مى دهد و مى گويد: «حماسه نوعى از اشعار وصفى است كه مبتنى بر توصيف اعمال پهلوانى ها و مردانگى ها و افتخارات و بزرگى هاى قومى و فردى باشد به نحوى كه شامل مظاهر مختلف زندگى آنان گردد.»] در ايران باستان، كتاب اوستا و بخش هاى مختلف آن و روايت هاى موبدان و دهقانان و شاهنامه فردوسى يكى از آنها بوده است كه از جمله كهن ترين داستان هاى ملى و حماسى را نقل كرده است. در اين مبحث به دو موضوع مى پردازيم. ۱ _ زندگى فردوسى و اهميت شاهنامه ۲ _ سلسله هاى پيشداديان و كيان. حكيم ابوالقاسم منصور بن حسن بن شرفشاه مشهور به فردوسى در ۳۲۹ هجرى قمرى (۹۴۰ ميلادى) همزمان با سلطنت نصر دوم پادشاه سامانى در «قريه باژ» نزديك طابران طوس به دنيا آمد. قريه باژ همان روستاى كنونى فاز است كه در بيست كيلومترى شمال شرقى مشهد است. او از خانواده دهقانان بود. درباره دهقانان بايد توضيح داد كه آنان رعاياى بى سواد نبوده اند، بلكه دهقانان طبقه اى باسواد، ممتاز و شريف بودند كه در زمره خرده مالكان پاك نيت و ضمناً در رده نگهبانان سنن و فرهنگ ملى ايران شمرده مى شدند. آنان فرزندانشان را با آداب و رسوم ايرانى پرورش مى دادند. فردوسى در چنين محيطى پرورش يافت و دل بسته فرهنگ و آداب ايرانى شد. او در روستاى زادگاهش و شهرهاى خراسان زبان هاى عربى، پهلوى، علم كلام و فلسفه را به خوبى فراگرفت.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:56
|
|
جنگنده نظامی ایران در دریای عمان سقوط کرد
خبرگزاری دولتی ایران از سقوط یک فروند هواپیمای نظامی ارتش در دریای عمان خبر داده است.
سقوط هواپیمای فانتوم اف -۴-ای نیروی هوایی ارتش ایران، روز دوشنبه، ۵ آذر ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه به وقت محلی و به هنگام مانور نظامی رخ داد.
این هواپیمای نظامی ساخت آمریکا در داخل آب، نزدیک شهر بندری کنارک در خلیج چابهار سقوط کرده و و هر ۲ سرنشین آن کشته شدند
سقوط این جنگنده ایرانی در آستانه اولین سالگرد سقوط هواپیمای نظامی سپاه در تهران است.
در این حادثه که شش آذر سال پیش اتفاق افتاد، هواپيمای "آنتونوف" نيروی هوايی سپاه در فرودگاه مهرآباد تهران سقوط کرد و ۳۶ سرنشین آن کشته شدند.
سوانح هوايی در ایران بی سابقه نیست و در مواردی، هواپيماهای نظامی هم دستخوش حوادث مرگباری شده اند.
از جمله در دسامبر ۲۰۰۵، يک فروند هواپيمای سی-۱۳۰ متعلق به ارتش که حامل جمعی از خبرنگاران بود در نزديکی تهران سقوط کرد و حدود يکصد و بيست کشته برجای نهاد.
در ژانویه ۲۰۰۶ نیز يک هواپيمای حامل افسران ارشد سپاه پاسداران سقوط کرد و سرنشينان آن کشته شدند.
بسیاری از جنگنده های ایران(اف-چهار، اف-پنج و اف-چهارده) ساخت آمریکا هستند و پیش از انقلاب در زمان حکومت شاه سابق ایران خریداری شده بودند.
پاینده ایران
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:7
|
|
صدام از هيچ كوششي فروگذار نكرد تا اينكه باطن مرا نيز چون خودش كند و من هم چون او يك جنايتكار حرفهاي و قاتلي بشوم كه كشتن و شكنجهء ديگران باعث آرامش خاطرم شود و در عين حال به عنوان يك انسان امين و داراي اخلاق پسنديده خود را جلوه دهم؛ از اين رو از جمله آموزشهايي كه ديدم، آموزشهاي روحي - رواني بود. من ميبايست فيلمهايي بسيار وحشتناكي را از آشيو استخبارات (اطلاعات) عراق را تماشا ميكردم.

مردي را نشان ميداد كه بر روي يك صندلي نشسته است و دست و پايش را بستهاند. مرد تنومندي ميآيد و نقابي بر چهره دارد و تنها چشمانش پيداست. آن مرد غولپيكر چاقويي در دست دارد. چاقو را در چشم راست مردي كه بر صندلي نشسته است فرو ميبرد و چشم او را از حدقه بيرون ميآورد. آن مرد بينوا فرياد ميكشد و ميخواهد كه به او رحم كند، اما آن وحشي ضربهء ديگري به چشم چپ او ميزند و آن را هم از حدقه درميآورد. فريادهاي اين مرد بيشتر ميشود. كمك ميخواهد و از درد به خود ميپيچد. آن وحشي مقداري نمك ميآورد و به چشمان او ميپاشد. او از شدت درد فرياد ميزند و رگهاي گردنش متورم شده، از شدت درد ميخواهد پاره شود. هيچ فريادرسي نيست. آن وحشي سنگدل، سپس مقداري نفت ميآورد و بر سر اين مرد ميريزد. آنگاه آتش را روشن ميكند. مرد در آتش ميسوزد و اندكي بعد جز خاكستر از او باقي نميماند.
فيلم دوّم
مردي تقريبن 30 ساله، گندمگون و با چشمان سياه و درشت و بيني پهن، بر يك ستون فلزي بسته شده بود. بدنش تا نيمه عريان و سينهاش از شدت شكنجه، چرك كرده و زخمهايش عفونت برداشته و قطرههاي خون خشك شده بر سر و صورتش نمايان است. از درد به خود ميپيچد. ناگهان مرد تنومند خشني كه در دستش كابل سياه رنگي بود، در صحنه ظاهر شد. مرد تنومند با كابل به سر و سينهء آن مرد مجروح ميزد و خون و چرك به ديوار اتاق ميپاشيد.
قصی (پسر کوچک صدام)
فيلم سوّم
اعدام تعدادي جوان در يك محوطهء كوچك به دست پسران صدام (عدي و قصي).

عدی (پسر بزرگ صدام)
فيلم چهارم
ريختن بنزين بر روي تعدادي كودك و سوزاندن آنها. زني بيست و چند ساله در صحنه است. جلادهاي صدام ايستادهاند. در دستشان تيغهاي بسيار تيزي است. آنها به آن زن حمله كرده و وي را تكهتكه ميكنند. آن زن فرياد ميزند و كمك ميخواهد؛ اما آنها به جنايت خود ادامه ميدهند تا اينكه آن زن بيهوش نقش بر زمين ميشود. جلادي لبخند ميزند و فيلم تمام ميشود.
فيلم پنجم
استخوان گونه و سينهء جواني در حدود 20 ساله شكسته ميشود. جرم او اين است كه برادرش عضو حزبالدعوة است.
فيلم ششم
مردي اعتراف نميكند. كودك 2 سالهء او را ميآورند و جلوي سگهاي هار و گرسنه مياندازند. سگها در مقابل چشمان پدر، كودك را تكهتكه ميكنند و خورند.
فيلم هفتم
- بريدن زبان با تيغ.
- كشيدن ناخنها و دندانها بدون استفاده از مواد بيحس كننده
- بيرون آوردن چشم با دستگاه مخصوص.
- ريختن مواد اسيدي بر روي بدن.
- ريختن آب جوش بر بدن.
- تجاوز به زنان در مقابل خانواده.
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 7:59
|
|
امروز دادگاه ابوالفضل عابدینی برگزار نگردید و او در تماس تلفنی با خانواده اش از سلامتی خود خبر داد.
در پی آخرین گفتگویی که ساعتی پیش سرور مزدک از تریبون آزاد خوزستان با برادر و مادر ابوالفضل عابدینی انجام داده خانواده ایشان چنین گفتند:
امروز بنابر قرار قبلی روز برگزاری دادگاه ابوالفضل بود که برگزار نگردید و او با تماسی که با برادر خود داشت حال خود را رضایت بخش اعلام کرد.سرور عابدینی به برادر خود گفته بود که در اهواز است اما از محل بازداشت دقیق خود چیزی نگفت و همچنین اضافه کرد احتمال می رود دادگاه او در پایان همین ماه یا ماه آینده برگزار گردد. همچنین برادر ایشان گفتند که برای جرم جدید و پرونده جدید ایشان که اقدام علیه امنیت داخلی است وثیقه ای سنگین علاوه بر ۵۰ میلیون پیشین در نظر گرفته شده که ما از پرداخت آن ناتوان هستیم. همچنین مادر ایشان که زیر فشار روحی قرار داشت و نگران فرزند خود بود بیان کرد که چراسازمان های حقوق بشر داخل و خارج کشور کاری انجام نمی دهند.در ادامه باید گفته شود که در این بین از سرنوشت کسرا علاسوند یار و همرزم دیگرامان و دلیل بازداشت او و نیز محل نگهداری او خبری در دست نیست.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی
پاینده ایران
۷ بعد از ظهر سوم آذرماه ۱۳۸۶
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:55
|
|
جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد فروهرها!!!
پس از نه سال قتل فروهرها همچنان در سایه ای از ابهام قرار دارد.
شورای نویسندگان پان ایرانیست کرمان:
روز گذشته (1 آذرماه 1386) بازماندگان مرحوم داریوش فروهر و همسر بزرگوار ایشان شادروان بانو پروانه فروهر خود را برای برگزاری نهمین سالگرد به شهادت رساندن این دو عزیز بزرگوار آماده کرده بودند که ، متاسفانه امسال نیز همانند سالهای پیش، تدابیر بسیار سختی در اطراف خانه فروهرها اتخاذ شده .
نه سال از به قتل رساندن این دو بزرگوار که در سایه قتلهای زنجیره ای، که توسط ماموران وزارت اطلاعات ، انجام شد ، می گذرد و علت انجام این قتلها در سایه ای از ابهامات قرار دارد.
در ادامه توجه خوانندگان گرامی را به مصاحبه شبکه دویچه وله آلمان با بانو پرستو فروهر ، دختر بزگروار پروانه و داریوش فروهر که در تاریخ یکم آذرماه (دیروز) انجام شده جلب می نماییم.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:9
|
|
به قلم دوست عزیز و فرهیخته آقای فرید دهدزی

پرواز یک صدا۱
مرغــــی از اقصــــای ظلــــمت پر گرفت
شب، چرای گفت و خـواب از سر گرفت
(احمد شاملو)
آسمان موسیقی ایران هم چنان در سوگ الهه آواز ایران نشسته بود که الهه دیگری از آواز ایران پرواز گرفت. بانو «پریوش ستوده» از خوانندگان صاحب نام دهه چهل وزارت فرهنگ و هنر، در عین ناباوری و البته در عین بی-توجهی دوستداران و دست اندرکارن موسیقی کشور، به جهان باقی شتافت. قطعاً فوت وی برای جامعه موسیقی ضایعه جبران ناپذیری است. زیرا وی شاید ازمعدود کسانی بود که از عنفوان شکل گیری ارکسترهای مختلف وزارت فرهنگ و هنر، تا انقلاب 57 در عمده ارکسترهای این وزارت خانه به طور مداوم به اجرای آواز پرداخت – به تحقیق نگارنده بانو پریوش ستوده در وزارت فرهنگ و هنر دارای بیشترین آمار آوازی بود، به همین سبب وی می توانست منبع و مرجعی برای شناسایی، تاریخ آهنگ سازی و ترانه سرایی وزارت فرهنگ و هنر محسوب شود. اما تقدیر الهی چنین بود که وی پس از تحمل تألمات روحی فراوان، در گوشه عزلت، به آرامش ابدی بسر برد و چه راحت و آرام دعوت حق را لبیک گفت. اکنون گنجینه دیگری از فرهنگ و هنر این مرزوبوم روی در نقاب خاک کشید. بقول «دکتر مهدی حمیدی شیرازی» شاعر:
شنیدم که چون قـوی زیبـا بمیـرد
فـــریبنـــده زاد و فـــریبـــا بمیــــرد
شب مرگ، تنها نشیند به موجی
رود گـوشـه ای دور و تنهــا بمیــرد
گروهی بـرآننـد کـایـن مـرغ شیـدا
کجـا عـاشقـی کـرد آن جـا بمیـرد
چـو روزی ز آغــوش دریــا بــرآمــد
شبی هـم در آغـوش دریـا بمیـرد
تو دریای مـن بـودی آغـوش واکـن
که میخواهد این قـوی زیبـا بمیـرد
[+]
نوشته شده به دست سارا کلهر در 23:47
|
|
ای آفریدگار پاک ترا پرستش می کنم و از تو یاری می جویم
مرزهای پوشالی
مصاحبه در روزنامههای کردستان
تمام افکار حزب پان ایرانیست در چند بند
مصاحبه زیبا و خواندنی از سرور دکتر سهراب اعظم زنگنه دبیر کل حزب پان ایرانیست با یکی از نشریات اقلیم کردستان عراق
پاینده ایران
چندی پیش یکی از نشریات اقلیم کردستان عراق با سرور دکتر سهراب اعظم زنگنه دبیر کل محترم حزب پان ایرانیست مصاحبه ای به عمل آورد که به جرات می توانم بگویم یکی از زیباترین و کاملترین مصاحبه ها در مورد عقاید و اهداف حزب پان ایرانیست است.
سرور زنگنه درجواب سوالات خبرنگار ، تمام اعقاید حزب پان ایرانیست را به صورت شفاف و کاملا صریح بیان داشته اند و به بسیاری از سوالات و اتهاماتی که متاسفانه تجزیه طلبان و کوته فکران وطن فروش بر حزب پان ایرانیست وارد می کنند را به خوبی پاسخ می دهند. و از هویت ایرانی اقوام و ایلات کُرد ساکن در کشورهای ترکیه، عراق و سوریه به خوبی دفاع کرده و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارند.
سرور زنگنه در تمام مراحل مصاحبه ، با هوشیاری هرچه تمامتر، به زیرکی خبرنگار در مورد مسائل کُردهای ایران، مسئله کرکوک، فدرالیسم، و هویت ایرانی کُردها به خوبی پاسخ داده و تمام افکار حزب پان ایرانیست را در چند بند شرح داده اند.
در ادامه نظر شما خواننده گرامی را به این مصاحبه زیبا جلب می نمایم که، به واقع بیانگر عقاید تمامی پان ایرانیستها در سراسر ایران می باشد.
و از تمامی منتقدان و مخالفان حزب پان ایرانیست که این مطلب را می خوانند خواهش می شود بعد از مطالعه کامل مصاحبه نظر خود را اعلام فرمایند.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:16
|
|
مراسم یادبود پروانه و داریوش فروهر

هم میهنان! در نهمین سالگرد قتل فجیع پدر و مادرمان، داریوش و پروانه فروهر، ما را در
این داغ ماندگار تنها نگذارید.
زمان: پنج شنبه یکم آذر ماه ساعت 15 تا 17
مکان: خیابان سعدی، خیابان هدایت، کوچه شهید مراد زاده، پلاک 22، خانه فروهرها
پرستو فروهر آرش فروهر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:36
|
|
خاطرات بدل صدام(۳)
جنايتهاي صدام

در دوران استراحتم پس از اصابت تير به پايم، توانستم مدت زيادي را در كنار همسرم آمنه خوش بگذرانم. در ماه فوريه، بعد از رعايت توصيههاي پزشكي بهبود يافتم. آمنه از ارتباطم با رژيم بعث اظهار ناراحتي شديد ميكرد. در آن شرائط، از بازداشتهاي پيدرپي و خبرهاي وحشتناكي كه از زندانها به بيرون درز پيدا ميكرد، به شدت متأثر شده بود.
نگراني همسرم هنگامي بيشتر شد كه دوستش «اسوة الراوي» از بصره به بغداد آمد. پس از آن كه از قصر صدام به منزل بازگشتم، متوجه شدم كه آمنه با خانمي كه چادر سياه پوشيده بود و بسيار اندوهگين به نظر ميرسيد صحبت ميكند. آمنه مرا به طور مختصر به او معرفي كرد. آن خانم خيلي به من دقت نكرد. ريش مصنوعي و عينك دودي زده بودم. آمنه گفت: «خواهر بزرگ اسوه، دوست و همسايهء مادرم در كربلا است و من از مدتها قبل، خانوادهء آنها را ميشناسم. اين خانم اخيرن با ماجراي خطرناكي روبهرو شده است. خوب است آن را بشنوي.»

آمنه گفت: «حدود 10 سال پيش، همسرش حسن حمدي الاسدي را در حادثهاي كه در حين كار برايش پيش آمد، از دست داد. همسرش مهندس بود. آنها داراي 2 پسر به نامهاي ياسين و احمد بودند. ياسين همانند پدرش مهندس شد. احمد هم دانشجوي رشتهء پزشكي بود. ماموران استخبارات صدام، احمد را يك هفته قبل از آنكه مردم به مناسبت فرا رسيدن زمستان، مراسم جشني برپا كرده بودند، دستگير كردند.» سپس آمنه از اسوه خواست كه خود بقيهء ماجرا را تعريف كند.
اسوه گفت: «به من خبر دادند احمد دستگير شده و در زندان مخوف ابوغريب در بغداد است. به آنجا رفتم. سه روز پيدرپي چندين بار تقاضا كردم كه بدانم چه بر سر فرزندم آمده است. كسي جوابي نداد. در نهايت ندانستم كه او در زندان ابوغريب است يا نه. سرانجام به بصره بازگشتم و هيچ خبري از احمد نشنيدم.»
آمنه گفت: «حدود 10 سال پيش، همسرش حسن حمدي الاسدي را در حادثهاي كه در حين كار برايش پيش آمد، از دست داد. همسرش مهندس بود. آنها داراي 2 پسر به نامهاي ياسين و احمد بودند. ياسين همانند پدرش مهندس شد. احمد هم دانشجوي رشتهء پزشكي بود. ماموران استخبارات صدام، احمد را يك هفته قبل از آنكه مردم به مناسبت فرا رسيدن زمستان، مراسم جشني برپا كرده بودند، دستگير كردند.» سپس آمنه از اسوه خواست كه خود بقيهء ماجرا را تعريف كند.
اسوه گفت: «به من خبر دادند احمد دستگير شده و در زندان مخوف ابوغريب در بغداد است. به آنجا رفتم. سه روز پيدرپي چندين بار تقاضا كردم كه بدانم چه بر سر فرزندم آمده است. كسي جوابي نداد. در نهايت ندانستم كه او در زندان ابوغريب است يا نه. سرانجام به بصره بازگشتم و هيچ خبري از احمد نشنيدم.»
از او پرسيدم چرا او را دستگير كردند. جواب داد: «اصلن علت اين كار را به من نگفتند. تعدادي دانشجو بودند كه فعاليت سياسي ميكردند؛ اما احمد هيچگاه با آنها همكاري نميكرد. او تمام حواسش به درسش بود. درخواستهايي به همهء وزارتخانهها و ادارات دولتي كه احتمال ميدادم با دستگيري او در ارتباط هستند، تقديم كردم. چند بار هم به زندان «الحاكمية» كه زير نظر سازمان مخوف اطلاعات (استخبارات) بود و در محلهء «الكراده» قرار دارد مراجعه كردم. زندان بسيار وحشتناكي بود. وقتي در نزديكي ادارهء گذرنامه قرار ميگيري، ساختمان زندان سه طبقه به نظر ميآيد؛ اما دو طبقهء ديگر آن زيرزمين است. من از اين مكان تا منطقهء «المنصور» كه دفنر اصلي رئيس اطلاعات در آنجا قرار داشت، پياده رفت و آمد ميكردم. در آنجا هم هيچ اطلاعي به من ندادند. سه هفتهء قبل، ياسين هم توسط مأموران اطلاعات دستگير شد. اين بار هم هيچكس حرفي نزد و اطلاعاتي نداد. از زماني كه فرزندم را بردهاند، عقلم را از دست دادهام.»

[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:27
|
|
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات