تبليغاتX
ميناي كرمان

ميناي کرمان
نگاره روز
پيام گرداننده

درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنما دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از افزارهاي اين تارنما خواستارم كه تا پايان برگه اين تارنما را ببينيد .

   ...............................   اين تارنما را برگه خانگي خود كن !    به مدير تارنما رايانامه بزنيد !    ذخيره كردن برگه!   اضافه کردن اين تارنما به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لوگو
مقالات
جستجوگر

  
            
     در كل اينترنت
     در اين تارنما

بايگاني
رسانه ها
سايت امروز

کرمان خبر

نشريه کويران

ايسنا ،منطقه کوير

آيت الله العظمي صانعي

خبرگذاري تابناک

خبر گذاري آفتاب

فرمان آريا

هزاره‌هاى پرشكوه





امرداد، نخستين تارنماي پارسيان و زرتشتيان در ايران























































به نام خداوند جان و خرد

 

کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم

 

 

(قسمت پایانی)

 

نوشتاری از:م.م.بحری

 

تدوین وآماده سازی برای وب: بابک ایرانمنش

 

برای مشاهده قسمت اول نوشتار دراینجا اشاره نمایید

 

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 18:43 | |

 

"ای خدای که از برترین برتری ها، به برترین برتری، برتری، به تو نماز آوریم، به تو نیاز آوریم"

از: آهنگ های خون

 

 

همچنان می نگریم...

و سخت گفتن خود را به سکوت می بخشم

چون در این دوره و عصر سخنی جایز نیست

هچنان می نگریم...

به همان قصر عظیم، کاخ فرهنگ کهن

که به دست من و تو شد ویران

همچنان می نگریم...

سیل و امواج خروشان علی، کز زبان ها جاریست

اندکی در عمل آنرا جستیم، اثری هیچ نبود

همچنان می نگریم

به کتابی که خداوند و رسولش، هدیه دادند به ما انسان ها

تا رویم راه کمال، تا که گمره نشویم

جز به هنگام نشستن بر سر سفره ی عقد، یا زمانی که بمیرد شخصی

ورقی نیز تلاوت نکنیم

 حیف از آن نام بزرگ، آن علمدار رشید، آن ابوالفضل علی

که ز یادش  جوشد، انقلابی خونین

آن که از نام رفیعش می توان معنا کرد، واژه همت و راد

و هم اکنون نامش ،یک بهانه بیش نیست

به نشان دادن تزویر و ریا

ابلهانه سفره هایی که در آن بنشینند انجمن های زنان، تا توانند کنند

غیبت خلق خدا

و برای مستحقان اندر آن جایی نیست

حیف از آن نام مقدس ، حیف از آن

حیف از آن نام حسین، که مبدل گردید

بر دهانی ناپاک، ضربت آهنگی تند

تا شود شور کزایی برپا، به تن سینه زنان

همچنان می نگریم

زینبی را که کلامش بهر آگاهی خلق ، کمتر از خون حسین هیچ نبود

در همین تعزیه ها، شیر زن شیرا خدا را

نوحه گر، نالان و افسرده به تصویر کشیدند

همچنان می نگریم

بازی بازیگران زندگی را

به چه می اندیشیم؟ پاسخی بی معنی، به سوالی مبهم

که در آنسوی نقاب مردمان چه کسی پنهان است؟

همچنان می نگریم

خیل این مردم را که خورند نان از این سفره ی دین، اما

می کنند کار برای دنیا

همچنان می نگریم

به سراشیبی عمر، راه ما روشن بود و نرفتیم آن را

و صد افسوس نخواهیم دانست، ما به راهی که قدم بگذاشتیم

کوچه ای بن بست است

کوچه ای بن بست است

 

عطا      

تهران، پائیز 1386

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به عکسهای زیر  دقت کنید:

   تصویر شماره یک      تصویر شماره دو      تصویر شماره 3     تصویر شماره چهار    

   تصویر شماره 5       تصویر شماره 6      تصویر شماره 7    تصویر شماره 8

طبق ادعای این شخص این طفل کمر بسته حضرت ابوالفضل می باشد!!!

آیااین شخص راهی بهتر از این برای اخازی پیدا نکرده است؟ ، آیا زمان آن نرسیده که خرافات را از خود و عقاید خود دور کنیم؟

گناه این طفل چیست؟  گناه دین چست؟

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:11 | |

 

پاينده ايران

 

ای آفريدگار پاك

ترا پرستش ميكنم و از تو ياري ميجويم

 

 ملت ایران زیربار ترکمن چای دیگری نمی رود

 

هم میهنان   دیدار یکروزه ولادیمیر پوتین به همراه رؤسای کشورهای تازه استقلال یافته کرانه ی دریاچه مازندران در تهران و حضور این افراد با هم در یک نشست، سبب بروز نگرانی هایی میان مردم شده است، که بهانه ی نگارش این نوشتار، واکاوی این دل نگرانی هاست . دل نگرانی هایی گه سابقه تاریخی دارد ترس از نشستن کاربدستان جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره ای است که در آن از بخش هایی از حق مسلم ما و حاکمیت ملی و نمامیت ارضی میهن مان به نفع بیگانه چشم بپوشند .

    هم میهنان  دریاچه ی مازندران بر پایه قراردادهای سال 19921 و 1940 ملک مشاع  دو دولت ایران و شوروی است که این قرارداد در دسامبر 1991 در قزاقستان مورد تایید کشورهای کرانه این بزرگترین دریاچه جهان قرار گرفت.

با اینهمه در نهایت شگفتی برخلاف توافق های پیشین ، سه کشور روسیه ، قزاقستان و به اصطلاح آذربایجان در سال 1998 منابع بستر بخش شمالی دریای مازندران را برپایه طول ساحل و خط میانه خود تقسیم می کنند و حقوق تاریخی و قانونی ایران را زیر پا می گذارند .

     هم میهنان  بستر این بزرگترین دریاچه جهان بالغ بر 650 میلیارد بشکه ذخیره نفت و گاز در بر دارد و در وضعیت امروز جهانی بر سر میز مذاکره نشستن باید از موضعی قدرتمند باشد و گرنه مشکوک و شگفتی آور است و از آن بوی نوعی معامله ضد ملی به مشام می رسد .

نگرانی ملت خردمند از این زاویه است که نکند  ً دولت مهروز عدالت خواه  ً برای کسب پشتیبانی از دیپلماسی واکنشی خود و سیاست های هسته ایش از کیسه ملت و به بهای نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران در صدد بدست آوردن رأی روسیه برای شورای امنیت است ولی در این صورت  نه تنها نتیجه ای عایدش نخواهد شد بلکه در راستای تجزیه ایران گام برخواهد داشت چرا که به استعمارگر نباید اعتماد داشت . اگر در یکصد و هشتاد سال پیش حاکمان نالایق بریده از مردم به کارگزاری  پادویی چون میرزا آقاسی ساده لوح زیر بار فشار جنگ و دیپلماسی نابخردانه ی ضد ملی با شکست افتضاج آمیز تن به قرارداد خفت بار ترکمانچای دادند و بخش هایی از میهن مان را به روسیه که در آرزوی آبهای گرم خلیج فارس روز شماری کرده و می کند ( طبق وصیت نامه پطر )  واگذاردند ،  در آن  روز مردم در بی خبری جهل و خرافت زدگی  و عقب  نگه داشتگی  محض  به سر می بردند .  حال  باید  پرسید آیا  امروز هم  به دوران خان خانی و ملوک الطوایفی و دره بیگی قاجاریه بازگشته ایم ؟ إ

    هم میهنان  تاریخ 200 ساله ایران و روس سرشار از خیانت ها و تجاوزها، دوگانگی ها و دشمنی های پنهان و آشکار دولت روسیه با ایران بوده است . رأی مثبت روسیه به قطعنامه 1737 و 1747 شورای امنیت علیه ایران با وجود میلیاردها دلار داد و ستد تجاری یا نظامی کردن دریاچه مازندران علیرغم مفاد قراردادهای ایران وروسیه شوروی یا درنگ شک بر انگیز در راه اندازی نیروگاه عقب افتاده از نظر علمی و فنی که به تازگی اعلام شده ظرفیت آن در صورت شروع به کار 440 مگاوات خواهد بود به جای 1000 مگاوات آن هم با تجربه هایی که از عملکرد نیروگاه های روسی داریم خود دلیلی است بر عدم توانایی فنی روس ها در تکمیل نیروگاه ، آن هم با تکنولوژی 30 سال پیش جهان .

    هم میهنان  دوگانگی در حرف و عمل از ویژگی دولت روس است و بر این اساس پوتین در تهران رسمأ اعلام کرد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق مسلم ایران است ( شیره را خورد و گفت شیرین است ) مگر جهانیان جز این می گویند چرا یکی دوست و دیگران دشمن قلمداد میشوند . این امر حاکی یک بازی است و گرنه انرژی هسته ای مشکل غیرقابل حلی نخواهد بود . کار بدستان پس از 28 سال نمی خواهند بیدار شوند که ملاک منافع ملی است نه ادامه سیاست های ویرانگر .

    ما براین باوریم در چنین اوضاع جهانی هرگونه گفتگو پیرامون اینگونه مسایل با همسایگان غیر کارشناسانه و ناهنگام است و هر نماینده ای که بر چنین گفتگوهایی تن دهد باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشد . امروز که ملت در سایه رفتار کاربدستان در مظان  یورش  جهانخواران  قرار گرفته  است  هرگونه تعهدی از جانب حاکمان ، چون دست آورد آن برای ملت و کشور حفظ حقوق قانونی و تاریخی ایران را به همراه نخواهد داشت باید متوقف شود ، آنهم با کشوری چون روسیه که هرگز قابل اعتماد نبوده و یا دست کم در رابطه با ایران چنین نبوده است  از این تاریخ که برای ما هزینه های هنگفت داشته درس باید گرفت .

    هم میهنان  گویی واژه ها و اصطلاحات از معنا تهی شده اند . نماینده وزارت خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به خبرنگار کانال دو تلویزیون جمهوری اسلامی که می پرسد وضع تقسیم دریاچه مازندران به چه صورت خواهد بود و آیا در جلسات مطرح شده است یا نه ؟ می گوید هیچ حقی از ایران ضایع نشد . ما موضع خود را که همان حق سهم مشاع از دریاست را اعلام کرده ایم . شگفتا معنای مشاع بین دو طرف را با مشاع میان 5 کشور درک نمی کند و یا اینکه از دریای خزر سخن می راند بدون آنکه تفاوت  دریا و دریاچه را متوجه باشد و پیامدهای این گونه سخن گفتن را .

  پرسش دیگر از آقایان مذاکره کننده این است که اگر فردا روزی داغستان هم بخواهد از روسیه جدا شود ، در آن صورت بر اساس دیپلماسی مشترک روسیه – جمهوری اسلامی سهم ایران به 6/1 تقلیل خواهد یافت با این همه از حسن همجواری بی نظیر خود با روسیه سخن می گویند و از پیروزی مشعشع دولتمردان ؟ إ

     از این رو اعلام می کنیم

به جای  توسل جستن به استعمارگران  از  نوع کهنه  به مردم روی آورند و توافق های بین المللی ، رسمی و قانونی مبنی بر مشاع بودن دریاچه مازندران همچنان به قوت خود باقی بماند . باید در مذاکره ای شرکت کرد  که بتوان از موضع  قدرت گفتگو  کرد نه

از ضعف بین المللی  نابسامانی داخلی که  منجر به  خفت  خواهد شد  و باج دهی .

   اگر روسیه تمایل به انجام این امر دارد از سهم مشاع خود این بذل و بخشش ها را انجام دهد نه از حقوق ملت ایران ببخشد . به همین دلیل نیازی به شرکت ایران در چنین جلساتی نیست و ملت ایران زیر بار چنین قراردادهایی نخواهد رفت چه در غیر این صورت ترکمان چای دیگری است که بر ملت تحمیل می شود .

 دبیرخانه حزب ملت ایران

تهران 29 مهرماه 1386 خورشیدی

 درود بر داریوش و پروانه فروهر شهیدان راه استقلال و آزادی

 برچیدن زندان سیاسی خواست ملت ایران

مردم سالاری پایندان استقلال ایران 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:6 | |

 

روسیه می تواند فقط سهم خود از دریای مازندران را تقسیم کند!

 

برگزاری کنفرانس کشورهای ساحلی دریای مازندران در تهران به منظور رفع اختلافات موجود درباره رژیم حقوقی دریای مازندران، در شرایطی صورت می گیرد که مسئله فعالیت هسته ای همراه با دخالت امنیتی در عراق وضعیت جمهوری اسلامی را پیچیده و خطرناک کرده است. با توجه به شرایط پیش آمده، دولت کنونی بر آنست تا از فرصت حضور پوتین رییس جمهور روسیه در ایران استفاده کرده در کنار مذاکرات مربوط به رژیم حقوقی دریای مازندران، مسئله فعالیت هسته ای خود را نیز محور مذاکرات دوجانبه بین ایران و روسیه قرار دهد. نیاز جمهوری اسلامی به جلب پشتیبانی روسیه در رابطه با فعالیت هسته ای سبب خواهد شد که ایران نه تنها قادر به بازیابی حقوق از دست رفته خود در دریای مازندران نشود، بلکه با اعطای امتیازهای جدیدی به روسیه یک بار دیگر با اعتماد به موضع گیری های تاکتیکی روسیه به نفع ایران، خود را در مسیر همکاری استراتژیک روسیه با امریکا و غرب بازنده ببیند. ظاهرا" رای مثبت روسیه در قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت علیه ایران برای جمهوری اسلامی درس نشده است. همانگونه که روسیه درباره رژیم حقوقی دریای مازندران در قبال ایران روش دوگانه در پیش گرفت، در رابطه با فعالیت هسته ای نیز تا کنون همین روش را پی گیر بوده است.

درمورد دریای مازندران، نخست روسیه رژیم مشاع را با در نظر گرفتن دو عهدنامه 1921 و 1940 را همسو با ایران اعلام نمود، ولی ناگهان با بستن پیمانهای دوجانبه در سال 1998 با قزاقستان و جمهوری آذربایجان، منابع بستر و زیر بستر بخش شمالی دریای مازندران را بر پایه طول ساحل و خط میانه تقسیم نموده حقوق حقه و تاریخی ایران را زیر پا گذاشت. ایران که به موجب عهدنامه های 1921 و 1940 دارای حقوق مساوی و مشترک در تمامی پهنه دریای مازندران بود، اینک خود را عملا" صاحب سهم کوچکی در محدوده خط موهوم آستارا- حسینقلی می دید. در صورتیکه سه کشور جدید حاشیه دریای مازندران دربیانیه آلماتی در21 دسامبر 1991، که توسط همه کشورهای تازه استقلال یافته و مشترک المنافع شوروی امضاء شد، احترام به کلیه تعهدات بین المللی شوروی سابق را تضمین کردند. روسیه در راستای دوگانگی همیشگی خود، علیرغم تاکید ایران مبنی بر غیرنظامی کردن دریای مازندران، در جهت نظامی کردن این پهنه آبی نیز اقدام نموده است.

خطرناکترین زمان برای مذاکره درباره تمامیت ارضی وحقوق ملکی ایران هنگامی است که حکومت ناتوان و درمانده در همه جبهه های داخلی و بین المللی به دنبال معامله و خرید دوست باشد. حقوق پنجاه درصدی ایران دردریای مازندران، مطابق با قوانین بین المللی و اصل تداوم دولتها، تغییرناپذیر است. دولت کنونی جمهوری اسلامی حق ندارد که از حقوق تاریخی و قانونی ما به کشورهای بیگانه بذل وبخشش کند. اکنون روسیه قصد دارد بستر دریا را به تناسب طول ساحل پنج کشور به پنج بخش تقسیم کند، ولی سطح دریا کماکان مشاع باشد. بستر دریا حدود 660 میلیارد بشکه ذخیره نفت و گاز دارد که دوسوم ذخایر کل جهان است که نزدیک به همه آن بیرون از سهم ایران قرار می گیرد. جبهه ملی ایران معتقد است که روسیه فقط میتواند درباره سهم پنجاه درصدی خود با سه کشوری که از دل آن برآمده اند مذاکره کند.

همانگونه که روسیه در پیمانهای دوجانبه، بخش شمالی دریای مازندران را بدون موافقت ایران میان خود، قزاقستان و آذربایجان تقسیم کرده، می تواند از مانده سهم پنجاه درصدی خود بخشی را هم به ترکمنستان واگذار کند. ما حتا آماده ایم کف دریا را اِفراز کنیم تا از حالت مشاع درآید و روسیه بتواند هر جور که مایل باشد سهم پنجاه درصد خود را تقسیم کند.

اگر حکومت جمهوری اسلامی تصور می کند که پذیرش طرح روسیه در مورد رژیم حقوقی دریای مازندران، حسن نیت و رای روسیه را بنفع خود در اجلاس شورای امنیت به دنبال خواهد آورد، مرتکب اشتباه بزرگی می شود. هرگونه عقب نشینی ازموضع قانونی ایران در دریای مازندران به معنای تجزیه ایران همانند پیمان ترکمانچای خواهد بود. لجاجت درادامه غنی سازی اورانیوم ارزش این هزینه عظیم را ندارد.

از سوی دیگر، سازش با روسیه، تضمینی برای راه اندازی نیروگاه بوشهرهم نیست. جبهه ملی ایران از سالها پیش بارها اعلام کرده که روسیه توان فنی و انگیزه سیاسی راه اندازی نیروگاه بوشهر را ندارد. شانزده سال تاخیر وکاهش ظرفیت نیروگاه از هزار مگاوات به سطح غیراقتصادی 440 مگا وات، نشانگراین ناتوانی است. روسیه می خواهد همه مبلغ قرارداد را با سرعت وصول کند و آنقدر دفع الوقت تا شاید طرح بمباران بوشهر توسط اسراییل، همانند بمباران ونابودسازی نیروگاه عراق، صورت گیرد و تعهدات روسیه را منتفی سازد. وزیر خارجه روسیه با صراحت گفته است که روسیه و اسراییل کاملا هماهنگ هستند.

جبهه ملی ایران براین باور است که تا حل مسائل بین المللی ایران و درآمدن ایران از انزوا و شرایط بی اعتمادی جهانی، هیچگونه مذاکره ای درباره دریای مازندران نباید انجام شود و هیچگونه تعهدی از جانب ایران پذیرفته نشود. شرایط بین المللی بهیچوجه برای کسب یک نتیجه عادلانه و حفظ حقوق قانونی ایران در دریای مازندران مساعد نیست و هرگونه تعهد حکومت کنونی برخلاف حقوق قانونی ملت ایران در دریای مازندران در پیشگاه ملت بزرگ ایران فاقد ارزش می باشد.

جبهه ملی ایران

23 مهر 1386   

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:18 | |

 

زبان مشترک ، گویش قومی !

 

فرهاد عرفانی – مزدک:

 

 

 

 بی تردید ، یکی از مشکلات عمده اجتماعی در ایران ، در یکصد سال اخیر ، و بخصوص تا دههء 40 شمسی ، مسألهء چگونگی برخورد با گویش اقوام ، از سوی دولتمردان ، گروههای سیاسی و روشنفکران بوده است . ممکن است سوال شود که چرا مسأله را ، از نظر زمانی ، به یکصد سال اخیر محدود کردم؟

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:59 | |

 

"زبان فارسي ستونِ فقراتِ يک ملت عظيم است."

دکتر غلام حسين ساعدي

الفباي شماره 7 چاپ پاريس

 

آذربايجان و زبان فارسي

 

( گناه زبان فارسي چيست؟)

محمد جلالي چيمه (م- سحر)

 

                                         م.سحر

 

 

اين مطلب درست 13 سال پيش نوشته شد و نخستين بار در نشريه اجتماعي، فرهنگي، سياسي "اختر" چاپ پاريس انتشار يافت و سپس در مجله "راه آزادي" از انتشارات "حزب دموکراتيک مردم ايران" انتشار مجدد يافت و نشريه فرهنگي – ادبي "ايران نامه" چاپ آمريکا نيز آن را حروف چيني کرد، اما در لحظات نهايي، به دليل آنکه قبلا به چاپ رسيده بوده است، از نشر مجدد آن صرف نظر کرد و زحمت حک و ويرايش آن بر دوش دوست و استاد ارجمند آقاي شاهرخ مسکوب باقي ماند!

اکنون بار ديگر برخي از دوستان به جد از من خواستند که اين نوشته تجديد چاپ شود، زيرا چنانکه دليل مي آورند، موضوع و مضمون آن همچنان به اهميت خود باقي است و گويا  تحولات سياسي و منطقه اي سال هاي اخير در دو کشور همسايه ما عراق و افغانستان، نغمه هاي شوم کُهن را نيرو و توان جديدي بخشيد، به ويژه آنکه، کژبيني و کژآئيني و کژانديشي هاي حکومتگران ناشايست و نابايست کشور ما، وضعيت مصيبت باري آفريده که ملت و کشور ما را بار ديگر در چنبره بدخواهي ها و بدسُگالي هاي نيروهاي منطقه اي و جهاني گرفتار کرده است.

از اين رو درخواست اين دوستان را ناديده نمي توان گرفت، اما همراه با چاپ مجدد آن، از بيان اين مطلب ناگزيرم که، حق تکلم و خواند و نوشت و نشر به زبان ها و گويش هاي متنوع ايران را نمي شايد و نمي بايد ناديده انگاشت. حقيقت آن است که در ميان خواستاران و مدافعان اين حق، بسياري از ايرانيان هستند که در آزادي خواهي و ايران دوستي و ميهن پرستي آنان شبهه و ترديدي نمي توان داشت و من، خود، دوستان و برادراني در ميان آنان دارم که حشر و نشر و همدلي و هم سخني با ايشان، اين حقيقت را بر من مسلم داشته است.

بنابراين تکيه بر اهميت زبان فارسي به عنوان زبان مشترک و زبان ملي ايرانيان، نبايد ما را به افکاري رهنمون شود که از اهميت و ارزش ديگر زبان ها و گويش هاي رايج در کشور خود غافل شويم و آنها را بخشي از ميراث معنوي و فرهنگي سرزمين خود محسوب نداريم.

نويسنده اين اسطوره، آرزومند آن است که به يمن آزادي و دموکراسي در ايران فردا، شرايطي فراهم گردد که مردم اين سرزمين، ضمن حراست و کوشش در راه اعتلاي زبان فارسي- به عنوان ميراث مشترک و زبان ملي و سراسري ايران – بتوانند در راه رُشد و اعتلاي زبان ها و گويش هاي ديگر خود نيز، آزادانه و به دلخواه بکوشند و کودکان کشور ما در همه ايالات و ولايات خود، بتوانند آزادانه به زبان هاي مادري خود تکلم کنند، آزادانه بنويسند و آزادانه نشر دهند، زيرا در جامعه دموکراتيک ايران فردا، رُشد زبان هاي ايراني به منزله رُشد فرهنگ ايران در همه ابعاد و جلوه هاي متنوع  و رنگارنگ آن است.

پس اميدوار و کوشنده در فراهم ساختن شرايط و موقعيتي براي کشور خود باشيم که زبان ها و گويش ها به رُشد و خلاقيت آزاد ادبي و ذوقي خود توانا گردند و شُعب و شاخه هاي گوناگون هنر و فولکلور و آداب و آئين هاي زيباي ملي و مردمي در سراسر ايران، بي مانع و رادعي به بيان و بازتوليد و تعالي خود قادر شوند و داد و ستد جلوه هاي متنوع فرهنگ در ايران، به آفرينش جمال و آزادي بيانجامد و بدين گونه دشمنان وحدت و سعادت سرزمين ما ايران براي هميشه نوميد گردند.

با اين وجود، مي بايد تأکيد کنم که: اين خواسته هاي مشروع و برحق به شرطي تحقق پذيرند که خواستاران و مطالبه کنندگان، استيفاي آنها را مقدم بر استقرار آزادي و دموکراسي در ايران نيانگارند، چراکه تحقق چنين حقي، تنها در جامعه اي آزاد و دموکراتيک ميسر خواهد بود.

يعني جامعه اي که در آن، همه نظرات و انديشه ها، در کمال آزادي با يکديگر برخورد خواهند کرد و پيچيدگي هاي امور مربوط به نظام اداري کشور و سيستم آموزشي و روان شناسي تعليم و تربيت کودکان (و...)، به کوشش کارشناسان و روشنگران خردمند و کاردان، به وضوح طرح و بررسي خواند شد و آحاد مردم کشور با آگاهي کامل درباره چند و چون مشکلات، قضاوت خواند کرد و در مورد ابعاد مختلف زندگي اجتماعي و فرهنگي و سيستم اداري کشور خود به شيوه مرسوم کشورهاي پيشرفته و دموکراتيک، آزادانه اظهار رأي خواهند کرد و همراه با شناخت کافي و وافي به تمييز سره از ناسره و درست از نادرست خواهند پرداخت و سرنوشت خود را رقم خواهند زد.

بنابراين نخست مي بايد براي تحقق دموکراسي در ايران کوشيد چراکه به قول مولانا جلال الدين:

چونکه صد آمد، نود هم پيش ماست!

به اميد آن روز

محمد جلالي چيمه (م- سحر)

مونترال 20/2/2005

Asre-Nou

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 0:9 | |

 

 

 

پوتین در ایران چه می خواهد؟

 

کوتاه آمدن از  حق 50 درصدی ملت ایران در دریای مازندران خیانت آشکاری است که توسط هر کس و هر حاکمیتی قابل بخشایش نخواهد بود.

 

هم میهن

در خبرها است که سران کشورهای حاشیه دریای مازندران بزودی در تهران جلسه ای خواهند داشت، حزب پان ایرانیست شدیدا هشدار می دهد که ملت ایران و تاریخ ایران هرگز قبول نخواهند کرد که با هر توجیه و استنادی حق 50 درصدی ملت ایران در دریای مازندران حتی یک درصد کاهش یابد و گذشت از این حق 50 درصدی تاریخی را خیانت آشکار و غیر قابل بخشش به حقوق ژئوپولتیک ایران و به خطر انداختن منافع حیاتی ملت ایران در منطقه می داند و امضاء کنندگان چنان قراردادهایی را مقدمین علیه امنیت ملی ایران می شناسد.

 

پاینده ایران

حزب پان ایرانیست

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:35 | |

 

 
به نام خداوند جان و خرد
 
 
آیا نتیجه سفرشوم و پرخطر ولاديمير پوتين به ايران خیانتی برتر ازعهدنامه های
 

  گلستان و  ترکمنچای را در بر دارد؟؟؟!!!

 

                                                 به قلم : دكتر ابراهيم ميراني

 تهیه و تنظیم : سرور ابوالفضل عابدینی نصر

 

                                  

 

تزار" ولادیمیر پوتین" هم اکنون در راه ایران است تا اخرین ضربات مر گباررا بر پیکره ی بی رمق استقلال و تمامیت اراضی این میهن فرسوده وخیانت زده وارد اورد.

 به راستی آیا ما در معرض خیانتی بزرگتر وخوفناک تر از عهدنامه ی گلستان و ترکمانچای قرار داریم! هنگامیکه اتحادجماهیرشوروی همچنان که پیش بینی می شد فرو پاشید، فرصتی بس گرانبها برای ملت ما پیش آورد که ننگ نازدودنی دو عهد نامه خفت بار گلستان و ترکمانچای را از دامان میهن بزداییم پاره های جدا مانده از میهن را در سرتا سر سرزمین های شمالی به یگانگی بخوانیم و پیوندهای هزاره های تاریخ را با آنان تنیده سازیم، اما افسوس ؟!

 در آن زمان هم گرفتار دولتی بمراتب ناتوان تر و بی آرمان تر از حاکمیت قاجاریه که بر ما حکومت میراند بودیم.حاکمیتی که نتیجه اتحاد نامبارک گروهای انترناسیونالیست از چپ و راست و وایدولوژیک سیاسی که انقلاب ایران را وسیله ای برای اجرای مطامع خائنانه خود فرض می کردند و بیگمان تعدادی دستاربسر و فاقد بینش سیاسی وناآشنا به رمز و راز دیپلماتیک که گروهای از جوانان پر احساس و تحجر زده را در اختیار داشتند ،مانع بلعیدن ملک نیاکانی توسط اتحاد شوروری  نمیدانستند!

بدون شک نفوذ عوامل سرسپرده حزب توده در بدنه بلافصل از رهبری انقلاب و تجهیز کارگاههای مختلف توده ای در سراسر ایران برای هدایت کشتی فرماندهی مملکت که خالی از عناصر رهبری سیاسی آرمانخواه شده بود، آثار و تبعات بسیار ناگواری را در پی داشت و از آن جمله هدایت بسیار موزیانه و برنامه ریزی شده این حزب همیشه خائن، حاکمیت را به عقد قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر با یک تکنولوژی عقب مانده اتمی روسیه بجای تکنولوژی اتمی پیشرفته آلمانی واداشت و استقرار نیروهای روسی در خلیج فارس و تحقق آرزوی "پطر کبیر" در دسترسی به آب های گرم این خلیج، براستی چه خدمتی پربها تر و استراتژیک تر از این میتوانست رویاهای روسها را به این سهولت عملی سازد ؟

باید این درس را از تاریخ استعمار گرفت، آنزمان که فرزندان منشویک و بلشویک تزار از ادعای "کان لم یکن" بودن قراردادهای تزاری که وعده آنرا به جهانیان و از جمله ایران داده بودند عدول کردند، می دانستند که دیریا زود حکومت نا لایقی بر ایران فرمانروایی خواهد کرد،که نیازی به آن همه هزینه کلان وجنگ های طاقت فرسا برای تحقق آرزوی "پطر" نخواهد بود و تزارهای پرولتار توسط دست آموزان خود و رهبران خلقی در ایران این مهم را عملی خواهد ساخت وپیوند نامبارک رهبران توده های استعمار زده و مستضعفان جهان بر قرار خواهد شد .

باری، یادمان نرود وقتی که موضوع بهره برداری از منابع روی زمینی و زیر زمینی دریای مازندران مطرح شد و عملیات کاوش و بهره برداری از منابع نفت و گاز آغاز گردید. ضرورت تنظیم و تعیین یک رژیم حقوقی ناظر بر این اقدامات پیش آمد و لیکن شگفت زده نشویم حاکمیت ایران با وجود قراردادهای یکطرفه استعماری و خفت بار روسیه با حکومت قاجار، یعنی عهد نامه های گلستان و ترکمانچای و حتی قرارداد 1940 که به صورت حداقل حاکمیت 50 درصدی ایران را بر دریای مازندران به رسمیت می شناخت،  در میان بهت و حیرت همسایگان شمالی و حتی روسیه مدعی20 درصد حق خود در این دریای سرزمینیِ ایرانی شد! که ظاهراً همسایگان شمالی از سر منت بین 8 تا 13 درصد از بدترین نقاط این دریای ایرانی را برای دولت ایران در نظر گرفته اند !

یادمان نرود، دولت ایران در شرایطی زیر بار خفت قراردادهای گلستان و ترکمنچای و معاهدهات جانبی این دو عهد نامه رفت که در میان نیروهای تزاری در اوج قدرت وبا ظرفیت وکمیت قابل اهمیت و فرماندهان لایق و جنگاور از یک سو و مکر و خیانت و تزویر انگلیسیها که دشمن دوست نمای حکومت قاجار بودند از سویی دیگر و بالاخره غفلت و بیخبری و فساد و زن بارگی در بار و افسونهای رنگارنگ و ایران بر باد ده گروه هایی ملایان روز از طرف دیگر گرفتارآمده بو د،  لیکن امروز چه بهانه ای را می توانیم در قبال این شوربختی وبی آرمانی وفریب بازیهای سیاسی خوردن را شاهد آوریم که خیانت های شرمسارانه را علیرغم همه ی رجز خوانی های سیاسی ونظامی وادعاهای بی نظیر تاریخی به جان خریدار می شویم !

هشیار باشیم که این تزار کوچک با پشتوانه ای از تعلیمات وتجارب سازمان ک.گ.ب اتحاد جماهیر شوروی ،و بااشتهایی به اندازه همه ی تزارهای روسی برای بستن قراردادهای مکمل عهدنامه های گلستان وترکمنچای به سوی شما می آید. این تزار؛ مجموعه ای از همه نیرنگهای سیاسی و تاریخ فتنه و جهانخواری ودشمنی دیرینه با ملت ایران را با خود دارد. این مامور کار کشته سازمان جاسوسی وضد جاسوسی روسیه آخرین تجارب خود را از سیاست کشورهای غربی در آلمان شرقی آموخته واکنون در چهره مدافع شما در دستیابی به انرژی اتمی از شما دلبری می کند، به امید اینکه روزی قطعنامه بعدی را علیه شما وتو نماید .چندان به قول او امیدوار نباشید زیرا اگر دیگران سهم بیشتری دادند، می گیرد و پای بند عهد ومیثاق خود نیست! او اکنون خلیج فارس را کم وبیش در اختیار دارد وکافیست فقط چندروز معارضی را درآن پهنه نبیند،خواهید دید که خلیج فارس حکم لقمه ای لذیذ را برای او دارد ،پس خود را ارزان نفروشید.

اکنون همه پیشینیان و نیاکان سر افراز ما؛ چشم به شما دوخته اند که آیا شرف و عزت ملت خود را در چمبره  فریبندگی های آقای "پوتین" و حرامزاده های اتحاد جماهیر شوروی از دست خواهید داد یا مردومردانه برای استیفای حق هزاران ساله ملت ایران خواهید ایستاد .و شرف در حال انقراض این ملت را پاسداری خواهید کرد؟!

اکنون باید توجه شما را به چند اندرز وهشدار حقوق بین المللی در خصوص این دریای ایرانی جلب کنم :

 بر طبق اصول کلی حقوق بین الملل ،حاکمیت کشورها بر آن قسمت از آب ها که بخشی از سرزمین آنرا تشکیل میدهد،مسجل میباشد وضرور است که رعایت حقوق دیگر کشورهای هم مرز؛ و جلوگیری از ورود خسارت به آنها در نظر گرفته شود.دریاهای بسته و دریاچه ها؛ اعم از بین المللی یا غیر بین المللی قسمتی از خاک مملکت یا ممالکی که آنها را محیط کرده اند می باشند.

وضعیت دریاچه ویا دریای مازندران در طول تاریخ تا قبل از معاهده گلستان عملاً درحکم دریاچه سرزمینی بود چون ازسه طرف این دریاچه در محیط ومحصور سرزمین ایران قرار داشت و پس از قراردادهای ننگین یادشده،درحکم دریای سرزمینی فی مابین دو کشور یعنی ایران وروسیه تزاری بود. بنابراین حقوق دریایی ایران در این دریا کم و بیش به صورت منصفانه در نظر گرفته می شد .مفاد عهدنامه های یاد شده و قرارداد1940بین دو کشور نیزحکایت از برقراری اصل پنجاه، پنجاه بین دوکشور داشت ولذا متعلقات بعدی و پیدایش حکومت های سیاسی جدا شده از امپراطوری روسیه هرگز نباید نافی و مضییع حقوق ملت ایران در این دریا باشد ،گذشته از اینکه قرارداد تشکیل فدراسیون کشورهای آسیای میانه ، در حقیقت استقرار همان قیومیت روسیه بر این واحدهای سیاسی به ظاهر مستقل می باشد ودر واقع یک ترفند ظاهری وفریبکارانه برای تقسیم منابع دریای مازندران به نفع روسیه ومستملکات فعلی آن تلقی می شود .

آنچه آشکارا مورد تصدیق حقوق بین الملل می باشد اینست که این دریاچه بر اساس قراردادهای فی مابین ایران وروسیه، حکم همان دریای بین دو کشور را داشته ودولت ایران با هیچکدام از کشورهای مدعی آسیای میانه ای قرارداد جدیدی مبنی بر شناسایی یک رژیم حقوقی جداگانه مستقل تنظیم و امضا نکرده است که مکلف به تخصیص بخشی از حقوق خود در این دریا شود. بنابراین براساس اصول قطعی بین المللی، این دریاچه همچنان بمانند یک دریاچه سرزمینی بین دو کشور و قسمتی از سرزمین این دو کشور شناخته می شود و جای دارد دولت ایران علیرغم وضع موجود ،و فریبکاری هایی که دنبال می شود دعوی مربوط به حاکمیت براین دریاچه و میزان آن را به دیوان داوری لاهه ارجاع و استیفای حق نماید .

عقیده غالب علمای حقوق بین الملل اینست، در صورت عدم وجود قراردادی بین ممالک مجاور این دریاچه؛ این ممالک ساحلی جدید فقط نسبت به آبهای ساحلی تعیین شده حق حاکمیت دارند. تعیین مرز دریایی در مواردی که قابل کشتی رانی نباشد خط منصّف و در صورت قابل کشتی رانی بودن، همان "تالوگ" است که بین ایران و شوروی و نه سایر کشورهای دیگر قانونی و قابل اعتبار است. چنانچه قراردادهای 1921 و 1940 نیز همین نتیجه را مدلل می دارد.

هشیار باشیم که دریای مازندران از نظر حقوق بین الملل از یکسو در حکم دریایی آزاد از نظر وسعت است و از نظر جغرافیایی یک دریاچه بسته می باشد ولذا اصول حقوق بین الملل عمومی مربوط به دریاهای آزاد از قبیل قوانین مربوط به کشتیرانی در دریای آزاد و بهره برداری از منابع طبیعی آن دریاها نمی توانند در همه حال شامل دریای مازندران شود و لذا رژیم حقوق دریایی مازندران توسط چند قرارداد و موافقت نامه ما بین دولت های اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایران منعقد شده و تثبیت گردیده است و این حقوق و حاکمیت در دریای مازندران مختص شوروی و ایران بوده و قابل انتقال به دیگری نمی باشد؛ وکما اینکه حقوق فردی (یک کشور) قابل انتقال به حقوق بین المللی نیست و لذا با وضع فعلی چاره کار، طرح دعوی حاکمیت دریای مازندران در دادگاه بین المللی ناظر بر حقوق دریاها می باشد.

 ننگ خیانتی نا بخشودنی دیگر را برملت و حکومت ایران نپذیریم.

 

پانویس: سروردکتر ابراهیم میرانی دکترای حقوق واز هموندان شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول تشکیلات حزب در خوزستان می باشند. ایشان از چهره های ممتاز سیاسی خوزستان ، وکیل پایه یک دادگستری و هموند کانون وکلا می باشد.

 

پاینده ایران

اهواز - 21/07/1386

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:7 | |

 

ای آفريدگار پاك

ترا پرستش ميكنم و از تو ياري ميجويم

 

 

ملت گرایی، آری، جهان وطنی نه

 

پاينده ايران

 

 

هم میهنان! پاره ای از عوامل حکومت های تک صدایی که در ناآگاهی و یکسویه تعلیم  می بینند از دو ویژگی بزرگ برخوردارند:

 

      یک، هر چه را که روزگاری در ملل جهان مثبت ارزیابی شده و رهبرانی را که تحت هر شرایط به هر علت درست یا نادرست نامبردار شده اند و در میان شماری  طرفداران،  از وجهه ای برخوردارند یا به خود منسوب کنند یا خود را به آنان بیآویزند و رفیق و همراه آنها نشان دهند، تا شاید چند صباحی بیشتر به اینگونه شیوه های پوپولیستی مردم را با عوام فریبی و استفاده های ابزاری از محبوبیت انسانهای دیگر با نشان دادن شکل مار به فریبند  و قلمداد کنند که نامدارانی ولو در تضاد عقیدتی با آنها هم باشند چون ارنستو چه گوارا و یا ... همچون ما می اندیشند و نتیجه بگیرند پس رفتار ما بر حق است و در راستای اثبات این گزاره سراسر اشتباه و دروغ و عوام فریبانه ، دست به دروغ پردازیها و لاف و گزافه های بی پایه بزنند تا آنجا که باورها و اعتقادات مبارزانی را که جان خود بر سر آرمانشان نهاده اند را به نوعی به خود نسبت دهند و با 180 درجه تغییر بنمایانند .

 

     دوم، دیگر ویژگی استبداد زدگان، " عمل زدگی" و شعار دهی است که در آنان بر خرد گرایی پیشی می گیرد طوریکه پیش از آنکه بیاندیشند، دست به حرکات و سخنان بی مایه  برای اثبات خود به عنوان کاشف یا مخترع با مبدع و یا پیامبر افکار نوین که جهانیان را مات و مبهوت کرده است معرفی کنند !؟ همانگونه که بعضی از این بی هنران، نادانانه خلیج فارس را هم خلیج عربی و گاهی هم همنوا با دشمنان میهن خلیج می نامند و بدون هر گونه بازخواستی از کنار مطلب می گذرند کسی هم اینان را بازخواست نمی کند. بدین سان میهن به آزمایشگاه آزمون و خطای اینان تبدیل شده است و تا حرکت بعدی خود و بوجود آوردن سرگرمی دیگری برای طرفدارانشان به انتظار می نشینند، از ویژگی های دیگر این تفکر ، برای بقا و رسیدن به هدف هر وسیله ای را به هر قیمتی مجاز می شمارند ( حتا دیگرگون جلوه دادن یک عمر مبارزه ی مبارزی را که افکارش ابعاد روشن داشته است ) علت تمامی این نامرادیها و اینگونه برخوردها را در ناآگاهی اینگونه افراد باید جستجو کرد.

 

     چند روز پیش همایش بدون مطالعه و بررسی همه جانبه تحت عنوان همایش "چ مثل چمران بزرگداشت مبارزان جهان وطنی"  در راستای تخطئه ی رقیبان و   به ثبت رسانیدن طرفداران یک جریان با کمک گرفتن از وجهه ی مبارزی چون  ارنستو چه گوارا و شبیه سازی چه گوارا و چمران در دانشگاه برگزار   می شود و رئیس قوه مجریه کشور هم به چنین همایشی پیام می فرستد بدون آنکه بداند که گردانندگان همایش ، شناختی از چه گوارا ندارند و آنچه بیشتر شایان یادآوری است ، اینکه برگزار کنندگان همایش نمی دانند چه می گویند و چه می نویسند تا آنجا که همایش را ، همایش مبازران  " جهان وطنی" نام گذاری می کنند  . اصولاً مبارزانی که به خاطر آنها این  همایش را ترتیب داده اند (بدون اینکه در تایید ویا  رد اندیشه هایشان سخنی به میان آوریم که در این باره نظرها و حرفها بسیار است) نه فقط جهان وطن نبودند بلکه از نگاه مبارزان راستین ، همواره مفهوم ملت از جایگاه ویژه ای برخوردار است  و تا آنجا ، که در همدردی با ملتهای دیگر است که جان بر کف به یاری آنها برای رهائیشان از ستم ، استبداد و استعمار شتافتند.

 

    در این گرد همایی که دختر دعوت شده ی چه گوارا سخنانش را به نام  مردم کوبا آغاز می کند آیا، جهان وطن است؟ او می خواهد اعلام کند ملت در قاموس مبارزان ارزشمند است و به خاطر آزادی و رهائیش جان می دهند . به همین دلیل اینان برای رهایی ملت های دربند کوشیده اند و یا آنگاه که از ملت سوسیالیست کوبا سخن می گوید . جهان وطن نیست . مبارزان و آزادیخواهان در جهان بی شک در پاره ای از هدفهای خود  دارای اشتراکاتی هستند ولی همواره تفاوتهای فرهنگی بسیار آشکاری نیز داشته و دارند . آنگاه که کوبائیان به آنگولا می روند برای کمک و یاری رسانی به ملت آنگولا در اثر باور آنها و احساس همدردی آنها با ملتها در رویارویی با استبدادیان و استعمارگران است که حاضر می شوند از جان خود گذشته پای به میدان کارزار در دیگر ممالک بگذراند و گرنه کوبایی ، کوبایی و آنگولایی ، آنگولایی هست و خواهد ماند این امر  نه تنها جهان وطنی نیست که عین ملت گرایی است. به عکس، آنانکه بی وطن یا جهان وطن هستند، وطنشان در چمدان هایشان است ، همان استعمارگران جهان خوار دیروز و امروزند ، نه مبارزان ملتهای تحت سلطه استعمار و اسیر استبداد که همیشه از ملتهای خود الهام می گیرند .

 

     اینگونه افکار و عملکردها در پاره ای از جریانات سیاسی و استفاده های ابزاری از هر چیز و هرکس توجیه کردن وسیله برای رسیدن به هدف را تداعی می کند آنهم با ایده های ساختگی و با ایجاد رابطه به  اصطلاح صمیمی با کشورهای آمریکای لاتین و سوء استفاده از محبوبیت کنونی امثال اورتگا و چاوس و فراموش کردن مردم خود . باید این گونه رفتار به سمت گرایش واقعی به عدالت خواهی ، رفع تبعیض ها بازگردد . وگرنه یک روز به دنبال قذافی ، یک روز به دنبال حافظ اسد ، یک روز به دنبال عرفات ، یک روز حواتمه ، یک روز بشاراسد، یک روز فهد ، یک روز بدنبال هنیه ، یک روز هم بدنبال  معاون صدام ، امروز بدنبال پوتین و چاوس و خدا داند روز دیگر هم که نوی دیگری آمد به بازار ، همه کهنگان به فراموشی سپرده می شوند . این همان دیپلماسی  واکنشی است که بارها گوشزد کرده ایم و عمری آن را دنبال کرده اند  و به اینجا رسیده ایم که سرزمین مان مورد تهدید بیگانگان قرار گرفته است  .

 

     حزب ملت ایران بر این باور است به جای باج دادن ها و این همه آسمان و ریسمان کردنها و این در و آن در زدنها در آنسوی مرزها بهتر است به راستی، به دنبال سود و صلاح ملت باشند و درصدد رفع مشکلاتشان که روزافزون است و مطمئن باشند که تنها راه کسب حقانیت رفع تبعیض ها و  روی آوردن به ملت و مردم سالاری است. چه آنانکه بر دلهای مردم حکومت می کنند نیازی به شبیه کردن خود به هیچ کسی ندارند و از نام دیگران برای خود اعتباری نمی سازند و از هیچ قدرت بیگانه نیز نمی هراسند چون دامان ملت مامن آنهاست پس بهتر است خود باشند و مردمی تا شبیه دیگری ، چه در غیر این صورت بازیگری پیش نخواهند بود .

 

« پیروزملت

 

استقرار مردم سالاری پایندان آزادی و  استقلال ملی »

 

دبیرخانه  حزب ملت ایران

 

 تهران 14 مهر ماه 1386 خورشیدی

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

                                                              پاینده ایران

 

                                                   تیم پان ایرانیست کرمان

 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:0 | |

 

                        مشکل استعمار با زبان فارسی

                                  برگرفته از :اطلاعات نت

فرهاد عرفانی ، مزدک:

 

 

                                            شرور اعلمی

 

سیاست فارسی ستیزی، سیاست کهنهء استعماری است که نگارنده، در مقالات گوناگون و متعدد، بدان پرداخته است، اما نظر به تلاش جدید و سرسختانه ای که اکنون در جریان است تا موجبات فروپاشی فرهنگی و زبانی ملت ایران و همسایگانش فراهم آید، ضروری است بار دیگر به این موضوع بس پر اهمیت پرداخته شود. انگیزهء نگارش این مقاله، غیر از مورد فوق، سخنان اعلمی، نمایندهء تبریز در مجلس شورای اسلامی، در اعتراض به دستور فارسی نویسی تابلوهای اصناف در استان آذربایجان شرقی است .

 

همانگونه که می دانید، زبان فارسی، در حال حاضر، نه زبان یک قوم خاص، بلکه زبان مشترک اقوام ایرانی و حتی ملیتهای مختلف ( افغان و تاجیک و ... )، هم در حوزهء جغرافیائی ایران، و هم در خارج از این حوزه ( یعنی حوزهء نفوذ ایران قدیم )، است. این زبان، نه تنها وسیلهء ارتباطی میلیونها انسان در طی هزاره ها بوده، بلکه همچنین نماد و شاخصهء بخشی از فرهنگ بشری است که سنتها و آداب و رسوم و هنر و تاریخ مردمان بسیاری را در نقاط مختلف جهان، باز می نمایاند. بخش بزرگی از عظمت و روح اندیشهء انسانی در طی هزاه ها، با این زبان پیوند دارد و با این زبان خود را بیان کرده است و اکنون جزو میراث گرانقدر همهء بشریت، بخصوص در مناطقی است که هنوز به این زبان تکلم می کنند و یا آنرا می نگارند.

 

تا پیش از ورود استعمار به خاور میانه، تنها مورد فارسی ستیزی د رتاریخ این منطقه، مربوط به دورهء حمله و سلطهء اعراب بوده است که آنهم در طی زمان ( در برابر عظمت فرهنگی این زبان ) رنگ باخته است و اما پس از ورود استعمار و بخصوص، همزمان با سلطهء کمپانی هند شرقی و استعمار حیله گر انگلیس، فارسی ستیزی، تبدیل به یک راهبرد اساسی در سیاست غارتگران بین المللی ( بخصوص انگلیس و آمریکا ) شد. تعیین این راهبرد، به مبارزهء همه جانبه ای تبدیل شده است که به اشکال مختلف در دویست سال گذشته، پیش برده شده و تا حدودی متأسفانه توانسته است از حوزهء نفوذ فرهنگی زبان فارسی در بین ملل خارج از جغرافیای سیاسی ایران، بکاهد. ( بیاد آورید تغییر زبان مردم هند را از فارسی به انگلیسی) .

 

اکنون که راهبرد جدید سیاسی امپریالیسم برای منطقه، بر تکه تکه کردن کشورهای بزرگ و تشکیل فدراتیوها و مناطق کوچک قابل کنترل، قرار گرفته است، سیاست کهنهء فارسی ستیزی، با تزریق دلار و امکانات، جان تازه ای یافته است و متأسفانه مسئولین ایران غافل هستند، و بخش بزرگی از روشنفکران؛ بازی خورده و یا خائن و ناآگاه!

 

هم از اینروست که یکشبه، جنایتکاران بین المللی، مدافع حقوق زبانی اقوام ایرانی شده اند!! صدها صفحهء اینترنتی در هویت سازی برای مردمان با گویشها و زبانهای مختلف ایجاد شده، رادیو و تلویزیون به زبانهای محلی علم شده، نظریه پردازان استعمار به تاریخ سازی و تاریخ نویسی مشغول گشته اند و برای ظلم مضاعف به غیر فارس زبانها، اشک تمساح می ریزند!

 

کسانیکه در طی یکصد و پنجاه سال، زبان انگلیسی را با زور سرنیزه و بقیمت ریختن خون میلیونها انسان در سراسر جهان، به زبان بین المللی تبدیل کرده و موجبات نابودی رسمی صدها زبان و گویش محلی و فرهنگهای غنی وابسته به ان را فراهم نموده اند، اکنون به منبر رفته و برای اصالت گویشها و زبانهای محلی ایران، روضهء علمی می خوانند !!!

 

ناگفته پیداست که آنچه در آن بحث نیست، ارزش برابر همه زبانها و گویشهای مردمان ، نه تنها در ایران، بلکه در همهء جهان است و صد البته این حق طبیعی هر انسانی ست که با زبانی که دوست می دارد زندگی کند و با جهان روبرو شود. دقت شود که د راینجا بهیچوجه، مسئله، مسئلهء تحلیل تمایزات و تفاوتهای زبانی، و اثبات و انکار هیچکدام نیست، بلکه بحث بر سر سیاست کثیفی است که، با دستمایه قرار دادن تفاوتهای گویشی و زبانی، تلاش دارد تا مردمانی را به قتلگاه فرستاده، زمینه را برای فروپاشاندن کشورها فراهم آورد.

 

این تقریبأ اصلی پذیرفته شده در سطح بین الملل است که اقوام و طوایف و ملل گوناگون، ضمن استفاده از لهجه ها، گویشها و زبانهای متفاوت، به جهت ارتباطات گسترده تر و زندگی در جامعه ای نظام مند که کشور نامیده می شود، از زبانی مشترک، که معمولا رسمی خوانده می شود، استفاده نمایند و امور کشوری، از ارتباط و آموزش سراسری گرفته، تا ثبت اسناد را، با آن زبان انجام دهند.

 

در کشورهای بزرگ جهان، همچون چین و هند و آمریکا و کانادا و روسیه و ... مردمانی بسیار متفاوت از هر جهت، با داشتن صدها زبان و گویش مختلف، از طریق زبانی مشترک با هم ارتباط دارند و سازندهء یک نظام و یک هویت ملی گشته اند.

 

در ایران نیز که پیشگام همهء کشورهای فوق در شهر نشینی و تشکیل کشور و ملت و دولت واحد است، این موضوع، یعنی بکارگیری زبان مشترک، هزاران سال است که عمل کرده و می کند و هرگز هیچ قوم و طایفه ای منکر اصل بدیهی وجود زبان مشترک نبوده است و اکنون بطریق اولی، زبان مشترک ایرانیان، دیگر، تنها یک زبان برای ارتباط نیست، بلکه همچنین یک هویت و تاریخ و فرهنگ مشترک و حتی تولید یک ملت واحد است که ایرانی خوانده می شود! دقیقأ به همین دلیل است که استعمار تلاش زایدالوصفی را در جهت فروپاشی زبانی ملت ایران بکار گرفته است ! چرا که خوب می داند که: تنها و تنها چیزی که قادر است ساختار مستحکم نظام ملی و فرهنگی ایران را در هم بریزد و ملت ایران را دچاراز هم گسیختگی و چند پارگی کند، به زیر ضرب بردن زبان فارسی است!

 

آنها از روشهای متفاوتی در جهت رسیدن به هدف فوق الذکر استفاده می کنند که در مقالهء جداگانه ای به انها پرداخته ام. مهمترین این روشها: 1- در تقابل قرار دادن گویشها و زبانهای محلی با زبان فارسی و 2- هجوم فرهنگی از طریق زبان انگلیسی است!

 

 

***

 

در کشور سیصد میلیونی آمریکا ، با وجود صدها قومیت و زبان متفاوت، هنگامیکه عده ای از اعراب جمع می شوند تا مدرسه ای را بر پا دارند که جدا از نظام آموزشی سراسری، فرزندانشان را با زبان عربی آموزش دهد، بیکباره تمامی جامعهء امریکا و رسانه ها و مسئولین و احزاب به حرکت د رمی آیند که: نه! هرگز!! چنین چیزی نظام آموزش هماهنگ را در آمریکا زیر سوال می برد و جامعهء آمریکا را دچار چند گا نگی !؟ می کند!!!

 

جالبی قضیه اینستکه سیاستمداران همین جامعه، که اینگونه می اندیشند، از زبان روشنفکر و نویسنده و فعال سیاسی و حکومتگر ایرانی ( مسئولین قومگرای جمهوری اسلامی )، به سخن می آیند که اقوام ایرانی باید بزبان خویش آموزش ببینند!!! دقت کنید که قضیه، قضیهء آموختن زبان مادری بعنوان یک واحد درسی نیست، بلکه آموختن به! زبان مادری و گویشهای محلی است!

 

بر این اساس است که می بینیم آقای اعلمی، نمایندهء تبریز در مجلس به منبر رفته و می گوید که چرا فرمانداری تبریز بخشنامه صادر کرده و گفته تابلوهای اصناف باید بفارسی باشد؟!! براستی یعنی این آقا نمی داند که اگر قرار باشد هر منطقهء کشور تابلوهای خود را بزبان و گویش محلی بنگارند، نظام آموزشی بزبان خود داشته باشند، رادیو و تلویزیون با زبان محلی داشته باشند و همهء امور خود را با زبان و گویش محلی خود رتق و فتق کنند، آنگاه چه چیزی از کشوری بنام ایران باقی می ماند؟

نه ایران، که هر کشوری در سطح جهان بخواهد به ساز این آقایان قومگرا برقصد، باید فاتحه خود را بخواند! یعنی این آقا نمی فهمد و یا نمی داند که بر اساس نگرش آنجناب ، هر روستا در منطقه ارومیه، صلاحیت تبدیل شدن به یک کشور را دارد!!! این آقایان، واقعا این بلاهت بی حد را چگونه توجیه می کنند؟ آنهم درست در زمانی که تمامی امپریالیستها، همچون گرگ های گرسنه، در کمین نشسته اند تا این میهن کهن و میراث گرانقدر آنرا تکه تکه کنند و به یغما ببرند!

 

آقای اعلمی و دیگر قومگرایان عزیز باید بفهمند که وجب به وجب خاک ایران، متعلق به همه ء مردمی است که در هر نقطهء آن زندگی می کنند. خاک آذربایجان به همان اندازه که به آذربایجانی ها تعلق دارد، به خراسانی ها و بلوچها و لرها و ... هم تعلق دارد و بالعکس ! بر این اساس، گویش و زبان متفاوت، بهیچوجه برای آنجنابان ایجاد حق نمی کند. بلکه این مازندرانی و گیلک و خراسانی و عرب و لر و کرد و بلوچ است که حق دارد وقتی به استان آذربایجان سفر کرده و یا آنجا را برای زندگی بر می گزیند، بدون هیچ مشکلی از طریق زبان مشترک، بتواند امور خود را بگذراند و خود را در خانهء خویش احساس کند نه یک مملکت بیگانه!!! به همانصورت که وقتی یک آذری به جهت تفریح و یا زندگی به گیلان و مازندارن سفر می کند ، ساکنین آن منطقه با زبان فارسی، و نه زبان محلی!، با او سخن گفته و با آغوش باز از وی استقبال می کنند، چرا که او را ایرانی می دانند و هموطن !

 

آیا آقای اعلمی تا کنون به این اندیشیده است که هنگام سفر به مازندارن، اگر تابلوهای مازندرانی ها به زبان محلی باشد، ممکن است او بجای غذا خوری به آبریزگاه برود ؟! و بجای خانهء استاد غلامرضا از خانهء مشهدی حسن سر در آورد؟!

 

از شوخی گذشته، در پایان می خواهم فقط بگویم که تک تک هموطنان گرامی ، از هر قوم و قبیله ای و با هر گویش و زبانی، در حفظ میراث مشترک، یعنی زبان فارسی، مسئولند و هر گونه کوتاهی د راینمورد، ضربات جبران ناپذیری به آیندهء فرزندان آنان خواهد زد!

 

مشکل استعمار با زبان فارسی، نهفته در حقارتی است که از منظر تاریخی نسبت به فرهنگ ایجاد شده توسط این زبان، احساس می کند! از سوی دیگر، همین فرهنگ، تبدیل به سد محکمی در برابر اشاعهء فرهنگ بورژوائی و اعمال سلطهء او شده است!! هم از اینروست که یک کینهءتاریخی و یک مانع در راه سلطهء همه جانبه، دست در دست هم داده، ایشان را به فکر تقابل نرم افزاری با این زبان انداخته است، آنهم زبانی که پیش قراولان اندیشه و هنر و فلسفهء غرب در برابر آن سر تعظیم فرود آورده اند:( گوته، پوشکین، انگلس،... ).

 

زبان فارسی، هویت و هستی تاریخی ایران است، دشمنی استعمار با آن، ریشه در دشمنی با همین هویت و هستی فرهنگی و تاریخی دارد. درست بر همین اساس است که مزدوران قلم بدست ایشان، بجای دشمنی با سیاستمداران ایران، به حکیم و اندیشمند بی نظیر و فرزانهء انساندوست توس، ابوالقاسم فردوسی، حمله می کنند!!!

 

آقای اعلمی نیز، اگر براستی ایرانی هستند و ریگی به کفش ندارند، باید در برابر فرهنگ و زبانی که انگلس و گوته را به تعظیم واداشته، زانو زده و بخاک افتند!...، لازم به گفتن نیست که در غیر اینصورت، ما هم، نه بعنوان یک هموطن، بلکه بعنوان یک بیگانهء متجاوز، با ایشان روبرو خواهیم شد!

www.maghalatemazdak.blogspot.com

www.m-farhaderfani.blogspot.com

www.farhadeerfani.blogspot.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Copyright © 1999-2007 Ettelaat Network, All  Rights Reserved

Webmaster

 خبر کوتاه از کرمان : ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تيم هفت نفره پزشكان آلمانی فوق تخصص ترميمی در رفسنجان

يك تيم هفت نفره از پزشكان فوق تخصص ترميمي كشور آلمان روز پنجشنبه در مركز آموزشي درماني "مرادي" شهرستان رفسنجان مستقر شدند.

به گزارش خبرنگار ايرنا، اين تيم براي دومين بار است كه جهت جراحي ترميمي سوختگي‌هاي بسيار ناگوار به رفسنجان عزيمت كرده‌اند.

اعضاي اين تيم تا ‪ ۲۶‬مهرماه سال جاري در مركز آموزشي درماني رفسنجان مستقر هستند و روزانه هشت تا ‪ ۱۰‬بيمار مبتلا به سوختگي‌هاي شديد و ضايعات مادرزادي از قبيل شكاف كام و شكاف لب را بصورت رايگان جراحي مي‌كنند.

شهرستان رفسنجان در ‪ ۱۰۵‬كيلومتري شمال شهر كرمان قرار دارد.

                                                                    ***

جزئيات تازه‌ از ربوده شدن توريست ژاپنی در بم

خبرگزاری حکومتی فارس: يك مقام مسئول در كرمان جزئيات تازه‌اي از ربوده شدن توريست ژاپني در بم ارائه كرد. وی ضمن تاييد خبر ربوده شدن توريست ژاپني گفت توريست ژاپني ربوده شده در شهرستان بم از 3 روز پيش در يكي از مهمانپذيرهاي اين شهرستان ساكن بوده است.

اين منبع گفت: اين مرد توريست در مهمانسرايي در محله عيش آباد بم سكونت داشته و هر روز براي بازديد از نقاط مختلف شهر بم از محل مهمانسرا خارج مي شده است.

وي افزود: توريست مذكور پس از آخرين خروج خود از محل مهمانسرا ديگر مراجعه نكرده تا اينكه پس از تماس ربايندگان مشخص شده كه وي ربوده شده است.

از صبح امروز سيل تماس هاي تلفني خبرنگاران خبرگزاري هاي ژاپني با مسئولان بمي در مورد اين قضيه آغاز شده است و اين در حاليست كه تعدادي از مسئولان بمي همچنان از اين خبر اظهار بي اطلاعي مي كنند.

مسئولان اجرايي و امنيتي استان كرمان از ديشب از اظهار نظر در اين باره خوداري كرده‌اند.

                                                                   ***

دستگيری‌ ‌36‌ نفر از "اراذل‌ و اوباش" در کرمان‌

خبرگزاری ایرنا: "‌36‌ تن‌ از اراذل و اوباش‌ شهر کرمان‌ دستگير شدند.‌ جانشين‌ فرماندهي‌ انتظامي‌ استان‌ کرمان‌ گفت اين‌ عمليات‌ با هماهنگي‌ مقامات قضايي‌ استان‌ و انجام‌ عمليات‌ شناسايي‌ قبلي‌ در مناطق‌ مختلف‌ شهر کرمان‌ صورت‌گرفت.‌

سرهنگ‌ چناريان‌ افزود دستگير شدگان‌ داراي‌ سوابق شرارت، شرب‌ خمر، مزاحمت‌ براي‌ نواميس‌ مردم‌، حرکتهاي‌ ناهنجار دسته‌ جمعي‌، سرقت‌، ايجاد ناامني‌ و درگيريهاي‌ دسته‌ جمعي‌ بودند‌ .

وي گفت دراين‌ عمليات‌ وسايل‌ استعمال‌ موادمخدر، تجهيزات دريافت امواج ماهواره‌ و ديگر وسايل‌ ايجاد ناامني‌ از اشرار کشف‌ شد."


یورش شبانه ماموران سرکوبگر رژیم به منازل مردم

خبرگزاری حکومتی فارس: "نيروهاي يگان ويژه پليس استان تهران بامداد امروز با اجراي عمليات گسترده 10 نفر از اراذل و اوباش ماهدشت كرج را دستگير كردند.

سرهنگ نادر سركاري رئيس پليس امنيت استان تهران كه همراه عوامل يگان‌هاي انتظامي در دستگيري اراذل و اوباش حضور داشت با بيان اين‌كه تمامي افراد دستگير شده جزو اراذل و اوباش هستند گفت: با هماهنگي با مقامات قضايي تمام احكام بازداشت و دستگيري اين افراد اخذ شده است.

كار دستگيري اين افراد در ساعت 7 صبح به پايان رسيد و تمامي اراذل و اوباش دستگير شده توسط تيم‌هاي يگان‌هاي ويژه به مقر اين يگان منتقل شدند.

بر پايه اين گزارش از مخفيگاه‌هاي اراذل و اوباش دستگير شده 4 دستگاه موتور سيكلت سرقتي كه يكي از آنها متعلق به نيروي انتظامي بود كشف و ضبط شد."


 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 4:32 | |

40 سال از قتل چه گوارا گذشت.

 

 

تهیه و تنظیم :شورای نویسندگان پان ایرانیست کرمان

تهیه شده به 4 زبان پارسی, روسی ,ترکی استانبولی و انگلیسی

 

 

(دریافت 110 تصویر از ارنستو چه گووارا)

 

9 اکتبر 2007 برابر با 17 مهر 1386 چهلمین سالگرد دستگیری و قتل انقلابی مشهور آمریکای لاتین ارنستو چه گووارا میباشد.چه یک انقلابی آزاده وکاملن بی همتا بود که مرزهای انقلابی را شکست و اندیشه ای نو برای مبارزه با ظلم و استبداد بنیان نهاد هر چند که نتوانست به آرزوهای انقلابیش جامه عمل بپوشاند لیکن از دروازه ی  تاریخ گذشت و به افسانه ها پیوست.

خانندگان عزیز بخوبی واقفند که تایید و علاقمندی به ایدئولوژی ارنستو چه گوارا به معنای تایید شیوه ی حکومت    مارکسیستی و کمونیستی برای کشور عزیزمان نمیباشد و همانطور که میدانید ملت ایران ملتی سنت گرا می باشند که   بیش از هزاران سال میباشد که آیین یکتا پرستی داشته اند  و شکست گروه های چپی گواه این موضوع میباشد که  کمونیسم در ایران بطور کلی در طول تاریخ هیچگاه  راه به جایی نبرده است.                                                     

                                                                                 

 همانطور که ایدئولوژی و مبارزات مائو فقط در چین موفق بود افکار و مبارزات چه گووارا و یا کاسترو نیز فقط در کشورهای آمریکای لاتین میتوانست موفق باشد و در هر جای دیگری محکوم به شکست است                       


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 2:2 | |

           

   

  

Че Гевара

 

Материал из Википедии — свободной энциклопедии

Перейти к: навигация, поиск

Эрне́сто Че Гева́ра (полное имя Эрнесто Рафаэль Гевара Линч де ла Серна, исп. Ernesto Rafael Guevara Lynch de la Serna); 14 июня 1928, Аргентина9 октября 1967, Боливия) — латиноамериканский революционер, команданте Кубинской революции 1959 года. Кроме латиноамерикаского континента действовал также в республике Конго. Прозвище Че получил в Мексике за характерное для аргентинского испанского междометие che, которым злоупотреблял в устной речи.

 [править] Детство и юность

Эрнесто Че Гевара родился 14 июня 1928 (это официальная дата рождения, которую сам Че постоянно указывал. На самом деле он родился на месяц раньше, но родители, скрывая добрачную беременность, изменили дату в документах) в городе Росарио (Аргентина) в семье Эрнесто Гевары Линча и Селии Де Ла Серна-и-де ла Льоса. Ребенка назвали Эрнесто в честь отца. Домашние называли его Тэтэ. По отцовской линии он был аргентинцем в двенадцатом поколении, по материнской — в восьмом. Предком его отца по материнской линии был ирландец, участник войны за независимость против Англии, переселившийся в Аргентину во второй половине XVIII века. Предками Че по остальным линиям были испанцы.

Эрнесто Гевара Линч планировал открыть в Росарио фабрику по переработке парагвайского чая, однако его планы не увенчались успехом вследствие мирового экономического кризиса, и семья вскоре после рождения Че была вынуждена вернуться на свою плантацию матэ в провинции Мисьонес, которая досталась Селии по наследству.

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:34 | |

 
 

 

Che’nin çocuklarına veda mektubu

Sevgili Hildacık, Aleidacık, Camilo, Celia ve Ernesto

Eğer bu mektubu okumanız gerekirse bu, sizlerin arasında olmadığımdan olacaktır. Beni zar zor hatırlayacaksınız, en küçükleriniz ise hiç hatırlamayacaktır. Babanız düşündüğü gibi hareket eden bir adamdı ve kesinlikle inançlarına bağlıydı.

İyi bir devrimci olarak yetişin. Doğaya egemen olmayı olanak kılan tekniğe egemen olmak için çok çalışın. Devrimin önemli olduğunu ve bizlerin yalnız başımıza hiçbir değerimizin olmadığı hatırda tutun. Herşeyden önce de dünyanın herhangi bir yerinde hehangi bir kişiye karşı yapılan herhangi bir haksızlığı daima yüreğinizin en derin yerinde hissedebilin. Bu, bir devrimcinin en güzel niteliğidir. Sizi ufaklıklar, hep görmeyi umuyor ve kocaman kucaklıyorum.

Babanız


Che’nin Fidel’e veda mektubu

Fidel,

Dünyanın başka ülkeleri benim mütevazi çabalarımın yardımını istiyor. Ben senin Küba’ya olan sorumluluğunun sana imkan vermediği şeyi yapabilirim. Ayrılmamızın zamanı geldi.

Bunu acı ve sevincin karışımıyla yaptığım bilinsin; burada benim kurucu umutlarımın en safını ve sevdiklerim arasında en sevgili olanı bırakıyorum ve beni evladı gibi kabul eden bir halkı bırakıyorum. Bu, benim ruhumdan bir parça koparmaktır. Yeni savaş alanlarında bana vermiş olduğun inancı, halkımın devrimci ruhunu, görevlerin en kutsalı olan nerde olursa olsun emperyalizme karşı mücadele etme görevini yerine getirme duygusunu taşıyacağım.

Başka gökler altında son saatim geldiğinde benim son düşüncem bu halk ve özellikle sen olacaksın. Öğrettiklerin için ve eylemlerimin en son sonuçlarına dek sadık olmaya çalışacağım, örneğin için sana teşekkür ettiğimi, Devrimimizin dış politikası ile her zaman özdeşleştiğimi ve buna devam edeceğimi, sonumun geldiği herhangi bir yerde Kübalı devrimci olmanın sorumluluğunu duyacağımı ve öyle davranacağımı, çocuklarıma ve karıma maddi hiçbir şey bırakmadığımı ve bundan üzüntü duymadığımı, aksine sevindiğimi, onlar için hiçbir şey istemediğimi çünkü devletin onlara yaşama ve eğitim görmeleri için gereken her şeyi vereceğini biliyorum.

Her zaman zafere kadar!

Ya vatan ya ölüm!

!



ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:18 | |

 

 

                                                                        

 

Ernesto (Che) Guevara de la Serna (1928-1967) - Nickname "Che" derived from Guevara's habit of punctuating his speech with the interjection che, a common Argentine expression for a friend

 

Latin American revolutionary leader, who rejected both capitalism and orthodox Soviet communism. Like T.E. Lawrence (1888 1935), better known as 'Lawrence of Arabia', Guevara lived an adventurous life. Guevara's tragic early death in Bolivia created a legend that still lives. He once said that "the true revolutionary is guided by a great feeling of love", but he also wrote influential works of guerrilla warfare.

 

" 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:9 | |

با نام یزدان پاک

 

دیکتاتور کوتاه، دیکتاتور بلند

تهیه و تنظیم: شورای نویسندگان پان ایرانیست کرمان

                          متن مقاله برگرفته از:تارنمای سید ابراهیم نبوی.

                                          

                                                                  

مقدمه:

از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد کشور عزیزمان اتفاقات و وقایع جدیدی را شاهد بود، شخصی که می توان گفت تا به این لحظه بدون هیچ مدرک و دلیلی سخن گفته و پیش رفته ، و تا جایی سخنان  دروغ و فریبنده خود را بارها و بارها تکرار کرده که با اعتراضات علنی تمام اقشار جامعه ایران و جوامع و سازمان های بین المللی همراه بوده.

محمود احمدی نژاد کارهایی را انجام داده که نه تنها به منافع ملی ضرر رسانده بلکه با نگاهی گذرا می توان مشاهده نمود که حتا مصالح نظام اسلامی را نیز زیر سوال برده و بیش از پیش حکومت اسلامی را به انزوا کشانده است.

این شخص کیست؟  کیست که بی آنکه منافع ملی را در نظر بگیرد ، هولوکاست را انکار می کند و به آشکارا اعلام داشته اسرائیل باید نابود شود! و از سوی دیگر دم از صلح جهانی می زند و حق ایران را برای به دست آوردن انرژی صلح آمیز هسته ای خواستار می شود.

در تبلیغات انتخابات سوم تیر در صدا و سیما حجاب و مسئله پوشش را هم سو با سلیقه و میل مردم ایران می داند و از سوی دیگر نیروی انتظامی را برای بازداشت دختران خانواده های ایرانی به جرم پوشش به تشخیص آقایان ضد اسلامی روانه خیابانها می کند و وحشت را در بین مردم به وجود می آورد.

در چند هفته گذشته  محمود احمدی نژاد سوژه تمامی رسانه های جهانی شده است، سخنرانی و یا بهتر بگوییم افتضاح دانشگاه کلمبیا ((در شهر نیویورک ایالات متحده))، و سخنرانی چند روز پیش وی در دانشگاه تهران که با زد و خورد هایی همراه بود.

محمود احمدی نژاد آنچه را که در دانشگاه کلمبیا گفت با عملش در سخنرانی دانشگاه تهران تکذیب کرد. محمد احمدی نژاد افکار خود و دار دسته خود را در دانشگاه تهران نشان داد و پرونده دانشگاه کلمبیا آمریکا را کاملتر نمود.

نوشته ای که در پیش رو دارید ، چند خطیست زیبا با نگاه طنز از سید ابراهیم نبوی که تمام آنچه را که در این دو دانشگاه (دانشگاه کلمبیا و دانشگاه تهران) گذشته را مقایسه می کند.

برای خاندن مقاله سید ابراهیم نبوی  بر روی ادامه مطلب اشاره کنید.
 

ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:11 | |

کمان 99 ، برگ زرینی از تاریخ نیروی هوایی ایران

 

تهیه و تنظیم برای تارنمای پان ایرانیست کرمان : دکتر پیام آذربایجانی

 

 

بعداز انقلاب 1357 اقلب کشورهای منطقه در باور آن بودند که ایران قدرت خود را از دست داده است و هر کدام با این تصورات غلط به گونه ای بر میهن ما می تاختند.

مسائل و اختلاف نظر در مورد ادعاهای مرزی، مسائل ناسیونالیستی، و نگاهی متفاوت به ایرا ن بعد از انقلاب، همه مزید بر علت می شد که کشورهای عرب منطقه و حاشیه خلیج فارس از فرصت به دست آمده حداکثر استفاده را کرده و با پیش کشیدن بهانه های اختلاف مرزی قبل از انقلاب که آنها را به واسطه حکومت و ارتش مقتدر ایران نمی توانستند بیان کنند، مقدمات تجاوز به خاک کشور عزیزمان ایران را فراهم آورند.


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:44 | |

 

بنام خداوند جان و خرد

 

 

 

فرياد حق طلبي كارگران  نيشكر هفت تپه

 

 

دو سال از اولين اعتراض شرافتمندانه كارگران شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه خوزستان مي گذرد   ولي هنوز مسئولين شركت و نمايندگان دولت  به هيچيك از وعده هاي خودعمل ننموده و هزاران كارگر زحمتكش را از ابتدايي ترين حقوق شان محروم ساخته اند.

جاي بسي تاسف است  ، دولتي كه خود را حامي قشر زحمتكش  و سازنده ميداند ، نه تنها قادر به انجام در خواست هاي به حق و قانوني كارگران نبوده بلكه فساد مترتب بر اين جريان را كه قدرت نمايي مافياي مالي كشور ميباشد ناديده گرفته و يكي از بزرگترين پروژه هاي اقتصادي كشور را كه يادگار دوران نظام پيشين است بدست بي اعتنايي و فراموشي و نابودي سپرده است .

 عدم توجه و رسيدگي به مطالبات كارگران  ،چيزي نيست  جز  بي حرمتي به سفره خالي زحمتكشاني كه در همه اين سالها با عزت نفس و وفاداري به رسالتي كه بر دوش داشته و دارند از حريم خانواده و ميهن  و ارزش هاي فرهنگي با  دست خالي پاسداري نموده اند .

 

 

حزب پان ايرانيست تاسف و نگراني ژرف خود را از آنجه كه در مناسبات كارگري خوزستان و ساير نقاط كشور ميگذرد و نيز برخورد  نا مناسب  و غير قانوني حاكميت فرقه اي با اين طبقه شريف و موثردر چرخه اقتصادي كشور را  اعلام و اقدامات ناقض حقوق انساني كارگران را محكوم مينمايد

 

حزب پان ايرانيست

تهران بامداد روز دوشنبه

هفدهم  مهر ماه 1386 خورشيدي

 

پاينده ايران

 

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 5:23 | |

                                     

 

پیام آذربایجانی_______________________________________  

                                     

 

                                        ملیت اهمدی نژاد و روز غودس

 

.                                                                     

 

دیشب که خبرها و گزارش های خبر گزاری های مختلف را بررسی میکردم ویدئو ها و گزارش ها مرا بر آن داشت تا با نوشتاری به تهلیل روز غودس و ملیت دولت مردان حکومت اسلامی بپردازم.

 

*براستی روز غودس  چرا و چگونه بوجود آمد؟

 

*هدف از راه پیمایی های روز غودس چیست؟

 

*افراد شرکت کننده در این راه پیمایی چه کسانی هستند؟

 

*این راه پیمایی ها که همه ساله برگزار میشود چه بازتابی در جهان داشته است؟

 

*آیا هدف از مراسم روز غودس صرفن دفاع از هقوق ملت ستمدیده و مظلوم میباشد؟

 

*ارتباط روز غودس با تازی پرستی و سخنان اخیر اهمدی نژاد  د ردانشگاه کلمبیا و سازمان ملل چیست؟

 

 

در ادامه به بررسی یکایک  سوال ها میپردازیم:


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:5 | |

 

اوست پایدار


 


     با اندوه فراوان با خبر شدیم ، بانو عشرت دستیار درگذشت ، مادری که فرزندانی میهن پرست چون زنده یاد دکتر همای دارابی را چنان پرورش داد تا سال ها مبارزه در راستای استقلال و آزادی ایران عزیز را در کنار همسر گرانقدرش دکتر منوچهر کیهانی در حزب ملت ایران پشت سر نهد و سرانجام با به آتش کشیدن خویش فریاد اعتراض خود را نسبت به نبود آزادی به گوش جهانیان رسانید .

  درگذشت این مادر ارجمند را به خانواده محترم  و تمام ایرانیان آزاده  به ویژه دکتر منوچهر کیهانی دل آرامی می گوییم .

 

حزب ملت ایران

 تهران 13 مهر ماه 1386

 

جناب دکتر منوچهر کیهانی

   

با اندوه فراوان درگذشت بانو عشرت دستیار مادر گرامی همسرتان زنده یاد دکتر هما دارابی را صمیمانه به جنابعالی و خانواده محترم دل آرامی می گوییم .

 

دکتر سعید آل آقا ، مهندس فریدون آقاسی ، فرزانه اسکندری ، نیره انصاری ، دکتر محمود امامی ، دکتر محمد ابوالحسنی ، عباس افخمی ، جمال اسکویی ، احمد انصاری ، مصطفی امامی ، مازیار اصلانی ، دکتر بهروز برومند ، مهندس فرامرز بیانی ، علی اشرف بنی عامریان ، علی اصغر بهنام ، مهدی بهشتی ، حسن پارسا ، تقی پارسا ، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلی نیشابوری ، دکتر ناصر تکمیل همایون ، محمد حسین ختنی فر ، حسین خشایار دوست ، خلیل خلیلی پور ، مهندس هوشنگ خیر اندیش ، ولی خالو نژاد ، محرم خلیل زادگان ، غلامرضا خوش خلق ، غلامحسین دهدشتی ، عباس دخانی ، داود درگاهی ، عبدالله دی ثنا ، مرتضی دادرسی فر ، منصور رسولی ، دکتر فاطمه رحمانی ، مهندس اشکان رضوی ، جهانگیر رضوی ، مهندس محمود زندیان ، خسرو سیف ، دکتر احمد ساعی ، مهرداد سید عسگری ، منصور سروش ، بدری سعیدی ، عباس سروعلیشاهی ، مهندس حسین شاه اویسی ، حسنعلی صارم کلالی ، دکتر سیاوش صحت ، مهوش صالحی ، مهندس نسرین صدری ، دکتر ابوالقاسم فروزان ، اسماعیل فاضل پور ، اسماعیل فراهانی ، دکتر مرتضی فیروزی ، امیر فتاحیه ، علیرضا فرهادی ، دکتر محمود قیصری ، علی اکبر کاشانی ، امیر کاویان ، محمود گرگین ، مهندس علی اصغر گلسرخی ، دکتر مهندس مهدی محمدی ، مهندس ایرج مومنی ، سیمین مخبر ، فرزین مخبر ، حمید رضا مسیبیان ، دکتر مصطفی ملاز ، زهره مجد زاده ، اسد موسوی ، فضل الله مشایخ ، سیاوش مقدم ، رشید مظفری سردشتی ، مهندس بهرام نمازی ، محمد  حسن نائینیان ، خسرو نجارزاده ، دکتر محمد وفایی ، حمید وحیدی منش ، لطف الله یوسف قهاری ، همایون هوشیار

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در پان ایرانیست خوزستان بخوانید:

 

                 کارگران،اعتصاب،تظاهرات،خوزستان،نیشکر،هفت تپه

 

                                    سرور عابدینی

                                       جانم فدای جوانان غیور این مرز و بوم

 

                              سرور ابوالفضل عابدینی افتخار پان ایرانیست

 

                            درخشید خورشید آزادگان********** ز بحرین تا آذرآبادگان

 

 

 

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:46 | |

::

آهاى با تو هستم دختر !

 

                                                                 

 

چند وقت است که تيتر روزنامه‏ها و اخبار سايت‏هاى داخلى و خارجى شدى. چند روزى است که همه، از اداره اماکن نيروى انتظامى گرفته تا تلويزيون هميشه در خواب، تا نمايندگان مجلس و حتا وزارت کشور، دربارهء تو حرف مى‏زنند، سوال و جواب مى‏کنند، بخشنامه صادر مي‏کنند، محاکمه‏ات مي‏کنند دختر. خودشان دفاع مي‏کنند، خودشان محکوم مي‏کنند و تو آن طرف همه اين معرکه‏ها، کنار يک ويترين مانتو فروشى که تصادفن! پشت ويترين نوشته: حراج، روياى آن مانتو صورتى کمرنگ را مي‏بينى که درست همرنگ کودکى ات است.


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 3:17 | |

 

به نام خداوند جان و خرد

 

کمونیست فرزند نامشروع صهیونیسم

 

 

(قسم اول)

 

نوشتاری از:م.م.بحری

 

تدوین وآماده سازی برای وبلاگ پان ایرانیست کرمان : بابک ایرانمنش

 

شاید آنهایی که  به دنبال آن هستند که پان ایرانیست را همیشه نقد کنند و ایراد تراشی کنند، نوشته فوق را جانب داری از حکومت و سیاست های رژیم بپندارند  و تبلیغها سرآوردن که  در فلان زمان، فلان پان ایرانیست با مقاله خود حرف فلان عامل رژیم را تائید نمود. اما باید گفت که نگاشتن این مقاله از سوی من، به این دلیل نبوده که در چند روز آینده روز قدس را پیش رو داریم و یا رئیس جمهوری به دنبال اثبات  دروغ هولوکاست است. بلکه هدف پرده برداری از یک دسیسه و دسایسی است که توسط یک توده افکار غلط و شیطانی شکل گرفته که کشور ما نیز از آنها در امان نمانده.

همانطور که خود مستحضر هستید، ایران، در اوایل قرن بیستم میلادی، با یکی از مکاتبی دست و پنجه نرم کرد که در پی آن بود که کشور ما را به واسطه دروغ های ساخته شده توسط عاملانش تجزیه کنند.

رویای تجزیه ایران  خواب را از چشم دول غربی و شرقی ربوده، و از مکاتب معروف و مشهوری که در این عمل شوم پیشگام بوداند، می توان به، مکتب کمونیستاشاره کرد که با هدفگیری مظلومترین قشر جامعه ، یعنی کارگران و کشاورزان، در پی برپایی جامعه به ظاهر مساوی بوده اند ، که خوشبختانه با روی کار آمدن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و آشنایی مردم جهان با افکار این مکتب پلید، دست ایشان برای بسیاری رو شد و طرز تفکر مارکسیستی و کمونیستی در بسیاری از کشورها مردود اعلام شد.

ما سعی داریم با بازخوانی یک پرونده پرده از یک تفکر پلید برداریم که نه تنها هدفی جز نابودی کشورها ندارد بلکه، همانند ویروسی می ماند که تمامی جهان را در بر گرفته و روز به روز به نفوذ خود می افزاید. هدف ما، پرده برداری از اعمال صهیونیسم و نقش ایشان در برپایی کمونیست است.

برای پرهیز از اطاله کلام به ذکر دلیل می پردازیم:

 


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:56 | |

 

 

ميزگرد بررسي و آسيب‌شناسي لايحه حمايت ازخانواده* مخالفان لايحه، آن را عقب‌گرد به 40 سال قبل مي‌دانند- اظهارات جلودارزاده، احمدي، اميني،بهروزي،وسمقي و مولاوردي / ایسنا

 

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اين‌كه تلاش كرده‌ايم تا لايحه حمايت از خانواده اصل هشتاد و پنجي نشود، گفت: ‌اگر لايحه در صحن علني مجلس بررسي شود، 300 نفر نماينده در معرض افكار عمومي هستند و بايد استدلالات محكمه پسند و خردمندانه براي اين مساله ارائه شود.

 

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سهيلا جلودارزاده در ميزگرد "بررسي و آسيب‌شناسي لايحه حمايت از خانواده" كه از سوي كميته امور زنان خانه احزاب ايران برگزار شد گفت: از ابتداي مجلس هفتم تا زمان تقديم لايحه، كميته‌اي در قوه قضاييه با نظر مستقيم رييس قوه قضاييه تشكيل شد تا لايحه حمايت از خانواده تدوين شود و ماده 23 جزو مواد اضافه شده از سوي دولت است.

 

وي با بيان اين كه در آيين دادرسي و قوانين دادگاه‌هاي خانواده كه درمجلس پنجم تصويب شد، در زمينه دادگاه‌هاي خانواده قوانين كافي براي قضاوت نداشتيم و سليقه‌يي عمل مي‌شد، گفت: برخي از قضات از قانون حمايت خانواده مصوب 53 استفاده مي‌كردند و برخي سليقه‌يي و بر اساس فتاوي مراجع تقليد خودشان قضاوت مي‌كردند و نياز به قانون جامع قابل انكار نيست.

 

جلودارزاده ماده 23 را خارج از توافق ميان مجلس و قوه قضاييه دانست و گفت: بر اساس آماري كه دريافت كرده‌ايم بيشترين درخواست طلاق به دليل ازدواج موقت و اعتياد است و واقعيت اين است كه در بسياري از مواقع ازدواج مجدد، مساله تامين خانواده اول را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

 

نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اين‌كه تعبير من اين است كه اين لايحه متلاشي كننده نظام خانواده است، گفت: با وضعيت اجرايي و حقوقي كه در ارتباط با زنان وجود دارد، يا بايد حذف شود يا در دستور كار مجلس قرار نگيرد.

 

جلودارزاده همچنين با تاكيد بر كار فرهنگي در اين زمينه افزود: اگر مردان ازدواج مجدد را در قالب شروط ضمن عقد همسر اطلاع دهند، هيچ ازدواجي صورت نخواهد گرفت
ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست سارا کلهر در 0:5 | |

 

پاينده ايران


جوانان آزاده و دموكرات را آزاد كنيد


بازداشت فعالين جوان و آزاده و دموكرات حقوق بشر كه ايثارگرانه از حقوق آزادگان دگرانديش از هر گروه و انديشه‌اي دفاع مي‌كردند و خواهان ايراني سربلند و دموكرات هستند را شديداً محكوم نموده و آزادي هر چه سريع‌تر سپيده پورآقايي، منصور فرجي، قاسم شيرزاديان، عباس خرسندي، ميثم رودكي و بهرام راسخي‌فر را خواهان است.


     پاينده ايران       

 حزب پان‌ايرانيست

 29/6/1386

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 19:21 | |

                    حسن ارک نشانه ی جاهلیت(۲)

 

                                      حسن ارک               

 

با گذشت بیش از 5 ماه که حسن ارک پس از نقد مصاحبه ی ایشان توسط تیم پانیرانیست کرمان(پیام آذربایجانی) عملا از صحنه خا رج شده بود  با به اتمام رسیدن فصل گرما و رکود دوباره ی بازار کیف و کفش با برگزاری مصاحبه ای ساختگی با یکی از عوامل تجزیه طلب قصد بازگشت به عرصه را دارد. در ادامه به نقد دومین مصاحبه ی دروغین ایشان میپردازیم :

 

حسن ارک در مصاحبه ی قبلی خود پس از آنکه نحوه ی گفتارو صحبت کردنش حتی توسط خود عوامل پان ترک به مسخره گرفته شده بود .در این مصاحبه تصمیم به صحبت کردن به زبان آذربایجانی با لهجه ی تبریزی گرفته بود و به جای تمرکز روی موضوع مصاحبه نهایت تلاش خود را به کار گرفت تا بجای استفاده از کلمات پارسی کلمات عثمانی و عربی را بکار گیرد که علیرغم تمام سعی و تلاشش باز در این زمینه ناموفق بود.


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 1:49 | |

 

 

            «ضرب و جرح ۱۵۰ کارگر در اهواز»

 

                                             

 

 

تجمع مسالمت آميز ۱۵۰ کارگر کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر که روز سه شنبه در اهواز برگزار شده بود، از سوی نيروی انتظامی با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله قرار گرفت و کارگران مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.

 

ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار، در مورد اعتراض کارگران و تجمع این روز به راديو فردا گفت:«از حدود يک سال و نيم پيش تاکنون، کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر به طور مکرر به استاندار خوزستان در خصوص راه اندازی مجدد کارخانه و پرداخت حقوق معوقه شان مراجعه کردند، اما متاسفانه به جز پرداخت يکی دو ماه حقوق و وعده رسيدگی به ابن مشکل و حل آن، پاسخ مناسبی دريافت نکردند.»

 

او اشاره کرد که «کارگران سه بار، از نوروز تا ارديبهشت ماه سال جاری، نيز در مقابل دفتر رياست جمهوری تجمع کردند، اما به جز برخورد شديد نيروی انتظامی، پاسخ ديگری دريافت نکردند.»

 

«باتوجه به پرداخت نشدن حقوق کارگران اين کارخانه در هفت ماه گذشته، مشکلات فراوانی برای آنان که اکثرا مستاجر هستند، به وجود آمده است. حتی ۱۱ نفر از آنان دچار بيماری های روحی شده و در آسايشگاه روانی بستری شده اند. در عين حال، برخی از آنان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند که منجر به طلاق شده است.»

یک روزنامه نگار در اهواز

 

به گفته آقای عابدينی، «کارگران در پی بی پاسخ ماندن درخواست هايشان و تشديد مشکلات زندگی شان، روز سه شنبه، چهارم مهر، دست به تجمع در مقابل استانداری خوزستان در شهر اهواز زدند و خواستار گفت و گو با استاندار و بيان خواسته هايشان شدند.»

وی درباره خواسته های کارگران گفت:«پرداخت حقوق هفت ماه معوقه، ارسال حق بيمه کارگران در همين مدت و راه اندازی کارخانه که صاحب آن به دليل بدهی های فراوان در خارج از ايران به سر می برد، از خواسته های آنان است.»

 

اين روزنامه نگار در پاسخ به اين پرسش که وضعيت زندگی کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر چگونه است، گفت: «باتوجه به پرداخت نشدن حقوق کارگران اين کارخانه در هفت ماه گذشته، مشکلات فراوانی برای آنان که اکثرا مستاجر هستند، به وجود آمده است. از جمله اينکه بر اساس آماری که در اختيار دارم، حتی ۱۱ نفر از آنان دچار بيماری های روحی شده و در آسايشگاه روانی بستری شده اند. در عين حال، برخی از آنان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند که منجر به طلاق شده است.»

 

او اضافه کرد:«مشکلات اقتصادی به شکلی است که بسياری از ۲۳۰ کارگراين کارخانه قادر به فرستادن فرزندان خود به مدرسه و دانشگاه  نيستند.»

ابوالفضل عابدينی همچنين اشاره کرد که «مشکلات کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر مانند مشکلاتی است که ديگر کارگران در بسياری از کارخانه های استان خوزستان و حتی ايران دارند» و افزود:«آقای احمدی نژاد که روز سه شنبه گفتند ملت ايران نگرانی ای از تحريم ندارند، بايد ابتدا، نگاهی به مشکلات کارگران بيندازند و بعد اين صحبت را بکنند، زيرا اين حرف مغاير واقعيت زندگی کارگران است.»

وی افزود:«کارگران ايران در شرايط بسيار بدی به سر می برند و از داشتن ابتدايی ترين حقوق اوليه خود محرومند.»

 

آقای عابدينی در پاسخ به اين پرسش که برخورد با کارگران در مقابل استانداری خوزستان چگونه بود، گفت: «کارگران تا ساعت ۱۱ در مقابل درب ورودی استانداری تجمع کردند و پس از آنکه ديدند حتی کسی از استانداری به نزد آنان نيامد تا به درد دل شان گوش کند، به سمت استانداری حرکت کردند که با برخورد شديدی مواجه شدند و با گاز اشک آور و باتوم مورد حمله قرار گرفتند.»

اين روزنامه نگار افزود:«در اين حمله، پنج تن از کارگران به شدت مضروب و به بيمارستان منتقل شدند.»

او با اشاره به حضور نيروهای امنيتی و لباس شخصی درمحل تجمع کارگران گفت که اين نيروها مانع حضور خبرنگاران در محل شدند

 

 

 

 

مصاحبه ی سرور عابدینی با رادیو فردا(500 کیلوبایت)

 

 

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 20:39 | |

                                               

 

 

25 سال پیش هنگامیکه صدام با خیال اینکه ایران بعد از از دست دادن بسیاری از فرماندهان خود تضعیف شده آرزوی دیرینه ی خود مبنی بر رهبری جهان عرب و تسلط بر خوزستان را عملی کرد.هرگز در خواب خود هم نمیتوانست تصور کند که ایران با تمامی ضعف هایش در آن برهه ی زمانی  8 سال در مقابل ارتش پیشرفته ی عراق که مرتبا توسط آمریکا و کشورهای غربی تقویت میشد ایستادگی و مقاومت کند.

فرزندان ایران زمین از وجب به وجب خاک کشورمان  با خون خود و با سپر کردن سینه ی خود در مقابل تجهیزات نظامی عراق محافظت کردند.

تیم پانیرانیست کرمان یاد و خاطره ی تمامی شهیدان و مبارزان راه وطن را گرامی می دارد.

در ادامه به مختصری از عملیاتهای شجاعانه دلیران ایران زمین و نحوه ی آزاد سازی خرمشهر و سایر قسمتهای اشغالی  در طول 8 سال جنگ میپردازیم:

 

                                                                   

 

 

«رهبري حزب بعث عراق، معتقد بود پس از سقوط شاه ، و خصوصا پس از تصفيه و پاكسازي ارتش ايران از نيروهاي زبده، اين نيرو به شدت ضعيف شده است
روزنامهء السفير مورخ 29 / 8 / 1989


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:40 | |

:: نوشته هاي پيشين
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول‌‌ وهابی‌ها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست و کاندیداهای انتخابات