
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پيامگير گرداننده
سه جزیره ![]()
گامی در افشای حزب توده (1) ![]()
گامی در افشای حزب توده (2) ![]()
جندالله بلوچستان ![]()
شير و خورشيد نشان ملي ![]()
حقوق دریایی ایران در دریای مازندران ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت اول) ![]()
رویای پان ترکیسم (قسمت دوم) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (1) ![]()
نقد مصاحبه حسن ارک (2) ![]()
دانلود کتابهای شادروان سید احمد کسروی تبریزی ![]()
کرمان شناسی ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (1) ![]()
کمونیسم فرزند نامشروع صهیونیسم (2) ![]()
عملیات کمان 99 ![]()
عملیات H3 ![]()
27 شهریور سالروز ورود جنگنده فانتوم به ایران ![]()
شهید عباس دوران ![]()
ّF-14 تامکت های ایرانی (قسمت اول) ![]()
تالش سرزمین اهورایی ![]()
مقالات حزب پان ایرانیست با ویرایش جدید ![]()
چهره های پنهان ![]()
مصاحبه سرور محسن پزشکپور با کیهان هوایی(1371) ![]()
حاكميت ملت،پيام پندار
حاكميت ملت شماره 109
حاکميت ملت شماره 108
حاکميت ملت شماره 107
حاکميت ملت شماره 106
حاکميت ملت شماره 105
حاکميت ملت شماره 104
حاکميت ملت شماره 103
حاکميت
ملت شماره 102
حاکميت
ملت شماره 101
حاکميت
ملت شماره 100
حاکميت
ملت شماره 98/99
حاکميت
ملت شماره 96/97
حاکميت
ملت شماره 93
حاکميت
ملت شماره 92
حاکميت
ملت شماره 91
حاکميت
ملت شماره 87/88
حاکميت
ملت شماره 83
حاکميت
ملت شماره 73/74
بیانیه پایگاه ستارخان پیرامون تخریب خانه سردار ملی ایران

**********************
بنام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
وادی ایرانزمین آکنده از نام ها و نشان هایی است که در درازای تاریخ همواره نجوای نام ایران را بر زبان داشته اند.
بیشک نام ستارخان آن رادمرد ایرانی نامی است به وسعت ایران و حفظ و حراست از نام و یاد دلاوریهای او بر همگان واجب است.
همان سان که کعبه زرتشت برای ما ایرانیان از اهمیت بسزایی برخوردار است خانه ستارخان نیز مامن و ماوای وطن پرستانی است که دل در گرو این سرزمین دارند.
پایگاه ستارخان اعتراض شدید خود را از عملکرد حاکمیت فرقه ای در تخریب خانه ستارخان بیان می دارد و خواستار توقف فوری این عمل بی شرمانه می باشد ومعتقد است که این مسئله جدا از جنبه تاریخی یک مسئله ملی محسوب می شود .پایگاه ستارخان با قاطعیت اعلام کند که هر سست بنایی که در آن جایگاه مقدس بنیان شود در آینده تخریب خواهد شد.
پایگاه ستارخان
۲۸/۰۶/۱۳۸۶
عکس سردار ملی در منزلش عکس منزل تخریب شده سردار ملی
ایرانی به هوش باش، که خامان با فرهنگ و تاریخ تو چه می کنند
بیانیه تیم پان ایرانیست کرمان، پیرامون تخریب خانه سردار ملی:

پاینده ایران
بدین وسیله تمامی اعضا و باشندگان ، پان ایرانیست شاخه کرمان، ناراحتی و تاسف خود را به خاطر تخریب خانه رادمرد ایران، سردار ملی، روح ایرانی ، ستارخان کبیر اعلام می دارند و از مسئولان سازمان میراث فرهنگی که امروزه دیگر این نام برای این سازمان شایسته نیست، خواستار جوابی روشن در این ضمینه است.
ای ایرانیان ، خواهران و برادران، ای هم میهنان، امروز اگر ما تیشه بر ریشه فرهنگ و آثار به جا مانده از بزرگانمان زنیم، آیا در برابر آیندگان و فرزندانمان مسئول نخواهیم بود؟
بدانید و آگاه باشید حرکتهای اینچنین ، راه را برای تخریب سایر آثار تمدن ایرانی هموار خواهد کرد. و خدایی ناکرده زمانی به خود می آییم که دیگر هیچ برایمان نگذاشته اند. و از زاری بر سر آنچه را که از دست دادیم دردی برای ما دوا نخواهد نمود.
پاینده ایران
تیم پان ایرانیست کـــرمان
ای ایرانی به میهنت بیاندیش
کجا رفت آن دانش و هوش ما ؟
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان؟
که از آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم که اینگونه گشتیم خار
خرد را فکندیم اینسان ز کار؟
نبود اینچنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی عرض داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بود آنکس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
***
به یزدان که هرگز جهان آفرین
نه با بنده ای مهر ورزد نه کین
ز نیک و بدت هر چه آید به سر
ز خود بین و از کرده خود شُمر
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که مارا روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چون ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
چو دانش پژوهنده بیند زیان
که بندد به دانش پژوهی میان
***
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم؟
بسوزد در آتش گرد جان و تن
به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگیست
دو صد بار مُردن به از زندگیست
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم
بیاریم آن آب رفته به جوی
مگر زان بیابیم باز آبروی
شود مردمی کیش و آیین ما
نگیرد خرد خُرده بر دین ما
***
سالگرد تجاوز تازیان به ملک اهورایی بعد از 1400 سال
آخرین نوشته های پان ایرانیست شاخه تبریز
طناب _ پان ایرانیست شاخه اورمیه
تخریب خانه سردار ملی ایران __ حماسه چالدران
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 17:2
|
|
27 شهریور ماه، سالروز ورود نخستین هواپیماهای F-4 فانتوم به خاک کشورمان را گرامی می داریم. در سال های جنگ تحمیلی، این رزمندگان سلحشور و فرزندان خاک ایران همیشه آباد بودند که از قطعه قطعه این خاک و این مرز و بوم با خونشان پاسداری کردند و هرگز اجازه ندادند که این سرزمین به قدم های منحوس و نفیر شوم دشمنان این آب و خاک آلوده شود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین و بالقوه ترین وزنه های دفاعی کشور در جنگ تحمیلی بود؛ صلابت و قدرت ایمان خلبانان و غیورمردان این نیروی پر ارزش بود که توانست با اتکاء بر بنیه دفاعی مشتمل بر هواپیماهای پیشرفته با آخرین تجهیزات نظامی روز بر دشمن پیروز شود و ضربات مهلکی را بر پیکره تنه توخالی نیروی متخاصم وارد آورد. یکی از مهم ترین و با اهمیت ترین هواپیماهای جنگنده ای که در جنگ هشت ساله توانایی های واقعی خود را به نمایش گذاشت و در رکاب خلبانان ایرانی به میدان نبرد شتافت، هواپیمای F-4 Phantom از مدل های D، E و R بود. به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای افسانه ای فانتوم به کشور عزیزمان و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس و یادآوری یاد و خاطره شهیدانی که در راه این کشور شربت شهادت نوشیدند، این ویژه نامه هواپیمای فانتوم به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد: 
ادامه نوشتار
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 21:29
|
|

بخش نخست
هر چند که از روی کریمان خجلیم، شک نیست که پرورده این آب و گلیم
بر روی زمین نیست چو کرمان جایی، کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:8
|
|
ديوارقزل ایلان دومين ديواربزرگ جهان
قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولانيترين اثر معماري ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخي قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي مازندران در خواجه نفس شروع و از شمال آققلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوههاي پيشكمر محو ميشود. در نوشتههاي تاريخي ، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعي در برابر بيابانگردان آسياي ميانه بوده به نامهاي سد سكندر ، سد انوشيروان ، سد فيروز ، ديوار دفاعي ناميدهاند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشتهاند
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:6
|
|
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:18
|
|
گفتگو حق انسانی من است و گریز از گفتگو شرط خرد نیست .
عرفان قانعی فرد
انعکاس دیدار با حسن زاده برایم جالب بود ؛ در شرح خاطره دیدارم اوردم کل ماجرا را و طرفه اینکه آنقدر مورد توجه قرار گرفت که شرح حواشی اش چهل من کاغذ می خواهد وکسانی که با نام مستعار نقد نوشتند و شهامت معرفی خویش را نداشتند فقط گویی مردانگی را در خنجر از قفا زدن می دانند ! . بهر حال دوستی نازنین دارم که در تاریخ شفاهی مرکز تاریخ معاصر ایران کار می کند . گاه به گاه با هم درباره کارهای همدیگر نظر می دهیم . یک بار به او گفتم که جمع آوری تاریخ شفاهی قومیت ها در ایران بسیار مشکل است ، او حرفم را چندان نپذیرفت ؛ تا انتشار کتاب آهنگ وفا ( گفتمان تاریخی – فرهنگی کردها ) که یکی نامه اختصاصی صارم الدین صادق وزیری به من را بدون اجازه انتشار داد و در کارم مشکل آفرید و عاقبتش عذرخواهی کرد ؛ که دیگر فایده ای برایم نداشت ؛ چون توهم و شایعه ای پیرامون گفتگویم با شیخ عزالدین و صارم الدین صادق وزیری ساخت که در میان کردها دهان به دهان گشت و سخت است پاک کردنش و خوشبختانه شیخ عزالدین حسینی و صادق وزیری در قید حیات مانده اند تا از چماق تهمت ها بجهم ؛ یا گفت و گویم با نشریه روژه ف کردهای دانشگاه تهران که حاصل، نوشتن چند نقد خام و غیر علمی که تراویدن سیاهی بود و بس ؛ که نمی دانستم به چه باید جواب بدهم و فقط برای حضرت منتقد شریف آرزوی موفقیت کردم !...و یا ادامه پروژه و سفرم به عراق ؛ و رسیدن صدها ایمیل و تلفن و پیام از 2 دانشجو پونه هند و لندن به کردستان عراق و تلاش نا جوانمردانه به سیاه کردنم و امید واهی به تهمت سازی ورزنده و بازجویی ناشیانه ؛ که جوابی به آن هجوهای بی سجایا ندادم ، یا درباره انتشار " یک خاطره ساده از حسن زاده " آنچنان الم شنگه ای در کردستان پدید آورد ؛ که همه دوستانم به این حرف ایمان آوردند . که "ما کردها هنوز اندر خم یک کوچه ایم ! "... اما موضوع تاریخ کردها آنچنان بکر و دست نخورده است که تا امروز نه مرکز اسنادی و نه آرشیویی درباره کردها وجود دارد ! و اگر یک محقق هم بخواهد در این زمینه کار کند باید پیه همه چیز را به تن خود بمالد ؛ از بدنامی و رسوایی و تهمت و پرونده سازی و جنجال تا زندان و دادگاهی . ناامید هم نباید شد بلکه هر روز باید با سماجت و امید کار کرد. هر چند که متاسفانه مانند چامسکی در آمریکا ، نمی توان در میان کردها ، نقدی نوشت و یا حتی مانند دکتر موحد و سرهنگ نجاتی به نوشتن تاریخ درباره کردها پرداخت.
بررسی این معضل شاید مربوط به تاریخ یا جامعه شناسی است ؛ اما به گمانم راز تاریخ از همه مهم تر و محترم تر است . و از این بابت خوشحالم که بسیاری از افراد دخیل در تاریخ کردها سخن گفتم و آنها هم مرا در ادامه این دغدغه ام – جمع آوری تاریخ سرزمین مادری ام – صادقانه یاری ام دادند ؛ ایمان دارم که سرانجام روزی این قدم نخستین درباره تاریخ شفاهی کردها ، دست مایه جوانانی دیگر می شود که تاریخ معاصر سرزمین مادری شان را بخوانند و بیاموزند و یا خود پژوهش های جدید بیاغازند . به قول هنری کسینجر " از فحش ها و بد و بیراهه گفتن ها هم می شود آموخت" ، بالاخره قدم اول را نهادن ، سخت است ولی روزی جواب خواهد داد که آن روز آزمون دیگر تاریخ است .. امیدوارم که در این مصاحبه ها فقط طرح سوال شده باشد و زمینه ای فراهم آمده باشد تا بیشتر بخوانیم و جستجو و کنکاش کنیم تا در سیاهی و ابهام و توهم و تعصب و جزم باوری و شخصیت پرستی ، قدم نزنیم و بیاموزیم که هنوز راهی بس دشوار برای پیمودن این سنگلاخ و گردابی چنین هایل ، در پیش است. تنها امیدم به تحصیلکردگان جوان و مستقل کرد است که با باور و اندیشه آزاد و آگاهی و همفکری ، از این تاریخ سیاه و پرغوغا ، درس بیاموزند و درست حرکت کنند تا دیگر توهینتی به هویتمان نشود و بیشتر از این در توهم نباشیم. احساسی برخورد کردن و ناسزا گفتن و فرمایش محفلی کردن و تهمت بستن کار هر مجنون خشک مغزی است ، اما اثر درست برجای نهادن و بارو افکندن کار بسیار مشکلی است ؛ جوانان تحصیلکرده و متخصص اگر برخلاف نسل قبلی ، برده مقام و قدرت و عنوان و منافع نشوند، و انرژی سازنده خود را صرف تنگ نظری و حسادت و نابخردی و رقابت منفی نکنند ، پیروز میدان خواهند بود و چشم و چراغ و زبان مردم خواهند شد . مردم جامعه هم سرانجام قضاوت ونقد و پذیش خود را خواهد کرد، فقط کمی زمان و اراده و باور به رشد می خواهد تا زحماتشان به بار بنشیند. [ درباره احزاب کردی در بخش پایانی توضیحی اورده ام که می شود به آن مراجعه کرد ]
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 22:54
|
|
چگونه فرمانده نظامی حکومت اسلامی خلیج فارس را خلیج عربی می نامد؟
یکی از فرماندهان نظامی حکومت اسلامی بنام روزبهانی در برنامه تلویزیونی که پیش تر ضبط شده بود ضمن شرح کشاف خود در دستگیری دختران و زنانی که به کشورهای حاشیه خلیج فارس قاچاق می شوند خلیج فارس را بک بار خلیج و بار دیگر خلیج عربی ذکر کرد. با توجه به تبلیغاتی که عوامل نظام مانند زیبا کلام از چندی پیش برای جا انداختن این نام در داخل میهن ما اغاز کرده اند این امر نمی تواند اشتباه باشد و بایستی عامدانه و عاملانه باشد تا از یک رسانه همگانی رسمی دولتی این نام پخش شود تا به صورت عادی در بیاید. فراموش نکنیم که این حکومت خواستار شرکت دراتحادیه عرب بوده است که عرب ها موافقت نکردند .
با توجه به این که خلیج فارس دریایی است که ایران را از طریق تنگه ی هرمز از طریق اقیانوس هند به سایر آب ها ارتباط می دهد از نظر نظامی و اقتصادی دارای اهمیت بسیار است و با جا انداختن نام جعلی خلیج عربی می توانند ایران را به حاشیه برانند.
در همه جای دنیا نظامیان اولین مدافعان تمامیت ارضی و آبروی کشورشان هستند بنابراین نمی توان تاسف خود را از کسانی مانند روزبهانی که به لباس نظامی در آمده و گوشت و پوستشان از ایران و از ملت ایران است و بایستی طبعا مدافع تمامیت ارضی و منافع ملی باشند تبدیل به غلامان حلقه به گوش خائنان به وطن شده اند ابراز نکرد.
برای دیدن وقاحت این تحفه های حکومت اسلامی به اینجا اشاره کنید
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 23:30
|
|
شکوه و عظمتی دیدنی را دگر باره پان ایرانیستها
آفریدند
روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم با شکوه و عظمت
برگزار گرديد.

جشن روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم امروز (پنج شنبه )۱۵ شهریور ۱۳۸۶ در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست در تهران با حضور سرور محسن پزشکپور و اعضای شورای عالي رهبری حزب پان ایرانیست و حضور مدعوین, میهمانان و پان ایرانیست ها از سراسر ایران برگزار گردید .در این جشن که با سرود ای ایران آغاز شد سروران سهراب اعظم زنگنه ,سرور جعفری,سرور کرمانی,سرور هومن اسکندری,سرور حجت کلاشی و سرور محسن پزشکپور نخستین سرباز و بنیانگذار مکتب پان ایرانیسم به ایراد سخنرانی پرداختند.
این مراسم همزمان در شهرهای خوزستان ,اروميه ,قزوين,اصفهان و در برون مرز (هلند,آلمان ,امريكا)برگزار گرديد.
حضور پرشور بانوان و جوانان در اين مراسم بسيار پررنگ تر از سال ها يپيشين بود.

گمان مبر كه به آخر رسيد كار مغان/ هزار باده ناخورده در رگ تاك است


عكسها و گزارشات تكميلي متعاقبا عرضه خواهد شد
گرامي باد روز بنياد مکتب پان ايرانيست
تيم پان ايرانيست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 1:18
|
|
عدالت اجتماعی چیست
و
آنچه عدالت اجتماعی نیست
مهندس حسین شاه اویسی
" آفتاب باش تا نتوانی بر کسی نتابی "
« زرتشت»
انسان های با شرف ، پاکان و نیکان و رهبران حقوق مدنی و اجتماعی در درازای تاریخ در پی گمشده ای که آن را عدالت نام گذاردند در تلاش و مبارزه ای بردوام با نا قضان عدالت و نیروهای ستایشگر تاریکی هر یک به شیوه ای به سر برده و چه جنگ ها و خونریزی ها بر سر استقرار حاکمیت آن بروز نکرده و چه انسانهای بزرگی ، جان شیرین بر سر آن نگذارده اند " که حفظ حقوق مردم را بالاترین و عالیترین قانون می دانستند ".
به راستی این عدالت چیست که عمر آخرین دوره این تلاش هابرای نیل به آن در کشور ما به یکصد و پنجاه سال می رسد و برای برپایی آن ، چه خون های گرانقدری داده شد و هنوز هم در جستجوی آنیم .
آنگاه که سخن از عدالت می رود ، آرزوی پایه های زیستی شرافتمندانه و انسانی به ذهن هر انسانی متبادر می شود که در آن حق تصمیم گیری ، حق داشتن سر پناه ، حق خوراک ، حق انتخاب شغل ، حق تعیین شکل زندگی ، حق بهداشت و آموزش بدون هر گونه تبعیض جنسیتی و قومی و از همه مهمتر ، حق داشتن آزادی گفتار و نوشتار و در یک کلام حق داشتن حاکمیتی مردم سالار و قانونمند و اما این عدالت اجتماعی در جوامع چگونه پا می گیرد؟ آنگاه که شهروندان در برابر قانون برابر باشند ، آقازاده و رعییت زاده ، خودی و غیر خودی در بین نباشد ، انسانها به خاطر داشتن اندیشه درجه بندی نشوند و هیچ گونه راه بندانی در اجرای عدالت در زمینه های اقتصادی ، فرهنگی ـ اجتماعی ، حقوقی ، جنسیتی و قومی وجود نداشته باشد به گونه ای که در کشور امکانات ، اطلاعات ، ثروت ، قدرت و معرفت در اختیار همگان آن هم براساس نیاز و ضرورت قرار گیرد ، مردم سالاری جایگزین الیگارشی گردد که بتوان از حقوق برابر ، از ضابطه و نه رابطه ، از حقوق شهروندی و نه وظیفه رعیتی سخن گفت که برای شماری به تعداد انگشتان دست از گرد راه رسیده ، زمینه آن چنان فراهم نباشد که منابع گسترده مالی و بالاترین امکانات ویژه خواری ( رانت خواری ) را در اختیار بگیرند و به سر کیسه کردن مردم محروم از زندگی ابتدایی بپردازند و همزمان میلیونها نفر از هم میهنانشان در ژرفای نداری ، بیکاری ، اعتیاد و بی فردایی به فساد و تباهی کشیده شوند و برای گذراندن زیستی در حد خط فقر به پست ترین کارها مجبور شوند .
در تعریف واژه عدالت می گویند :"آنگاه که هر کس و هر چیز در جای خودش قرار گیرد،عدالت مستقر می شود. " پس این عدالت اجتماعی نیست که گروهی ویژه با در اختیار داشتن دهها شغل و مقام تمامی مزیت های مادی جامعه را در اختیار گیرند و صدها هزار نفر از متخصصان و تحصیل کرده ها و فارغ التحصیلان دانشگاهی ولی بی پارتی یا بیکار و یا در نازلترین لایه های جامعه به زندگی بخور و نمیر ادامه دهند که تنها زنده بمانند. آیا قرار است از بد حادثه همه ملت به شغل های کاذب روی آورند ؟ یا دلال یا کارچاق کن شوند ؟ این عدالت که آن را از بنیادیترین بن پایه های باورهایمان می دانیم ، نیست که تعدادی در سایه رانت خواری نه شایستگی از درآمدهای چند میلیونی ماهانه برخوردار باشند ، در مقابل میلیونها نفر زیر خط فقر به سر برند و شرمنده زن و فرزند و خانواده .
این عدالت اجتماعی نیست که بیش از سی سال بیمه پرداخت کنی و اکنون حتی در بیمارستانهای دولتی با مشکل راه پیدا کنی و توان پرداخت هزینه های مداوای بسیاری از دردها همچون داروهای ضد سرطان را نداشته باشی و همزمان دیگرانی باشند با احترام و کبکبه و دبدبه در گران ترین بیمارستان های خصوصی پذیرایی شود ." که ملک با کفر می ماند ولی با ظلم هرگز" و همزمان باور داریم :" لیس للانسان الاماسعی" ( برای انسان چیزی جز نتیجه تلاشش نیست ) ولی در عمل زمینه ای فراهم شده است که تعدادی دلال و کارچاق کن و چاپلوس حق به ناحق کن ویژه خوار، در مدت بسیار کوتاه به ثروتهای سرسام آور برسند و پولهای این ملت را در بانک های خارجی سپرده گذاری کنند و پس از مدتی کسب اعتبار کرده ، از بانک های خارج وام کم بهره می گیرند و آن را در داخل کشور به ترفندهای مختلف در واقع نزول بدهند . کار بدستان به فریاد این ملت برسید ، پیش از آنکه نه تاک ماند نه تاک نشان . که این رفتار در عمل آبی است که به آسیاب بیگانه می ریزید و میهن را به خطر و بیگانگان را از این گونه حرکات شاد می کنید . آن هم در وضعی که متجاوزان شمالی و جنوبی اندیشه تسخیر ایران در سر می پرورانند و در حال برنامه ریزی و توطئه علیه تمامیت میهن مان هستند ، به هوش باشید ! دوستی آنها را که درلباس میش ظاهر شده اند ، باور نکنید که استعمارگران ، چون نیک نگری از یک قماشند ، همه آنها از نارضایتی و هرج و مرج داخلی و شعارهای تهی از عمل ما ، برای متحد کردن جهان خواران علیه ما بهره می گیرند. به راستی چرا اینان را با این گونه رفتارها، غیر مستقیم در راه رسیدن به امیال متجاوزانه شان یاری می دهید . آیا نباید با همبستگی صفوف داخلی را در سایه دادن حقوق قانونی و رفع نابرابری ها منسجم و ملک وملت را بیمه کرد . چه پرمعناست کلام علی (ع) اگر راهنمایمان باشد :" زکات توانایی ، دادگستری است " .آیا با بگیر و به بند ، بازداشت دانشجویان ، فرهنگیان، زنان ، کارگران و فعالان سیاسی و اقوام که زندگی آنها نمایانگر باور راستینشان به سربلندی ایران است و هدفی جز بهروزی ملت ، استقلال میهن و آزادی در سر ندارند به نتیجه می رسید ؟ چه اشکالی دارد اگر دست کم نیروهای مسالمت جو، اجازه اظهار نظر و اندیشه و بیان داشته باشند تا بیش از این در ورطه سقوط پیش نرویم و
بیش از این، غول بیابان به دنبال سرآب ، فریبمان ندهد.
از گرانی خبر ندارید ، از فرار مغزها ، از نرخ رشد روزافزون معتادان ، از رواج دروغ و سقوط ارزشهای اخلاقی، از بیکاری جوانان که ریشه تمام ناهنجاریهای اجتماعی است . نا بسامانی ها را نباید به زیر فرش جاروب کرد . آیا شک دارید که شمار زیادی از مدیران و کاربدستان ، عمده ترین عامل بروز این ناهنجاریها هستند . چه اگر قادر به برداشتن باری از دوش ملت بودند طی سال های گذشته گامی ریشه ای و رو به جلو در راستای اجرای عدالت که بنیادی ترین درمان درد جامعه امروز است بر می داشتند و روز به روز شکاف بین مردم از یک سو و ملت و دولت از دیگر سو عمیق تر نمی شد . باور کنید راه حل مشکلات ایران فشار بیشتر بر مردم نیست . باید متوجه بود که سرکوب نیروها و عناصر مسالمت جوی عدالت خواه جز اینکه دولت را بیش از پیش از متجاوزان به حقوق بشر در جهان معرفی کند و ایجاد همبستگی را مشکل تر سازد و جهان بیرون را علیه کشور یک صدا وبسیج کند، هیچ بهره ای ندارد ؟ آیا با ابراز خشونت و بگیر و به بند از تهدید خارجی و توطئه آنها کاسته خواهد شد؟ یا به عکس؟ تاریخ می گوید ار 21 تمدن بزرگ جهان 19 تمدن در اثر ناهنجاریهای داخلی رو به اضمحلال رفته اند . زور راه حل معضلات جامعه نیست تنها خرد جمعی است که می تواند جامعه را از بن بست رهایی بخشد .
بکوشید و در راستای استقرار عدالت تلاش کنید . رسیدن به جامعه ای عادلانه میسر نمی شود مگر زمینه های بی عدالتی که مهمترین آن تبعیض و خودی و غیرخودی بودن هاست را از میان بردارید ، که افلاتون می گوید :
" فقط عدالت است که می تواند موجد خوشبختی شود ."
پاینده ایران
حسین شاه اویسی
تهران 20 تیر ماه 1386 خورشیدی
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 7:31
|
|
میراث پان عربیسم
کاوه فرخ(کانادا)
ترجمه بیگدلی خمسه
برگرفته از اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره 209-210
اندک شمارند ایرانیان (یا غربی هایی) که نام ناسیونالیست های پان عرب مانند ساطع الحصری، سامی شوکت، میشل عفلق یا خیرالله طلفاح را شنیده اند. نوع ناسیونالیسم عربی اینان به همان اندازه ضد غربی است که ضد ایرانی. فلسفه این افراد در الهام بخشیدن به نسل هایی از رهبران عرب ، چون عبد الناصر ، منادی پر حرارت تغییر نام خلیج فارس ، یا صدام حسین که عرب گرایی خود را با سفاکی نسبت به ایرانیان (کردها ، فارس ها و ...) اثبات می کرد، تاثیر فراوان داشته است.

پیش از ورود به مبحث نسبتا مفصل پان عربیسم و شووئنیسم عربی ، اجازه دهید ما(ایرانی ها) به یاد آوریم که خود نیز نارسایی عایی داریم و بی عیب و نقص نیستیم. در واقع ، من پیوسته نظر شماری از ایرانیان نسبت به اعراب را ناخوشایند و غیر منصافه دیده ام. با این همه ، نگرش ها و کارهای دشمنانه ضد ایرانی پان عربیست عا را نیز تکان دهنده یافته ام.(برخی از این نکات را در این مقاله خواهید خواند.) لطفا به هنگام خواندن این مقاله احساسات خود را با توجه به این نکته تعدیل کنید که برخی از ما ایرانیان هم گاه با ابزار تعابیر فرهنگی به گونه ای آزارنده شووینیست هستیم. بی گمان همه ایرانی ها از هر گروه ؛ از گذاشته شدن نام مجعول بر خلیج فارس احساس وهن می کنند، چه رسد به تلاش پان عربیست ها برای دامن زدن به آنش نژاد پرستی عربی بر ضد ایرانیان ، باید میان کسانی که جهل و نفرت می پراکنند و اعراب به طور عام، که به عقیده (و بر اساس تجربه شخصی) من ، مهربان ، شفیق ، باهوش و با استعدادند ، تمایزی بارز قائل شد.
برای درک پان عربیست ها، افکندن نگاهی کوتاه به تاریخ و خاستگاه این جنبش و خطری که از ناحیه این ذهنیت ، پیوسته متوجه صلح و ثبات بین المللی است، ضرورت دارد. ساطع حُصری ، در کنار دیگر متفکران پا عرب، چون میشل عقلق ، هویت امروزین پان عربیستی در سده بیستم را شالوده ریزی کرد. بدبختانه، شیوه تفکر پان عربیستی، مانند دیگر فلسفه های شووئنیستی، همچون نازیسم، پان ترکیسم، پان فارسی، نوردیسیم، ناگزیر به خشونت و برخود - و در این مورد، ضدیت با غربی ها و ایرانیان – می انجامد.
اسامه بن لادن در واقع آخرین فرآوده چنین پان عربیسمی است. تنها تفاوت بن لادن و پان عربیست های پیشین، چ.م جمال عبدالناصر و صدام حسین ، دراین است که بن لادن آشکارا از معنویت دین اسلام برای پیشبرد هرچه بیشتر پندار امپریالیسم پان عربیستی خود بهره برداری می کند.
در سطح عام، بسیاری از اعراب ایرانیان را به علت خدمات شان به تمدن غربی و اسلامی می ستایند و محترم می شمارند. همین اعراب پیوسته از رجز خوانی ضد ایرانی پان عربیستها ناخشنودند. نمونه کاملی از این ناخوشنودی، پیام هایی است که به صورت رایانامه از کشورهای عربی در محکوم شمردن اقدام نشریه نشنال جئوگرافیک در کاربرد اصطلاح مجعول برای خلیج فارس فرستاده شده است. به دو نمونه که در روزنامه ایرانی محلی پیوند در ونکوور آمده است توجه کنید:
((من عربی از امارات هستم، پدر و پدربزرگ من هنوز اینجا را خلیج الفارس می نامند...)) چرا برخی کسان می خواهند ما و ایرانی ها همیشه دشمن باشیم؟))
((من عربی کویتی هستم. می پذیرم فارس باید پارسی باقی بماند.))
پان عربیسم تنه به منزله آرمان ایجاد یک ابر کشور یکپارچه عربی تبیین می شود. این جنبش در شورش اعراب در برابر حکومت ترکان عثمانی ، در جنگ جهانی اول، ریشه دارد. عوامل اطلاعاتی بریتانیا، که تامش ادوارد لارنش (1935 -1888) ((لارسن عربستان)) یا (( اللارنس)) مظهر مجسم آنهاست، با وعده ایجاد ابر کشوری عربی در گستره ای از خلیج فارس تا آبراه سوئز (و فراسوی آن) اعراب را بر ترک ها شوراندند. شورش اعراب، شورشی ضد ایرانی نبود، بلکه نهضتی بود استقلال طلبانه که خواست و هدفش بکسره صدت با فرمانروایی ترکان عثمانی بود.
شورش پان عربی نخست در حجاز پا گرفت. خانه بعدی پان عربیسم ، دمشق در سوریه بود، و روز سوم اکتبر 1918 با ورود پیروزمندانه رزمندگان عرب به این شهر باستانی ، حکومت ترک ها به گونه ای تراژیک پایان گرفت. اما اعراب به تلحی نومید شدند. بریتانیا و فرانسه که از اعراب استفاده کرده(یا فریبشان داده بودند) از مستملکات عربی امپراتوری عثمانی چند کشور مانند سوریه و لبنان (به تحت الحمایگی فرانسه) تراشیدند. و فلسطین، اردن و عراق زیر قیومیت بریتانیا درآمد. فیصل ، از قهرمانان قیام اعراب ، در سوریه (نبرد میسلون) از فرانسه شکست خورد ، اما بریتانیا جبران مافات کرد و او را به شاهی کشور نوپای عراق گمارد. تولد ناسیونالیست (مدرن) عربی را باید پیامد همین رویداد ها، یعنی ایجاد کشورهای عربی مجزا، به دست فرانسه و بریتانیا دانست.، اعراب احساس کردند از آنها سوء استفاده شده است و فریب خورده ند، احساسی که نزدک به 90 سال است بر ضمیرشان سایه افکنده است.
در 1932 ، جامعه ملل استقلال دولت عراق را به رسمیت شناخت ، اما سوریه و فلسطین و لبنان تا دهه 1940 همچنان زیر فرمانروایی فرانسه بودند. کسانی چون میشل عقلق اثرات حکومت فرانسه را از نزدیک دریافتند.
نخستین ناسیونالیست های عرب، که بیتر تبار فلسطینی و سوری داشتند، فلسفه خود را در بغداد پایه گذاری کردند، چهره های برجسته این فلسفه کسانی چون حاج امین الحسینی (مفتی اورشلیم) و ناسیونالیت هایی مانند شکری القوتلی و جمیل مَردَم ؛ همه اینان به علت گرایش به سرنگون کردن حکومت بریتانیا و فرانسه، تبعید شده بودند. از میان عراقی ها رشید عالی ]گیلانی.م[ به سبب کودتای 1941 به طرفداری از آلمان به امید بیرون راندن بریتانیا ، نزد همه اعراب معروف است. در سوریه ، نظریه پردازانی از قبیل میشل عفلق (مسیحی) و صلاح الدین البیطار ، بنیان گذار جنبش های بعثی امروزی شدند.
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 4:20
|
|
رویای پان ترکیسم
نبی اله روحی
تهیه و تنظیم برای تارنمای پان ایرانیست کرمان از دکتر پیام آذربایجانی

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 9:28
|
|
جستاری کوتاه در تاریخ موجودیت کردان
و نقش آنها در پایداری و استقلال ایران

زخود رمیده چه داند، نوای من ز کجاست
جهان او دگر است و جهان من دگرست
(اقبال)
مهندس حسین شاه اویسی
آنچه در این نوشتار بسیار مجمل می آید، واقعیت های مستند تاریخی است، تلاشی است در برابر اندیشه های کسانی که در درون خویشتن خویش دربدرمانده، هم آوا با بنیادهای آمریکایی ساخته ، به جان تار و پود هستی ماندگار این سرزمین افتاده و می گویند : « " ایران " تنها یک واژه است که از روزگار پهلوی به این سرزمین تحمیل شده ؟! و یا " فارس ها " سرزمین های دیگر ملتهای ستمدیده را اشغال کرده اند ؟! پس کردها ، بلوچ ها ، عربها و ... باید جدا شوند؟ چه استدلال بی پایه ای ( خود گویی ! خودخندی عجب ... »
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 5:15
|
|

برای ذخیره نسکهای ارزشمند شادروان احمد کسروی بر روی نام نسک مورد نظر اشاره فرمایید
آذری باستان یا زبان باستان آذربایجان تاریخچه شیر و خورشید
بهایی گری (قسمت اول) بهایی گری (قسمت دوم)
فرهنگ است یا نیرنگ؟ پیرامون خرد
سرنوشت ایران چه خواهد بود ؟ صوفیگری
واژه نامه زبان پاک خواهران و دختران ما
ده سال در عدلیه حاجی های انباردار چه دینی دارند؟
در پاسخ بدخواهان امروز چاره چیست؟
چرا از عدلیه بیرون آمدم؟ دادگاه
در راه سیاستدولت به ما پاسخ دهد فرهنگ چیست؟
حافظ چه می گوید؟ کار، پیشه ، پول
پاکخوی پیام به دانشمندان اروپا و آمریکا
ورجاوند بنیاد (کتابی سرآپا آمیغ ها سراپا پاکی)
زندگانی من (احمد کسروی از زبان احمد کسروی)
کسروی و برخورد فرهنگی شرق با غرب (نوشته محمد علی جزایری)
تارنمای احمد کسروی: www.kasravi.info
تذکر: در صورت بروز مشکل و بسته شدن مسیرهای ذخیره کتاب مورد نظر، در ساعاتی دیگر برای ذخیره سازی مراجعه فرمایید.
پاینده ایران
باهماد پان ایرانیست کرمان
[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 2:9
|
|
به نام خداوند جان و خرد
عراق سرزميني عربي نيست آن سرزمين به كردها، شيعيان و ديگر ايرانيان و اقليتي از اعراب تعلق دارد
اعلام عربي بودن سرزمين عراق سلب حق اكثريت غيرعرب آن سرزمين است
ائتلاف جديد و گستردهي شيعيان و كردها در عراق فرخنده باد
حزب پانايرانيست از تحكيم دوبارهي اتحاد و همكاري احزاب كردي و شيعي در عراق عميقاً استقبال ميكند و شادمان است كه وابستگان فرهنگي و قومي ملت بزرگ ايران يعني كردها و شيعيان كه اكثريت قاطع سكنهي ميانرودان را تشكيل ميدهند در مسير درست، حسابشده و آرمانخواهانه به حركت خود ادامه خواهندداد، پيوند ميان كردها و شيعيان به معني درك صحيح رهبران احزاب مزبور از مصالح عاليهي مردمان خود و واقعيتهاي تاريخي و فرهنگي منطقه است.
بدون ترديد رفاه، امنيت و سربلندي مردم عراق جز در سايهي اتحاد و يگانگي كردها و شيعيان و بهويژه در پيوند با ملت بزرگ ايران تعمين نخواهد شد.
حزب پانايرانيست به مناسبت اين پيوند مبارك به همهي رهبران و رهروان احزاب كردي و شيعي عراق درود ميفرستد و بهروزي همهي وابستگان به ملت بزرگ ايران و مردم عراق را آرزو دارد.
پاينده ايران حزب پانايرانيست
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 0:2
|
|
به نام خداوند جان و خرد

اعلام انزجار حزب پانايرانيست
از بمبگذاري ضدانساني در شهرك سنجار
همميهنان و انسانهاي مبارز و حقطلب
با نهايت تأسف كشتار مردم بيگناه عراق هر روز ادامه دارد و ملت ايران مرتباً در سوگ وابستگان فرهنگي و خوني خويش ـ شيعه و كرد ـ داغدار است. فاجعة دردناك شهرك سنجار در نزديكي موصل كه صدها كشته و مجروح به جاي گذاشته غم ديگري است بر غمهاي مردم عراق و ملت ايران و همة آزادگان جهان بشري!
حزب پانايرانيست كه همواره مدافع حقوق حقة كردها و شيعيان عراق ميبوده ضمن تسليتگويي اين ضايعة بزرگ به جامعة بشري، آن را بهعنوان اقدامي ضدانساني محكوم مينمايد و همة مردم عراق را از كرد و شيعه و اهل تسنن، به وفاق حول محور منافع دستهجمعي و مردمي و بر اساس احترام به حقوق انساني و اخلاقي و تاريخي همة ساكنين آن سرزمين فرا ميخواند.
پاينده ايران حزب پانايرانيست
[+]
نوشته شده به دست پیام آذربایجانی در 23:59
|
رویای پان ترکیسم
نبی اله روحی
تهیه و تنظیم برای تارنمای پان ایرانیست کرمان از دکتر پیام آذربایجانی

[+]
نوشته شده به دست بابک ایرانمنش در 3:0
|
|
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:منافع ملی قربانی سیاست"روسیه محوری"در روابط خارجی
پرتاب کفش به سوی کروبی:
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد.
فعالیت گسترده فرهنگی در جنوب ایران با پول وهابیها
عکس روی جلد مجله تایمز از مقاومت های مردمی پس از انتخابات:
گفتگوی سرور مهندس کرمانی با خانم آرمیده در صدای آمریکا:
تصاویری از سرور حسین شهریاری در زندان و بیدادگاه رژیم:
وقتی کیهان اعتراف می کند:
نقشه ننگین سعودی ها برای حذف زبان فارسی:
رنجهای ابوالفضل جوان:
من هنوز یک انسانم:
قدردانی فلسطینی ها از ایران!!:
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت سرور حسین شهریاری:
دستگیری حسین شهریاری؛ فعال سیاسی سالخورده :
توهین روزنامه کیهان به ملت و کشور ایران به بهانه نقد جنبش مردمی سبز:
بیانیه حزب پان ایرانیست در رابطه با دریای مازندران:
خواهیم ایستاد:
مشکاتیان ساز مرگ را نواخت:
گزارش و تصاویر شصت و دومین سالگرد روز بنیاد پان ایرانیسم – تهران 1388
چند پرسش از بازداشت کنندگان( آرش کیخسروی)
دو بیانیه های حزب پان ایرانیست پیرامون وضعیت ابوالفضل عابدینی و فضای امنیتی اخیر
اطلاعيه مطبوعاتي - نگراني از تداوم بازداشت ابوالفضل عابديني
رنجنامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
هومن اسکندری و ابوالفضل عابدینی بازداشت شدند
بیانیه سازمان جوانان و حزب پان ایرانیست پیرامون وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی